طنز – ۰۳

تو دسشویی عمومی کاغذ زده بودن که آب قطع است یکی با خودکار زیرش نوشته بود دیگه دیره خیلی دیره !!تو دوران ابتدایی هر کی اول از سر جلسه امتحان پا میشد بیست میشد. اما تو دانشگاه هر کی اول پا شد،یعنی بدجور گند زده.تو زندگی روزی میرسه که پول …

ادامه نوشته »

طنز – ۰۲

از شب تا صبح خواب ندارم از صدای خروپفت ولی خدا را شکر می کنم که هستی و در کنارم نفس می کشی شوهر عزیزماز شرکت رانی خواهشمندم یه در هم زیر قوطی بذاره واسه راحت تر خوردن اون تیکه آخرش با تشکراز صبح تا الان(شبه الان) دارم با خودم …

ادامه نوشته »

عارفانه – ۲

خدایا گیر کردم بین گناه کردن و نکردن گناه کنم جواب عقل داده ام و گناه نکنم جواب دل داده ام چه دنیای برعکسی شده است این روزها……خدایا! تو اصل بودن من هستی و تمام قانون زندگی ام و من به قانون تو زنده ام.خدایا! دست پرامده ام دستى پرازگناه… …

ادامه نوشته »

عارفانه – ۱

آرزوهایت را در آسمان بجوی! محبوبت آن را به تو خواهد داد…!اگربجای هردعایی که کردم یک قدم برمیداشتم الان درکنار خدا بودم..!باور کن ، اگه اینقدر که بیاد مخاطب خاصت هستی ، بیاد خدا بودی الان ۳ دنگ بهشت مال خودت بود .به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی …

ادامه نوشته »

سخن مشاهیر – ۳

یادمان باشد شایدشبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشود، پس به امید فرداها محبتها یمان را ذخیره نکنیم. (کورش بزرگ)یادمان باشد که زمان ما محدود است…. پس زمانمان را با زندگی گردن در زندگی دیگران هدر ندهیم! استیو جابزیه لبخند ساده بسیار بهتر از یه لباس گران …

ادامه نوشته »

سخن مشاهیر – ۲

دست در دهان مار کردن, بهتر از آنست که از تازه به دوران رسیده چیزی بخواهی "امام حسین (ع) "دست یافتن به رویایت خیلی سخت نیست دوست عزیز. به قول استاد قمیشی :تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا…!دستانی که کمک می کنند پاکتر از دست هایی هستند که …

ادامه نوشته »

سخن مشاهیر – ۱

بهترین روش درمان خشم، به تاخیر انداختن است.((سنکا))بودن با کسی که دوسش نداری و نبودن با کسی که دوسش داری هر دو رنج است پس اگر همچون خود نیافتی مثل خدا تنها باش… *کورش کبیر*بیا قسم بخوریم که دیگه قسم نخوریم (محمدرضا فروتن – متولد ماه مهر)بیش از هر چیزی …

ادامه نوشته »

حکیمانه – ۲۷

چه دنیای ساکتی دیگر صدای تپش قلبها غوغا نمیکند بی گمان همه شکسته اندچه دوستی پاکی دارندکفشها، هر کدام که گم شود دیگری را آواره خود میسازد!چه دیر می فهمیم زندگی همان روزهایی بود که سپری شدنش را آرزو می کردیم.چه راحت نوشتیم "بابا نان داد" بی آنکه بدانیم بابا …

ادامه نوشته »

حکیمانه – ۲۶

چرا تا شکفتم…؟ چرا تا تو را داغ بودم،نگفتم؟ چرا بی هوا سرد شد باد؟ چرا از دهن حرفهای من افتاد؟؟؟؟چراااااااچرا دنیا پره از حادثه های وارونه عاشق یکی میشی که عاشقی نمی دونه…چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟ مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟ منم بگم دیوونشم . …

ادامه نوشته »

حکیمانه – ۲۵

من از خدا هم برای شادیها وهم برای غمها سپاسگذاری میکنم .اگر ادم هیچ غمی نداشته باشه هیچ وقت درک نمیکنه که شادی چقدر خوب است.من از لمس یک برگ به حقیقت جنگل پی بردم و از یک حس دوست داشتن به عظمت خدا رسیدممن از مرگ ماهی ها میترسم …

ادامه نوشته »