آموزش وردپرس
خانه / عاشقانه / عاشقانه – ۱۷

عاشقانه – ۱۷

اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !!! “دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیایی

اینجا هم شب است اما خیال بودنت تمام رخت خوابم را ستاره باران کرده…….. کاش میدانستی و می آمدی………………….. تقدیم به بهترینم………..
اینجا که سنگ روی سنگ بند نمیشود… من سنگ تورا به سینه میزنم…
اینجا گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفتن!!! به جای اینکه گوسفند بدرند به نی چوبان گوش میدهند وگریه میکنند…
اینجا
بجز دوری تو
چیزی به من نزدیک نیست…
اینجا، عشق قندیل می بندَد، با این واژه های یَخ زَده! نگفته بودی دَمای نبودَنت زیر ِ صفر است
اینجا، لیلا دلش تنگ شده،
مجنون نیستی!
اما برگرد…..
اینجازمین است، دل عجب موجودسخت جانی است! هزاربار تنگ میشود، میشکند، میسوزد، میمیرد و بازهم می تپد
اینجاصدای پا زیادشنیده میشود اماهیچکدام تو نیستی…
دلم راخوش کرده ام به این فکر که شاید پابرهنه بیایی…‎
اینخونه بیتوخونه نیس قبره، این چشم بیتوچشم نیس، ابره، میمیرم ازعشق تومیدونم، تنهاعلاج عاشقی صبره
اینقد دوستت دارم که… حتی فکر بدون تو بودن اشکمو در میاره… قلبمو میرنجونه.. کاش همبشه باشی.. عشق من.. آرامشم..
اینقد ورق های زندگیم رابهم نریز، "حکم" همان "دل" است که برای تومی تپد..
اینقدر به عکسم خیره شو تا دق کنی
شبارو رو بعد از این باید هق هق کنی
من که ازت دل کندمو رفتم رفیق
شاید بتونی عکسمو عاشق کنی
اینقدر حرفامو خوردم، دلم از دستت پُره
میرم و عاشق میشم؛ شاید بهت بر بخوره
اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود
اینقدر ورقهای زندگیم را به هم نریز حکم همان دل است که برایت میتپد
اینقدر که گیج میزنم بعد از تو
خود را به خلیج میزنم بعد از تو
تو جام شراب میزنی بعد از من
من آب هویج میزنم بعد از تو
اینقدر… ورق های زندگیم را…
بهم نریز…!
حکم… همان دل است…
اینقده قشنگه، عاشق کسی باشی که روحشم خبر نداشته باشه!!!
خیلی شیرینه که یواشکی عاشقانه نگاهش کنی و
توی دلت بگی خیلی دوستت دارم…..!!
اینو بدون که :بدون من هوا سرده الان گرمی نمی فهمی!
اینو خوب بخون، ببین خاطراتت زنده میشه:
من خیلی غصه دارم/هیچ مونسی ندارم/تو اسمون ستارس/حتی اونم نداااااااااارم
اینکه تو اوج کریه و وسط مشکلات بخندم معجزس که قلقش فقط دست خودته
اینکه تو با دیگری باشی و من با خیال تو…
صد شرف دارد به اینکه…
من با تو باشم و تو به فکر دیگری…!!! ♥
اینکه درآنجا جا خوش کرده ای
دل است نه شهربازی…
باورکن تاب بازی ندارد….
اینکه من میکشم "درد" بی توبودن نیست!
"تاوان" با توبودن است!
اینکه هنوز نگرانت میشم، نگرانم مى کنه.. :- (
اینکه یه نفر بهت بگه “مواظب خودت باش” حس خوبی داره اما بهتر از اون وقتی هستش که یه نفر بهت میگه “نگران نباش من باهاتم”.
اینگونه عادلانه نیست! چشمانت رازمین بگذاربیأدست خالی بجنگیم!
با عشق به من خیانت کردی/دل دادم و تو رد امانت کردی
رفتی و چه آسوده ز من دل کندی/هردو قلمت خرد اگر برگردی
با عشق تو بر باد رفت
آن آبروی مختصر
من روح بارانم ببین
چون عشق تقدیر من است….. ♥
با عشق گریه کن ولی کسی را با عشق به گریه ننداز، با عشق بازی کن ولی کسی را با عشق بازی ننداز
با مامور سرشماری دست به یقه شدم نامرد تو را یک نفر حساب کرد، دنیای من
با مداد کودکی ام مینویسم "دلتنگم"چون هیچگاه حس کودکی دروغ نمی‌گوید…
با من بمان————–نترس————–من دست اتفاق ها را میگیرم ک نیوفتد
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق.. که برای رسوایی دنبال بهونه ام……… *****
با من تنها غریبی, آشنای دیگران
کاش من هم لحظه ای بودم به جای دیگران…
با من رفت و آمد نکن
رفتن فعل قشنگی نیست…
با من فقط راه بیا
با من غریبگی نکن با من که درگیره توام چشماتو از من برندار من مات تصویر توام…
با من
رفت و آمد نکن
"رفتن"
فعل قشنگی نیست
با من
فقط راه بیا!
با نگاهش، می بردم در برکه ی راز
خلوتی مانده از آن صد گل ناز
رخت بر بسته نیلوفر وعطر گل مریم
سنگ ماند ه و،، فرهاد،، و، راز و نیاز
با هر یه پلک زدن تو من نفس میکشم پس به کسی خیره نشو که من خفه میشم
با هم باشیم سه تا میشیم
من و تو و شادی
از هم جدا شیم چهار تا میشیم
تو و تنهایی
من و خاطره…
با هم که قدم میزنیم…. حسودی اش میشود آفتاب. چرا که هیچگاه قدم نزده است با ماه! اما من… با ماه زندگی ام قدم زده ام….
با همه چشم انتظاری با پیامت دلخوشم
ای قرار بی قراری، ساحل آرامشم..
گاه گاهی سر بزن در خلوت تنهاهییم
تا ببینی در فراغت من چه رنجی میکشم
با همه چیز کنار آمده ام؛
جز باورِ جمله ی آخرِ تو که:
" چیزی بینمان نبوده "…!!!‬
با همیم اما این رسیدن نیست
اون که دنیامه عاشقه من نیست
با همیم اما پیش هم سردیم
این یه تقدیره، این که همدردیم
(خواجه امیری)
با پاسخ من معلمان آشفتند…
ازحنجرشان هرچه درآمد گفتند…
اما به خدا هنوز هم معتقدم…
از جاذبه ی تو سیب ها می افتند…
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ى من ثبت میشود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو
با چشمان تو مرا به الماس ستارگان
نیازی نیست
این را به آسمان نیز بگو….
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنابه تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت برگرداند.
با کلمه ها حرف میزنم، سربسرشان می گذارم، دورشان می زنم، اما چیزی نیست که از راز تو چیزی بمن بگویند….
با گرگها گشتیم، با ببر ها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم
و شب را با کفتار ها در بیابان خوابیدیم و عاقبت، خود شکار "خرگوش" ها شدیم!
با گریه داشتم از عشقم دور میشدم اونم برا همیشه چه لحظه ی سنگینی بود! حتی کوله بارم که اومدنی پربود از شورو شادی و برگشتنی خالی اونم به زور پشت سرم میکشیدم.
با یه چشمک با یه حرف عاشقونه
منو خام کردی و رفتی……
بایه بوسه بایه بوسه بی بهونه
زیر حرفات زدی رفتی……..
باارزش ترین هادرزندگی این نیست که چه چیزداریم بلکه این است که چه کسانی راداریم….. وجودت راسپاس‎; -) ‎
بااینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم میبینم سرجاتی‎; -) ‎
باباخرابتیم بذارهرکی ازکنارما رد شد بگه این خراب شده ماله کیه.
باباران مسابقه دادم او بارید من گریه کردم او دلتنگ خورشید بود و من دلتنگ توی دوست
بابالنگ دراز عزیزم، تمام دلخوشی دنیای من این است ک ندانی و دوستت بدارم!
اگر بفهمی، میرانی ام وچیزی درون دلم فرو می ریزد، چیزی شبیه غرور!
بابام گفت عشق کشکه. من هم گفتم زندگی آش هست بدون کشک هم مزه نداره
بابای من از وقتی این سریال مادرانه رو میبینه روزی صدبارمیره کنارخواهرم میشینه بوسش میکنه ومیگه دخترم دوست دارم…………:|
باتمام بی کسی هایم، یکی رادارم هنوز…
باتمام وجود گناه کردیم, نه نعمتهایش راگرفت نه گناه ما را فاش کرد. اگراطاعتش کنیم چه میشود…؟؟!!!
باتو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت منو از یادت نبرده.
باتوزندگی برایم نوشته میشود.
باتوبه اوج میرسم.
باتوخاهم پرید.
این توهم نیست! یک احساس پاک عاشقانست.
پس مرادریاب…
باحالی۱۰خوشگلی۲۰خوشتیپی۳۰
بامرامی۴۰نوکرتیم۵۰چاکرتیم۶۰
میخوامت۷۰دوست دارم۸۰عاشقتم۹۰
سرکاری۱۰۰
باختی در کار نیست

برای تو

قلبم را ریسک می کنم

یا می برم

یا می میرم

باخیال تو بسر بردن اگر هست گنا
باخبر باش که من غرق گناهم همه شب
باد را بوسه میزنم
که بوی تورا برای من هدیه می آورد….
مخاطب خاص
باد می آمد… باد…. ساقه اى خم مى شد… کودکى نخ مىداد…
باد ورق های دفتر شعرم را با خود برد…
فردا تمام شهر عاشقت می شوند…!!!
باد
تنهاست
و هرچه را بیشتر میخواهد،
بیشتر از خود دور میکند…
و من آن بادم
بادبادک رفت بالا، قرقره از غصه لاغر شد
بادبشی خاکتم. درخت بشی برگتم. دریابشی آبتم هرجاباشی یادتم.
بادست یه پروانه میگیریم میخواهی ببینی زنده. ست
انگشتتوبازمیکنی فرارمیکنه. محکم میگیریش میمیره
دوست داشتن مثل پروانه میمونه
بادها
ازبادهامتنفرم!
آن هاسودجواند
ببین چه راحت باموهایت 'عشق بازی'میکنند
بادورقهای دفتر شعرم را
با خود برد، فردا
تمام شهرعاشقت میشوند…
بار آخر، من ورق را با دلم بر میزنم! بار دیگر حکم کن! اما نه بى دل! با دلت، دل حکم کن!
بار ها با خود این قرار کنم
که روم ترک عشق یار کنم
باز اندیشه می کنم که اگر
نکنکم عاشقی چکار کنم
باران با دوش آب چه فرقی دارد؟
وقتی عاشقی زیر هیچکدام آواز نخواند…
باران بارید، سیگارم خاموش شد… یادت روشن ماند… دلم عجیب می سوزد…
باران باش تا به تو عادت نکنند تا
هروقت بیایی دوست داشتنی باشی!
باران باش و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.
باران باشد و تو و یک جاده کاملا بی انتها، انجا به دنیا میگویم خداحافظ…
باران ببار…
بگذار اشک هایم غریب نباشند…
پشت پنجره نشسته ام و میباری…
ناودانی چشمانم سرازیر شده است!
باران بیایدیانیایدتوباشى یا نباشى خاطرت باشدیا نباشد، من خیس ازیاد توام
باران تویی…
بر خاک من بزن
باران تکراری
نمیشود هر وقت بیاید
دوست داشتنی است…
تو برای من بارانی
باران را به خاطر رطوبتش، گل را به خاطر لطفتش، تورا به خاطر محبتت دوست دارم
باران رابه خاطر رطوبتش گل را بخاطر لطافتش وتورابه خاطرمحبتت دوست می دارم…
باران زد و خیس شد تن خاطره ها
باران زد و باز یادم افتاد به تو…
باران میبارد به حرمت کداممان، نمیدانم! 
من همین قدر میدانم باران صداى پای اجابت است و خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد، 
نیاز کن…
باران نمی شوم که بگویی; خود را با چه منتی به پنجره می کوبم.
ابر می شوم تا از نگرانی یکروز بارانی هر روز از پنجره به من نگاه کنی…
باران هر روز
خیس مان می کرد
بر بارانی هامان سبزه می رویید
اما پس از تو
سبزه نیست
باران بر تنهاییم می بارد…
باران هم عاشق چترم شد اما من از عشقت با چتر بسته زیر باران قدم زدم
باران همیشه مى بارد، امامردم ستاره رابیشتر دوست دارند، نامردى ست ان همه اشک رابه یک چشمک فروخت!!
باران هنگامه کرده بود و غزل عشق را می خواند تا شاید بر گونه های عاشقی بنشیند
بزرگترین آرزوی عاشق آن است که کوچکترین آرزوی معشوقش باشد
باران که بند آید تازه خاطره ها شروع می کنند به چکه کردن…
باران که می آیدهمه چیز تازه می شودحتی داغ نبودن تو………
باران که میبارددلم برایت تنگ ترمیشود
راه می افتم بدون چتر
من بغض میکنم
آسمان گریه…
باران که هیچ…
با تو
مرگ هم شاعرانه است…
باران… باران
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
باران
بغض تمام واژه هاییست
ک با رفتنت کنار نمی آیند.
باران، که ازچشمم ببارد، دلنواز…. باید، بدانی یادیاران کرده است.
بارانِ سربی میشود
وقتی نیستی میریزد بر سرم
خاطراتت…
باران‎، بهانه‎ اى‎ بودکه‎ زیر‎چتر‎من‎ تا‎ انتها‎ ی‎ کوچه‎بیایی‎، کاش‎ نه‎ کوچه‎ انتهایی‎ داشت نه باران بند میامد..
بارها همان جایی دستم را گرفتی که.
می توانستی مچم را بگیری
فردا را به امید آن که
در آغوشم بگیری شروع می کنم…
بارون نمیومد..
نمیومد. نمیومد
صاف همون روزی میومد که ورزش داشتیم
بارون هواتو داره.. رنگ چشاتو داره.. قدم زدن تو بارون با تو چه حالی داره.. دلم هواتو داره
باز با تو بودن را می خواهم، هرچند کوتاه
ولی همان چند لحظه برای من کافیست
باز باران بی ترانه گریه ها بی بهانه میخورد بر سقف قلبم خسته شد قلب تنگم
باز باران… بی ترانه… گریه های بی بهانه… می خورد بر سقف قلبم… یادم آرد روی ماهت… باورت شاید نباشد… که دلم تنگه برایت!
باز بارش باران مرا دلتنگ تو کرد
باز هوای دیدار دلم را لَنگ تو کرد
باز اشک آرزو روان روان زدیده
باز کلّ وجودم قصدو آهنگ تو کرد
باز به خانه دلم سر زدی، اینبار اهسته قدم بگذار، غمهایم را به هزار زحمت خوابانده ام…
باز تصویر تو در آب و زمین٬ ایستادست
زمان
پی خورشید نباید گشتن
تو در آغوش منی
باز در کلبه تنهایی خویش عکس روی تو مرا ابری کرد
عکس توخنده به لب داشت ولی اشک چشمان مرا جاری کرد
باز نگران حال تو
باز شبا خیال تو
وقتی پر از عشق توام
چطور نباشم یاد تو؟…
باز هم خیال تو مرا برداشت … کجا میبرد نمـــیدانـــــم
باز هم منتظرم
شاید
در انتهای همین کوچه خاطره
کسی دلتنگم باشد.
باز هم “خیال” تو مرا “برداشت”!
کجا می برد؟
نمی دانم؟!!
بازآمدنم به درگهت دیر نشد"
اندیشه مکن دلم زتوسیرنشد"
من موی تورابه عالمی نفروشم"
توجان منی کسی زجان سیرنشد"
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
بازباران بی ترانه گریه های بی بهانه میخوردبرسقف قلبم یادم آردروی ماهت باورت شایدنباشدکه دلم تنگه برایت
بازتکراریک اشتباه
بازتکراریک گناه
بازتکراراشکهای بی غصه
بازیه دل تنها وشکسته…
بازم دلم گرفته…… تو این نم نم بارون…. چشام خیره به نوره چراغ تو خیابون…… خاطرات گذشته منو میکشه اروم…… چه حالی دارم امشب به یادتو زیر بارون
بازم دلگیره دلگیرم، دارم بهانه میگیرم، همش دلتنگ چشماتم، بازم من بی تومیمیرم…
بازهم تنهانشستم
دل گرفت
گفتمش یادی کنم ازآنکه یادم میکند"
من نمیدانم چرا.. 
امادلت
بوی محبت میدهد!
بازهم خیال تو… مرا… "برداشت"کجامیبرد نمیدانم!!!
بازی تمام شد رفیق….
تو بردی…
حال نفاب را بردار ببینم زندگی را به چه کسی باختم♥
بازی حکم یادم داد، وقتی "تک" باشی حتی از "شاهم" سرتری…
بازﯾﭽﻪ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ… ﺩﺭ ﭘﻨﺠﻪ ﻏﻢ ﺷﮑﺎﺭ
ﺑﻮﺩﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ… ﺩﺭ ﻣﺤﮑﻤﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﺎﺭ باشد
ﻗﺎﺿﯽ… ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥ عشق است…
باستان شناس میشوم ، چشم هایت نگاهی قیمتی دارد . .
باش فقط باش
همین
نه دست به جیب خواهی شد
نه وقتت برای من است
فقط باش…..
هر جا هستی فقط باش تا در هوایت نفسی تازه کنم..
باشے یا نباشے ملالے نیست ھستن کسایے کہ میتونن نقش تو رو واسم بازی کنن ولے نیست کسے کہ بتونہ جاتو واسم پر کنہ
باغبانی بابت تنها گلم یک باغ داد
خندیدم و گفتم ای باغبان گر جهان را گل کنی حتی گلم را ندهم تو بو کنی.
باقلبی از عشق
باخطی از حریر محبت
با جمله ای کوتاه
در خطی صاف
بر روی یک برگ کهنه از یاس
مینویسم :دوستت دارم…
بالا و پایین پریدنم
از شوق ِ زندگی نیست،
ماهی
روی خاک
چه می کند؟
بالاتر از آسمان جسمی نیست
زیباتر از گل چیزی نیست
قشنگ تر از عشق حرفی نیست
عزیزتر از تو کسی نیست
بالاتر از عشق عادت است……. هیچگاه کسی را که به تو عادت کرده رها نکن……
بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر!
منو تو کنار همیم زیر نور شب!
ستاره ها میسوزونن خاطرات بد!
تولد دوباره ای رو میگیریم جشن!
بالای شهر :هانی، آی لاو یوو؛ وسط شهر :عزیزم دوستت دارم، ومن در پایین ترین نقطه شهر ولی صادقانه فقط میگم :می خوامت
بالش خاطراتت زیر سرم سنگینی میکنند شاید دلیل بی خوابی هایم همین است!
بالش خودم را ترجیح میدهم…شانه هایت مثل بالش های مسافر خانه است!

خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بوده!!!!

بالشی می خواهم، از جنس ابر..
که جذب کند، تمام بغض هایم را..
و بباردشان…
به زیباترین حالت ممکن..
بالهایم را بستند…
دیگر امیدی به پرواز نیست!
اما تا اخرین تپش قلبم با پاهای کوچکم در این دنیای بزرگ برای یافتن دستان مهربانت خواهم دوید!
بامن باش فقط برای لحظه ای
دیوانه وار میخواهمت…
بامن قدم بزن تواین پیاده رو…
من عاشقت شدم از پیش من نرو……
هرجا بری میام دلگرم وبیقرار بی من سفر نرو
بانو!
آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا…
من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم…
بانوی کسی‌ باش
که بهار را دوست دارد
و باران را……..
و رسیدن را……
باهم باشیم نه یکسال بلکه یک عمر، بگذار آوازه باهم بودنمان چنان در شهر بپیچد تا روسیاه شوند آنانکه برسرجداییمان شرط بسته اند.
باهم باشیم..
نه یک سال بلکه یک عمر…
بگذارآوازه رفاقتمان چنان درشهر بپیچد که روسیاه شوند، آنان که سر جدایی مان شرط بسته بودند
باهم بودن را مزه مزه نکنید…
باهم بودن را باید حس کنید…
با "هم" باشید نه با "همه"..
باهمه دنیاقهرم…،اماتوصدایم کن…برمیگرد‏!‏‏!‏
باور میکنم اگر بگویی عشق یعنی جدا شدن… در روزگار من کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد…
باور کن خیلی حرفه ۱۷ ساله
وفادار دستایی هستم که یه بارم لمسشون نکردم
باور کن این روزا به غیر از من، چیزی تو رویاهات اضافه نیست
باید با قرصام مهربون تر شم، بعد از تو روزی دو تا کافی نیست
باور کن خیلی حرف است وفادار دستهایی باشی که هیچگاه لمسشان نکردی…
باور کن ساده نیست گذشتن از کسی که گذشته ات را ساخته
باور کن واسه توه که بی تابم من
باور کن واسه چشمات بی خوابم من
باور کن که به داشتنت می بالم من
باور کن…. باور کن
باور کن! ساده نیست، گذشتن از کسی که گذشته ات را ساخته…
باورنمی کنم
اینگونه عاشقانه
درمن، حبس شده باشی!!!
بگو با چه جادوئی
مرا اینگونه ناعادلانه وقف خودت کردی؟
باورکن تا آخر "خط " می رفتم اگر سراهم " نقطه " نمی گذاشتی!
باپایان سال شروع به خانه تکانی کردم, به خانه دل که رسیدم محبتت رابرداشتم نه غباری داشت ونه کهنه شده بود. مهرت جاودانه دردلم خواهدماند.
باید ببینمت!
چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود
و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام…
تو را تجویز کرده است!!!
بیا، تا دیر نشده
باید به بعضی پسرا گفت :آهای پسر… حواست باشه…! این دختری که به تو دل داده, خیلی ها در آرزوی نیم نگاهش هستند… لیاقت داشته باش
باید عاقلانه عاشق شوم تا عاشقانه تنها نشوم!!!
باید گاهی تو چشماش خیره شی و بگی
"دوستت دارم"♥♥
احساس زن یه وقتایی مثل الکل ِ! نگی میپره
بایدازعشق بسازم غزلی قابل تو.. غزلی ناب وصمیمانه به وزن دل تو.. دلی ازجنس بهاراست که تقدیم توباد.. سبزباشی و دلت خانه ی پاییزمباد….
بایدکه مهربان بودباید که عشق ورزید, زیراکه زنده بودن هرلحظه احتمالیست
بایک فنجان چای هم میشودمست شد اگرآنکس که بایدباشدباشد!
ببار ای باران، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،
اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.
ببار ای باران
ببار…
ببار بر سر و بر شانه هایم با نیّت!!
در این زمانه به این غسل عشق می گویند
ببخش اگر..
خودم را به مریضی میزنم..
نمیدانی چه لذتی دارد وقتی..
با چشمهایی نگران..
تمام تنم را چک میکنی..!
ببخش اگه روی دلم اسم تورو حک میکنم/وقتی دلت میگیره من به بودنم شک میکنم/ببخش اگه به یادتو پلکامو رو هم میذارم/هرشب تو رویای منی چیکارکنم دوستت دارم.
ببخشید این موقع شب مزاحم میشم حتما خواب هستی ولی میخواستم یه مسله ی مهمو بهت بگم. پاهات از لاحاف بیرونه عزیزم…..
ببین

هیسسسسس

هیچی نگو

فقط بیا بشین کنارم

بدجور سردمه

گرمای اغوشت رو میخوام

ببین آدم
سیب چیده ام
دامن چین دار پوشیده م
وسوسه نمی شوی…؟
نمی آیی…؟
ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش. هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی. فَمیدی؟ کاش بعضیها میفهمیدن حرف نزدنشون چه درد بزرگیه 😐
ببین دلمو رو همه بست…..
آخه عاشقتم ب عاشقی میگی حوس؟؟؟
ببین هیسسسسس هیچی نگو فقط بیا بشین کنارم بدجور سردمه گرمای اغوشت رو میخوام
ببین چه دنیای بزرگی شده تاچشم کارمیکنه جای تو خالیست!!
ببین,
چه بی حس شده, حتی از کار هم افتاده!
دستمو میگم!!
این همون دستیه که تو پس زدیش,,,
بجای پاک کردن اشکهایتان
آنهایی که باعث گریه تان می شوند را پاک کنید
بخاطر بسپار:
باچنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنابرتصادف دردوزخ افتادی، خودشیطان تورا به بهشت بازگرداند
بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری
بخت اگر از تو جدایم کرده/میگشایم گره از بخت، چه باک/ترسم این عشق سرانجام مرا/بکشد تابه سر پرده خاک
بخدا خرابتیم نذار هرکى ازکنارما رد میشه بگه این خراب شده مال کیه؟
بخند خودراعروسک فرض کن
جیغی بکش فریادکن
احساس چیست؟
احساس چیست؟
بخواب تا نگاهت کنم
و برای هر نفس تو،
بوسه‌ای بنشانم به طعم
هر چه تو بخواهی
بخیالم که هنوزم واسه تو عزیز ترینم، آسمون ها زیر پامه وقتی با تو رو زمینم…

بد نبودم. بلد نبودم
بدا به حالت آن مجرمی که روز حساب
به قدر ندیدن یک شب تواش عذاب کنند
بدان وحشیترین گل نیز به عظمت
باران تعظیم میکند
توآن باران قابل تعظیمی
بدان که بى دلیل تو را از تمام دلیل ها دوست دارم که دوست داشتن را دلیلى نیست.
بدترین درد میدونی چیه?
اینه که داری میبینی چشاش مال کس دیگه ایه اما نمیتونی ازشون چشم بردار ی
بدترین قسمت زندگی؛ انتظار کشیدن است
اما… بهترین قسمت زندگی
داشتن کسی است که
ارزش انتظار کشیدن داشته باشد…!!!
بدترین لحظه عمرم زمانی بود که به عشقم گفتم دوسش دارم
اما باور نکرد و تنهام گذاشت
بدجور تو دلم نشستی، پاشو درست بشین.
بدجور دلم گریه میخواهد…
بیا همین امشب تحملم کن…
فقط با خود یک غریق نجات بیاور..
میترسم در دریای گریه هایم غرق شوی…
بدنبال کسی هستم که بادردآشناباشد دلش ساده خودش غمگین کمی از جنس ماباشد… مث تو عشقم
بدون اینو که دل من شده جادو به طلسمت/یکی هست اینور دنیا که توو یادش موونده اسمت….
بدون تو مدتهاست که که دیگر خوش نمی گذرد..
فقط میگذرد..
بدون تو؛
احساسات امروز مثل برف دیروز ناپدید میشن…
بدون خداحافظی رفتی
اما من پنجره را تا قیامت باز می گذارم
تا یک روز از خم کوچه نمایان شوی
و برایم دستی تکان دهی
بدون صداقت، وفاداری و تعهد هر چه قدر هم که بگی دوستت دارم، یعنی هیچ، یعنی پوچ.
بدون من نرو
گل سرخم مبر
کی خواهی رفت
ملک الموت همینجاست
بدون من نرو
بذار تو فرض محالم….. با تو باشم تا بمیرم
بذارعمرم به امیدت سرشه
تایه ذره خستگی هام درشه
عطشه خواستنوازم نگیر
تادلم بسوزه خاکسترشه
بر آتش تو سوختم و دودنکرد… آب برآتش تو ریختم و سود نکرد… آزمودم دل خویش را به هزاران شیوه… هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد…
بر خال لبت طواف کردم ای دوست
بر جرم خود اعتراف کردم ای دوست
مردم همه در مسجد شهرند وَ من
در چشم تو اعتکاف کردم ای دوست…
بر سر برهان نظم افتاده در شهر اختلاف
دکمه هایت را عزیزم نا مرتب بسته ای
بر سنگ مزارم بنویسید
اشفته دلی خفته در این خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش…
بر ماسه ها نوشتم دریای هستی من از عشق توست سرشار این را به یاد بسپار… بر ماسه ها نوشتی ای هم صدای دیرین این ارزوی پاکیست اما به باد بسپار :(((
بر نفسهایم لعنت میفرستم
بر بودن اجباریم لعن میفرستم
بر بودن و نفسی که برای دنیایی است پر از آدم های سنگی…
بر نیمکت اولین قرارمان؛
جای تو نشسته ام….
تا جای خودم خالی باشد
بر کنده ی تمام درختان جنگلی،، نام تو را به ناخن برکندم…
اکنون تمام درختان تو را با نام می شناسند…
براتون آرزو می کنم آرزوی کسی باشین که آرزوشو دارین
برادرانه بیا قسمتى کنیم رقیب:
جهان و هرچه دراوهست، از تو… یار از من…
برام بودن تو بازی نبود/حقیقت این که می بافی نبود/دارم دق میکنم از درد دوریت/ می خوام مثل تو چشم اما چجوری!!
برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همین که کنارت نفس می کشم…
براى بیدارى هاى شبانه ام چراغ نمی افروزم…
خیال"تو"مرا کافیست…
براى فراموش کردنت هرشب آرزوى آلزایمر میکنم…
خوش به حال تو…
که وقتى “ او” آمد، بدون هیچ دردسرى فراموشم کردى…
براى همه خوب باش
اون که فهمید همیشه کنارته و به یادت
اون که نفهمید یه روز میفهمه که دیره و فقط دلش واسه همه خوبیات تنگ میشه
برای آن همه احساس عاشقانه ی من ، سکـــــــــــــــوت ….. حرف قشنگی نبود
برای آدم نابینا شیشه و الماس یکیه اگه کسی قدرتوندونست تو شیشه نیستی, اون نابیناست
برای آمدنت بسیار می گریم…
آنقدر که بین ما را آب پر کند…
می گویند آب رسانای خوبیست!
برای اثبات عشقم به تو…..
چیزی بیش از این نمی توان گفت…
**دوستت دارم**
کاش این را باور می کردی تا دنیا را به هم می زدم.
برای ای هم نفس یک دنیا محبت عشق تا آخرین نفس زندگی بدون کلک رو آرزو میکنم!
تقدیم به نفسم
برای اینکه یه گل بخنده حتما باید ابری گریه کنه ابرتم گلم، همیشه بخند.
برای بعضی دردها… 
نه می توان گریه کرد نه می توان فریاد زد…! 
برای بعضی دردها… 
فقط می توان نگاه کرد و بی صدا شکست.
برای بعضی ها نبایدخودت باشی!
بایدیکی باشی، شبیه خودش..
تقدیم به عشقم
برای بودن در کنار کسی که دوستش داری باید قبل از همه چیز به نبودنش عادت بکنی این یعنی دوست داشتن.
برایم… تعریف کن… هرگز فراموش نشدن… چه حالی دارد؟؟؟
برایم،
از بازار…
یک بغض خوب بخر!
این بغضی که من دارم؛
هر روز میشکند!!
برخه گیان چیست؟؟!! اخرین مرحله عاشقی کوردهاست که عاشق معشوق را به بز تشبیه میکند
بردی دل من من از تو دل میخواهم
وز گمشده خویش نشان میخواهم
سر مصراع هر بیت تو حرفی بردار
هر آنچه شود من از تو آن میخواهم
بردی دل و قرارم رفتی نگار تبریز
بی روی تو خزان شد فصل بهار تبریز
بیمار دردمندم درمان من تو هستی
برگرد بر دیارت ای گلعزار تبریز
برعکس پول هایم/‎; ‎زندگیم گوشه
دارد
همانجا که همیشه تنها مینشینم…
برف و بارون نمی تونن/منو از تو دور کنن/صد سال توی راه موندن/یه لحظس وقتی با توام
برفو بارون نمیتونن منو از تو دور کنن، ساعتا توی راه موندن یه لحظه س وقتی با تو ام هرویین منی…
برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد"ناله هایت بوی عشق وبوی باران میدهد"دست برقبرم بکش تاحس کنی مرگ مرا" دستهایت دردهایم راتصلا میدهد!
برمگردان به من این قلب پر از خاطره را
این کتاب ورق از هم شده را چون ببرم؟
برمی‌گردم
دوباره نگاهش می‌‌‌‌‌کنم
نه
هنوز ترکم نکرده
سایه‌ام
برنگردان به من این قلب پرازخاطره را/این کتاب ورق ازهم شده راچون ببرم
بعضی از اشیا حس دارند.. گریه می کنند.. مثل بالشت من.. هرشب غرق اشک است…
بعضی از سر دردها نه با چایی خوب میشه،
نه با ژلوفن و نه حتی با خواب!
بعضی از سر دردها فقط با دیدن اون دوتا چشمای لامصب تو خوب میشه…..
بعضی ازآدما هستن که وقتی
گرفتارشون میشی، دیگه ازآزادی بدت میاد.
بعضی اسمها هم تو زندگیمون هستن که حتی شنیدنش هم تپش قلب میاره….
بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق
بعضی اوقات انقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه خودش از نبودنش خجالت میکشه…
بعضی ترانه‌ها را
می توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضی انسان‌ها را
می‌توان
بارها و بارها
دوست داشت!
بعضی حرفها گفتنی ست…
بعضی نوشتنی
و بعضی هیچکدام
این روزها به هیچکدام نزدیکترم…
بعضی حرفهارو نباید زد. بعضی حرفهارا نباید خورد بیچاره دل چه می کشد میان این زدو خورد.
بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند بس که استفاده شده اند!!!
دکمه های :ک ا ش ب و د ی…
بعضی زخم هارو هرروزبایدروشونو بازکنی ونمک بپاشی
تایادت نره که سراغ بعضی آدمانبایدرفت
بعضی ها به ما نمی خوردن! ما جا خالی دادیم خوردن به شما! مبارکتون باشه!
بعضی ها بهتر است در حد یک آرزو بمانند!
برآورده شدنشان به بهای شکستن دلت تمام می شود!!!
بعضی ها خودشان میخواهند که یادگار شوند، نه ماندگار..
بعضی ها مترسک را دوست ندارن
چون میگن پرنده هارو میترسونه
ولی من دوسش دارم
چون تنهایی رو درک میکنه……
بعضی وقت ها انقدر دوستت دارم!!
که یادم میرود تو دوسم نداری!
بعضی وقتا ادم یه جوری طرفشو دوست داره که میخواد بگه خو لامصب چرا انقد دوس داشتنی هستی!!!
بعضی وقتا از تنهایی خوابم نمیبره، از بس فکرش تو مغزم پرسه میزنه.
دقیقاًثل الان…
بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی! سکوت کنی! فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری! تموم که شد بغلش کنی و اروم. در گوشش بگی :با من نجنگ,
من دوست دارم
بعضی وقتا فقط باید صبر کرد
باید صبر کرد و همه چیزو سپرد به دست خدا
همیشه یه چیزایی هست که آدمو می ترسونه اما…
خدا هست…
بعضی وقتا گذشتن از معشوق به خاطر عشق آخر عاشق بودنه
بعضی وقتا یکی رو انقدر دوست داری که فقط دلت میخواد کنارت بخوابه… فقط نگاهش کنی و از نفس کشیدنش لذت ببری…..
بعضی وقتا…
باید دست بذاری رو قلبت،
بگی:
خفه شو…
خودم می دونم چیکار کنم…!!!
بعضیا باید انقدر بمونن تو "کفت" که خوب تمیز شن
بعضیا بد جوری عاشق میشن
عشق یعنی تو بمون من میرم…
بعـــد از تـــو، جای خالی دلــم، مثل کفش های سیندرلا، اندازه هیچ یک از مردمان شهر نشد.
حتی به زور…
بغض آخرین دیدارمان را پلک نمیزنم
میترسم دنیا را سیل ببرد…
بغض های دلم را امشب میگذارم دم در…. خدا رحم کند به شهردار امشب!!!
بغض کرده ام
این بغض لعنتی با هیچ چیز نمی شکند!
جز با صدای تو…
صدایت را می خواهم
هستی…؟؟
بغضم میگیرد ازتصور روزهایی که… سهممان از هم یک یادش بخیر ساده باشد…
بغضهایم را به آسمان سپرده ام، خدا بخیر کند امشب باران را…
بغل میگیرم عکساشو. شاید اروم شه اغوشم. لباسی رو که دوس داشتش برای اینه می پوشم.
بـا ایـن شـراب هـا، مـسـت نـمـی شـوم دیـگـر!
بـایـد دوبـاره سـراغ چـشـم هـای تـو بـیـایـم!
بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….وقـتی می دانـددرختـــــــــــ…عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد….
بــــاز هـــــم خیال تــــو مــــرا “برداشــــت” کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!
بـی تـابــم ….. دلـم تــاب میخــواهد و یــک هــل مـــحکم … کـه دلـــم هُــری بریــزد پایــین .. هرچــه را در خــودش تلنبــار کــرده
بلندترین ارتفاع برای سقوطم افتادن از چشمان توست پس اینقد از خودت نپرس که چرا همیشه مقابل چشماتم…….!!!
بمان با من ای مهربانترین.
و بدان که بی دلیل تر از تمام دلیلها…
دوستت دارم
که دوست داشتن را دلیلی نیست
بمان بامن که من بی توصدای خسته دربادم، دراین اندوه بی پایان بمان تنها تودریادم، چراغمها نمی دانندکه من سلطان غمهایم، بیا ای دوست بامن باش که من تنهای تنهایم
بمان به ماندنت خوشم….
بمان و تماشا کن
کسی که دیروز برای ماندت دست به دعا برداشته بود
امروز برای رفتنت نذر کرده است!
بمن میتوان با جرات خودم را خوشبخت ترین زن دنیا به همه معرفی کنم.. و از تو میخوام مسبب این حرف من باشی فقط با ذره ای وفاداری.. همین
بموون دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتن تو میکشه……
بمیرد آن “دل‏”‏

که خواهان غمت باشد‏!‏

بمیرد دلی که تورا فراموش کند و بسوزد نفسی که تورا خاموش کند……
بمیرم تا تو چشم تر نبینی
شرار آه پر آتش نبینی
چنان از آتش عشقت بسوزم
که از مو رنگ خاکستر نبینی
بن بست دنیاست براى من آغوشت… اولین بارى است که هراسى ندارم که بگویم, من به بن بست رسیده ام..
بنازم حس نیکویت عجب یادی زما کردی
فضای تنگ قلبم را زمین تا آسمان کردی
بنام او که قداست را به عشق، صداقت را به کتاب، جسارت را به قلم، لطافت را به گل و عشق را به چشمان زیبای تو بخشید.
بنام اون کسی که میپرستی
تو رو دوست دارمت هر جا که هستی
نباشم زنده اون روز و ببینم
شکستی عهدی که با من تو بستی
بنام خدایی که دغدغه از دست دادنش را ندارم…
بنام قایقی که باامواج میجنگدتابه انتهای قلبم برسد، ازدوربرایت دسته گلی میفرستم که نامش هست (سلام) بویش عطردوستی وپیغامش غم دوری!
بند بند وجود من
به بند بند وجود تو وابسته است
با ایه همه بند
چقدر از هم دوریم
بند دلم را
به بند کفش هایت گره زده بودم
که هر جا رفتی
دلم را با خود ببری
غافل از اینکه
تو پا برهنه می روی
و بی خبر
بنشین…
چائی تازه دم است…
به زندگیم، دوباره خوش آمدی…
به احترام آمدنت…
کلاهی که سرم گذاشتی را بر می دارم…!!!
به "پایت"افتادم……تا به"دستت" بیارم…
به ۱۰ دلیل دوستت دارم.
۹ تاش رو بلد نیستم.
یکیش رو هم یادم رفته.
به آتیش می کشم هر جاکه می بینم ازم دوری….
هنوز پشت سرت هستم مثه سابق همون جوری…
به اعتیادم به تو سوگند… تو را ترک نمیکنم، حتی اگر بلای خانمان سوز باشی…
به امشب به تقدیر من عشق تو
به حالی که بی من، تو داری قسم
به عنوان روزی که بردی منو
به حسی که گفتی میایی قسم
به امید چتر های فردا خیس بارانم
به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت
به انتهای بودنم رسیده ام…
اما اشک نمیریزم…
پنهان شده ام، پشت لبخندی ک درد میکند…
به اندازه تارهای موهایم میخوانم پس بشمر
به اندازه تمام بوسه های بی پاسخی که ما هی به دریا می زنه دوستت دارم
به اندازه تموم بی وفایی های دنیا دوست دارم جون بی وفایی های دنیا تمومی نداره
به اندازه صد گرم کراک دوست دارم، درسته کمه ولی حکمش اعدامه..!!
به اندازه قلب کوچکم دوستت دارم، شاید کم باشد، اما قلب هر کس تمام زندگی اوست.
به اندازه قلیون دوست دارم
ق :برای قشنگیت
ل :برای لبخندت
ی :برای یکی بودنت
و :برای وفایت
ن :برای نگاهت
به اندازه وسعت قلب کوچکم دوستت دارم. کوچک است اما قلب هر کس زندگی اوست…
به اندازه ی چشمان کفتر بازی که کفترش بر بام دیگری نشسته بیقرارتم
به اندازه یدیوونه های دیوونه خونه، دیوونه وار دیوونتم دیوونه!
به اندازه‌ی دوچشمانم دوستت دارم گرچه کوچک اند اما من تمام دنیام را با آن میدیدم.
به انسانهای حسودازصمیم قلب احترام بگذارچراکه انهاتنهاکسانی هستندکه ازته دل شماراباوروقبول دارند
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و آرام آرام گریست 🙁
به اولین قاصدکی که از شهر قشنگ زندگی تو
بگذرد پیغام مدهم که هیچ چیز نمیتواند
مهرت را از دلم جدا کند
حتی
فاصله ها…….
به بعضیا هم باید گفت لامصب تو فقط بیا پا تو کفش من کن:))
به بهانه یاد کردنت باکوتاهترین جمله روی صفحه گوشیت مینویسم :بیادتم
به بودنه تو دلم عاشقونه کرده بود عادت
به تب عشق تو سوختم به تبم خواهی سوخت
به تشنگی چشم هایم پاسخ بده
وبه خستگی لب هایم
توعلمدار عشقی
ای زیباترین
به تعدادی قلب نشکن نیازمندیم
عاشق دل شکسته
به تعظیم مردم این زمانه اعتمادنکن… تعظیم آنان همانندخم شدن دوسرکمان است که هرچه بهم نزدیکترشوند تیرش کشنده تراست. (خشایارشاه)
به تلخیه قهوه شک میکم، از آن زمان که تلخی عشقت را چشیدم.
به تمام شلوغی ها گوش کن، آن صدایی که نمیشنوی، صدای من است…
به تنهایی گرفتارم شببببببم گم کرده مهتابو بگیر ازچشمای کورم عذاب کهنه خوابو!!!
به تو اندیشیدن را عادتی کرده ام در بهر تنهایی های خیش
به تو فکر می کنم که چشمانت زیباترین چشم دنیاست.. توئی که وقتی باد لای موهایت می پیچد پریشانی اش نصیب من می شود…
به تو کار ندارم دارم به درد خودم میمیرم تقصیر من نیست که تو تنها درد منی
به تو که فکر میکنم
جوانه میزند آرزوهایم…
به تکرار در وجودم جاری باش…
نبودنت را هیچ چیز و هیچکس پر نخواهد کرد.
به جان ثانیه های که در فراق چشمانت میگذرد
دل کوچکم تنگ نگاه توست
به جان جوشم که جویای تو باشم
خَسی بر موجِ دریایِ تو باشم
تَمامِ آرزوهایِ مَنی، کاش
یکی از آرزوهای تو باشم
شفیعی کدکنی
به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام…
که کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من…
به جز تو…
همه چیز آنقدر کوچک است
که در یک فنجان جا می گیرد
تو نیز آنقدر کوچک
که دل دلم جا گرفته ای!!… √
به حرمت باران از خدا می طلبم، هرچه به آن می اندیشی به تو بدهد و من در کنارت باشم و هر لحظه لازم بود، برات جون بدم. خیلی دوستت دارم.
به حرمت تمام عاشقانه ها، بمان و عاشقی کن
شاید حال دلم خوب شود. کسی چه می داند!!
به حرمت رفاقتی که بسته پای دلمو
به قلب مهربون تو
تموم نکن صبرمنو…
به حساب جاری قلب طلایی شما صد میلیون دوستت دارم عاشقانه واریز کردم"زندگی تحویل بگیر!
به خاطر تو هر‏کاری ممکن است
از من سر بزند،
حتی ممکن است
در بند پایانی این شعر
به مغزم شلیک کنم…
به خاطر دوست داشتن خجالت نکش…
اونی باید خجالت بکشه
که میدونه دوسش داری
اما دوست داشتن بلد نیست………
به خاطر
خاطره هایت خاطرت
در خاطرم خاطره انگیزترین
خاطره هاست
به خدا راست می گویم،
وقتی دست هایت مال من نیست،
خط عمر کف دستم روز به روز کوتاه تر می شود!!
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق امدو از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید.
به خداغنچه شادی بودم دست عشق آمدواز شاخه ام چید شعله آه شدم صدافسوس، که دلم بازبه دلدارنرسید….
به خواب می روند مثل من؛ تمام ساعت های جهان میان بازوان تو…
به خوابهایم سرک نکش وقتی در لحظات بیداریم حضور نداری…
به خودم افتخار میکنم, با اینکه خیلى خاکیم ولى اجازه نمیدم هیچ علف هرزى روم سبز بشه!!!
به خودم می بالم . با کسی سبز تر از عشق رفاقت دارم
به خودم میگویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
عشق تو خاکستر کرد
/حمید مصدق/
به خیال خود اگر اشک مرا در آوری به بلندی خواهی رسید؟
پس اگر اینگونه است که تو باید دربلندترین نقطه ی جهان باشی!!
به دادم برس ای اشک
دلم خیلی گرفته
نپرس از دوریه کی
نپرس از چی گرفته…
به درجه ای از خواستن رسیده ای که…
سینوس روحیاتم دست توست!
به دل نمیگیرم و می پذیرم
هر زخمی که میزنی
فقط
نگران صبر خویشم…
به دلت بد نیار
شهر همان شهر است
کوچه همان کوچه خانه همان.
تنها من…
کمى مرده ام…
به دلتنگ ترین لحظه های دلتنگی ام سوگند تو دلتنگ ترین فرشته ی لحظه های دلتنگی منی وتو را نمیشود با هیچ کس مقایسه کرد یا حتی شبیهت را دید. تو تمام منی تمام.
به دنبال ِ همراه ِ "اوّل" نیستم!
این روزها اول ِ راه، همه همراهند….
باید به دنبال ِ همراه ِ "آخر" گشت…
به دودلیل زنهافوتبالیست نمیشن:
اول عمرایازده تا زن یجورلباسس بپوشن!
دوم عمرابازی بعددوباره همون لباسوبپوشن!:)
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها دلم تنگ است
به زندانی گفتن از تو تنهاتر کیست؟
گفت کسی که دلش زندانی دیگریست!!!

به سادگی " رفت!
" به سادگی بخشیدم!!!
حالا مانده ام چگونه بدون او " به سادگی " زندگی کنم!!!
به سادگی رفت نه این که دوسم نداشت نه فهمید خیلی دوسش دارم
به ستاره هاخواهم سپرد
برجاده هاى شبت
بتابند
تامسیرآرزوهایت
بی نورنماند
به سقف آسم ان سنجاق میکنم
حال که این روزها
از فرط دلتن گی
چشمانم مدام رو به آسم ان است
بگذار تو در قاب چشمانم باشی…
به سلام ها دل نمیبدم از خداحافظی ها غمگین نمیشوم… دیگر عادت کرده ام به این دوری و دوستی تکراری خورشید و ماه
به سلامتى پسرى که با هر دخترى مى خاد دوس بشه حس خیانت به اولین دوس دخترش آزارش مى ده هر چند اون دوس دخترش ولش کرده باشه و با یکى دیگه ازدواج کرده باشه
به سلامتی اون پسری ک با زنش دعوا کرده ولی شب دستشو میگره و میبره سمت اتاق خواب میگه اشتی نکردیما ولی من بدون عشقم خوابم نمیبره
به سلامتی اونائیکه تو زندگیشون وقتی کسی از پشت چشاشونو میگیره فقط یاد یک نفر میوفتن….
به سلامتی تمامه عاشقانه هایم برای تو که هرچه می نوشتم در گوش او می خواندی………
به سلامتی زندگی که اگر خوش بگذره میشه خاطره اگر پدرت در بیاد میشه تجربه..!
به سلامتی عشقی که روزی میگفت اگرتوراباغریبه ای ببینم شهررابه آتش میکشم ولی امروزحاضرنیست کبریتی روشن کند تا ببیندکجایم…..!؟
به سلامتی مادرامون، که اگه یه تک سرفه بزنیم، میشن پرستار بخش مراقبتهای ویژه!
به سلامتی کسی که بیخیالمه ولی تو خیالمه
به سلامتی…
حرفهایی که نه میشه اس ام اس کرد
نه تو چت تایپ کرد
نه پای تلفن گفت!
حرفهایی که فقط مال وقتیکه تو رو در آغوش دارم
به سلامتیه چشایی که چشم منو رو همه ی چشما بست…
به سلامتیه کسایی که :وقتی باهاشونیم نخورده مستیم وقتی کنارشونیم از دل و جون هستیم
وقتی ناراحتیم دل به حرفاشون بستیم
به سنت عشق گرد هم می اییم
آنجا که دوست داشتن تنها کلام زندگیست…
به سنگ دل می بستم داستان زندگی ام عاشقانه تر بود…..
به سوی خورشید
او رفت
سایه اش اما قد می کشید
ماندن را.

به سیم آخر…
ساز میزنم امشب…!
به کوری چشم دنیا….
که ساز مخالف میزند…
با من….!!!!!!
به شانه ام میزنی تا تنهاییم را تکانده باشی… به چه دل خوش کرده آی؟ تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟
به صحرا شدم عشق باریده بود
به صدایت معتادشده بودم….. حالا که رفتی…. هر روز خاطره تزریق می کنم
به صدایت که معتاد شدم رفتی !!! حالا هر روز خاطره تزریق میکنم
به عشق در نگاه اول اعتقاد نداشتم تا اینکه با دیدن تو تمام باور هایم فرو ریخت…
به عصای تنهاییت تکیه نکن…
خدا شانه های من را برای تو آفرید………..
به غضنفر میگن تور رو تعریف کن. میگه تور مجموعه سوراخ هاییست که با طناب به یکدیگر متصل شده اند!!!!
به فاصله ی بین انگشت هام نگاه میکنم
به فاصله ی بین انگشت هات فکر میکنم
دلتنگ می شوم…
کاش دستانم در دستان ِتو، ایمن شوند
به فدای نگاهت که یک عمر حسرتش را کشیدم، حال می خواهم آنقدر نگاهت کنم تا بمیرم.
به فرزندانمان در کودکی وقت بیشتری برای بازی دهیم تا وقتی
بزرگ شدن
عاشق شدن
با ادما بازی نکنند.
به فک ر نوازش دست های من ی؟
بِ آنکه ب دانی
این دل م است که تنه آ مانده است….
دست های م دوتایند…
به فکر تنهایی مباش که تنهایی خودش تنهاست.
تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست…
به فکر نوازش های دست منی!
بی انکه بدانی…
دلم است که تنها مانده…
دست هایم دوتایند…!
به قربون مرام باوفایت; مبادافکرکنی
نیستم بیادت; تواین دنیاکه بی مهریست
رسمش; کسی درمعرفت نرسدبه پایت
به قربون موبایل توی دستت/که بوسه می زنه انگشت شستت/الهی من بشم صفحه موبایلت/که تو سیلم کنی با چشم مستت
به قصد پرواز با تو
سقوط را تجربه کردم…
به قول ارمین دیگه شب ها نمی ایم پشت خطی خوشحالم با اون خوشبختی
به قول خودت، شبهای نبودنت هیچ کدام به تلخی دیشب نبود
که بودی و نبودی!!!
به لب های تو می سازم کلامی، سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز غم عشق تو در سر، ولی افسوس که از من جدایی
به لبان خشکیده من اینگونه نظر مکن
ما هم رفیق غم ومی وپیمانه بوده ایم
به من از من شکایت کن
مرا از من روایت کن
از این دریای دلتنگی
به یک جرعه قناعت کن
به من بگو بی وفا حالا یار که هستی
خزان عمرم رسید نو بهار که هستی
می خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره
دست غم تو داره روزهام و می شماره
به من شب بخیر می گفت، با دیگری می خوابید!!!
به من شلیک کن :حتی اگر به هدف نرسید برایت خواهم مرد…
به من میگویند، تو را دوست نداشته باشم!
خداى من! مگر مى شود؟!
مانند اینست که به دریا بگویى خیس نباش!
به من نگو برای ما فراموشی علاجه
چطور بگم که عشق تو واسم یه احتیاجه…….
به من ک بی هوا نزدیک میشی
هوا شکل نفس های تو میشه….
به مژدگانی آنکه باد بوی تو را می آورد، تمام زندگانی خود را بباد خواهم داد!
به نادانی گرفتم کوره راهی ندانستم که می افتم به چاهی
به دل گفتم رفیقی تابه منزل ندانستم رفیق نیمه راهی
به نام آنکه زندگى را در عشق، عشق رادردوستى، دوستى رادرمحبت،،محبت رادرسینه وسینه رابراى ورودت آفرید
به نام بهترین کسی که دارم
به نام اونکه عشق بچگیمه
به نام اولین اسمی که گفتم
به نام مادری که زندگیمه
به نبوودنش عادت میکنی ولی دلت بودنش رو میخواد…
به نیوتن بگویید….
هر عملی را عکس العملی نیست….
وگرنه……
این همه عاشقانه های من بی جواب نمیماند!!!
به هر کس دل سپردم بیوفا شد، چو پابندش شدم از من جدا شد، نمیدانم از اول بیوفا بود، یا که من نازش کشیدم بی وفا شد! ا
به هرنامی…
نه بگذار بی پرواتر…
به هرننگی…
"دوستت دارم"
به هرکس دل سپردم بی وفاشد چوپابندش شدم از من جداشدندانستم ازاول بی وفابود یانازش کشیدم بی وفا شد
به هرکس میگویم تو، به خودش میگیرد
ولی نمیداند هیچکس برای من (تو) نمیشود
به هرکسی که می رسی، می گوید:
آدم فقط یکبار عاشق می شود..
دروغ است…
تو باور نکن…
مثلاً خود من، هرروز، دوباره، عاشقت می شوم…
به هوای آغوشت،
سرما را بهانه میکنم,
ولی تو…
کلاه سرم میگذاری!!
به هوش بودم از اول، که دل به کس نسپارم،
شمایل تو بدیدم، نه صبر ماند و نه هوشم
به هیچ کس در این دنیا وابسته نباش حتی سایه خودت اونم تو تاریکی تنهات میدار
به ولله جانانم تویی تو بسلطان عرب آی جانم تویی تو‘تو دوری از برم دل در برم نیست هوای دیگری اندر سرم نیست
به چشمانم نگاه کن, آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند………
به چشمای تو قبل هر گریه‌ای
قسم می‌خورم یاد تو با منه
قسم می‌خورم بغض این انتظار
یه روزی تو آغوشمون بشکنه
به چشمم گفتم برات اشک نریزه…
دلم گفت بباره خاطرش خیلی عزیزه.
به چه تشبیه کنم نام تو را
به بهار
یا به آبی ه زلال دریا!
ساده تر می گویم
تو تمامیت احساس منی
به چه می خندی دوست من…
حال تو, حال مستی ست…
بخند, من رفته ام…
هوشیار که شدی…
گریه می کنی…
به کجامی نگری؟ بودنت تتهانیست توخداراداری ومن آرامش چشمان تورا
به کدامین وفایت یادت کنم…
به کسى عشق بورز که لایق عشق باشه، نه کسى که تشنه ى عشقه، چون کسى که تشنه است یه روزى سیراب مى شه.
به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق. چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.
ویکتور هوگو
به کفشهایم غبطه می خورم که نمی فهمند زمانی این راه را با تو رفته اند…
به کلاغ ها بگو…. قصه من همینجا تمام میشود…
یکی بود و یکی نبود مرا باخود برد…
به کلبه کوچک دلم دعوتت میکنم تابدانی دراجاق سرددلم چیزی جزیادت نمیسوزد
به کودکی گفتند عشق چیست? گفت بازی ازنوجوان پرسیدند اوگفت رفیق بازی. به جوان گفتند گفت پول و ثروت. اما از عاشق پرسیدند او چیزی نگفت فقط گریست!!
به گل هم دل نمیبندم، ک گل هم زاده ی خاک است.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد. اما هر وقت تنم به جماعت بینا خورد گفتند :مگر کوری؟ زندگیت بی نیاز باد از این جماعت بینا.
به یاد کودکیهایمان که می گفتیم:
هر کی دروغ بگه، خدا سنگش میکنه.
تا سنگ نشده ای، بگو بر می گردی.
به یادتم =چون دوستت دارم@
به فکرتم =چون برام عزیزى@ ناراحتم = چون از من دورى@
خوشحالم = چون سلامتى@
به یادتم..
نگو که تکراریست…
شاید روزی برسد که نباشم تا تکرارش کنم…
به یادتو نوشتم که از جنس بهاری که در اعماق قلبم همیشه ماندگاری
به یادم میماند کسی که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکردومحبت ورزید و من تا ابد مدیون این محبت هایم…
به یادهم بودن قشنگ ترین هدیه ای است که نیاز به با هم بودن ندارد…
“بیادتم”
به یه نفر میگن :تو جبهه چی کار میکردی؟ میگه :کمک آر پی جی زن بودم. میگن :یعنی چی؟ یارو میگه کنارش میشستم هر وقت به هدف نمیخورد میگفتم ریدی
به یک “هستم”

به یک “نترس”

به یک “نوازش”

به یک “آغوش”

به یک “دوستت دارم”

خلاصه بگویم به “تو”

نیازمندم !

به یکدیر دروغ نگویید…
آدم است…
باور می کند….
دل می بندد…
بهار آمد تا بگوید :حتی اگر نمی شود که همیشه سبز ماند، ولی می توان دوباره و دوباره و دوباره، سبز و پر شکوفه و پر از جوانه شد
بهار است و هوا پر شده از"دوستت دارم" هایی که به بادها سپرده ام…
کاش پنجره ات باز باشد…
بهار بودو تو بودی و عشق بودو امید
بهار رفتو تو رفتیو هرچه بود گذشت
بهار تا پشت پنجره آمده است…
و من، در انتظار آن زمستانم که برف راه رفتن تو را ببندد.
بهاندازه دیوونه های دیوونه خونه، دیوونه وار دیوونتم دیوونه! یادته یادم دادی یادت باشم؟ حالایادت باشه یادت نره به یادتم.
بهانه برای گریه زیاد هست اما امان از گریه های بی بهانه…
بهانه من!
دلم بهانه ات را میگیرد.
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد من تو را در قلبم دارم نه در دنیا…..!!!!!!
بهانه گیرزبان نفهم…
دلم رامیگویم، آخرتوراازکجابرایش بیاورم؟
دوستت دارم ع
بهانه گیرى هام به خاطر دل تنگى بود…
اما رفت و گفت لج باز شدى..
بهانه ی بیداریست این قهوه ی چشمانت
بهت نیاز دارم مثل آدم به حوا نه مثل آدم به هوا…
بهت گفتم تو عشق یه مسافر دیگه نمیشه
بهت گفتم یا من یا اون تو حتی توجه نکردی
من با اشک ها یم از عشق تو و از خود تو جدا میشم
بهترین تصویر عمرم
عکس ناز نازنینی از نخستین دیدن توست
خوشترین آهنگ عمرم
یادگار دلنشین اولین خندیدن توست
بهترین دوست ان کسی است که اولین قطره ی اشک تورا ببیند، دومی را پاک کند و سومی رارا تبدیل به خنده کند
بهترین روش برای گفتن دوست دارم فقط یه لبخنده…
بخند!
بخند!
بهترین سلام دنیا :به کسی که معرفتش طلاست
وگاه گاهی هم حواسش به ماست.
بهترین شعر را قاب کن و پشت نگاهت بگذار…
تا تنهاییت از دیدن آن جا بخورد و بفهمد که دل من با توست…
در همین یک قدمی…
بهترین لحظه وقتیه که فکر میکنى فراموشت کردم اما یهو یه sms از طرف من میرسه که میگه "دوست دارم"
بهترین نعمت خداوند به آدمی محبت است…
بهترین نعمت خداوندم را تقدیمت میکنم…
دنیایی دارم به وسعت عشق…
دنیایم تقدیم توباد…

همچنین ببینید

عاشقانه – ۱۹

جز تو درد و دل کردن با دیگران مشکل است، پر شدن جای تو با …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *