خانه / طنز کلاسی / طنز کلاسی – ۲

طنز کلاسی – ۲

از تفریحاتم تو کلاس اینه که…
دخترا رو صدا میزنم تا برمیگردن؛
جوری که استاد بشنوه داد میزنم برگرد خانوم فلانی… :))

از مسئولان کمال تشکر وقدردانی را به عمل میارم، خدا خیرشون بده که کدملی و شماره دانشجویی رواختراع کردن، والا مردم واسه ایجاد پسورد شدیدا بامشکل مواجه میشدن!!
استاد :بچه ها تو امتحان پایان ترم، من تستی سوال میدم جاخالی هم میدم.
دختره از ته کلاس میگه :وااا استاد جاخالی ندید، می خوریم زمین
استاد جون

با اینکه دوست ندارم سر به تنت باشه اما وقتی میگی :

از صفحه ی چند تا چند حذف . . .

دوست دارم پاشم وسط کلاس ماچت کنم 🙂

استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه!؟ گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده!
دچار یاس فلسفی شد.
استاد یه تیکه انداخت و خودش شروع کرد هرهر خندیدن، از دیوار صدا درومد از دانشجوها نه، طفلک تا صبح باید قدم بزنه تا با این واقعه کنار بیاد.
اشپز دانشگامون به قیافه هامون نگاه میکنه بهمون اندازه غذا برامون می ریزه، منو که دید اصلا برنج برام نریخت لامصب
اصولا دانش آموزانى نمرات کم مى گیرند که وقتى بهش مى گى
برو درستو بخون میگه خوندم بلدم سه دور خوندم!!
اعتراف میکنم ک فردا ب امید ظرفیت تکمیلی و دانشگاه های روستاهای مرزی ارشد شرکت میکنم، باشد که مورد قبول سنجش واقع شوم
اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !
امام زمان قربونش برم
١۴٠٠ سال غیبت داره واسش هرسال تولد میگیرن من دو جلسه غیبت داشتم منو انداختن نامردا 😐
امتحانات

از آنچه در برنامه امتحانی می بینید

به شما نزدیک ترند!

امروز به دوسم میگم هر چی مدرس میخونم نمیفهمم
میگه آخه فقط هر ۶ماه یک بار درس میخونی حافظه ی بلند مدت از بین رفته
آخه دوسته ما داریم…
امـــــتحانات از آنچـــه که در برنامه ی امتحـــانی میبینید

به شمــــــــــــــــــا نزدیک ترند ..!!

انقدر "دلم" از رفتنش بدشکست که…! 
نمیدانم وقتی بیاید کدام' تکه اش 'خوشحال خواهد شد.
انچه از من تا تو گسترده گشته فاصله نیست دنیاییست از اشغالها وجورابهای کثیف.(دلنوشه ای به یک هم اتاقی)
اومدم به استاد میگم :استاد…
یه حرف زشتی زد که اینجا جاش نیست بگم…
بیشععوووورر
اون تفریحاتی که تو فرجه ی امتحان ها به ذهنم میرسه

تو تابستون به ذهنم نمیرسه! یه همچین وضعیتی داریم الان !!

اگر پول و پله ندارید؛ برای عاشق شدن زیاد عجله نکنید،
تا ترم ۶ و ۷ وقت دارید!
(اتحادیه ی دانشجویان)
اگه اونقدری که میشینم دلایل باختنم تو انگری بردزو مورد تحلیل میدم، میومدم نمره هامو مورد بررسی قرار میدادم تا الان از ناسا برام بورسیه میفرستادن 😐
اگه بخوای خلبان بشی، هزار جور مریضی داری
ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری، سالمِ سالمی
ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند ! ( ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان )
این استادا انقد ناشکری کردن، انقد قدرِ ماهارو ندونستن، انقد سرِ ما غرغر کردن، که خدا غضب کرد و دانشجوای بدونِ کنکور و میذاره جلو چشمشون:))
حقشونه!
این غذارو هم باید ازبرنامه حذف کنند!!!
اعتراض دانشجویی ایرانی، پس ازاینکه غذایش را کامل خورده است!!!!
این چه وضعشه ما به امید ساندیس و کیک کنکور ثبت کردیم اما امروز سر جلسه کنکور فقط یه آبنبات دادن
مسئولین رسیدگی کنن
اعتراف میکنم امروز تو کلاس دانشگاه یه زنگ دو نفر بودیم. زنگ بعد سه نفر.دانشگاه ما داریم
اینایی که میگن ادم رو باید تو مسافرت شناخت زر اضافی میزنن آدم رو فقط سر جلسه امتحان میشه شناخت همین و بس.
دانشجو سالها بعد از گرفتن مدرک… الو سلام خانم. واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم. فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا…
ما هر چی هماهنگ می کنیم که بچه ها نرن سر کلاس, هفته آخر سالی نریم دانشگاه بازم یه سری پا میشن میرن استاد امتحانم می گیره نمره میان ترمم از همون امتحانا میده!!!
هر وقت تونستی با تقلب نمره خوب بگیری به خودتت افتخار کن و گرنه با خرخونی هر کسی می تونه ٢٠ بشه !
پسرخالم خوشحال اومده میگه: ما از بیس پنجم مدرسه نمیریم. هر چی فک میکنم میبینم ما یه ماهی هست دانشگاه نرفتیم!
باز کردن سر حرف
گاهی اوقات از باز کردن گاوصندوق بانک هم سخت تره
بازگشته ام
با کوله باری از شعر های ناگفته….
تنها اینجا
مکان امن عاشقانه های من است….
باچنگال ماست خوردن تو فرقه ی ما منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری!!!
باید اعتراف کنم (عشق کافی نیست)
باید به بعضیا بگی:
این شماره ی پینوکیوست
زنگ بزن ببین چطوری آدم شده، شاید تو هم آدم بشی…
والا ب خدا…..
بایداعتراف کنم من انچنان که فک میکردم نیستم. شرایط نیزتوانستندمراتغییردهند. من جرعت درگیری باشرایط راهم ندارم
بخدا خواستنت نظر لطفم نبود نظر دلم بود…
برای آدما مرز تعیین کن
مرز صمیمیت
مرز رفتار
مرز کلام
این مرز را تعیین کن و همیشه خودت یک قدم عقب تر بایست
برای ازدواج کردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است. کریستین
برای خوابِ غفلت از دَرو دیوار لالایی میبارد… Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
برای نوشتن از دلتنگی واژه استعاره لازم نیست فقط یه دل میخواهد که تنگ باشد
همین…
برای یک مرد هیچ چیز کشنده تر از آن نیست که در شکستهای زندگی اش
مقصری جز خودش پیدا نکند……
بعضی آدماواقعا آشغالن باید ساعت ۹ بندازیمشون بیرون
بعضی موقع ها دوست دارم چنان مشکلاتی برام پیش بیاد که مشکلات گذشته ام رو فراموش کنم.
بعضی ها هستن تو برخورد اول حسی بهشون نداری، بعدا همچین جایی تو دلتون پیدا میکنن که بیا و ببین، تازه میشن عزیز ترینت….
بعضی ها وقتی می خندن رو لپ هاشون چاله می افته. میگن این چاله جای بوس فرشته هاست.
فرشته شما رو هم بوس کرده یا فقط به من نظر داشته آیا؟!
بعضی هارو نباید بالا اورد…….. باید بالااورد :-&
بعضی هاطواف نمیکنند، فقط خدارادورمیزنند…
بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر،
اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکسی ممکن است
بخواند جز آن یک نفر..
بلا هایی که دهه هشتادیا سرم آوردن سگ ولگرد محله مون سرم نیاورد, ولله بقران… :@
بنده عادمی ام که با یه خرید کوچیک تا چند روز امید به زندگیم به سطح بالایی میرسه
به بعضی پسرا هم باید گفت عزیزم ۱ماه پودر و قرص نخور و بیخیال آمپول شو، ببینم خدا چطوری آفریدت؟؟
به خواهرم میگم دعا کن برام. دعا بچه ها زود قبول میشه…… میگه :نه اگه قبول میشد وقتی من ۶ سالم بود و تو عروسکمو شکوندی باید میمردی!!!!!!!
به خودم قول میدهم که فراموشت کنم! صبح که میشودتوراکه نه… ولی قولم رافراموش میکنم…!
به سلامتی اونایی که روزه نیستن ولی بیشتر از همه منتظر افطارن!!!
به طرف میگن تاحالا ریسک کردی؟ میگه اره یک بارکه اسهال داشتم گوزیدم
به مامبزرگم میگم یه کرم ضدافتاب داری بمن بدی؟ کرم برنزه بمن میده!!!!
جلل خالق مامبزرگم مامبزرگای قدیم!
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایست
به کسانی که به شما حسودی می کنند احترام بگذارید! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنان هستید.
به کلاغها بگویید
قصه ی من اینجا
تمام شد……
یکی
بود و نبود مرا با خود برد!!!!!!!!!!
بهتر نیست دست از قضاوت برداریم شیطونم به خدا گفت من از آتشم و انسان از خاک…
بهترین اتفاق کودکی:
روی مبل خوابت میبرد، صبح که از خواب بیدار میشدی رو تخت بودی.
بهترین لحظه ی زندگی :تو لباسی که در سال گذشته ازش استفاده کردی پول پیدا کنی!! و از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی!!
بهترین کس تو همه ی زندگی ها
مادر
بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه. درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه
بچه ها قبول دارین میشه زیبایی خانومارو با یه دستمال مرطوب پاک کرد؟ دیدم که میگم
بچه پولدار نیستم اما کولرخونمون ۲۴ ساعته روشنه گاهی
هم دو تا کولر.
چرا واسه شما خاموشه????
بگریز، دوست من، به تنهایی ات بگریز! تو را از بانگ بزرگ مردان کر و از نیش خردان زخمگین می بینم.
بی تو
روزگارم را سیاهی ول نمیکند
موی سرم را سپیدی…
بیاید اعتراف کنیم که هممون تا حالا حداقل برای یه بار هم که شده مجبور شدیم لاک رو به زور با کارت میوه خوری بکنیم… واقعا کار خیلی سختیه
بیایین اعتراف کنیم که هیچ لذتی بالاتر از این نبود ک معاون مدرسه میومد میگفت
معلمتون مشکل براش پیش اونده برین زمین ورزش
بیست سال فک کردم که معنای "نخوردی که" که بعد غذا میگن چیه فهمیدم که ینی نوش جون
»دخمــ ــل آذریے« اعتراف میکنم بچه بودم بعضی وقتا ب عروسکام انقد زُل میزدم تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم ! خخخخ ی همچیم آدم خجسته و شیرین العقلی بودم من 😀
آقا (این درستشه!) اعتراف میکنم وقتی فهمیدم چجوری تشخیص میدن بچه که به دنیا میاد دختره یا پسره تا دو ساعت خشکم زده بود. ^_^
اعتراف میکنم تا دو سال بعد اینکه فهمیدم انریکه کیه بهش مى گفتم هنریکه.توجه داشته باشید: هنریکه. امیدی به خوب شدنم هست؟
اعتراف میکنم یه بار با ماشین از خونه اومدم بیرون وسط راه یادم رفت کجا داشتم میرفتم برگشتم خونه !‬!!! خنگ هم خودتونید 😐 اثرات مخرب تحریمه :)))))
اعتراف میکنم یکى دیگه از قوانین مورفى اینه که اگر تو خونه غذا املت باشه همسایه بغلى جوجه کباب دارن :)))))
اعتراف میکنم اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم ! حلاااال کنید
اعتراف میکنم ادم نبودم چه برسه به خوب و یا بدش… حتی یه بارم تا الان دست پدرومادرمو نبوسیدم
اعتراف میکنم استادمون حین درس دادن زل میزنه تو چشمای من و من در حالی که هیچی نفهمیدم سرمو به نشونه ی تایید تکون میدم
اعتراف میکنم اومدم سبزه بکارم (باگندم)دیدم نداریم به جاش رفتم برنج خیس کردم که جوونه بزنه نه این مغزه من دارم….دیگه دارم کم کم به سالم بودنم شک میکنم
اعتراف میکنم اونقدری که من توی دنیای مجازی ملت رو گذاشتم سر کار،‏@ جواد افشار با ساختن فیلم مادرانه مردمو نذاشت سرکار ‏::::دی کصافط هم خودتونید ‏:‏
اعتراف میکنم با ۲۰ سال سن هنوزم یکی از لذت های زندگیم اینه که بیسکوییتو تو شیر له کنم و بخورم… آی حال میده!!!
اعتراف میکنم بار اول که یه بز از نزدیک دیدم بچه بودم، از ترس بهش سلام کردم بعد فرار کردم =|
اعتراف میکنم برای اولین بار ک سوار ون شدم، موقع پیاده شدن دستگیره در رو فشار دادم تا باز کنم . نمیدونستم که در اتوماتیکه و باید راننده وا کنه.
اعتراف میکنم بزرگترین دغدغه ی من تو دوران کودکی این بود که مامانم با کلاغا چطور ارتباط برقرار می کرد ؟!! لامصب همه ی نمراتمو می دونست …
اعتراف میکنم بیش از ده ها کلیپس خواهرم در بیکاریهام شکسته شد!!!!جالبتر اینکه همه اوناروهم مینداختم تو کیفش مثلا که تو کیفش شکست……
اعتراف میکنم بیشتر مواقعی که میخوام از اعضای خانواده انتقام بگیرم میرم دمپایی های دستشویی رو خیس میکنم خیلی بدجنسم نه؟؟؟
اعتراف میکنم تا ۱۱ سالگی فکر میکردم “کافی نت” اسم دیگه همون “کافی شاپ” هستش! همچین نخبه‌ای بودم من
اعتراف میکنم تلفظ شمشیربازی با اسلحه اپه رو یه چند سالیه کشف کردم، تا قبل از اون فکر می کردم با اسلحه افه ست و طرف اِفه ضربه زدن میاد……خخخخخخخخخخخخ
اعتراف میکنم حسادت آورترین لحظه ی عمرم وقیه که میخوام منبع رو پایین مطلب وبلاگم بنویسم .شمام اینجورین؟ یا فقط من اینقد حسودم
اعتراف میکنم خونه بغلیمون عروسیه ما طبقه چهارمیم اونا ویلایی هی دارم فکر میکنم با این تفنگم خواننده هرو بزنم که مثل بز می خونه کمک کنین تصمیم مهمیه
اعتراف میکنم خیلی دوس دارم دست بابا مامنمو ببوسم نمسدونم چرا روم نمیشه
اعتراف میکنم دو سال هنرستانو همیشه دیرتر از همه میرسیدم مدرسه با اینکه ۲۰۰ متر با خونمون فاصله داشت:||خو چیه خواب میموندم تنبلم خودتونید !
اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!
اعتراف میکنم ذوقی که من(کودکی ۲۲ساله) به هنگام دیدن پستم تو سایت۴جوک میکنم خوب… بگوخوب… خر به هنگام خوردن تیتاب و نوشابه نمیکنه!
اعتراف میکنم سه ماه اولی که به ۴جوک میومدم فکر میکردم همه این مطالبو یه نفر مینویسه.اتو دلم انقد تحسینش میکردم با این همه خلاقیت!!! به نظرتون امیدی هست؟!!!
اعتراف میکنم مادر و پدر من هنووووز که هنووزه فرق صدای من و داداشمو از پشت تلفن متوجه نمیشن !
اعتراف میکنم میخواستم نون بربری بخرم رفتم تو مغازه هول شدم گفتم نون بندری دارین تا یه ماه بهم میخندیدن!!!!!!
اعتراف میکنم میرم تو هر وبلاگی تند تند refreshمیکنم تا آمار بازدید بره بالا و صاحب وبلاگ امیدوار باشه
اعتراف میکنم میزان استفاده از خمیردندان در ماه رمضان در خونه ی ما از کل سال بیشتره نه اینکه توی رمضون زیاد مسواک بزنیما نه در طول سال اصلا مسواک نمیزنیم 😐
اعتراف میکنم هربار که میام ۴جوک علاوه بر پستای بچه ها پستای خودمم لایک میکنم عین اینه که یه نامزد انتخاباتی بره به خودش رأی بده :-))) چه کنم که اینجا غریبم!
اعتراف میکنم همیشه وقتی دعوام با یکی تموم میشه تازه جواب های خوب به ذهنم میرسه! 🙂
اعتراف میکنم هنوز میرم پست سه ماه پیشم رو چک میکنم که لایکش از پست بالایی و پایینی بیشتر یا کمتر :ا
اعتراف میکنم کوچیک که بودم صابون که میفتاد کف حموم با شامپو میشستمش !!!
اعتراف میکنم یک سال از ذوقم موقع دریافت کارنامه شیرینی پخش کردم آخه انضباطم برای اولین بار ۱۹ شده بود منواین همه خوشبختی مهاله مهاله مهاله
اعتراف میکنم… . . . . . ولش کن بابا ظرفیت رازداریو ندارین میرین همه جاجارمیزنین ابروم میره
اعتراف میکنم….. یکی از انگیزه های ازدواج کردنم خارج شدن از حکومت پدرم و ایجاد حکومت مستقل برای خاموش و روشن کردن کولره!
اعتراف نامه: اعتراف میکنم اولین باری ک احساس بزرگ بودن کردن این بود ک رفتم دکتر.دکتر بم قرص سرما خوردگی بزرگسالان داد؟!
اعتــــرافــــــــ میـــــــکنم: که فقط برای به دست آوردن اون کارت شارژه که این روزا پست میذارم:/ شمام همینطور؟
اعراف میکنم از ترس این که مامانو بابام بهم بگن کاری بکن از اتاقم بیرون نمیرم °°° الانم که اینو دارم مینویسم دستشویی دارم¡¡¡ من برم بیرون††† عمرآ 😐
اینجانب در سلامت کامل عقل اعتراف میکنم امروز در سن ۲۰ سالگی از مادرم خواستم به یاد ۲ سالگی بیاد و ناخونای منو بگیره اونم اومدو ناخونای منو همچین از ته چید
به زرس قاطع اعتراف میکنم یا این وضعی که من کنکور دادم از طرف سازمان سنجش حکم (تیرمو) دادن. شما چی؟
بچه ها بیاید یه اعترافی کینم اگه چهارجوک نبود آمار خوانندگان ایران از جمعیتش زیاد میشد‏!‏‏!‏‏↳‏ بگو خب
خدایی بچه ها انگار تو دوران ترکم بعد این ۴جوک خودمون مسدود بود یعنی انگار همدرداتم ازت بگیرن. جون من کیا تو این چند روز لغزش داشتن من اعتراف میکنم داشتم.
دم بروبچه های سریال دود کش جزغاله اعتراف میکنم که فکرمیکردم فقط من وفک وفامیلمون از اتوبوس اسفاده میکنیم
علامت اختصاصی آمپاس : ◕ ‿ ◕ اعتراف میکنم کوچیک که بودم فکر میکردم هر دختری شوهرشی که دلش خواست رو از فروشگاه میخره … این طوری نگاه نکنید بچه بودم 🙁
فکر نکنم به اعتراف نیاز داشته باشم چون هر چى میشد مینداختن گردن من چه اعتراف مى کردیم چه نمى کردیم تقصیر من بود!!!
مـــَـــن واقـــعا تـــَــنبل نیســـتم! فــــــقط از ” هیچ کاری نکردن ” بیشتـــَــــر لذتــــــ می بـــــرم، همیـــــن…:)))
من تا قبل این تبلیغ تبرک فکر میکردم لورل و هاردی با هم داداشن!!!!!!! اصن خل وضعی بودمااااااا 🙂
من زمانی که بچه بودم احساس قدرت کردم سه چرخه (از این مدل قدیمیا) بچه همسایمونو شوت کردم از وسط نصف شد از ترس سریع در افق محو شدم.
من همیشه تو خوردن با لذت آب هندونه ی ته پیش دستی ناموفقم.این هسته هاش ممانعت می کنن!!!
میخوام اعتراف کنم بچه بودم فکر میکردم اونایی که خیلی سفیدن زیاد شیر میخورن اونایی هم که خیلی سبزه ان زیاد نوشابه سیاه میخورن. چیه خب ؟؟؟خودت خنگی.
نزدیک مدرسه ما یه پل عابر پیاده زدن که پله برقى داشت،اعتراف میکنم از فرداش شوق ما برای رفتن به مدرسه ۲برابرشد…®
پشه های خونتون بذارن ی شب راحت بخوابی صلوات!.. (تو پرانتز بگم: من اعتراف میکنم ک وقتی پستهایی رو میخونم ک آخرش نوشته صلوات ناخودآگاه صلوات میفرستم! شمام عایا؟)
"اصلا هرچی تو بگی"همیشه به این معنی نیس که من متقاعد شدم حق باتوئه، در اکثر موارد به این معنیه که"باشه خفه شو حداقل صدای نحستو نشنوم"
"اعتراف میکنم تا۶-۷سالگی نمیدونستم ادم بایدیه روزی بمیره… ولی وقتی فهمیدم خیلی گریه کردم"نخندید… خب بچه بودم
"دوستت دارم "هایت رابه کسی نگو….
نگه دار برای خودم….
من جانم را….
برای شنیدنش…..
کنار گذاشته ام…..
"رفاقت " بار سنگینی ست! کسی بر دوش میگیرد که یک دنیا وفا دارد
, نمى دونى چقد اشکات شیرینه وقتى مخاطب خاصت تمام تلاششو میکنه تا بد باشه تا بهش ثابت بشه هرچى ک بشه بازم پاش مى مونى.. *
. ·´¯`·-> خسته شدم، از جستوجوی اجسادی کسانی که روزی میگفتند، بی تو میمیرم،،، <-·´¯`·
… خوبان نه در ازدحام روز گم میشوند و نه در خلوت شب….. و بدان که تو؛ همیشه پیدایی…
.
خانومای عزیز:
وقتی یه کاری رو به آقایون میدین که انجام بدن، حتما انجامش میدن..!
نیازی نیست هر ۶ ماه یک بار یادآوریش کنین
آدم خوب قصه های من…
دلتنگت شده ام!!!!
حجمش را میخواهی؟
خدا را تصور کن..
آدم ها فقط در یک چیز مشترک اند و آن متفاوت بودن است…!
آدم ها همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام می دهند!
این یکی از تضادهای زندگی ماست…..
آرزوى ریاضى:
عرض سلام + طول عمر + ارتفاع سلامتى
براى مساحت وجود نازنینت; -)
آرزوی خیلی ها بودم اما
قربانی قدر نشناسی یک نفر شدم
آستانه ی تحملم
کف پامه
تا این حد پایین ینی
آسمان چشم من میبارد
بر سر دشت غمین سینه ام
خاموشو سنگینو سربر پای غم
زیر آوار سکوتت مانده ام….
برگرد……
آفریده شدن من توسط خدا چیزى از ارزش هاى خدا کم نمیکنه! :دى
آقا اعتراف میکنم بچه که بودم میرفتم دستشویی دست این مورچه هایی ک داشتن غرق میشدن رو میگرفتم میرسوندم ب خشکی. هنوز هم همونقد نیکوکارم
کارم درسته من..
آقاشماهم وقتی داریدمسواک میزنید دوست داریدکل خونه رو یه رژه ای برید؟؟؟؟؟ جالبه نه؟
آنهایی که خلاف جهت رودخانه شنا میکنند، در ابتدا جلب توجه میکنند اما در نهایت با جریان آب یکی میشوند.. زمانی که غرق شده اند…
آه از عمر تلف، وای از باختنم
سالها بی خبرو خانه برآب ساختنم
آیا شما هم مثل من از نماز جماعت مدرسه فراری بودید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
احتیاط کنید! خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد!….
احساسی که راننده ها موقع سبز شدن چراغ قرمز دارند فضانوردان موقع پرتاب موشک ندارند!
ارزودارم که ارزو داشته باشم
اره شبا وقتی بچه بودم از سر کوچه تا خونه میدویدم
از امروز میخوام آدم شم ایشالا تو این ماه عوض شم ببینم چند نفر مثل منن یا بهم کمک میکنن
از اینجایی که من هستم
تمام شهر معلومه
کنارم خیلیا هستن
دلم پیش تو آرومه…
از عشق سخن گفتن
برای ادمی خیلی زود است…..
خیلی زوود
از هر مسئله ای که تنها راه حلش، گذر زمان است بیزارم!
از وقتی شنیدم زندگی چشم به هم زدنی است، دیگر پلک نمی زنم.
اشتباهم این بود
با دیدن اولین دل حکم کردم
اعتراف میکنم :بچه که بودم این فیلمای چینی رو که میدیدم ادماش رو هوا راه میرن، منم تو خونه تمرین میکردم یاد بگیرم رو هوا راه برم!!!،،،
اعتراف میکنم آخرین خواسته ام قبل از مرگم اینه که ۵ دقیقه بهم وقت بدن هارد کامپیوترمو فرمت کنم!! اگه دست کسی بیفته واسم ختم هم نمیگیرن!!!
اعتراف میکنم از ۳سالگی وقتی مامانم لباسشویی رو روشن میکرد تا آخرش که تموم شه جلوش زانو میزدم الانم که سی سالمه بازم یواشکی جوری که ضایع نشم اینکارو میکنم
اعتراف میکنم امسال خونه هر کی رفتم پسته که نخوردم هیچی به بچه کوچیک ها هم گفتم پسته نخوریدا سرطان میگیرید
من یه همچین پسریم
اعتراف میکنم اونقد ک کفتربازای محل ما از کفتر و گونه هاش و خلاصه همه چیزش سردرمیارن! مرحوم دارز چاروین ازنظریه تکامل نداشت. شایدم داشت.
اعتراف میکنم اگه یه فیلم بهم بدید که تماشای اون ۲۴ ساعت طول بکشه
من روزی سه بار تا آخر میبینمش.
اعتراف میکنم بعد از چند ماه که سروصدای صندوق عقب ماشین اذیت میکرد.
بالاخره جعبه زنجیر چرخ رو برداشتم گذاشتم تو پارکینگ
اعتراف میکنم توبچگی تازه اتود واردبازارشده بود رفتم ازمغازه یکی خریدم نوکش شکست ترسیدم رفتم یواشکی گذاشتم سرجاش یکی دیگه برداشتم. خوبچه بودم!!!
اعتراف میکنم تولد حضرت ابوالفضل نذری میدادیم فرداش یکی از فا میلامون زنگ زد برای نذره تشکر کنه من گفتم دستتون درد نکنه خیلی خوشمزه بود.
اعتراف میکنم جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد…!
به شب آدم؛ اما…
اعتراف میکنم خدایا
در انجماد نگاه های سرد این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است!
اعتراف میکنم دفعه اولی که تنها ذفتم مهتابی بخرم اسمش یادم رفت گفتم اقا میشه یه متر لامپ بدید!
اعتراف میکنم دوس دارم بشینم با یکی صحبت کنم که بعدش نگم کاش نگفته بودم
اعتراف میکنم دوم راهنمایی که بودم سرکلاس ازبس حرص معلمم رودرآوردم قلبش گرفت وغش کرد آخه ناراحتی قلبی داشت
اعتراف میکنم متنفرم، از اینکه خیلی حرفها رو مجبورم ناقص رها کنم…
اعتراف میکنم نصف ‌آره یادم میاد‌ هایی که گفتم چاخان بوده
حوصله نداشتم طرف تعریف کنه!
اعتراف میکنم هروقت که مسواک میزنم بعدش یه آبنبات میندازم دهنم تاتلخی خمیردندون ازبین بره
اعتراف میکنم هنوزم که هنوز میرم معاینه چشم از دستم برای گفتن راست و چپ استفاده میکنم
خوب چیه چرا اینجوری نیگا میکنی؟
شما اینجوری نیسین؟!!!!
اعتراف میکنم کوچولو که بودیم هر خانواده ای توی فامیل بود که رختخواب هاشونو دوست داشت ما رو دوست نداشت…
اینجور بچه هایی بودیم مااااا
اعتراف میکنم ۱۱سالم که بود فکر میکردم اونایی که شبا عینک طبی میزدند نمیتونستن ببینن
اعتراف میکنم ۶ساله که بودم با سوسکا دنبال بازی میکردم و تا نمیگرفتمشون ول کن نبودم
اعتراف میکنم الان مثه چی از سوسک میترسم!
اعتراف میکنم ﯾﻪ ﮔﻨﺪ ﮐﺎری ﻫﺎﯾﯽ کردم اﯾﻨﻘﺪ ﺿﺎﯾﻌﻪ ﮐﻪ ﺑﺮا ﺧﻮدمﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮنم ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨم ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ دﯾﮕﺮان؟!
اعتراف میکنم. وقتی کامپیوتر را خاموش می کنم بعدش با گوشی میام.
اعتراف میکنم… تا۲۳ سالگی دهنت سرویس میکنن رو واژه ی فنی مهندسی میدانستم ودر جواب عذر خواهی; نه خواهش میکنم "میگفتم.!!!! الان بیست چهارسالمه 😀
اعتراف میکنم؛ ۱۳ سالم بود میخواستم خودکشی کنم. هرچی قرص تو خونه بود خوردم…
سرماخوردگیم خوب شد!!!
اعتراف می‌کنم بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم که خوابش سنگین شده دستشو می‌کردم تو دماغم!!
اعتراف می‌کنم یه بار از دست یکی یکم ناراحت بودم…
زیر پاشو خالی کردم با کله اومد پایین, لبش چارتا بخیه خورد…
اعتراف نمیکنم….. خب نمیکنم به تو چه!!!!
اعتراف کنید همتون دوست داشتید یه روز بابای خونه باشید و مامانتون مثل باباهاتون باهاتون برخورد کنند فقط بچه چشم!!! خخخخخخخ
اعتراف کنین شما هم وقتی می خواین با فامیل رو بوسی کنین
تهش اینه که محکم لپاتونو می کوبین به همدیگه و صدای بوس کردن در میارین
اعتراف کنین
اعتراف!!!!! به دکترم گفتم ی جور دماغمو عمل کن گونه بیوفته صورتم، برگشت گفت من دماغتو عمل میکنم عزیزم دماااااغغغ!!!!
توعمرم انقد قانع نشده بودم!
اعتراف:: :زندگی زیرت زاییدم○♣
اعتماد…….
ساختنش سالها طول می کشد. تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد
اقا اعتراف میکنم، عجب سوهانیه سوهان قم بفرمااا
اقا من اعتراف میکنم که قبلا وقتی با تلفن عمومی مزاحم کسی میشدم، بعد از این که تلفن رو میزاشتم فرار میکردم.
اقا من بچه که بودم بیسکویت میذاشتم دهنم بعد میرفتم جلو آینه با دهن باز شروع میکردم به جویدن.
اصن یه حالی داشت که نگو. حس مخلوط کن بِم دس میداد…
الان دقیقا یک ساعت و بیست دقیقه ست دارم یه مسئله میخونم, نمیفهمم..
این یعنی خنگ¿¿!!!
الان که خودم استاد شدم تازه میفهمم بعضی استادها چه تمیز مارو دور میزدن، خدا ازشون نگذره.
امان از رفیق بد،… دلم پره والا
امروز ارزو کردم اى کاش هیچ وقت از خواب بیدار نمیشدم..
نکه فک کنى درمونده شدم از نبودنت
نه..
اخ تو خواب زیادى حواست بهم بود..
امروز غرورم رو شکستم
با یه دوست قدیمی آشتی کردم
ان زمان که باید دوست بداریم, کوتاهی میکنیم!
ان زمان که دوستمان دارند, لجبازی میکنیم!
وبعد…..
برای انچه از دست رفته اه میکشیم!
انسانها ناگهان شکسته و پیر نمى شوند, این مائیم که دیر به دیر نگاهشان مى کنیم…
انقدر عاشقانه زندگی کردم…
که اگر رازهایم فاش شود
بغض دنیا میشکند!!!
انقدر همه چی گرون شده که از خونه قهر کردن هم دیگه نمیصرفه!
انقدر ورق های زندگیم را بهم نریز حکم همان دلست که برای ت میتپد
انقضای خاص بودنت به پایان رسید….
دیگه به تو فکر نمیکنم گناه است چشم داشتن
به ماله غریبه ها…..
انکار نمیکنم که از سلنا خوشم نمیاد اتفاقاً عاشقشم ولی باید رید تو دهن جاستین که همرو به سمت خودش جذب میکنه!!!!!!
نکبک!!
انکار نکنید، همتون حداقل یه بار تو بچگی‌ در یخچال رو آرم میبستین و از لای درش به زور نیگا میکردین ببینین کی‌ چراغش خاموش می‌شه 😐
انگار تمام غصه های دنیا ته می کشند
وقتی آرام می گویی:
نگران نباش
همه چیز درست می شود…
مادر
اهل پنهان کاری نیستم!!! اعتراف می کنم…
زمانی دل یکی را سوزاندم…. اما حالا یکی یکی دلم را می سوزانند…!!!!
اول دبیرستان امتحانات خرداد زبان انگلیسی شدم ۱۶ ادبیات فارسی و تجدید آوردم، یعنی بلایی به سرم اومده بوده که زبان مادری یادم رفته بوده…
اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو رو پیدا کردم! یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم…!
اگر تو والیبال یکی از سرویس ها به داور بخوره بنده خدا از رو چهارپایه باصورت میاد پایین
خخخخخخخخخخ
اگر توانایی دانشمندان ایران از جهان دانش گرفته شود چیزی جز سیاهی باقی نمی ماند. (ابوعلی سینا)
اگه با هدف راه بیفتم زمین خوردن مانعم نمی شود!!!…
اگه دوستام میتونستند ۵ثانیه بعد از اینکه گوشی رو قطع میکنم رو بشنوند، تاالان هیچ دوستی نداشتم!!
اگه قرار باشه فردا فرتی بمیرم. باید خنگ باشم دنیارو جدی بگیرم
اگه وجود خدا باورت بشه خدا هم یه نقطه میذاره زیرش و یاورت میشه
اگه گفتین بدترین حالت چیه؟
معلومه دیگه وقتی یه سوالی رو نخونی و صاف بیاد تو امتحان…
اگه یه روز همه فراموشت کردن… من با توام!
اگه همه بهت بد کردن، من با توام…
ولی اگه همه دوستت داشتن…
شرمنده!
من با اونام…
ای کاش میشد زمان رو نگه دارن. این روزها خیلی زمان زود میگذره.
ای کسانیکه ماشین تان را جلو گاراژ و درب مردم پارک میکنید
آیا شما همان کسانی هستید شبها جلو دستشویی می خوابید؟؟
این جماعت می گفتند اشکهایت را
خرج رفتنش نکن…
راست می گفتند
بی من
تو مفت هم نمی ارزی…:))))
این روزا اگه کسی تو خیابون الکی هم بهت سلام داد احساس خطر کن.
آخه مردم گرگ شدن و سلام گرگ هم بی طمع نیست
این روزا هرکس و میبینی میگی چه خبر میگه امتحان دارم…
بدبختی دانشجوم نشدیم یه خورده به خودمون استرس وارد کنیم.
چه حس غریبی دارم……
این روزها به جای ” شرافت ” از انسان ها، فقط ” شر ” و “ آفت ” می بینی!
این روزها حس میکنم چقدر شبیه سکوتم…
با کوچکترین حرفی میشکنم…
این روزها خوب پرگار هایی شدیم همدیگر را خوب دور میزنیم
اینبار "اعتراف" نمیکنم "افتخار" میکنم به داشتن فرشته بنام
مادر…
اینجا تمام انگشتان بر روی لبها علامت سکوت گرفته اند! سخن نگویم بهتر است گوش ها به یقین روزه گرفته اند.
اینجانب اعتراف میکنم، محلمون یه آژانس داشت اسمش ولیعصر بود. بچه که بودم فک میکردم فقط عصرا ماشین داره و سرویس میده!!
اینده کتابی است که امروز مینویسی
چیزی بنویس که در اینده از خواندن ان لذت ببری.
اینقدر اتاقم کوچیکه که وقتی خودم تو اتاق باشم دیگه جایی برای تو نیست!
فقط میتونی بیای تو آغوشم…
با این شدت و سرعتی که وقتی اس ام اس میاد، میپرم رو گوشی! اگه موقع اذان می رفتم سروقت نماز، الآن جزو بندگان شایسته خدا بودم
با بابام رفتىم پىش دوستش بعد از سلام و احوال پرسى خىلى از من خوشش اومده بود گفت خىلى آقاىى گفتم ما بىشتر خلاصه اون جا رو خودتون تصور کنىد دىگه
با همه بدی هایی که کردم باز هم خدا با دادن بچه ای سالم به من لطف کرد و من باز شرمنده او شدم.
بابا پ این نیمه گمشده ما کجاست!!!
مردیم بس احساساتمووون رو قورت دادیم!
بابام گفت عشق کشکه!
منم گفتم زندگی هم آشه!
آشه بدون کشک مگه میشه؟
باختن یعنی :یه عمر تلاش کنی "شاه" بشی بعد بفهمی "بی بی دلت "عاشق سربازه…!
بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم
دیگر نه حرص به دست آوردن دارم و نه هراس از دست دادن…
دلم هوای خودم را کرده!
بیشتر ما رانندگی از باباهامون یاد گرفتیم
پس چرا باباهامون از نظر ما رانندگی بلد نیستن…؟؟؟
بینید حرف زدن چه چیز وحشتناکی است
که بزرگترین احترام به هرکس
این است که
برایش یک دقیقه سکوت می‌کنند
بیکار بود.
ولی همیشه
خسته!
آری
"گناه" خستگی می آورد!
تا حالا شده از شدت غم و غصه الکی بگی یه جاییم درد می کنه و اشک بریزی
من این اتفاق بار ها برام افتاده
تا زنده ام می نشینم به اننظارت
شاید هم نیایی….
من کارم را می کنم….
تا چند وقت پیش دنده پنج نگاه میکردم میرفتم با دوچرخه خیابون لایی میکشیدم.
اینجور ادمی هستم من:)
تابلو جدید راهنمایی و رانندگی :جاده حیف نون دارد خطر پرتاب سنگ…
تاحالا دقت کردین هرموقع می خواین کابل USB رو به کامپیوترتون وصل کنید همیشه اول کابل رو برعکس میزنین. خداییش این جوری نیست
تجربه نشون داده دخترایی که عکس چشمشون رو برا پروفایلشون
میذارن هنوز بینی مبارکشون رو عمل نکردن
چیه مگه دروغ میگم
تروخدابیاین اعتراف کنیم ازعکسایی که بادوربین جلوی گوشی ازخودمون میگیریم حالمون بهم میخوره…! بیاین
تسبیحی بافته ام نه از سنگ، نه از چوب، نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت
دعا کنم
تغییرات چهره در wc!
>_<
o_-
o_۰
O_O
^_^
تف به ریا اعتراف میکنم بعد از نماز, چند دقیقه میخوابم رو سجاده و خیال میکنم, سرم رو پای خداست. خیلی حال میده… امتحان کنید!
تلخه ولی واقعیت داره.. اینکه از نظر هندوانه ها، اصولاً همه آدم‌ها «چاقوکش» هستن
تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله
گفتم بلو اله
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام 😐
:))))
تمام اندیشه ها و داریی های مرد به یک محبت زن نمی ارزد.
تنهآ چیزی ڪه این روزا دوست دارم بشنوم…
اینه ڪه
خدا بهم بگه :این دنیا یه شوخیه بُزرگ بود..
ناراحت ڪه نشُدی؟؟؟
تنها چیزی که تو زندگیم به صورت تخصصی بهش تسلط دارم انتخاب ادم های اشتباه… واسه دوست داشتنه.. والاااااااا
تو بهترینی… تو خوبترینی… تو یک کلام عاشقانه… تو نهایت قشنگی… تو ملکه ی زیبایی ها… تو گل اما من چی؟ فقط یک ادمه خالی بند
تو بچگی یه بار تمام لباسای تو کمدمو پوشیدم… دیگه خودتون تصور کنید :$
تو در کنار خودت نیستی… نمی دانی در کنار تو بودن چه لذتی دارد…
تورا از دور دستها
دوستت خواهم داشت
زیرا با تو بودن، نهایت تنهاییست.
تورامن چشم در راهم همه هنگام… 
نه چون نیما که میگوید شباهنگام…
توی خوابم که دیدمت فهمیدم خوابم!
جاده ی زندگی نباید خیلی صاف باشد. خوابم میگیرد.
دست انداز ها نعمتند…
جالب است"ثبت احوال"در شناسنامه همه چیز راثبت کرده جز"احوالم "را…!!!
جای خالی ات وقتی حس میشود که آدم های بعدی برخلاف توچنگی به دل نمیزنند.
جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون ۵ می خواهد.
جدال نکن
حتی اگر حق با تو باشد…
به عذاب وجدان بعدش نمی ارزه :((
جدیدترین دلیل واسه بهم زدن :زیادی خوبی :|!
حال نمی کنم که همرنگ اجتماع باشم!!!
حال همه مان خوب است اما تو باور نکن
حسادت میکنم وقتى که یک دیوانه مى خندد به آنچه که من برایش مى گریم!
حسادت نکن..
آنکه بعدازتو بغل گرفته ام زانوی غم است…
خاطرات تو از یاد من نمیره،، کسی دیگه عشقو یاد من نمیده،، مرور میکنم من خاطراتو،، تا دلم بگیره یا دلم بمیره.
خالم اعتراف میکرد میگفت اولاش که ایمیل اومده بود دوستش بهش گفته بو پرستو میل داری گفته بود نه مرسی. یه همچین خاله ای دارم من
خالی ام… حرفی نیست! اما خالی چرا درد دارد؟؟؟…
خالی تر از سکوتم…
انبوهی از ترانه
با یاد صبح روشن اما…
امید باطل
شب دائمی ست انگار…
خاکی خاکیم جوری زمین خوردم…. که
باید تمام عمرم خودم را بتکانم!
خدارا شکر نه آرزوی کسی هستم نه آویزون کسی
خداوندا مرا بى آنکه خود خواهم اسیر زندگى کردى
خدایا، پس تو مسئولى بر این اغازو پایانم.
خداوندا…. صبر فقط در کنار اسم ایوب زیباست…
خدایا مرا در دریای لطفت غرق کن از زندگی خسته شدم
خدایا این چه رسمیست میان ادمیان وقتی کسی چشمت را میگیرد نزدیک میشوی میبینی احساس او چنین نیست…
وقتی دل کسی نزد توست دل تو برای کسی دیگر میتپد…
خدایا بهترین لحظات را نصیب کسی کن که زیباترین لحظات عمرش را برای زیبا ساختن لحظه های دیگران از دست داد…!
خدایا ما رو ببخش که در کار خیر یا "جار" زدیم یا "جا" زدیم.
خدایا مدد کن دیرتر برنجیم. زودتر ببخشیم. کمتر قضاوت کنیم وبیشتر فرصت بدهیم
خدایا مرا اراده باز پس گیر شیطان اراده ام را میدزدد و نفس هم مددکار او شده است تو خود اختیارم را به دست گیر.
خدایا من توان خوب بودن راندارم اماتحمل بدبودن راهم ندارم،
خدایا میخوام یه اعترافی بکنم
دیگه خسته شدم… من امانت دار خوبی نیستم
مرا از ” من” بگیر… مال خودت؛ من نمی توانم نگهش دارم.
خدایا هیچ پدر و مادری رو شرمنده خانواده اش نکن 🙁
خدایا!
میوه کدام درخت باغت را گاز بزنم تا از زمین رانده شوم؟…
خدایا, یه بر به این زندگیمون بزن شاید دوتا حکم افتاد دستمون تاهرکسو ناکسی آسشو به رخ ما نکشه
خدایا… بابت آن روزکه سرت داد کشیدم متاسفم… من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشَش را ندارد و من پا فشاری می کردم
خدایا…. پاکم کن، خاکم کن……
۱بنده گناهکار….
خرابه هاى دلم ازتمام خانه هاى جهان قشنگتراست چون یادتودرآن ساکن است…
خستم مث سرباز از پُست…. تِ
خسته ام پینوکیو،
اینجا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند…
بعد دماغ خود را جراحی پلاستیک می کنند!!!!
بعلللله!!
خسته ام، انبوهی ازدردم رفیق/ازخودم اززندگی سردم رفیق/ بیصدادربی کسی هاگم شدم/اعتراف، دیگرکم اوردم رفیق
خواستم بدونم شما هم مثل من هر وقت هویج میخورین اول قسمت روییشو میخورین بعد مغزشو؟ یا فقط من دچار این سادیسمم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب نیستم اما خودمم!!!
خودم قبول دارم کهنه شدم انقدر کهنه که میشود روی گردوخاک تنم یادگاری نوشت… بنویس وبرو!!!…
خوش بحال فرهاد, که تلخ ترین خاطره اش شیرین بود
خوش به حال اونایی که چشاشون سگ داره! من که فقط اعصابم سگ داره >:)
خوشبخترین آدما کسایی هستن که این جمله رو میشنون؛ عیب نداره، با هم درستش میکنیم…
خوشحالم که بردم
چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت!
خوشحالم که باختی
چون کسی رو از دست دادی که دوست داشت……..
خیلی بدهکاریم به همه ی اونایی که بهشون گفتیم درست میشه و نشد……..
خیلی خوبه که صبح ها تنهای تنها از خواب بیداری شیو مجبور نباشی به یه عده بگی دوسشون داری در حالی که دیگه دوسشون هم نداری….
خیلی سخته"کسی روداشته باشی بی کس باشی خیلی سخته"غم کسی وبخوری اماکسی غم تونخوره خیلی سخته "پیشه کسی گریه کنی وبه گریه هات بخندن.
خیلی وقت بود بی شقایق، منتظر مرگ بودم…… ولی اخیرا با نشستن پای شبکه ۳ به آینده امیدوارتر شدم:)))
دختر داییم که ۱۰ سالشه دیروز اعتراف کرده:
من فکر می کردم glx مخفف galaxy هست!:l
دختران زیبا هستند پس از چراغ خاموش!
(شکسپیر)
همه پسران بی گناه هستند قبل از چراغ خاموش!
(زن شکسپیر)
دخترم افتاده مادر شوهرم میگه الهی مادرت بمیره چی شده؟ دخترم میگه اشتباه گفتی مامانم همیشه میگه الهی مادرجونت بمیره!! یعنی میخواستم بمیرم!!!
در آن زمان که به شدت احساس تنهایی می کنی، مطمئن باش که یکی برای دیدنت لحظه شماری می کند. (مه)
در سقوط افراد در چاه عشق قانون جاذبه هیچ تقصیری ندارد
در میزنی؟ باز هم یادت رفته؟! کلید قلبم در دست توست…
در کندنِ چسب مایعِ خشک شده از روی پوستِ دست،
لذتی است که در انتقام نیست..!
درد را از هرطرف نوشتم درد بود دوری تو بدتر ازهر درد بود
درسته که غذاهای من قیافه ندارن ولی به جاش طعم و بوی گندی دارن.
دستانم تشنه دستان توست، شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم
با تو میمانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم
زیرا میدانم بیش از امروز دوستت خواهم داشت
دستشویی تنها جایی که بدون اینکه کسی بهم گیر بده
ریلکس تر از همیشه….. میرینم تو دنیا!
دقت کردین هر وقت تو ماشین آدرس رو گم میکنیم فورا صدای پخش ماشین رو کم میکنیم!
دقت کردین وقتی تصمیم میگیری که این آخرین دونه ی آجیلی باشه که میخوری لامصب اینقدر خوشمزه است که مجوری دوباره به خوردن ادامه بدی
دل بس ست بی تابی مکن
بیم های خود را جاری مکن
خزان شده جان بی قرار است
جان جانان کجای یادت گران است
دل های پاک خطا نمیکنند سادگی میکنند اما امروز سادگی بزرگ ترین خطای دنیاست.
دلتنگ معصومیت بر باد
رفته ی فصل کودکیم هستم؛ که قربانی هوس قد کشیدنم شد.
دلم براش تنگ شده
مرگ دوست خیلی بده
دلم میخواد فقط فقط یه دفه خوابشو ببینم
خدایا فقط یه دفعه
دلم برای بزرگ شدن تنگ شده…
دلم بچگی می خواهد جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم ارامش بخری..؟!؟!
دلم سبک نشد ازت…. دلم هنوز میخواد بیای……
حتی با اینکه میدونم شاید دیگه منو نخوای……
دلم شیشه ای بود
باتلنگری میشکست
لازم نبود برای شکستنش
فرهاد وار تیشه بزنی
دلم ن عشق میخواهد ن دروغهای قشنگ ن ادعاهای بزرگ ن بزرگھای پرادعا… دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهدویک دوست ک بشودبا اوحرف زدوبعدپشیمان نشد…
دلم کمی هوا میخواهد…
اما در سرنگ،
از زندگی بدجور خسته م!!!
دلم یک تصادف جدی می خواهد!
پر سرو صدا،
آمبولانس ها سراسیمه شوند و
کار از کار بگذرد…!
دلى که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را مى فهمیدند….
دم همه ی آدم های تنها گرم! نه اینکه نمیتونن با کسی باشن بلکه نمیخوان با هر کسی باشن
دنیا طوری با من تا کرد که ازم موشک بسازه… تِ
دنیای عجیبیست اینجا لبخند را هم باید زد
دنیای ما پر است از دست هایی که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها…..
دو رکعت نماز صبح میخوانم که بعدش بگیرم تخت بخوابم. قربتن الی الله… الله اکبر!
دوای درد ما که شلغم نیست…. تِ
دوباره
هوای تو
و ریه‌های تشنه‌ی من…!
دور دنیا می خواستم برم اما به جاش دورشو خط کشیدم…. تِ
دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود :تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!: D:: D
دوست دارم وقتی باهات
قهر میکنم
بیای جلو ببوسیم و نذاری که برم
نه اینکه
بند کفشامو محکم کنی
:- (
دوستم گفت فقط پیاز میتونه اشک آدم رو
در بیاره… منم واسه اینکه ثابت کنم
اشتباه گفته
با نارگیل زدم تو سرش
دکتر! پای نسخه ام بنویس "ملاقات ممنوع", بگذار تنهایی ام دلیل پزشکی داشته باشد..!!
دیدی وقتی بعد مدتها میخای به دوستت زنگ بزنی یا پیام بدی/ درست همون موقع اونم پیام میده!!!!!
دیشب به خواهرزادم آدامس موزی دادم، گفت :نمیخوام، بومیده. یادخودم افتادم که به ٱدامسم زردچوبه میزدم تا مثل ٱدامس موزی زرد بشه، بعد با لذت میخوردم…
دیگه هیچ مزه ای دلچسب نخواهد بود….
من تمام حس چشایی ام را….
روی لبانت…..
جا گذاشته ام….
رئیس کارخانه سایپا گفت مرگ دست خداست پراید فقط وسیله است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راحت بگم
خطای دیدبود
هیچی نبودی
زیادی گنده می دیدمت
راستشو بگم یک کلمه منو خوشحال میکنه اونم ( ( (ایول) ) )
راسته میگن زیاد تو آیینه نگاه کنی دیونه میشی
من نگاه نکرددما
فقط گاهی توش باخودم حرف میزنم اونم تو دلم
خودتی دیونه
رفیقان قدر یکدیگر بدانند عجل سنگ است و ادم مثل شیشه
روزها و ماه ها درگذرند و من بی مهابا در تصورم این نقطه کور مجسم میشود که چگونه نبودنم برایت اینگونه عادت شد..
رِفیقا '' کَم '' باشَن، امّا '' تَک '' باشَن!
زטּ یعنی مَن!!!
که عشوه هآیم…
دود میکند اُبُهَت مردانه ات را…
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند که غم از رو برود
زندگی ریسک بزرگیست که ادمها برای قدرت طلبی طی می کنند. اما در اوج سقوط خواهند کرد.
زندگی شبیه نیمرو نیست،
مثل کُتلت می مونه.
برگردون اونطرفشم بپزه….. این طرفش که سوخت!
زندگی هیچ وقت اندازه تنم نشد
حتی وقتی که خودم برای خودم بریدم و دوختم
زندگیم بسته به تارمویت…!
انقدر زندگیم را پشت گوش ننداز…!!
زنگ زدم ایرانسل به اپراتور میگم میشه دیگه به من پیام ندین….؟ خانومه میپرسه :چرا؟؟؟ با یه لحنی سوال کرد که دیگه نتونستم چیزی بگم. ازش معذرت خواستم قطع کردم
زیبا رویان بی وفایند…
سه کلمس ولی ی دنیا حرفه…
ساقیا امشب…
صدایم باصدایت ساز نیست…
یا که من بسیار مستم…
یا که سازت ساز نیست…
سخت بود فراموش کردن کسی که با او همه کس وهمه چیز را فراموش میکردم (ایلهان برک)
سخت بود..
فراموش کردن کسی
که با او
همه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم…!
سختی‎ ‎تنهایی رو‎ وقتی فهمید‎م‎ که‎ د‎ید‎م‎ متر‎سک‎ به‎ کلاغ‎ میگفت‎ ‎هرچقد‎ر‎ دوست‎ ‎دار‎ی‎ ‎نو‎کم‎ بز‎ن ولی‎ ‎تنهام‎ نذار
سرنوشت هممون خاکه مثله سرنوشت قطرات بارون…. تِ
سلامتیه سیگار که بهم یاد داد عاقبت سوختن واسه یه نفر زیر پا له شدنه.
سلامم به گرمای دست تو دوست
دلم لحظه ای با دلت روبروست
بگو عاشقی تا سلامت کنم
تمام دلم را به نامت کنم…
سکوت کن بگذار غم هایت سربسته بماند…. گاهی سبک نشوی سنگین تری…
سکوت……
ودیگرهیچ نمیگویم….
که این بزرگترین اعتراض دل من است
به تو….
سکوت رادوست دارم بخاطرابهت بى پایانش
شاید برایت عجیب باشد این همه آرامشم، خودمانی بگویم, به آخر که میرسی فقط نگاه میکنی…
شاید تنها کسی نباشم که دوستت دارم… اما کسی هستم که تنها تورا دوستت دارم.
شرمنده ایم خدا…
امانت دار خوبی نبودیم!!
دلی ک پاک بود الوده شد
قلبی ک روشن بود تاریک شد
و مایی ک گنه کار نبودیم گنه کار شدیم
شما هم وقتی ابتدایی بودید و قرار بود از روی درس رونویسی کنید چند خطشو جا مینداختید و احساس میکردید سر معلم کلاه گذاشتید؟ یا من فقط اینجوری بودم؟
شما هم چن روز بعد از مخلوط کردن خمیربازی هاتون احساس پشیمونی میکردید؟؟
شما یادتون نمیاد یه زمانی ما باتری ها رو از روی کنجکاوی میپختیم تا بیشتر کار کنن ولی حالا این کار رو میکنیم تا مخارجمون کم بشن
شمام از این سریال مادرانه فقط این رو فهمیدین که میشه با زد و بند راحت پولدار شد یا فقط من اینقدر نکات ریز رو خوب درک میکنم!!
شمام مثه من لایکای ۱۳ رو ۱۴ می کنین یا فقط من سادیسم دارم؟!
شهیدهمت :انسان یک تذکر در هر ۲۴ ساعت به خودش بدهد بدنیست، بهترین موقع، بعد از پایان نماز وقتی سر به سجده میگذارید مروری به اعمال از صبح تا شب خود بیندازید.
صد برابر همه” نه ” هایی که باید میگفتم و نگفتم
امروز باید بگم غلط کردم!
طبق بررسی های دقیق روی بچه محل ها، اینجانب به این نتیجه رسیدم که منم واسه بچه های مردم، بچه های مردمم!!!
عادت میکنم به داشتن چیزی وسپس نداشتنش، به بودن کسی وسپس نبودنش، تنهاعادت میکنم،،، اما فراموش (نه)…
عاغا شما هم وختی چوب شور میخورید حس سیگار برگ کشیدن این بازیگرا تو سریالای دهه پنجاه بهتون دس میده عایا!?!?!? یا فقط من اینجوریم!?!?
عاغا من اعتراف میکنم بچه که بودم میرفتم از کوچمون گل میکندم و به بچه محلای خنگمون میفروختم
بععععله یه همچین بچه ی اقتصادی ای بودم من.
عاغا من فهمیدم GLX مخفف چیه!!!!!!
G :جا نمیگیره
L :لازمه
X :تو ایکی ثانیه از جیب در میاد
عاغا، اعتراف میکنم این بچه ی مردم که میگن منم 😀
عاقا من وقتی که کوچیک بودم هرکی میپرسید مامانت چیکار میکنه میگفتم نشته ارایش میکنه
من (:
اقاههخ۰o0o0o0o0o
مامانم):
عاقا ی شب تو خوابگاه از رو تخت بالا افتادم پایین. واسه سه گیری خودمو زدم خواب!!!! آقا
عتراف میکنم یه بار میخواستم براتون یه فانتزی بذارم هرچی گشتم پیدا نکردم جاش یه دقت کردین گذاشتم که اونم از په نه په سر درآورد
عسن یه وذی
عتراف میکنم
اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن
و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم!
حلاااال کنید:))
عشق یعنی دوتا احساس بیتاب
به قشنگیه یه خواب
دو نفر توی یه قاب
یه نگاه تو چشات دله من
تورو خوووووواست
علت اینکه توپولم اینه که، این همه شخصیت و شعور تو یه بدن لاغر جا نمی شه!
عمریست نشسته ایم پای لرزه خربزهای که نخورده ایم….
عند خوش گذرونی من اینه که با سیم هدیه ی ایرانسل مچ مزاحم های خودمو بگیرم شاید آشنا از کار دراومده والا چی فک کردی؟!
عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. * چرچیل *
غذا رو با ما "میل" میکنی یا تو اتاقت "کوفت" میکنی؟
مامانم خطاب به تک دخترش 😐
غم دنیاست،
هیشکی نباشه که درکت کنه…
غمگینم همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با معشوقش ب او میخدید……..
غمی نیست، جز درد علاج دوری!
فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید
آدم ها یهو می زنن روی ترمز
و اون وقت شما مقصری!!!
فراموش نشدنی ترین تجربه ها برای اندرز، آنهایست که اندوهی فراوان برای بدست آوردنشان کشیده ایم.
فرق بدشانسی وبدبختی ازنظریک پدر :غرق شدن زنش دردریا بدشانسی است واگرکسی زن اورا نجات بدهدبدبختی.
فقط من هروقت یه آهنگ گوش میدم انگشتای دست و پامم با ریتم آهنگ خود به خود تکون میخوره؟؟؟ یا شما هم همینجورین؟؟؟؟
فقط یک رو نبودی و من چنین پریشان شدم نممیدانم اگر روزی رسد که نباشی من چ کنم…
فک کنم دارم بابا میشم! الان چند شبه بیدار میشم کولر رو خاموش می کنم!!!!!!
فکر می کردم خلبان شدن الکیه، رؤیا دختر همسایه بغلیه…. تِ
قبول! زیبا رویان وفا ندارند!
اما تو دیگه چه مرگت بود؟؟؟؟
قله ای که یکبار فتح شود، تفریحگاه عمومی خواهد شد
مواظب قله ات باش
لاک غلط گیر را برمی دارم "تو" را از تمام خاطراتم باک می کنم…
"تو" غلط اضافی زندگیم بودی…
لحظه های با توبودن از عمرم حساب نمیشوند
از آخرتم حساب میشوند
از بهشت
لحظه هایم شبیه طوفانست..
وقتی از آمدن نمی گویی..
دست بردار از خداحافظ..
در درون دلم چه می جویی..
ما به کهولت سن رسیدیم ولی نفهمیدیم این توپهایی روی سیمهای برق که تو جاده ها هست واسه چیه?!!
اصن کی شوتشون کرده اون بالا?!!
ما حکایت رفاقت را در دانشگاهی آموختیم که بابت شهریه ی آن زندگیمان را دادیم
ما دانه نخورده صید این دام شدیم/ناکرده گناه ببین چه بدنام شدیم/ترس ما, همه زبدنامی بود/ حال زچه ترسیم که بدنام شدیم
ما هر دو اشتباه کردیم…
من زندگی و جوانیم را به پای او ریختم…
او زندگی و جوانیش را به پای دود…
ما هیچ و جهان هیچ و غم و شادی هیچ
خوش نیست برای هیچ ناخوش بودن
ما ۱ سال اول عمر کودکانمان به آنها یاد میدهیم بایستند و سخن بگویند.. و ۱۲ سال بعدی را صرف این می کنیم که به آنها بیاموزیم بنشینند و ساکت باشند
ما
به هم نمیرسیم…
اما
بهترین غریبه ات می مانم
که تو را
همیشه دوست خواهد می خواهد داشت….!
مادو تا پشت و پناه همیم
ولی هر دومون دستامون خالیه
باید جای من باشی تا حس کنی
بدونی گرفتاری بد حالیه
مرد بزرگوار هرگز کسی را شرمسار نمی کند و خود از دیدار دردمندان شرمسار نمی شود.
مرد تا سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.
مرد ترین آدمایى که تو زندگیم دیدم؛
اونایى بودن که بعد اشتباهشون گفتند :معذرت میخوام…!!!
مردن بی رنج رویای عجیبیست.
مردن چیز بدی نیست.
زندگی نکردن هولناک است…
مردها ۴ دسته هستند:
۱٫zz = زن ذلیل
۲٫zh = زن هلاک
۳٫zsh = زن شهید
۴٫zzz = زر میزنن که زن ذلیل نیستن!!!
مرگ بهترین پناه درد ها، غمها، رنج ها وبیدادگری های زندگانی است..
مرگ من در پیش است
دل تنهایم شکست خویش را باور کرد……
مزرعه را..
ملخ ها جویدند!
و ما..
برایِ کلاغها “مترسک” ساختیم!
و این بود،
شروعِ جهالت…!
مشکلی که با پول حل بشه ، مشکل نیست هزینه است
من از عهد ادم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم، تو را دوست دارم
من اگه جای خدا بودم یه جوری با همون
دایناسورا سر میکردم
ما لایق انقراضیم نه اونا…….
من اینقد روشن فکرم
ک گاهی نورش نمیزاره
شبا بخابم=)
من با عشقم اومدم جلو تو با فکرت…………….
همین………….
من برای خاطر یارم به مکتب می روم
ورنه پندارم که استاد از منار افتاد ومرد!
من به ﺩﺭﺟﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ sms ﺭﻭ
ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﻪ!!
من تازهعضو شدم کسی بهم تبریک نمیگه؟ خوب لااقل یه دستی هورایی چیزی؟ نه هیچکدامش. خوب بههمین خوندن قانعم. سلام
من خودم نمیدونم چرا اسم خودمو گذاشتم خوشگل و بی نظیره شما ببخشید
من عاشق آخر والیبال نشسته ام که اینا یهو بلند میشن باهم دست میدن انگار دسته جمعی شفا گرفتن
من عاشق این سوالم:
من کجای زندگیتم؟
بعد طرف بگه :خره تو خود زندگیمی!
من عاشق این عاشقانه های سفت و محکمم
من غلطای املایی مو اینجوری تشخیص میدم
که انگار این کلمه که نوشتم قیافش جدیده قبلنا یه جور دیگه بود
شما هم همینطورین
من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه آغاز میکنم یکی بود… هنوزم هست!!!
من نمیدونم چرا بعد از تعطیلی مدرسم شدم ریموت بابام
من نه عاشق هستم ونه محتاج نگاهی که بلغزد برمن، من خودم هستم وتنهایی ویک حس غریب که به صدعشق وهوس می ارزد
من هر موقع چسب آبکی میخرم ۲۰ درصد فقط استفاده میکنم و ۸۰ درصد رو برای این که بریزم رو دست و بکنم استفاده میکنم.
فقط من اینجورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من همیشه فکر می کردم چون به خیابون باید بگیم خیابان و به تهرون باید بگیم تهران فکر می کردم حتما باید به صابون گفت صابان
من هنوز دنبال آینده ای هستم که در گذشتم نابود شده.
من وقتی‌ بچه بودم می‌خواستم برم دستشویی دامنمو می‌کشیدم پایین:)))))))
من که هیچ همه اعتراف میکنند وقتی کوچیک بودند عشقشون این بود برن جلو پنکه ی روشن بلند بلند مزخرف بگند.
شما چطور؟
من ﺗﻮی ﺟﻨﮕﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻭﻟﯽ "ﺣﯿﻮﻭﻧﺎﯼ" ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﻡ
ﺩﻳﺪﻡ
من…
این روزها
صدای ثانیه ثانیه فراموش شدنم را
میشنوم…
منتظرت می مانم حتی اگر نیایی و وانمود میکنم آمده ای و همه چیز روبه راه است
منه بدبخت؛ چند وقته با خدا قهر کردم؛
حالا…… حال و روزم اینه؛ آواره کوچه پس کوچه های زندگی!!!
مهربانی تزیین لحظه هاست. برای مهربانی ات جوابی جز دوست داشتنت ندارم
مهم منو تو هستیم که همیشه…
تورا در کنارم احساس میکنم، تو را دوست دارم وتو را میپرستم
بهتر بگویم
عاشقت هستم، ای یگانه هستی….
مورچه ای را مسخره کردم که عاشق تفاله ی چایی بود…. بعد ها فهمیدم که خودم عاشق آشغالی بودم که شبیه آدم بود!
می توان تبهکار بود و حس برتری داشت و یا مردی نیک و بدون حس برتری. بهتر این است که هیچ گمان واهی از تاریخ جوامع در سر نداشته باشیم.
می دانی…
پزشکان که هیچ
حتی مامورین بازیافت هم
از قلب شکسته قطع امید کرده اند!
میبینی؟؟؟
حالا که پر از حرفیم دیگر زنگ انشا نداریم…..
میتونم اعتراف کنم یه زمانی تنها دقدقم تو بازیه گرگم به هوا بود که نقشه بکشیم یه جوری برم دوستم رو از زندانش نجات بدم
میخواستم یه چیز خصوصی رو اعتراف کنم.
چیه؟ تو زندگی خصوصی من چیکار دارید؟
میخوام توبه کنم ازتو دلم پیش نگات گیره نمیشه ازتودل کندو بااین حسرت مداراکرد
میخواهم عصاره – نه، شراب تلخ – زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده و به او بگویم :"این زندگی من است!
میخوای لاغر شی؟؟؟؟
کاری نداره…. کافیه روی صفحه ی گوشیت عکس یه ساندویچی چیزی بذاری! به سرعت لاغر میشی! من تجربه کردم ^_^
میدونم وقت تموم نشده¡¡! اما خدا خسته ام¡! ¡میخواهم برگه ام را زود بدهم
میدونید چی شده؟؟ یه گندی زده شده…. سرخوش از سر جلسه امتحان اومدم بیرون که فهمیدم از سر خوشحالی برگه تقلب رو هم لای پاسخ سوالا به استاد تحویل دادم!
میشه پ وانه بود و به هر گلی نشست
اما بهتره مثل توهربون بود و به هر دلی نشست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *