عاشقانه – 05


Warning: Undefined variable $toReturn in /home/ir24/public_html/sms/wp-content/plugins/searchterms-tagging-2/searchterms-tagging2.php on line 1004

الهی من فدای تو / چه کار کنم برایه تو
اگه تو این بیابونا / خاری بره به پایه تو

الهی چشم گریونت ببینم دلبر من گرفتار و پشیمونت ببینم دلبر من بمیری بهتره تا زنده باشی دلبر من نمی خوام با رقیبونت ببینم دلبر من
امان از بهانه هايي كه بايد برايشان تا خود صبح يواشكي اشك بريزي …
امده ام با عطش سالها.. تا تو کمی عشق بنوشانیم حرف بزن ،حرف بزن….سالهاست… تشنه یک صحبت طولانی ام..!
امدی.ماندی.رفتی…درست مثل رعد و برق که تا بخواهی از زیبایی اش لذت ببری، خانه ات را سوخته باشد…
امروز باز هم پستچی پیر محله ما نیامد؛ یا باید خانه ام را عوض کنم یا پستچی را؛ تو که هر روز برایم نامه مینویسی ؛ مگر نه…؟
امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را… از من گذشت… اما… هرجا هستی “خسته نباشی…
امروز در قلبم برای همیشه پلمپ شد به جرم دوست داشتن های بی مورد ! لطفا دیگر سراغ آن نیایید حتی با مجوز رسمی از عقل !
امروز دستم را گرفتی و تمام دنیای من کف دستان تو جا ماند…
امروز دلم میخواد فقط بگم: ‏. . . دوست دارم،دوست داشتم،دوست خواهم داشت برای همیشه همین
امروز دیدمت خسته بودی اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی دیگه دوستم نداری می دونم حتما به دیگری دل بسته بودی
امروز ذهنم پُر است از یک مادیان و کره اش ! فردا برایت شعری عاشقانه خواهم نوشت. (حسین پناهی )
امروز روز ملی گلها ست "روزت مبارک "این پیام رو برای تمام کسانی که عطر شون رو دوست داری بفرست.
امروز شوق فردا داريم و حسرت ديروز را.اما امروز زيباتر از ديروز و فرداست.دوستت دارم دوستم بدار شايد ديگر فردايي نباشد..!
امروز صبح که از خواب برخاستم.. باز هوا بارانی بود.. و تو باز با همان لبخند همیشگی همانجا ایستاده بودی.. درست وسط قلبم!
امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است برای زخمهای زندگی نمیشناسم چه شگفت است عشق…….!!! که هم زخم است و هم مرهم…….!!!
امروز چند تا نفس کشیدی ؟
10 تا ؟ 100 تا ؟؟ 1000 تا ؟؟؟
به اندازه تمام نفسهایی که تا امروز کشیدی دوستت دارم .
امروز کتاب عشق خریدم صفحه ی اولش نام تو را نوشته بود صفحه ی آخر… سفید بود… بوی اسک می داد.
امروز که عشقت از دلم رفت فهمیدم توچقدر ایراد داری که هیچوقت به چشم من نمیومدن.
امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه دیروز هم همینطور بود فردا هم همینطوره
امروزقلبم درد گرفته بود……فکرکنم یک خورده تپل شدی جات تنگ شده!!!!
امسالم تموم شد ای دل تنها دوباره تکرار و تکرار شبها تا بوده،این بوده دل تنها سال نوت مبارک ای دل تنها **(یادم نمیره دلمو شکستی)**
امشب دیوانگى در من بالا زده! نه سکوت نه موسیقى نه حتى سیگار … هیچ چیز و هیچ چیز این دیوانگى را تسکین نمى دهد جز عطر تنت لعنتى …
امشب دیوانگی در من بالا زده نه سکوت نه موسیقی نه حتی سیگار هیچ چیز وهیچ چیز این دیوانگی راتسکین نمیدهد جزعطرتنت لعنتی…….
امشب از قصه ی دل باتو سخن ها دارم حرف ها باتو ازاین عاشق تنها دارم قصه ها دارم ازاین حال بی سامانی از همان روزکه گفتی به دلم میمانی…
امشب به برِ من است و آن مايه ی ناز يا رب تو کليد صبح در چاه انداز ای روشنی صبح به مشرق برگرد ای ظلمت شب با من بيچاره بساز
امشب حوالی قلب من . . . پرسه نزن . . . قلاده ی سگها را گشوده ام . . !
امشب خواب با چشمانم غريبى ميكند دل آشوب زده ام در سينه بيتابى مىكند .
امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت وزبسترِ عافيت برون خواهم خفت باور نکني خيال خود را بفرست تا در نگرد که بي تو چون خواهم خفت
امشب شب رؤيايى تو بود وتو نبودى دردل همه آو اى توبود وتونبودى دل زيرلب آهسته تمناى تومى كرد درحسرت ديدار توبود وتونبودى
امشب هم گذشت من نديدمت چشم براهتم تا رسيدنت امشب هم گذشت حال من بده دل بريدنو ياد من نده
امشب کم توقع شده ام !
آرزویم کوچک است و کم حرف ، هیچ نمیخواهم جز ‏”‏تـو‏”
اميد داشتم در بهشت خداوند تورا پيدا كنم حال اينجا بهشت است، يا تو حوري؟
امیدوارم تو اقیانوس خوشبختی جوری غرق بشی که هیچ وقت نجات پیدا نکنی !
امیدورام طوری دلم با دلت تصادف کنه که هیچ افسری نفهمه دل کی مقصره!!!
انا الله وانا الله راجعون
ارسال کننده ی این پیام کشته ومرده ی شماست….
انالله و انا الیه راجعون.
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
انتظار سخت است.فراموش کردن هم سخت است امااینکهندانی بایدانتظاربکشی یافراموش کنی سختتر است
انتظار مثل دريا ميمونه هر قدر جلوتر ميري عميق تر ميشه مثل انتظار ديدنت
انتهای داستانم شنیدنیست… من خواستار او بودم و او خواستار او….
انجماد قلبها را از خشکسالی چشمها میتوان فهمید،چشمی که گریستن نمیتواند،زیستن نمیداند.
اندازه يك سركبريت دلم برات تنگ شده
كوچيكه اماميتونه دنياروبه آتيش بكشه
اندازه يك لوبيا دوستت دارم
ناراحت نشو، لوبياى سحرآميز رو ميگم
اندازه يه سر كبريت دوست دارم كوچيكه ولي دنيا رو به آتيش ميكشه !
اندازه پنـــــــــــــــج دَقـــــــــــیقـــه.. نه بیشتــر… دلــــم می خواست بغلت کنم. محــــکم…همین…!
اندازه100گرم کراک دوستت دارم کمه زیاد نیست ولی حکمش اعدامه
اندوهت را به برگها بسپار .. پائیزت به خیر ای رفیق چهار فصل من …
اندوهی برای من نیست چون آنکه مرا دوست دارد اگر هزار دلیل برای رفتن باشد رهایم نخواهد کرد او یک دلیل برای ماندن خواهد یافت . . .
اندیشه ات را با هر که می پرورانی خوش به حالش،مرا همین بس که دوستت دارم…
انسان شبيه آن ميشود كه به آن مينگرد يقين دارم تمام عمر به ماه نگريسته اي
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد ، می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند …
انسانها……….. همه گلها را چیدند… ………اماگل “خشخاش”……. انتقام همه را یکجا گرفت…
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی
انقد ورق های زندگی ام را بهم نزنید حکم همان دل است ک برای نو می تپد!!!!
انقدر براي تو بوده ام كه ديگر من برايم غريبه است اينگونه است كه وقتي ميروي ميميرم چون نه تورا دارم ونه خودم را………
انقدر خوبی و قشنگی که نمی تونم ترکت کنم دل می خواهد هر لحظه مثل گل بویت کنم
انقدر دلم هواشو کرده … ولی هوای دل من کجا و هوای دل اون کجا… هوای دل من بارونی … هوای دل اون بهاری :/
انقدر زیبا عاشق او شده ای که ادم لذت میبرد از ایت همه خیانت روزی هم اینگونه عاشق من بودی یادت هست لعنتی؟؟؟
انقدر ميگفت دورت بگردم و دورم ميگشت كه يدفه به خودم اومدم ديدم دورم زده رفته!
انهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند . نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است …
انواع چیپس:
ساده مثل دلت
نمكی مثل خودت
فلفلی مثل چشات
گوجه اي مثل لبات
انيشتن ميگه:وقتى از رفيقت هيچ خبرى نيست خوشحال باش چون حتمآ حالش خوبه و همه چيزش روبراست كه از يادش رفتى …
انگار “ر” اضافی است این وسط؛به هرکه میگویم”درکم”کن؛دکم میکند.
انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم تنها یک جمله! هنوزم دوستت دارم
انگار دنیا خالیست ، مگر چند نفر هستی ؟!!!
انگار همه جای دلت غصبی است ، کجا نماز عشقم را بخوانم ؟
انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم
انگشت نمای شهر شده ام … شیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود !
انگشتتو مشت کن … . …. مشته؟ … .. .. حالا محکم بزن تو چشم تا کور شو دوریتو نبینم…
انیشتین میگه اگه کسی رو دوستداری بهش نگو ؛ ولی گور بابای انیشتین "دوست دارم"
اه عمیق میکشم امشب به یاد تو
نعناو پرتقال که هیچ است دو سیب
میکشم به یاد تو
اهلا و سهلا ، این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله صفا ، پلاک محبت ، طبقه رفاقت اومده بگه : در حالی یادتم که دوستت دارم .
او فعل زندگیم بود افسوس ادبیاتش تعریفی نداشت نمیدانست ک جمله زندگیم بدون اون کامل نیست
اواره ام میان من و تو….. به امیدروزی که ماشویم…!!!!
اوج خوشبختی من پیدا کردن ( تو ) از میان این همه ضمیر بود . . .
اوج دوست داشتن اینه که طرفت اصلا جواب زنگتو نمیده اما… تو اس میزنی یه چیزی بگو نگرانت شدم
اوراحت از من گذشت…. اگر خدا هم راحت از او بگذرد… قیامت را”من”به پا میکنم….
اول به وفا می وصالم در داد چون مست شدم جام جفا را سر داد پر آب دو دیده و پر از آتش دل خاک ره او شدم به بادم بر داد حضرت حافظ
اول مـطـمـئـن بـاش کـه نـمـی ریـزد ؛ بـعـد تـکـیـه کـن ! هـر کـسـی بـرای تـو تـکـیـه گـاه نـمـی شـود
اولين بارى كه يكى بهم گفت دوستت دارم گريه ام گرفت.الان كسى بهم ميگه دوستت دارم خنده ام ميگيرد.
اولين قدم در عشق: *در مورد عشقت با هيچ كسي صحبت نكن*
اولیــــن پستمه، بسملا قَــــدمــ زَدَن بـــا تـــو را، حتـــی دَر کوچـــه ی عَـلی چــپ هم دوسـتـــــــــ دارَم . . .
اولین پستمه … توباش… توکنارم باش… نترس!نمیمیری… من نفس نمیکشم… تمام هوای اتاق برای تو… فقط کنارم باش…
اومدم بنویسم ک چقد دوست دارم خودکارم جوهرش تموم شد! پس با این یکی خودکارم کوتاه مینویسم: دوست دارم اونقدی ک هیچ خودکاری نتوته تا آخرش تاب بیاره!!!
اون ارزوم بود ها.! ولی بی تعارف بگم خب این اواخر اوضاش جالب نبود.! الان فهمیدم حکمتشو.!
اون تویی که صبح هایت چقدر خوب شب میشود کاش حال ما هم میدیدی وقتی که شبها چقدر بد صبح میشود
اون روزها همه ی برنامه روزانه من سپری کردن زمان بود واسه لحظه دیدنش… و این روزها ؟؟؟؟
اون نگاهی که گوشه اش یه قطره اشک برق میزنه به اندازه ی تموم حرفای دنیا سنگینه . . .
اون که میگفت مث یه کوه پشتمه پشتمو خالی کرد و تنهام گذاشت میگفت که قلب تو توی مشتمه مشتشو وا کرد و تنهام گذاشت سروده خودم
اون یهو بامن بد شد… از کنار من رد شد… من یا تازه وارد…؟ اون،بینمون مردد شد…
اونكه بعضیها رو خيلی عزيز میكنه شادی ديدارشون نيست ، غم نديدنشونه.
اوني كه ميگه ميسپارمت دست زمان يعني ديگه واسه به دست اوردنت هيچ تلاشي نميكنم پس بايد خودشم سپرد دست زمان تا اروم اروم فراموش بشه
اونکه تودلم جاشه..با عشقی که توچشماشه ای کاش.. مال من باشه
اونی كه دلشو داده “پایبند”ه آدمه “پایبند” “پا”ی رفتن نداره …
اونی که دستش دور گردن شماست قلادش دست ما بود خوب پارس نکرد، ولش کردیم آره عزیزم;)
اونی که زود می رنجه
زود میره، زود هم برمی گرده
اما اونی که دیر می رنجه
دیر می ره، اما دیگه برنمی گرده!!!
اى به خلوتگه دل محرم راز ، با پيامى دل ما را بنواز ، گر بگيرى ز دلم تو خبرى ، ميکنم هديه به تو بال و پرى
اى دوست ، هر گاه دفترچه خاطرات فكرت را ورق زدى به حرمت دوستيمان؛ نه به زبان بلكه در دلت بگو يادش بخير
اى كاش،گفته بودى عاشق ديگرى شده اى…
من خودم هم عاشق بودم،
دردت را درك ميكردم.
اى كه مدتهاست بامن نيستى، من همانم كه بامن زيستى، رنجهايم را شنيدى بازهم عاقبت گفتى غريبه كيستى؟
اى ناز تو بهترين سرآغاز
چشمى به نياز ما بينداز
اي آنكه هميشه آرزويت دارم ، دائم هوس ديدن رويت دارم ، نه طاقت دوري رويت دارم نه قدرت آمدن به سويت دارم ، ولي هرجا باشم ، ؛دوستت دارم
اي اشك غم آرام بريز بر گونه بيمار من/اي غم تو هم لذت ببر از اين همه آزار من
اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم.
اي خــدا اين عـــــشق راهــــجـــــــــران مــــــــــكن ســــــرخـوشــــــان عـــــشق را نالان مــــــــــــــكن…
اي خوش آن لحظه ي ديدار كه ما يار شديم، به صفاي دل هم سخت گرفتار شديم.
اي دل دهاتي با کشک شوربسازکه قندشهري دروغي بيش نيست….
اي صميمانه ترين آيت مهر! باصميمانه ترين ياد به يادت هستم.
اي كاش باغبان بودم تا اسم زيباي تو را در بهترين جاي قلبم مي كاشتم و باخون دلم آبياري مي كردم تا بداني چقد دوستت دارم !
اي هميشه جاودانه در ميان لحظه هايم ، غصه معنايي ندارد تا تو ميخندي برايم!
اي کاش اختيار زمان دست من بود تا انفدر زمان با تو بودن را طولاني کنم که زماني براي بي تو بودن نمانده باشد!ا
اي کاش جان بخواهد معشوق جاني ما . تا مدعي بميرد از جان فشاني ما
اين آخَـــرـین بارَم بــــود __ ديگر احسـ ــاسمـ را برـآی کسـ‌ ـــے عـــريـ ـآن نمــــے كنم ……. صداقــــ ‌ــت ، یعنــــے حماقــــ ــت…
اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که”زمرمه هاي دلتنگي ام”به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم
اين روزها تلخ شده ام,
تلخ تر از سم مار!
به ياد روزهاي خوبم مدارا كن و به رويم نيار…
اين روزها كه از دست مشكلات زندگي بي هواس راه ميروي مواظب باش خودت را در دل كسي نيندازي يارهاي امروز فقط همـــزبان ميخواهند نه همـــدرد…
اين روزهاهواي مرانداري،خفه نميشوي؟ بي هواي من!
اين سخن در آسمان بايد نوشت :
* باتو در دوزخ مداوم ، بى تو هرگز در بهشت *
اين شعرآبى مىنشيندروى كاشى،
وقتى كه معشوق غزلهايم توباشى،
برگرد…
شايدشعرآرامش بگيرد،
چيزى نمانده واژه را ازهم بپاشى..
اين شعرهابروندبه جهنم! من فقط ديوانه ى آن لحظه ام كه قلبت،زيرسرم دست وپابزند…!
اين منم،
درابتداي راه بي تو بودن،نميدانم بمانم يا پاي گذارم در راه. . .
اين يك حقيقت است كه ما كوه طاقتيم/باوركنيد تشنه بوي صداقتيم/اي چشم خيس عاطفه گفتم صبور باش/تا عاشقيم در گذر سنگ و تهمتيم
اينجا مهم نيست كجاست بى تو همه جا دور دست است
اينروزهاحسي دارم آميخته بادلتنگي, بازواني ميخواهم که تنگ در برم بگيرد, امانه هربازواني! تنهاحصارآغوش تو…
اينطورنميشود،بايديك غريق نجات هميشه همراهم باشد،غرق درفكرت شدن،اصلأدست خودم نيست.
اينقدر خوبي كه تو رو وصفه به ماه ميكنم ،وقتي دلم تنگ ميشه ماهو نگاه ميكنم
اينقدر ورق هاي دلم را بهم نريز حكم همان دل است
اينكه به طرف مقابلت بگي دوستت دارم به شرطي كه تو هم دوستم داشته باشي اسمش عشق نيست؛معاملست عشق دوست داشتن بدون قيد و شرطه..
اينم از زندگي ما…اونيکه دوستش نداري اصرار پشت اصرار….اونيکه دوستش داري انگار نه انگار…
اَبروهایــــِ مـَردانهــــ اَتـــــ را دوستــــ دارَمــــ وَقتیـــــ بهـــــ اِسمــــِ غـِیرَتــــ دَر هـَمــــ تــَنیدهــــ میشــَود..
اکنون اگرچه در کنارم نیستی ، اما به حجم تمام سکوتی که در قلبم گذاشتی ، دوستت دارم .
اکنون کجاست؟ چه می‌‌کند؟ کسی‌ که فراموشش کرده ام…!!!
اگر آرامش قلب دوست در اين است كه بداند كه دوستش بياد اوست، بدان كه بيادت هستم…
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم…
اگر احساس به خاموشی مطلق برسد / باز هم عاطفه ای هست میان من و تو
اگر از تمام قلب هاي دنيا خسته شدي به ياد قلبي باش كه از ياد تو خسته نميشه.
اگر افتخارت دل شکستن است!!! به عزیزانت بگو اسپند دود کنند… این بار افتخار که نه…. حماسه آفریدی!!!!
اگر امروز روز جهانى حرفاى نگفته بود، بدون تعارف چي بهم ميگفتى؟
اگر او برای تو ساخته شده ، . . . … .. من برای تو ویران شدم لعنتی . .
اگر ای دوست تحمل بنمایی ،همچو خاری که شود همدم گل،با تو تا مرز شکفتن ،با تو تا سبز شدن ،آنطرف تر حتی!با تو تا زردشدن میمانم…….
اگر ای عشق پایان تو دور است دلم غرق تمنای عبور است برای قد کشیدن در هوایت دلم مثل صنوبرها صبور است
اگر با ذره ذره وجودت از من متنفر باشی ، با تمام قطره قطره خونم دوستت دارم .
اگر باران ببارد ، باز مي آيم درون کوچه اميد / و از ترکيب دستانم برايت چتر ميسازم / مبادا قطره اى بيازارد نگاه مهربانت را
اگر باغ نگاهم پر ز خار است/دلم تاراج دست روزگار است
به چشمانت قسم كه باتو بودن/زمستانى ترين روزم بهار است.
اگر باور داری خاطره های خوب می مانند ، بس آسوده خاطر باش همیشه می مانی !
اگر بخواهی دور می ایستم،هم چون آخرین چراغ خیابان،اما روشن برای تو..
اگر بزرگی و شکوه خود را در آینه چشمان می دیدی دیگر خود را برای کس دیگری کوچک نمی کردی
اگر تنها گناهم دوست داشتن توست تنها گناهي است كه توبه نخواهم كرد
اگر تو 100سال عمر کردی،امیدوارم منم 100سال منهای یک روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی کنم.
اگر تو بروی هیییچ اتفاق خاصی نمیوفتد…… فقط من…. فقط من…..ذره ذره ایوب میشوم…
اگر توانستی قلبم را بدونِ لمسِ تنم از آن خود کنی، همه ی وجودم ارزانیِ تو باد.!!!
اگر حرفی ندارم من… بدان که بغض توی رگ هایم است… که تقدیرم به تبعید غرورم… اشک چشم هایم است..
اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد
اگر دنیا پر از عاشق نباشه ….
تو این دنیا دل صادق نباشه …..
همون بهتر که این دنیا نباشه ….
زمین و آسمون یکجا فنا شه
اگر دو تا بودی می زاشتمت روی چشمام حالا که یک دونه ای جات همیشه تو قلبمه .
اگر ديوانگي نيست پس چيست؟وقتي در اين دنياي ب اين بزرگي دلت فقط هواي يك نفر را ميكند…!
اگر دیدی دلی تنها نشسته/ میان رنج و غم تنها نشسته/ نگو آن دل چرا تنها نشسته/ بدان که دوریت او را شکسته.
اگر رفتم ، مگو او بى وفا بود ، مگو با عشق من نا آشنا بود ، تو با عشقت مرا ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود …
اگر رفتم تو يادم كن. اگر مردم تو خاكم كن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم كن!
اگر روزی دلت لبریز غم بود گزارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
اگر زني مرد شما را دزديد هرگز به فكر انتقام نباشيد بگذاريد نگه اش دارد زيرا مردان واقعي دزديده نميشوند
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست
اگر صد آسمان دل را به قصد عشق بردارم / میان عشق و زیبایی تو را من دوست میدارم / تو را من قبله میدانم / به سویت هر کجا باشی نماز عشق میخوانم
اگر عاشق شوم روزى به يادت شعر خواهم گفت اگر عاشق شدم روزى برايت شعر خواهم خواند زمين را خواهم شست زمان را باز خواهم داشت از عشق خواهم گفت اگر ، عاشق شوم روزى .
اگر عاشقم نیستی پس چرا عشق منی؟
اگر عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه با ریتم بخونید شاد میشید!‏
اگر عشقت کورم کنه مهم نیست ، حس بودنت قشنگتر از دیدن دنیاست .
اگر قادر نيستي خودت را بالا ببري همانند سيبي باش كه با افتادنت انديشه اي را بالا ببري
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم…. بهتر آن است که آن را خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم….. ” شکسپیر “
اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنيا را در هشتاد روز بچرخم ، ترجيح ميدهم دور تو بچرخم ، چون تو دنياي مني .
اگر قصر شاهى تو واسه من جايى نداره، كلبه خاكى من قابل تو رو نداره
اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ي چشمانت مي سپردم !ا
اگر كسى رو دوست داشتى نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هر دو زود گذرند، براش آسمون باش كه هميشه بالاى سرش باشى
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم و میمیرم مرگ نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن… مرگ دوست نداشتن توست !
اگر من هنوز ازدواج نکرده ام… تقصير سازمان ملل است که روي سردرش نوشته شده”بني آدم اعضاي يکديگرند” اما مشخص نکرده که مثلا من جيگر کي هستم؟
اگر مُرده ای، بیا و مرا بــبَر… و اگر زنده ای هنوز… لااقل خطی، خبری ، خوابی ، خیالی… بی انصاف…!
اگر میتوانستم بدون تو بمیرم ، تا به حال صدها بار مردم ، ولی زنده شدم ،‎ ‎به عشق تو بیخیال آن دنیا شدم .
اگر می‌توانستم مجازاتت کنم از تو می‌خواستم به اندازه‌ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی…
اگر نمک باعث شوریست… .عجیب است یار من این همه ” نمک ” دارد و شیرین است !!!!
اگر نهال های جنگل بدانند ، روزی تن هاشان دسته ای در دستان تبر یه دوشان خواهد شد مثل من ، شاید ، هرگز دل تنگ باران نشوند .
اگر نهايت دوست داشتن در يك قطره باران است من دريا را تقديمت ميكنم
اگر نهایت دوست داشتن در قطره های باران است پس دریاها را به تو تقدیم می کنم
اگر همون قدر که ستاره در آسمون هست ماه بود، باز هم آسمون بدون تو سیاه بود!
اگر واسه تو دلگرمی نبودم… ولی در حد سرگرمی که بودم… بی انصافی نکن تغییر کردی…. منو از زنده بودن سیر کردی…
اگر چه نازنینان را وفا نیست / گلستانی چو باغ آشنا نیست اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم / دلم یک لحظه از یادت جدا نیست
اگر کاغذ براى ستایشت جایى داشته باشد واگر قلم از جوهر عشق تهى گردد تو را خواهم نوشت.
اگر کردی مرا روزی فراموش دراید در دماغت 100عدد جوش
اگر کسی به حرفت گوش کرد براش مهمی . اگز بت فکر کزد براش عزیزی و اگر الان برات پیام داد بدون خیلی دوست داره .
اگر کسی رو دوست داری نه براش ستاره باش، نه آفتاب چون هر دو شون مهمون زود گذرند پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی
اگر کلاغ بی دانه ای با تکه نان خشکیده ای مهمان خانه ات شد ، مترسک مشو!
اگر گاهی نگاهت را به چشمانم بیندازی به چشمت بوسه خواهم زد، به تو خاموش خواهم گفت: که من تا عمق چشمان قشنگت دوستت دارم
اگر گدا یاد پادشاه نکند پادشاه چه داند گدایی هم هست ، گدای دیدارتم پادشاه
اگر گریه کنم میگویند عاشق است.
اگر بخندم میگویند دیوانه است.
پس میگریم و میخندم که بگویند یک عاشق دیوانه است.
اگر گـــاهی میرنجانمت، ببخش!!! کسوف تقدیــر است… مـــاه من!!!!
اگر یار مرادیدی به خلوت،بگو ای بی وفای بی مروت/ غمم دادی وغم خوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت.
اگر” عشق”… میوه ی ممنوعه ی این دنیاست هراسی نیست از رانده شدن از دیر خراب آباد این دنیا گاز باید زد ، با پوست
اگربپرسندآخرين نفست به يادكيست گويم يادكسي كه بي وفايي درذاتش نيست
اگربیایی این خون دل خوردنهاراتلافی نمیکنم….. انقدرعاشقت میکنم که دیگرهرگزنتوانی بروی…..!!!!
اگرتنم کویره اگرنگام فقیره یه قلب پاک وساده به یاد تو اسیره
اگرتنهايي ام چشم مرا بست
اگردل ازتنم افتاد و بشكست
فداي قلب پاك آن عزيزي
كه در هرجا كه باشد ياد ما هست.
اگرخوشبختي یک شکوفه بهاریست من باغی پر از شکوفه برايت آرزو ميكنم، اگر اميد یک قطره است من دريا برايت آرزو ميكنم
اگردهکده ای بسوزدهمه دودش رامیبینندامااگر قلبی بسوزدهیچکس حتی شعله اش رانمیبیندپس میسوزم به عشق کسی که هیچوقت سوختنم راندید…
اگرروزى عاشق شدى،قصه ات رابراى هيچ كس بازگونكن…
اين روزهاچشم حسودان به دوداسپند عادت كرده…!
اگرسرت را برروی سینه ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید قلب من طاقت این همه خوشی را ندارد
اگرماه مي خنديد شبيه تو بود. زيبا ونابودكننده!توهمان تاثير را مي گذاري!هيچ روزي مصون ازگزند تونيست! اگر در افريقاهم راه بروي غافل از من نيستي!
اگرنسيمي شانه هايت رانوازش كرد،بدان ان هواي دل من است كه بيادت مي وزد
ای شیرجه رفته توی قندون . وی هیکل تو منارجنبان. ای هشت بهشت خوشگل من. دروازه ی دولت، دل من. درقلب منی قسم به سعدی. باقیش برای وقت بعدی.
ای عزیز به عزیزیت قسم ، عزیزانه عزیز میدارمت تا عزیز بمانی.
ای عزیزترین دروغگوی دنیا میشود یکبار دیگر فقط یکبار دیگر بگویی: دوستت دارم!
ای عشق بخدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت میسوزد / دل افسرده من طالب یک دیدار است
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره نیلوفرم و تشنه نورم….
ای فلک گر مرا نمیزادی اجاقت کور بود ! من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود ؟ من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست . من بمانم یا بمیرم هیچکس دلتنگ نیست …
ای قرار لحظه های اضطرار / بر روان دیده ام منشین چو خار جاری عشقی به شریان وجود / بی تو باید شعر دلتنگی سرود
ای ماه که آسمان خانه توست / به گلم بگو که یار دلدارت دیوانه توست
ای معنی انتظار یک لحظه بایست،دیوانه شدم به خاطرت! کافی نیست؟ برگرد و نگاهم کن و یک جمله بگو…
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست!
ای نمی دانم! هر چه هستی باش! اما کاش…
نه؛ جز اينم آرزويی نيست هر چه هستی باش! اما باش!..
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت . . .
ای همه من
ککل زرتشت
سايه بان مسيح
به سردترين ها
مرا به سردترين ها برسان
ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم
ای کاش آدمیزاد ، سختیه تحمل تمام تنهایی ها ، گریه ها ، دلتنگی های بی بهونه و بی خوابی های شبونه را میفهمید و زندگی می کرد….!
ای کاش احساسی به اسم دلتنگی وجود نداشت که باعث بشه مزاحمت بشم.
ای کاش این‌جا بودی، نازنین ای کاش، این‌جا بودی. نشسته‌بودی روی مبل و من کنارت، می‌شد دستمال، مال تو باشد و اشک، مال من و صورت خیس.
ای کاش ثانیه هارو بشه نگه دارم بدون تو از همه چی بیزارم میدونی خیلی تورو دوستت دارم میمیرم وقتی نیستی کنارم
ای کاش دنیا ساعت بود و تو عقربه های آ نا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم
ای کاش زندگی مثل بازیه فوتبال بود : خوشی را پاس ، جدایی را شوت، بی وفایی را فول، غم را آفساید ، محبت را گل میکردیم .
ای کاش علم اونقدر پیشرفت کرده بود که از طریق SMS یه دسته گل ِ سرخ برات می فرستادم!
ای کاش می دانستم دنیایش چقدر کوچک بود… وقتی که بهم گفت : “به اندازه دنیااااا دوست دارم”… 🙁
ای کاش میدانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری میشود و آخرین سیاه پوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود .
ای کاش همه میدانستند که دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر زیبا دارد!
ای کاش چای بودی و من قند ، اون وقت خودمو فدات می کردم تا تلخی روزگارو حس نکنی….
ای کاش گفته بودی عاشق دیگری شده ای؛ من خودم عاشق بودم، درکت میکردم…!
ای کاش یاد میگرفتم اگر در رابطه ای حرمتم زیر سوال رفت برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم و بطور احمقانه ای منتظر معجزه نباشم
ای کسانی که عاشقید ،میدونید فرق شما با بقیه چیه؟ شما عاشقید ، بقیه آدم .
ای که در دنیای من پیدا و ناپیدا شدی / چشمهای روشنم را عاشق و شیدا شدی ای تو با رخش نگاهت بر دل من تاخته / این دل من ، رو بروی تو خودش را باخته
ای که دور از منی و یاد منی با خبرباش که دنیای منی شادیت شادی من غصه ات غصه ی من قلب من خانه ی تو خانه ات قبله ی من!
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟ عشق چیزی جز ضهور مهر نیست!عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست، عشق یعنی جان من قربان دوست
ایستاده در حباب مه آلود تنهایی خویش در جستجوی سایه و اما تاریکی…
ایشالا اونی ک باعث میشه هرشب با بغض بخوابیم تنش سالم باشه،ما اهل نفرین نیستیم! ولی دنیا دار مکافاته! یادت باشه!
ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام… که قــــلبت… زیــــر ســـرم دسـت و پـــا بزند…
ایـن شـــب هــا منــــم و قانــــون ٍ مــــرد بـــودن : که بایـــد بی صــدا دفــن کنـــم بغــض های گلـــو گیــــــرم را …
این آهنگه عبدالمالکی رو با ریتم واسه عشقتون بخونید: دورت بگردم دردمونه دردم کاشکی بگیری دستای سردم هی…. من که عشقم دوسم نداره…
این احساس است که به تن و جان روح میبخشد تن و جانه بی روح,تکه سنگی بیش نیست
این اخرین بارم بود
دیگه احساسموبرای کسی عریان نمیکنم
صداقت یعنی حماقت
 
این اخرین عشقت بوی هوس میداد برگرد به گذشته ات تا که ز نو خود سازی شعری از علی رمضان پور
این اولی پستمه واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری به یادشون ک میفتی واسه من وقت میذاری………
این اولین پستمه … دقیقا الان 20 روزه عشقم رو از دست دادم … اون رفته پیشه خدا … منوتنها گذاشت … بی معرفت من …
این بار از بازار دلتنگی برایم یک بغض تازه بخر نه از اینهایی که زود میشکند…
این بار که آمدی دستانت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد میلـــرزد…
این بارتوبگوکه دوستت دارم…..نترس…….من اسمان راگرفته ام که به زمین نیاد
این تیر «———< بخوره به قلب کسی که قدر گلی مثل تو رو ندونه.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این جوری که من عاشقم ،این روزا غیر عادیه خوب میدونم نگاه تو از سرمم زیادیه ارزش با تو بودنو میدونه قلب عاشقم الهی با تو بگذره تمامیه دقایقم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این حال سگی من نتیجه ی گربه صفتی های توست . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این حرف آخر نیست به ارتفاع ابدیت دوستت دارم ،حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه از لذت گفتنش امتناع کنم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این دنیا عجیبه! تا مریض نشی گل واست نمیارن... تا گریه نکنی نوازشت نمی کنن... تا فریاد نکشی به طرفت برنمیگردن.... تا نمیری نمی بخشنت....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روز ها از نبودنت نوازنده ی خوبی شده ام !! دلم شور میزنه... چشمم تار... لایک=سلامتی هر کسی که اینجوری می نوازه....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزا آدما سرشون شلوغه،کسی حوصله نداره حال خدارو بپرسه!! اما تو اینکارو بکن... تو حالشو بپرس... :)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها تنها دری که به رویم باز است در باکس سیگارم است....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها تو به بودنش فکر میکنی و من به نبودنت!‏[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها حرمت نان از قلب بیشتر است......نان را میبوسند و قلب را میشکنند...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی . . . کم می آورم ، بازوانی میخواهم که تنگ در برم گیرند ، اما نه هربزوانی . . . فقط آغوش تو . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها زیادی ساکت شده ام ، حرف هایم نمی دانم چرا به جای گلو ، از چشم هایم بیرون می آیند[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام! خرد و تکه تکه شده ام… اما از هم نمی پاشــــــــم ولی شکسته ام باور کن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها عاشق ها هم تو دوست داشتنشون صرفه جویی میکنن . من نمیدونم قبضشون زیاد اومده یا قبلا جریمه شدنه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها همه اواره ی کوچه های مجازی شدیم با اینکه میدانیم چیزی حل نمیشود مینویسیم برای خودمان تا تنها نباشیم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها... سپیده ک میزند بیدارنمیشوم...میمیرم ازاینکه زنده ام...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزهاازکنارمن که میگذری احتیاط کن هزاران کارگردرمن مشغول کارند,
روحیه ام دردست تعمیراست…
این روزهاحسی دارمآمیخته با دلتنگیکم می آورمبازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرنداما نه هر بازوانیفقط حصـــار آغوش تـــــــو …
این ساحل خسته را تو پیدا کردی
این موج نشسته را تو برپا کردی
من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق
مرداب دل مرا تو دریا کردی
این شعرها جز تو باهمه غریبه اند ! یین خودمان بماند ! من هم به کسی نمی گویم که آفتاب شب ها در چشمان تو آرام میگیرد. . .
این شعرها هیچ چیز از عشق نمی دانند ، شاعر این کلمات عاشقانه را فقط برای ردیف کردن قافیه هایش به کار می برد
این طور نمی شود باید همیشه یک غریق نجات کنارم باشد غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نیست…!
این عاشقانه ها را می بینی . . . نگو نه که باور نمی کنم . . . رازداری بس است . . . عشق من در چشم هانت همه رازها دیدنیست ..
این عصرهای بارانی عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …! گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی و مـن دچـار می شـوم … تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود …
این قدر خیال های بیهوده نباف / ماییم و دو خط رباعی و یک دل صاف در آینه ی دلم به جز عکس تو نیست / شک داری اگر، بیا دلم را بشکاف
این قرآر آخر اسـ ــت ..! دیـگـ ـر بی قرآرتـــ نمی شوم …!
این متن من نوشتم: این من بودم که آرزویش کردم اماپیش دیگری ظاهرشد…! علاءالدین توهم خریدنی شدی؟!
این همه چراغ وقتی به سقف وصله و اطرافت رو روشن کردن به چه درد میخوره وقتی درونت سیاهی حکم فرمایی میکند!
این پیام بسلامتی اونكه سخت مشغول شطرنج زندگیه ونمیدونه من مات معرفتشم
این کارت شارژ رو وارد قلبت کن /د/و/س/ت/ت/د/ا/ر/م/.
اعتبار تا قیامت.
این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر با ارزش بودنت نیست… آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند… عشقم چقدر این جمله بهت میاد !
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده است این دسته که بر گردن او می بینی دستی است که بر گردن یاری بوده است
با اینکه ز ما هیچ زمان یاد نکردی…
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجاییـــــ ـــ ــ ـ …!!هان؟؟
با اینکه میگی دیگه دوسم نداری ؛ولی چشات ی چیز دیگه ای میگن. عاشق حرفی ک چشات میگن هستم.
با تــو من همیشه برنده ام ! دستهایم را چه عاشقانه گرفته ای ….. یادم تو را فراموش !
 
با تو دل من پر از کبوتر شده است
حال من و شعرهام بهتر شده است
حالا تو منی و من تو هستم با تو
تنهایی من چند برابر شده است
با تو زیر بارانم ، چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود !
با تو فراموشم میشه واسه ی همیشه دستای سردم با تو فراموشم میشه واسه ی همیشه ترکهای قلبم..
با تو مي مانم ، عاشقتر از هميشه ، با تو هستم خواهم ماند ، مثل يك مجنون تا ابد و براي هميشه ، به پاكي آن قلب مهربانت قسم دوستت دارم.
با تو میمانم بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم زیرا فردا بیشتر از امروز دوستت خواهم داشت.
با تو هستم ای قلم!!! شعرهایم را نوشتی دست خوش اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟؟؟
با تو پرشور و نشاطم، تو هیاهوی نگاتم ، تو یه آواز قشنگی ، من تو آهنگ صداتم ،مثل خنده رولباتم ، مثل اشک رو گونه هاتم تو رو میبوسم انگار ، شاعر شعر چشاتم
با توام در!! باتوتا دیوارها هم بشنوند عشق یاسین است این یاسی که پرپر می کنی….
با تیتر بزرگ دوستت دارم ! من پاورقی کتاب عشق توام در توصیف یک عاشق …
با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
با خودم عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم گفتم بی تو میمیرم
با خیال تو بسر بردن اگر هست گناه با خبر باش که من غرق گناهم همه شب!
با دل هیشکی بازی نکن….درد داره بخدا
با رفتنت جانم را گرفتی….تو همانی بودی که میگفتی برایت میمیرم؟!!!
با سلامتی اونی که گفت عاشقتم تا اخر عمرم باهاتم وابستمون کرد بعد که نیاز نداشت بهمون گفت دیگه شمارتو تو گوشیم نبینم ♥
با صدای آهنگ آروم میشم اما مگر آهنگ آرامش صدای تو را دارد؟؟؟؟
با عرض پوزش یه تیکه عضله ی احمق به نام **دل**تمام هیکلم و درگیر کرده…
با عشق باریدم!اما چه حیف که با چتر آمدی…
با عشق زندگی کردن، بزرگترین مبارزه زندگی است
با عطري که تو هديه داده اي
به دنيا ثابت خواهم کرد
که نه جدايي در راه است
و نه قلب هايمان سرد خواهد شد!!
با فنجانی قهوه هم میتوان مست شد اگر کسی که باید باشد باشد !
با من ای دوست اگر خوب اگر بد باشی تپش حس من این است که تو باید باشی. . . .
با من بمان آنانکه رفتنشان را طاقت آوردم تو نبودی …
با نگاهم یه نگاهی به نگاهت می نگاهم که نگاه پرنگاهت زده آتش به نگاهم
با هم ميشه آفتابو صدا كرد/ معتبر مثل طلا كرد
با هم ميشه سنگ بي صدا رو/ با ناز ترانه آشنا كرد
با هم ک قدم می زنیم حسودی اش می شود آفتاب نه ک هیچگاه قدم نزده است با ماه!!!
با همیم مثل حباب تو آسمون رها…
باشیم تا آخر رفتن کنار هم ، فاصله نگیری که میشکنه دلم ، نبضم ترانه توست.
با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا می شود….این پرپر شدن از گل نیست از روزگار است
با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم به خانه ی دل که رسیدم محبتت را برداشتم نه غباری داشت نه کهنه شده بود. مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند
با چشمک یک ستاره عاشق شده بود با ساده ترین اشاره عاشق شده بود شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست افسوس که او دوباره عاشق شده بود
با کسی که دوستش داری فیلم نبین ! آهنگ گوش نده ! به پیاده روی نرو ! خاطره نساز !!!
وقت نبودنش می فهمی که چی میگم…
با کسی‌ نباش که از بی‌ کسی‌ اش می‌‌نالد با کسی‌ باش که در جمع کسان تو را می‌خواهد…
بابام مـیـــــــــــــــــــــــــــــــگه عاشقی کشکه……. منم بهش گفتم:زندگی هم مثل آش بدون کشک بی مزست
بابزرگترین عشق درکوتاه ترین جمله
به روی لطیف ترین گل سرخ می نویسم:بیادتم..!
باتمام وجودعاشقش هستم اماحیف نمیفهمدهرروزبافکرش بیدارمیشوم اماحیف نمیداندمی پرستمش اماحیف نمیشنودنه خیال است نه توهم…! زندگی محض است باتنهاییم!
باتو حکایتی دیگر بود… ونگاهی ک دنیا حسرتش را میخورد… وجایی ک درقلب تو دارم،جایگاهی دست نیافتنی است برای همه!
باد ، ورق هایِ دفترِ شعرم را با خود بُرد . فردا تمام شهر عاشقت می‌شوند …!
باد بشی خاکتم ، درخت بشی برگتم ، دريا بشی آبتم ، هر جا باشی يادتم
باد یعنی.. خدا دست ب کار شده برای تفسیر موهایت!‏
باديدنت قصدعبادت كردم ، باخنده ت احساس سعادت كردم ، بگذارهميشه بنگرم درچشمت ، حالا كه به چشمان توعادت كردم
باران بهانه اي بود كه زير چتر من تا انتهاي كوچه بيايي كاش نه كوچه انتهايي داشت و نه باران بند مي آمد…
باران از سقفهای سست میچکد
هوس از مغزهای پوک
عشقهای پاک از قلبهای پاک
باران براي كسي تكراري نميشودهروقت بيايددوست داشتني است وتوهمان باراني.
باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی…کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می آمد…
باران بيايد يا نيايد / توباشي يا نباشي / خاطرت باشد يا نباشد / من خيس از ياد توام !
باران بی وقفه این روزها هوای عاشقی به سرم می اندازد … لبـــــریــــزم از مهـــــر ……. اما استــــــــوار ……..
باران تكراري نميشود هروقت بيايد دوست داشتني است. عزیزم "تو" براي من "باراني"
باران تکراری نمیشود هر وقت بیاید دوست داشتنیست و تو برای من بارانی0 اگه بشه اولیشه
باران حضورت که ببارد تنهایی ام خشکسالی اش را تعطیل می کند به حرمت قطراتی از جنس تو …
باران حضورت كه ببارد،تنهايى ام خشكسالى اش راتعطيل ميكند، به حرمت حضورتو…
باران را دوست ندارم بلاتکلیف می کند مرا چون نمیدانم از سر شوق میبارد یا از سر دلتنگی
باران عشق هوای دلم را پر کرده و عطر تو را نزد من اورده به دستانت نیاز دارم تا این اشکها را خاموش کنند
باران كه ميبارد دردلم غوغاميشودكه اي آسمان چرا ميباري چرابااشك هايت اورابه يادعشقش مي اندازي وبااينكاردل مراميسوزاني ونابودم ميكني
باران ميباريد…
و تو زير چتر تا انتهاي كوچه با من آمدي…
كاش نه كوچه تمام ميشد و نه باران…
دوستت دارم بينهايت!
باران می بارد .به حرمت " کداممان " نمی دانم..! من همین قدر می دانم : باران صدای پای اجابت است.. خدا ناز می خرد نیاز کن…
باران میبارد و هوا پر شده از دوستت دام هایی که به دست باد ها سپرده ام کـــــــــــــــــــــاش! پنجره ات باز باشد…
باران نباش تا با التماس به شیشه بکوبی که نگاهت کنند… ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری…
باران هر وقت بیاید زیباست…
توبرای من بارانی…
باران`بهانه اى`بود` كه`زير`چتر`من`تا`انتهاى`كوچه`بيايى`كاش `نه`كوچه`انتهايى`داشت` ونه`باران`بند مىآمد“*
بارهاازخودپرسیده ام که مفهوم دل به دل راه داردچیست؟اکنون میفهمم اولین دیدارمان خاطره ای بودجاودانه که چه مهربانانه بهم نگریستیم.
بارون همیشه یاد توست بخاطر عاشقیاش ، دوباره خیسم میکنه فقط بخاطر توست .
بارون و دوست دارم هنوز …چون تو رو یادم میاره حس می کنم پیش منی …وقتی که بارون می باره … دریاب . بازم تنهام .
باز باران باريدخيس شد خاطره ها.مرحبا بر دل ابري هوا .
هركجا هستي باش آسمانت آبي وتمام دلت از غصه دنياخالي.
باز باران تا همیشه نم نمک بروی شیشه مینویسه تا بدونی مهربونیت پاک نمیشه
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند . . . زندگی دو قسمت است،آنچه گذشته،رویایی بیش نبوده و آنچه هنوز نیامده آرزویی بیش نیست
باز حس از تو نوشتن سراغم آمد،باز چشمان شب مانند تو به يادم آمد،باز در اين كوچه باغ زندگي ،دلتنگي تو سراغم آمد. . .
باز هم از شرجی چشمان تو/بوی دریا می وزد در ساحلم/باز هم لبخند مهتابی تو/می برد غم های عالم از دلم…….
باز هم دیدمش… نه اینکه بغض کنم،نه!! فقط از دور هزار سال پیر شدم!!!
باز هم مهر تو
می پرورم اندر دل تنگ.
گرچه عمری به تو دل بستم یارم نشدی.
باز هم پیشم بمان ای عشق نافرجام من یک غزل با هم بنوشیم از شکسته جام من نیست کوته تر کسی دیوارش از دیوار ما هر بلا اید ز در می پرسد اول نام من
باز يادت ميكنم تا كه نگويي بي وفاست از تو دورم ولي اين دل هميشه با شماست.
باز يه بغضي گلومو گرفته،باز همون حس درد جدايي…من امروز كجامو،تو امروز كجايي،،،تو از قبله من گرفتي خدارو،كجايي ببيني يه شب حال ما رو؟………………….
بازار سیاه رفتم برای خریدن عشق ولی در ابتدای ورودم روی کاغذی خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشتند به قیمت نابودی پاک بازان.
بازباران تاهميشه نم نمک برروي شيشه،مينويسم که بدوني،مهربونيت پاک نميشه
بازشب شد و من ناله سرایم،از عشق تو دلبر دگر ناندارم. کی میشود آیی به سویم نازنینم ، تاشب رود و من به سویت آیم
بازم از تو دور شدم ، دنیا زندونه برام ، دنبال خودم میگردم ، خودم نمیدونم کجام …
بازم یه عید دیگه….بدون تو… کاش تمام روزها عزای عمومی بود بجای این عید های بدون تو…
بازنده منم که در را باز میگذارم…. شاید روزی بازگردی…. دزدهم که بیاید چیز مهمی برای بردن نمیابد مهم من بودم که تو بردی!!!!!!!
بازگشتی ای بهار آرزو اما چه سود !
باغ هستی با خزان نیستی درگیر بود
باش… تابودنت دلیل بودن باشد
باشه ،قلبمو شکستی،یادت باشه داغونم کردی باشه این بارو بخشیدمت ولی دفعه ی بعدی کاری نکن که دلمو اوراقی کنی
باغباني بابت تنها گلم يك باغ داد ، خنديدم و گفتم: اي باغبان گر جهان را گل كني حتي گلم را ندهم تو بو كني.
باغبون براى داشتن يه گل سرخ نوكرى هزار تا خار رو ميكنه
.
.
.
باغبونتم
بالا تر از عشق عادت است هيچگاه كسي را كه به تو عادت كرده رها نكن…….!
بالاترین درجه درک متقابل بین دو نفر زمانی حاصل میشه که دو طرف بدون بزبان آوردن یک کلمه منظور همدیگرو متوجه بشن.
این سطح از درک رو عشق هم میگن
بالاخره می آید با همان آهنگ قدیمی اش زیر پنجره آرام ، آسمانی ، صبور سوت زنان از ماسوای این حرفها خواهد گذشت
بالاخره يه روز اين موبايلو بر ميدارم شمارتو ميگيرمو بدون سلام بهت ميگم :
لعنتی… هيشكي مثل من دوستت نداشت
بعدم قطع ميکنم..!!!
بالبى خاموش صدايت ميكنم گرچه دورى از برم از صميم قلب دعايت ميكنم
بانو برای شما چه فرق می‌‌کند از چشمان او بنویسی‌ یا از روزگارِ من سیاه نبود بانو حرمت داشت (حواست باشد وقتِ رفتن همه کسِ یک مرد نباشی‌)
بانو! مرد نبودی تا بدانی سرت بر روی بازوانم امنیت تو نیست آرامش من است…
باهات میام نفس نفس / تو آسمان توی قفس / از اول تا آخرش / دوستت دارم همین و بس
باهام بودی ولی همیشه میدونستم موندنی نبودی ، ترس از نبودنت ، همه ی لحظه های قشنگ بودنت رو برام نابود میکرد ، من با بودت نابود بودم چه برسه به نبودت …
باور كن تا تو راميبينم همه فراموش ميشود. . .
از گذشته تا آينده
باور كنم تو همين جا كنارمي،باور كنم هميشه به يادمي،باور كنم شدم حس عاشق شدنت،باور كنم هستي در ميان زندگي
باور کن رفیق هم بغض هیچ نعمتی بالاتر از احساس نیست و حتی غم میتواند دریچه ای به سوی حقیقت باشد,…نقطه چین را باور کن و تا ابد عشق را خدا را نفس بکش….!!
باور کن عشق من که عشق هدیه خداوند است به قلب خسته ما هدیه خدارو بهش پس بدیم قهرش میگیره :((((((((((((
باور کن که نیازی نیست به یاد کسی که نیست …… اولش ترسناک ، بعد دردناک ، و بعد آزاد و رها و شاد ……….. فراموش می کنم!
باور کن!
کار من نیست ،
کار دِل است
دِلم
جایی میان نَفَس هایَت
گیر کرده است
باور کنم از پیش من رفتی؟ یا رفتنت تنها یه کابوسه؟
باورت کرده ام ، باورم کن قفسم را شکستم تنهایم مگذار من با تمام بی بالی هایم تا انتهای این دنیا با تو پرواز خواهم کرد فقط به امید روزی که با تو به اوج برسم
باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست ، اما نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست.
باورت گربشود گرنشود حرفي نيست.اما،نفسم ميگيرد درهوايي كه نفسهايت نيست…
باورتون نشه دیشب داشتم اسای پارسال که به هم داده بودیم رو میخوندم خاک بر سرم دوباره عاشقش,شدم!!!
باورم شد كه تو خسته تر از آن بودي كه بفهمي دوست داشتنم را…از من كه گذشت,اما هرجا كه هستي”خســـــــــــــته نباشي”
باورکن هنوز درون غارها برای شکار سنگ تیز میکردیم اگر عشقی در میان نبود
بايد از عشق بسازم غزلى قابل تو / غزلى ناب و صميمانه به وزن دل تو دلى از جنس بهار که تقديم تو باد / سبز باشى و دلت خانه پاييز مباد
باید آهسته نوشت با دلی خسته نوشت / گرم و پر رنگ نوشت / روی هر سنگ نوشت / تا بدانند همه / تا بخوانند همه / که اگر دوست نباشد دل نیست.
دوست دارم
باید جشن بگیرم…
اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
باید راز بـــُزرگـــی را به تو بگویم… این که در نبــودَت، آســـِمــان آبـــی نیـــــست…….
ببخشید ! جام زرین شما توی وسایل من پیدا شده ! . . . . . . میشه من اسیرتون بشم !!؟؟
ببخشید از فدراسیون تکواندو مزاحمتون میشم ، میشه جفت پا برم تو قلبتون ؟!
ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم! خواستم واسه گل فروش بفرستم، به خود گل فرستادم!!!
ببين غافلگيرت كردم!،
دقيقا لحظه اي كه بهم فكر نميكردي به فكرت بودم…
بت پرستی که شاخ و دم ندارد…………………. ……..بت پرست!!!!!!!!!منم……. آری منی که روی گلهای سجاده ام عکس تورامیبینم……
بتاب ازشرق طلوع نگاهت که ازغروب نگاهت جهان من ظلمانی ست!
بجای " تاج گل بزرگی " که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!
بخار شيشه ايم ، نازمون کني اشکمون در مياد چه برسه فراموشمون کني
بخاطر تو رو بقیه ضربدری به رنگ قرمز کشیدم یا تو یا هیچ کس
بخاطر حرمت خاطره هايمان هم كه شده… نگو كه به يادمن هستي وبه يادم ميماني… انگار حواست نيست… ما ديگر تمام شده ايم…‏!‏‏!‏‏!‏
بخاطر دوست داشتنت خجالت نکش اونی باید خجالت بکشه که میدونه دوســــــــش داری اما دوست داشتن بلد نیست!!
بخاطربسپاردر تقويم رفاقت روزى بنام "فراموشي" وجود ندارد.
بخشیدمت اما برو…. دیگه نه تحمل شنیدن دروغ دارم و نه قدرت پذیرفتن یه شکست تازه رو…………. نمی خوام به زانو افتادنم رو ببینی!!! برو……..
بخند اي عشق اي اميد فردا که من خنديدنت را دوست دارم ، به باغ خاطرم هر روز و هر شب ، تو را تنهاي تنها دوست دارم.
بخند…………..آخه اينو فرستاده بودم كه يكم بخند ي………………و چهره ي قشنگت قشنگتر بشه……………………………………..
بخندم؟ چقدر؟ اینروزها از دیدن خودم هم در ایینه خنده ام میگیردღ
بد ترین خبر… بی خبریست! از آن کس که دوستش داری…
بدبختی بزرگی است که دیگری را به رغم اینکه دیگر دوستمان نمی دارد ، همچنان دوست بداریم .
بدبختی ینی این ک هر چقد سعی میکنی فراموشش کنی همون قد مثل مته میره تو وجودت…
بدبین شدی چرا باور نمی کنی؟ تنهایی منو کمتر نمیکنی تو گم نشو منو یک قاصدک نکن من عاشق توام یک لحظه شک نکن
بدترين روزها را در انتظار گذراندم،پس كي پا ميگذاري در حريم اين دل. .
بدترین حسه دنیا اینه که، بدونی کسی که دوسش داری همون اندازه یکی دیگه رو دوس داره !
بدترین لحظه وقتیه که تمتم اس های عاشقونه ای که واسش میفرستی بفرته واسه یکی دیگه…………….
بدترین ها را کسانی دارند که قبلا به بهترین ها راضی نبودند ♥
بدترین وبزرگترین شکسته عشقی رو کسی میخوره که پدر مادرش ولش کنه درکش میکنی ؟
بدترین چیز دنیا میدونی چیه؟ اینه که هر دوتاییتون عاشق هم باشین اما یه نفر ثالث همه چیز رو بهم بریزه
بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت کوبانده می شوم به ساحل تنهایی وشن های داغ خواستن تورا درخود فرو می کشند وکفم بریده می شوداز شوق شیدایی
بدون عشق روزا اینجوری میشن : روز غم روز زاری روز اشک روز از دست رفتن روز تشنگی روز ترس روز شکستن پس سعی کن هر روز عاشق باشی….
بذار صادقانه اعتراف کنم هرروز دلم برایت تنگ میشود
بذار یه دیونه هر چه قدر می خواد نگات کنه….، اما نذار یه نــ ـــ ــگـــ ـــاه دیونت کنه…
بر تخته سیاه زنــــــــــدگی…! با قرمز بنویس عشــــــــــق… باسفید بنویس پـــــــــــاکی
بر خاک بخواب نازنين،تختی نيست. آواره شدن ,حکايت سختی نيست. از پاکی اشکهای خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختی نيست
بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی
بر روی ناخن هایت لاک می کشی برای معشوقه ات است نه….. روی اسم من هم لاک بزن خسته ام بس که غلط مرا خوندی…
بر لب جوی فراموشی تو بوته ای می روید…
بر لب دریای حسرت خانه ای دارم قدیمی ازتمام دار دنیا ،عزیزی دارم صمیمی گاه و بیگاه یادی از ما می کند با مرامش شرمسارم می کند
بر مي گردم
با چشمانم
که تنها يادگارِ کودکيِ منند…
آيا مادرم مرا باز خواهد شناخت؟!
بر همان عهد كه با ياد و خيالت بستم
ياد من هم نكنى باز به يادت هستم …
برات مسیج ميدم با عطر زيتون…
جوابش را بده خوشكل شيطون؟
برات يه گل فرستادم برگشت پيشم.بهش گفتم چرابرگشتي؟گفت:آخه اوني كه ديدم اينقدرگل بودكه خجالت كشيدم بگم منم گلم.
براى باتو بودن ز دنیا هم بریدم من تو باور کن طوافم را که من دور تو میگردم نمیدونم تو میدونى من از عشق تو بى تابم چشام از گریه پر میشن شبا وقتى که میخوابم
براى روزهای خوب تو اسپند دود میکنم، روزهای خوب تو ربط عجیبی دارند با حال خوب من…
براى پريدن لازم نيست پرنده باشم، همين كه بخندى بال درمياورم.
براي او غرورم رافروختم بدون آنكه بدانم عشق مرا به حراج گذاشته بود……
براي بودن با تو غرورم پايمال شد تو هم اندكي احساس بگذار مساوي كه نمي شويم حداقل به من نزديكتر شو
براي دل من هميشه “تــو” خواهــــي ماند… حتي اگر ………….. مخاطب تمام اين نوشته هايم ” او ” شونــــد
براي دلتنگي هرزماني را مي توان تعيين كرد اما هركسي را براي دلتنگي نمي توان انتخاب كرد دلتنگي من زيباست چون براي شماست…..
براي شوق ديدنت، اگرچه ها نمي كنم هر آنچه با تو گفتم ام به جز وفا نمي كنم
اگر ميان اين جهان به هر كجا سفر كني قسم به چشم نازه تو تو را رها نميکنم.
براي كسي كه با ميل خودش رفته يك لحظه ناراحتي هم حماقت محض است
براي هربار كه به تو مي انديشم اگر شاخه گلي داشتم،ميتوانستم تا ابد در گلشن خود گشت زنم.
براي چشيدن طعم شيرين لحظه ها لبخندي كافيست…
برايش مينويسم دلتنگشم،
ميدانم كه نميداند،
ولى ميدانم كه ميخواند.
برايم در رديف كساني هستي كه به قول نيمایوشیج;
"يادت روشنم ميدارد"
برايم دعا كن!اجابتش مهم نيست! نياز من به آرامشي است كه بدانم تو به ياد مني…
برايم سيگاري آتش بزن ؛ ميان لب هايم بگذار ، و دور شو . . . پر از باروتم ! .
برايم‎ در‎ رديف‎ كساني‎ هستي‎ كه‎ به‎ قول‎ نيما؛ "يادت‎ روشنم‎ ميدارد‎"‎

برای آغوشت نامی بگذار این “آغوش” را همه دارند
برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد ، می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی …
برای آینــه ای کــه همیشــه از تــو گفتــن هایم را می شنیــد هـم رفتنــت سنگیــن بود تا برایش گفتــم کـــه رفتــی ، شــکست…..
برای احساس تو فقت قلبم مناسب است………
برای اولین پست: میگفتند چشمت دیگر جاذبه ای ندارد! امروز که از آن افتادم باورم شد…
برای با او و اوو ها بودن چ بیطاقتی!!
اول
من را تمام کن
برای بازگشتت شمع ها را روشن نگاه میدارم پس تا نامت در دل جاریست بازگرد.
برای بدست آوردن من باید دست و پا بزنی وگرنه زنگ و اس ام اس رو که همه میزنن
برای بدست آوردنت نمی جنگم…! به تکدی قلبت هم نمی آیم…! دوستت دارم… فارغ از داشتنت……
برای بودن ؛ گاهی لازم است که نباشی ! شاید نبودنت ؛ بودنت را به خاطر آورد … اما دور نباش … دوری همیشه دلتنگی نمی آورد … فراموشی همان نزدیکیهاست
برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش . . .
برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای …
همین کافیست … !
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت و گریست (گمان کردندچون هیچ ندارد می گرید.) اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق
برای خودم مردی شده ام . . . این روزها درسکوت سرسخت . . . بی صدا گریه میکنم . . . ولی !!! دنیا مواظبم باش . . . قلبم هنوز زنانه میزند!!!
برای داشتن کسی که تا بحال نداشتی….. کسی باش که تابحال نبودی ….
برای داشتنش آنقدر سماجت میکنم ، تا خدا یادش برود که ما “قسمت” هم نیستیم…!
برای دیدن تو چشم میکند گدایی / به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی
برای ساختن یک دنیای خوب باید مصالحی خوب بکار ببریم. مانند عشق با مصالحی مثل خشم ، نفرت ، جاه طلبی و خیانت چگونه می توان دنیای زیبایی ساخت
برای ماهی با سه ثانیه حافظه تُنگ و دریا یکیست ! دست من و شما درد نکند که دل تنگ آدم ها را با یک عمر حافظه توی تُنگ می اندازیم و برای ماهی ها دل می سوزانیم !
برای محبت هایی که عمیقند ندیدن و نبودن و نگفتن هرگز دلیل از یاد بردن نیست
برای مردن ، افتادن از هیچ ارتفاعی لازم نیست….. فقط کافیست از چشم تو بیافتم
برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی یعنی تو نیستی
برای من آیه هایی از آغوشت بخوان…
برای من از دل شــکسته نگو که دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوتـــ شــکسته از درد شــکسته از زخــم شــکسته از عشــق
برای گریه انداختن من نیازی به داد و فریاد نیست!! بغض ِ لعنتی من این روزها باعـــــزیزم و جـــــانم هم می شکند
برایت یک بغل مریم؛ که مستش می شوی هردم؛ برایت قدرت آرش؛ که دشمن را زنی آتش؛ برایت سفره ای ساده؛ حلال وپاک وآماده؛ برایت هرچه خوبی هست؛ صميمانه دعاكردم
برایم بخند… برایم که میخندی چشمهایت که هیچ,آسمان هم زیبا میشود…
برایم تعریف کن ….. هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟
برایم غریق نجات صدا کن.. وقتی که در آبی زلال چشمهایت غرق می شوم…
برروی دریچه ی قلبم نوشتم :ورودممنوع عشق آمدوگفت:من بی سوادم
برسرمی خانه آمدم نیامدی / بر ره و رهواره آمدم نیامدی
آمدم بودی ولی نیامد صدایی ز تو / حس کردم عشق رادرکنارم با بوی تو
برف پاک کن بیهوده جان میکند… باران این سوی شیشه از چشم منه!!!!!
برف که ببارد دیگر تو را راحت خواهم یافت دیگر مسیرت را گم نخواهم کرد به بیراهه نخواهم رفت
برمستی من حد سزاوار زدند با شک و یقین تهمت بسیار زدند حلاج شدم ولی به کفرم سوگند دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند . . .
برو و خيالت راحت باشد … درد نميكشم … غمگين نميشوم … فقط … به زودى جسم بى جانم در تابوت فكر و خيالت … آرام ميگيرد … همين…
برو… هروقت عاشفانه ات، صادقانه شد برگرد… منتظر خواهم ماند…
برچشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق راتابدانی که محبت وعشق را در چشمان تو آموختم وبا توآغاز کردم…به پاکی چشمانم وچشمانت قسم که تاابد دوستت دارم…

آخرین کلمات ورودی

سحرجون خودم یه دنیادوستت دارم عشقم؟

سحرجون فدات بشم عشقم؟

همچنین ببینید

عاشقانه – 06

برگ زردی بودم در سکوت و تنهایی شب تو شدی خورشیدم،تو مرا سبز کردی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.