عاشقانه ۱

به وسعت قلب کو چکم دوست دارم یادت باشد که قلب هرکس همه ی زندگی اوست

شاید از من یا نه ، از همه بیزاره

نمیخواد درک کنه ، یکی دوسش داره..

اما باز فکر میکنم، شاید این تقدیره

که داره چشماشو از چشم من میگیره!

واسه این تنهایـــــی، بهت اصلا نمیاد که مقصر باشی

تو با این زیـبـایـــــی، نمـیتــونی از عشــق متنــفـر باشـــی

ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﻧﻪ ﯾﯿﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻗﺸﻼﻕ
ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺍﺳﺖ
عشق زندگی را بر باد میدهد…
زندگیم حسین بود…
اربعین رو به خاطر عشقم از دست دادم!
تجارت ناشیانه ای کردم!
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ نباشم
ایکاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺍﺩﻡ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ ….
ﻫﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﻪ …
ﻣــﺮﺩ ﺑــﺎﯾـﺪ
ﺣــﺮﻓـﺶ…
ﻗــﻮﻟــﺶ…
ﻓــﮑــﺮﺵ …
ﻧـﮕـﺎﻫـﺶ…
… ﻗـﻠـﺒـﺶ…
ﻭ …
ﺁﻧــﻘــﺪﺭ ﻣــﺮﺩﺍﻧــﻪ ﺑﺎﺷﺪ…
ﮐـﻪ ﺑـﺘـﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺑـﯿـﻨﻬـﺎﯾــﺖ ﺩﻧـﯿــﺎ…
ﺑـﻪ ﺍﻭ ﺍﻋـﺘــﻤــﺎﺩ ﮐــﺮﺩ …
کوتاه ترین و دردناک ترین داستان عمر من فقط چندکلمه میشود…
(او هست اما با من نیست…)
گفتمش چقدر دوستم دارى؟
گفت به اندازه همه ى دنیا
گفت و خنديد اما نميدانست با اين حرفش همه ى دنيايم را خراب کرد
چون من و همه ى دنيا را يک اندازه دوست داشت
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ … ﮔﻔﺖ ﺑﭙﺮﺱ … ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﻡ

ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﮕﺮﯾﺪ؟ …

ﻓﺮﻣﻮﺩ :ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﻡ

ﻭﻟﯽ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ !…

هرچی تلخی بود امتحان کردم ولی دیدیم هیچی تلخترازندیدنت نیست
گاهی آنقدر واقعیت داري كه دستهایم هوایت را در آغوش میگیرد
چقدر خوشحــــال بود
شیطــان
وقتی سیب را چیدم
گمان میکرد فریب داده است مرا
نمی دانست
تو پرسیده بودی
مرا بیشتر دوست داری . .یا ماندن در بهشـــت را …
دیدار تو گر صبحِ ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
عـاشــق کـه شـاخ و دم نــدارد….
حــواست که نبــاشـد ؛
بی تــاب کـه بــاشـی ،
زُل بـزنی به یک نقطه !
دلتــنگ کــه بـــاشـی ….
همـه چـیــز تمــــام است !
محــکـوم میشـوی بـه عــــشــــــــــــق… !!!
کـآشـ   مـــــی شـ ـد …
یکــ  لحظـ ـه  جآیمــآنـ  رآ  بآ همـ عوضـ   کنیمـ …
شآیـد  تو میفهمیدی  چهـ قـدر  بی انصآفی…

و  منـ    مـــــی فهمیـ ـدم    چـ ـرا…

تقدیم به مخاطب خاص عزیزم که خیلی وقته ندیدمش:
روی ماهت را ببینم….
دستان گرمت را بفشارم….
دیگر نمیذارم بروی، آمدنت با خودت بود! ولی…
پیش من بیایی رفتنی در کار نیست…
از یه جایی به بعد…میشه نفست…دیگه نمیتونی بزاریش کنار،مگه اینکه قید زندگیتوبزنی.. .
ﺷﺒﺎﻧﻪ
ﻣﺮﺩﯼ ﭼﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻓﮑﻨﺪ،
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﻥ ﺍﺵ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ
ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.
ﺧِﻨﺠﯽ ﺧﻮﻧﯿﻦ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ِ ﻧﺎ ﺑﺎﻭﺭ ِ ﺁﺑﯽ -!
ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻧﺪ .
ﮐﻨﺎﺭ ِ ﺷﺐ ﺧﯿﻤﻪ ﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺯ،
ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻩ ﺑﺮ ﺁﯾﺪ
ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻡ ﺑﺮﺁﺭ
ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭ
وجودت در قلبم مثل نفس کشیدن است!!!
آرام……..
بی صدا……
اما همیشگی….
چَـــرخش ثــــانیه هـا در ذِهنـم…

تــداعی گـر این جُملِــه لَعنتـــی استــــ:

ر ِکــــورد نَبــــودنَــت شِکســت…✔

ܔ دلــــم برای یواشکی هایمان تنگ شده … ܜܔ

و برای بوسه های پشت گوشی …

و با صدای آهسته گفتن “دوستـــــــت دارم “….!

بگـذار توے همیـن یـکـ جُــمله دوبـــاره عـآشقِ همـ باشیـمــ ….

مـטּ نـامت رآ صـدا مـے کـنـَمـ تـو بـگـو ” جانَـــــــــم ”

براےِ” تــــــــو ” کـہ مـُخـآطب خـآصِّ مَـטּ هَستـے✔

می آیی …
میروی…
و فقط یک سلام
و گاهی
یک خداحافظی
نه…
این انصاف نیست…
من و یک دنیا عشق و دلتنگی…
تو و یک دنیا بی تفاوتی….
ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ
ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺭﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻭﻥ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ .
ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻥ
ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﻣﯿﻮﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻩ ﺍﻭﻥ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻪ . ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺸﻨﻮﯼ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ .
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ” ﺩﻭﺳﺘﺖ
ﺩﺍﺭﻡ
هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم
دربت خانه ی خیالم از تو بتی ساختم که هیچ ابراهیمی راضی به شکستن آن نیست.
کاش امشب کنارم بودی …
مردانه روبرویم می نشستی …
من از دوریت گلایه می کردم …
از بی مهریت ،از اشک هایی که می ریختم
و تو با یک بوسه تمام می کردی …
این همه درد را…
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﯼ ﮐﻮﺭ !
ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﻮﺭ
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻣﺮﺩﻣﮏ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ
ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﺑﺒﺮ !

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﮏﯾ ﺷﺒﮕﺮﺩ
ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺳﯿﺪﻩ ،
ﺍﺯ ﺍﻓﻖ ﻫﺎ ﺩﻭﺭ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ .
*******
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺷﺶ ﺳﺮﺩ
ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺩﻭﺭ
ﺑﻪ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎﻥ
ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺳﺤﺮﮔﺎﻫﺎﻥ
ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺮ
*********
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺒﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
*******
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺭ
ﺑﻪ ﻟﻤﺲ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺮ !
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﺑﺒﺮ

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻗﻄﺎﺭﻡ …
ﻗﻄﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻣﻨﺪﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ
ﻧﯿﺴﺘﻢ …
ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻠﻢ !
ومی خواهی بروی ؟
بهانه می خواهی ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم،برو هرکس پرسید
بگو لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود!
بگو فریاد می کرد
همه جا فریاد می کرد
که فقط مرا می خواهد!
بگو دروغ می گفت
می گفت هرگز ناراحتم نکردی!
بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود!
بگو بی احساس بود
به همه فریادها،توهین ها،اخمهایم
فقط لبخند میزد!
بگو او نخواست
نخواست کسی جز من در دلش
خانه کند…✔
صدایت نمیکـــــنم که برگـــــردی
مهــــــم باشم
خودت برمیگردی . . .✔
دَرد بُزرگے ـســــت
براﮮ کسـﮯ که مُتوجه نــَبودَنتــ نے ـستــ
پَرپَر شــَوے ………..
من به خودم مثل یک مداد رنگی نگاه می کنم، شاید رنگ مورد علاقه تو نباشم ،اما می دانم روزی، برای کامل کردن نقاشی ات به من نیاز پیدا خواهی کرد…
چمدانم را میبندم!
آری مسافرم…تا دیار آغوش چند
فرسخی بیش نمانده
بی تاب نباش،که این مقصد
هیچگاه مبدا نخواهد داشت
مهمان خانه ای که میزبانش
تو باشی هرگز رفتنی نیست
زیباترین جهان را …

تو ساخته ای ….

اینجا در دلم وقتی که هستی ….!!!

در چشمِ من
این آرامگاهِ ابری
باران های زیادی مُرده اند …
برای تسلّی که آمدی
شاخه ای بوسه
آرام
بر سنگِ گونه ام بگُذار …
مي خواستم تصوير با تو بودن را نقاشي کنم
ديدم فاصله بينمان در ورق جا نمي شود
کمي نزديک تر بيا، مي خواهم با تو بودن را حس کنم
هیچ عطری
به خوش بویی
بویه کسی‌ که عاشقشیم نیست…..♥♥
وقتی سایه تو بالای سر من است،
دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بسوزاند…
تو را دوست دارم و بس، ای که عاشقی با تو زیباست و بی تو بی معنی…
ﺍﯾــﻨـﺠـــﺎ ﺩﺭ ﻣـــﻦ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺗـﻔــﺎﻗــﻬـﺎﯼ ﺑـــﺪﯼ ﻣﯿــــﺎُﻓﺘــﺪ !!
ﺍﯾﻨـــﺠــﺎ ﺩﺭ ﻣـــﻦ ﭼـﯿـــﺰﻫـــﺎﯾـﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻋـــﻮﺽ ﻣﯿــﺸـﻮﺩ !! . . .
ﻣـــﻦ ﺑﯿــــــﺪﯼ ﺷــﺪﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺑــﺎ ﻫـــﺮ ﺑـــﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿـــﻠـﺮﺯﺩ …
یواشکی هایمان را خیلی دوست دارم… جایی که فقط منم و تو و خدایی که شاهد عشقبازی ماست…
ای کاش دکتر به جای آن همه قرص آرام بخش . . .

تو را برایم تجویز می کرد . . .

چه جوری باورم شد بدون من میمیری

چه جوری دلت اومد احساسمو به بازی بگیری

و شاید سال هـــا بعد
بـی تفــــ ـاوتــ از کنــار هم بگذریم و ..
بگوییم
آن غربیــــه
چقدر شبیه
خـــاطـــــــ ــراتـــمـ بود!
گرمايعني نفس هاي تو..
دست هاي تو..
آغوش تو..
من به خورشيد ايمان ندارم!
من فقط يه واسطه بودم!!!دل را خدا داد و تو هم بردى…
می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم
اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست
تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیست
در قایق شکسته ی قلبم تو تنها کسی هستی که با الوار ویرانه ی خود به ساحال برمیگردی و در افق لاجوردی وجودم تو تنها کسی هستی که به شبهای تار و غم آلودم روشنایی میبخشی
من ديگه نميخوام تو رو توي روياهام تصور كنم
معناي با هم بودن يه احساس ديگه اي داره.
ﺁﺧـــَﺮ ِ ﺑـــﺎﺯﯼ ﺳﺖ…
ﺳــــُﻚ ﺳـــــُﻚ….
ﭘـــــﯿﺪﺍﯾـــــَﺖ ﻛــــﺮﺩَﻡ…
ﺁﻧﺠــــﺎ !!!…
ﺩَﺭﺁﻏـــﻮﺵ ِ ﺍﻭ !!!…
چقـدر سخــت اون لحـظــه اي که
يکـي مثـل اون
با همـون لـحـن
با همـون نـاز و ادا
با همـون تـن صـدا
… با همـون جـمله
يهـو صـدات کنـه بـبيــني يکـي ديگـست
تمام دلخوشی هامو به آغوش تو مدیونم…
نازنین، با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !
وقتي سرم درد مي كند، حتي قرص هم، جواب نمي دهد… من، چشمهايت را، از كدئين بيشتر قبول دارم!!!
ﻭﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﺁﺷﯿﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯾﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﻓﺮﺍﺯﻫﯿﭻ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺁﺷﯿﺎﻧﻪ ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺳﺖ
پرستوی فراری ازشبهایم،یه امشب میهمان این دیارم،به دیدارم بیا چشم انتظارم..
کرمِ درونم پیله بسته است
به امیدِ روزی که
پروانه ای رویِ شانه هایت شود!
وقتی ک عطرت را میخواهم به باد هم التماس میکنم.!?!
خدا که جای خود دارد… ,
همان بالا بمان،لذت ميبرم وقتي همه به من ميگويند” تاج سرت زيباست”…
عزیزم تو نزدیک من نیستی
اما میتونم بشنوم:
هرگز نترس
خاطره هات اینجا هستن
با شادی زندگی کن
دیگه اشک نریز
چون تو همیشه مال منی
آنهایی که بی عاطفه هستند
روزگاری بسیار عاشق بودند . . .
بوس چیست ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این همه اومدی پایین كه بفهمی بوس چیه !?!?!
یعنی نمیدونی ؟
زشته با این سنت
برو بالا
بدو تا كسی ندیده!!!!
*
هرثانیه که میگذرد چیزی از تو با خود میبرد
زمان غارتگرغریبی است
همه چیز را بی اجازه میبرد
تنها یک چیز را