خانه / بایگانی برچسب: اس ام اس عاشقانه (صفحه 2)

بایگانی برچسب: اس ام اس عاشقانه

عاشقانه – ۱۷

اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !!! “دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیاییاینجا هم شب است اما خیال بودنت تمام رخت خوابم را ستاره باران کرده…….. کاش میدانستی و می آمدی………………….. تقدیم به بهترینم………..اینجا که سنگ روی سنگ بند …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۱۶

از بیداری بیذارم وقتی که میتونم تو رو تو خواب ببینم….از تماشای تو افتاد کلاه ازسرچرخ*خبرازخویش نداری که چقدر رعنایی*از تمام دار دنیا تنها یک چیز دارم…. …دوستت….از تمام عطرهای دنیا تنها لحظه‌ای بویی شبیه آغوشت را میخواهم تا هوش از سر این همه دلتنگی ببرداز تموم دنیا و دار …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۱۴

دﻟﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮد ﺗﻮ وﻟﯽ ﺳﺮد ﺷﺪی آﻧﻘﺪر ﺳﺮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎر ﮔﺮﻣﺎﯾﻢ را ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﯿﺪم… و ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻬﻤﺖ ﺳﺮد ﺷﺪن زدیزندگی ماله منه چون عزیزی مثل تو یار منه.سال نو میشود و من حرفهای کهنه ام بر روی طاقچه دلم خاک میخورند…سلامتی اون عزیزى که …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۱۳

چیزی که بیشتر از همه اذیتم میکنه اینه که: میـــــــــــــدونم لیاقتمو نداری،میدونم لایق محبتم نیستی ولی… بازم دوست دارم!!!چیزیم نیست ، خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم ، فقط همین / از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشم های …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۱۱

من ۶دنگ حواسم به نام توئه! بعد تو حواستو به یکی دیگه اجاره میدی!من پرستوی خزان دیده و خاموش توام حسرتی گر به دلم هست همان دوری توستمن پشت خطم خانم باکی صحبت میکنی/ شنیدم به کس دیگری عادت میکنی اونکه ماشین زیر پاشه هر روز میگردی باهاش/ این همون …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۰۹

شاعرم کن بخند و بگذار دیوانی از بوسه برایت بگویم …شال و کلاه میبافم با خیالت… تا در سرماى نبودنت یخ نبندمشانس اوردم متن هایی که توکامپیوترمینویسم بااب پاک نمیشه وگرنه اینجاهم دلنوشته هایم بااشک پاک میشدشانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست / پس چرا بر شانه ام …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۰۸

دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بودن میترسم.دستهایم خالیست کف دستم اما یاس می روید اگر آب دهی زیر آن سایه یاس خط دستم خواناست گرچه خود می دانم کف دستم موجیست که ترا می خوانددستهایت تکیه گاهم بودونیست،عشق تو پشت وپناهم بود و …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۰۶

برگ زردی بودم در سکوت و تنهایی شب تو شدی خورشیدم،تو مرا سبز کردی از تو ای عشق واقعا ممنون واقعا ممنونبرگرد ، این آخرین بخیه ایست که به گلویم میزنم … .برگرد و بزار دوباره چشام تو چشای تو واشه برگرد و نزار بدون تو زندگیم ازهم بپاشه برگردو …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۰۳

کاش آغوش تو همچون ترانه هایم وقت تنهایی به سراغم می آمد سرمست و آزاد بردیاکاش آن لحظه که تقدیم توشد هستیِ من… میسپردم که مواظب باشی…. جنس این جام بلور است…. پر از عشق و غرور… مبادا که بازیچه شود… میشکند…..!!!کاش اشکی قلبمان را بشکند با نگاه خسته ای …

ادامه نوشته »

عاشقانه – ۰۲

حرام باد دوست داشتن کسی که عاشقی سرگرمی اوست . . .!حرف بزن بگو پست این نگاه ،پشت این گریه ها چی پنهونه اگه تلخه اگه ناگفتنیه ،راز این سکوت کی میدونه…حرف تو که می شود من چقدر ناشیانه ادعای بی تفاوتی می کنمحرف میزنی اما تلخ محبت می کنی …

ادامه نوشته »