خانه / admin

جوک – ۰۱

تا حلا شده وسط کلاس استاد یا دبیر یه سوال کلی از جمع بپرسه بعد مثه بز زل میزنیم تو چشاش!!! یه حس نسالژیک به آدم دس میده!!!!!تا کی باید به جای ok بنویسم ” خن ” من نمی دونم … مسئولین هم که رسیدگی نمی کنن :))تابستوووووووووووووووون همه چی …

ادامه نوشته »

طعنه به گذشته

ازجوکهای دوران بچگی بود الاغه با گوره خره مسابقه میدن.گورخره برنده میشه الاغه میگه من قبول ندارم تو لباس ورزشی داشتیاعتراف می کنم بچه که بودم من و دوستام از تو آبگیرها قورباغه ها رو جمع میکردیم و توی قوطی میذاشتیم وزیر قوطی أتش روشن می کردم تا قورباغه خوب …

ادامه نوشته »

طنز – ۱۱

درد دل آقای دستودلباز باخد وقتی از دنیا خسته شده: خدایا زندگی تو این دنیا بدون تو ضررس واقعا حیفس بخاطری هیچاپوچ خودما جهنمی کنمدرس برای نخوندنه.. امتحان واسه تقلب کردنه… دانشگاه واسه پیچوندنهدرس خوندن من در دورا مدرسه: معلم :امسال باید دوبرابر پارسال درس بخونی. من :صفر ضرب در …

ادامه نوشته »

آغاز رابطه

بـه آمـار مـشـکـوکـم … جـمـعـیـت دنـیـای مـن دو نـفـر اسـت . . .تـــو نباید ” دعای مـن ” باشی ! از خـدا خواستم ، مـوافق بود ! مـیـتوانی خــدای من باشی …بی نهایت با تو ام از اینجا تا همین جا من فقط یک نقطه امتنها ستاره ی آسمان قلبم …

ادامه نوشته »

عارفانه – ۳

وقتی خدامشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره…وقتی خداپشتمونه دیگه مهم نیس کیاجلومون هستن…وقتی خداچتری باشد، بگذارسرنوشت هرطور که میخواهد ببارد!وقتی خوشحال هستی قول نده! وقتی عصبانی هستی جواب نده! …

ادامه نوشته »

احساسی عاطفی

ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﺮﺩﻡ . ﺣﺎﻻ ﻧﻔﺲ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻣﻨﺖ ﺳﺮﻡ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﺩ ! ﺣﺲ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ … ﻫﻮﺍﻱ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﺯﻧﻴﻨﻢ ! ﺩﻳﮕﺮ ﻧﮕﻮ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ! ﺍﮔﺮ ﻣﻲ ﺭﻭﻱ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺩﺍﻉ ﺑﺮﻭ … ﮔﻠﻪ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ !!!!!ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻧﻪ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ .. ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ …

ادامه نوشته »

ولنتاین

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو عروسک و شمع اما امسال نمیدونم ولنتاین رو با کی جشن میگیری . . هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم ولنتایت مبارکمی دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی …

ادامه نوشته »

قهر و آشتی

تسلیم نشو توروخدا یه کم دیگه فقط یه کم نباز نباز که آبروت میره عشقم فقط کمی طاقت بیار …بى تو دنىا بر سرم اوار شد .بىن ما هر پنجره دىوار شد. درد ما در بودن ما رىشه داشت. رفتن و مردن علاج کار شد. هر که روزى نوش دارو …

ادامه نوشته »

رسم زمانه – ۱۵

ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮐﻪ ﻓﺎﯾﺪه ﻧﺪاﺷﺖ… ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ… اﮔﺮ روزی رﻓﺘﻢ… ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺮاﯾﺘﺎن آﻗﺎ… ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ… ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ… ﻣﻨﺘﻈﺮت ﺧﻮاﻫﻢ ﻣﺎﻧﺪﺣﻀﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻫﻢ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﻭﺯِ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺍﺷﮏ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﯾﺨﺖ.ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺒﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ …

ادامه نوشته »

رسم زمانه – ۱۴

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود این روزاها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!!!!!کم کم دارم معروف میشم خدا میدونه تنها دختری که الان تو ایران نه مدله نه خواننده منم والا!!کم کم ز یادم میروی این روزگار و رسم اوست. این جمله را با تلخی اش …

ادامه نوشته »