خانه / عاشقانه جدید / پایان رابطه

پایان رابطه

تــو میگذری .. زمان .. میــگـــــذرد !.. …… چه کنم با دلــــی .. که از تو .. توان گذشتنش .. نیست !!

——— ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺍﻱ ﺁﻣﺪ . . .
—————– ﻋﺸﻘﻲ ﺩﺍﺩ . . .
———————– ﻧﻔﺴﻲ ﮔﺮﻓﺖ . . .
——— ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ ﺭﻓﺖ ——–
قسم میخورم
بعد از
تو
گیتار هم
آغوشم بود
و باران
دستی
برای
پاک کردن
اشک هایم…
ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
ﺑﺮﺍﯼِ ﺷﺐﻫﺎﺕ ﻗﺼّﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺼﻪﻫﺎ ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ
ﺩﻟﯿﻞِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ
ﺷﺮﯾﮏِ ﺑﻐﺾﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
ﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ
ﺑﻪ ﻃﺮﺯِ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﮐﺸﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﺟﺰ ﺩﺭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺗﻮ
ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ … ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ …✘
ای عاشق ها!
هیچوقت بیش از حد عاشق نباشید!
بیش از حد اعتماد نکنید!
و بیش از حد محبت نکنید!
چون همین “بیش از حد” به تو بیش از حد آسیب خواهند رساند
با کسی که دوستش داری فیلم نبین … آهنگ گوش نده … به پیاده روی نرو … خاطره نساز !!! … وقت نبودنش می فهمی که چی میگم
ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻗﺴﻢ

ﮐﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ
.
ﻧﻤﻴﮕﺬﺭﺩ ) ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻗﺴﻢ
.
ﮐﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ
.
ﻧﻤﻴﮕﺬﺭﺩ )

از آنجایى شروع شد که براى اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد…
آن نگاه، گرماى مطبوعى داشت…
روح منجمدم آرام آرام شروع کرد به زنده شدن..
عکسى از چشمانت را بر دیوار قلبم آویزان کردم!..تا روحم به زنده ماندن ادامه دهد..
دستانم را گرفتى…چشمانم را بستم..
گفتى تا آخر مى مانى…من هم باور کردم..
نگاهى به قلبم انداختم…دیگر زخمى، نمى دیدم…آرى قلبم داشت التیام مى یافت…
دوباره به چشمان آتشینت خیره شدم..
این بار خودم را مى توانستم ببینم
اما تنها نبودم…تو را کنارم مى دیدم..
عشق پاک و خالصانه ات رو مى توانستم ببینم…زندگى و آینده ام را همه و همه را در چشمانت دیدم…
شبنم اشک بر روى لبخندم نشست..
از آن لحظه به بعد چشمانم جز توکسى را ندید…قلبم جز تو نخواست…
وجودت وجودم را فرا گرفته…لحظه اى از من جدا نیستى..
هر جا را نگاه مى کنم تو را مى بینم..لحظه اى از من دور نیستى..
با من بمان تا زیبایى هاى دنیا را نشانت دهم..
با من بمان تا باهم به اوج برسیم!
بگذار عقربه ها جلو بروند تا عشقم را به تو ثابت کنم!
عشقی که به تو دارم صادقانه عاشقانه است
اى جاودانه ى من عاشقت خواهم ماند تا به قیامت…♥
shayad rozi dobare kenare khoshbakhti ha montazer amadanat basham va to baz ham dir koni
گفتند عشق هر دردی را درمان میکند…عاشق شدم…حال او رفته است و از همان عشق هزاران هزار درد بع سراغم آمده…
بی تو مهتاب دگر تاب ندارم/
شب آرام ندارم؛
کمی از غصه هایم یاد بگیر…

که وقتی بودی با فکر رفتنت

و وقتی رفتی با فکر برنگشتنت

همراه من ماند!!

کاش عشقم می دانست باچه شوقی اشک هایم رادرتاریکی شب به خاطرش برگونه هایم میریختم،کاش میدانست هرشب برایش چه آرزوهایی میکردم ،کاش می دانست چه تلاشی به خاطر ساختن زندگی زیبا برایش میکردم ،کاش می دانست جانم دردست اوست،کاش می دانست به هردری میزدم تااورا یک لحظه ازدور ببینم،کاش می دانست بارفتنش داغون میشم ،شاید اگر می دانست مرا اینگونه ساده رها نمیکرد!شاید شاید شاید
ﻓــــــــﻼﺳـﻔـــﻪ ﺩﺭﺑــــﺎﺭﻩ ﻋـﺸـــﻖ ﺧـﯿـﻠـــــﯽ ﺣـــــﺮﻓـﻬــﺎ ﺯﺩﻧـــﺪ
ﺍﻣــــﺎ ﻣـﻨـﻄــــﻖ ﻫـﯿـــﭻ ﮐـــﺪﺍﻣـﺸــﺎﻥ ﺑــﻪ ﭘـــﺎﯼ ﻣـﻨـﻄـــﻖ ﺗــــﻮ
ﻧـــﺮﺳـــﯿـﺪ
ﺭﻓـﺘـــﯽ ﻭ ﮔـﻔـﺘــــﯽ : ﻫـﻤـﯿــــﻨــﻪ ﮐـــﻪ ﻫـﺴـــﺖ ..
ﺍﮔﺮ ﺭﻓﺘﻨَﺖ ﻣَﺮﺍ ﻧﮑُﺸﺪ . . .

ﺧﺎﻃﺮﺍﺗَﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐُﺸﺖ . . . !

دﻟﻢ از ﻋﺸﻖ ﺳﻬﻢ ﮐﻤﻲ داﺷﺖ / ﺑﺮاﯾﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮدن ﻋﺎﻟﻤﻲ داﺷﺖ
رفت بی آنکه مرا به خدا بسپارد!
نمیدانم خدا را فراموش کرد یا مرا!!!
بـه ســــادگی ” رفـــت

بـه ســــادگی ” رفـــت !!

بـه ســـادگی بخشیــدم !!!

حـــالا مـــانــده ام چگـــونــه بــدون او ” بــه سادگی ” زندگی کنم !!!

❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

دیگر ملالی نیست جز نداشتنت، نخواستنت، راندنت، باختنت، رفتنت، نماندنت؛ با او وهزاران اویِ دیگر بودنت، بدون مکث پاسخ منفی دادنت وعشقی نیست جز عشق به چشمانِ نازِ تا ابد روشنت، این را برایت نوشته بودم باز هم مینویسم؛ هرستاره شبیست که از تو دورم وآسمان چه پرستاره است.
خوشحالم که به نامه هایم آنقدر بها دادی که از کنارشان بی تفاوت رد نشدی وآنها را پاره کردی.
نه کنار من نشستی، نه غمی رو چاره کردی
آخرسرم نخوانده، نامه هامو پاره کردی
نمیخواهم برگردی،این را به همه گفته ام حتی به تو به خودم…اما نمیدانم چرا هنوز برای آمدنت فال میگیرم!
بدیات خوبیاتو از یادم برد.
چه شبا که از دوریتو شب خوابم برد
کارهای زشتت آبرومو جلو عالم برد
چه ضربه هایی از تو این دل ساده ام خورد.
“من عاشقت بودم دقیقا برعکس تو”
مانده ام
چگونه تو را فراموش کنم
اگر تورا فراموش کنم
باید
سال هایی را که باتو بوده ام فراموش کنم
دریا را فراموش کنم
وکافه های غروب را
باران را
اسب وجاده ها را
باید دنیا را
زندگی را
وخودم را نیز فراموش کنم
تو باهمه چیزدرامیخته ای…✔
بهانه نگیرزبان نفهم
دلم را میگویم…… آخر تو را از کجا برایش بیاورم……؟
بـرای ِ فرامـوش کردنـَـت ، هـر شـَب آرزوی ِ آلــزایمـر مـی کنـَم .

خــوش بـه حــال ِ تــو ،

کــه وقتــی ” او ” آمـــد ؛ بـدون ِ هیــچ دردِســَری ،

فرامــوشـــَم کــَردی …!

ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺁﻩ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﻢ ﻭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﻡ ﻭ ﻓﺤﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ..
ﻧــــﻪ ﻧـــﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ! ﭼﻪ ﺑﺪ ..
“هست” را اگر قدر ندانی “بود” میشود
چه تلخ است که “هست” کسی “بود” شود
دست از من کشیده خیال با تو بودن/تو هم بکش نگاتو از سر چشمای من/سیرم از اون نگاهات/بازی قهر چشمات/سر اومده صبر من ….
ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﻱ ﺧﻮﺩﺕ
ﺑﺎﻳﺪ ﺟﺎﺕ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻨﻲ
ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﻴﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﻴﺸﻦ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ
ﻭﻟﻲ ﺑﺪﻭﻥ
ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ
ﻳﻪ ﺟﺎﻳﻲ
ﺑﺪﺟﻮﺭﻱ ﻳﺎﺩﺕ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﻦ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻳﺮ ﺷﺪﻩ
من دیگر بی خود شده ام
دیگر دستانم بی حس شده اند
پاهایم بی رمق
بی میل نسبت به او
من همه چیزم را دادم به یک دوست داشتن.
باورم نمیشود که چرا جانم را نخواستی.فهمیدم میخواهی زورم دهی.بخاطر نرسیدن ب عشق اولت
چه انتقامی
این روزهابرد با کسی است که بی رحم باشد،ازدلت که مایه بگذاری سوخته ای..
. یــه جــــایــی هستـــــ…..
……………………….. وقتــــــی رسیــــــــــــدی….!!
… جـــای خـــالــیـیَــش را…
……………………….. هیــــــچ چیــــــز پُـــــر نمیکـــــند…
.. حــــتی بــادبــادکــها…!
با ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﺮﺩﻡ

ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺧﺘﻢ … !!!

ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻣﺜﻞ ﻳﮏ ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻣﻲ ﺭﺳــــﺪ
ﻭﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﻫﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ
ﭼﺮﺍ ﻏﻤﮕﻴﻨﻲ ؟
ﺍﻳﻦ ﺭﺳﻢ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖ
به چه میخندی تو؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟؟
خنده دار است…بخند…
مات شدم
از رفتنت!
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!
اگر روزى با خوبان نشستى,دلم رانقد کردى…
بگو بى کس بود اما کسى را بى کس نکرد…
دل شکسته بود,اما بى انصاف نباش,بگو دل کسى را نشکست…✔
تعجب نکن که مدتها بعدرفتنت هنوز عاشقتم…اون روزها که بهم درس عشق میدادى,فصل رفتن و جا انداختى…..
پذیرفتم شکست عشق را/من پذیرفتم که عشق افسانه است /این دل درد آشنا دیوانه است/میروم از رفتن من شاد باش/از عذاب دیدنم آزاد باش/گرچه تو تنها تر ازمن میشوی/آرزو دارم ولی عاشق شوی/آرزو دارم بفهمی درد را/تلخی برخورد های سرد را.
تا آخر ِ عمر
درگیر ِ من خواهی بود!!!
و تظاهر می کنی
نیستی،
مقایسه، تو را از پا در خواهد آورد،
من می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام…
……..
“تو”
دیگر
فراموشم نخواهى کرد…✔
من آنقدر با وسعت نبودن تو
زیسته ام….
که دیگر آمدنت ,دردی از من دوا نمیکند .
نیا!
مدتهاست که بجای تو ….
با جای تو انس گرفته ام …
تنت بوی غریبه می دهد
و گرنه سگ های محله بیخودی پارس نمی کنند . . . !
ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ ……………ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻡ
ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝ
ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ …………ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﯼ ………….. ﻡﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻡ
ﺗﻮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ
ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ………………ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ
ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﻣﻦ ﺍﺯ …………… ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ …….. ﺗﺎ ……. ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﭼﻘﺪﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺳﺖ !!!
ﻫﯽ ﻓﻼﻧﯽ!
ﻫﯽ ﻓﻼﻧﯽ!
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ …
ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭ …
ﻓﻘﻂ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﺯﺩ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﯼ …
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ …
ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ !
ﻋﻄﺮ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ
ﻟﻢ ﺩﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﺣﺘﯽ ، ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯽ؟
ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻤـــﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﺩ ﻭﻟﯿﮑــﻦ …
ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻓﮑـــﺮ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ؛
ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !..
آهای تو
وقتی هستم قدرم رانمی دانی!!!
پس چرارفتنم رانامردی میخوانی?!?!
نمی دانم، نمی دانم هنگامی که می رفتی صدای هق هق گریه کردنم را می شنیدی آن گاه
که از رفتنت دلم به چشمانم فرمان باریدن داد.
نمی دانم هنگام رفتنت به یاد نیاوردی که شاید در یک گوشه از این دنیا قلبی باشد که
روزی آن را تصرف کرده بودی.
نمی دانم شاید فراموش کرده بودی، شاید فراموش کرده بودی آن غم ها را، آن شادی ها
را، آن هیاهو را، آن گریه ها را.
شاید آن نگاه هایی را که از عشق به هم گره میخوردند فراموش کرده بودی.
شاید تو عشق را فراموش کرده بودی.
هنوز جای بوسه هایت را روی گونه هایم احساس می کنم.
هنوز عطر نفس هایت را وقتی در آغوشم بودی احساس می کنم.
هنوز …
لحظه ی رفتنت انگار همه ی غم ها را در قلب من ریختند. انگار کشتی عشقم در ساحل
تنهایی هایم لنگر انداخت.
پس با تمام وجود فریاد میزنم که تنهای تنهایم
اشکای عاشقانه بدرقه ی وجودت
قربون اشک چشمات برو خدا به همرات
تو بغض سرد بارون منو به غم سپردی
قلبم میون دستات برو خدا به همرات
برو خدا به همرات
باز تویی که شبانه ب کابوسم می آیی.
حتی در خواب دست از روح شکسته ام نیز برنمیداری!
بگذار و برو
من احتیاجی به نصیحت هایت ندارم.
خدا خودش میدانست که تو چه حیوانی هستی
خدایا هزاران بار شکرت
تازه میفهمم آزادی چیست
تا آخر عمر مدیونی…. به کسی که باعث شدی…. بعد از تو عاشق هیشکی نشه….
درد دارد
امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی
با کسی که
تا دیروز تمام حرف هایت را فقــط به او می گفتی
بیا…بنشین…شب آسمان را ببین و ب یاد بیاور…
روزگاری ماه آسمانت بودم…چ زود صبح رسید و خورشید در آسمانت درخشید…
اهاى تویى که دارى جاى منو میگیرى یادت باشه:کم حوصله است…
شاید به ظاهر جدى باشه ولى قلب مهربونى داره…
بدقول نیست اما گاهى گرفتار است…
تو دار است…
خسته که باشه بهتره تنهاش بذارى…
اگه بخواد باهات حرف بزنه خودش میگه…او همه چیزِ من است حق ندارى اذیتش کنى…!!!
بیزاری من از زندگی تنها برای آن است که تو شیرازه نیک بختی مرا ازهم گسستی,,,
اززندگی دردهاکشیدم ازدردهادرسهاآموختم ولی یادنگرفتم خوبان رافراموش کنم
یادم هست؟؟
روزی پرسید این جاده به کجا میرود؟؟و من سکوت کردم…
دید!!جاده جایی نرفت…آنکه رفت خودش بود…
اگر واقعا دوستم داشتی. منو با اغوش سردت نمیکشتی.
گوش هایم کر شد از فریاد های دروغت…

هر جا رفتم به هر کی که رسیدم ازم پرسیدن جریان چی بود که او رفت ، گفتم او برید و من نتوانستم بدوزم ، همه ی قصه همین بود . . . !!!
ﮔﻔﺖ “ﺳﻪ , ﺩﻭ , ﯾﮏ ” ……. ﻭ” ﮐﺎﺕ ”

ﺭﻓﺖ !!!!

ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻓﺖ !!!

ﺻﺪﺍﺵ ﺭﻓﺖ !!!

ﻗﻠﺒﺸﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﺭﻓﺖ !!

ﻭﻟﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻣﻌﮑﻮﺱ ” ﻗﻠﺐ “ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﺵ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ …

” ﺑﯽ ﻣﻌﺮﻓﺖ”

ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ “ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺘﻢ ” ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ
ﺣﻮﺩﺕ ﻣﯿﺒﺮﺩﯼ !!

ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﺎﺗﭙﺶ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ؟؟؟ !!!

به خوابم بیا….
و مراقب خوابهایم باش
تو که می روی
من که میخوابم
کابوس هایم بیدار می شوند

وقتى مىروى روحم هم از وجودم پر مىگیرد… ♡کاش بدانى نبودنت چه زخمى است بر روح خیالم……♡
میخوای برنگردی برنگرد. . .!!!!
اما بدان ترکیب اتاقمان همانگونه است. . .
هنوز بالش تو قالب سر تو را نشان می دهد و بوی تو را دارد. . .
تنها چیزی که فرق کرده. . .
نبودن تو و طعم حسرت من است
ﻣﻦ ﺑــــــــــــــــــــــﻲ ﺗﻮ …
ﺷﻌـــــــــــــــــــــﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ …
ﺗﻮ ﺑﻲ ﻣــــــــــــــــــــﻦ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﮐﺮﺩ … ؟
ﺍﺻـــــــــــــﻻ ﻳﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﻴـــــــــــــﺳﺘﻢ ….. ؟
از دیروز به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم ولی افسوس ! افسوس که تو به فرداها سفر کردی .
.
ﮔـــﺎﻫــــــــﯽ ﺍﯾﻨـﻘـــــــﺪﺭ ﺑـــﺪ ﻣﯽ ﺷﮑـــﻨﻢ
ﮐﻪ ﺟﺰ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﻢ ﺭﺍﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ …
غـــــرورم محـــکَم تـَر از اــــین حـرف هآ بــود

امــآ زلـزلـ ه ی رفتــــَنِ تــو

فــرو ریخـــت تمـــآمِ ستــــون هآیِ دلـــم رآ .

.گفتی بازی برد و باخت دارد …ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم ؛ من با تو زندگی کردم
من شکستن نمیدانم ،
ولی هر کس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود
دلم را، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را..دلم را با نگاه سردش..و
کمرم را.. با رفتنش
شبی تو هر لحظه ی من .. شکست بی صدا بوداین خنده ها دروغه .. بی تو شادی کجا بود!!!✔
…من بدم….
تو خوب باش
دیگر سراغم را نگیر
خودم را جایی در این زندگی گم کرده ام
دنبالم نگرد… پیدایم نمیکنی
…نفس بکش
به جای من هم اگر توانستی مهربانی کن
و بعد از من، شبها به ستاره ام لبخند بزن
و ماه که کامل شد، از جانب من آرزویی کن
خودت هم منت بر سرم بگذار
و فراموش کن که زمانی بوده ام
خودم نیز، چنین خواهم کرد…..
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﺕ ﻣﯿﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﻭ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺩﻟﻢ ﺑﺎﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﺍﺭﻩ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﺎﺩ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﭼﺮﺍ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯽﮐ ﻭ ﯽﭼ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺷﮑﺴﺘﯽ
ﭼﺮﺍ ﺗﯿﺸﻪ ﺯﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ
ﭼﺮﺍ …
ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺍﺯﯾﻦ ﺍﺑﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺟﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ
با…
هر…
کس…
ساختم…
باختم!!!!!!
.
ﺭﻓـــﺘــــﻨــــــﯽ ﺷــﺪﯼ ، ﭘـــــﺲ ﺯﻭﺩﺗـــﺮ ﺑــــــﺮﻭ .
ﺩﺭِ ﺩﻟــــﻢ ﺭﺍ ﻫــــﻢ ﭘــﺸـﺖ ﺳـﺮﺕ ﺑـــﺒـــﻨـــﺪ .
ﺍﯾـــﻦ ﺩﻝ ﺗـــﺎ ﺍﺑــــﺪ ﺧـﺎﻧـــﻪ ﯼ ﻋـــﺸـﻖ ﺗــــﻮ ﺧـﻮﺍﻫـــﺪ
ﻣـــﺎﻧــﺪ ،
ﭼــــﻪ ﺑـــﺎﺷـﯽ ﻭ ﭼـــﻪ ﻧـﺒـــﺎﺷـﯽ . .
با مداد رنگی هایم آمدنت را نقاشی میکنم وجاده سفید رفتنت را خط خطی.
بی احساس بـــــودی…
بهتــــــرکه تمام شد…
بودنت مثل فیلترسیگاری بودکه بایددور انداخت…
رفتم, مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ,راهی جز گریز برایم نمانده بود
بدنت بوی سادگی ،
پاکی نمی دهد!

ولی…
نمی دانم جرا اصرار به
فرشته بودن داری …!!

-!…ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮد ﻋﺠﯿﺒﯽ اﺳﺖ اﯾﻦ اﻧﺴﺎن …وﻗﺘﯽ ﺻﺪاﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮد …وﻗﺘﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ روی، ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﺪ .وﻗﺘﯽ دوﺳﺘﺶ داری، ﺑﻪ ﻓﮑﺮت ﻧﯿﺴﺖ …اﻣﺎ …وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺷﻨﻮد ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﺻﺪاﯾﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ …وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ در راﻩ اﻓﺘﺎدﻩ ای ..وﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮت ﻫﺴﺖ، ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
*ﻣﻦ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ

ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻣﻤﻜﻦ ﺷﺪ…

ﺑﺎﻭﺭﺵ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ*

اونقده بهم زنگ زد تا خسته شد اونقده بهش بی محلی کردم دلشو شکوندم الان دیگه نه زنگ میزنه نه اس میده مواظب عشقتون باشید دلشو نشکنید
ترکت کرده؟؟
شبها به یادش گریه میکنی؟؟
ناراحت نباش.
یه روز تو تنها آرزوی زندگیش میشی♥♥
ازحساب وکتاب بازارعشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمیدانم چگونه میشود هربارکه تو بی دلیل ترکم میکنی،من بدهکارمیشوم
از کنارم نرو…نیستی ات نیستم میکند!
رفتـــــنت …
چـــنان ” قیامــــــتی ” بــر پا کـــرد
کــه به قیـــــامت خــــدا طعـــنه زد…!!!
تقصیر تو نیست!
همیشه همین گونه بوده،
“برو”
اما من پشت سرت دست نه …
دل تکان میدهم!
باختـــ ـن را وقتے آموختــ ـم که…
عشقــ ـم با مــ ـن مثل رقیــ ـبش رفتار کرد نه.. .
یـــ ـارش…
مــ ـن باختــ ـم به خودم …
بــ ـه همه ے سادگے هــ ـام!!!
از تو نخواهم گذشت،
به این دلیل
ک خوبی ها
برای انحصار تو
نبرد می کنند…
تمام این چند سال و اندی عمرم،
به کنار…
من فقط؛
ب اندازه همان صدم های
ثانیه ای ک…
در هوای عطر آغوشت نفس کشیدم؛
زندگی کردم!!
از این ب بعد مراقب “بوسه”هایت باش گلم…
مراقب”نوازش”هایی ک میشوی باش گلم…
مراقب باش،مراقب”دلت”باش ک زود ترک بر میدارد
من مردمان این شهر را میشناسم،با دل نازک مدارا نمیکنند
دل نداده تن میخواهند ازت!
گفتم مبادا دل نداده تن بدهی
گلم مراقب خودت باش،من مراقب خاطره هامون هستم!
بایدقماربازباشی تابفهمی فرق است بین باختن و بدباختن
من دلم رابدباختم!
قول داد تا آخر دنیا بماند،
سر قولش هم ماند،
همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود…
قدر لحظه های با تو بودن را حالا میفهمم , حالا که با یادت زندگی میکنم…
حالا که جز رخت خاطراتت هیچ چیزی روی بند دلم نمانده..
ﭼﻪ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ :
ﻋﻼﻗﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺷﻮﺩ ..
ﻋﺎﺩﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﺷﻮﺩ …
ﺑﺎﻭﺭﯼ ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺷﻮﺩ ……
ﻭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﺷﻮﺩ
میگویی “مواظب خودت باش”

عشق من

اگر برایت مهم بودم

رهایم نمیکردی. . .

ﻣﯽ ﺷﻤﺎﺭﻡ
ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺗـــﻮ ….
ﻭﻗﺘﯽ
ﺁﻭﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ،
ﺟﻨﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،،
ﺑﺮ ﺳـــﺮﻡ …
ﺧﺮﺍﺏ ﺗﺮ ﺍﺯﯾﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ …
.گفتی : “منو فراموش کن”
اما بپرس “ارزش به یاد موندنو داری؟؟؟”
باران نبار ؛ عاشقانه اش نکن !! من و او ما نشدیم …..
آن زمان که میتوانستیم برای هم باشیم واسه همدیگه ناز میکردیم حالا که نمیتونیم برا همدیگه باشیم بایدم با حسرت همدیگرو نگاه کنیم
با رفتنت تنها من از دست دادم و تو به دست آوردی “دیگری”را…
بی تعارف بگویم!

حماقت است اگر فکر کنی با پاک کردن شماره ش

خودش هم از دلت پاک میشود. . . . ! (︶︿︶)

به خاطر خاطره هایت…
خاطرت در خاطرم
خاطره انکیزترین خاطره هاست…
برو نمیخوام ببینی خونه من خالی شده/همدم من به جایه تو دیوار پوشالی شده/اون که می گفت می مرد برات دیدی راست راسی مرد/رفت همه خاطراتشم به خاطرت ورداشت و برد…
ای شرم
ای کبود
تنها برای مردمک چشمهای اوست
گر می پرستمت…
گفتی میروم چون دوستت دارم….
نامرد اگر دوستم داشتی مرا با سنگینی این همه خاطره و عشق تنها نمیگذاشتی….
کمرم میشکند حداقل نصفش را با خودت میبردی….
بهم میگفتن عاشق شم.میگفتن عشق یعنی زندگی،میگفتن اگه عاشق نباشی یعنی مردی،ولی نگفتن وقتی عاشق شدی دیگه نمیتونی ازش دل بکنی،نگفتن وقتی نگات میکنه با چشماش اتیشت میزنه،نگفتن وقتی گریه میکنی بی تفاوته،نگفتن میذاره میره،بهم نگفتن دیگه نمیتونی فراموشش کنی؟
بس که صدا نزدی نامم را، “جانم” را که برایت کنار گذاشته بودم گندید…
بگذار که درها همگی بسته بمانند وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست!
چشمانم غرق در اشکهایم شده ….
دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…
ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ!

ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺗﻮ…

ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺟﺎﻧﻤﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﺴﺎﺯﻡ…!

.

.

باختم درعشق اما باختن تقدیرنیست ,ساختم بادرد تنهایى مگر تقدیر چیست,خسته ام ازاین زندان که نامش زندگیست,پس قشنگى هاى دنیا دست کیست.؟
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه..
تقصیرازمن بود..
بس که گفتم غلامتم،
باور کرد..مرا فروخت..!
ﺧﻠﻮﺕ ﮔﺰﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﻦ،ﺍﯼ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺪﺍﻳﻲ
ﺍﺷﮑﻢ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻦ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺪﺍﻳﻲ
ﺗﺎ ﮐﯽ ﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﻤﻊ ها
ﺑﺴﻮﺯﻡ
ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﺷﺪ ﺁﺑﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺪﺍﻳﻲ
درسته قسمتم اینه ولی عشقت نمی میره، بدون هرگز کسی جاتو، توی قلبم نمی گیره…
این روزها روح و روانم به شدت افسرده است!
غم دوریت از یک سو،
غم نداشتنت از سوی دیگر،
اما دلیل آشفتگیم فرای این ماجراهاست!
ترس از دلدادگیت به دیگری مرا پریشان کرده است….!!!
دلم میخواد بر آخرین بار کنارت باشم،برا آخرین بار عشقم تو را در آغوش بگیرم،برا آخرین بار عشقم ذول بزنم توچشمات،برا آخرین بار التماس میکنم نرو،
بـــهم گفت که دوســـتم داره
بـــهم گفت مـــنو مـــیخواد
بـــهم گفت اگه پاش باشه ته ِحادثه مـــیاد
بـــهم گفت که نفس هاشم اگه باشم مـــیمونه
بهم گفت شور بودن رو توی نگام مـــیخونه
دروغ گفت …دروغ گفت …….✔
نمی دانم کجا ؟ تا کی ؟ برای چه ؟ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد بر من همان باران شبانه عاشقانه !‏‬ ✔
ﺭﻓﺖ …
ﺑﯽ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣــــــــــــــﺮﺍ ﺑﻪ ﺧــــــــــﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭﺩ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻤــــ ـــ ــ
ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﯾــــــــــــﺎ
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ …
اگــر بــازهــم گـــذرت بــه دیــار مــن افــتــاد، لــحــظــه ای بــه پــنـــجــره نــیــمــه بــاز خـــانـــه ام رو کـــن شـــــایـــــــد هـــــنـــــوز چــشـــم بـــراهـــت بـــاشـــم..

همیشه از همان ابتدای اشناییمان در هراس چنین روزی بودم وکابوس خداحافظی را میدیدم اکنون که شد انچه نباید میشد…خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ
به عکسم خیره میشه میگه سخته نمیشه…جدایی تاهمیشه
پر از درد صبوری چه سخته تلخه دوری…
میخوام یادش بره اما چجوری؟!….
این که می کشم دردبی اوبودن نیست تاوان بااوبودن است دعا نمی کنم برگردد شایدهمانی نباشدکه رفته بود تقصیراونیست اوبنده ای بیش نبودمن خدایش ساختم…

اصـــــلا به روی خـــودم هـــــم نمی آورم که نیـــستی هـــــر روز صبـــــح شـــماره ات را مےگـــیرم زنـــــی می گوید: دســتگــاه مشـــترک … حرفــــش را قــطــع مےکنم صدایـــت چرا انقـــدر عـــوض شـــده عزیـــزم؟ خوبی؟ ســــرما که نخورده ای؟ مے دانی دلـــم چقـــدر بـــرایـــت تنـــگ شـــده است؟ چنـــد ثانیــه ای ســـکوت مے کنم من هـم خـــوبم مزاحــمت نمے شوم اصـــلا به روی خـــودم هـــم نمے آورم کـه نیــســتی !
ازوقتی که نیستی.خدامی داند,چقدرآب به صورتم پاشیدم…لعنتی…این کابوس اینقدرواقعی است که ازخواب بیدارنمی شوم..
با اینکه نبودت مرگمه و عذابم میده دلتنگی . . .
نمیخوام که با عشق من سیاه شه دنیای رنگیت
اگه خالی میشه عقدت بزار خالی بشه پشتم . . .
دلم خوش بود به لبخندت که اونم توی خاطرم کشتم !
گفت سلام …
گفتم سلام…
گفت با من میمانی،گفتم تو چطور ،گفت میمانم…
روز ها سپری شد ،روزی عزم رفتن کرد،گفتم تو که گفته بودی میمانی،گفت نمیتوانم،،،قول ماندن به دیگری داده ام باید بروم …
ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﺸﻮ!
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ… ﺳﻪ ﺑﺎﺭﻩ… ﻧﻪ!
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺰﺍﺭﻣﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﻮﻡ
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺷﻌﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺳﺮﺍﯾﻢ ﻭ
ﺩﻝ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﮐﺞ ﻭ ﻣﻌﻮﺝ ﻣﯽ
ﮐﺸﻢ
ﭼﻮﻥ ﺩﺍﻍ ﺷﻮﻕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ
ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ !
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺷﻌﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ …
ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻤﺶ ﻭ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ.. –
ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ- ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ..
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺮﺕ
ﻭ ﭘﻼﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺗﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ!
ﺩﻟﻢ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﺣﻤﻖ ﻧﯿﺴﺖ،ﭼﻮﻥ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ
ﺷﺪﻩ!
ﻣﻨﻄﻖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ: “ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ “..
هنگام رفتنت …
چه بغضی داشت چمدانت
کاش می ترکید….
بی تــــــــــــــو . . .

با آمدنِ پاییز . . .

زرد می شَوَم . . .

به خاطراتت بگو اینقدر توی دست و پای من نباشند… دیروز یکبار دیگر جلوی همان نیمکت همیشگی زمین خوردم…
سرگذشت غم هجران تو گفتم باشمع ، انقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد.
– — — —- —– —— —— —– —- — — –
ﻫـَﻤــﻪ ﺑـﺪﻫﮯ ﻫﺎﯾـــَﻢ ﺭﺍ ﻫــَﻢ ﮐـِـﻪ ﺻــﺂﻓــ ﮐـُـﻨـﻢ
ﺑــﻪ ” ﺩﻝ ﺧــﻮﺩ ” ﻣــﺪﯾـﻮﻥ ﻣﮯﻣــﺂﻧﻢ…
ﺑــﺮﺍﯼ ﺗﻤـﺎﻡ
“ﺩﻟــﻢ ﻣﮯﺧﻮﺍﺳـــﺖ” ﻫﺎﮮ
ﺑﮯ ﺟﻮﺍﺏ ﻣــﺎﻧـﺪﻩ ﺍﺵ !!
اﺭﺍﻡ ﻣﯽ‌ﺭﻭﻡ… ﺍﻧﭽﻨﺎﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ندانی ﮐﯿ ﺭﻓﺘﻪ ام… ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﺮﺍ میبینی… ﺍﻧﭽﻨﺎﻥ ﺳﺨﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻣﺎ ﮐﻪ… ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻨﻢ را فراموش ﻧﮑﻨﯽ…
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻡ ! ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎﺗﻢ ﺭﻭ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ
ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ..
با همه ی وجودت دلتنگشی ، شماره اش رو هم میگیری اما دکمه ی سبز رو فشار نمیدی چون میدونی اون خیلی پیش از این حرفا فراموشت کرده !!!
یکــ ، دو ، ســـه ، چـهار و … را شمــردم تــک تــک آهسـتـه بــه دنبــال تــو رفتـم بـا شـــکــ وقتــی بـزرگتــر شــدم فهمیــدم تمرین جداییســـت بـــازی ِقایم موشکــــ…!!!
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧے ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘہ ﮐﺴے ﺭﻭ ﮐہ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭے!
ﺑﺮﻩ ﻭ ﻧﺘﻮﻧے ﮐﺎﺭے ﺑﮑﻨے ﮐہ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ…
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧے ﻭﻗﺘے ﺷﺐ ﻣﯿﺸہ ﺗﻤﺎﻡ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﺖ، ﻋﯿﻦ ﻓﯿﻠﻤے ﮐہ ﺁﺧﺮﺵ ﺑہ ﮔﺮﯾہ ﺧﺘﻢ ﺑﺸہ ﻭ ﺑے ﺻﺪﺍ ﭘﺘﻮﺗﻮ ﮔﺎﺯ ﺑﮕﯿﺮے ﮐہ ﮐﺴے ﺩﺭﺩﺗﻮ ﻧﺸﻨﻮﻩ…..
گرچه تلخ رهایم کردی

گرچه کوهی از نیشخند پشت سرم ساختی

گرچه دلم شکست و دیگر دل نیست

اما یاد خاطراتت برایم شیرین ترین لحظات را می سازد…

ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؟
ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎ
ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺸﺐ
ﺁﺳﻤﺎﻧﻢ ﺍﺑﺮﯼ ﺳﺖ
ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﺧﺪﺍ …
بعضیا می زارن میرن
اما نه کاملا
هر از گاهی بر می گردن
ببینن تو هنوزم از رفتنشون داغونی یا نه.
اگه داغون باشی کاری به کارت ندارن
اما اگه خوب باشی چنان داغونت می کنن که تا چندین سال بعد رفتنشونم نتونی خودتو بشناسى…✔
باران از راه رسید ،عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند،پاییز عشقم از راه رسید،آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست…
اگرمانده بودی ترا تا به عرش خدا میرسوندم
اگرمانده بودی ترا تادل قصه ها میکشوندم
اگرباتو بودم به شبهای غربت ، که تنها نبودم
اگر مانده بودی زتو می نوشتم،ترا می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم،زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سنگین غربت ،با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته،مانده بودی اگربال و پر داشت
باتوبیمی نبودش زطوفان،مانده بودی اگر همسفر داشت
هستیم را به اتش کشیدی ،سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل ارزویت اگر بود،مانده بودی اگر می شنیدی
باتوو عشق تو زنده بودم،بعد تو من خودم هم نبودم
بعدتو من خودم هم نبودم،بهترین شعر هستی رو باتو
مانده بودی اگر می سرودم، مانده بودی اگر می سرودم
ﺁﻧــﻘﺪﺭ ﺩﺳــﺘﺎﻥ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ،
ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﮔــﺬﺍﺷﺘﯽ ﮐﻪ …ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺭﻓــﺘﻢ!!!
امان از دربه دری
در به دری ب بیرون اندوختن از خانه نیس
همین که از قلب دیگری رفتی,
در به دری
بعد از رفتنت
آرام شده ام
مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ هایش راباد برده باشد!

تقصیر ” او ” نیست من نیز وقتی در آغوش تو بودم میلی به ترک کردن آغوشت نداشتم…!
یادته اون شبارو؟
عاشقانه هامونو؟
یواشکی هامونو؟
یادته بی شب بخیر خوابمون نمیبرد؟
یادته شبا که از خواب میپریدم
تورو صدا میزدم؟
یادته میگفتم از تاریکی میترسم
و تو میگفتی نترس من هستم؟
یادته دوست دارماتو آروم دم گوشم میگفتی؟
خاطره هامونو یادته؟
تاحالا فکر کردی چرا رفتی؟
چیشد که رفتی؟
من و تو که جونمونو واسه هم میدادیم
چی شد جدا شدیم؟
چیشد که بی شب بخیر من خوابت میبره؟

چیشد؟؟؟؟
. . .

بیدار شو !
من همانم که برای بودنم سالها بی خواب بودی !
رفت! تو را ب خدا سپرد .. و خودش را ب سرنوشت….!
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن / گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن!
ﺷﺎﯾﺪـ ﺍﮔـﮧ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘـِ ﺗﻮ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎטּ ﺩﺍﺷﺘﻤـ
ﺍﯾـטּ ﭼﻨﯿـטּ ﺩـﯿﻮﺍﻧــﮧ ﻭﺍﺭ ﭼﺸﻤـ ﺑــﮧ ﺭﺍﻫﺘـ ﻧﺒﻮﺩـﻤـ
ﭼـﮧ ﻟﺬﺗـﮯ ﺩﺍﺭﻩ
ﮐــﮧ ﻣﮯ ﺩـﻮﻧﻤـ ﺑﺮﻧﻤﮯ ﮔﺮﺩـﮯ ﻭ
ﻣﻨﺘﻈـﺮﺗــ ﻫﺴﺘﻤـ .
آهنگ شاد گذاشتم که غصه هامو فراموش کنم، اما… اشک مَجال نمی دهد…!!!
.. لحظه جدایی…………!
لـــحظـه ی آشــنایی….
نـــــفــــــرین بــــر دو چـــیز
از سردی نگاه ها…از دلبستگی هایه بیهوده…از عشق هایه بی روح…از دستان تو …از آغوشت دیگر در هراسم…ای تنها کسی ک زمانی همه چیزم بودی…دیگر این روز ها از تو می هراسم…تنهایم گذاشتی…دیگر ب که اعتماد کنم؟
گل به گل، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تواند
رفته ای اینک وهرسبزه وسنگ
درتمام درودشت، سوگواران تواند
رفته ای اینک، اماآیابازبرمیگردی؟
چه تمنای محالی دارم ،خنده ام میگیرد!

این همه جا تو بدنم هست حتما باید میومدی دلمو میشکوندی
ﺁﺩﻣـ ﻫـﺎ ﻣـﮯ ﺁﯾﻨـﺪ
ﺯﻧـﺪﮔـﮯ ﻣـﮯ ﮐﻨﻨـﺪ
ﻣـﮯ ﻣﯿـﺮﻧـﺪ ﻭ ﻣـﮯ ﺭﻭﻧـﺪ …

ﺍﻣـﺎ ﻓـﺎﺟﻌــﮧ ـﮯ ﺯﻧـﺪﮔـﮯ ﺗــﻮ
ﺁ ּט ﻫـﻨﮕـﺎﻣـ ﺁﻏـﺎﺯ ﻣـﮯ ﺷـﻮﺩ ﮐــﮧ ﺁﺩﻣـﮯ ﻣـﮯ ﺭﻭﺩ ﺍﻣــﺎ ﻧـﻤـﮯ
ﻣﯿـﺮﺩ!
ﻣــﮯ ﻣـــﺎﻧــﺪ
ﻭ ﻧﺒـﻮﺩﻧـﺸـ ﺩﺭ ﺑـﻮﺩ ּט ﺗـﻮ
ﭼﻨـﺎ ּט ﺗــﮧ ﻧـﺸﯿـ ּט ﻣـﮯ ﺷـﻮﺩ
ﮐــﮧ ﺗـــﻮ ﻣـﮯ ﻣﯿـﺮﮮ
فراموشت نمیکنم آنگاه که برای آخرین بار از من پرسیدی من وزندگیت یکی رو انتخاب کن ومن زندگیمو انتخاب کردم وتورفتی بی آنکه بدانی تو تموم زندگیم بودی
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪﯼ !!!
ﻭﻣﻦ …
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻬﺎﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ …
ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﯾﺎﺱ …
ﺯﯾﺮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ
بی تفاوت از کنار هم می گذریم
بی حتی هیچ سلامی…
انگار نه انگار قرار بود بی هم زنده نباشیم
عشق های دیروز
آدم های امروز
“خاکم” نکنید… دوباره “غسلم” بدهید…!
من دلم هنوز “خون” است….!
نبود … پیدا شد … آشنا شد … دوست شد … مهرشد … گرم شد

عشق شد … یار شد … تار شد … بد شد … رد شد … سرد شد

غم شد … بغض شد … اشک شد … آه شد … دور شد … گم شد…

تمام شد
تمام شد
تمام شد

این شبها

بی خواب که می شوم

به رسم قدیم

بره ها را می شمرم

با این تفاوت که هر شب

از تعداد بره ها کم میشود

به گمان گرگها هارتر شده اند

و این مرا بی خواب تر می کند

وﻗﺘﯽ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﭼﻪ اﻧﺮژی ﻋﻈﯿﻤﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻨﺘﺮل اوﻟﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ی اﺷﮏ ﺑﺮای ﻧﭽﮑﯿﺪن…!
با تمام کنار او بودَنـهآیت ” کنــآر ” می آیم…
فقط محض رضای ” خـُـدا ”
دست از سر خوابهایم بردآر …
از وقتــی که نیسـتی
خـدا می دانـد
چقــدر آب به صـورَتـم پـاشیـدم …
لعنــتی …
این کـابوس انقــدر واقعی ست
که از خواب بیــدار نمی شـوم…✔
توانی بروی قصه و رویا بشوی / راهی دورترین گوشه دنیا بشوی/من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم / من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی.
گاه بغضی غریب گلویم را میفشارد
میدانم که دیگر دلتنگ رفتنت نیستم شاید از روی دلم خجالت میکشم
که حق انتخابش را خراب کردم
کاش حق انتخاب را بخدا میدادیم بی شک بهترین را….
به قلبم سخت بخیه زدم، ضربانش را تند نکن…بخیه ها باز میشوند!
.باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !
انتظارش .انتظارم سیر کرد .آنکه میخواهد بیاید دیر کرد .تابه کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟
آمدن”رفتن”ندیدن”سوختن”
از مـــ ـــن فاصلــــ ــــﮧ بگیـــ ـــر
هـــ ـــر بــــ ــار کــــ ــــﮧ بــــ ــــﮧ مـــ ـــن نزدیکــ ــــ مــــ ــے شوــــ ــے . . .
باور مـــ ـــے کنـــ ـــم هنـــ ـــوز مــــ ــے شــــ ــود زندگـــ ــــے را دوستــ ــــ داشتـــ ـــ!

از مــ ــــن فاصلـــ ـــــﮧ بگیــ ــــر .. . .

خستــــ ــــﮧ ام . . .
خستــــ ــــﮧ ام از امیــ ــــدها ـــے کوتــــ ــاه

رابطه ام با تو تمام شده….دیگر کشش نمیدهم که به خیانت برسد…
از وقتی رفته ای دیگر دارو نمیخورم. آخر کسی نیست به وقتش داروهایم را یادآوری کند.

امروز با همه ی دنیا قهرم!
اما تو صدایم کن بر میگردم…
سادگی کودکانه ام را می بینی؟؟؟
باور کن
دگر نه لب های قرمز،تورا یادآوری میکنند
نه موهای طلایی
نه کمر های باریک
نه ران های پر
نه بوی هرزه عطرها
امروز وقتی روسپی میبینم یاد تو می افتم …
از من گله نکن وقتی تو جا خالی دادی اون بغلم کرد که زمین نخورم…
کوچه کوچ می کند از خیالِ خیابان

درست وقتی که قرار بود تو آنجا باشی

من که می دانم تو آمده بودی

کوچه رفته بود مگه نه?

آهسته گفت : خدانگهدار ،در را بست و رفت.
آدم ها چه راحت مسولیت خودشان را گردن خدا می اندازند.
رفتى و ندیدى که چه محشر کردم ،
با اشک ، تمام کوچه را تر کردم .

وقتى که شکست ، بغض تنهایى من ،
وابستگى ام را ، به تو باور کردم …

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …
گفت:
قول بده…
گفتم چه قولی؟
گفت:
که هر وقت یاد من افتادی بخندی…
رفت…
همه فکر کردن اونقدرا هم دوسش نداشتم
که فقط خندیدم…
که همش خندیدم…
بعد از تو..
دآغ نبودنت یک طرف؛ گلایه های این دل زبان نفهم هم یکطرف!
کلافه ام کرد، بس ک به منطقم مشت کوبید…؛
عشق
حدیثی است که با نگاهی آغاز میشود
بالبخندی شکل میگیرد
بابوسه اس به اوج میرسد
وباقطرات اشکی پایان میابد
اگر روزی از پیشم رفتی
امیدوارم همیشه بخندی عشق من
خدا مراقبت باشد
مانند من هیچ گاه شکسته نشی
خوشبخت بشی
هیچ وقت مثل من دلشکسته و پیر نشی
خدا به همراهت
بی تو چشم دیدن چیزهایی که با تو دیدم را ندارم…
رفتم که تو آسوده باشی عشقم.
هر لحظه در یادم بمان که من با یاد تو فقط نفس بکشم
آسودگیش پیش کش
انتقام کار من نیست…..

رهایت میکنم….

همین برایت بس است

به خاک روی قاب عکس دستی بکش ببین که گرد فراموشیت چه سرد بر پیشانیم نشسته است….
میدونم اگــــر با سکـــــوت رفــــتی…
دلــــیل بر بــــی وفــــایی نیست…

خواســـــتی صدای شکســــــتنم…

از رفتــــــــن پشیمونت نکنــــــــد…

برای چه برایـــــت
“بمیـــــــــــــــــــــرم” …؟!

وقتی میدانم
هنـــــــــــــــوز هم
برای نگاه دیگران

“تــــــــــــب”میکنی. . .

دیگر دچار توهم نمی شوم….
در کوچه های دلت گم نمی شوم
دیگر بخاطرتان شک نکن که من….
درگیر نکته ها ی مبهم نمی شوم
آه…..
دیگر عوض شده آن زود باوری….
درکم رسیده به یک جای بهتری
لیلی عوض شده …هی پرسه میزند
شاید….شاید رسیده به مجنون دیگری…
در کوچه های غزل …جار میزنم
خود را به دست غمم …دار میزنم
مبادا خیال کنی ….یک خیال خام
من باز…دست به تکرار میزنم
در پیچ آخر این راه ناتمام
فتوی عوض شده…دیدارتان حرام
بازی تمام شده..همین بود ….والسلام
بی تـــــو

به اوج نخواهم رسید

چون پیچکی که بی ستون

تا همیشه

سهمش خاک است وحسرتش

آسمــــــــــان …

از من برید و گفت کار خداست می خواهم بدانم مگر خدایه او هم خدای من نیست!!♥
واسه نگه داشتنش هرکاری کردم به هر دری زدم نشد که نشد من موندمو یه دنیا غصه
این آخرین قرار است، دیگر بی قرارت نمی شوم…
بی تعارف. . .!

بعد از تو هیچ بهاری به زیبایی ””پاییز”” نشد. . . . .

بهم گفت منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو گفتم زندگیمو منوتنها گذاشت ورفت بدون اینکه بگه چراچون نمیدونست خودش زندگیمه
همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم …….
اما من نمردم من داغون شدم …….. خیلی دلم می خواد بگم فراموشت کردم …… ولی واقعیت اینه که نمی تونم فراموشت کنم . خیلی دلم می خواد خوابتو ببینم ولی از وقتی که رفتی چشمام خیسه و خواب به چشمام نمیاد . یادته اشکامو پاک می کردی ؟؟؟؟؟؟؟
می خوام بخوابم خوابتو ببینم………اشکامو پاک می کنی ؟؟؟؟؟؟
از وقتی رفتی حتی یک بار هم
صدای ضبط شدتو گوش نکردم….اس ام اسات و که هنوز تو گوشیمه نخوندم….
نه این که دلم تنگ نشده باشه …….نه
میترسم ار خودم …از دلم …..که طاقت نیارم. …..که بمیرم.
بی تو هم می شود زندگی کرد
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر کرد
فقط
بی تو نمی شود به خواب رفت
این من ! نه زیبایم ، نه مهـربانم….نه عـاشق و نه محتاج نگاهی…!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست
فقط برای خودم هستم…خوده خودم !
صبورم و عجول!!
سنگین…سرگردان…مغرور…قـانع…
با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی را ؛
هیچ ندارم !
راهت را بگیــر و بـــــــرو ، حوالی من توقف ممنــــوع است!!!

 منو ببخش غریبه که بهت شانس آشنایی نمیدم
دیگه طاقت دل کندن ندارم 
می خوام که عشق خاصیت من باشه
نه رابطه خاص من باکسی!!!

❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

اگه بدونی از این خونه میرم چی
اگه بدونی از غصه میمیرم چی
اگه بدونی عکساتو بغل میکنم
اگه بدونی من دارم میمیرم چی
اگه یه روزغریب بشم یاازتو بی نصیب بشم زمونه روبه دادگاه میکشم انقدراز خوبیهات میگم تاازدلش آه بکشم توماندگاری دردلم حتی اگه ازیادت برم
ashke cheshmato nariz,vase oon del nasoozun oon dige raftanie,ghadre ashkato bedon hala fahmidi chera delet ashegh shodo mord ghoseye oono nakhor oon k ghosato nakhord,boro ashegh sho vali bedon in haghe to nist k biay nesfeye man beri ba cheshmaye khis!!!
کـــــاش میشـــــد. . .

برگـــــردی و ببینـــــی. . .

چشـــــمانـــــم چگونـــــه. . .

تقـــــاصِ. . .

تمـــــام بیخیالـــــی هایـــــت را پـــــس میدهنـــــد…✔

احساس خیلی خوبیه…فراموش کردن کسی که
فکرمیکرد هیچوقت نمیتونی فراموشش کنی!
بی قرار…
بی قرار…
بی قرارمن…
تنها واژه ای که هیچ وقت درفرهنگ لغت دل تونبود…!!
♥اگر می دونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی
و اگر می دانستی که همیشه اشک می ریزم هرگز تنهام نمیذاشتی وبری
ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻗﺴﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺍﻡ …
ﮐﻪ ﮐﺎﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻗﺴﻢ ﺩﻫﯽ ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻦ
رفتن بهانه نمیخواهد
بهانه هاى ماندن که تمام شوند…کافیست
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﻴﮑﻨﻢ…
ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﭘﺴﺶ ﻣﯿﺰﻧﻢ…
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﺕ ﻟﮏ ﻣﯿﺰﻧﻪ ):
ﺯﺟﺮ ﻣﻴﮑﺸﻢ…
ﻋﺬﺍﺏ ﻣﻴﮑﺸﻢ…
ﺑﺨﺪﺍ ﺳﺨﺘﻪ …. ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺍﺳﺖ…..
ﺍﻣﺎ …..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ
تصمیم ها را تنها میگرفتی
و من ضربه ها را تنها میخوردم
آرام آرام
تا جانت را از درون بسوزاند
تمام آنچه را نوشتم براى آن بود که خداحافظیت را نبینم . . .
که دیدم. . .
و تو رفتی…✔
هرکیو میبینم که بهم میگه دوست دارم یاد تو می افتم. هرکیو میبینم که میگه میرم و زود برمی گردم یاد تو می افتم. هرکیو میبینم که میگه بی تو میمیرم یاد تو می افتم. هرکیو میبینم که میگه تو زندگیمی و بی تو هرگز یاد تو می افتم. افسوس که تو رفتی که این توها منو یاد تو بندازند
اسباب بازی هایش را جمع میکردم ماتم برد………… وقتی دلم را درمیان آنها دیدم
من عادت نکردم به شبهای سردم…به این که نباشی…نه عادت نکردم..

قسم خورده بودم اگر از تو جدا شم دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم ولی دیدم نمیشه…

نمیشه که فکرت نباشم نه دیروزو نه امروزو نه فردا و همیشه…

ﻭﻗﺘﻲ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﻛﻔﺖ ﺗﻮ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺑﺮﻡ ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻝ ﺷﺪﻡ ﻛﻔﺖ ﺗﻮ ﺭﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ میبرم
ﺩﻟـﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑـﺮﻭ،
ﻋﺸـﻖ ﮐﻪ ﮔـﺪﺍﯾﯽ ﻧـﺪﺍﺭﺩ.
ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ؟
ﺍﯾﻦ ﻧﺬﺭ ﻣـﻦ ﺑﻮﺩ،
ﮐﻪ ﮐﻮﻩ ﺷﻮﻡ ﻭ ﭘﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﻤﺎﻧﻢ .
انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تـــو باشی . . .
به کسی که تنهات گذاشت بگو این تو بودی که باختی نه من!!!

من کسی رو از دَست دادم که دوستم نَداشت..!
اما تو کسی رو از دست دادی که عاشِقِـــــــــــــــــــــت بود…

با وجدانت چه کردی؟
که هیچوقت درد نمیگیرد. . .
بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم؛ وحقیقت رو گفت کلا” خاموش شدم!!
برای آن عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست
برای آن مینویسم که معنای انتظار را ندانست،
چه روزها و شبهایی که به یادش سپری کردم
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود
می نویسم تا بداند دل شکستن هنر نیست
نه دگر نگاهم را برایش هدیه می…کنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم
و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم
می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند
به همین بغض لعنتی قسم
نوبت گریه توهم میرسه
شک نکن…
هنوز دلخوشم به “خدانگهدارش” ، اگر نمی خواست برگردد ، اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد .
این آخرین بارم بود !
دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم … صداقت ، یعنی حماقت …✔
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﻝ ﺻﺪ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺪﺳﺖ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﺑﻨﺪ ﺯﻥ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﺴﺎﺯﺩﺵ
ﻋﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﻭ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﻣﯿﺰ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ .
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻗﺴﻢ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ؟
از ﻓﮑﺮ ﻣﻦ ﺑﮕﺬر ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ / ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ / اﯾﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺿﺮﺑﻪ ای از ﭘﺎ در آﻣﺪ / ﺗﺼﻤﯿﻢ دارد ﺑﻌﺪ از اﯾﻦ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ / ﺗﺼﻤﯿﻢ دارد ﺑﺎ ﺧﻮدش، ﺑﺎ ﮐﻢ ﺑﺴﺎزد، ﺗﺼﻤﯿﻢ دارد ﻫﻢ ﺑﺴﻮزد، ﻫﻢ ﺑﺴﺎزد /
ﻣـטּ از ﺗـﻮ ﻫﯿـﭻ ﻧـﻤـﮯ ﺧـواهم!

ﻓَﻘـﻂ ﻓﻘـﻂ ﺑــہ کـﺴﮯ کـہ الان ﻋـﺂﺷـﻘـﺎﻧــہ دوﺳـﺖَـﺖ دآرد ﺑﮕـﻮ ﺣـﻶﻟـﻢ ُکنـﺪ اﮔـﺮ ﻫﻨـﻮز ﺷـﺐ ﻫﺂ ٬

ﺑـﺂ ﯾــــــــــﺂد ﺗـﻮ ﻣـﮯ ﺧـﻮآﺑـﻢ. . . . . . (︶︿︶)

به چه میخندی تـو ؟
به نگـاهم که مـسـتانه تو را باور کـرد
یا بـــه افـســونـگری چـشـمـانت
که مـرا ســـوخت و خاکـسـتر کـرد ؟
خنده دار است ، بـخـند !!
آنـقـدر دلـم از رفـتـنـت بـــــد شکـسـت کـه نـمـیـدانـم وقـتـی بـیـایـی،
کـدام تـکـه اش خـوشـحـال خـواهـد شـد!
ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﺗﻠﻔﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺑﻮﺩ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺷﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ ، ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﻔﻨﯽ …
گـفتـی : شـایـد بـرگشـتـم … !! هـنـوز زنــده ام ! “به امـیــد ِ همــان
“شـــــایـــــــد…
رفتنت
انقدرهاهم که فکرمیکنی فاجعه نیست!
فقط من
مثل بیدهای مجنون
ایستاده میمیرم…
+ اشک ریزم برایت که دنیارا کنم یکجا فدایت،نمیدانم که ازدنیاچه دیدی که ازعشقت ساده بریدی +
دلم شور میزد
میدانستم که از من دل ستاندو نزد دیگری داده
اما نجوای قلبش مرا صدا میزد
دلم میخواهدت خوبم
ولی میدانم این روزها
من و تو راهمان جداست
ولی مرا قضاوت نکن
تو جای من نیستی
که چه غربتی دارد دل بیچاره ام
بَچـــه بودَم …
داشتَم پرتـِغال پوست می کندم که دستم را بـُـریدم !
برایِ گرفتن چَسب زَخم ، دَوان دَوان بـه سَمتِ مادرم رفتم … !
مادرم گــُفت : ” چَسب زخم ، زخم تــورو تازه نگه میداره ”
به خاطراتمان فِکر میکنم …
هرچَند تسکین میدهند مرا ، اما…

زخم هایی که اَز جُدایی خورده ام را تازه نگه میدارد … !

از تو طلوع خواستم…
بدون حرف رفتی و غروب کردی…
دم دمای غروب خودم بود…
بالبخند آمدی و طلوع کردی…
این لولای در بعد از رفتنت خیلی جیرجیر میکند !

این بدبخت هم
از آخرین عبورت از کنارش
صدایش درآمده. . . . ! (︶︿︶)

شکستم
نه آن زمان که رفتی ..
همان وقت که گفتی می روی …
اینبارکه کسی آمد.. نمیگویم برو!!! حتی نمیگویم کس دیگر رامیخواهم!!! فقط میگویم ببین! من شکسته ام!خسته ام!کمی آرامم کن… همین.%
بـعضـی وقـتـها ؛

نبودنت میـپـیچه دور گـلـوم !

اما لامــصـب نـه خـفه ام میـکنه که راحـت بـشم

و نه دسـت از سـرم بــرمیـداره کـه رهــا بـشم

فـقط … زجــر کـُشـم داره مـیکـنه ..

کاش حداقل انصاف داشتی و مهربانی ام را بهانه ی رفتنت نمیکردی،تامن مجبورنشم هرروز سنگ را نشان دلم بدم و بگم اگه مثله این بودی او نمیرفت!
یکی از لذتهایی که دیگه نیست تو باشی و نازو ادات و سوالای همیشگیت…
دوسم داری?
من: اوهوم…
چقد?
من: بیشتر از جونم…
عاشقمی?
من: اوهوم…
چقد?
من: از اینجا تا خدا…
دیگه نیستی…دیگه نیستم…دیگه سوال و جوابی نیست..اصلا دیگه حسی برا زندگی نیست…
با خودم عهـــــــــــــد بستم با کسی که روی قولش نمیماند… نمـــــــــــانم….!!!
این روزها عجیب تلخ میگذرد. . .

این روزها که می خواهم ،

از تو که تمام وجودم هستی. . .

یک آدم معمولی بسازم. . . !

(︶︿︶)

“تــــــــو” آن نیستی که به یـــــــــــــآدت بیــــــــــــــاورم
“تو” آن همــــــــــیشه ای که به یـــــــــــادم می مانی
با همــــه چیز کنار آمده ام….
جز باورِ جمله ی آخرِ تو که:

” چیزی بینمان نبوده ” … !!!

هر شب ب یادت شمعی روشن میکنم,به اتشش زل میزنم و یاد حرفهایت که میگفتی و مارا گرم میکرد و یاد در گوشی هایی که میگفتی که کسی نشنود
ما را باش چه عشقی میکردم
باورم نمیشود که چگونه از عشق میگفتی اما یک قطره از ان را نچشیده ایی هنوز باور نمیکنم رفتنت را.

انگـــــار قــــرار نیست با تـــو بـــی حســـاب شــوم

سالهــــاست که رفتـــــــه ای

امــــــــا…

هنوز هم اشکهــــــایم

دارند حسابِ “دیـــــــدنت” را با چشـــــم هــــــایم صــــــــــاف می کنند…

هر روز که می آمدی و بوســـه ای می دادی،
من آن را گــِــره ای می کردم بین نخ های کاموا
حال که شـــال گردنی قرمز با هزاران هزار گره برای تو بافتـــــه ام نیستی …
به خودم دلـــــداری می دهم …
برایش کـــوتاه بود؛ خوب شد که رفت
زﻣﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺷﺪﻩ
ﯾﺎ ﺩﮐﺘﺮﺍ ﺟﻮﺍﺑﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﯾﺎ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻫﺎ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﺮﺩﻭ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺗﻠﺦ!
: هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی رابه دریا زدم که از آب واهمه داشت..
bato az eshgh migoftam az in k forsati dobare hast ya na??dar javabam sedayi bivaghfe migoft dastgahe moshtarake morednazar khamosh mibashad..kheili sakhte…
یه زمانی بود میگفتم
تو باشی و باران باشد و یه جاده ی بی انتها به دنیا میگم خداحافظ

ولی از وقتی رفتی , به خودم میگم
یه قهوه داغ
بوی دریا
یه تخت کنار رویام
به دنیا میگـــــ ــــــم خداحافظ

آغوشی باش
و مرا به اندازه تمام اشتباهاتم بغل کن،
بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شده باشد،
فقط نگاه باشد ونفس،زندگی انقدر ها دوام نمی آورد،
همین حالا هم دیر است✔
اونقدر فراموشت کردم که حتی واسه ابراز تنفر هم تو ذهنم نمیای !
چقد باهات حرف دارم،
و چقد خرابم،
کاش لااقل بودی میدادی یه خط جوابم،
تو که هی میگفتی تا ته خط باهام هستی،
چرا رفتیو با درد دستو پاهامو بستی؟؟؟
.
.
.
.چرا؟؟هاااان؟؟؟
.
.
.
بخدا تا به من حرفی،نزنی نمیرم،
.
.
تو چرا واقعا رفتی؟؟
.
.
لااقل یه چیزی بگو…
.
بگو دوست نداشتم بگو از خدام بود تو شب و روزت نباشم…
.
.
حرف بزن تو که اینقد نامرد نبودی…
احساس است مزرعه نیست که شخمش میزنی!
ایستادی روبروم
گفتی: خداحافظ
هیچی نگفتم
گفتی: میدونی که …
باید برم
من مجبورم
نمی تونم بمونم
هیچی نگفتم
گفتی: متاسفم…
ولی…
میدونی که
هیچی نگفتم
گفتی: مواظب خودت باش
هه…هیچی نگفتم
دست تکون دادی و پشتت رو به من کردی و رفتی
رفتی…رفتی…
اونقدر ازم دور شدی و رفتی که دیگه ندیدمت
رفتی…رفتی…
ساعتها ایستادم
اشک ریختم
واسه دیدنت پرپر زدم
واست دیوونه شدم
تنها
و روزها و ماهها و سالها
تنهاو تو هنوز می رفتی…
ایستاده بودم هنوز
صدایت آمد از پشت سرم
پشت سرگفتی سلام
هیچی نگفتم
گفتی: من برگشتم …
آخه… میدونی که…
هیچی نگفتم
هیچی نگفتم
فقط صدایی در درونم می گفت
زمین گرد است
زمین…گرد است!!!
این شعر آبی می نشیند روی کاشی

وقتی که معشوق غزل هایم تو باشی

برگرد…

شاید شعر آرامش بگیرد

چیزی نمانده واژه را از هم بپاشی

.

ایـن منـــم که به یـادم اجـازه نمی دهم
حتـــی از نزدیکی ذهـن تــو عبور کند
صحبـــت از فـرامـوشی نیســــت ….
صحبــــت از لیـاقـــت اســـت. ..
نقاش خوبى نبود, ولی !
راهش راکشید و رفت…
نه آمدنت را
نه رفتنت را
به کدام بنگرم
گفتی میمونی واسه همیشه وقتی اومدی
وقتی رفتی گفتی میری واسه همیشه
برمیگردی نه؟
گفت منو بیشتر دوست داری یا زندگیت رو?گفتم زندگیم رو.آروم اشک ریخت و رفت اما نمیدونست ک اون تمومه زندگیمه
باز باران باران
شیشه پنجره را باران شست
نمیدانم اما چه کسی نقش تورا
از دل من خواهد شست
ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ …
ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ …
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﻮﻓﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ ﻣﺤﻮ ﻣﯿﺸﻪ …
ﺣﻘﯿﻘﺘﺎ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺎﺩ …
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﻓﺘﯽ …
ﺟﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ …
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺷﺪﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺮﺍﺕ …
ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻭﺩ ﺁﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﯿﻪ؟ !
ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ﺑﺎﻫﺎﺕ
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﻤﻮﻥ ﺑﺎﻫﺎﻡ …
ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ …
نفسم!
خیال رفتن داری برو!
در رو هم پشت سرت ببند!
اما قبلش فاتحه ای برام بخون!
ادﻋﺎی ﺑﯽ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺳﺨﺖ اﺳﺖ
آن ﻫﻢ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ زﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ
ﺣﺲ دﻧﯿﺎ را
ﺑﺎ او ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮدﻩ اﯾﯽ….!
تا دیروز مراحم بودم ولی امروز مزاحم شدم فاصله بین مراحم بودن تا مزاحم شدن اندازه نقطه گذاشتن روی ز بود خیلی سریع و بی صدا
دلم گرفته
دیروز که با صدای بلند داد زدی دوستت دارم
گفتم بلندتر بگو تا همه بشنون
ولی امروز که آهسته گفتی دوستت ندارم گفتم هیسسسسس
چرا داد می زنی؟؟؟
بدرقه اش کن!
شاید با دیگری خوش‌تر باشد…!
مگر خوشحالیش آرزویت نبود؟؟
\ .جـــــــانم بـــــــاش…

تا به لبـــــــم برســـی…

می خواهم هـــــمه ببینند…

با تــــو جان به لـب شدم …!!///

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
با رفتنت من ضرر نکردم این تو بودی ک ضرر کردی؛چون من کسی رو از دست دادم ک دوستم نداشت؛ولی تو کسی رو از دست دادی ک عاشقت بود
کسی بیاید خاطراتم را قانع کند که او دیگر بر نمیگردد,دلم حرف مرا باور ندارد
نه مجنونم نه لیلیم …
من آدم افسانه شدن نیستم…بیا برگرد
ببین فقط یک نقطه کم آوردی

قرار بود تو با من “نامزد ” شوی

نه ” نامرد “…

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی اورد و برف نا امیدی بر سرم یکریز میبارد؛چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم.چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهایم؟!
ﻫﯽ ﻟﻌﻨﺘﯽ
ﺍﻭﻥ ﻃﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺭﻭﺯﯼ …
ﻭﻟﯽ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ
ﻫﻢ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ
ﯾﺎﺩﺕ
ﺯﻫﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﻣﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ … ﻫﻤﯿــــــــﻦ
آنقدر کف دستم را سمباده میکشم تا همه ی خطوطی که به تو میرسند پاک شوند….
گفتی میمانی فقط یادت رفت بگویی توی شعرهایم….!!
دیگر فرقی نمیکند!!عاشقت باشم؟؟!!عاشقم باشی؟؟!!دلتنگت باشم؟؟!!دلتنگم باشی؟؟!!!”جدایی”اتفاقی بود، که افتاده است…!!
این که من میشکنم درد بی””””تو””, بودن نیست
تاوان با””””تو””””بودن است
آخرین بار که من از تهِ دل، خندیدم
علتش پول نبود…
انعکاسِ جُوک هر روز نبود…
علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یک دلقک، یا زمین خوردن یک کُور، نبود …
من بهِ «من» خندیدم!
که چو یک دلقـــکِ گیج
نقش یک خنده به صورت دارم،
و دلم میـــــگرید…!
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺳﻜﻮﺕ ﺳــــﺮﺩ ﻋﻤﻖ ﺷﺐ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻳـــــﺎﺩ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﮔﺮﯾــﻪ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﺷﮏ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻛﺎﻓﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﺎﻻﯼ ﺷـﻬﺮ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼـﮏ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﭘﻨـﺞ ﺷﻨﺒـﻪ ﻫﺎ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺷﻠﻮﻏﯽ ِ ﺷـﻬـﺮ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺗﺨـﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﻴـﻤﺎﺭﺳـﺘﺎﻥ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺑـﺮ ﺁﺏ ﺭﻓﺘـﻪ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﻋﺒﺚ ﺑﯽ ﺣـﺎﺻﻞ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﻮﯼ ﺳﻔﻴﺪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺧـﻴــﺎﻧـﺖ ﻳﻪ ﺁﺩﻡ ﺧـﻮﺏ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﻳﻚ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺗﻠﺦ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﮐﺜﯿﻔـﯽ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻣﺸﮑـﯽ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ …
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺧــﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ …
بــــاد آورده را بــ ـ ـ ـاد میبـــــرد
قبــــول دوست داشتن را با تمام وجود یادش دادم…

ولی او رفت..

و امتحانش را به دیگری پس داد..

شما هم داشتید از این شــاگــردهـــا ؟

دلـــــم را کـــه بـــاد نیــــاورده بود

با رفتنت احساسم از بین رفت….با از بین رفتنه احساسم من هم از بین رفتم….آهای مردم قسمتان میدهم به آنچه میپرستید با این جسم زخم دیده ی من کار نگیرید…
ﻣﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﯾﻢ ، ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ !!
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ،
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻻﻑِ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺯﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﯽ ..
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ،
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿـــــــــﭽﮑﺲ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭﻡ ..
… ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ،
ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﯿـــــــــــــﭼﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻢ ..
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ،
ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻋﺘﻤـــــﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ..
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ،
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ !!
این روزها دیگه هیچ چی به تو مربوط نیست!!!!!!!
به جز این حال مسخره ی من!!!!
همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد … خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ✔
گردنم درد میکند!
از همان وقتى که همه چیز را به گردن من انداختى!
دوست نداشتنت را…
بى‌توجهى‌هایت را…
رفتنت را…
اسرافیـــل!
درشیپــوربـــدم!
پایان دنیــــــارااعــلام کن!
وقتی اونیـــست،ادامه دنیا معنـــایی ندارد…
تقصیر تونیست لعنتی…تو آدم بودی…من خدایت کردم
ﺗﻤـﺎﻡ ﺷــﺪ . . .
ﺑﻪ ﮐﻼﻏــــﻬﺎ ﺑﮕـﻮﯾـﯿـﺪ
ﻗﺼـﻪ ﯼ ﻣـﻦ ﺍﯾﻨﺠــﺎ
ﺗﻤـﺎﻡ ﺷـﺪ . . .
ﯾﮑـﯽ
ﺑـﻮﺩ ﻭ ﻧﺒـﻮﺩ ﻣــﺮﺍ ﺑـﺎ ﺧــﻮﺩ ﺑـﺮﺩ !!!
ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ..
ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮐﺎﻓﯿﻪ
ﻏﺮﻭﺭﻩ ..
ﻏﺮﻭﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ .. ﺗﻮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ..
ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ..
ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﯿﻢ .. ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﻧﻔﺮ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺮﻭﺭﺷﻮ ﺯﯾﺮ پﺎﺵ ﺑﺬﺍﺭﻩ ..
ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﻧﯿﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻮ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﯿﻢ ..
ﮐﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ
ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ؛
ﺗﻤــــــﻮﻡ ﺷـــــــــﺪ )… ﻏﺮﻭﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! ﻧﮑﻦ
به کویت با دلی شاد آمدم باچشم تر رفتم.به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم.نیامد دامن وصلت به دستم هرچه کوشیدم.زکویت عاقبت بادامنی خون جگر رفتم.!
تنها یک خداحافظی بی دلیل دل تمام سلام هایم را شکست…
اگه ب زوره روزگار….از زندگیت میرم کنار
میرم ک ثابت بکنم….عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار….سپردمت ب روزگار
این از خودم گذشتنو….پای خاطرخواهیم بزار
انکه دایم هوس سوختن ما می کرد کاش می امدو از دور تماشا می کرد
شکستم
نه آن زمان که رفتی ..
همان وقت که گفتی می روی …
کاش دزدکى میرفتى نه اینکه قبل رفتنت همه جا بنر بزنى…✔
==== آنقدر میکشم تا تمام شوند،======== همه ى نفس هایى که هى سراغ تو را میگیرند ====
ای کاش می دانستی مرز خواستنم تا به کجاست و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد
بـغـض دارے؟
آروم نـیستے؟
دلت بـــراش تـــنــگـــــ شده…
حــــوصله هـیـچـکسو نــــداری؟!
حالا، یــاد لحظه اے بیفت کـه؛
اون هــمه ے بے قــــراریے هــاے تــــو رو دیــــــد،
امـــــــا چـشمـاشـو بست و رفــت…
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ
ﻭ ﺑﺎﺯ ﻗﺼﻪ ﯼ* ﺗﻠﺦ ﺟﺎﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﻠﻨﺪ …
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﺑﻮﺩ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺴﺖ
ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺭﻓﺘﻨﺖ
ﺩﺭ ﭘﺲ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩ
ﺑﻐﺾ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﯿﺪﻡ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ
ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﮐﺮﺩﻡ
از وقتی رفتی دیگر هیچ جمله ای برام زیبا نیست
به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست،گناهش پای کسی که دلم راشکست.
بی انصاف با کدام لالایی وجدانت را خوابانده ای
که اینچنین بیخیال ما شدی . . .
ﯾـ ـﻪ ﺯﻣـ ـﺎﻧﮯ  ﻗﺸـ ـﻨﮕﺘـ ـﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔـ ـﺎﻕ ﺍﻓـ ـﺘﺎﺩﻥ ﺍﺳﻤـ ـﺖ ﺭﻭﮮ  ﺻﻔـ ـﺤﻪ ﮮ  ﮔـ ـﻮﺷﯿﻢ ﺑـ ـﻮﺩ…

ﺍﻭﻧـ ـﻢ ﺍﺯﻡ ﮔـ ـﺮﻓﺘـ ـﮯ ….

همه‌چیز از نبودن تو حکایت می‌کند

به جز دلم که همچون دانه‌ای در تاریکی خاک

در انتظار بهار می‌تپد

تو بر می‌گردی می‌دانم ..

واسه همیشه رفت! دیشب تا صبح اشک ریختم! مثل اشکام از چشمام
افتاد! دیگه هیچ بهاری نمیشناسم!!!! تمام فصلای من پاییزه و بارونی!
زیر آوار آخرین حرفت جا مانده ام

لعنتی

نمیدانی “خداحافظت” چند ریشتر بود !!!

به کوری چشم تو هم که باشد
حالم خوب ِ خوب است
حتی به تو فکر هم نمی‌کنم
باران هم تو را دیگر به یادِ من نمی‌آورد
لابد داری زیرِ باران قدم می‌زنی
چترت را فراموش نکن
لباس گَرم را هم
هوا سرد شده…..!

آهای حاکم….!
در این بازی دیگــــر ، حکمِ دل نکن ..
مــــــن
نه آسِ دلی برایم مانده .. نه شکسته یا .. خُرده دلی !!!
مــــــن

سال هاست دل را باخته ام در این زندگــــی !!✔
یک ملیارد و سه ..یک ملیارد و چهار.. یک ملیارد و …..

می دانم او رفته است
می دانم قایم باشک ما سالها پیش تمام شد

بگذارید بشمارم ؛ و باز خیال کنم این بازی هنــــوز ادامه دارد .
مـــن …

تاب چشم باز کردن و نیافتن او را ندارم .

بی قرار هیچ قراری نبوده ام
مگر قراری که با تو داشتم
و هرگز نیامدی !
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﮐﻬﻨﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ !

ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ !

ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﺶ
ﻧﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﻡ …

ﺑﺮﺍﯼ ﺯﺧﻤﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ …

اگه..
بین موندن و رفتن شک داری…
“برو” به سلامت.
چون نباید کار به اینجا می رسید که تردید کنی√
….وقت خداحافظی….

چه انرژی عظیمی است کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن…..

یکی بود که یه روزی منو دوست داشت حالا رفته،یکی نبود بدونه بیخبر اون کجا رفته،همه قصه این بود، چقد آسون چقد زود…!
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند ، رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است
بی همگان به سر شود و من.. خیلی نگرانم چون دیگر دارد بی توهم به سر می شود انگار
ﺑﺪﺭﻭﺩ ﻣﺤﺒﻮﺑﻢ, ﺑﺪﺭﻭﺩ
ﺑﺪﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻤﯽ
ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮﻡ ﺍﯾﻨﮏ
ﻧﻮﯾﺪ ﺩﯾﺪﺍﺭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺖ .
ﺳﺨﻨﯽ ﻣﮕﻮ
ﺯﺍﺭﯼ ﻣﮑﻦ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻧﺒﺎﺵ
ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﻣﺎ، ﺯﯾﺴﺘﻦ ﻧﯿﺰ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﺗﺮ ﻧﺒﻮﺩﻩ
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی،
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
دیگه من نیستم که بهت سخت بگیرم
بگم شالت رو بیار جلو
بگم هر جا میری بگو
بگم بی من آرایش نکن
نازنیم حالا تو آزادی
راحت راحت
هر چه میخواهی بپوش
هر جا میخواهی برو
دیگر راحت باش
به فکر دل من نباش که هزار بار صدای بوق های آزاد او را از نبودنت تیر باران کرده
بعد از تو…
دیگر عادت کرده ام هندزفری به گوش خیابان ها را متر میکنم…آنقدر میروم میروم میرم…مرور میکنم خاطراتت را…بین مردم چشم میدوانم دنبال تو میگردم…گم شده ای انگار شاید هم این اشک های شبانه سوی چشمانم را کم کرده…

نمیدانم…

ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺮﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﻧﻮ ﺧﺪﺍﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺕ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ ﺍﻭﻥ
ﺩﻝ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺳﭙﯿﺪﺍﺭﺕ
ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯾﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺒﻬﻢ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺷﻪ
ﺗﻤﻮﻡ ﺩﯾﻮﺍﺭﺕ
ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﻋﻤﺮﯼ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭﺕ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﻤﯿﻨﻪ
ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺕ
با توام فلانی
قلب یک بار می شکند
اما تو هزار بار شکستی
دیگر مرد!
بر نگرد!
برای کسی که با میل خودش رفته،یک ثانیه دلتنگی هم حماقت محض است.
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
همچو شهری که به روی گسل زلزله هاست…
ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﻨﻮﺷﻢ ﻭ
ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻤﺎﻥ ﻣﯿﻨﮕﺮﻡ …
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻠﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ
“ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ …”
ﻫﮯ ﺭﻓﯿﻖ …
ﭼﮧ ﺗﻠﺦ ﺑﮧ ﭘﺎﯾﻢ ﺳﻮﺧﮯ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ
” ﺍﻭ ”
ﺭﻓﺖ …
*ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﻡ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ ﮔﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ. ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ*
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻟﺤﻈﺎﺕِ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩﻩ
ﻫﺮﺟﺎﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻋﻘﻞ ﺣﮑﻢِ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﺩ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﻡ …
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺩﻟﺘﻨﮓ …
ﻭﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺧﻮﺑﯿﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺩﺭﻫﺮﺟﺎﺩﻩ ﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻣﯿﮕﯿﺮﻡ
ﭼﻨﺪﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮﺑﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ
ﯾﺎﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ …ﺗﺤﻤﯿﻞ ﺑﭙﺬﯾﺮﻡ …
ﺍﻣﺎ …
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﺗﻨﻬﺎﺑﺎﺑﻐﻀﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ …
ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺷﮑﯽ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻧﻢ …
ﺑﺎﻟﯿﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺩﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭﺩﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﻢ …
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﻤﯿﻦ
آنکه رفت به حرمت آنچه که با خود برد حق بازگشت ندارد.رفتنت مردانه نبود لااقل مرد باش و برنگرد.
رقص نوربود
دست توی دست
آغوش در آغوش
لبی روی لبی
.
.
.
بس است این همه شادی برای چیست وقتی دارند تورااز من میگیرند….
ستاره در هوا می‌بینم امشب/ زمین در زیر پا می‌بینم امشب
خدایا مرگ ده تا جان سپارم/ که یار خود جدا می‌بینم امشب.
ﺑﯿﺎ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﮐﻨﯿﻢ….
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ….
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺳﺪ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ….
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ….
ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﺩ…
ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﮐﻦ…..
ﺑﺨﻨﺪ… ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﺒﻮﺩﯼ…
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ… ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ…
ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ….
بیا به هم نرسیم…
قرص می دهند
که فراموشت کنم
خوابت را می بینم
امشب هیچی نمی خوام
نه آغوشت را
نه نوازش عاشقانه ات را
نه بوسه های شیرینت
فقط بیا
می خوام تا سحربه چشمان زیبایت خیره بمانم
همین کافیست
برای آرامش قلب بی قرارم
تو فقط بیا
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯿﻤﺎﻧﻢ
ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺗﻘﺪﯾﺮﺕ ﺑﺎ ﭼﻤﺪﺍﻧﯽ
ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
میدانی؟؟
ازآن روز که رفتی،
تمام احساس مرا کشتی
. .
راست میگفتند :عشق و نفرت فقط یک قدم باهم فاصله دارند!
ازتو ممنونم که مرابه قدم بعدی رساندی!
نفرتت بیشتر به کارم می آید تا عشقت..
اگر دل بستی، محکم نبند. او می رود و تو می مانی و یک گره کور…
التماس مال دیروز بود مال وقتی که ساده بودم امروز میخوای بری؟ هیس…. فقط خداحافظ
کاش هیچوقت برف هایی که آن شب بارید آب نمی شدند..
آنگاه می توانستی رد پاهایت را دنبال کنی و دوباره به خانه بازگردی…

………… ﮐﺎﺵ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯼ
ﺳﻔﺮ، ﺁﻏﺎﺯ ﻭﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ،ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ
ﺁﻏﺎﺯ، ﻟﺤﻈﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ،ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭ ﺧﻂ ﻣﻤﺘﺪ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺷﮑﺴﺖ، ﻧﻘﻄﻪ ﺑﺤﺮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ،ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ
ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻭ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺳﮑﻮﺕ،ﻭﺍﮊﻩ ﺣﯿﺮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ،ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ
ﺭﺍﺯ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﻡ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﺲ
ﮔﺮﯾﻪ،ﺷﺮﺡ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ،ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ
رفت به سلامت…!
من خدا نیستم که بگویم صد بار اگه توبه شکستی باز برگرد…
آنکه رفت به حرمت چیزی که باخودش بردحق بازگشت ندارد. رفتنش مردانه نبود لااقل مرد باشد برنگردد…
همان روز رفتنت به توگفتم بوی تنم را هنوز احساس میکنی که میگویی فراموشت نمیکنم،از ان روز ماه ها میگذرد ومن هنوز منتظرم
ترجمه میکنم حرفهایم چون تو زبانم را نمیفهمی وقتی میگویم برو یعنی بمان
آخر تو زبانم را نمیفهمی ولی زبان قلبم را که میفهمی
(شراب)خواستم گفت : ممنوع است.
(اغوش) خواستم گفت: ممنوع است.
(بوسه) خواستم گفت ممنوع است.
(نگاه) خواستم گفت: ممنوع است.
(نفس) خواستم گفت: ممنوع است.
………………………………………….
حالا پس از ان همه سال دیکتاتوری عاشقانه،با یک بطری پر از ((گلاب)) امده بر سر خاکم و سنگ سرد مزارم را به ((اغوش)) می کشد با هر چه ((بوسه)) و چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم یادگار مانده را ((نگاه)) میکند و در حسرت ((نفس)) های از دست رفته به ارامی اشک میریزد!!
این بـــــار
فقـط می گــویم:
ببیـن!
من
خستــه ام..
کمی آراممـ کــــن…
همـیـ ـ ـ ن…
رفته است به راهی که بر نمیگردد باز
خوبترین پرنده خوش آواز
ای کاش ندیده بودمش از آغاز  
یا بود مسیر تماشایش باز …
تبعید کرد “احساسم” را
از روستای “دل”
به بیابانِ “منطق”
در سرزمینِ “عقل” ،
و رفت…
به گمانم می رفت روستای دیگری را تصرف کند
لعنت بر حاکمیت و قضاوت موهوم!
این روز ها همه از سنگ شدنم حرف میزنند….
سنگی که برای تو از هر خاکی خاکی تر بود…
آن روز های خوب همه رفتند
حالا من مانده ام
و حسرت روز خوبی ریگر
که هرگز نمی آید
بی تو
تنها در صورتی فراموشت میکنم “هنگامی که بر سر مزارم بیایی وبگویی :کاش زنده بودی…..
به جای بخششم اینبار…!به جای خالیم عادت کن…!به اون که بعد تو اینجاست تا میتونی‌ حسادت کن … !
آخرین سنگر سکوته..خیلی حرفها گفتنی نیست!
yadame ruzaye akhar
ba che zoghi asheghune,
man behesh migoftam eshgham
oon behem migoft divo0ne,
nemidunesto nafahmid
eshghe man mesle jonune,
bekhoda dorugh nemigam
hanuzam baram hamune…
این روزها…
عشق و احساسم گریبانم را می فشارند و می گویند:
کجاست؟….
کجاست اون کسی که مارا قربانی هوسش کردی؟!
.
من جوابی ندارم،خودت بیا جوابشونو بده!!
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪ …
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺁﻣﺪ …
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻣﺪ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻓﺖ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﻭ ﻋﻔﺘﺶ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﺘﺶ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻓﺖ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ …
ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪ …
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد
آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد
چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام
که فقط ریزش آوار مرا میفهمد …
بمیرم من
فهمیدم نمی مانی..دیدم می روی..رفتی
باز هم ایستاده ام نگاه میکنم
آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی..
تازه که خودت رفتی ،من میخواهم با یادت شروع کنم..
به یاد ،یادهای که یادشان در یادمان ماندگارست
ﻭﻗﺘﯿﮑﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻗﻬﺮﯼ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻧﺖ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ ﭼﻮﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﻭﻭﻧﻪ
ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺲ ﺑﺪﺟﻮﺭﯼ ﻟﻪ ﻣﯿﺸﯽ !
ﻭﻟﯽ ﻏﺮﻭﺭ ﻟﻌﻨﺘﯿﺘﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ
ﻣﻨﺘﻈﺮﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﻤﺘﺖ
ﺍﻭﻧﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ
ﺗﻮﺍﻡ ﻧﻤﯿﺮﯼ
ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺗﻮﻭ ﺍﻭﺟﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ ……
ﻫﻤﯿﻦ …
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻧﻔﺲﻫﺎﯼ ﻋﻤﯿﻖ
ﻭ ﭼﻨﺪ ﻋﮑﺲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ . . .
ﻣﺮﻭﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺴﯿﺞ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﯽﺍﻡ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪﺷﻤﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ
ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻢﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﯾﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﺘﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽﺳﺖ
ﺩﯾﺮﻭﺯﻫﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻡ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺗﻮ …
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﺎﻭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺲ ﻣﯽﺩﻫﻢ
این روزها عجب مومن شده ای…
از سرنوشت میگویی،از خواست خدا،از دست روزگار..
حرفهایت طعم جدایی میدهند
بگذاشتی ام…!
غم تو…
نگذاشت مرا !!..

حقا ک غمت از تو وفادارتر است…

بعد از تو…
آغوش هر غریبه اى را به آتش خواهد کشید!!
داغ عشقى که بر سینه ام گذاشتى…
می گویند نا امیدی از درگاه خداوند کفر است
من کافر نیستم
وتو بر می گردی…
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت به انتظار امدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد من شروع کردم
وقتی او تمام شد من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
اونی که از من گذشت
به چشم من در گذشت
روحش شاد و یادش فراموش
همین!!!!
ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﺩﻝ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯽ ﺁﻭَﺭَﺩ
ﻭ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ
ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺕ ﭘﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ
ﻓﻘﻂ ﻋﻘﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﻨﺪ.
بی عدالتی دنیا در لحظات و زمان هم نفوذ کرده . . .

نزدیکی ، زود می گذرد . . .

دوری و دیر می گذرد . . .

یادت هست قراربودسنگ صبورم باشی!
توسنگ شدی ورفتی امامن هنوزهم صبورم….
میلرزم…
سرد بود !!
آب پاکی که بر روی دستانم ریختیورفتی ,,…
بعد از تو”

لحظه هایی بر من گذشت که فقط خدا “دید” و “درک” کرد

ﻣَﺪﻳـــــﻮﻥِ ﺍَﺷﮐـــــﺎﮮ ﻣـﻧـﮯ . . .

ﺍَﮔـــــــﻪ . . .

ﻓـَــــــﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﮐُﻨـﮯ . . .

من مانده ام قبل ازآمدن {تو }به زندگیم را حسرت بخورم که حسرت هیچ چیز را نداشتم
یا…..
بعد از رفتن {تو}از زندگی ام ؟!!!!که حسرت همه چیز بر دلم مانده
دیگر برای داشتنت سماجت نمیکنم عزیزم
پرنده ای که مال من نیست
قفس هم برایش بسازم باز هم میرود
ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ
ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﻔﺘﺪ
ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ …
دیگه هر چی بود تموم شد بین ما ””
من دیگه بریدم….

تو حواست به خودت بودو من یه روز خوش ندیدم ….
دیگه حتی من آرامش از اون چشمات نمیگیرم ….

برو پی خوشبختیت و بزار
منم آروم بگیرم….

باید فراموشت کنم ،چندیست تمرین میکنم .من میتوانم میشود !
آرام تلقین میکنم …
حالم ؟نه اصلا خوب نیست …تا بعد بهتر میشوم
فکری برای این دل آرام غمگین میکنم!
من میپذیرم رفته ای و بر نمیگردی همین،خود را برای درک این صد بار تضمین میکنم !
کم کم زیادم میروی ،این رسم و روزگار اوست .
این جمله را با تلخی اش ،صد بار تحسین میکنم .
تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد!
چشم مپوشان، این مرده همان است که بیمار تو بود
گریه کن
اشک راه آسمان میرود
گریه کن،حس میکنم قصه مان تمام میشود
حس میکنم بهار دیگری پی فصل پرزدن نمیرسد.
مگر با باد نسبتی داری؟ چقدر شیبه تو یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت
ترک کردن آدمهاهم آدابی دارد,اگر آداب ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنیدتاترک برندارند…
از دستم رفتی..
کاش از دلم هم میرفتی
آشپزیم خوب نیست . . .

راستش من پسرم . . .

اشکِ پشتِ پا بریزم برایت!؟

بعد از رفتنش موهایم را از ته زدم…..
دیوانه ام میکرد خاطره ى دستانش.
همه چیزرافروختم جزآن صندلی که جای توبود،شایدآنروزکه برگردی خسته باشی
بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم ؟

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم ؟

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو

بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم ؟

تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی

توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی

آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته

بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته

چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو ؟

آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو ؟

دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده

چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم ؟؟؟؟

درحسرت چشم تودل ماه شکست
چشمان هزارغنچه درراه شکست
تورفتی وبعدتودلم مثل بلور
افتادزبرج شوق وناگاه شکست…
باید فراموشت کنم،
چندیست تمرین میکنم،
من میتوانم!می شود؟
آرام تلقین میکنم،
حالم نه !اصلا خوب نیست،
تا بعدبهتر میشود،
فکر ی برای این دل ،
آرام و غمگین میکنم،
من میپذیرم رفته ای ،
وبر نمیگردی ،همین،
خود را برای درک این،
صدبار تحسین میکنم،
کم کم زیادم میروی،
این روزگار و رسم اوست،
این جمله را با تلخی اش،
این بار تضمین میکنم…….
اگه بعد عشقت چشت یکی دیگه رو گرفت به خودت و احساست شک کن چون اگه عشقت عشق بود چشت کس دیگه رو نمیگرفت
ﮐﻤﯽ ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ.. ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮﺵ ﺧﺮﺍﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺻـــــﺪﺍﯼ ﭘﺎﺷــــﻨﻪ ﯼ ﮐﻔــــﺶ ﻫﺎﯾــــﺖ ﻭﻗﺘﯽ
ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﯼ!!!!!
اگر خواستی برگردی، برگرد؛
به هر حال صندلی ات هنوز هم خالیست..
انتقام رواز اونی بایدگرفت که رفت…
ن ازاونی که ازهمه جابیخبر، داره میاد…
و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش میمردم
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ… خداحافظ که دیگر بر نمیگردم…
ﺭﻓﺘﻨﺖ …
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ …
ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ …
ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ
ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺪ …
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ …
ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﺮﺩ
ﮐﻪ ﻣﻨﻮ
ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ؟
برای خوشبختــــ بودن

به هیچ چیز نیاز نیستـــــ …

جز فهمیدن یکدیگر…
که تو نفهمیدى…..خواستى✔

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ
ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾﺴﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﻣﻦ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭘﺎﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ
ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﯼ
ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﻨﻢ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﻮﺩﯼ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ
ﻭﻟﯽ ﺍﯾﮑﺎﺵ ﻭﻗﺖ ﻭﺩﺍﻉ
ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺑﺸﻤﺎﺭﻡ
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﺣﺘﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ
ﺣﺘﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻠﻨﮕﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﺪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ ﺍ ﺯﻧﺒﻮﺩﻧﺖ
به احترام نگاهت”” به روشنی کلامت ””به صداقت وجودت”” به چشمهای همیشه نگرانت به بخشش دستانت و به آرامی نفسهایت تورا سپردم به دست خدا و تمام خاطرات خوش و خاطرات انگیزم…تا مبادا روزی گم کنم روزهای با تو بودن را**
زود می‌فهمی
همه‌چیز را در آغوش او جا گذاشتی!
مثلِ مسافری که تمامِ زندگی‌ اش را
در یک ایستگاهِ بینِ راهی،جا می‌گذارد
مى روى و من پشت سرت آب نمى ریزم…
وقتى هوای رفتن دارى
دریا را هم به پایت بریزم…
برنمى گردى……!!!
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم√
هر چه بیشتر می خواهمت دورتر می شوی…
برگرد…
قول می دهم دوستت نداشته باشم…
این تنهایى خواب را از من گرفته.
ارزان تر از انچه فکرش را بکنی بودی!!!
اما…..
برای من گران تمام شدی…..
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻋﺸﻖ ﺍﻭ ﺗﻮﺭﺍ ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﻣﻦ ﺍﻧﮕﺎﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯼ
ﭘﺲ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ ﮐﻮﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻟﯿﺎﻗﺘﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ
تقصیرمن نبودتوباپاهای خودت ازچشم من افتادی….
میدانی…؟
حس عجیبیست…
میشینم ساعت ها خاطراتت را مرور میکنم…با هر ثانیه اش اشک میریزم…
اما اگر برگردی دیگر نمیخواهمت…
انگار برای مرگ یک خاطره اشک میریزم…
برای مرگ یک باور…
مرگ یک رویا…
انفجار
باروت
و این دود غلیظ
که فرو نشسته روی خیابان های ذهنم…
کسی دارد شعر های مرا می سوزاند…
گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت…
دارم به رفتار پرشکوهی
شبیه
مرگ
فکر می کنم…
میخوای حرفاتو بگی؟! بگو برو…

میخوای اشک بریزی؟! زود بریز برو…

میخوای التماس کنی؟! باشه برو…

میخوای آرومم کنی؟! شدم برو…

میخوای از من بدونی؟! خوبم برو…

میخوای از دل بخونی؟! بخون برو…

میخوای احساست بشم؟! فقط برو…

میخوای عاشقم کنی؟! بســــه بـــرو✔

آرام گفت دلتنگتم چیزی نگفتم،تکرارکردمن نازکردم، بلندترگفت من سکوت کردم، خیال می کردم همیشه هست.امارفت، من ماندم واین غرور لعنتی…✔
امیدم…!
در من
کوچه هاییست که با تو…
سفر هاییست که با تو…
روزهایست که باتو…
شبهاییست که با تو…
عاشقانه هاییست که باتو…
نگشته ام
نرفته ام
سر نکرده ام
آرام نیافته ام
نگفته ام
می بینی چقدر با تو کار دارم؟
زودتر بیا!
میگویند خواستن توانستن است اما دروغ است چون من تو را خواستم نماندی رفتی نشد که بمانی. حال فهمیدی برای چه دروغ است…

به خاطر پا برهنه بودنم ازمن گذشت, همان که در راهش کفشهایم پاره شد
اگر میدانستم که زبان نگاهم را نمیدانی هرگز نگاهت نمیکردم…
به چه می خندی !؟
به چه چیز!؟
به شکست دل من
یا به پیروزی خویش !؟
به چه می خندی…!؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد!؟
یا به افسونگریه چشمانت
که مرا سوخت و خاکستر کرد…!؟
به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی
که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست !؟
یا به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !؟
به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها
……..یا به

خنده داراست…..بخند !!

باختم تادلخوشت کنم!برگ برنده ات سادگیم نبود”،چون پای من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آن ها انتظار محبت داشتم و در نتیجه زندگی به من آموخت”هیچ کس شبیه حرف هایش نیست”…
تفاوت من و تو در این است که من برای تو خاطره شدم و تو برای من رویا…
.تو رفــــــتـــه ای

و مـــــــن

عـــــــاشــــــقــانه های بی مخـــاطبـــم را…

به حــــراج گـــــذاشـــته ام..✔

ﺑﻪ ﺯﺧﻤﻬﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯼ ؟ !
ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﯾـــــــــــــــﮕﺮ
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺘـــــــــــــــﯽ ،
ﻣﺮﮒ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﺩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﺑـــــــــــــــﺮﺩ !
ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺩﺭﺩ ﻧـــــــــــــــﻤﯽ ﮐﺸﻨﺪ !
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳـــــــــــــــﺖ
ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺩﯾـــــــــــــــﮕﺮ !
ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻧـــــــــــﮑﻦ
می گویند:

واژه هایت بوی شکستن میدهد…

سوء تعبیر شده…………………

فقط چند ترک ساده اس….

تو نگران نباش…

تا روز برگشتنت سرپا می مانم….

قول میدم….

رفتنی میره یه روزی .اینو من خوب میدونستم کاش نمیشدم خرابت کاش میشد .کاش میتونستم!
بدترین حسی که دارم…..اینه که ……همیشه……!واسه همه اشتـــــــــباهی بودم……..
اگر وقت نداری با من صحبت کنی درکت می کنم
اگر وقت نداری مرا ببینی درکت می کنم
اگر وقت نداری حالم را بپرسی درکت می کم
اما اگر دیگر دوستت نداشتم
این بار نوبت توست که درکم کنی……!
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ

ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ، ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻡ

ﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ، ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺩﺭ

ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺪﻩ ﺧﺎﻣﻮﺵ

آیینه ها دچار فراموشی اند
و نام تو…
ورد زبان کوچه ی خاموشی
امشب تکلیف پنجره بی چشمهای باز تو روشن نیست!
“قیصر امین پور”
من…منهای او…رفت…
به همین سادگی…
درست یک روز است که یکدیگر را ترک کرده ایم…
ولی بی تو لحظه ها آن قدر دیر میگذرند
که میخواهم فردا…
سالگرد جداییمان را جشن بگیرم !
چشم گذاشتم رفت…. اما ای کاش بداند تا ابد شمردن شرط بازی نبود…
یادت را به دست قصه ها میسپارم و میروم شاید کسی تو را عاشقانه تر سرود
میشه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری میشه.
اینجا زمین است !
زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی
فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنی است. . .
این بار که کسی آمد نمــی گویمـ بـــرو
حــتی نمی گــویمـ کس دیگـــری رامی خـــواهمـ
 فقـط می گــویمـ :……ببیـــن ! من شکــستـه امـ !خستــه امـ کمی آراممـ کــــن …همـیـن..!
ﺑﺮﮔﺸﺘﻨﺘـــــــــــــــــــــــ
ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺪﺭ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺧﯿـــــﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﺭﻓﺘﻨﺘـــــــــــــــــــــــــــــ . .
به من گفت برایم دعاکن تا به آرزویم برسم نشستم شب و روز برایش دعا کردم اما هرگز نمیدانستم که آرزویش جدایى ازمن بود!
بی تو بغضه درگلو مانده ام.
بی تو یتیمه بی آغوشم.
بی تو قلبی بی تپشم.
بی تو سکوته مبهمم.
بی تو گم شده درخودم.
من تو را نیازم
من تورا ستایشم
من تورا نوازشم آرزوست.
وصالم آرزوست آرزوست.
ﺭﻓﺘﻢ
ﻛﺴﻰ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺯﻳﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺩ ﻧﻜﺮﺩ
ﻛﺴﻰ ﺁﺏ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻧﺮﻳﺨﺖ
ﻛﺴﻰ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ
ﻛﺴﻰ ﻣﺮﺍ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺩﻳﺮﻓﻬﻤﻴﺪﻡ
معلم ادبیات : فعل رفتن را صرف کن!
-رفتم .،رفتی،رفت……(سکوت)
معلم : ادامه بده.
-(با لبخندی تلخ)رفت دیگر ….ادامه ای ندارد !همه چیز تمام شد
آن قدر که از دیروز میترسم. . .

هراس از فردا ندارم. . .!

فردا شاید بیایی. . .

اما. . .

دیروز بد موقع رفتی. . .✔

همه میگویند هر شیرینی پس از تلخی و زحمت به دست می آید؟ اما شیرینی زندگی من رفت و اکنون تلخی خاطراتش بجا مانده است
همیشه وقتی میخواست ازپیشم بره میگفت؛خوب عزیزم من دیگه رفتم…..تا که اون روزگفت؛من دیگه رفتم….امااینبار،رفت که رفت…..
با عشق او…
احمق ترین انسان دنیایم؛
او از همان…
آغاز هم مجنون دیگری داشت!✔
نـَـــــه !!!

اِنــــــگـار … تــــــــــو مَــــــــرد ِ رَفتَــــــــن هَــــــم نیســــــــــــــتی …

این بـــار جـــایمــان عَــــــــوَض !

تــــــــــو بمــــــــــان ؛

مَـــــــن مَـــــــــــردانــه می رَوَمــــ …

ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﻭ…. ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺭﻭﻍ
ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﯾﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺗﺎﺯﻩ
ﺭﻭ…………. ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﻢ ﺭﻭ
ﺑﺒﯿﻨﯽ!!! ﺑﺮﻭ……..
رفتی ولی میدانم تو هم مثل من بی تابی…
تو هم مثل من دقیقه به دقیقه گوشیتو چک میکنی…
این چه رسمیست که از هم دوریم و به هم فکر میکنیم..
فقط یک بار گوشیتو بردار بنویس تا آخرش هستم…
همه ی کارهایت را بخشیدم،،

جز آن تردید آخر هنگام رفتنت،
که هنوز مرا به برگشتنت
امیدوار نگه داشته…

قبل از “خدا حافظی” ،
بر نگــــردید و عقب نگاه نکید….
بد دردرسری میشه این ” آخرین نــــگاه ” !
ازآن روزی که رفتی ازکنارم بروباغی پریشان دارم امشب٪ هــزارویــک شبـــم چـــــون بادبـــگذشت طـــنـــیــن قــصــه هـــایت دردلم ماند/z
تـــ ـــرکـت کـــ ـرده ؟؟؟
شــب هــ ـا به یـــ ـادش گـــــ ریه میـ ـکنــــ ی؟!

نـــ اراحــــت نبــ ــاش ….
یـــ ـه روز تـــ ـو تنهــــ ـا آرزوی زنــــ دگیـــ ـش میشـــ ی!!

ایــ ـن بـــ ـدتــــ ـرین انتقــ ـامــ ـــه ….

ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺣﺎﻻ ﺩﻳﮕﺮ
ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻣﺮﺍ ﻧﻤﻲ ﺧﻨﺪﺍﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﭘﺎﻱ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎ ﺑﻐﺾ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ
ﭘﺎﻱ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺑﻨﺪﻡ
ﭘﺎﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺭﻭﻡ !
همه شکوه میکنیم که رفت و تنهامون گذاشت ولی حقیقت اینه که خیلی وقتا ما باعث رفتنشون
تـو رفـتـﮯ . . .
انـگـار ڪـﮧ مـن از اولـش نـبـودم !
مـن ولـﮯ مـﮯمـانـم
انـگـار ڪـﮧ تـو تـا آخـرش هـسـتـﮯ ! . .
hozourat dar kenare man mojeze nabod,nabodanetam faje nist…!
farda rooze digari baraye man khahad bod,bish az in barayat ashk nakhaham rikht!
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ !…
ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ !…
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻲ ﺗﻮ ﺷﺐ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺷﺒﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻲ
ﺗﻮ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻃﻠﻮﻋﻲ ﻭ ﻏﺮﻭﺑﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﺑﻲ
ﺗﻮ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ !…
ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ !…
ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ !…
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه که بودم
وﻗﺘﯽ اﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﺑﺮ روی زﻣﯿﻦ رﯾﺨﺖ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺪﯾﺪی ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﻢ . ﺗﻮ دﻟﻢ را ﺑﺎ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬاﺷﺘﯽ و ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ را ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮔﺮﯾﺎن ﮔﺬاﺷﺘﯽ
به من گفت پاپتی…..همان کسی که در راهش کفشهایم پاره شد!
آن جا که دلم را به تو دادم رفتی…..فهمیدی بدون تو چه زارم رفتی….دادی تو عجب هدیه خارم رفتی…ای گل همه ی دارو ندارم رفتی…
به حقیقت من وتوآگاهیم هردومون گمشده یک راهیم-هردو زخمی شده یک شلاق- هردونفرین شده یک آهیم-منوتوعاشق بی تدبیریم من وتومجرم بی تقصیریم.
برگها وقتی از درخت می افتند ک فکرمیکنند طلا شدن!
بـی انـصاف شـُدم…
باکـدامـ لالایی وجدانـم را خـواباندم…
کـِهـ ایِن چُنـین بِیخیالت شدم…
بعد از این همه مدت بهم ثابت شد عشق یعنی نرسیدن
ﺑــــﺮﺍﯼ ِ ﻫــﺮ ﮐـﺲ ﮐـﻪ ﺭﻓــﺘـﻨﯽ ﺳـﺖ ،
ﻓــــﻘـﻂ ﺑــــﺎﯾــــﺪ ..
ﮐﻨــــﺎﺭ ﺍﯾــﺴﺘــﺎﺩ ..
ﻭ ..
ﺭﺍﻩ ﺑـــــﺎﺯ ﮐـــــﺮﺩ !
ﺑــﻪ ﻫـﻤـﯿـﻦ ﺳـــﺎﺩﮔــــﯽ !

ﺑﺒﻨﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ … ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ
ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻡ …

ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﺩﻝ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻼ‌ﻗﯿﺖ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺩﺍﺩﯼ . . .

ﻧـﺸـﺴﺘـﻪ ﺍﻡ…
ﺑـــﯿـﺎﺩ ِ ﮐــﻮﺩﮐــﯽ ﻫـــﺎﯾــﻢ ،
ﺩﻭﺭ ِ “ﻏــﻠـﻂ“ﻫــﺎ ،
ﯾـﮏ ﺧــﻂ ِ ﺑـﺴﺘـﻪ ﻣـﯽ ﮐـــﺸـﻢ !
ﺩﻭﺭ ِ ﺗــــــــﻮ !

ﭼﻮﻥ ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻠﯽ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ
ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻢ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ …

باز که اومدی !!
باز چی شده برگشتی؟؟
تو خودت چی دیدی زدی احساسمو له کردی …

این بازیو از حفظ بودم رو نکردم بی حس شدم …

*این بار میخوام نشونت بدم*

در حدی دل زدم ازت که خودم خواستم از دستت بدم …

پس نمیگیرم حرفمو ”” راتو بگیر برو ””
جاتو پر کرده دلم ! پشیمونی میدونم ! دیگه دیره واسه موندن ……..

بعد از ۵سال دوستی میگه برام راحت نیست ولی من عاشق یکی دیگم. , دیگه هرچه بینمون بود تمام,
“اخه بی معرفت تومیتونی اینقد سنگ دل باشی من نمیتونم اخه من عاشقتم”اخه اگه عاشق اونی چرا ب من عشقم عشقم میگفتی ??ها
حیف که نتونستم توچشات زل بزنم دستتو محکم بگیرم بگم منتظزت میمونم,چون میدونستم عاشق اونی,
به تو که فکر میکنم ,بى اختیار به حماقت خود لبخند میزنم
سیاه لشکری بودم در عشق تو
وفکرمیکردم بازیگرنـــــــــــقش اولم
افـــــــــــــسوس…✔
ای ساده دل ساده فراموشش کن،تا کجا چشم به این جاده فراموشش کن
دست بردار از او خاطره بازی کافیست،فرض کن گل نفرستاده فراموشش کن
مردمان نگهش قله نشینند هنوز،دل که در دره نیافتاده فراموشش کن
گفتم این تکه غزل را بفرستم نزدش،دل ولی گفت نشو ساده،ساده فراموشش کن
ته قصه ی ماتلخه,دوست دارم ولی میری
اخه این رفتن اجباره,ازم دستاتو میگیری
بااینکه ازهمه دنیا ,بدونت دگ سیرم من
دلم میخواد دم رفتن ,بخندی تا نمیرم من
دارم این حرفارو میگم,خودم اشکام سرازیره
بگو راحت میری بی من,بگو گریت نمیگیره
ب این تقدیر بی انصاف,تورو باگریه پس دادم
تو خوشبخت شی همین خوبه,میسوزم اما دلشادم
ته قصه ی ما تلخه…..
خداحافظ ب تو گفتن,مثه تیره ب قلبه عاشق وخستم
همین ک میری از دنیام,دگ خالی میشه دستم
تنم میلرزه از دوریت,ولی تو قرص و محکم باش
میون خاطرات من,اگه شد گاهی یک کم باش
ته قصه ماتلخه…..
چرا دلت گرفته ؟
او هم آدم است
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت
غصه نخور…
اگر رفت…
گریه نکن…
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکنه
یک روز معنی کم محلی را میفهمد
یک روز شکستن را درک میکند
آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بود
میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد.
از پی هم میگذرند این روزها
پی در پی ، بدون هیچ وقفه ای
اما…
بدون حضورت
نمیدانم چطور دلشان می آید بگذرند ؟؟؟
امروز. . . .

فرداهایم. . . .

و پس فرداهایم. . . .

همه وهمه خراب شده اند. . .

بعدازرفتن تو. . .

برگرد. . .✔

این روزها …جای خالی ” تو ” را با عروسکی پر می کنم همانند توست !مرا دوست ندارداحساس ندارد !اما هر چه هست دل شکستن بلد نیست … !
هوا بارانی ست ولی شیشه؛ چرا بخار نمیگیری؟
نترس؛ رفت… دیگر اسمش را رویت نمی نویسم!
بعضی چهره ها را نمی شود فراموش کرد
خدایا
حافظه ام را بگیر
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺷﺖ ،
ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﮑﻨﺪ . . .
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﺮﮎ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻢ .. .
،ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺁﺧﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎ ﺑﮑﻨﺪ
ﻭ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺗﻮ ﻧﯿﺰ . . . . .
ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﺤﺾ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ . .
(هست)را اگر قدر ندانی میشه(بود)
و چه تلخ است (هستی) که (بود) شود
و (دارمی) که (داشتم) شود!!
ﭼﺸـــــــــﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘــــﻢ ﺭﻓﺘــــــــﯽ،،،
ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸـــــــــﻪ ﺷﻤﺮﺩﻥ
ﺷﺮﻁ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﺒــــــــــﻮﺩ !!!.…
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم..
بگذار در تنهایی خود بسوزم تا تقاص لحظه های با تو بودنی باشد که قدرش را ندانستم.
بهم گفت ””گورتو گم کن”” و حالا هر روز با گریه دنبال قبر من میگردد…
بی تو زندگی کردن محال نیس… شدنیه…کار نشد نداره…فقط خودم نیستم دیگه… یکم قلبم گرفتس…یکم نفسم…یکم فکرم پیشته…یکم چشمام خیس میشن …یکم کم خوراک میشم…یکم عصبی….یکم میرم تو خودم…یکم مغزم قفل میشه رو تو….یکم از آسیب دیدن نمیترسم دیگه…یکم خودمو فراموش میکنم….یکم دوست دارم…یکم عاشقتم…یکم تا اخرین لحظه منتظرت میمونم…یکمه منو که میدونی چجوریه؟واسه خودش عالمیه…اندازه تمام دنیا…
ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﺯﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺷﻨﻴﺪﻥ
”””” ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ””””
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻱ ﮐﻪ ﻧﻤﻲ ﺭﻓﺘﻲ
ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪﻱ
یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی ای
بعد از رفتنت دوچیز مرا از گریاند…
، یکى رفتن بى بهانه ات ودیگرى ماندن بیهوده خودم!!!
دیگر فکر نکردن به تو کار سختی نیست فرو ریخت آن همه احساس خوبی که از دیدنت داشتم حالا عام شده ای، مخاطب سابقا خاص
امروزوفرداهایم، یس فرداها، همه وهمه خراب شده اند بعدازتو” برگرد” .
بهانه هایت از روزی آغاز شدکه بی بهانه !آغاز و پایانم شدی …من چه سخت در تو پیدا شدم وتو چه ساده در خود گم شدی ..
هوا سرد می شود
نمی دانم
به چه دلت گرم است؟!
اما، برگرد …
که من هنوز
به سردی نگاهت … حتی،
دلم گرم می شود!
از ” اون ”

گلـــه نـکــن ..

وقـتـــی ” تـــو ”

جــا خـــالـــی دادی

” اون ” بغـلــــم کـــرد

تـــا زمیـــن نـخــــورم …

این جا زمین است

زمین گرد است،تویی که مرا دور زدی!

فردا به خودم خواهی رسید،حال و روزت دیدنیست!

ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﺑﻮﺩﻡ
!………!
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺭﻣﻮ ﺧﻄــــــــــــ
ﮐﺸﯿﺪ
گفتی تا انگشت های

دستت را بشمـــــاری

برمیگردم کجـــــــــایی

که از مَردم شهر هم

انگشت گدایی

میکنم.♥

ﺣﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺩﯾﺪﯼ
ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺸﺘﯽ …
ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﯽ
ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ
ﮐﻪ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﮔﺮﺩﯼ
بعضی آدما وقتی میان که تو دیگه از تنهایی در اومدی، حالا دیگه مونسی مثل غم، اعتیاد، بیماری داری.پس ای بعضیا برید و عشقبازی منو بهم نزنید.
انصاف نیست!رفتنش باخودش بود؛فراموش کردنش بامن..؟
گفتی :
محبت کن بـــــــــــرو…
باشه خدا حافظ ولــــــــــــی…
رفتم که بـــــــــــاور کنی دارم مـــحبت میکنم……
ﻓﻘـﻂ ﺑﮕﻮ ، 
ﭼﮕﻮنه رﻓﺘﻦ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻢ ؟ ؟
 ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﻫﻨــــــﻮﺯ ….. 
ﺑﻮﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻫﺪ ؟؟؟؟

نامت گوشه ی ذهنم بی قراری می کند…
دلم با چشمانم راه نمی آید!دوباره همدست خزان شدی، رویای بهاری من؟!
می پاشم، می ریزم، می افتم… همچون برگ در خزان زمین…
در خلسه ی “رفتنت” ماندم هنوز!
دلم با چشمانم راه نمی آید!
“غم” روی پلک هایم سنگینی می کند;
تا کِی در ریزشِ ترِ غرورم ایستادگی کنم؟!
می دانست که دوستش دارم………
اما رفت که رفت……

برای رسیدن به سرزمین عشق ، پلی لازم بود و عبوری ؛ پل شدن سهم من بود و عبور سهم او …
ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﺑﺮﻣﯿﺨﯿﺰﻡ
ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﮥ ﻣﺮﮒ
ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻢ
ﻣﯿﺎﻥ ِ ﻣﻦ ﻭ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ِ ﺍﻣﺴﺎﻝ
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ
بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من، منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من
به جرم عشق یه عمره که زندونیم، تو آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم
بزرگترین چیزی که تو ازمن گرفتی توان عاشق شدنه
دیگر توان عاشق شدن را ندارم
فقط از عشق برایم یک ترس مانده است (:””( .
اگرآمدخبررفتن مراب اوبدهید
گمانم ک صلاح نیست کنارش باشم…
تابستان حالا ک داری تمام میشوی بگذار بگویم روزهای گرمت سرد گذشت
به کفشهایم غبطه می خورم که نمی فهمند زمانی این راه را با تو رفته اند…
امروزکه دردست توأم مرحمتی کن

فرداکه شدم خاک چه سوداشک ندامت

چه راحت شکستی و رفتی…..
 
چه بی خیال آتش زدی….این دل بی درمان را…..
 
چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم….
 
تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی…..
 
مرا،احساسم را به بازی گرفتی….
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم .مینویسم تا شاید نامهربانی هایش را باور کند
toi ke migi:dige mesle man peida nemikoni!
vaghean fekr mikoni bad az to,donbale yeki mesle to migardam??
اسم ِ این چیه؟

قسمت ، حکمت ، تقدیر …

که امروز همه ی آدما رو شکل تو ببینم ؟

سوار ماشین بودم …سر درد شدید همیشگی

از شانس خوب منم همش به چراغ قرمز خوردم به اندازه ی تمام سنم

چراغ قرمز دیدم ، خیر سرم رفته بودم خرید !

نمی دونم تجربه کردی اینی که می گم و یا نه ؟

کسی شبیه ببینی یهو برگردی ببینی نه فقط شبیه بوده !

اسم این چیه ؟ بی طاقتی ؟! …

هر چی هست طاقتــمو تاب کرده !

هر چی که هست ازش متنفرم

فقط پلی بودم برای عبورت…
فکر تخریب من نباش
به اخر که رسیدی دست تکان بده
خودم فرو می ریزم
دلم یک جرعه حس ناب میخواهد
دلم از آن نفس هایی میخواهد که …
در آغوشم نفس نفس نیست….
دلم یک سمفونی نو میخواهد از لبان تو
با توام غریبه…!
دلـــم میخواهد بـــــــــروم….
اما از آن رفــــــتن هایی که تــــــو راهم را سد کنی…
من با یک نگاه پر از عشقت پشــــــــــیمان میشوم از رفتن
ولی حیف انگار در چشمان تو نیز؛ دنیا یخ بسته ست….
من از تــــــــنها پَریدن می هراسم…
ولی چاره ای نیست؛
اگر بمانم، از سردی این عـادت خواهـم مُـرد..
به بهارم نرسیدی،به خزانم بنگر…
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف …
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد …
از این صدا متنفر بودم اما …
چشم هایم را میمالم …
تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی …
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!✔
ای کاش یادش هم با خودش میبرد…
” خداحافظی ات ”
عجب خرابه ای به بار آورده!
نگاه کن …
مدت هاست در تلاشند
مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
براى سالها مینویسم,سالها بعد که چشمان تو عاشق میشوند,افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود:یکى بود یکى نبود..
تازه داشتم قشنگ خندیدن رو ازت یاد میگرفتم که اشکم رو دراوردی.عشق من بی من کجا رفتی
این روزها دیگر از همه چیز بیخیال شده ام…حتی تو!!! می بینم با خیالت که باشم آخرش می رسم به هیچ…بگذار چند روزی بیخیالت باشم…ببینم میرسم به چی…!
بزرگترین خطایش این بود که:
می پنداشت؛
من برای همیشه صبور خواهم ماند…!!! ⇦♚
بهترین لحظه های دیروز،بدترین لحظه های امروز رو ساخته..
لعنت به این خاطره ها …
بی تـــــو
چشـــــم دیدن
چیــزهایی را که
با تـــــــو دیده ام
را نــــدارم.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ،ﻓﻘﻂ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻤﮑﻨﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺑﺎﺷﻪ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺣﺲ ﻭ ﺩﯾﺪ ﻣﺜﺒﺖ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ…
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ..
ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ِ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻢ …
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻨﻮﯾﺲ ……
ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯽ !… ؟
تو آنجا ، من اینجا …
همه راست می گفتند : “تو کجا من کجا !!!”
بـــــــزرگـــــتــــریـــــــن اشـــــــتــــــبــــــاهــــــم ایــــــــــنــــــــــ بـــــــــود کـــــــــ الــــــتــــــماســـــــت کــــــردم بــــــــمانـــــــــــى …
نــــــــــمى ارزیــــــــدى !!!
دیــــــــر فـــــــــهـــــــمـــــــیـــــــــدم
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺖ …
ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﭘﺮﺷﮑﻮﻫﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ
ﮐﻨﻢ …
ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎﺵ . .
ﺑﻪ جـــﻬــــﻨﻢ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ !
ﻣﮕﺮﺩﺭﯾﺎ ﻣُﺮﺩﺍﺯﺑـــﯽ ﺑﺎﺭﺍﻧــﯽ
تلخ بودم برایت؟کنارم گذاشتی…که ترکم کنی؟شرابی میشوم که در حسرت مستی اش تا آخر عمر بمانی
ببین مرا چه گونه جادو کردی ؟

هنوز هم نمی توانم…

آن گونه که بودم ، باشم

هنوز هم نمی توانم

روزهابعد از نبودنت

انسان دیگری را…

آنگونه که برای تو ساختم برای خود بسازم

راستی میدانی!!!

جزایی بالاتر از این نیست ؛

که به کسی دل ببندی ،

که قسمت تو نیست … !!!

سخت ست اما خداحافظ…

❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

رفتنت ،

تمام حس و حال خوب گذشته را با خود برد ،

درست مثل ِ ،

ضد حال ِ سردرد های پس از مستی …

مگر تو باران را دوست نداشتی …؟
مگر نمیگفتی با چشمان خیس جذاب تری…
برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم…
فکر می کردم شاید هنوز به یادم باشه; زنگ زدم بهش خاموش بود; هنوزم خاموشه; خوشحالم که هنوز فکر می کنم به یادمه
هَمــه چیـــز در ز ِنــدگـــی عــ ــادَت مـــی شـــود

مـــانــده امـ چـِـ ـــرا رَفتــنتـــ

ایـــن قــــانـــونــ را نــِمی پـــذیــــرد !!!

“عبور”
تکرار غمگین آدمهاست …
صدای کفش هایی که دیگر هیچ وقت نمی آیند …..
Negahi kardo man ra dar be dar kard
Yaqin kar asheqam badash safar kard
Shekasti khordo amad ta bemanad
Vali man rafte budam
Oo zarar kard. . .
ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟
ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ …
ﺯﯾﺮ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ …
ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ …
ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺳﻘﻒ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺖ …
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ … ﺯﻟﺰﻟﻪ ﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﺮﺍ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﺩﻟﺖ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩ …
ﺍﻣﺎ …
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺖ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﺣﯿﻒ …
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ
ﻫﻤــــــﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻨـــــﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ ! ﺩﺍﺷﺘﻦِ ﺗــــــــﻮ … ﺑﻮﺩﻥِ
ﻣــــــﻦ … ﻣﺎﻧﺪﻥِ ﻣـــــﺎ … ﺭﻓﺘﻦِ ﺗـــــــﻮ … … ﺭﻓﺘﻦِ ﻣﻦ …
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ … ﺁﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺧﻨــــــــــﺪﻩ ، ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ
ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ه حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ،
ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺍﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺁﻣﺪﯼ؛
ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺸﻢ ﺭﺍ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﺮﺩﯼ؛
ﻭ ﺑﻌﺪ
ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺘﯽ؛
ﻭﻫﯿﭻ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ
ﺩﺭﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﭼﻪ ﺍﺿﻄﺮﺍﺑﯽ ﺩﺭﻣﻦ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺯﺩ !
ﮐﺎﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ،
ﺟﺮﺍﺕ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﯽ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺩﺍﺷﺘﯽ !
ﮐﺎﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ،
ﺟﺮﺍﺕ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ ﺭﺍ
ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﺗﻮ ﮎ ﺭﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ
ﺳﺮﺩﻩ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺑﻬﺎﺭﻡ
ﮐﺎﺵ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﮎ ﺏ ﺟﺰ ﺗﻮ
ﻋﺸﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ………
ﻫﻤﯿﺸﻪ 
ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ  ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺁﺷﻨﺎﯾﯿﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﺮﺍﺱ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻮﺩﻡ  ﻭ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ
ﺭﺍ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺷﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯿﺸﺪ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ 
ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ . . .
.
از جدائیمان برای هر کسی که گفتم حق را به من داد !!!اما …اینها نمی دانند من حق را نمی خواهم ؛حق که برای من ” تو” نمی شود … !!!
گفت دنیاتو بامن قسمت میکنی?گفتم نه!گفت زندگیتو چی?بازم گفتم نه?گفت حداقل قلبتو?گفتم نه!ناراحت شدو رفت اما نمیدونست منو اونو هیچ وقت تقسیم نمیکنم حتی با خودش
تسلیم شده ام…؟نگوید ضعیف هستم ..نه ..فقط خنجر از سوی کسی به پشتم نشست که خودش مواظبم بود.
باران باش تا با جدا جداشدن از آسمون زمین رو سرسبز کنی .فقط اینو گفت و رفت
من پر از واژه هایی هستم که روزی نمی توانستند شوق بودنت را وصف کنند

حالا اما واژه ها را می گردم و می نویسم

رفت … نمی آید … بساز

برف وبارون کارشو کرد تو را از یاد من شوست همان طور تورا از خاطر پنجره ها میشست
وقتی تو رفتی
برگ ها افتادند ، درختان خمیده ، گل ها پژمردند
وقتی تو رفتی
خورشید کم رنگ شد ، شب ها طولانی , زندگی پر غم شد
وقتی تو رفتی
آسمون بغض کرد ، ابر گریست ، دل شکست
وقتی تو رفتی
شادی پنهان شد ، دلتنگی آمد ، اشک سرازیر شد
وقتی تو رفتی
دریا بی آب شد ، ماهی ها مردند ، ساحل بی جان شد
آآآری تـو رفـتی
و مـن ماندم و یک خـروار دلـتنگی .
ای غـریبه ی آشـنا خوشحال نباش تنها نیستم !
هـنوز هم خاطرات و عکس هایت هست . . .
با عکس هایت حرف میزنم
و با خاطراتت نفس میکشم . . .
بـعد ماه ها دوری
هـنوز بـوی ناب عطرت را بر لباسم حس میکنم . . .
آآآهـای بی انـصاف
مـن به تو ” وفـا ” کردم
اما
تـو به من و خـودت ” جـفا ” کردی
و ایـن بود پـایان تـلخ قـصه ی ما . . .
به یادم هم نیستے!!!
آسوده کنار عشقت باش عشق من…
من قول میدهم حتے به یادت هم نیایــ ـم✖
♥。loveless。♥
ﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺭﻓﺘﻦ ” ﺍﻭ”
ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩ
ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﭼﺎﯼ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﻫﺴﺘﻢ !
ﺍﻣﺎ
ﺗﻠﺦ ﺗﺮ
ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ
ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺗﺮ
کجا سفر کردی
که بی خبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی
از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی
که پیش چشمم ره دگر رفتی
چه قصه ها که از وفا گفتی بامن
تو بی محبتی کنون جانا یامن
توچنان شرر بخدا خبر زخدا نداری
رود آتش از سر آن سرا که تو پا گذاری
سوز دلم را تو ندانی
آتش جانم ننشانی
رفتی و صبر و قرار مرا بردی
بردی بردی.
یکی که تنها عشق من بود منه تنهارو تنها گذاشتو رفت با یکی دیگه که تنها نباشه منم تنها موندمو تنهای تنهاشدم تنهایی کلی غصه خوردم تو تنهایی….
حالا تنها عشقش تنهاش گذاشته اونم مثل من تنهای تنها شده اومده میگه من تنهام توهم تنهایی میخای باهم باشیم؟؟؟؟
منم تنها جوابی که بهش دادم این بود که میخام تنها باشم تنهام بذار …….
ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ / ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺳﺪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ / ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻏﺮﻭﺏ ، ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ
دل شکستهدل شکستهدل شکسته
ﺑﻌــــﻀـــــــــــــــــــﻴﺎ
ﻣﻲ ﺯﺍﺭﻥ ﻣﻴﺮﻥ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﮐﺎﻣﻼ
ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﺒﻴﻨﻦ
ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺸﻮﻥ ﺩﺍﻏﻮﻧﻲ ﻳﺎ ﻧﻪ .
ﺍﮔﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺑﺎﺷﻲ ﮐﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻲ ﭼﻨﺎﻥ ﺩﺍﻏﻮﻧﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻦ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺘﻨﺸﻮﻧﻢ ﻧﺘﻮﻧﻲ ﺁﺩﻡ ﺷﻲ …
یک قتل عمد !
قاتل تویی که بی پروا گذاشتی رفتی
مقتول منم که بی هوا در هوای تو مردم…
ﻣﺪﺗﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻪِ ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺨﻨﺪﻡ
ﻓﻘﻂ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﻢ
ﻧﻘﺸﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﺪ ﺑﻬﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ
ﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺖ
ﻣﺮﻫﻢِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯿﺸﺪ…
ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺣﺮﻓﺖ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻡ …
ﻟﻌﻨﺘﯽ …
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺍﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﯾﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ
ﺗﻮ ﻭ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻭ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ؟ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﻡ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﻗﺴﻤﺘﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﻌﻪ ﻋﮑﺲ …
ﺭﻧﮓ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ‚ ﺑﻮﯼ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ
ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺍﺯﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺖ
ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﭘﺎ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ازدستت هرچه برمی آمدانجام دادی!!! مرسی..!
 حالانوبته پاهایت است میتوانی گورت راگم کنی…
باهاش قهرکردم وبعد۲روزدلتنگی بابغض بهش اس دادم واز عشق و احساسم بهش گفتم،،،جوابی نیومد و زنگیدم ودیدم مشترک مورد نظر خاموش میباشد،،وچه عاشقانه ها و دوستت دارم هایی که تحویل نشد و نوشت پیام ارسال نشد،نشد،نشد و من ماندم ویه شماره خاموش و یه دنیا حرف
بیا قدم بزنیم من با” تـــو”توباهرک دلت خواست!فقط بیـاقدم بزنیم.اصلابیاوبگذار سایه ات باشـــــــــــم . . .سایه که آزار ندارد !دارد ؟
Sibe sorkhira be man bakhshido raft,
Aqebat bar eshqe man khandido raft,
Ashk dar cheshmane sardam halqe zad,
Bi morovat gerye am ro dodo raft.
آهسته گفت: خدانگهدارت .

در را بست و رفت . . . .

آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند. . . .

براى فراموش کردنت هرشب ارزوى الزایمر مىکنم…
خوش بحال تو…
که وقتی “او” امد,بدون هىچ دردسرى فراموشم کردى…
گفته بودی اگر قاصدک ها از سفر رویا بیایند

گفته بودی اگر شاپرک ها شهرمان را گلستان کنند

گفته بودی اگر صد شکوفه در میان گلستان بروید

گفته بودی اگر یک پرستو برگ آلاله ای را ببوید

گفته بودی اگر توی قلبم باغی از یاس خوشبو بکارم

گفته بودی اگر مثل باران روی دل های عاشق ببارم

باز میگردی و در کنارم قصه عشق را می نگاری

پس چه شد؟

نسترن ها شکفتند باز گرد ای نسیم بهاری

وقتی خداحافظی میکنیم چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره ی اشک برای نچکیدن
تحقیرت هم کنم کافـــی نیست
تفریقت میکنم از تمام زندگی ام.
لحظه به لحظم حرومت باشه
هر کاری کردم حرومت باشه
اشک تو چشمام، بغض تو حرفهام
حرومت باشه
ببین با من چه کرده اى….

که تنها درد…

شفاى درد من است…✔

دلگیرم از مرغ هایی که دانه خوردنشان پیش ما بود، ولی برای دیگری تخم می گذارند، برو مرغ من ولی بدان بوی کباب شدن گوشتت روزی به مشامم می رسد…
گفت میخوام برات یادگاری بنویسم گفتم:کجا؟
گفت:روی قلبت
گفتم باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه
یه خنجر برداشت
گفتم:این چیه؟
گفت:هیس ساکت شدم
گفتم بنویس چرا معطلی خنجر و برداشت و با تیزی خنجر نوشت
دوست دارم دیوونه
اون رفته خیلی وقته کجا؟ نمیدونم
اما
هنوز زخم خنجر یادگاریش رو قلبم مونده
چه آرام، چه آهسته
بی خیال رفتی
حتی لحظه ای سرت را نچرخاندی تا ببینی
چطور در میان برف های سرد و خیابان های یخ بسته این شهر همیشه یخ آتش گرفتم
ﻗﺘﯽ ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﯽ
ﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﺷﺪﯼ …
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﺁﺏ ﻫﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﯾﺨﺖ
ﺁﻧﮑﻪ ﺭﻓﺘﻨﯿﺴﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮﻭﺩ …
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭﺵ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ
ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻠﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﭼﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ !
رفتن توچیزی نبود برام بجز این غصه ها،من موندم ویادتو وتلخی این فاصله ها،رفتن تو چیزی نداشت برام بجز این گریه ها،من موندم وعشق تو وآتش این خاطره ها،رفتن توهیچی نذاشت ازم بجز اشک چشام،شدمیه پوست واستخون فردا دیگه خالیه جام،رفتن توهیچی نبرد ازم بجز این نفسام،من موندم وعکس تو ومرگ تموم لحظه هام
و بعد از رفتنت تنها من ماندم و فانوسی از خاطره ها کنج طاقچه اتاق…
دود میکند و میسوزد و می سوزاند !!!.
میخواهی برگردی؟!
این بار با دست پر به پیشوازت می آیم
میخواهم تمام زخم زبانها را که به من زدن برایت بیاورم
چگونه میخواهی تاوانش را پس بدهی؟!
— شَب —

چه ظالمانه نبودَنَت را به رُخ می کشَد . . . !!

تاریک بود
همه جا تاریک
راه را گم کرده بودم
کم کم چشمانم به تاریکی عادت کرده بود و میدانستم که باید در همین تاریکی راه را پیدا کنم
ناگهان نوری از دور دستها دیده شد
با اشتیاق به سمتش رفتم و آن را در دستانم گرفتم
سرا پا شوق بودم
آهسته می رفتم
سرخوش از اینکه نور تا آخر مسیر با من است و راه را نشانم میدهد
آنقدر از دیدنش خوشحال شده بودم
که فراموش کرده بودم
“شمع” هم خاموش می شود
و خاموش شد…
باز هم تاریک شد
تاریک تاریک
این بار،دیگر نه تاریکی را میتوانستم تحمل کنم،
نه سوزش دستان سوخته ام را…
بین خودمان می ماند…
بگو برایم دعایم میکنی
بعد از رفتنت…هنوز زنده ام؟
این عادی نیست…!
دیگه بی تابت نمیشوم……..
بی قراری نمیکنم……….
فراموشیت مبارکم باشه
بعد از تو جای خالی دلم مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچ یک از مردمان شهر نمی شود …حتی به زور…
چه تلخ است تشییع عشق،بر روی شانه های فراموشی،،،
و چه سخت است سپردن دل،به قبرستان جدایی،،،
وقتی بدانی ۵ شنبه ای نیست،تا رهگذری بر بی کسی هایت فاتحه ای بخواند.
درخیال من بمان اما خودت برو…..
آنکه در رویاى من است مرا دوست دارد
نه تو…….
ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﺳﺖ!
ﻋﻤﻖ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ !
ﺣﺎﻻ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺷﺪﻧﺖ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﺳﺖ !
ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻻﻣﺬﻫﺐ !
ﮐﻪ ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ !
ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﻣﯿﺪﻫﺪ!
ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ
ﻣﮕﺮ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ !!
اگردهکده ای بسوزدهمه دودش رامیبینندامااگر قلبی بسوزدهیچکس حتی شعله اش رانمیبیندپس میسوزم به عشق کسی که هیچوقت سوختنم راندید…
ﺭﻓــﺘــﮧ ﺍﯼ ؟
ﺑـــﮧ ﺩﺭﮎ !
ﻫﻨــﻮﺯ ﻫﻢ ﺑﻬـــﺘﺮﯾــﻦ ﻫـﺎ ﻭﺟـــﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ
ﺩﻧــﺒﺎﻝ ڪﺴﯽ ﺧﻮﺍﻫــــﻢ ﺭﻓــﺖ ڪــــﮧ ﻣــﺮﺍ
ﺑـــﮧ ﺧﺎﻃـــﺮ ﺧــﻮﺩﻡ ﺑــﺨﻮﺍﻫـﺪ
ﻧـﻪ ﺯﺍﭘــﺎﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯾـﭽـﻪ ﺑﻮﺩﻥ
مثل همیشه با اشک چشمان همیشه ترم و لرزش دستانم،در برابر نام بزرگت،در قلب کوچکم مینویسم: برای آخرین بار دوستت دارم ….خدانگه دار ….آنکه درکش نکردی و در ا دوست داشتن تنهایش گذاشتی…..
بیدل شدم و دل به تو دادم تا وقت جدایى آسان روى از یادم!
من دیگر بوسیدم و گذاشتم کنار
تمام چیزهایی که ندارم ،

دست هایت را
عاشقی ات را
همه را. . . .

عادت احمقانه ای است
چسبیدن به چیزهایی که ندارمشان. .

دلم بشکنه حرفی نیست ؛ حقیقت رو ازت میخوام
بهم راحت بگو میری حالا که سرده رویاهام
نمی دونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون
خودت خورشید شدی بی من ، منم دلتنگی بارون
یه بار فکر منم کن که دلم داغونه داغونه
تو میری عاقبت با اون که دستام خالی می مونه
دلم بشکنه حرفی نیست فقط کاش لایقت باشه
میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جا شه
دلم بشکنه حرفی نیست اگه تو یار و همراشی
ﻭﻗﺘـــﯽ ﻧﺨـــﻮﺍﺳﺘﻨـﺖ …
ﺁﺭﻭﻡ ﺑـﮑــﺶ ﮐـﻨـــــﺎﺭ !…
ﻏــــﻢ ﺍﻧـﮕﯿـــــﺰ ﺍﺳـﺖ ﺍﮔـــﺮ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﻧـﺨـــﻮﺍﻫـــﺪ؛
ﻣﺴـــﺨـﺮﻩ ﺍﺳــﺖ ﺍﮔـــﺮ ﻧﻔﻬﻤــــﯽ؛
ﺍﺣــﻤﻘـــﺎﻧـــﻪ ﺍﺳــﺖ ﺍﮔــــﺮ ﺍﺻــﺮﺍﺭ ﮐـﻨـــﯽ
دیدم شتابان میروی گفتم کجا یکدم بمان..!
گفتی: نمیخواهم تورا..
تنها بمان با مردمان..
گفتم:نشاید این چنین با این دلم بازی کنی،.
گفتی:که نتوانی مرا با گریه ات راضی کنی..
گفتم:دراین شهر خشن درخانه ماندن بهتراست..، باید زمار سعی خوشرنگ دنیا دل گسست.،
گفتی:خمش،من میروم باتو نماند هیچکس،
بودن کنارت درقفس..؟
هیهات! حتی یک نفس..
گفتم:که پس یکدم بمان تا روی ماهت بنگرم..
گفتی:که من مه نیستم..
خودسوی ماه دیگرم..
گفتم:مرا باخود ببر،
گفتی:نخواهم درد سر، گفتم:خبر از من بگیر..
گفتی:نگیر ازمن خبر..
گفتم:که تا برگشتنت من منتظر می ایستم..
گفتی:به فکرمن مباش من هم به فکرت نیستم..
گفتم:چه شد؟ پیمان تو؟
تا انتهای جان تو،
خندیدی وگفتی به من:
طومار آن از آن تو…
آن روز رفتی بعد از آن شد خیره چشمانم به در.. تا یاد خو آیی از در و آید از سویت خبر..
اما شبی در خواب خود رفتم مزار عاشقان دیدم در آن قبر دلم …
انگشت ماندم بر دهان..
کین دل به نام رهگذر..
بر روی سنگ قبر زرد..
با دست خود حک کرده بود..
::..ای آنکــــہ رفتـــــــے..::
نــه تنهـــا ترکت می کنند …
حتـی وقت رفـتن بــا تمام پـــر رویی دستــور هم میدهند :
مواظب خودت بــاش … !!
چرا هر بار که با خودم می گم،به جهنم که رفت باز بغض گلومو می گیره!!
از همه غم انگیزتر وقتیِ که
کسی که دوستش داری
هیچ تلاشی برا نگه داشتنت نمیکنه…..!✔
ای دنیااااااااااا
کمی آرامتر
کمی مودبتر
مگر نمیبینی?
مگر نمیدانی?
تمام قلبها شکسته
کمی آرامتر
بگذار انسانهایی که دلشان شکسته هم. تعمیر قلب کنند و برات افتند,بعدش سرعت بی وفاییت را زیاد کن
کاش میدونستی منی که اینهمه برات از دل و روحم مایه گذاشتم به پسرای دیگه حتی نگاه نکردم…حالا که قدرمو ندونستی حتی اگه برگردی جایی نداری …بعد تو قلبم و خاک کردم
ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺮﮐﻢ ﮐﻨﯽ !
ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ …
ﮐﺪﺍﻡ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ؟
به صدایت معتاد شده بودم…
رفتی !!!

حالا هرروز “خاطره” تزریق میکنم!

دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود …
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی …
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود.
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی …؟!!
از دریا پرسیدن عشق چیست؟ گفت:خشکیدن، از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت: پر پر شدن، از زمین پرسیدن عشق چیست؟ گفت:لرزیدن، از آسمان پرسیدن عشق چیست؟گفت:باریدن، از انسان پرسیدن عشق چیست؟ ناگهان ندایی از درونش گفت:جدایی…
“درست یک روز است که یکدیگر را ترک کرده ایم…
ولی بی تو لحظه ها آن قدر دیر میگذرند
که میخواهم فردا…
سالگرد جداییمان را جشن بگیرم! “
ازتو متنفرم حتى اگه اندازه تمام ستاره هاى آسمان هم دوستم داشته باشى
برایت آرزوى مرگ نمیکنم,چون باید بمانى و خوشبختى من وبدبختى خودراببینى ………
منتظرآن روز هستم مانند روزى که رفتى و گفتى دیگر بــــــــــــــــــــــازنمیگردی✔
دیگه برو واسه همیشه ک قیدتوزدم،اخه منم عین توبدم،دروغ میگفتی دوسم داشتی،منم تصمیم گرفتم ک دل بتوندم
از من به شما نصیحت :
اگه به یه جایى رسیدى که عقلت گفت برو ،
دلت گفت بمون ؛
دلت مثل همیشه غلط زیادى کرده !
محلش نذار ،

راهتو بگیر برو که هر چى بدبختیه از همین موندن هاست

بیا جایمان را با هم عوض دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد
از این به بعد میخندم به ارزوهایت همان گونه که تو به پاکترین ارزویم که ماندنت بود خندیدی و رفتی✔
ﺳﻼ‌ﻣﯽ ﮐﻦ …
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺍﺕ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
بعضی چیزا تا ابد توی ذهنتون حک میشه اولین بوسه اولین صبحی که توی آغوش کسی که دوس دارین بیدارمیشن اولین عشق حواستون باشه با کسی بسازین که بعدن داغون نشین…!
دست از سر من بردار,کنار تو نمى مونم
ىه روز مى گفتم عاشقم,اما دىگه نمى تونم
تقصىر هىچکس دىگه نىست,قصه ما تموم شده
حىف همه خاطره ها, به پاى کى حروم شده
دروغ مى گفتى که,برم از بى کسى دق مىکنى
اشکاتو باور ندارم,بى خودى هق هق مىکنى
ىادم مى افته لحظه اى که دست تو رو شد برام
قسم مى خوردى پىش من,که جز تو عشقى نمى خوام
دست خودم نىست که دىگه هىچکسىو باور ندارم
اىن چىزا تقصىر توئه تلافىشو در مىارم
آب از سرشعرم گذشته است….
دیگر بگذار ….
همه چیز را ببرد
حتی یادت ….خیالت…..آرزویت
بعضی وقت ها بعضــــــــی ها “بی صـــــــــدا”

از زندگیَتـــــ می رونـــد”بی خــــــــــداحافظی”

بـا پـــای “بــــرهــــنــــه” روی “نوکِــــــ پــــــا”

پاورچین … پاورچین

تا مبادا صدایِ “تــــــــق تــــقِ ” کفش هاشان

آگاهتــــ کُنـــد از رفتنشان …!

و …!

این نهایـــت نامـــــردیســـ

باز با دیگری دیدمت! مست ، دست در دست! دیگر اشک نخواهم ریخت و زجه نخواهم زد، هی “راه” آمدم با تو! هی “ه ا ر” شدی بامن… تقصیر ماست که از هر کرمی انتظار پروانه شدن داریم…
بهتره دوری باشه نکه ی عشق زوری باشه
انتظار سختیه…..منتطر کسی باشی که هیچوقت به فکر اومدن نیست
همان گونه ک با اومدنت خنده بر لبانم نشاندى با رفتنت خنده رو از لبانم برداشتى. باور کن.
همیشه بادیددنش آروم میشدم هیچ وقت حسموبهش نگفت چون میترسیدم بره.حسم درست بود اون رفت حتی آرامش دیدنشم ازم گرفت
اولا به نظر می رسید که زندگی بی تو یعنی هیچ …
حالا که رفتی فهمیدم که فقط به نظر می رسید …
vaghti dasht miraft harchi montazer shodam be poshte saresh negah nakard shayad dg ghalbesh jaye man nist ghadamash sangino motmaen bod…. Cheghad sakhte montazere kasi bashi ke Hich vaght omid be omadanesh nist
میدونی دو دل یعنی چی؟ یعنی اینکه جلو بقیه بگی به درک که رفت وکاش برنگرده ولی تو تنهاییات فقط ازخدابخوای ۱بار دیگه داشته باشیش
این روزهـا فــــقط کافـــیه ؛کمـــی حـــــضور نـــداشته بـاشـی ،فــرامـــوشت نمی کنـن !بـلکه بــرات یه جایـگزیـــن انـــتخاب میکنن که سرگــــرم بشن ….بعد تــو دلشـــون میگـــن :گـــور باباش که نیــــست … !!
ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﺴﺎﺧﺘﻢ
ﺗﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ
ﺯﻭﺭﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﻣﻦ ﺑﺮﺳﺪ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺧﺘﻪﺍﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺩﺭﺩ ﮐﻨﺪ !
ﻣﺜﻞ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ
ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ
میدانی چیست ؟!

لعنت به همه ی فعل های ماضی دنیا !

دوستم داشت
عاشقم بود
ولی خیلی آسان رفت

مى خواهى بروى پس بى بهانه برو…
بیدار نکن خاطره هاى خواب آلود مرا…
محبت ساختگیت/عشق دروغینت و چشمان پر فریبت
روزى گرفتارت خواهند کرد…
فقط بیا در خزان خواسته هایم کمى قدم بزن دلم براى راه رفتنت تنگ شده است…✔
اینقدر خودمو براش کوچک کردم که شرمنده نباشه احساس نکنه ازش سر ترم.ولی افسوس که من و بخاطر کوچکیم کنار گذاشت.
میگن میاد اونی که رفت….

از پس روزای سیاه،ساعت بیست و پنج شب،روز سی و دوم ماه….

میگفت یکی زودتر میرود و بیچاره دومی
میگفت و بدم می آمد
ولی راست میگفت
بیچاره دومی
با هم بودنمان همیشگیست، گیرم که نباشم، گیرم که نباشی، خاطره ها را که نمی شود انکار کرد
این آخرین جمله عشقم موقع خداحافظی بود. حالا من موندم و درده تمام اون خاطره ها
از هم گرختیم و آن نازنین پیاله ی دلخواه را دریغ بر خاک ریختیم
جان من تشنه ی پیوند مهر تو بود
دردا که جان خود را گداختیم از هم جدا شدیم و به این درد ساختیم
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت
با آه همه نیاز که من داشتم به تو پرهیز عاشقانه ی ما ناگذیر ماند
من هر بار بسوی تو باز آمدم اما….
هر بار دیر بود…..!
آنروز…
مرسی
تازه فهمیدم…

در چه بلندایی آشیانه داشتم…

وقتی از چشمانت افتادم…

هنوز دست و پای دلم درد می کند…

چقدر شکستن سخت است…

وقتی تو داری نگاه میکنی…!

به کدامین گناه خنجر خیانتت را در قلبم فرو کردی ناااااامرد…؟ من که از پاک ترین احساسم با تو سخن گفته بودم.
روزی را میبینم که کسی خنجر بدست در کمینت میشیند؛ آن روز نزدیک است…
ولی چه کنم که طاقت رفتن تیغی به پایت را هم ندارم!!!
می گفت : پای رفتن نـدارم … راست می گفت !!! بـــا ســر رفـــــت …
چه زیبا! گفتم دوستت دارم! چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده! آغوشم برایت باز شد!
چه ابلهانه! با تو خوش بودم! چه کودکانه! همه چیزم شدی!
چه زود! به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی!
چه ناجوانمردانه! نیازمندت شدم!
چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم.
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم،نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من…
می خواهم این زخم تا ابد تازه بماند!
گاهی فرار میکنم از فکر کردن به تو ، مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم
پایان رابطه چقدر سخت است
در نگاه شرمگین آینه
– باز-
خاطرات روز های دور
روز های مانده در غبار را
گیج و مات به جستجو نشسته ام:
دستهای تو همیشه گرم بود
حرفهای تو
یک دریچه رو به زندگی برای من گشود
و من روزها.به عشق تو
به عشق حرفهای ساده ات
و چشمهای ساده ات
و خنده های ساده ات
غرق نور می شدم
شاد و پر غرور می شدم
از سیاهی زمین دور می شدم
روز ها گذشت و تو بزرگ می شدی
وای.نه
– خدای مهربان
در لباس گرگ می شدی
چشمهای تو که سادگی
سادگی محض بود
بی فروغ می شدند
خنده های تو
حرفهای تو
اشکهای تو دروغ می شدند
عشق تو به تیرگی نشست
خواب می شدی و پشت من
زیر بار لحظه ها شکست
یکشب از میان خاطرم
رفتی و به جز دو جمله ای
از تو گوشه ی کتاب من
چیز دیگری نماند
من همیشه ساده بوده ام
و روی این زمین:
سادگی همیشه ضربه می خورد
و عشق
از عارفی پرسیدند:روی انگشترم چه حک کنم که وقتی شاد شدم به ان بنگرم و وقتی غمگین شدم به ان نظر کنم گف حک کن (میگذرد)
سراغت راکه ازقاصدک میگیرم
تابی خورده ودردل ابرها
گم میشود.
غصه ام میگیرد
میدانم
شرم دارد ازاینکه
خبردهد
رفتنت همیشگی بود…
ا,هشت روز رو,یه لحظشم از دست نمیدادم و هر کاری میتونستم براش انجام میدادم,شایدم روز هشتم وقتی رفت,منم خودمو میکشتم
اعتراف تلخیست!من به جای خالی اش
بیشتر از خودش عادت کرده ام !..
rafteei???
baziha behesh migan qesmat
ama man tazegiya behesh migam b darak
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺒﺎﻭﺭﺍﻧﻨﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ؛
ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ
ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ …
ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ …
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻣﻦ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﻗﺮﺽ ﻧﻤﯽ
ﺩﻫﻢ !..
بازم که رفتی.
بازم سوالات همیشگی.
نمیدانم کجا؟
تا کی؟
برایه چه؟
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﻮﻻﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻥ..
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻫَﻤﻦ ﯾﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ؟ ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺻﻦ! ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺫﻫﻨﺸﻮﻥ
ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﻢ .. ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﺑﯿﻨﺸﻮﻥ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﯿﺸﻪ..
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﺸﻮﻧﻮ.. ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮔﺮﻡ ﺷﺪﻥ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮﻧﻮ..
ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺰﻩ ﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻗﻪ ﻗﻬﻪ ﻫﺎﺷﻮﻧﻮ..
ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧـــــــﺎﺹ ﺩﺍﺷﺘﻤﺎ.. ﻭ ﯾﻪ ﺩﻋﺎ.. ﮐﻪ ﺧـُـــــﺪﺍﯾـــــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻧﮕﻬﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭ
ﺯﻳﺮ ﺩﻭﻭﺵ ﺑﻪ ﮐﺎﺷﻲ ﻫﺎﻱ ﺣﻤﻮﻡ ﺧﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺷﻲ …
ﻏﺬﺍﺗﻮ ﺳﺮﺩ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻱ …
ﻧﺎﻫﺎﺭ ﻫﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ، ﺻﺒﺢ ﻫﺎ؛ ﺷﺎﻡ !
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﺕ ﻳﻪ ﺟﻮﻭﺭﻳﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﻴﺎﻥ !
ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺗﮑﺮﺍﺭﻱ ﮔﻮﻭﺵ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ
ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺣﻔﻆ ﻧﻤﻴﺸﻲ !
ﺷﺒﻬﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻲ …
ﺍﯾﻨﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﺋﻲ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺩﻣﻲ ﻣﻴﺴﺎﺯﻩ ؛ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺁﺩﻡ
ﻧﻴﺴﺘﻲ !…
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﯽ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﻠﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺯﺵ !
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺯﯾﺮﺷﺎﻥ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻩ ﺍﻡ
ﺑﯽ ﺗﻮ !…
ﻫﯽ عشق رفته…

ﺗﻤﺎم ﻏﻤﻬﺎﯾﺖ ﭼﻘﺪر اﺳﺖ …؟

ﺑﻪ اﻧﺪازﻩ ﺗﻤﺎم درﯾﺎﻫﺎ..
ﺑﻪ اﻧﺪازﻩ ﺗﻤﺎم ﺧﺸﮑﯿﻬﺎ..
ﯾﺎﺑﻪ اﻧﺪازﻩ ﺗﻤﺎم دﻧﯿﺎ ……ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ….
ﺗﻤﺎم اﻧﺪوﻫﺖ را ﺧﺮﯾﺪارم درﻣﻘﺎﺑﻞ ﯾﮏ نگاهت از ته دل ….

ﻣــَـﻦ ﺑـﯽ ﺗــﻮ فقط نفس میکشم زندگی نمیکنم

ﺗـــﻮ ﺑــﯽ ﻣـَـﻦ
ﭼــِـﻪ ﺧــﻮﺍﻫــﯽ ﻛــــﺮﺩ؟

ﺍﺻـــﻼ”
ﯾــــﺎﺩﺕ ﻫَﺴﺘـــ
ﻛــِــﻪ ﻧﯿﺴﺘــَـﻤــ ؟

بترسید از اونایی‌ که عاشقی رو بلد نیستن ولی‌ عاشق کردن رو خوب بلدن …!
ای کــــــــاش

قلبـــــــــم

آنروز

اینگــــــــــــــونه نمی لرزید

تا مجبـــــــور باشم اکنـــــــــون

پس لرزه هایش را به دوش بکشــــــــــم

تمام شب را به امید لمس نگاهت پلک بر هم نگذاشتم، خورشید که رخ نمود تو به من انگ بی عشقی زدی! تو که قصد رفتن داشتی، چرا تهمت را در کوله بارت جا ندادی. از آن روز آفتابی باور کردم هرکس شبش را با احساسش بیدار باشد عاشق نیست. چون تو را باور داشتم.
دیگردیراست!
خیلی دیر!
برای اینکه یادت بیفتد دوستم داری..
دیگردیراست!
برای اینکه بفهمی عاشقم بوده ای..
دیگردیراست!
ودیریعنی”حالا”
که باخاطره هایت بیشترازحضورت خوگرفته ام..
دیریعنی”حالا”
که آرامم بی تو..
دیدی رفتی
بی بهونه با یه حرفی که دروغه
کی بهت گفته عزیزم سر من برات شلوغه
دیدی رفتی وقتی باید پای عشق من می موندی
وقتی باید این سکوتو از توی چشام می خوندی
دیدی رفتی تو یه جوری که نشه بیام سراغت
آخرش یه کاری کردی که نیام حتی تو خوابت
ﻣـﹷــﻦ ..
ﻃﹷﻌـــﻢ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﻃﹷﻌﻢ ﺗﻠــﺦ ﺍﺯ ﺩﹶﺴﺖ
ﺩﺍﺩﻥ ﯾﺎﻓﺘــﹷـﻢ
ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ
ﺳﹷﻬﻢ ﻣﻦ ﺗﻨﻬـــــﺎ ﯾﮏ ﯾﺎﺩﹶﺖ
ﺑﻪ ﺧﯿﺮ
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ..
باران که بند آید تازه خاطره ها شروع می کنند به چکه کردن…
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺗﻮ؟
ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺟﺪﺍﯾﯽ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ؟
ﺑﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻝ ﻣﻦ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺧﻮﯾﺶ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺗﻮ؟
ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﻓﺴﻮﻧﮕﺮﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ! ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﮐﺮﺩ!
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺗﻮ؟
ﺑﻪ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ،ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ﻧﯿﺰ ﺑﻔﮑﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ؟
ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ،ﺑﺨﻨﺪ.
ﻳـﺂﺩ ﺗـ ـﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺑـِـ ـﻬـ ــﺖ ﮔـُـﻔـ ــﺘـَ ــﻢ
ﻣـﮯ ﺧـﻮﺁﻣـ ﺑﺎ ﻳـِـﻜـ ﺩﺭﻭﻍ ﺑـُـﺰﺭﮔـ ﺷـُـﺮﻭﻉ ﻛـُـﻨـَ ــﻢ؟
ﺗــﻮ ﺍﺧـــ ـــﻢ ﻛــَــﺮﺩﯼ ، ﮔـُــﻔــﺘـَــ ــــﻢ “: ﺩﻭﺳـــﺘــ ـــﺖ
ﻧـﺪﺍﺭَـﻢ “!
ﺑــَﻌــב ﻫـَـ ــﺮ ﺩﻭﺗـﺂﻣـــﻮﻥ ﺯﺩﻳــ ــﻢ ﺯﻳـــﺮ ﺧــَــ ـــﻨـﺪﻩ ….
ﺍﻣـﺂ ﺩﻳـ ـــﺮﻭﺯ ﮔـُﻔــﺘــﮯ ﻛــــﻪ ﻣـﮯ ﺧـــﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﻳـِـﻜـ ﺩﺭﻭﻍ
ﺑـُـﺰﺭﮔـ
ﺧـُـﺪﺍﺣــﺎﻓـﻈــﮮ ﻛـُﻨــﮯ …
ﻭَ ﺑــَﻌــﺪ ﻓـَــﺮﻳـﺂﺩ ﺯَﺩﯼ “: ﺩﻭﺳـــﺘــ ـــﺖ ﺩﺍﺭَـﻢ “!
ﻫـَــﺮ ﺩﻭ ﺑــُـﻐــﺾ ﻛـَـــﺮﺩ ﻳــ ـــﻢ …
ﻭَ ﺗــ ــﻮ ﺭَﻓــﺘـ ـﮯ ، ﺑـَـﺮﺍﯼ ﻫـَﻤـــﻴــ ــﺸـ ــﻪ !!!…
اگه صاف و ساده بودم خواستم بازیچه نباشِی
از ما بهترش اومد رفتی بی خیاله ماشی
**… وقتی امثال تو همشون آهن پرستن
اینجوری ترجیح دادیم که ما پیاده باشیم… **
par..
بی تو بودن بغض منو باز نازنین شکسته
دوری تو دله منو از عشق کرده خسته . . .
چیکار کنم که ما دو تا کنار هم باشیم ؟
چیکار کنم تا تو آغوش هم نفس بکشیم ! ؟
گلومو بغض گرفته و دل هوای گریه داره . . .
چیکار کردی با دلم که بی تو اینجور بی قراره ؟
میــگم راضـــی ام به رضــای خــدا …

امــا …

دروغ میـــگم تو برگـــرد

باورت بشه یا نه !!؟؟

روزی میرسه دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نمیشه!!!

برا نگاه کردنم ، خندیدنم ، اذیت کردنم ، مهربونیم ، برای تمام لحظاتی که در کنار هم داشتیم ؛

روزی میرسه در حسرت تکرارم خواهی ماند …

روی قلبها مینویسند. شکستنی است مواظب باشید ولی من نوشته ام روی قلبم راه نروید شکسته است پایتان زخمی میشود
دلم نگرفته از این که رفتی!
دلگیرم ازدوست داشتن هایی که میگفتی ونداشتی!
به پای هم پیر نشدیم,
تو هنوز مثل روز رفتنت
و من…
حالا دیگر می توانی دخترم باشی…!
zj
ﮔـﻔـتـی ﺧـُــﺪاﺣـﺎﻓـﻆ . . . . ﺧَـــﺘـﻢِ ﮐــَـﻼم !

اﻣــﺎ ﻧـﺪاﻧـﺴـتـی رﻓـﺘـﻨﺖ

ﺧــــﺘـــــﻢِ ﻣَــﻦ

ﺷـﺎﻳــﺪ ﺷـــﻮد. . . . . !

ﺍﺟﻼﺱ ﺳﺮﺍﻥِ ﻏﯿﺮ ﻣُﺘﻌﻬﺪﻫﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ
ﺷﻬﺮ ﭼﻨﺎﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﺪ ,
ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻬﺮﺍﻥ
ﺑﻠﻜﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﮐﺮﺩ!..
لحظه ی رفتن
سکوتم علامت رضا نبود
می خواستم مثل همیشه
روی حرفت حرفی نیاورم.
به تو سپرده بودمش
با هزار و یک امید
و حالا برای هزارو یکمین بار
دلم را می برم
تا شکستگی اش را
گچ بگیرند
ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ
ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﯾﮏ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﻧﺪ ﻭ …
ﺑﯽ ﻫﯿﺞ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻧﺪ
ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯼ
ﺣﺴﺮﺗﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ ….
نگران نباش انکه بعد از تو بغل میگیرم زانوی غم است.
ﺍﺯ ﻭﻗﺘــﯽ ﺭﻓﺘــﯽ ، ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﺷـﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﻨﺎﻫﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
نمیخواهم برگردی…این را به همه گفته ام.به تو به,خودم
اما نمیدانم چرا هنوز برای امدنت فال میگیرم…
غروب یک روزپائیزی بودرفتی وگفتی :تحمل کن بهارکه بشودمن هم پیش توبرمیگردم. توبارفتنت مرافراموش کردی من هم گذرزمان را. حالاسالهاست که اینجا برای من بی تو :هرروزپاییزه هرهفته پاییزه هرماه پاییزه هرسال پاییزه.
اَشک هایم زیادی شور شُده اَند
مگر چِقَدر نَمَک بَر زَخمَم
پاشیدی و رَفتی
که اِضافه اَش اَز چشمانَم میریزد
رسیده وقته رفتن هر چند من از دلت خیلی وقته رفتم
تنها دردم اینست که دانست به او محتاجم و محتاجترم کرد و رفت……….
میخاهی بروی؟ به سلامت. در راهم پشت سرت ببند.
شک نکن زندگیم بدون توهم می چرخد. گورستان پر است از ادمهایی که روزی فکر میکردند چرخ دنیا بدون انها نمی چرخد!!!!!
پیر شده ام
پا به پای دردهایی که
قد کشیده اندو
بزرگ شده اند!
میترسم!
میترسم دیگر
دستم به قلم نرود!
فکرش را بکن
تمام میشوم شبی!
یک روز می آیی و میبینی
نه من هستم
نه این کلمات!
آری
دارم خشک میشوم!
پا به پای
گلدانهایی که …
این روزها میگذرند
اما
من از این روزها نمیگذرم!!
نه پای رفتنی دارم

نه حس ماندنی دیگر

نه میل گفتن حرفی

نه حرف تازه ای در سر

دلم با بودنت خوش بود

ولی ….

رفتی تو هم آخر…..

[ د و س ت ت د ا ر م… ] را جدا می نویسم شاید همین فاصله ها تورا دلتنگ کرد..
برای تو
گفتم :اگه من بمیرم برام گریه می کنی؟
گفت :آره.
گفت :اگه من بمیرم برام گریه می کنی؟
گفتم :نه.
گذاشتو رفت.
نگذاشت بگم :اگه تو بمیری منم می میرم.
اگر من و تو ما میشدیم دیگر اسمی به نام زندگی وجود نداشت!!!
تــــو
یادگــــار روزهـــایى هستى که نه فراموش میشوند ونه تکــــرار…
. . ﻣﯽ داﻧﯽ..؟ ..آدم ﻫﺎی ﺳﺎدﻩ ..ﺳﺎدﻩ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ..ﺳﺎدﻩ ﺻﺒﻮری ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..ﺳﺎدﻩ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ورزﻧﺪ ..ﺳﺎدﻩ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ..اﻣﺎ ﺳﺨﺖ دل ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..آن وﻗﺖ ﮐﻪ دل ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ..ﺟﺎن ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ..ﺳﺨﺖ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ..ﺳﺨﺖ ﻓﺮاﻣﻮش ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ..…آدم ﻫﺎی ﺳﺎدﻩ
بس کن ساعت .دیگر خسته شدم اره من کم اوردم خودم میدونم که نیست. انقدر با صدایت نبودنش را به رخم نکش …╰╮
تو آنی نبودی که فکرش را میکردم زیرا باعث شدی آنی شوم که فکرش را نمیکردم
به جنگل سوخته خاطراتم سوگند درخت یاد تو را همیشه باغبان خواهم بود
رفتنی بودی اگر جانم راهم ارزانی میکردم.فاحشه بودنم را بهانه میکردی
و تو …

تو برای جاده ها دست تکان دادی بی آنکه حتی به چمدانم نگاهی بیندازی

دست در دست قاصدک ها، در خواب های آرام شبانه ات

به استقبال رنگین کمان رفتی، بی آنکه برای دلتنگی های شبانه ام لالایی بخوانی

تو دوشادوش ابرهای بازی گوش در پیاده روها، با آرزوهای سرخوشانه راه رفتی و لبخند زدی

بی آنکه دستانم را با خود همسفر سازی و دامنم را از عطر یاس و اقاقی لبریز کنی

ای کاش می توانستیم بغض هایمان را به آسمان هدیه بدهیم تا بر

احساسات ترک خوردمان نم نم طراوت ببارانند

ای کاش ! صدای طبل های تظاهر به سکوت سادگی مان طنین نمی انداخت.

وقـتی تـو رفـتی ،
مـوهــایـم را کــوتــاه کــردم !
تا روزی که بازمــیگردی
بلندای ِ نبـودنـت را ، در من ببینی !!
ﺭﻓﺖ …
ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ …
ﺍﮐﺜﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ …
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ …
ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺧﺴﺘﻪ ………….
همه آسفالت های شهر سیاه پوشیده بودند
انگار از همان روز اول روز رفتن تورا میدانستند ….
باید کرکره ها را بکِشَم… موهایم را ببافم! یک لباس شل و وارفته بپوشم… چراغ ها را خاموش کنم… درب را روی ِخودم ببندم، کلیدش راقورت بدهم… همانجا پشت تنهایی سنگر بگیرم!
به همه بگویم:
دنیای ِ من تعطیل است….!!!
بعد از او…

اگه مىگفتى مى خوامت دلم دىگه غصه نداشت,سبزی چشمام خوابش مى بردنىازى به قصه نداشت,اگه مى گفتى مى خوامت تودنىاچىزى کم نبود, روخاطرات خوبمون هاشورزردغم نبود
تلخ ترین طعم زمین طعم لبخند تو بود….
به من گفت, زیباترین لحظاتت را به من بده, سکوت کردم, او هم مرا رها کردولی نمیدانست که زیباترین لحظاتم خود او بود. خود او!
*~*بروترس ازهیچ چیزندارم وقتی یقین دارم بیشترازمن هیچکس دوستت نخواهدداشت بیشترازمن کسی طاقت خیانت هایت رانخواهدداشت.بروترس!!!ترس برای چه؟؟وقتی میدانم یک روز تف می اندازی به روی تمام چیزهایی که به خاطرشان من راازدست دادی…*~*
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟
تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ …
ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﯿﺦ ﮔﻠﻮﺕ ﭼﺴﺒﯿﺪﻩ!
ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﺗﻪ!
ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺴﺮﺕ ﺗﻮﯼ ﺩﻟﺖ ﺗﻠﻨﺒﺎﺭ ﺷﺪﻩ …
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﯽ : ﺧﺐ … ﺧﺪﺍﻓﻆ !…
یادته بهم گفتی واسه من غرورت و نشکن و من و فراموش کن…
اما هرگز نفهمیدی تو برای من خود غرورمی من غرورمو رها نمیکنم
دیگر رابطه ی ما تمام شد…سعی نکن آن را درستش کنی چون مانند این است که چیزی را که بالا آورده بودی دوباره بخوری….
بیخودی متاسف نباش . تو آمده بودی ک بروی اصلا .آه… تو چه میدانی ک چه ترسی است…
ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ…
به تو گفتم برو… سخت بود
ولی میدانستم
بودن و ماندنت هر دو ما را نابود میکند…
اما نبودنت تنها من را..
ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﻦ ﻭ ﺑﺮ ﻧﮕﺸﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ،
ﺁﺩﻡ!!!! ﺍﻧﺴﺎﺍﺍﺍﺍﻥ!!!! ﺣـــــﻮﺍ….. ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ !!!ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻦ!!! ﺧﺎﻧﻮﻡ
ﻣﻦ!!!!
ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﯾﻦ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺘﻮﻥ ، ﺯﻧﮓ ﺻﺪﺍﺗﻮﻥ ﻭ
ﺍﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻟﻌﻨﺘﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺒﺮﯾﻦ !!!!!
ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻻ ﻣﺼﺐ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻮﻭﻭﻻ ):!……..
ﺗﻮ ﻫﻢ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺮﯼ…. ﺑﺒﺮ… ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﺮ )):
آسان نبود پیدا کردنت بین این همه آدم..
آسان رفتی و حتی رد پاهات را هم نتوانستم ببینم..
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘَﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ . . .

ﭼﻪ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘـے . . . !!

siyahiye zire cheshmanam ra dost daram…..
jaye paye raftane tost…
اگه تنهام
اگه غرق غمهام
اگه تمام شب میلرزه دستام…
عیبی نداره.بدون خیلی زود رفتی نگارم
منو گذاشتی و کوله باری از دردام..
انکه در دل هوس سوختن من میکرد…کاش می امد و از نزدیک تماشایم میکرد
لبخندش، نگآهش
هرچہ بود و عاشقش بودم،
ارزانے تو…!
ﺯﺩﻡ ﺗﻮ ﺧﻂ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﻟﻢ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻏﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﯿﻎ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺑﺪﻡ
ﺻﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﻧﺮﺳﯿﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﻟﺖ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ …
ﻋﺠﺐ ﺷﺒﺎﯼ ﻧﺤﺴﯿﻪ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﺳﯿﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺷﺪﻩ
ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻃﻌﻢ ﺍﺳﯿﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺷﺪﻩ
ﻭﻗﺘﯽ ﻏﺮﻭﺭ ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﯿﻦ ﺧﯿﺎﻟﺸﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﺩﻟﺶ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﻤﻮﻧﺪ
ﺭﻓﺖ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﻤﻮﻧﺪ
” خریت ” به ترتیب مخفف حروف اول این مراحله : ” خیانت دیدن ” ، ” رهاش نکردن” ، ” یارو یاورش بودن “, و در نهایت ” تنها موندن”
دفعه ی اول که قهر کردی و تقصیر کار بودم منتتو نکشیدم بعد مدتی برگشتی…حالا که اصلا تقصیره من نیست دارم التماست میکنم برگردی اما رفتی….حالا من موندم هزار تا علامت سوال …
عشق من یادت بخیر….
هنوز هم بیادم هستی؟؟؟
هردو باهم دور از همه عشقو شادی بود همراه ما…کاش فقط ای کاش بودیم …بسوزد چشمی که ما را سوزاند و جدایمان کرد…
“بمون”…
روزی رســــــــید…
که دیگـــــــــر…
نه صدایش را شنــــــــیدم…
نه نگــــــــاهش را دیدم…
نه وجودش را حس کـــــــــردم…
و میشویم…با اشکم…سنگ قبر خاک گرفته اش را…
و این لحظه است…
که معنی تمام حرف های گفته و نگفته اش را میفهم
ولی…او …دیگر …نیست…
دیده جز بر روی او بینانبود
همچوعشقم هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره ی آفاق بود
درنجابت در نکویی طاق بود
روزگار اما وفاباما نداشت
طاقت خوشبختی مارا نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخراین عشق هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بودو بس
یارما رااز جدایی غم نبود
درغمش مجنون و عاشق کم نبود
برسرپیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
بامن دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهد و پیمان راشکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
باچنین تقدیر بد تدبیر نیست
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعداز این حتی تو اسمم را نبر
عاشقی را دیر فهمیدم چ سود؟
عشق دیرینش گسسته تاروپود
گرچه آب رفته باز آید به جوی
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعداز این هم آشیانت هر کس هست
” باش با او یادتو مارا بس است”
اونقدر ساده بودم که سادگیم دلت و زد رفتى سراغ رنگین کمان ها
گفتی خداحافظ گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد…….نخواه…… اما ای کاش می گفتی چرا؟؟؟
بیخیال باش مگر دریا مرد از بی بارانی….
دست و پامو بستم به تخت!
دفتر خاطراتمو آتیش زدم و بوی خاطراتِ سوختم پیچیده اینجا…
قاب عکستو پشت و رو کردم…
نفس هاتو با دود از ریه هام هل میدم بیرون…
فریاد می کشم تا صداتو که گوشامو پر کرده نشنوم…
تموم تنم درد می کنه… … …
دارم “ترکت” می کنم.
این بار که آمدی
دستانت را
روی قلبم بگذار
تا بفهمی این دل با دیدن تو
نمی تپد. . . . .
میلرزد
من ماندم حلقه طنابی درمشت
بارفتن توبه زندگی کردم پشت
بگذارفردابرودمی شنوی
دیروزغروب عاشقی خودراکشت…
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
عطرت داره از پیرهنی که جاگذاشتی.
میبره
ﺍﺯ ﻫﻤــﺂﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯼ
ﺑــﻮﯼ ﺭﻓــﺘﻦ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ ….
ﻧﮕــﻮ ﻧﻪ ﮐــﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﭼﻤــﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ
ﻣﺤﮑــﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﮔــﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ
بذار یه قصه بگم برات

یکی بود یکی نبود

من بودم تو نبودی

قلب من بود قلب تو نبود

من عاشق بودم تو نبودی

آره تو نبودی تو روزایی که باید می بودی و سنگ صبور قلب خستم می شدی نبودی شبایی که اشکام به یه شونه محکم نیاز داشت نبودی

کجا بودی

چرا نبودی

مهم اینه که نبودی

به گرمای دستی عادت کرده بودم که خود سرد بود و محتاج دست گرم دگری! به نگاهی عادت کرده بودم که چشمانش را بست!. به عشقی عادت کرده بودم که به خیانت عادت کرده بود! لبهای خندانی رابوسیدم که طعم شوری اشک میداد… از ترس باران به زیر چتری رفتم که هرگز برایم باز نشده بود… خدایا حقیقت را میدانم که نمیدانم برایش گریه کنم یا بخندم
هزاران بارمردن راحس کردم زمانی که گفتی خداحافظ وکم کم دورشدیو من موندموکلی دوست دارمو۱شماره خاموش ازتو!
وقتی رفتنی شدی تنها انتقامم این بود بگذار تجربه کند دوستی با کسی که عاشق او نیست
بالبانی ک مرا بوسید..

چه راحت . .

دلم را شکست!

رفت.میخواست امتحان کنه ببینه میتونه فراموشم کنه یا نه؟ برگشت!گفتم دیدی نتونستی!گفت شما؟
Engar naboodam ra bavar kardeii az bas cheshmanat ra berooyam basti…
وقتی که رفتی اشکم یخ بست/رنگ ازصورت رنگهاپرید/وقتی که رفتی تمام بغض هایم بی همراه شدندوتپش هایم بابادهمسفرـوقتی که رفتی آینه هاغبارگرفتندوپنجره هازندانی دیوارهاشدند/وقتی که رفتی رویاهایم جان دادندوخاطره هایم محوشدند/روزی تمام دلخوشی ام بودی واینک من درفراق تو/درحسرت گزشته هامی سوزم ومی سازم.
بهم بگو چه حالی داری.
وقتی دستام ازتو دوره. نمیدونی شبو روزام بیتو خیلی سوتوکوره.
بهم بگو چه حالی داری.
وقتی من پیشت نباشم.
دروغ میگه…!
اون که میگفت جونش به جونت بنده
حالا داره به گریه هات میخنده!…
اون که میگفت بدون تو میمیره،
دروغ میگه دلش جنس کویره..
دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش…
نگو هنوز میخوای بمونی باهاش..
خیال نکن بدون اون میمیری..
بذار بره…
نباشه جون میگیری…
به گوشت میرسه روزی
که بعد از تو چیشد حالم
چجوری گریه می کردم
که از تو دست بردارم
نشد گریه کنم پیشت
نخواستم بد شه رفتارم
نخواستم بفهمی تو
که من طاقت نمیارم
“وقتی می شکنم خوب تماشاکن ! شاید … روزی دنبال تکه هایم بگردی …!”
یادت هست؟!!

روزی پرسیدی این جاده به کجا می رود؟!

و من سکوت کردم دیدی؟؟؟؟

جاده جایی نرفت

آن که رفت تو بودی…

باید فرامــوشـــت کنم ، چندیــست تـمـرین مـی کـنـم من مــیــتـــوانــــم ، مــی شود…!آرااام تـلقـیـن مــی کـنـم !حـــالـم .. نـــه ، اصلـاً خـــوب نیــســت ..تــــا بـعـــــد ، بـهـتــــر مــی شــــود …فــــکــری بـــرای ایــن دلِ آرام غـمـگـیــن مــی کـنـــــم …مــن مــی پـــذیـــرم رفــتــه ای … و بـــر نــمــی گــــردی هـمـیــن !خـــود را بـــرای درکِ ایــن ، صــــد بــار تـحـسیــن مــی کـنــــم کـــم کـــم ز یــــادم مـــی روی … ایــن روزگــــار و رســــم اوســت !♥ ایـــن جـمــلــه را بــا تلـخــی اش ، صـــــــد بــار تلقین میکنمــ
ﻧﯿﺴﺘﯽ!
ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﯼ ﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ..
در شیرینى بوسه غرق بودم که نگاه شورى اشک را بر لبانم احساس کردم وفهمیدم این بوسه جدایست!
ﺩﺭﺳﺖ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﺗﺮﻙ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﻢ ….
ﻭﻟﻲ ﺑﻲ ﺗﻮ ﻟﺤﻆﻪ ﻫﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﮕﺬﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻢ ﻓﺮﺩا…..
ﺳﺎﻟﮕﺮﺩ ﺟﺪاﻳﻤﺎﻥ ﺭا ﺟﺸﻦ ﺑﮕﻴﺮﻡ!
– گاهی شاید لازم باشد از یاد ببریم ، یاد آنهایی را که با بودنشان ، بودنمان را به بازی گرفتند . . . !مطمئن باش تو را از یاد خواهم برد∷✔
.سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی … او از نژادجاده باشد و رفتنی …آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفتو من شکستم …
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻥ ﻧﻔﺴﻬﺎﻡ
ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﯽ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﻏﯿﺮ ﻧﻔﺮﺕ
ﺍﻣﯿﺪﻡ ﺟﺎﺷﻮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺣﺴﺮﺕ
ﺷﺮﻭﻉ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﻦ
ﻣﺼﺎﺩﻑ ﺷﺪ ﺑﺎ ﺣﺲ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻮﻧﺪﻥ
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺟﺪﺍ ﺷﻢ
ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﺒﺘﻼ ﺷﻢ
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﺼﺪﺍ ﺷﺪ
ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺍﺯ ﺗﻮﻭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ
چه کسی برای عشق ما شعر اتل متل خواند!
که پایت را به این راحتی از زندگیم ورچیدی؟
ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺑﻌﺪِ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﭘُﺸﺖِ ﺍﯾﻦ ﻋﯿﻨﮏ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ، ﻫﻮﺍ ﺑَﺪﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺭﻭﻧﯿﻪ…………….
تا آخر دنیا،به تو مدیونم بخاطر قاب عکست که نبردی..!
ای فلانی !
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم …
هر جا که دلت می خواهد برو …
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت ، باز هم آرام نگیری …
و اما من …
برنمی گردم که هیچ ؟
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم ،که نتوانی لم دهی رو مبلهای راحتی
،با خاطراتم قدم بزنی !
بنـבے ڪـہ پاره شـב رو میشـہ گره زב

ولے ..

همیشـہ یـہ گره باقے مے مونـہ !!!
 
❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

BekeSh birOn khateratet rO
aZ tO ahangaye mahbObam…
Mikhaham ba aSabe rahat goSheShan kOnam… 😐
تا لحظه ها باور کنند که جای تو خالیست
یواش یواش آماده میشوندو جایی هم برای من خالی میکنند…
اهای غریبه….
کنارش مینشینی وفقط باچندایه محرمش میشوی!!!!!!
ومن…
ومن اشنابایک دنیا عشق و حسرت به اونامحرمم…
غرور صدایم ینی بغض بشکسته زیر آه هایم…
عشق تو برای من یعنی آن احساس بی پایانم…
بی تو ماندن سخت است اما چاره ام تنها گذر از توست همچون عبور زمان…
اما دستانم تو را می خوانند هر زمان…
سخن گفتن ز تو مرا آرام میکند حتی حالا…
اما چ بگویم ک با من غریبند آن دستان بی احساس…
چ بگویم ز تو ک دنیایه من بودی…
دوست دارت بودم اما تو…
برای من تنها شدی یک کلمه برای بودن…
نیستی اما تو را من ” خاطره ” کردم برای همیشه…
بالا تر از عشق عادت است هیچگاه کسی را که به تو عادت کرده رها مکن
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود ، آرام تلقین می کنم

با عکس های دیگری تا صبح ، صحبت می کنم
…ولی با یاد تو✔

هـیـچ مـیدانی ؟

از وقــتی کــه رفــته ای ..

از وقــتی کــه نیسـتی

تــا شـب ها با یـک جـمـله ی ” شـب بخـیر عـشقم”

خـوابـم را شیـرین و دلچــسب کـنی ..

مــن بـه نـیت مـــرگ سـر بر روی بـالـش مـیگذارم✔

به کجا پناه ببرم از کابوسهایت به بیداری یا از خاطراتت به خواب؟ بگذار یکی از این دو مال من باشد
آمد اما،بی صدا خندید و رفت
لحظه ای بر کلبه ام تابید و رفت
دیده از چشمان من پنهان نمود
از نگاهم رازها فهمید و رفت
گفتمش من را مبر از خاطرت
خاطراتش را به من بخشید و رفت…
نـبودنـت را بــاور کــرده

قـلـــــــــــــــب ِِ تنـهــــــــــــــایـم. . . .

امـــــا

گـونـه هــــــــایـم

رد ِِ نـبودنـــت را
حـــــس مـی کـنــــــــــــــد. . . .

بـــرگـــــــــــــــــــــرد. . . .

بانو!
ممنون ک روز دیدار,
مراعات مشامم را کردی,
نزدیک نیامدی,
میدانستی بوی عطرت
عمری
بیمارم خواهد کرد. . .✔
و تو رفتی و چه زود
آسمانم همه بی رنگ شده…
کاش برگری و آگه گردی
آسمان دل من
با همه وسعت خود تنگ شده …
ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ اﺳﺖ ﺑﺮای ﺑﺎزﮔﻔﺘﻦ… ﺑﺮ ﻟﺐ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ دﯾﮕﺮ ﺑﺎﯾﺪ رﻓﺖ ! … ﻣﯽ روی ؟
بیـــدار کـِــه میشـومــ

نَبـــودن تــــو را مــــرور میکنــــم

کـــــــــاش رَد پـــاهــا هـم

بـا پـــــاهـا میـــرفتـــ

از وقتی رفتی شارژا رو خوراکی میخرم میخورم
و زمانایی که باهات صحبت میکردم رومیشنم سریال میبینم!
یه حالی میده که نگو!
همش که نبایدآدم افسرده شد!
مگر خودت نگفتی خداحافظ؟

پس چرا وقتی گفتم”به سلامت” نگاهت تلخ شد؟

برو به سلامت

دیگر هم سراغم را نگیر!

خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینم

و دلیل رفتنت را جویاشوم…

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﺍ ،
ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﺞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ …
ﺑـﺮﺍﺕ ﯾــﻪ ﺩﻧـﯿــﺎ ﻣــﻌـﻨـﯽ ﺩﺍﺷــﺖ !!!
تمام قدرت وجودموجمع میکنم تافراموشت کنم امابازیادم می آیدکه میگفتی”عشقم من بدون تومی میرم”باز تمام وجودم ازیاده توپُرمیشود…
آفتاب، ماسه، دریا
دراز میکشیدیم زیر شنها…
گرما، دستات، بوسه
من و تو باهم، خندون، تنها…
اما حالا…
گریه، بارون، خیسی…
بقیشم بهتره خودت بنویسی…
¤فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود، از همان آبهایى که میپره تو گلو و سالها سرفه میکنى.
باورم نیست!آنکه ساده تراز آب بود آتشم زد!
رفتی و در باورم باران گرفت
خاطراتت در وجودم جان گرفت
با تو بودن عادتی دیرینه بود
روزگار از من تو را آسان گرفت..
ﺗــﻤــﺎﻡ ﺷــﺪ …
ﻟـﻌـﻨـﺘـﯽ ﭘـﺎﯾـﯿـﺰ ﺩﻭ ﻧـﻔـﺮﻩ
ﺁﻥ ﻫـﻮﺍﯾﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺮﺍﯾـﺶ
ﺩﺳـﺖ ﻭ ﭘـﺎ ﻣﯽ ﺯﺩﯾـﻢ
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺴﺖ
ﮐـﻪ ﺩﺳـﺘـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟـﯿـﺒـﻢ ﻣـﯽ ﮔـﺬﺍﺭﻡ
ﺟـﺎﯼ ” ﺩﺳﺘـﺎﻧـﺖ ”
ﻫـﻨـﻮﺯ ﮔـﺮﻡ ﺍﺳـﺖ..
.من که ساده دلمو داده بودم.من که رسم دل شکستن بلد نبودم.تو چرا ساده شکستی رفتی؟
ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ
ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻢ
ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ
ﺣﺎﻻ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﻧﺪﻡ
ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﻧﺮﻓﺘﻨﻢ
ﮔﻔﺘﻦ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﻨﻢ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺑﺎﺭﯾﺪﻥ ﺍﺳﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺑﺎﺩ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﻭﺯﯾﺪﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﺭﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﺯﯾﺪﻡ
ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﭼﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﯽ
ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﻧﺪﯼ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺎﺩ ﻧﺴﺘﯿﺰﯼ
ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
گفتم: دوای دلشوره دارید؟!…گفت: بله.باید گل گاوزبان بخوری!…زیر لب گفتم خوبه که دلشوره مثل دلتنگی نیست که درمان نداشته باشه!…گفت: اون هم درمان داره!.دوای دلتنگیت رو که پیدا کردی دیگه به گل گاوزبان احتیاج نداری!…گفتم: پیدا کرده بودم، ولی رفت و سهم یکی دیگه شد!…گفت: چقدر گل گاوزبان بدم؟!!
بـرای ِ فرامـوش کردنـَـت ، هـر شـَب آرزوی ِ آلــزایمـر مـی کنـَم .

خــوش بـه حــال ِ تــو ،
کــه وقتــی ” او ” آمـــد ؛ بـدون ِ هیــچ دردِســَری ،

فرامــوشـــَم کــَردی …!

ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺧﯿﺎﻟﻰ ﻧﯿﺴﺖ…

ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ چگونه ﺩﺭ چشماﻧﻰ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻻﻟﻰ…

ﺟﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ…

آواز عاشقانه ما درگلو شکست
حق باسکوت بود صدا در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین، آفرین، دعا در گلو شکست

تا آمدم با توخداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست

گفت اگه برم تو رو هم میبرم امروز رفت ومنو هم برد البته از خاطرش
گفتی فراموشمم کن گفتم باشه..
اما واستا بگو چجوری و از چه راهی…
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد

ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

” بادا ” مباد گشت و ” مبادا ” به باد رفت

” آیا ” ز یاد رفت و ” چرا ” در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا …. در گلو شکست

ﻣﯽ ﺭﻭﯼ
ﺑﯽ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﻣﯿﺎﻥِ ﺳﯿﻨﻪ ﺍَﺕ
ﺩﻝِ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﭙﺪ
اگه اون که کنارته، تورو بیشتر از من میخواد.. اگه باهاش راحتی، اگه باهات راه میاد
باشه برو
فکر این نفس رو که بعد تو میگیره نکن
ولی امیدوارم یه روزی با چشم گریون بر نگردی
بهترین قصه دنیا عشق است وبدترین آن عادت اما
بدتراز همه عادت به کسی است که روزی عاشقش بودی
اگر تمام نقطه چین های آخر نوشته هایم کلمه میشدند می فهمیدی که چقدر اشتباه کردی…….. درست مثل الان……….✔
اگر تو را نبخشم، خدای من آنقدر مهربان هستکه تو را ببخشد.
و اگر تو را ببخشم، خدای من آنقدر عتدل هست که انتقام مرا از تو بگیرد.
پس،…. تو را خواهم بخشید!
رفتى ونپرسیدی چه میخواهم…شایدترسیدى بگویم بامن بمان…
این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران ن … بودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….
دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….
دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟
اگـر احـسـاسـم را هـم خـواسـتـی بـخـری ،بـه رویِ بـسـتـه اش خـوب دقـت کـن..
نـه قـیـمـت دارد ، نـه تـاریـخ انـقـضـاء …
بـر عـکـس احـسـاسـاتِ تــــــــــــــو ..
کـه بـارکـُد دارد ! حـسـاب شـده یِ حـسـاب شـده ..
ای کاش آشناییها نبودیابه دنبالش جدایی هانبود
یامرا بااونمیکردی آشنایامراازاونمیکردی جدا
گرسنه وتشنه ام …
هیچ چیزبدون تو مزه ای برایم ندارد…
حتی نفس کشیدن ….
شاید هم مرده باشم !!نمیدانم!!
فقط برگرد,بیا که منتظرتم
چه مرده باشم ….چه زنده
فقط بیا ….همین
ﺑﻲ ﺗﻮ ﻳﻚ ﺷﺐ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺩ
ﻣﺜﻞ ﻳﻚ ﺑﻴﺖ ﺗﻪ ﻗﺎﻓﻴﻪ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺩ
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺭﻓﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺳﺎﻳﻪ ﺷﺪﻧﺪ
ﺳﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﻱ ﺍﻳﻦ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺩ
آهـــــــــــای مـــــــــــــردم…….!!!!!!!!!!!
عاشقش نشوید…………
به اندازه همـــــــــــــــــمه تان عاشـــــــقی کردم برایــــــــــش ..
ﻓﺎﻧﻮﺱ ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﭘﯿﺮ ﮐﻨﺎﺭ ﺣﻮﺽ ﻫﻢ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻩ …
ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻓﺮﻭﺯﺍﻥ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ …
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻓﺎﻧﻮﺱ …
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ،ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ ﺍﮐﺘﻔﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
arezoyam barge bidi bod. ..
ke an ham bad bord…
بی تو…میان جمع نیستم اما جمعیتی در من است که به تو فکر می کند
رفتنت را تماشا کردم …بغضم را بلعیدم …اشک در چشمانم عجب ماهرانه آخرین لحظه را تار و مبهم کشید
رفتی دیگه برنگرد بزار فراموشم شی
قسمت نشد عزیزم یه روز هم آغوشم شی
تقصیر من بود یا تو فرقی دیگه نداره
به دلم افتاده بود اینجوری بد میاره
آره باید میرفتی چون عاشقم نبودی
قلب یه بی ارزش و باید میشکوندی
ﺧﺴﺘـﻪ ﺷﺪﻡ
ﺍﺯﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ”””” ﻣُــــﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺗـ ﺑﺎﺵ ””””
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ
ﻧﻤﯽ ﺭﻓﺘﯽ
ﻣﯽ ﻣــــﺎﻧﺪﯼ …
ﭼﺮﺍ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ برگردی !! ؟
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﮔﺮﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﮐﻨﯽ ،
ﻫﻤﺎﻥ ﺩﻓﻌﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ . .
ادامه ات میدهم همچنان تا انتهای قلبم……….ولی چشمانم به اشک
نشسته و دستانم از اندوه جدایی میگویند….!

که چه کرده ای با روح آشفته ام..؟

همیشه جواب خدافظیهاشوایستادگی میکردم…
کاش آن روزها میدونستم که ایستادگی فقط برای مترسکه,الان که بااون همه عشق وایستادگی تنهام میدونم مثه مترسک ایستادگی کنی تنهامیشی!!!
گفت دهانت بوى شیرمیدهد ومراتنهاگذاشت ورفت…
به اوبگویید:
حالابوى سیگار،مشروب،
دروغ،وبوی ننگ هم میدهد!برگرد…
من به روز بدرقه ات فکر کرده ام. . .

باید لباسم حتما جیب دار باشد ،

پنهان کند لرزش دستانم را. . .

با خودم میگویم بعدِمرگم چه کسی با تو سخن میگوید؟

چه کسی راز ِ دل ِتنگِ تو را میداند؟

آن زمان که هوایِ چشمانِ قشنگت ابریست

بر دامن ِ کدامین صحرا خواهی بارید؟

من نباشم چه کسی همدم ِشب هایِ بلندت باشد؟

چه کسی شب همه شب بر سرِسجاده دعا خواهد کرد

تا که سالم باشی؟

آهای بی معرفت بی هوا رفتی…
بی نفس موندم!!!
به جهنم که نیستی
مگر مغول ها یک قرنِ تمام حمله نکردند!؟
مگر نگذشت!؟؟
نبودنِ تو هم می گذرد
.
.
ﮐﺎﺵ ﻧﺠﺎﺑﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩﯼ
ﺗﺎ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﻫﺮ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﻮﻳﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﺮﻓﺖ…
“دوریت این خونه رو ویرونه تر کرد
تنهام نذار منو دیوونه برگرد”
همه چیز خنده دار بود . . . داشتن تو . . . بودن من . . . ماندن ما . . رفتن تو . . . گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….
فکر میکردی خدا نیست بالای سر
بار سفر بستی و رفتی بی خبر
چشم منو یه عمرگذاشتی پشت در
نمیشد کنار بیای با عشق من بی دردسر؟
koja dastato gom kardam k payane man inja shod!
فلسفه نباف شاعر
چه ممکن – چه محال
چه جبر – چه اختیار
چه هر کووفت دیگری…؛
او رفته است دیگر
ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﻣﻨﺖ ﺍﺣﺪﯼ ﺭﻭ ﻧﮑﺸﻢ. ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻅ ﺗﻮ
ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﻐﺖ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ ” ﺑﻪ
ﺳﻼﻣﺖ!!!
نپرسیدم چرا رفتی فقط گفتم بری کی برمیگردی،ولی رفتی ودیگه برنگشتی…نترسیدم تو تنهاییم فقط ترسیدم از اینکه نیایی دیگه شد باورم که بی وفایی…
dastam ra ba nakhi bastam.k yadam bashad faramoshet karde am…
تنها ده دقیقه دیرتر رسیدم
     اما…همه چیزدرست مثل-صحنه جنایت
      دست نخورده بود و بی نقص
      فنجان-نیمه پر-سیگارنا تمام
       صندلی کج-و تکه ای کاغذ که بر رویش نوشته بودی
                   “من رفتم”
بعد ازتو توی دلم نیمه شبا هیچی جز غم نیست حسرتت موند به دلم واسه غمام هیچی مرهم نیست…
بگذار دیوانه صدایم کنند,بگذار بگویندمجنون,فرقی نمیکند من تمام هویتم را از زمانی که تو دیگر اسمم راصدا نزدی از دست داده ام…
رفتم ،مرا ببخش ومگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه وجنونم کشانده بود
فروغ فرخزاد….
میدانی. . . ؟
رفتنت هیچ سودی که نداشت،
حداقل من بازیگر خوبی شدم. . . !

باید ببینی چه ماهرانه در جواب “خوبی؟” ها میگویم : “خوبم. . . .”

انتظارخیلی سخته فراموش کردن هم خیلی سخته اما اینکه ندونی بایدانتظار بکشی یا فراموش کنی ازهمه سخت تره
بعد از تو همش دلتنگ خودم میشوم
اخه همه من و دنیای من و تو ساخته بودی
بی تو با خودم غریبه ام به خدا….
آنقــدر مرا ســـــــرد کرد

از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام

آهــــــــــــــای !!!
روی احساسم پا نگذاریــد ..لیـــــــــز مــــــــی‌‌خوریــد

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﻣُﺤﺘﺎﺝِ ﺗﻮﺃﻡ ﺟﺎﮮ

ﺗــــــــﻮ ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ . . .

ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﻣﻴﺂﻳـﮯ ﺑﻪ ﺳُﺮﺍﻏﻢ

ﻧَﻔﺴـﮯ ﻧﻴﺴﺖ . . .

ای کاشهاکلمات بی معنی هستندکه گفتنشان فقط قلبت رابیشتربه دردمی آورند
اگـر گُلمـ بودی ،
اگـر حـتی به بـهانـِـه ی سُرفـه کردن ؛
یکـ بار اَدای بـغض کردن را در مـی آوردی ،
اگـر با کنـایه هم به مـن میفهمـاندی که گـاهی ،
فــقط گاهی ! بـه من فکـر میکـنی ؛
هـرگز این سفـر را شروع نمیکـردم ! ♥

+ گاهی وقتـا ؛ نـاراحـتیمون تو یه رابـطه ،
به خاطر حرفایی که بایـد میگفتـیم و ..
دریــغ کردیم ! :(웃◎

فصل هارا بدون تو دوست نداشتم ولی حالا باز بدون تو انگار هیچ فصلی ندارم
ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻟﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ !…..✘
راستی!
گناه تو رفتن نیست. . . .

گناهت این است که حرف هایت بوی ماندن میداد. . . .!

شنیده بودم “پــــا” ، “قــلب دوم” است…
امّا باور نداشتم…
تا آن زمان که فهمیدم،
وقتی دل مانـــدن ندارم،
پای ایستادن هم نیست…
من حرف براى گفتن فراوان داشتم ولى باران فریاد هایت امانم نداد،هنوز خوشحالم از رفتنت،و الا باران غیر قابل تحمل اشکهایت مى بارید بر دلم وقتى هر چه داشت را رو مى کرد.
بهتر که رفتى…
بهتر که چیزى نگفتم…
“حال مرا لک لکی بابال شکسته میفهمدکه میماندوتماشامیکندکوچ جفتش را….”
“تو” رفتی

و

بهانه دست این غروب جمعه ی لعنتی دادی . . . (︶︿︶)

من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.
شاید باور نکنی،از من فقط همین کلمات که با شوق به سوی تو پر میکشند باقی میماند و خودکاری که هیچگاه آخرین حرفهایم را به تو نمیتوانم گفت.
شاید یک روز وقتی میخواهی احوال مرا بپرسی،عکسم را در صفحه ی سفرکرده ها ببینی.

مرا از یاد خواهی برد،نمیدانم..ولی میدانم از یادم نخواهی رفت.

مَــــن یـکــ ” سیــلــی ” بِــه تــو بــدهــکـارَم.

وَقـــتی آن هَمـــه ” تَـمبــر هـــای دوســتـت دارم ” را روی گــونـه ات چَسـبانـدَم

وَقــتِ رَفــتَنَــت بــآید مُــهـر ” بـاطِـل شُــد ” روی هَمَــشـان مــی زَدَم…!!

تاریخ انقضایت که تمام شود از callتبدیل میشوی بهmisscall!
به همین راحتی!!!! ⇦♚
تقریبا همه رو متقاعد کردم که فراموشت کردم
حالا فقط مونده این دل لعنتی . . .
انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم
سالهاست که رفته ای اما. . .
هنوز هن اشکهایم
دارند حساب “دیدنت” را
با چشم هایم صاف می کنند. . .
چند وقته دارم با خودم تکرار میکنم
وقتی برگشت
بهش میگم فکر میکردم تو تکرار روزهایی هستی
که نه فراموش میشوند نه تکرار..
اما الان فهمیدم روزهای با تو بودن به اسونى فراموش شدن
و من هیچ علاقه ای به تکرارشون ندارم…
باید قمارباز باشی تا بفهمی فرق است بین ””باختن”” و ””بد”” باختن…
سر به زیر دل شکسته نازنینم…
اگه سادست واسه تو گذشتن از من…
مرثیه سر کن برای رفتن من…
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
ناز قدمهایت را زمانی که وارد قدمهایت شدی دزدیدم
گفتم اگر روزی رفتی با ناز قدمهایت برای قلبم صفایی بسازم
معرفت نازت بیشتر از تو بود.لعنت بر تو.او ماند و تو رفتی
چه قانون ناعادلانه اے!
براے شروع یک رابطه
هر دو طرف باید بخواهند
اما
برای تمام شدنش
همین که یک نفر بخواهد کافیست . .
ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫــﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺣﺴــﺮﺕ ﺗﮑــﺮﺍﺭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﯽ
ﺑﻮﺩ !!
ﺭﻭﺯﯼ ﮐــــﻪ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﻢ …
ﻫﯿﭽـــﮑﺲ ﺗﮑــﺮﺍﺭ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
دیگه تموم شداونهمه غم و رنج.وقت قرار شوق ساعت ۵ .من برا اون کسی که دوست ندارم نمیتونم شاخه گل بیارم برو،برو پیش هرکسی که دوست داری حق نداری اسم منم بیاری
با خــــوابهایم قهر کرده اے اخرین بار کــه دیدمت چــمدان خاطــــرات را با لبخنــــدے تلخ بستــــے و رفتـــے . سهمم را از تــــو نخواستــم اما یادت باشد امیدهایم را بدون انکـه از من بپرسی با خود بردی…
بیتابم نمیشوى؟
منم بى قرارت نمیکنم..! فراموشیمان مبارک…
آرزوهایی در زنــدگــــی هستــــ کــه بایـــد از آنهــا گذشتـــــ…

گاهـــی بایـــد آرزوهایـتــــــ را
مثــــل قاصدکــــ بگــــذاری
کفـــــ ِ دستـــــ

و بسپــــاریشــان بـــه دستـــــ ِ بــــاد
تــــا برونــَــد و

سهــــم ِ دیگــَــران شـونــــد …✔

هـِــ ی غریبـــﮧ !
قیــآفت خیلـے آشنـآست
من و تو قبلا جـآیـے همدیگرو ندیدیــ م ؟
آهـ ـآن… یـ ـآدم اومــد
یــﮧ روزآیـے یــﮧ خاطره هـآیـے بـآ هم دآشتیم
یـآدمــﮧ اون موقع دم از عشق میزدے
هــﮧ … انقدر مــآت نگـ ـآم نکن
عشقت حسودیش میشــﮧ !
دســتات ارزونــی خودتــ..
رآستــے قبل رفتنت : دیگــﮧ هیچ حسـ ے بهت ندآرم
دیگــﮧ وقتــے دیدمت دلم نلرزید
خوآستم بدونـی
وقتی رفت …
قرص های رنگارنگ جایش را گرفتند …
اما هیچکدام به اندازه ی او آرام بخش نبودند ..
مخاطب خاص من به سادگی یک لبخند
رهایم کرد…
“او”رفت…
ومن عاشقانه های بی مخاطبم راچوب حراج
زده ام…
اینبارچه کسی مزایده ی احساساتم راخواهدبرد
اوچه??!!!!!
خواهدماندتازندگیم رافدایش کنم??????
ﻧــﻤﻴﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﮔــﺮﺩﻱ !
ﺍﻳﻨــﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﻡ
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻔــﺘﻢ !
ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻴــﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻫــﻨﻮﺯ
ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻣﺪﻧﺖ ﻓــﺎﻝ ﺣــﺎﻓﻆ ﻣﻴﮕــﻴﺮﻡ !…
به خود افتخار میکنم که کم اثر ترین ماده ی مخدرم…
با چشمای خودم دیدم کسی که معتادم شده بود مثل آب خوردن ترکم کرد!

♡♥

وقتی به پایان “من و تو” اندیشیدی
باورت نبود که پایان من و تو فقط پایان “ما” نیست
آغاز دنیایی است بی “ما”
و دنیا بدون “ما ”
پر است از هزاران “من و تو” ی تنها!
(تو را میخواهم…)!

در این جمله اندوهی ست…

اندوه نداشتنت…!!!

و من از دست دادن را به دست اورده ام!

از دست دادن تو…!

ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻣﺪﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ، ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ
انتظارت چه زیباست وقتی که لبه جاده ی دل تنگی ایستادم
وتو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می ایی
انروزکــه یکدیگررایــافتیم ــــــ یافتنمان هنرنبود….هنراین است کـــــــه هـــمــدیـگررا”گــم”نــکنیم…..
تـــلخ ترین قهوه ی جهان هم نتوانست روی تلخی حرف های تو را کم کند..!! زبان لعنتی ات ســـم ترشح میکند…
بی خبری بی پایانترین خبری است که از تو می رسد این روزها?!
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻭ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﯽﭘ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺧﻮﺩﺵ
ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ! ؛
ﭘﺴﺮﮎ ﻣﺎﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺶ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺑﻮﺩ : ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ
ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ! ، ..…
ﻋﺸﻖ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻏﺮﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻫﻨﻮﺯ ..
بعضی زخــــم ها هســــــت که هـــــــــر روز بــــایـــد روشونو باز کنــــیو نـــــــــمـــــــــــــک بپـــــــــــاشــــــــــ ــــی …تــــــــا یــــــــــادت نـــــــــــــره که ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــی آدمـــــــــــــانبــــــــــــــــــــایـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـایـــد! ! !
ﺑﻴﺨﻮﺩﻱ ﻣﺘﺎﺳﻒ ﻧﺒﺎﺵ
ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻱ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﻱ ﺍﺻﻼ!
ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻲ ﭼﻪ ﺗﺮﺳﻲ ﺳﺖ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ؟
به چه میخندی تو؟به مفهوم غم انگیزجدایی؟به چه چیز؟به شکست دل من؟یابه پیروزی خویش؟به چه میخندی تو؟به نگاهم که چه مستانه توراباورکرد؟یابه افسونگری چشمانت،که مراسوخت وخاکسترکرد؟به چه میخندی تو؟به دل ساده من میخندی،که دگر تا به ابد نیزبه فکرخود نیست؟خنده دار است بخند
ازش ناراحتم بدجوری شکست ورفت جوری که دیگه هیچ عشقی به چشمم نمیاد……هنوزمحو رفتنشم……برگرد…..خواهش میکنم….باشه….التماس میکنم فقط……برگرد
ﺭﻓﺘﻢ
ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻤﻮﻧﻢ
ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻧﮑﺮﺩﯼ
ﻧﮕﻔﺘﯽ : ﻧﺮﻭ، ﺑﺮﮔﺮﺩ !!
ﻭ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ !
ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺮﻓﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ
تلاش برای زنده کردن یه رابطه از دست رفته
مثل اینه که
بخوای چای سرد شده رو با آب جوش گرم کنی!
نه رنگش مثل سابق میشه
نه طعمش. . .
دلم سوخت واسه احساسی که پای تو هدر کردم
دلم سوخت که تو بودی و اما با تنهایی سرکردم
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندیم و ولی باز نرفتی از یادم
دلم سوخت دلم سوخت
اذیت میشوم…
وقتی میبینم احساسات من برای او هیچ چیز نبود…
(:””(
تمام کینه هایم را بخشیدم
او باشد و او…
مرا چه به عاشق شدن…
دیدی بی من داری میری دیدی قولات وشکستی دیدی راست گفتم عزیزم دیدی عهداتوشکستی …دیدی چشم یه غریبه چجوری دله توروبرد؟؟؟؟؟؟دیدی رفتی . . .
یادش بخیر..
همیشه موقع خواب،
عکس قاب شده ات را گرد گیری می کردم!
اما از آن روزی که رفتی..
عجیب دلم غبار گرفته است.
تو خودت را اذیت نکن،
میدانم..
از دست قاب خالی کاری بر نمی آید!!
برای با تو بودن فقط ۱چیز را از دست دادم
غرور. . .
تو برای بی من بودن چه کارها که نکردی!
خودت حساب کن
کدام بیشتر می ارزید؟!
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ
ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ
ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺗﻮ ….. ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ……… !!!
.ارزان تر از آنچه که فکرش را بکنی بودی ، اما برای من گران تمام شدی .
بــــرو
نمــی خــواهـم
از دور مراقـبـــم باشــی
از دور دوستـــم بــداری
و مـن در لــــحـظــاتــم
هیــچگـــاه بودنــت را حـس نکنــم
دوری را نمـــی خــواهـم
یا بــــــــــــــــاش
یا بــــرو …
از وقتی که رفتـــــهـ ای…

خیـــــآل بودنــــــت جایت را گرفتهـ …

تنهــــآیمـ نمیگذارد…

صبـــــح تا شـــــــب با من است..

ازتو چه پنهــــان..

گاهی از تـــــو بیشتر دوستش میدارم…

آخر میدان

تــــــــــــــو را به جـــــــــان آنکـــــــه دلـــــت را دزدیــــــــد ؛

بــــــــــــــه خــوابـــــــــــــم نـََََیـــــــا. . .

آخــــــــــــــــر . . .

خوابــــــــم را “رنـگــــی” مـی کنـــی . . .

و. . .

روزم را “سیـــــــــــــــــــــاه”. . . .

‧٠•◆●♦▶┃ℳ┃◀♦●◆•٠‧

بی قراری عادت ان روزهایت بود…
این روزها برای گرفتن خبرى از من عجیب صبور شده اى…
تو اونی نبودی که فکرش رامیکردم
زیرا باعث شدی آنی شوم که هرگزفکرش را نمیکردم
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﻌﻞﻫﺎ
ﭼﻨﺎﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﺎﺿﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ .
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ؛
ﻣﯽﮔﻔﺖ .
ﻣﯽﺷﻮﺩ ؛
ﺷﺪ .
ﻭ ﺭﻓﺖ ؛
ﻣﯽﺭﻓﺖ .
ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ
ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ …
نیامدنت را به فال نیک می گیرم

از کجا معلوم
که می آمدی و خنده هایت
شبیه خنده های نامردان نشده بود؟

از کجا معلوم که می آمدی و دست هایت
به جای بوی نوازش من در خواب
بوی اسکلت هایی که هنوز نمرده اند نمی داد؟
به نیامدنت ادامه بده
شبی که رفتی
حسابی ماه بودی
از کجا که شبی که خدایی نکرده برمی گردی
ماه را زیر قدم های تند هوس آلودت
شکنجه نکرده باشی؟
__________________

دیگه حوصله تو را هم ندارم
دیگه حتی نمی خوام پیشم باشی
دیگه اصلا نیازی بهت ندارم
دیگه ته دلم نیستی..
دیگه نیستی و نباشی راحت ترم…
چند سال پیش…
وقتی که ترکم میکردی
گفتی از یاد ببرم،هر آنچه که بینمان بود
و من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشته ام،
تا خاطرم باشد که باید…
فراموشت کنم!!!
بی توهم می شود مرد …وقتی بودنت هم مردنم را رقم می زند
تا روزی کــه بــود،
دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد!
از روزی کــه رفــت
گــل هــای ســرخ
بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد . .
” تـــو ”

دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ،

کلمه ی کـــوتاهی

کـــــ ـــ ـه برای گفتنش ..

جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و

ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..

na naro tanham nazar man asheghetam divoonevar na na na
ای کاش نفسم بودی حتی نفس آخر

ای کاش که عشقت بود تنها هوسی درسر

از من چه دیده ای که رهایم نمی کنی؟
جز بیقراری و غم و اندوه و اعتصاب؟
جز فکرهای منفی و تصمیم های بد
جز قرصهای صورتی ضد اضطراب؟
اصلا تو بهترین بشری!! من بدم بدم!
بگذار تا فرو بروم توی منجلاب…
از خوبان بیشتر میترسم
روزی تو
خوب من بودی.
اگر گفتم می روم نگو نرو،

من برای گفتن خداحافظ پل هایی را خراب کرده ام

که حتی با “بمان،عوض می شوم”هم دوباره ساخته نخواهند شد…

ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ 
، ﺗﻮ ﺍﯼ ﻫﻤﭙﺎﯼ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧﯽ / ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ، ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﻣﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ / ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ، ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ !
بلـــوراشک به چشـــمم شکست وقت وداع
که اولــین غم من آخرین نگاه تــــوبود
اشتبــــــاه از مــن بــود پـر رنـــگ نوشتــــه بودمـت
به سختــــی پاکـــــ میشـــوی ولـــی پاکـــت میکـــنم.
“هرکوزه پرآب که شب ساغرمابود!
نوشیدن آن باتوشبی باورمابود!
افسوس که بعدازتودگر مست نگشتیم!
هرچندکه صدساقی و می یاورمابود!”
از انتهای حادثه می گویم
انجا که تمام قصه پایان یافت
انجا که بیاد اغاز می افتم
در اوج پایان
انجا که غم از دست دادنت را به قلب
می فشارم
و دیگر به زبان نمی اورم
انقدر داغ که اتش می زند
به دل و اسمان و زبان من
انجا که جا ماندم
تا اغاز شود
۲۱دسامبر، پیشگوئیِ دروغین بود
دنیا به آخر رسید
همآن روز که تو رفتی…
“ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻢ” ﮐﻪ ﻧﻴﺎﻣﺪﻱ . . .

“ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ” ﮐﻪ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻲ . . .”ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮﻡ” ﻫﻢ ﻧﮕﺬﺍﺭﮐﻪ ﻗﻮﻟﺶ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﻴﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ,,

تفاوت ها اینجا معلوم می شود!

تو به ””خود من”” وفادار نبودی . . .

من حتی به ””یادت”” هم وفادارم . . .

(︶︿︶)

gofti boro,nemikhahamat,bi hich soali ghabul kardam,ama lanati kash hadaghal akhare harf hayat migofti ta abad ke in cheshmanam be dar khire namanad.
به بند دلت میاویز

رخت خاطره ام را

گرد باد های فراموشی حرمت نمی شناسند . . .

ﺳﺨﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﮐﺴﯿﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯽ،
ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﺎﺷﻪ…
ﺍمﺎ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ!
بی تو دلم می گیرد

وبا خودم می گویم

کاش آن یک بار که دیدمت

گفته بودم

که بی تو گاه دلم می گیرد

که بی تو گاه زندگی سخت می شود

که بی تو گاه هوای بودنت دیوانه ام می کند

اما نمی گفتم

که این « گاه » ها

گهگاه

تمام روز و شب من می شوند

آن وقت بغض راه گلویم را می گیرد
درست مثل همین روز ها

تنها چیزی که از تو یادم موند, اینه که, همه رو مغزم راه می رفتن, توی لعنتی رو قلبم….!
تمام پرانتزها را میبندم …
“رفتنت” توضیح اضافی نمیخواهد !
آنقدرازهم دورشده ایم،که وقتی تو به شب میرسی،من ازسحرهم گذشته ام!نمی بخشم زمین راکه اینگونه نامردانه می چرخد…
گفتم می مانی؟
گفت تو چطور
گفتم برای همیشه…
گفت بخدا سوگند می مانم
و لبخندی بین ما جاری شد…
سالهاست که کنج این اتاق سرد این جملات را چندبار در روز میجوم…اما هرچه میجوم هضم نمیشود…
که چرا سوگندت را زیر پایت گذاشتی و رفتی…
با من یکی به دو نکن لعنتی!
که من همیشه یک بوده ام
و تو دو…
چه با من چه بی من!
فاصله ….!باعث شدی من و او از هم جدا شویم….هیچ وقت نمیبخشمت
غصه نخــور
او هم آدم است
اگـــر رفت گریــــه نکن
یک روز شکستـن را درک میکند
آن روز می فـــهمد آه هـایی که کشیدی
از تــهِ قلبت بوده
می فهــمد شکـــستـن یک آدم تـــاوانِ سنگینی دارد …
نگذاردیرشود برای بازگشتت، روزی می رسد
که برگشتت تسکین قلب شکسته ام نخواهد شد
بلکه یادآوری دردهای گذشته ام خواهد شد
ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ
ﺷﻬﺮ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺑﺎﻍ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖِ ﺟﻮﺍﻧﺖ
ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻓﺮﺩﺍ ،
ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺳﺒﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮔﺮ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﮎ
ﮔﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﮔﻠﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺧﯽ ِ ﺧﻮﻥ …
بزرگترین دردگذشتن از احساسات خود وپذیرش واقعیت باهم نبودن برای همیشه .
برگ پاییزى راهى ندارد جز سقوط وقتى مى داند درخت,

عشق برگ تازه اى را در دل دارد…✔

بــــرو …!

ترس از هیـــچ چیز ندارم …

وقتـــی یقین دارم

بیشتـــر از من

کســ‍ی دوستت نخــواهــ♥د داشت …

بیشتـــر از من کســـی

طاقت کـــم محلـــی هایت را نـــدارد …!

بـــــــــرو …

ترس برای چه…؟!

وقتـــی میدانم یکـــ روز

تــُف می اندازی به روی تمـــام آن هایــی که به خاطرشـــان

من را از دست دادی ….

ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﭼﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
ﭼﻪ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﯼ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﻭﯼ
ﺍﺯ ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ
ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ…
بی تو امشب باز یک گوشه نشستم در خیالم آمدم پیش تو و گفتم که خستم از همه چیز و همه کس به تو گفتم های های گریه کردم زار زار ناله کردم گفتم اینجا غصه دارم هیچکس را هم ندارم از همه چیز و همه کس من گسستم با همین دستهای بستم مثل اینکه کودک هستم از تو پرسیدم تو میدانی که هستم؟ تو به من خندیدی و گفتی که باز هم در این دنیای زیبا چشم بر خوبیها بستم…
بیاد دلی که شکستو کسی که نفهمید چیزی که شکونده خودش بود
کاش میشدبه تویک نامه نوشت

نامه رادست خدا دادکه باوربکند

بی تو من میمیرم

کاش میشدکه خدا

اخرنامه به جای من امضابکند
وبگویدبه تو:”برگرد”وتو نیز

توفقط “محض خدا” برگردی!!!

شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود
شب بیرحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود
شب بی تو شب بی من شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن شب دل کندن از من وما بود
”” متنفرم ””

از این که نمی توانم از تو

”” متنفر ”” باشم.. . . . . . .

این رسم عاشقیه یکی بره یکی بمونه پس خدا نمیشد من برم اون بمونه?????نه????
Chegadr bayad bogzarad ta man dar morure khateratam az kenarat ke migozaram tanam nalarzad. …
گفتم عشقم دوستت دارم،،،بامن بمون،،،گفت بایدقول بدی پسر خوبی باشی تابمونم،،، قول دادم ولی رفت،، ،ببین الان بدشدم،، پرخاشگرشدم، عصبی ولات و لوت شدم،،،ببین خوب نه و الان بده بد شدم،،پس برگرد،،برگرد،،برگرد
یکی بود یکی نبود
اون که بود تو بودی و اون که تو قلب تو نبود من بودم
یکی گفت یکی نگفت
اون که گفت تو بودی و اون که دوستت دارم رو جز تو به هیشکی نگفت من
یکی خواست یکی نخواست
اون که خواست تو بودی و اون که نخواست ازت جدابشه من بودم
یکی رفت یکی نرفت
اون که رفت تو بودی و …
یکی داشت یکی نداشت
اون که داشت تو بودی و اون جز تو کسی رو نداشت من بودم
همدرت بودم . . .
وقتی که دردهایت تموم شد …
رفتی…
ومن ماندم . . .
با هزاران درد ناگفته …
با کسی که دوسش داری
سفر نکن!
فیلم نبین!
جایی نرو!
آهنگ گوش نکن!
کتاب نخون!
حرف نزن!
اصن باهاش خاطره نساز!
وقتی که گذاشتو رفت بعد به حرفم میرسی…
با دلم عهد بستم،
دیگر بر سر مزار خاطراتش،
گل نیاورم…!
ﮔﻔـــــﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣــــــــ ﺑﯽ ﺗـــﻮ ﺳﺨــــﺖ ﻣﯿﮕــــــﺬﺭﺩ
ﺑـﯽ ﺍﻧـﺼـﺎﻓــــــــ !
ﺣـــــﺮﻓﻤــــــ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕــﯿﺮﻣـــــــــ
ﺑــﯽ ﺗــــــﻮ ﺍﻧﮕـــــــﺎﺭ ﺍﺻـﻼ ﻧﻤـﯿﮕــــــﺬﺭﺩ
به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره،مراقب تو باشه سرت بلا نیاره،تا تو نخواى نتابه،دلت گرفت بباره،همیشه با تو باشه تو رو تنها نذاره!
رفتن تو پایان من نیست
این را هر بار به خود می گویم
و با بالهای شکسته ام – چسبیده به زمین –
آسمان را می شکافم .
رفتن تو بسان سایه ای در تاریکی …
اگر پیاده هم شده است سفر کن، در ماندن می پوسی …
آن روزها حتی بیسکوئیت ها هم ماندنی بودند؛؛

اسمشان “مادر” بود

اما امروز چی؟

حتی اسم بیسکوئیت ها هم شده:
های بای!

بهم گفت چرا تنهام گذاشتی؟من که چیزی برات کم نذاشتم،من که همه چی داشتم

اره راست میگفت،اون همه چیز داشت جز لیاقت…

ﻣــﯽروی و ﻣــﻦ ﻧﻘﺸــﻪﻫــﺎی ﺟﻐــﺮاﻓﯿــﺎﯾــﯽ را ﻣﭽــﺎﻟــﻪ ﻣــﯽﮐﻨــﻢ؛
ﺷــﺎﯾــﺪ ﺟــﺎده هایت ﺳﻤــﺖ ﻣــﻦ ،ﮐــﺞ ﺷــﻮد . . .

ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند!
می آید

می خندد

می ماند

می رود

بود

هست

نیست

رفت

آه…

از همه این فعلها خسته ام!!!!

چه ساده تموم شد.تو رفتی…من رفتم از دست….
digar hichkas barayam on nemishavad…hata khodash!!!
نفهمیدم آمدنت را مات بنگرم یا رفتن تو را حیران بگیرم ،
باد آورده ای را بادمیبرد قبول !اما دلم را که باد نیاورده بود !
بیهوده می دوند خیابانها

بی او دلــــم به هیچ قراری نمی رسد . . .

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذرت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته در خاک

یه روزی عاشق و دیوانم بود

ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود
در بند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق واو زعشق من بی خبر است
ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود
ﺁﯼ ﻏﺮﯾﺒﻪ …
ﭘﺎﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ …
ﭘﺎﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﮑﺶ …
ﺗﺎﺯﻩ ﺗﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ِ ﻫﻢ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ …
ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ِ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ …
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ِ ﺩﯾﺮﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ …
ﭘﺎﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ …
ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻮﺱ ِ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ …
ﻫﻮﺱ ِ ﺭﻓﺘﻦ …
ﭘﺲ ﻧﯿﺎﻣﺪﻩ ﺑﺮﻭ …
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم…..
وقتی رفت ندیدم با کی رفتی
موقع رفتن قلبمم با خودش برد
ببین…
دختر خوب…
رفتی… باختم… قبول…
اما روزی خواهی فهمید که پس زدن عشق افسانه‌ای من بزرگترین اشتباه زندگی تو بود…
تا آن روز…
باران ببار و تمام خاطره ها را بشور
تمام دوستت دارم ها
تمام عاشقانه ها

ببار که من هم شرم نکنم، من هم ببارم !

گفتی میروم ولی زود از در پشتی میام امیدوارشدم وگفتم برو…
برگشتم چشم به دردوختم واما هییچ یادم نبود سالهاست پشت در را دیوار کشیده اند..
هــر بـار که بـا فندکم ستاره هـایــم را روشــن میکنم
یــکی آنهــا را فوت می کند…
امـــــید هایم را بـاد میبرد
وقت رفتن, مرگــــم را تبریک بگو
….
زمین حتما زیر سیگاری خوبی است…
به کسی نگویید برگردد!آدمی که بخاطرتو برگردد،بخاطر دیگری هم میرود.
تو

شوخی زیبایی بودی که خداید بامن کرد!

زیبا بود

اما…

شوخی بود!

حالا…

من تاوان اشتباه خود را پس می دهم …

تمام این تنهایی تاوان جدی گرفتن آن شوخی است..

سلام عشق من خوبی !!!در تمامی سالهایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باش… دیگر نیستم که یادآوریَت کنم….
بـی آنکـه بخواهـم تمـام شـدی ! …

هـمانـــ طـور که …

بـی آنکـه بخـواهـم تمــام مــن شـدی… !!!!

اگر لاک پشت بودم،چه قدر خوش بخت می شدم ….
می تونستم به آرامی از تو دور شوم ..
به آرامی…..
به پشت سرم نگاه میکردم که شاید هنوز مرا دوست داشته باشى, اما افسوس دیدم کاسه بدست منتظر رفتن من بودى …
تمام وجودم پر از نفرت شده …………….
تو همین رو می خواستی … مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیا ببین که چه دنیای زیبایی برای هردومون ساختم ….
چند تا دونه سیگار و یه فنجون قهوه ی تلخ و یه سطل زباله و یه بغل نفرت ….

انقد نفرت دارم که گاهی بالا میارم و توی تمام بغض هایم تنفر از تو فریاد می کشد …
کاش می شد تمام نفس هایت را ازت بگیرم ……..
کاش ………..

چ زیبا بود …رفتنت!!حتی نگاهت را دور کردی از قلبی ک در نزدیکی پاهای تو بود!!غرور…تنها ویژگی بارز تو ..!
* ﻋﺒﻮﺭ*
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ
ﺻﺪﺍﯼ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ای کاش مدونستی چه حالی داره وقتی کسی که حاضری برای در کنار ش بودن تمام زندگیت رو بدی وقتی بعد از چندین سال اونو میبینی اشتباهی با اسم دیگه ای صدات بزنه انوقت ه که دیگه میگی خدایا وقتشه
بعد از رفتنت نه میتونم دنبالت بیام نه میتونم بگم نرو….فقط از خدا میخوام….ترو برگردونه
ﻧﻪ ﻟـﯿـﻮﺍﻥ ﺑـﺰﺭﮒ ﭘُــﺮ ﺍﺯ ﻗـﻬـﻮﻩ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﺳﯿـﮕــﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻻﯼ ﺍﻧـﮕـﺸﺘـﺎﻧـﻢ ﺑـﮕـﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﻧﻪ ﮐﺎﻓـﻪ ﺍﯼ ﻣـﯿﺸﻨـﺎﺳﻢ، ﺳـﺮﺩ ﻭ ﺗـﺎﺭﯾـﮏ
ﮐﻪ ﭘـﺎﺗـﻮﻗـﺶ ﮐﻨـﻢ
ﻣـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﭼـﯿـﺰﻡ ﺑـﻪ ﺁﺩﻣـﻬﺎﯼ ﺍﻓـﺴﺮﺩﻩ ﻧـﻤـﯿﺨـﻮﺭﺩ
ﺍﻣـﺎ ﺍﻓــﺴﺮﺩﮔـﯽ ﮐﻪ ﺷـﺎﺥ ﻭ ﺩُﻡ ﻧـﺪﺍﺭﺩ
ﺩﻟـﯿـﻞ ﺁﻥ ﭼـﻨـﺎﻧـﯽ ﻫـﻢ ﻧـﻤﯿﺨـﻮﺍﻫـﺪ
ﻧـﺒـﻮﺩِ او ﺑـﺮﺍﯼ ﯾـﮏ ﻋـُﻤـﺮ ﺍﻓـﺴﺮﺩﮔـﯽ ﮐـﺎﻓـﯿـﺴـﺖ …
لعنتی…
قانعم . . . !!!
او مال من نه ، مال مردم بود . . . !!!
فدای دلم که مال مردم خور نیست . . . !!!
رفتم و تو،
یه بار
یه روز
یه جا
یه دفعه میگی:
یادش بخیر…
اگ اون بود…!
هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم
وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
( ﻣﺮﺍﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺳــــﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺩﻟﺖ ﺭﺍﺯﺩ.
ﻣﺮﺍﺑﺒﺨﺶ ﺍﮔﺮﻋﺸــــﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻧﻢ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍﺑﺴﺖ.!
ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺗﺎﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﺗﺮﻧﺪ..ﺗﻮ ﺭﺍﺑﻪ ﺍﻭﺝ
ﺑﻮﺩﻧــــﺖ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ..♡♥♡
تا می رود خشک شود عرق قلبم دوباره نامی از تو مى آید و باز هم تب میکند قلبم
بهم گفت میخواد کمکم کنه و ازم خواست از این به بعدم بش اس بدم؛راستش کمکم کرد ولی بی خبر از اینکه وابستش شدم گف بای؛حتی منتظر نموند جوابشو بدم …. زندگی که میگن تلخه و نامرد اینه !!!
تنها بمن بگو که چه باید میکردم
و نکردم!
تنهه لحظه ای در چشمان من نگاه کن
و مردانه بگو که غیر از عمر و جوانی
و شور عشق دیگر چه به پای تو
باید می ریختم؟
من که در هر شرایطی
در کنار تو ایستادم…
و شاید تنها اشتباه من
اعتماد به تو بود!
لحظه ای در چشمان من
مردانه نگاه کن…
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﻃﻮ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻪﺩﺍﺭ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ !
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺑﺪﺑﺨﺖِﻣﺎﻥ ﮐﺮﺩ !
ﺗﻮ، ﻧﻪ …
ﺷﻌﺮﻫﺎ
ﺑﺪ ﺑﺨﺖ ﺷﺪﯾﻢ !
ﺍﻭﻝ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮﺩ
ﺑﻌﺬ ﮐﻠﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ
ﮐﻢ ﮐﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
ﺣﺎﻻ
ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺷﺪﯾﻢ
ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺷﺪﯾﻢ !
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺷﻌﺮ ﺷﺪﻩ
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺷﺎﻋﺮ !
ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﺩﺏ ﺑﺎﺷﻢ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ
) ﻧﻪ ﺍﻭﻥﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯽ ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭻ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ….
ﻭﻟﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪﯾﻢ ! (
ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻡ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﻪ ﺧﻮﺩِ ﺳﻼﻡ،
ﻧﻪ !
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﺩ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﺭﻭﻍ
ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺑﺨﻮﺭﯼ
ﮐﻪ ﯾﮑﻬﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﻭُ ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮ ﻫﻮﯼ
ﺷﺎﻋﺮ ﺭﻭ
ﭼﺎﯾﯽﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﻓﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻗﻬﻮﻩﯼِ ﺗَﺮَﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻟﯿﻮﺍﻧﻢ ﮐﻪ
ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺗﻮ ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻠﻨﺪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ !
ﺭﯾﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﯽ،
ﺳﻮﺳﻮﻟﯽ
ﻧﺰﻧﯽ،
ﻣﺼﯿﺒﺘﯽ !
ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻢ ﻭُ ﺑﻠﻨﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﭘُﺮﭘُﺸﺖ ﻭُ ﮐﭽﻞ
ﮐﺘﺎﺏِ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﺮﯼ
ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺖ ﺑﺎﺷﯽ
ﺩﻭﺳﻮﺗﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺠﻮﺯ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﭼﺎﭖ ﺷﺪﻩ
ﺑﻪ ﻧﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ
ﺑﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭُ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﯼ،
ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ
ﻣﺜﻞ ﻗﺮﻣﻪ ﺳﺒﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺷﺎﻋﺮ ﻫﻢ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﺎ ﺳﯿﺮ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻻﺑﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﻮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
ﺷﺎﻋﺮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻌﻄﺮﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻮﯾﯽ ﻋﺮﻕ ﻫﻢ ﻧﺪﻫﺪ
ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ
ﻫﺮﺟﺎﺑﺮﻭﺩ … ﻋﺎﺷﻖ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏﺑﺎﺭ
ﯾﮏﺟﺎ
ﻣﺮﮒ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻫﺮﺟﺎ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ
ﺷﺎﻋﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻤﯿﺮﺩ !
ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻫِﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺟﺮ ﺑﺪﻩ ﺑﮕﻮ
ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ ﺁﺩﻣﻢ، ﺁﺩﻡ
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻡﻫﺎﯼِ ﺩﯾﮕﺮ
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺨﻨﺪﻡ
ﺧُﻞ ﺷَﻢ
ﭼﺮﺕ ﻭُ ﭘﺮﺕ ﺑﮕﻢ
ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ
ﺍﺻﻠﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﻃﻮ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦَﻁ….✘
به او بگویید

دیگر ” او ” های نوشته هایم را

به خود نگیرد

از این به بعد ” او ” دیگر آن ” او ” نیست…

درسکوت دادگاه سرنوشت”” عشق برما حکم سنگینی نوشت””
گفته شد دلداده هااز هم جدا”” وای براین حکم واین قانون زشت!
وقت رفتنت
کاسه ی چشمانم که شکست
پشت سرت آب ریختم
تا پاک شود
هر چه رد پای توست
از زندگی ام…
تــو هم تلخ بودی
تلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی
که در کودکی به خوردم می دانند
غافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد
بیچاره من . . . . .
کسی راپاشویه میکردم که ازتب دیگری می سوخت!
آنگاه که صبرت به پایان میرسد، نــــرو !
”وفا “از اینجا آغازخواهد شد..
وقتی رفتی چه آب و جارویی راه انداختن…
چشمها و مژه هایم…
وقتی بیایی ببین چه میکنند…
رفتی ؟ بی خداحافظی؟ فکر دلم نبودی که بی تو عذاب میکشد؟
فکر من نبودی که بی تو زندگی برایم جهنم می شود؟
مگر یادت نیست حرفهای روز آشنایی مان را؟
مگر قول ندادی همیشه با من بمانی و مرا تنها نگذاری؟
تو که اینک مرا تنها گذاشتی ، تو که بر روی قلبم پا گذاشتی
چه زود فراموشم کردی ، مرا آواره کوچه پس کوچه های شهر بی محبتی ها کردی
مگر نمیدانستی بعد از تو دلم را به کسی نمیدهم؟
مگر نگفته بودم عاشق شدن یک بارهست و دیگر عاشق کسی نمیشوم؟
مگر نگفته بودم اگر عاشقی هیچگاه مرا تنها نمیگذاری
 پس تو عاشقم نبودی ، همه حرفهایت دروغ بود ، عشقی در دلت نبود ، سهم من از با تو بودن همین بود!
باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای
دلم به تو خوش بود ، چه آرزوهایی با تو داشتم ، نمیدانی که شبها یک لحظه هم خواب نداشتم
 رفتی و من چشمهایم خیس شد روزهای زندگی ام نفسگیر شد
رفتی ؟ بدون یک کلام حرف گفتنی!
کاش میگفتی که دیگر مرا نمیخواهی و بعد میرفتی ، کاش میگفتی از من متنفری و بعد مرا تنها میگذاشتی ، کاش میگفتی عاشقم نیستی و جایی در قلبم نداری و بعد میرفتی ! چرا بی خبر رفتی؟
_________________
نمی دانم

نمی دانم من به مسافر دل بستم 

یا 
مسافر شد
آنکه به او دل بستم !!!

رفت

میدونی چیه,
خودم باهاش تموم کردم ,گفتم خداحافظ,اونم گفت خدحافظ,مواظب خودت باش!!!!
یعنی آرزوش بود که برم؟ٌ؟؟؟
آغوشی باش

و مرا به اندازه تمام اشتباهاتم بغل کن…

بدونه آنکه حرفی میانمان رد و بدل شده باشد…

فقط نگاه باشد ونفس…

زندگی انقدر ها دوام نمی آورد…

همین حالا هم دیر است…✔

آنـقــــَــــــــــــــــــــدر
روزهــــــٰٰـای بــــــــــــــودَنَــت را
بـِــــــه رُخ
مْــــــــــی کـِشـَـــــــــــــم ْ . . . .

تـــــــــــٰٰـا. . . .

نَـبـــودَنـَـــــــــــــــت ْ ؛

رُخ ْ بِکِـشـَـــــــــــــد ْ

اینـــو آویــــــــــزه گوشت کــن…!

مگـــه نخوآستــی بــــری؟!!

پس اینکــــه گــــریــــــــه می کــــنم یــآ نـــه!

اینــکه شــــآدم یــــآ نـــه!

اینکـــه مو…آظب خــــودم هستــم یـــآ نــه!

بـه خــودم ربط دآره

تـــو کـــه بـــه خــــواسته ات رسیـــدی…

رفتـــی…

پس دیگــــــــه ســـــــآکت شو لعنتی

ﻣﻬﻤﺎن . . . ﺧﺎﻃﺮه ﻫﺎی ِ ﺗﻮ. . .
ﻧﺎﺧﻮاﻧﺪه . . .

ﻣﺜﻞ ِ ﻣﻬﻤﺎن ﻫﺎی ِ ﻣﺮاﺳﻢ ِ ﻣﺮگ ﻫﺴﺘﻨﺪ . . .
ﮐﻪ اﻧﮕﺎر ﺗﺎ اﺑﺪ ﻣﯽ ﺧﻮاهند ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ و ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ . . .
ﻧﻤﯽ روﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ روﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ روﻧﺪ . . .

ﺧﺎﻃﺮه ﻫﺎی ِ ﺗﻮ … اصلا ﺣﺒﯿﺐ ِ ﺧﺪا ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ !

(︶︿︶)

وقتى که دیگر نبود.
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتى که دیگر رفت.
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتى که دیگر نمى توانست مرادوست بدارد..
من او را دوست داشتم..
وقتى که او تمام کرد
من شروع کردم…
وقتى که او تمام شد..من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن.
مثل تنها زندگى کردن است…
مثل تنها مردن….
اینک من و توایم دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار
گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش✔
قیافمو ببین ، چقد شیکسته شدم
چقد سختی کشیدم ، چقد ضربه خوردم
وقتی فهمیدم رفتارت با من سرده مُردم
چه شبایی ، که تا صبح بیداری کشیدم
ناخونای عصبی که روی دیوار میکشیدم
بازم آرومم نمیکرد ، روم تاثیری نداشت
فک میکردم عزیزتر از خودم کسی نی برات
ببین چیکار کردی با من لامصّب
هر شب کارم شده گریه یا مَستم
تو اوجِ دوستی ، چطو وِلَم کردی
وقتی مشکلی نبود بینِ ما اصلاً
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﺍﻡ ﻭﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ
ﻫﻤﻪ ﺁﺳﻮﻥ ﺩﻭﺭَﻡ ، ﻭﻟﯽ ﺳﺨﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ
ﻧﻪ ﻧﻤﯿﮕﻢ ﺗﻔﺮﯾﺤﻢ ﮐﻤﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﻦ ﺍﺯﯾﻦ ﻫﻤﻪ….
به تمام خاطراتم پشت میکنم، و فقط میگویم :ببخشید که پشتم به شماست
!
بهینه رفتار کردی ولی من از همه چیزم گذشتم ؛ برچسب سبز رنگ انرژی مبارک قلبت باشد !
ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ , ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ . ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ.
ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ.
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
… ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ , ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . . .
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ 🙁
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی افسرده ،

خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن …. چیزی نیافتم .

نفرین به بودن وقتی با درد همراه است

ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﻢ

                   ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﻏﺮﻭﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ

                           ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﮑﻮﺑﻢ…

                        ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻦ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ

                    ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺁﻥ ﻓﻘﯿﺮ ﺑﻮﺩﯼ…

کاش می دانستم،
چطور به صبح برسانم؛
تمام شب هایی را که با رفتنت
یلدا شدند…
انتظار:گم کردن توست!
غربت:غم دوری تو!
اضطراب:درد بی تو ماندن!
وغم:داغ بی توزیستن!
به چشمانم گفتم که برات اشکی نریزه دلم گفت: ببار خاطرش خیلی عزیزه…!
رفته اند !
نیستند…
دلم ، صبر و قرارم ، دستانت ، نگاهت ، هوش از سرم
بیاورشان…
ﭼﺮﺍ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ
ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺍﺻﻠﻦ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ ،
ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﻥ
ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ . . .
ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ،
ﺧﻮﺩ ﺯﺧﻤﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ
ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻢ . . .
ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ ،
ﺑﺪ ﺷﺪ ﺍﺧﻼﻗﺖ !
ﺑﺪ ﺷﺪ ﻭﻓﺎﯾﺖ . . .
ﺭﻓﺘﯽ . . .
ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ،
ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ !
ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ !
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
روزهایـ خوبیـ که در راه بودند ، یا سقطـ ـ شدند یا مرده بــ ـ دنیا آمدند . . .
ﺑــــــﻮﺩﻡ !

ﺩﯾــــــــــــﺪﻡ ﺑﺎ ﺩﯾﮕـــــﺮے ﺷـــﺎﺩﺗﺮے ,

ﺭﻓﺘــــــــــﻢ …

از ‌ماندن‌ که چیزی نمیدانی
لااقل درست ‌ رفتن‌ را یاد بگیر . . .
.گُفتــــــــ : مَـــرآ فَــرآمــوش کُــטּ

اَمـــآ نَــدآنستـــــ ڪـﮧ اَصــلـاً اَرزش ِ بـﮧ یــآد مـــآنـدَטּ رآ نَــدآشتـــــــ [!]✔

رفتی..
باکی نیست…
من ماندم و جاده ای به سوی مرگ…
و چه کوتاه شد این جاده از وقتی رفتی……
یادم می آید موقع رفتن گفتی:ما به درد هم نمیخوریم!
کاش میدانستی تو را برای دردهایم نمیخواستم…
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت/خنده بر خاطراتت زد و رفت ✔
ﯾﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﺟﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺑﻬﻨﮕﺎﻡ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻓﺘﻦ ، ﺧﻮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﯾﮏ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﺳﺖ !
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ، ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ …
رفتی؟
به درک!
هنوز بهترین ها وجود دارند

دنبال کسی خواهم رفت که مرا بخاطر خودم بخواهد نه زاپاسی برای بازیچه بودن…

تمام غصه هایی را که برایت خوردم بالا آوردم !
طعم بیهودگی میداد…..!
دلم را بالا می آورم
با این انتخابش……..!!
آستین خیالم،چه نخ نما شده است!
بس که هر روز چشمانم را از رویای تو پاک میکنم!
ﻧﻪ ﺑﺮﻑ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ
ﻧﻪ ﻋُﻤﺮ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻭ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎﺏْ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﻓﻘﻂ، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ
ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ
بی انصاف…
لااقل به دیدن شعرهایم که می آیی
پیراهنت را عوض کن!
تو که می دانی چشم های من،
به عطر زنانه
حساسیت دارد…
“سرم” راشایددیگران درنبودنت گرم کنند اما . . .
”دلم” را هرگز . . .
آه باران باران شیشه ی پنجره را باران شست، از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست….؟؟!؟؟
ﻧــﻪ …
ﻣـﻦ ﺩﻳﮕﺮ ﻋـﺎﺷﻘــﺖ ﻧﻤﻴـﺸﻮﻡ ..
ﺍﻳﻦ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔـﺎﻩ ﻋـﺎﺷﻘﺎﻧـﻪ ﻧﻮﺷﺖ ﻫـﺎ ﻫـﻢ
ﺗـﻪ ﻣـﺎﻧﺪﻩ ﻱ ﻫﻤﺎﻧﻴﺴﺖ ﮐـﻪ ﺑـﻪ ﺁﻥ ﺧــَﻨﺪﻳﺪﻱ !
آنان که درزندگیت نقشی داشته اند رادوست بدار! نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند.جواب یکی ازبچه ها.که نمیدونه بادوستش که ترکش کرده بمونه یابی خیال بشه.
آنـــقدر نـفس مـی کــشم …

تـــا ،

تمـــام شـود..

همـه ی آن “هـــوایــی” کـه ،

ســـراغ ِ تـــو را مـی گــــیـرد ✔…

رفت…
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
عاقبت بر عشق من خندید و رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید ورفت…

آب پشت سرت میریزم نه برای برگشتنت
میریزم تا پاک کنم جای پاهایت را از زندگیم
به کجـــا بایــد رفـــت؟

بعـــد از آن خـاطـــره هـا

که همــه هستــی من از آنهـاســت

به هــر آنجــا که نـظـر انــدازم

همــه جـا چهــره ی توســـت

همــه جا خاطـــره دارم بـا تــو …

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑـﺎﺭﯼ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ
ﺑـﺮﺍﯼ ﺭﻓـﺘـﻨـﺖ ﮔـــــﺮﯾـﻪ ﮐــﺮﺩﻡ
ﮔـﻔـﺘـﯽ: ﺗـﻤـﺎﻣـﺶ ﮐـﻦ . . .
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ
ﺑـﻪ ﺍﺣـﺘـﺮﺍﻣـﺖ
ﭼـﻨـﺎﻥ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ ﻣـﯽ ﺧـﻨـﺪﻡ
ﮐـﻪ ﮔــﺎﻫــﯽ ﻓــﺮﺍﻣــﻮﺷـــﻢ ﻣـــﯿـﺸــﻮﺩ
ﺭﻓـــــﺘـــــﻪ ﺍﯼ …
این بـــار مـــرا. . .

دست خودت بسپـار. . .

هـــر وقت که مرا

دست خدا سپردی

گریه امانم را بـــرید. . .✔

با همه چیز کنار آمده ام؛
جز باورِ جمله ی آخرِ تو که:
” چیزی بینمان نبوده “…!!!‬
نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا
شاید خطا کردم
و تو
بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا
تا کی !!! برای چه ؟
ولی رفتی………..
قلبم
خصوصی ترین
جای دنیای دل تنگی هایم بود
تا اینکه تو
سرزده به خانه ی دلم آمدی .
رسم مهمان نوازی
شد بلای جانم
نتوانستم به آمدنت نه بگویم.
با بودنت خوو گرفتم .
حسابی که وابسته ات شدم ،
یادت افتاد که
فقط برای مهمانی به دلم سرزده بودی . . .
بعد از رفتنت حریم خصوصی دلم ،
ویرانه ای سوت و کور شده . . .
دلم شکسته
باور کن .
فرﻗـــــﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨـــــﺪ ﺑﯿﺎﯾـــــﺪ ﯾـــــﺎ ﻧﯿﺎﯾـــــﺪ …
ﻣـــــﻦ ﺩﯾﮕـــــﺮ ﻫﯿﭽﻮﻗـــــﺖ
ﺣﺎﻟـــــﻢ ” ﺧـــــﻮﺏ ” ﻧﻤﯽﺷـــــﻮﺩ ….
دلم با تو دیگه یکی نمیشه
نگو دوسم داری دل دیگه بازیچه نمیشه
خودت خوب میدونی که خود پسندی
خیلی سخته بتونی دل به دل کسی ببندی
بودنم. . .

افتضاح. . .

در حسرت

خواستنت

تمام شد. . .✔

بـاورکـُن …نــه درگــیرتوشـُده ام …ونـَه حـِســـی دارم بـه تـ ـو …اصلـامیـخـواهــی هـَمه چـیزرابـَرگــَ ـردانـَم بـه روزاولـَش ؟؟تویک دوست مـَـعمولـــی شـَوی و مـَن …نـــــــــــــــــــه …مـُمکـِن است دوبـاره عـاشقَت شـَوم لـَعنتـــی…
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست
نگفتم عزیزم این کار را نکن
نگفتم برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه
رویم را برگرداندم
حالا او رفته و من
تمام چیزهایی را که نگفتم می‌شنوم
زندگی!کلاهت رابه هوابیاندازکه من دگرجان بازی کردن ندارم!توبردی”
ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ
ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ
ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ
ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ
ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﮑﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻣﻦ
ﺑﻮﺩﻡ
ﯾﮑﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﺪﺍ ﺑﺸﻪ ﻣﻦ
ﺑﻮﺩﻡ
ﯾﮑﯽ ﺭﻓﺖ ﯾﮑﯽ ﻧﺮﻓﺖ
ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﻧﺮﻓﺖ
ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ
“لبخند “من نشان رضایت از رفتنت نیست
گاهی لبخند میزنم

تا “در خود له شدن” مرا حس نکنی

تنها یک “خداحافظی بی دلیل, دل تمام سلام هایم را شکست…
بهش گفتم: عشق من یه چیزی بگو! از این سکوت خسته شدم…

نگاه سرد و یخ زده اش رو از صورتم برداشت و

گفت: نشنیدی؟……

برو…!!!

ﭼﻴﻪ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﻴﺪﻩ
ﮔﺮﻓﺖ ،
ﻏﺼــــﻪ ﻧﺨﻮﺭ …
ﺍﮔﺮ ﺭﻓﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻧﻜﻦ …
ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻋﺎﺷﻘﺶ
ﻣﻴﻜﻨﺪ …
ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻨﻲ ﻛﻢ ﻣﺤﻠﻲ ﺭﺍ ﻣﻴﻔﻬﻤﺪ..
.
ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻣﻴﻜﻨﺪ ….
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻴﻔﻬﻤﺪ ﺁﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻙ ﻛﺸﻴﺪﻱ ﺍﺯ
ﺗــــــﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﺑﻮﺩﻩ …!
ﻣﻴﻔﻬﻤــــــــــﺪ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﻳﻚ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﻭﺍﻥ
ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺩﺍﺭﺩ
ﻧﺪﺍﺭﻡ ‎؟
ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ
 ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﮔﯿﺮﻡ ﻧﯿﻮﻣﺪ !
ﺣﺎﻻ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﻢ!
ﺳﮑﻮﺗﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ
”””” ﺗﻮ””””

رفتنت نمکی بود بر همه ی زخمم هایم
من از همه ی دنیا یکی تورا داشتم یکی خدا را
از سر کوفت هایی که شنیدم بگویم؟
میگویند کجاست انکه بر سینه میزدی سنگش
میگویند الان با دیگریست
برگــــــرد و همه ی دنیا را غافلــگیــــر کن ،
من حتـــــی با خـــدا هم شـــرط بستـــم
ﺧــﺴﺘﻪ ﺍﻡ !
ﺧــﺴﺘﻪ ﯼ ﻧــﺒﻮﺩﻧــﺖ !..
ﺧﺴــﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫــﺎﯾﯽ ﮐــﻪ ﺑـــﯽ ﺗــﻮ ﺷـــﺐ ﻣـــــﯽ ﺷـــﻮﺩ .
ﻭﺷـــﺐ ﻫـــﺎﯾﯽ ﮐـــﻪ ﺑﺎﺯﻫــﻢ ﺑـــﯽ ﺗــﻮ ﻣــــــﯽ ﮔــﺬﺭﺩ
ﺗــﺎ ﮐــﻪ ﻃﻠــﻮﻉ ﻭ ﻏــــﺮﻭﺑـــﯽ ﺩﯾــﮕــــﺮ ﺑــﯿﺎﯾـــﻨﺪ
ﻭﺑـــﺎﺯ ﻫـــﻢ ﮔـــﺬﺭ ﺯﻣـــﺎﻥ ﻫــﺎ ﮐـــﻪ
ﺑـــــﯽ ﺗــــﻮ ﻣــــــﯽ ﮔــﺬﺭﺩ !
ﻣـــــــﯽ ﮔﺬﺭﺩ !…
ﺧــﺴﺘﻪ ﯼ ﻧــﺒﻮﺩﻧــﺖ !..✘
تــــــــــــــــــــــــــــو….تمــــــام گذشته منی !!و مــــــــــــــــــن ..میدانم که گاهــــی ….باید از گذشته هم گذشت !باید گذشته رو گذاشــــت …و گـــذشــــــت ……….!
یادش بخیر…
من و او ما بودیم…
ولی حالا…
او هست منم هستم….
اما دیگر ما نیستیم…
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺴﺎرت ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ از دﺳﺖ دادن رو دارن .……ﻧﻪ ﺣﻘﺎرت ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻨﻮ…
..
ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت.

جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت.

چون رمیدن های آهو ناز کردن های او.

چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد و رفت

بانوی رویاهای من…
زمانی عاقبت از راه می آید
که من می مانم و انبوه فریادی…
که در افسوس ها…افسانه می گردد
بدون آنکه راه رفته عمر عجیبم را….
برای شاخه هایی ,کز غم پاییز می خشکند..
کنم آواز
میدونی چی دلم رو میسوزونه :این که وقتی گفت خداحافظ برای همیشه بعدش اس داد که مجبورم که برم ولی دوست دارم بر ای همیشه
ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ!
ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ!
ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . . .
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . . .
ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ . . . .
ﻫﻤﻪ ﺭﺍ . . . . .
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ . . .
ﺍﯾﻦ ﺩﻡ ﺁﺧﺮ . . .
ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻦ
ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﻮ
ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ!
ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﻮﺩ
” ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺗﻮ ” ﺑﻮﺩ . . .
بعضی وقتا به خودت قول می دی دیگه جوابشو ندی…
بهش محل نذاری…
صداشو نشنوی تا راحت تر به نبودش عادت کنی!!!!
ولی تا گوشیت زنگ میزنه نفست میگیره…
بعداز اولین زنگ جواب میدی..
حتی میگی “جانم”!
ﺣﻀﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ بوﺩ
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻫﻢ ﻓﺎﺟﻌﻪ است
ﻓﺮﺩﺍ ﺭﻭﺯی تکراری ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ آنچه که فکر کنی برایت اشک میریزم…
این خیره ماندن ها به ساعت دیواری،واسه روز هایی ست که نمی یایی!
برگرد..بی تو این عشق غریب است، نفسم!
برگرداین همه فاصله آید به چه کارم؟
برگردآسمان خسته تر از من، وَ من از رفتن تو
پُرم از ابر، که همواره ببارم، برگرد
سهمم از شعر، فقط گریه شده، ماه ِغزل!
دگر خاطره از خنده ندارم، برگرد
صبر بارانی من را که خزان دزدیده ست
قدر این پنجره من تاب نیارم، برگرد …
نمیدونم رفتنتو باور کنم
یا گریه هامو
یا چشمام که دیروز تو رو تو قاب چهاردیواری یه عکس دو نفره دید…
inro bedoon k:
bedoone man hava sarde
alan garmi nemifahmi!
ﻣﻦ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘـــــــﻨﺖ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ
ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻣﻤﻜﻦ ﺷﺪ…
ﺑـــــــﺎﻭﺭﺵ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ….
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯽ
ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻮﺩ!
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﻣﺪﯼ
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺷﺪ!
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﯽ
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﺎﻧﺪ!
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﯾﯽ
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ!
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ” ﭘﺎﯾﯿﺰ” ﯼ ﺍﺕ
ﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺮﯾﺰ
امروزمن میروم با شک که رفتنم دردی رادوامیکندیانه ولی اگرتو اینگونه میخاهی باشد ,من امروز میروم.
درد ناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که…
نه کسی گفت چرا…و نه کسی فهمید چرا…
کجاست ک ببیند…
از وقتى رفت…
هر روز نزدیک است،
طعمه ى یک گرگى شوم.
اگرکسی بهت گفت دوست دارم دست بکش رو سرش نازش کن بعد دم گوشش بگو عزیزم اونجایی که تودرس میخوندی مامدیرمدرسه بودیم
In RoOzHa Kheili ChizHa DasTe Man NiiisT…
MaSalan
DastHayaT…!!
قهر کردی…از آن قهر های الکی …من که طاقت ناراحتیتو نداشتم ازت عذر خواستم برای بهانه ی کوچیک…تیری در تاریکی انداختی و درست به قلبه من خورد…فهمیدی که دیگه شکاره تو شدم…و وقتی از این مطمئن شدی رفتی…
ببین غریبه ی آشنا……اونی که بهش میگی عشق……یه زمانی عشقه من بود….خداروشکرزودشناختمش اول اون وبعدتوروکه ادعای رفاقت داشتی اماازصدتانارفیق بیشترضربه زدی ورفتی یروزبهم میرسیم عزیزم……
نـ ـبـ ـودن هـایـ ـتـ را در چـ ـهـره ام

خـ ـواهـی دیـ ـد..

بـرگـ ـرد

قـول مـیـ ـدهـ ـم مـرا بـشـ ـنـ ـاسـ ـی!..

گفته بود می مانم ، ولی نه ، انگار صدایش قطع و وصل شده بود . گفته بود میهمانم !!!!!!
درست که زجر ماهها صبوری مرا سوزاند

اما باز هم کشنده نبود…!

کشنده ان بود که تمام شرافت و صداقت من را

بزرگترین اشتباه زندگیت نام گذاشتی…

آهـــــای ….
تو این روزهای بارونی …..
فکری به حال جای خالیت کردی؟؟؟
درنگ
عجب دنیای عجیبیست!
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
زمانی که گفتی”برو”
چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .
بیچاره من که تمام عمر کسی را مخاطب نوشته هایم کردم که امروز در زندگی من غایب است هرچند موجه اما بازم غایب است
“چِشـــــــــــمانَم” را خـــــــــــــــواهَـــــم
فُــــــــــرُوخــــــــت

بــِـــ ـــــ ـــــــ ــــ

نــــــــابـــیـــــنایــــی
تــــــــــــا
تـــــــ ـــــــــ ـــــــــو
راکــــ.ــ.ــــــه
دوســـ.ـــ.ـــــتت دارم رابادیگرى نبینم.
هــــــــــیــــــــــــچ
وَقــــــــــــــــــت
✘♡

هرگاه صدای جدیدی سلام میکند، تپش قلب میگیرم!
من…
دیگر کشش خداحافظی ندارم…
مرا ببخش
که جواب سلامت را نمیدهم…
اون تیکه گوشتی که بهش میگن دل اگرفراموشت کنه میزارمش زیرگل
فهمید که نمیفهممش تنهام گذاشت و رفت…
دگر هیچ چیز بین ما نیست ؟تنها آسمانمان یکیست!!!
بدترین کاری که یه نفر می تونه با دلت بکنه
اینه که باعث شه
دیگه ذوق نکنی از بودن هیچ کس !!✔
بـﮧ یـادگـار سـاعـتـﮯ بَـر دسـﭞ اﭞ بـسـتـﮧ امـ . . .
ڪـﮧ یـادﭞ نـرود !
چـقـدر زمـان بـآیـد بـگـذرد ..،
تـا یـڪـﮯ مـثـلِ مـن . . .
دوبـاره عـآشـقِ یـڪـﮯ مـثـلِ تـو شـود . .
ﺑﺮﮔﺮﺩ …
ﻧﻤﺎﻥ … ﻓﻘﻂ ﺑﺒﯿﻦ … ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻣﻬﻢ
ﻧﯿﺴﺖ …
ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﮑﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ …
ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ
ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺭﺍ …
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ …
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ …
ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ …
ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ … ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﯽ
ﺗﺎﺑﺖ ﻫﺴﺘﻢ …
ﺩﯾﮕﺮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﻨﻢ …
ﺑﺮﮔﺮﺩ … ﻧﻤﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﺒﯿﻦ …
رفتنت, نبودنت, نامردیت هیچکدوم اذیتم نکرد! واسم سوال نشدفقط یه بغض داره خفم میکنه! چطوری نگات کرد که منوتنها گذاشتی؟!
اب نریختم که برگردی اب ریختم تا پاک شود هرچه رد پای توست…از زندگی ام… !
ای کاش در عشق هم مثل بعضی از مغازه ها که بالای دیوار آن نوشته اند

جنسی که فروخته شد، پس گرفته نمیشود!

می نوشتند

قلبی که داده شده است

پس گرفته نمیشود!

یه روز بهش گفتم چقدر دوستم داری؟
گفت اونقدر که باورت نمیشه.
وقتی ولم کرد و رفت تازه فهمیدم چقدر دوستم داشت،چون اصلا باورم نمیشد اینقدر کم باشه.
احساس شهری بین راهی در من است
من در میانه ام ایستاده ام
میان آمدن
و رفتنت…

~~~

سخت میترسیدم از اینکهمن از نژاد شیشه باشم و شکستنیاو از نژاد جاده باشد و رفتنیآری روزها گذشت ، همان شد ، او رفت ، من شکستم
تقصیر از من است …
آن زمان که گفتی …
قول بده همیشه کنارم بمانی …
یادم رفت بپرسم …
کنار خودت یا خاطره هایت !!
دیگه چشمام نمیبینه ، دستمم نمی نویسه دل خوشیم همین یه نامست گرچه اینم خیسه خیسه آخرین جمله ی نامم این از ته وجودم برو خوشبخت شی عزیزم ، خیلی عاشق تو بودم
اگربامن همراه میشوی کفشهایت را همین جا جا بگذارمن دیگربه هیچ کفشی اطمینان ندارم!کفشهاهمیشه وسوسه ی رفتن دارند.
رفـتـن هـمـیـشـه اخـتـیـاری نـیـسـت
آدم گـاهـی مـجـبـوره …
کـسـی رو کــه دوسـت داره آبـی پـشـت سـرش بـریـزد ..
دُعـایـی بـرایـش کـنـد …
و بـه دسـت اویـی بـسـپـاردش کـه …
شـده اسـت هـمـه ی او
وقتی رفتی من اینجا تنها موندم از زندگی جا موندم دوباره برگرد
فکر میکردی جدا شدن آسونه ببین دلم داغونه دوباره برگرد
انتظار،رویای به هم رسیدن است.رویایم باش تا انتظار زیباتر شود…
kam taghati adate aan ruzhayat bud,in ruz ha baraye gereftane khabari az mam ajib sabur shodeyi.
رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شب و روز
من هنوزم عاشقتم
به دل میگم بساز، بسوز
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون، چشام خیری به نور چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه اسون
چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون
جون میده واسه گریه…..
گاه رفتن خیلی زیبا تر از ماندن است شاید خاطرات خوبت در یادم بماند پس برو
Az hame khastam esmesho,khaterasho b yadam nayaran ,pa ba khodam chekar konam
من همه اش را می بخشم جز آن
””برنمی گردم”” ی که نگفتی!

من هنوز امید دارم یکی از همین لحظه ها صدای در بیاید

دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی؟کی گفت بیای تو قلبم و مهمون نا خــونــده بشی؟کی گفت که از چشای من خواب و بدزدی و بری؟کی گفت پریشونم کنی٬ کی گفت بری؟کی گفت بری؟
ای دلم… زهر جدایی رو بخور
چوب عمری بی وفایی رو بخور
ای دلم دیدی که ماتت کردو رفت
خنده ای بر خاطراتت کردو رفت
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکستو هم شکستم داد دل…

اونقـــد با دلــــم بازی کردی ؛

که دل و روده ام به هــم پیچید

ببین …

حالا حالـــم ازت بهــم میخوره … !

به من گفت برو گورِت رو گم کن …
و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !!!
کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
“زبانم لال!”
برایش نوشتم به امید فردایی بهتر پس از مدتی شنیدم ازدواج کرده بعد ها دیدم که انروز یادم رفته بود الف فردا را برایش بنویسم…
انتقام کار من نیست… رهایت می کنم… همین برایت بس است!!!
تمام وجودم را فدای وجودش کردم…….
اما او وجودش را نداشت.!
رفتم گفتم از خیرش میگذرم شنیدنم که زیر لب گفت.از شرش خلاص شدم. .
ﮐﺎﺵ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ
ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﮕﯿﺮ
ﺍﻣﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ، ﺑﻬﺎﺭ ﻣﻦ
ﺳﺮﺩﺗﺮ ﻭ ﺩﻟﮕﯿﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ….✘
ایــــن روزها … تو به بــودنـش فــکــر میــکـنـی ومــن بــه نــبودنـــت
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ………………. ﮐﻮﺗﺎﻫﺘﺮﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾﻢ : ..
ﺭﻓــــــــــﺘﻢ
نگاهت رایادم هست.چه صادقانه نگاهت کردم.اشکهایم رادیدی.نگاهم کردی وبوسه ای برلبانم نهادی .میدانستم اخرین روز است که ان گونه لمست میکنم …اماباخنده ای تلخ راهیت کردم.هرچند تو برای رفتن عجله داشتی
لـحظــ ه ی رفــتنت

نـــــ ه حــرفی دآشتمـ

نـ ه گـــلآیـ ه ای

امــــآ احـسآس تــآ دلـــت بخــــوآهد …

ﺍﺯ ﻭﻗــﺘــﯽ ﮐــﻪ ﻧــﯿــﺴــﺘــﯽ
ﺧــﺪﺍ ﻣــﯿــﺪﺍﻧــﺪ…
ﭼــﻘــﺪﺭ ﺁﺏ
ﺑــﻪ ﺻــﻮﺭﺗــﻢ ﭘــﺎﺷــﯿــﺪﻩ ﺍﻡ…!
ﻟــﻌــﻨــﺘــﯽ…
ﺍﯾــﻦ ﮐــﺎﺑــﻮﺱ
ﺍﻧــﻘــﺪﺭ ﻭﺍﻗــﻌــﯽ ﺍﺳــﺖ
ﮐــﻪ ﺍﺯ ﺧــﻮﺍﺏ
ﺑــﯿــﺪﺍﺭ ﻧــﻤﯽ ﺷــﻮﻡ
ای کاش به جای اونکه هر روز یه شاخه گل بعد از کار کردن با ماشین ،میگرفتی و برام میاوردی ،،پولاشو جمع میکردی و ماشسن پرایدتو عوض میکردی و یه ماشین با امنیت تر میگرفتی تا شاید تو اون تصادف جونه سالم به در میبردی …….اما حیف……
بعد رفتنت. . .

احساس میکنم. . .

پایانم نزدیک است. .

نبودنم را تمرین کن. . .✔

بی انصاف!!
لای انگشتانم را باید دستان تو پر میکرد…
نه سیگار را !!!
::
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من
:
ﻣﯿﺎﻥِ ﺁﺩﻣـــﮏ ﻫﺎﯼِ ﻫـــــﺰﺍﺭ ﺭﻧـــــﮓ …
ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﮥ ﮏﯾ ﺭﻧـــﮕﯽ
ﺍﻭ ﺷﺪﻡ ….
ﺍﻓــﺴﻮﺱ …
ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ … ﺑﯿﺮﻧـــﮕﺶ ﮐﺮﺩ …
………ﮐﻢ ﺭﻧﮓ … ﻭ …ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﺗﺮ …
ﻭ … ﺁﺧـــ ـــــﺮ ….
ﻣــَــــــﺤـــــــــﻮ …….. !!!!
به خىال اىنکه باگدشت زمان عشقت فراموش مىشود,تانىه هارا درحسرت گدراندم….
امابعداز سالها هنوز داغى کهنه اشکم رادرمى اورد…!
ye dastkhat ye name neveshti nemikhamet Az KHODA mikham ye shab biam man toye khabet ta ke boghzam beshkane vase delam kari konam bebinamet harf bezanam ogdehamo khali konam man hamon adame shade sarhale chand mah pisham Kari kardi jaye khande ba tanhaeiam hamrah misham man be to motad bodam ba to man eshgo didam bimaram motado ke yek shabe tarkesh nemidan in boghz nemizare ye khabe kamel nadaram ye jori rafti ke engari del nadaram be khialam eshge royaham toei bache bodam mane sade che hesabayi ro to va karde bodam
دیدی که سخت نیست تنهابدون من/
وصبح میشود شبها بدون من/
این نبض زندگی بی وقفه میزند/
فرقی نمیکند بامن بدون من/
دیروز اگرچه سخت،امروزهم گذشت/
طوری نمیشود فردا بدون من…
بـہ سـاבگـے یکــ لبخـنــב

رهـایمـ کــرב…

“او” رفـتـــ…

و مــنـــ عـاشـقـانــہ هـاے

بـے مخـاطبـمـ را بـہ حـراجــ

گـذاشـتـــہ امــ…

این واسه اونایی ک هیچ احساس ندارن.بیا یه معامله بکنیم اصلا خوشی مال تو وکلی غم مال من-هرروز مال تو و هرشب مال من-بقیه ی عمر من مال تو باشه و یه کوشه از دل بچت مال من-ازون مخ پوکت یه گوشش مال من-کل دنیا مال تو و یه کوچش مال من-کل قدرت مال تو وجرات مال من-شانس مال تو وفرصت مال من-یه درخت مال تو و میوش مال من-حرف زور مال تو و کینش مال من-یه قصر مال تو و یه کفن مال من اصلا بهشت مال تو و جهنم مال من فقط دست از سر من وردار
نگران نباش!
برو…
برای آتش دل شکسته ی من هم آبی پیدامیشود…شایدمثل همیشه،اشکهای مادرم!
ﺩﻟـــَـــﻢ
ﺩﺭ ﺣﺴـــﺮﺕ ﯾــﮏ ﮐﻠﻤـــﻪ ﻣــﺎﻧﺪ
ﻭﻗﺘـــﯽ ﺭﻓﺘـــﻢ ُ ﻧـﮕﻔﺘـــﯽ
” ﺑﻤــــــﺎﻥ …
رفتنت کافی نبود؟!
حالا داری در شعرهای دیگران پرسه می زنی؟!
شعرم را حلالت نمیکنم اگر…
میان واژه های نامحرم ببینمت!!!
چطور دلت آمد!؟!
من حتی دلم نیامد ادامه ی این شعرم را بنویسم…
میدونی غَم انگیزْ ترین جای قِصه کجاستْ؟
اونجاست که نِگاهِت
میکُنه میگه:
” خوشْبَخت بشی
انتقام میگیرم از چشم هایت برای تمام لحظه هایی که بهانه ی اشک هایم تو بودی
رفتى…!؟

ولى بدان مثل همیشه…

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد . . .

بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم. . .

تا بدانی ای عشق رفته که چقدر دوستت دارم . . .

“دلم درد میکند”انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی…
<3 بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران. کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران<3[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻢ ﻗﺪﻡ ﺍﺳﺖ !... ﻭ ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ !...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]barye mandan gahi bayad raft be ghalbe kasi;az ghalbe kasi[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـــــو که میتونستى ایـــن همــه بـــد باشى، غــَـــــــــــــــــــــــــــــــــلط کردی اوائل اون همــه خوب بودى!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺎﯾــــﺪ ﺭﻓــــﺖ، ﻭ ﺍﯾــــﻦ ﻟـــﻐــــﺖ ﺭﻓﺘــﻦ ﭼــﻘﺪﺭ ﺳــﺨــــﺖ ﺍﺳـــــﺖ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انگار که سالهاست رفته اى... از تابستان بگو...از بهارى که رفتى... تا من از زمستان بگویم که نشست بر موهایم و نرفت...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]»چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور شدم«[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این سر‌ها ،،،این خواب‌ها ... آغوش ..می‌ خواهد ...نه سنگ!!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه چیزی ندارم که تقدیمت کنم عمرم عشقم دلم قلبم وقتم همه چیزم را دادم هیچ کدام حتی اندکی قابلت را ندارد فقط تنها پرسش تمام عمرم اینه با این همه چرا رفتی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتنت را خیالی نیست فقط مانده ام چگونه در این چشمانی به این زلالی جا داده بودی این همه دروغ را...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اخه بی معرفت بهونه کمبود که گفتی تو بامن خوشبخت نمیشی خوشبختی من لحظه ای دیدن لبخند تو بود وقتی دستم تو دستت بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ، "تنهایی" ، "تنهایی" ، "تنهایی"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]سالهاست کنار همیم... یادت هست؟ گاهی زندگی را از چهارچوب نگاه تو می دیدم،! چه زیبا بود دنیای پیش چشمانت... روزگارانی داشتیم، زیبا، شیرین و گاهی هم تلخ! حسرت هیچ کدام را نمی خورم، جز آن شب بارانی که حسابش از کل زندگیمان جداست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میاد اون روزی که برگردی ولی من نباشم برا من گریه کنی تو از این جدا شدنها بنالی و ناله کنی.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]لحظه ای در خیالم نپروراندم.... کـه روزی تنــها میـشوم.... امــا افسـوس کـه افســانه بود.... یادش بخیــر.... هـنوز هــم بـه یـاد تو ، بـه یــاد آن روزهـا.... کنــار ساحــل میـروم.... هنــوز ردپـایت روی شن هـاست.... عجیـب اسـت.... گویـی حتـی دریـا و ساحــل هـم.... میـل به فـرامــوشی ات نــدارند....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند ، زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پایییز عشقم از راه رسید ، آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فلاسفه حرفهای زیادی درموردعشق زدند،اما منطق هیچکدام به پای منطق تو نرسید،رفتی وگفتی،همینه که هست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]vaghty raft,raftam yeki mese on peida konam tamame donya ro peiesh gashtam nabod goftam shayad kam gozashtam too google seerch kardam baad ye saat zade dige ba in moshakhasat #mojod nist#[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به آسانی میتوان در یک دقیقه یک نفر را خرد کرد ، می توان در یک ساعت یک نفر را دوست داشت ، می توان در یک روز عاشقش شد ، اما یک عمر طول می کشد تا بتوان یک نفر را فراموش کرد .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه ی وسایلمو فروختم بجزیه صندلی اونم گذاشتم کنار شومینه چون میدونستم اگه برگردی خیلی سردی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ... ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ ... ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺪ !! ﻓﻘﻂ ﯾﻚ ﺑﻐﺾ ﺧﻔﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !... ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ...؟؟ !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]سال که نو شد حسی شبیه به تازه بودن پیدا کردم و یه تصمیمی گرفتم تصمیمی که شاید زندگی من را به کل عوض کنه و سالی به دور از هر چی دغدغه که هست تجربه کنم تمام خاطرات مان را لای کاغذ پیچیدم و یکی پس از دیگری دود کردم شاید دست از سرم بردارند امروز اما دکتر با تعجب پرسید: چه کردی با ریه هایت مرد ؟! - من ؟!! من چه کردم ؟؟!! اوه ... لعنتی... یادم آمد ، خاطرات !!! دودم کردند[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺳﻤﻮﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﮑﻦ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﺍﻭﻥ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺰﻥ ﺑﺸﮑﻦ ﺍﻭﻥ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﻢ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺰﻥ ﺑﺰﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﯾﯿﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎﺭﻭﻧﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﻋﺎﺻﯿﻪ ﺑﺒﺎﺭ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﭼﺸﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺰﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺟﺪﺍﯾﯿﻪ ﺑﺒﺎﺭ ﻭ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻗﻄﺮﻩ ﻫﺎ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺑﺰﻧﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺷﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﮐﺶ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﺑﺒﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻦ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﻻﺷﻮﻥ ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﺰﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺟﺪﺍﯾﯿﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺭﻋﺪ ﺑﺴﺎﺯ ﺑﺮﻕ ﺑﮕﯿﺮ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﺰﻥ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﻪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﺰﻥ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭ ﺑﮑﻮﺏ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻥ ﺑﺰﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺷﺐ ﻣﻦ ﺷﺪﻧﻪ ﺑﺰﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺟﺪﺍﯾﯿﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﻭﻧﺖ ﮐﻪ ﺷﺪ ، ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﮕﻮ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﺩﯼ ﺑﮑﺸﻪ ﺗﻦ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩﻩ ﺗﻮﯼ ﻗﺒﺮ ﺑﻠﺮﺯﻭﻧﻪ ﯾﺎﺩﻣﻮﻥ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺎﺯﻡ ، ﺑﺎﺯﻡ ، ﺟﺪﺍﯾﯿﻪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتظاردوست داشتن راازهیچکس ندارم وقتی،اولین حس مادرم نسبت بمن تهوع بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]. ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﺗﯿﻎ ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ … ﮐﻪ ﺭﻭ ﺭﮔﺖ ﻣﯿﮑﺸﯽ … ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ ، ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺯﺧﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ…[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این را که من می کشم ، درد نبودنت تو این روزا نیست ؛ تاوان بودنت تو اون روزاست !♥[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گفتی دهانت بوی شیر میدهد... و... رفتی... آهای عشق من... امشب به افتخار تو دهانم بوی مشروب، بوی سیگار، بوی دروغ میدهد... برمیگردی؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این بار یا بمان و نرو یا برو و نیا تا کی همیشه سست خداحافظی کنیم من،خسته ام از این همه تکرار یک مسیر اینک بمان درست خداحافظی کنیم میخواستم،جواب سلام از تو بشنوم حالا که میل توست... خداحافظی کنیم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتـــــ ــــــ ــــــی ؟! فداى چشمان خیسم!!!! وعـ ــده ی ما آن روزی باشـ ــد که برای نوازش دستــــ ـــــ هایم آغوشـــ ــم ... بوســــ ـــه ها و مهــــ ـــــربانی هایم .... مثل سگـــــ ــــــــــ لـــــ ـــــه لـــــ ـــــه بزنی! آنــروز اگـــ ــــر. . . پشتــــــ گوشتــــــ را دیدی . . . مـــ ـــرا هم خواهــــ ـی دید!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از سالها تقویم می ماند و از من استخوانهایی که تورا دوست داشتند...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]در هجوم لحظه های پوچ جدایی ، سکوت تنها یادگار با تو بودن است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد این همه زندگی،باز،تو باهام سردی خدا لعنتت کنه،وابستم کردی.[divider style="solid" top="20" bottom="20"](من) مهم نیست ...(تو) هم مهم نیستی... مهم (ما ) بود که از بین رفت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می ترسم. .. نه از هیاهوی این زمان. .. نه. .. نه. .. میترسم عاشق کسی شوم. .. و تو برگردی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]درد داره... مرا "شما"صدا میکنی... منی که تا دیروز عزیز دلت بودم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]صبور خلوت تنهایی ام خداحافظ شکوه قصه یلدایی ام خداحافظ دلم به یاد تو هر دم بهانه می گیرد نسیم صبح شکیبایی ام خداحافظ تو را به عشق سپردم خدا به همراهت رفیق ساده دریایی ام خدا حافظ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به چشمهایم هشدار داده ام... که اگر این بار که تو را می بینند باز هم خیس شوند دیگر رویم را از تو برنخواهم گرداند که آبرویشان را بخرم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه هیچی ازت نمی نویسم میخوام به حرمت روز های بدی که بخاطر تو داشتم ذهنمو به چیزهای بهتر اختصاص بدم و تو رو به حال خودت رها کنم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تلخ ترین جمله ای که ازش شنیدم ! رکــــــ و تلـــخ و کوتـــــــاه : میرم. . . نمیمونم . . .میشکنی ... !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بر روی سنگی خواهم نوشت تا آیندگان بدانند آدم های زمان من از هم که دور بودند عاشق میشدند نزدیک که می شدند بدجورطلاق میگرفتند✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها پرم از سوالهایی که هیچ جوابی ندارند. پرم از لحظه های تلخی که طعمشان هیچگاه از دهانم بیرون نمیرود. راست گفته اند دنیا زیادی بزرگ است. هر کسی را که دوست داری خیلی زود از دستش می دهی. به یاد می آورم لحظه هایی که از عطش عشق قلبم می تپید ولی اکنون از آتش نفرت سرتا پایم می لرزد.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باور نداره قلبم وقت وداع رسیده انکار که غم آتشى بر بیکرم کشیده[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩی ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﻣنو ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﯾگه ﻣﺜﻞ ﻣنو ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ ؟ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤیشه ... ﻓﮑﺮ ﻫﻤﻪ ﺟﺎشو ﺭﺍ ﮐﺮﺩﯼ ، ﻣگه ﻧﻪ ؟ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﯾگه ﺻﺒﺢ ﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮﻡ ﭼطوری ﺳﺮ ﮐﻨﯽ .. ﺩﯾگه ﮐﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿشه ﮐﻪ ﺣﺮﺻﺖ ﺭو ﺑﺨﻮﺭه ... ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫات ﺑمونه ﻭ ﻣﮑﺚ ﮐنه .... ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺖ رو ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭه ﻭ جلو ﺗﻮﻫﯿنات ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﻧکنه ... ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍت اس ام اس ﮐنه ... ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺧﻨﺪهات ﺣﺘﯽ ﺩﻟﻘﮏ ﻫﻢ ﺑشه ... ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﯿﺎﺭه ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑگه ... ﺩﯾگه ﮐﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿشه ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑگه ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ... ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑگه ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭو داره ﺩﯾگه ﮐی ﭘﯿﺪﺍ ﻣیشه ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺑشی ... ﺳﺮﺵ داﺩ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﭼﻨﺪﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑشه ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﺖ ... ﺑشه ﻋﺸﻘﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﻤﺪﻣﺖ ... دیگه کی پیدا میشه بخاطرتو تو رو باباش وایسه ﺩیگه ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺑگی " ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍگه ﻧﺒﻮﺩﯼ ﻣﻦ ﺩﻕ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ " ... ﻣﯿﺨﻮﺍﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﯽ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ ؟ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯽ ﻭعمرم ﺻﺪاﺶ ﮐﻨﯽ ... ؟ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﯽ ﻣﺴﺎﻓﺘﯽ ﺭﺍ ﻃﯽ کنی ﺗﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺶ ... ﺗﻮ ﺩﯾگه منوﻧﺪﺍﺭﯼ ... ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ ... ﺗﻮ ﺩﯾگه ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷتی... ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻢ ... ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻢ ... ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﻡ .... ﺻﺒﺢ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﯼ ... ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﮑﺮﻡ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﻧﯿﺎﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ... ﺑﺎ اونا ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ .... ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﯼ .... ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻟﺖ ﭘﯿﺶ ﻣنه... ﺗﻮباختی... چون ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻫاﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﺖ ﺭو ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ ... ﻭ ﻣﻦ انقدﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿموﻧﻢ ﺗﺎ ﻓﮑﺮﺕ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﺑﺮه ... ﻣﻦ ﺣﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ ... ﺗﻮ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺗﻠﺨﯽ ﺷﺪﯼ ... ﻭ ﻣﻦ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣوﻧﺪﻧﯽ ... ﺗﻮ ﺩﯾگه ﻫﯿﭽﮑﺲ رو ﺍندازه من دوس نخواهی داشت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ . ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭﺳﻂ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﻨﯽ . ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﺩﻧﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺑﺎﺯ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺣﺘﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ ﻫﺠﻮﻡ ﻣﯽ ﺍﻭﺭﺩ ﺑﻪ ﮔﺬﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﺕ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باشه. شمارتوپاک میکنم چون میدونم واقعااذیت میشی. من خودخواهم ک میگم باش وقتی توداری ذره ذره اب میشی. باشه مزاحمت نمیشم. ولی ی خواهش خواهرانه دوستانه خوب بمون اگه تمام ادمابدشدن توخوب بمون مطمئن باش درخوبی توالگوی خوبی هستی دل شکستن همینه....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعدها وقتی که تنها خاطراتم مانده است، رهگذر می آید و من نیستم …[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـــــو هرگز نفهمیدی که رنگ چشمانم بارانی است و من هرگز نفهمیدم چشمانت از بی مهری به سیاهی رفته است ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد از رفتنت . . . حرفهایی هست برای گفتن - حتی اگر نباشی که بشنوی - حتی اگر هیچ گوشی نباشد برای شنیدن - حتی اگر هم زبانی نباشد برای گفتن - یا حتی نفسی برای کشیدن . . . نگاهم و سکوتم نیز حرفهایی دارد برای گفتن ، تا بدانی که بعد از رفتنت . . . می گویم و می گویم و می گویم: عاشقت بودم - عاشقت هستم و عاشقت خواهم بود..........[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آرزو داشتم تو بمانی و درد ها بروند اما تو رفتی و درد ها ماندند!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺳﻼﻡ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ...ﺟﻮﺍﺏِ ﺳﻼﻡ ﻫﺎﻳــﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﻴـﺪﺍﺩ... ﺗﺮﺳﻴــﺪ ﻣﻌﺼﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ... ﺑــﺮﺍﯼ ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺭَﻓـــﺘــــــــ و ﮔﻔﺖ:ﺧــﺪﺍﻧﮕﻬـــﺪﺍﺭﺕ...!! ﺑﺎﺷـــــــــــــــﺪ... ﺑــــــــــــﺮﻭ.... ﻣﺮﺍ ﺍﺻﺮﺍﺭﯼ ﻧﻴـــﺴﺖ ﺑـــﻪ ﻣﺎﻧـــﺪﻧﺖ؛ﺍﻣـــﺎ ﺍﮔــﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺳـــر ﺭﺍﻫﺖ ﺩﻳﺪﯼ ﺑﮕــــﻮ: ﺩﻝ ﺻـــــﺪﭘﺎﺭﻩ ﻧﮕــــﻬﺪﺍﺭ ﻧﻤﻴــــﺨﻮﺍﻫﺪ....♂[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی تنهایم گذاشت و رفت بهش گفتم: خط زدن من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست همیشه بهترین برای من بوده و هست.اگر مال من نشدی قطعأ بهترین نبودی و نیستی،این تو نیستی که مرا فراموش کردی این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند. احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام غزل هایم را سرودم که خداحافظیت را نبینم ؛ افسوس ، بی خداحافظی رفتی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهم نگاه نکرد؛چشاشو بستو رفت دل منو شکستو رفت منو دوسم نداشت،به عشق من به حس من محل نذاشت دلم گرفت ازش،منو به گریه هام سپرد غم منو یبار نخورد باید ببخشمش یا نفرینش کنم خدا یا اینکه از غمش بسوزم اینجا سرد و بیصدا به اشکم اعتنا نکردو درد بیکسیو تو دلم گذاشت منو سوزوند و از تموم این سوزوندناش دست بر نداشت یادم نمیره رفتنش برام یه دنیا غم آورد منو تو خونه جا گذاشت و با خودش نبرد باید ببخشمش یا نفرینش کنم خدا یا اینکه از غمش بسوزم اینجا سرد و بی صدا[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ .. ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ! . ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ .. ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﯽ ! ﭼﻪ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ .. ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ! ﭼﻪ ﺍﺑﻠﻬﺎﻧﻪ .. ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ! ﭼﻪ ﻛﻮﺩﻛﺎﻧﻪ .. ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻡ ﺷﺪﯼ ! ﭼﻪ ﺯﻭﺩ .. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯾﻚ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺮﻙ ﻛﺮﺩﯼ ! ﭼﻪ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ .. ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﺕ ﺷﺪﻡ ! ﭼﻪ ﺣﻘﯿﺮﺍﻧﻪ .. ﻭﺍﮊﻩ ﻏﺮﯾﺐ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﺪ ! ﭼﻪ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ .. ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻢ !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]گیس عشق ما بلند شده می باید قیچی اش کنیم وگرنه، تو را و مرا می کشد.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]لحظه ی رفتنت حرف هایم را خوردم . . . حالا حرف هایم هستند که مرا می خورند . . . ! [divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه انتخاب سختیست بین بودن و نبودن اگر بمانی دنیایم گلستانست و اگر بروی دنیایم جهنمی بیش نیست و تو چه راحت رفتن را به بودن ترجیح دادی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این دنیا هر کسی یه نیمه گمشده داره که فقط لایق همونه پس سعی نکن در ساختن پازل زندگیت تقلب کنی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎت ﭘﯿﺸﮑﺶ ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ رو از ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ .. ﻓﻘﻂ ﺧﻮاﻫﺸﺎً وﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺘﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺮﻧﮕﺮد زار ﺑﺰن .. ﺣﻮﺻﻠﺖ و . . . ﻧﺪارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعدازتو هرکس مرادید تورانفرین کرد!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این دست هم حکم، حکم تو فقط بازی با دلم را تمام کن...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش میشد برگردی و ببینی چشمانم چگونه تقاصِ تمام بیخیالی هایت را پس میدهند.....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]امروز با واژه هایی مینویسم که هر جایش بوی باران میدهد امروز دستانم هم آغوش قلمیست که چله سه حرف دارد ع....ش.....ق امروز افکار بر هم ریخته ام به تمرکز یک نقطه پرگار نمیشود امروز چشمهایم رد تورا نه بر گیسوی افشان نسیم و نه بر شانه باد بر دست بیرحم طوفان میسپارند امروز مینویسم داستان به سر آمد در برگی دیگر خانه ای میسازم بی هیچ تصویری از نو مینویسم خداحافظ..... نقطه سر خط ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتظارسخت است فراموش کردن هم سخت است اما اینکه ندانی انتظاربکشی ی فراموش کنی از همه سخت تراست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بى زخمه ى دستانت به سازى شکسته مى مانم با هزاران هزار خاطره ى زخمى در سکوت لب هایم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]زندگى بمن ٢ چیز آموخت : آرزوى مرگ و مرگ آرزو[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ایـــن روزها سکـــ✖ـــوت مے کنم... کنــــــ✖ــــار مے نشینم... آرام میـــــ✖ـــگیرم... و یـــواش یـــواش خودم را محــــو مےکنم!!! از ذهــــ✖ـــن تـــو... از ذهــــ✖ــــن خودم... اما تــــــو بگو... با دلــــــ♥ـــــم... با دلـــت چه کنم؟؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گه میدونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسی داشت... اگه میدونستی یه بندر وقت رفتتن کشتی ها چه تنها میشه... اگه میدونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه... اگه میدونستی رفتنت چه آتیشی به جونم کشید... اون وقت انقدر راحت نمیگفتی : خداحافظ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ببین قرارنیس کسی جات بیاد اما همچین تف ت میکنم که خودم هم رغبت نکنم نگاهت کنم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]Shayad salha bad dar garzar jadeha bitafavat az kenar ham begzarim.... V to.... Ahesteh zir lab beguee cheqadr an qaribeh shabihe khateratam bud...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺑﺎﻗﯿﺴﺖ ﭘﺸﺖ ﻗﺪﻣﺶ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺷﮑﻢ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻋﻤﺮﯼ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این که باید فراموشت می کردم را هم فراموش کردم ! تو تکراری ترین حضورِ روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله هاخو گرفته ام....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلــــم نـگرفتـــه از ایــن کــه رفتـــــه ای . . .دلگیرم از تمام دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی...!!دلگیر از تمام نگاه های خالی از احساس تو دلگیرم از خودم که چرا دوست داشتم دروغهایت را باور کنم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باور کن تا آخر "خط” می رفتم اگر سر راهم "نقطه” نمی گذاشتی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]گاهی فکر می کنم از بس بی تو با تو زندگی کرده ام از بس تو را تنها در خیالم در بر گرفته ام و گیس هایت را در هم بافته ام از بس فقط و فقط در رویا چشمهایت را نوشیده ام و مست شهر تنت را دوره کرده ام که دیگر حتی اگر خودت با پای خودت هم برگردی نمی توانم تو را با خیالت جایگزین کنم! بر نگرد! من در حضور غیبتت از تو بتی ساخته ام که روز به روز تراشیده تر و زیباتر می شود! با آمدنت خودت را در من ویران نکن بگذار تنها با خیالت زندگی کنم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]sedaye mooalem dar kelas pichid:jahaye khali ra por konid ba kalemehaye zir,man hanoz nemidanam jaye khaliye to ra che chizi por khahad kard[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺭﻓﺘﻨﺘــــــــ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷـــــﺎ ﮐﺮﺩﻣـــــــ … ﺑﻐـﻀﻤــــــ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﯿﺪﻣـــــــ… ﺍﺷﮑــــــــ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻤـــــــــ ﻋﺠﺒـــــــ ﻣﺎﻫﺮﺍﻧﻪ ﺁﺧﺮﯾﻨـــــــــ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ؛ ﺗﺎﺭ ﻭ ﻣﺒﻬﻤــــــــــ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾــﺮ ﮐﺸﯿـــﺪ !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش نجابتم رابهانه رفتنت نمیکردی! تا بادیدن هر هرزه ای به خودم نگویم اگرمثل این بودم نمیرفت...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی... رفتنت خنده را از من گرفت. و غرورم گریه را... من ماندم و پاییز وآهنگ هایى که برایم ساختند...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعضی ها اونقدر روحشون بزرگ و با عظمت که تا وقتی هستم عقلمون نمی تونه وسعت مهربونی شون رو درک کنه ، اما وقتی میرن ، جای خالی شون رو به وسعت یه دریا کنارمون حس می کنیم ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]« دوباره وقت رفتن ِ یک چمدون دست همه .... نوبت پرواز تو شد ؟ تو هم برو مثل همه ! ! »[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دریا را دوست داشتی .... سنگ جمع می کردی در ساحل گفتم : بانو ! مگر چه می خواهی بسازی که این همه سنگ می خواهد ….؟ گفتی: میسازم... خیال دارم دنیایی بسازم برایت! دنیا که هیچ! بادلم هم نساختی بانو... حالا که دلم شکسته است میفهمم جمع کردن آنهمه سنگ بی دلیل نبود...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮐﻼغ ﭘَﺮ...؟؟ ﻧﻪ ﮐﻼغ را ﺑﮕﺬارﯾﻢ ﺑﺮای آﺧﺮ... ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭘَﺮ... ﺧﺎﻃﺮاﺗﺖ ﻫﻢ ﭘَﺮ... ﺻﺪاﯾﺖ ﭘَﺮ ﺟﻮاﻧﯽ ام ﭘَﺮ.... ﺧﺎﻃﺮاﺗﻢ ﭘَﺮ... ﻣﻦ ﻫﻢ... ﭘَﺮ ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪه ای و ﮐﻼغ؛ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ وﻗﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ اش ﻧﺮﺳﯿﺪ ﺧﺒﺮ داری ﮐﻪ از ﻣﺎﺟﺮای ﻋﺸﻘﺖ رو ﺳﻔﯿﺪ ﺑﯿﺮون آﻣﺪﻧﺪ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای تو خاکی شدم و ماندم رد شدی از من به سلامت! درد جای پایت در وجودم آسفالتم کرد ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]منتظر آن روزی ام که پشیمان برگردی به چشمانت زل بزنم بگویم :شما?[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چقدر سخته که به همه یه لبخند مصنوعی بزنی و تظاهر کنی مثل کوه محکم هستی اما فقط خودش و خدا میدونه چطور بعد از رفتنش کوه که سهل است دیگر زمین صاف هم نیستی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم واسه خودم داره میسوزه که زندگیم رو باختم دلم واسه خودم داره میسوزه یه عمری با تو ساختم دلم خوشه که اخرش فقط تو رو شناختم تو همیشه پیشه من نقشه خوده فرشته بودی یه دروغه ساده بود قصه ایی که نوشته بودی میدونم عشقمو مثله بازی ساااااااااااده گرفته بودی! تقدیم به کسی که عاشقشم ولی ,,,,,,,,,,,,[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نگاتو به جاده ندوز،امیدی به برگشتن نیست...نگو چرا میخوای بری؟بعضی حرفها گفتنی نیست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]( ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦﺟﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻓﺮﻗﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺎﻧﻮﺳﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﺮﯾﺰﺩ ﺍﺯ ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتى و به آمدن نىندىشىدى/ بر سادگىم به سادگى خندىدى/ ىک جمله همىشه مانده بر لبهاىم/ اى کاش کمى مرا تو مىفهمىدى/در حرىم عاطفه نقش شقاوت مىزدى/نا رفىق بودى وهر زمان لاف رفاقت مىزدى[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﻌﺮﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﯾﺴﺖ ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺷﻌﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینهمه به خودت میرسی کمی هم به من توجه کن انقدر به خوشگلیت نناز کمترجلب توجه کن خدابهت خوشگلی داده خودتوگم کردی داد من بودم برا یه غم خوار خدابهت خوشگلی داده خوشگلی همیشگی نیست خودتومحکم نگهدار علی رها(خواننده)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]او"رفت". همینـــ... قصـه ام کـوتـاه بـود بـه سـر رسیـد، کـلاغ جـان تـو هـم بـرو شـایـد جـایـی دیگـر قصـه ای زیـبـا منتظـرت باشـد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی به زیباترین رویاهایت که هنوز با من است، حسادت خواهی کرد... روزی که دیگر هیچ نشانه ای از من نخواهی یافت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر اولین تجربه کسی هستید...! بدانید که مسوولیت عواقب تمام احساسات و نیازهایی که در او زنده می کنید با شماست، به خصوص بعد از آنکه ترکش کردید !! نتایج[divider style="solid" top="20" bottom="20"]bitabam nemishavi…manam bighararat nemikonam…faramoshiman mobarak![divider style="solid" top="20" bottom="20"]انگشتم را نخ بسته ام تا به یاد آورم فراموشت کرده ام ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تو انقدر از هرزه ها دوستت دارم شنیده ای که عاشقانه هایم برات گزافه ای بیش نبود..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]...ﻧﺘﺮس ﺑﺎز ﺷﺮوع ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ؛ اﺻﻼ ﺗﻤﺎم ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺨﻮاﻫﻢ ﺷﺮوعﮐﻨﻢ ...!!ﻫﻤﯿﻦ " دﻟﻢ ﺑﺮاﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ" را ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ... ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻗﺼﻪﯼ ﺗﻠﺦ ﺟﺎﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﻠﻨﺪ ... ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﺑﻮﺩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺴﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺩﺭ ﭘﺲ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﻐﺾ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﯿﺪﻡ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﮐﺮﺩﻡ ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهاربودوتوبودی وعشق بودوامید،بهاررفت وتورفتی وهرچه بودگذشتX([divider style="solid" top="20" bottom="20"]فقط بگو... چگونه رفتن و نبودنت را باور کنم وقتی آغوش من هنوز بوی بودنت را می دهد؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به عـــکــــست بگــــم نـــه به بــُــغضـــم چــی بگـــم این دردی که بــی درمونـــ َ رو با کــی بگــم تظــــاهــر به نبــ ـ ـودت واسم ســـــاده نبـــود چه آســـون گذشــتی از مــن ُ خاطـــــــــــره هــام خیلی زود دارم از نـ َــ ـفس می افتم دوبــــاره به هر دَری میزنم بـ ـــاز دیـــــواره دارم از نـ َــ ـفس می افتم خالـــ ـ ــیه دستـــــــام من هنوز مثل ِ قدیـــما تو رو میـــــــخوام حــُـرمت ِ عشــق مون ُ نِگه نداشتی روی هـــــــرچی گفتــه بودی پــــــــا گذاشــ ـــتی حاصــــل ِ تموم ِ اون روزا هیـــــ ـ ـ ـ چ امــروز ِمن بــ ـی هدفــــ ـــ فـــــردا هــــــــیــ ـ ـ ـ چ بُغـــــض ِ مــن واســه تــــ ــ ـو بی معـــنی شُد دیـــدی عـــــ ـــاقـــبتـــــ عشــــق ِ مون چـــی شُــد شــَـــب و روزم تــ ـ ـ ـ ــــاره ِ وُ آســـمونم سَــنــگــی حــــــالِ مــن خــــرابــــه از دلـــتــنـگـــی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺍﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ .ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺏ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ ﺍﻣﺎ ﮐﺎﺵ ﻗﺒﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﮑﺎﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺴﭙﺎﺭﯼ ﺑﺮﻕ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بر نگرد... خاطراتت را سوزانده ام... دیگر اثری از تو در دلم... نمیبینم جوابت " نه" است!! برو... خوش باش... با همان دلایلی که روزی به خاطرشان از کنارم رفتی برنگرد تمام شده ای برایم✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انقضاى خاص بودنت به پایان رسید.... دیگه به تو فکر نمى کنم. گناه است!! چشم داشتن به مال غریبه ها[divider style="solid" top="20" bottom="20"]... پایان راه کاملاً پیداست! می دهم قابش کنند کنایه هایت را به رسم یادگاری. و به همان دیوار میاویزمش! جای همان دستخط تماشائی... خداحافظ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـــو چـ ـ ه میــدآنی؟ شــــآید او کـــ ه رفتنـش رآ "نـــآمردی" خــوآندی از ترسِ "وآبستـــِگـی" رفتـــ ه بـــآشَد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﻧﺪﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮏﯾ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﯽ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﮕﻮ : ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﻝ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺳﯿﺎﺏ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺵ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]درد یعنی... مرور مسیج های که یه روزی باورشان داشتی... و امروز به دروغ بودنشان... ایمان اوردی...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]نه قرص و نه شربت و دوا، هیچ کدام تاثیر ندارند به مانند ” سلام ” برگرد که بی تو نفسم می گیرد اکسیژنِ بی عطر ِ تو، سمّ است برام . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم که شکست سرم را بالا گرفتم ، تلافی نکردم ، فریاد نزدم ،صبور بودم و ساکت ، بغضم را پنهان کردم و رنجم را پنهان تر ! بازنده کسی است که بازی نکند ! از این به بعد میخندم به ارزوهایت همان گونه که تو به پاکترین ارزویم که ماندنت بود خندیدی و رفتی . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای ستاره ما سلام مان بهانه است عشقمان دروغ جاودانه است در زمین زبان حق بریده اند حق زبان تازیانه است وانکه با تو صادقانه درد دل کند های های گریه شبانه است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اولین باری که صدای پایت را دوست نداشتم همان وقتی بود که رفتی____________(︶︿︶)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه خسته شدم از این بی رحمیا از این نامردیا از بدیات تو عوض شدی جوری که داره حالم ازت بهم میخوره زجرم میدی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اشک هایم سرازیر میشود دیری نمیپاید که قندیل میبندند ،عجیب سرد است هوای نبودنت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]·تو رفته ای .........و من میان ریخت و پاش نبودنت دنبال خودم می گردم !!!!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]آهای کسے کہ حس میکنے خیلے باحالے اینو بدون... نمیگم نباشے میمیرم کہ نمیگم بےتو هیچم میگم بودی کہ بودی نباشی هم که هستن بعلہ ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گاهی سکوت میکنم گاهی غصه میخورم و گاهی فک شده ام حسابگر خاطراتت ,بعد از رفتن تلخت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این گردنبند را تا آخر عمراز گردنم باز نمی کنموقتی موقع جدا شدن ازآغوشتبه لباست گیر کرد وگذاشت برای آخرین بارخوب صورتت را ببینم..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺩﻡ ﻓﻌﻞ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺻَﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ : ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ... ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ... ﻧﺸﺪ !!..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یه وقتایی هست که هی بیدار میمونی با خودت میگی :الانه که زنگ بزنه الانه که اس بده الانه که …و همین روال ادامه پیدا میکنه تا زمانیکه باورت میشه واقعا رفته …‏[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بَرگَشتن به عِشق های قَدیمی مثل سَرکِشیدن یه لیوان چای سَرده..... چاییه همونه.... اما دیگه از دَهن اُفتاده..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]bedast nist har anche nemitoni faramoshesh koni va faramosh kon har anche nemitoni bedast biary[divider style="solid" top="20" bottom="20"]زندگی قصه تلخی است که از اغازش بس که ازرده شدم چشم به پایان دارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی معنیست بودن باتــــــو,وقتی درفکروخیالت من نباشم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این که من می کشم . . . درد بی تو بودن نیست . . . تاوان با تو بودن است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر چه پیشمی اما تو رو یه عمره گم کردم اگر رفتی نیار یادت چه قولایی به من دادی به فکر من نباش اصلا برو عشقم تو ازادی همیشه بدرقه ات بودن همین چشمای مطرودم برو هر جا بدون من تو خوش باشی منم خوبم فقط می ری یه کاری کن که انگار از خدام بوده یه کاری کن بگن مردم که تقصیره دو تامونه اگر گفتم فلانی کو جواب مردم و داری بگو رفتم سفر اصلا ازم کن آبروداری ولی ای کاش می فهمیدی چقدر حال بدی دارم دوباره من نمی دونم باهات چه نسبتی دارم نمی تونم بگم حبسی نمی زارم رها باشی نه با من فکرت آرومه نه می تونی جدا باشی بهم خوبی نکن شاید بیفتی از سرم ساده داره می گیرتت از من همونی که تو رو داده چقدر باید بمونم تا بشه عشقت فراموشم لباسم بوی تو می ده دیگه حیفه نمی پوشم واسم عادت شده حتما که عطرت رو تنم باشه یا حتی بعد هر دعوا گناهت گردنم باشه دلم لک می زنه واست زمانی که ازم دوری ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبوری اگر حرف حرف من باشه هنوزم مرد و مغرورم ولی می رم تو خوش باشی منم اینجاشو مجبورم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]امان از ان روزی که...گریه ام تسلی بخش حال خرابت نباشد...!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعدازتو،نه گل شکفت،نه پرستویی ازسفربازگشت چشمانت راکه بستی چشم به هرچه زیبایی بودبستم قلبت که ایستادگویی زندگی هم ایستاددل ازدنیابریدم وقتی دستانت سردشدهیچ چیزدلگرمم نکرد بعدازتودیگرهیچ ارزویی ندارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می گویند: خوش به حالت! از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی...! نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابرو...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این جهانی که همش مضحکه و تکراره تکه تکه شدن دل چه تماشا داره[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این چنین بااین دل تنگم مکن پیش هرکس نازنین رنگم مکن تاابد میگویم و گفتم خاک پایت می شوم اما چنین سنگم مکن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﺗﻨﻔﺮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ . . . . . . . . . . . ﻋﺸﻘﻢ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ... !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺩﻣﯽ ﻓﮑﺮ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﺧﯿﺎﻝ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﮔﻤﺎﻥ  ﮐﺮﺩﻡ ﻭﻟﯿﮑﻦ ﮔﻤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فکر نکن که به پایت می نشینم ....! بلند می‌‌شوم.. آرام چرخی می‌زنم و مطمئن می‌شوم که نیستی...بعد برمیگردم سَرِِ جایم.. سرم را می‌گذارم... و میمیــــرم ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهم گفت حالا که اومدم تو ناز میکنی؟ گفتم دیر اومدی هیچکس بالا سر مرده نمیگه تورو خدا پاشو. خیلی وقته دیگه مال تو نیستم![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو هرگز با تو هیچ وقت بی تو همیشه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ؟ !! ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻭﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﭽﮕﯿﺎﺱ ! ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ؟ ! ﻫﯿﺲ . . . ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتــه ای و مــن هــر روز، بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنـم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد! به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم.... از حـــــــال مــیــروم...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتقام رو از اونی باید گرفت که رفت ، نه اونی که از همه جا بی خبر داره می یاد...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]"هزارکلمه برجای خالی ات ریختم اما پرنشد،بگمانم ازجنس بی نهایتی"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اﺯ ﻫَﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯے ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺭَﻫﺎ ﮐَﺮﺩﯼ . . . ﮒُــــــــــــــﻢ ﺷﺪﮮ . . . ★[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه خسته شدم هر روز بهانه ای داری. تا تنهایت بگذارم ولی من میدانم که تو با کس دیگه اى هستی. ارزش محبت هایم همین قدر است؟؟؟ میدانم لیاقت تو بیشتر از من است پس خوشی تو آرزوی من است...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انصاف نیست...رفتنش با خودش باشد...فراموش کردنش با من!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ...  ﻓﻘﻂ... ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ...  ﺣﻼ‌ﻟﻢ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به سنگ دل می بستم داستان زندگی ام عاشقانه تر بود.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تصور کن روزی رو .... پیام برام بفرستی و جواب ندم ... هر روز پیام بدی و جوابی نگیری ... زنگ بزنی بهم و تعجب کنی جواب نمی دم ... و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده و بگه بله بفرمایید و تو با عصبانیت بپرسی کجایی؟ و بهت بگه .... منظورت ... مرحومه؟؟ چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟؟ اونوقت بهت میگه براش طلب رحمت و مغفرت کن امروز 4 روزه دفنش کردیم... اون لحظه چی میگی؟ تا وقتی که من امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی و منو ببخشی حتی اگه روزی در حقت بدی کردم ... چون ممکنه روزی بیاد من بخوابم و دیگه بلند نشم ... دیروز یکی رو دفن کردن . امروز یکی و فردا هم من ... منو ببخش....''''[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کــاشـــ میـــــــــ دانـستـمـــ چــطـــور بــه صبـــح بـرسـانـمــــ تــمـــامـــِ شبــــ ـــهـایـی را کـــ ه بــا رفـتـنـتـــــ یــلـــدا شـــدنـــد …!!.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیره دیگه دیره,اون ک میخوامش داره میره,ازش نخواستم بمونه,اخه فک نمیکردم نمونه,خیال میکردم نگفته هامو از توی چشام میخونه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو اما عشق بی معنا ست ، می دانی ؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از رفتن بمان, دستت را به من بده, که در امتداد دستانت, بندی است برای آرامش[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همیشه خداحافظیم با نامه بود با یه عالمه اشک که روش چکیده بود. . . آخر نامه والسلام,حالا آواره کوچه هام♘[divider style="solid" top="20" bottom="20"] بار اول با معذرت خواهی ! بار دوم با گریه ! بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری ! ولی بار چهارم . . . دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی ! چون حتی اگه بمونه باز موقتیه ! یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره ، میره ! بفهم ! پس فقط برو کنار و بهش بگو :  خداحافظ ، بیشترش دیگه نمی‌ ارزه باور کن . . .  [divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزا هر زوج جوونی رو که میبینم دستشون تو دست همه یاد خودمون میفتم که میتونسیم من و تو، ما بشیم اما افسوس...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﯽ ﮐﺴـﯽ ﻫﻤﺨﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺑﻮﺩ ﺳــﺮﺍﯼ ﺩﺭﺩﻫـــﺎ ﮐﺎﺷـﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﺎﺯ ﮐﺮﺩﯼ ﭼﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻡ ﺯﻭﺩ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻃﺎﻟﻌﻢ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻫـﻢِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴــﯽ ﺩﺭ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﻡ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﺧــﺪﺍﯾﺎ ﻧﻮﺭ ﭼﺸﻤـﻢ ﮔﺸﺘﻪ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺖ " ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ" ﺳﮑــﻮﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﻣــﯽ ﮔـﺮﯾﺪ ﺑﻪ ﺣﺎ ﻟﻢ ﺯ ﺍﻋﻤــﺎﻕ ﮐﺪﺍﻣﯿـــﻦ ﺩﺭﺩ ﻧـــﺎ ﻟﻢ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﺰ ﺩﻝ ﺑﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﺍﻡ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺰ ﺧﻮﺷﯽ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺎﻟﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﯾﺎﺩﻡ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺯﺩ ... ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﺯﯾﺎﺩﻡ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ !!!... ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺗﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺗﺮﻧﺪ ... ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻮﭺ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها به هر کی "پر و بال"بدی... به جای اینکه باهات "پرواز"کنه... واست "دم" در میاره... شارمان لی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از وقتی رفتی از آدم بودن در اومدم نمیخوابم و خیلی غذا میخورم. هدف هم ندارم بی اراده هم هستم. وخیلی بد اخلاق و پرخاشگر شده ا ببین تو چه کرده ای با من!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به توگفته بودم که بادلم بازی نکنی.ببین خرابش کردی،دیگه عاشق نمیشه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رویایی ترین خواب را ... روی شال گردنی تجربه کردم ! که چند تار مـــــــوی تو روی آن جا مانده بود ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]معلم گفت:فعل رفت راصرف کن گفتم:رفتم،رفتى،رفت سکوتى کلاس رافراگرفت،بغض گلویم رافشردسکوت راشکستم وگفتم، دلى راشکست ورفت غرورم راله کردورفت عشقى رابیرحمانه گرفت ورفت،اوبراى همیشه رفت و رفت و رفت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]:*:*!ﭼﻨﺪﻳﺴﺖ در ﻧﺒﻮدﻧﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻰ ﻣﻴﻨﮕﺮم،ﻳﻚ ﺻﺤﺮا ﮔﺬﺷﺖ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اوراآرزو نخواهم کرد هیچوقت!اورا لحظه ایی میپذیرم که بادل خودبیاید نه با دعای من...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بزرکترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمانى... نمىارزیدى.... دیر فهمیدم....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتنـَت ماننَـد کشیـدن نـآخنیـست بـر تختـه سیـآه دلـَم گوشهـآیـَم رآ میگیـرَم . . . نمیخواهـَم صدآی قـدم هـآیت را کـه از مـَن دور میشونَـد بشنـوم تـو رفتـه ای و از تـُو تنهـآ خط خطـی هـآیت رآ دآرم . . . آری بـه گمآنـَم , زنـگ خـورده اسـت . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همیشه بهم میگفت زندگیمی.... وقتی رفت من بهش گفتم :مگه من زندگیت نیستم؟ گفت آدم برای رسین به عشقش باید از زندگیش بگذره....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو کنار این خاطره ها نشستن دل میخواهد باور کن...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقسیم میکنم ، سهم روزهای آینده ام را … یا در کنار تو یا در یاد تو … ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعضیها ﻧﻘﺶ ﺻﻔﺮ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻲ...ﺍﮔﺮ ﺿﺮﺏ ﺑﺸﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰﻳﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻣﻴﺒﺮﻥ............[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه مهلت بدی یادت میارم روزایی رو که بی تو عین شب بود . . . تموم سهمت از دنیا عزیزم بذار یادت بیارم یک وجب بود . . .! بهت دادم تموم آسمونو خودم ماهت شدم آروم بگیری حالا ستاره ها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری بیا برگرد از این بن بست بی عشق بذار این قصه اینجوری نباشه آخه بذر جدایی رو چرا تو چرا دستای تو باید بپاشه ؟ "خداحافظ نوشتن" کار من نیست آخه خیلی باهات ناگفته دارم اگه گریه بذاره می نویسم اگه مهلت بدی یادت میارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیا باهم بشماریم! سپیدی موهای توبیشتراست.. یا سیاهی روزگارمن..؟؟!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]من بعد رفتنش نابود خواهم شد چون مهریه اش سنگین نبود مهرش برایم سنگین بود ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چـقدر باید خودمو سرگرم کنم...؟؟ با نـت!.... با گـوشی!.... چقدر خـودمو به بـیخیالی بزنم و بگم مـهم نـیست!!... چقدر باید زمـان بگذره تا فـراموشت کـنم ؟؟ لعـنتی جای خالیتــــــــــــ داره ذره ذره نـابودم مـیکنه... برگـــــــــــــــــــرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]امروز روز آخر است،فراموشت میکنم. دیروز هم روز آخر بود.هر روز من به بهت میگذرد،من هر روز فراموشت میکنم اما چه فایده که هر طلوع خورشید تمام من میشوی![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام شد رفتم... نخواست که بمونم صدایم نکرد نگفت: نرو،برگرد و من رفتم رفتم به سوی تنهایی خویش و انتظار شنیدن صدایش که بگوید دوستت دارم برگرد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینجای خانه باید دیوار میشد! پنجره شد اما،تا عمری به تماشای رفتنت بنشینم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلت را بردار و برو خودت را بردارو برو خبر نداری . . ؟ دلت سالهاست ازمن کوچ کرده . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفته ای ؟؟؟ بعضی ها بهش میگن قسمت اما من تازگیها بهش میگم به درک . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﮔﺮﻳﺴﺘﻦ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﺮﻳﻨﺖ ﮐﻨﻢ ﻳﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﮐﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻴﺎﺑﻤﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هر روز که بر نیامدنت افزوده می شود از سر من دسته ای مو کــــَــــم می شود ... . . . کَچــَــــلم کــَـــردی ...!!! برگـــــرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نیستی ببینی بعد از رفتنت پشت این عینک افتابی هوا بدجور بارانیه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادم میاد اصرار داشتی عاشقت باشم. میگفتی در من دوصد عیب و هزار نقص است تو با دیده ی محبت به من بنگر. پس کجا رفتی که دلم برای عاشقانه نگاه کردنت بی تابی میکنه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]khodaya ghiyamat ra bar pa kon..... to agar khaste nashodi... ma ajib khaste shodim....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺎﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ ﭼﻨﺪﯾﺴﺖ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ! ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ! ﺁﺭﺍﻡ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺣﺎﻟﻢ ، ﻧﻪ ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﺗﺎ ﺑﻌﺪ، ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .... ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻝِ ﺁﺭﺍﻡ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﻦ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﻤﯿﻦ! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﮎ ﺍﯾﻦ ، ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﺭﺳﻢ ﺍﻭﺳﺖ! ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻠﺨﯽ ﺍﺵ ، ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]" تــــــــو. . . " یـــــــادگـار روزهــــــایـی هـسـتـــی. . . کــه نــه فـــرامـــــوش مـی شــونـد. . . و نـــه تـکــــــرار . . .✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بــعـضـی ها باهات کاری میکنند؛ که یادآوری تمام لطفهایی که در حقشون کردی, به شدت از خودت متنفرت میکنه ...**.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به التماس نجیبم بخند،حرفی نیست .. شکسته پای شکیبم بخند،حرفی نیست .. درامتدادجنونم بیا و، رو در رو، به گریه های عجیبم بخند،حرفی نیست .. ازآخرین نفس کوچه هم پرم دادند .. به این غروب غریبم بخند،حرفی نیست .. طلسم اشک مرابافریب دزدیدند، توهم برای فریبم بخند،حرفی نیست .. من ازعبورنگاهی شکسته ام،آری شکستن است نصیبم، بخند،حرفی نیست..! ‏ ("_")[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها ازضعیف ترین حافظه هاپاک نمیشود... پس چگونه فراموش خواهی شد،تو که پیشه ات مهربانیست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینقدر خودشو خوشگل گم میکرد تو بغلم که باورش کردم، عاشقش شدم، ولی افسوس که من ساده بودم و زود باور... ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش هنگام رفتنت بودی و میدیدی، آبی که پشت سرت ریختم از کجا آوردم
....بیچــــــــــاره چشمهایــــــــــم....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بَــعد از تـــو جـــَواب هـَمــه دوســـتت دارَم هــــا مــِـــرســـی شُـــد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خوابـــم نیـــا خوابــــم را رنگـــی میکنـــی و روزم را سیاه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میخواهی بروی پس بی بهان برو بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت روزی گرفتارت خواهند ساخت فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن دلم برای راه رفتنت تنگ شده است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]امروز هم شکست... عهدی که با آمدنت بسته بودم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تازگی ها خواب می بینمــــــ رفته ایی ! در این چنــــــد سال در بیداری باور نکرده ام که ، رفتـــــــــه ایی ! حال می فهممــــــــ که چرا سالهاستـــــــ چشمانم از خوابــــــــ گریزان استــــــــ ... خواب همـــــــــ باور کرد رفته ایی ! ... اما ... من ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این شب ها همش تا صبح بیدارم... خیلی سعی میکنم که به زور خودمو به خواب بزنم... ولی صدای له شدن وجودم صدای شکستن قلبم... خوابو از چشمام گرفته... دلم یه دل سیر خواب میخواد... خوابی که پشتش بیداری نباشه...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام تفاوت ما دراین است.... توبخاطرنمی آوری.. من ازخاطرنمیبرم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]درد دارد وقتی مـی رود و هـمه می گویند دوستت نداشـت و تو نمـی توانی ثابت کنی که هرشـب با عاشقانـه هایش خوابـت می کرد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻧﻪ . . . ﻗﺒﻮل ﻧﯿﺴﺖ اﯾﻦ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ رﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ!ﻗﺘﻞ اﺳﺖ! ﻋﻤﺪ ِ ﻋﻤﺪ ِ ﻋﻤﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نمی شه خاطره رو زیر فرش قایم کرد...باید یه عمر مکافاتشو به جون بخری اگه یه روز بلند شی ببینی پیشت نیست...چه جوری می تونی عطرش رو از بین ببری چه جوری آلبومای عکسشو ورق نزنی...چه جوری خاطرَشو از تو خونه دور کنی تمامِ خونه جهنم شده نمی دونی...چه جوری از وسط شعله ها عبور کنی یه مشت خاطره ی رنگیِ همیشگی از...زنی که برای همیشه رفت [divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﯿﺰﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ… ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺗﺎ ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺷﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ…ﻭ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ  ﺭﺍ !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به زخمهایم می نگری ... ؟! درد دارد نداشتنت... دلم خوش استــــــــــــــ ـ ـ ـ که تو درد نداری دیـــــــــــــــگر ... روزی که رفتـــــــــــــــی ، مــــــــــرگــــتـــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ تمام درد هایت را با خودش بـــــــــــــــرد ! میـــــــــــدانمـــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ مرده ها درد نـــــــــــــــمیکشند ... ! حرف آخرم این اســـــــــــــــت ... برنگرد دیـــــــــــــــگر !! من با دردهایمــــــــ ـ ـ ـ کنار می آیـمـــــــــــــ ـ ـ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻣــﺮﻭﺯ ﻫــَﻢ ﺗــﻮ ﻣـَﺮﺍ ﺍﺯ ﺧـﻮﺍﺏ ﺑﯿـﺪﺍﺭ ﮐـﺮﺩﯼ ، ﭼــﺎﯼ ﺩَﻡ ﮐــﺮﺩﯼ ، ﺻﺒﺤـﺎﻧﻪ ﺁﻣـﺎﺩﻩ ﮐـَﺮﺩﯼ ، ﻟﺒـﺎﺱ ﻫـﺎ ﺭﺍ ﺍُﺗـﻮ ﮐـَﺮﺩﯼ ، ﺣﺎﻻ ﻫــَﻢ ﮐﻨـﺎﺭ ﻣـَﻦ ﻧﺸﺴﺘـﻪ ﺍﯼ ، ﻫﻤﯿـﻦ ﺟـﺎ ﺭﻭﯼ ِ ﻫﻤﯿـﻦ ﻣﺒــﻞ ... ﻭ ﺑـﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫـﺎ ﻣﯽ ﺧﻨـﺪﯼ ؛ ﮐـﻪ ﻓﮑـﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨــﺪ ﺗــﻮ ﻧﯿﺴﺘــﯽ ، ﮐـﻪ ﻓﮑـﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨــﺪ ﻣــَﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧــﻪ ﺷـﺪﻩ ﺍﻡ ... ﺗــﻮ ﺑﮕــﻮ ﺟﺎﻧــﻢ ؛ ﺩﯾﻮﺍﻧــﻪ ﺍﻡ ؟ دیوانه ام......![divider style="solid" top="20" bottom="20"]من مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزا وقتی دلم میگیره یاد روزای می افتم که تو نا امیدیم امید بودی و در اوج امید واریم ناامیدم کردی??!?!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻧﺪ ... ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺬﺷﺘـﻪ ﺍﻧﺪ، ﺑﯽ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘــــ ... ﺑﺪﻭﻥ ﻧﮕﺎﻫـــــﯽ ﺑﻪ ﭘﺸﺘــــــ ﺳﺮ ! ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻣــــ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨـــــﻢ ... ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘـــــــــ . . . ... ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺘـــــ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گاهی... دلم برا اون موقع هایی که پیش هم بودیم و خیلی خوب بودیم و من هنوز بهت نگفته بودم که دوست دارم و بعدش تو رفتی خیلی تنگ شده...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی کسی هایم هوای آغوشی رادارد که بی منت به آتش بکشد تمام نبودن هایت را...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی که رفتی هم دلم سوخت هم جگرم، با رفتنت دوگانه سوزم کردی![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفت و دیگر ندارمش تقصیرخودم بود ته این همه شعر که برایش نوشتم نقطه نگذاشتم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]♥خسته شدم ازادمی که گفت تو خیلی خوبی من لیاقت تو رو ندارم بی لیاقت عزیز حداقل واسه دلیل رفتنت یه ریزه خلاقیت به خرج بده[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﺧﺎﻃﺮِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘَﻢ ﻭُ ﺗﻮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕِ ﻣﺮﺍ ﺗﻮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺩِ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩﯾﻢ !.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد تو کسی نیومد که بتونه جات رو بگیره، که به خاطرش بمیرم که بخاطرم بمیره...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتنت .....را گردن قسمت نبود ، نینداز آنچه نبود ، لیاقت تو بود .....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﺮﮐﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﻔﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ............[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باختم ! جوانی ام را ... در کشتی کاغذی به دست ناخدایی که هیچگاه به دریا نرفته بود ..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تو را در عمق لا یه های خاطراتم پنهان کرده ام می خواهم باشی تو که نباشی پاییز دلگیر یست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از "ماندن" که چیزی نمیدانی لااقل درست "رفتن" را یاد بگیر![divider style="solid" top="20" bottom="20"]من نمیدانم کدام نگاه.. کدام جاده.. کدام حرف.. کدام صدا.. کدام رفتار.. کدام نبودن.. کدام خواستن.. کدام بودن.. کدام واژه.. کدام نخواستن.. کدام دوستت دارم.. کدام… تو را از من گرفت… ولی! من میدانم! دلم تا همیشه در وسط ترین نقطه ی زندگیت جا مانده است… جایی بین خواستن و نخواستن.. جایی بین بودن و نبودن جایی بین رفتن و نرفتن.. جایی بین……. این نقطه های خالی …[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی ابرو شده ام... همه شنیده اند از چشمانم؛اهنگ تلخ نبودنت را ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی باز هم به هم میرسیم زمین بیهوده گرد نیست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دوباره آمده ای! این بار شیرین تر از قبل دروغ می بافی! زیرکانه تر لبخند می زنی و دلبرانه تر ناز میکنی اما!! نازنین! بعد از رفتنت دلم مرد! و خیلی وقت است که مغزم تصمیم می گیرد نه دلم! پس دلبرانه که هیچ! عاشقانه و صادقانه هم که بیایی! من دیگر نیستم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دستم رو بگیر نه برای اینکه محتاج توام نگاهم کن نه برای اینکه عاشق چشمانت هستم صدایم کن نه برای اینکه صدایت زیباترین صدای دنیاست حرف بزن نه برای اینکه بگویی هنوز هم مرا میخواهی برای اینکه بگویی چرا اینگونه رفتی؟ [divider style="solid" top="20" bottom="20"]فاصله ها هیاهو میکنند و صدای هق هق دلتنگی ام در نوسان بودن ونبودنت رنگ میبازد،کفش های رفتنت را گم میکنم تا برای همیشه بمانی .ولی افسوس فکر رفتن بودی و ندانستم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نه این را تکرار میکنم که بی وفایی نه همه جا فریاد میزنم که تو پر از گناهی تو باعث آمدن غمهایی تو رفتی و من مانده ام و تنهایی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...... ﺍﻭﻟﺶ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ، ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ، ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﺯﺍﺩ ﻭ ﺭﻫﺎ ﻭ ﺷﺎﺩ ... ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی که رفتی سرم را از ته تراشیدم .خاطره دستانت دیوانه ام میکرد.......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهم نامردی کرد ورفت.....وبهم گفت باهات این کاروکردم که دیگه به هیچ پسری اعتمادنکنی...ومن درجوابش گفتم:باورکن من اعتمادنمیکنم..ولی این دل لعنتی منوبیچاره کرده...وکنترلش نمیشه کرد...من بادلم تورومیخواستم..وتو..باهوسهایت...لعنت به تو[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادته روز اول که گفتم می خوام حرفامو با یه دروغ بزرگ شروع کنم؟؟؟تو ااااااخم کردی من گفتم:دوستت ندااااارم،بعد هر دوتامون زدیم زیر خنده ولی دیروز که گفتی میخوای با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی ....داد زدی دوستت دارم...دو تا مون بغض گرفتیم ....ولی تو رفتی برا همیشه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]khob midanam baraye man kasi mesle to nist,khob midanam roozi baz nacharam b to,miravam shayad delat roozi gereftaram shavad,mravam ama gereftaram,gereftaram b to![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه سراغمو گرفت بگین نشونه ای نداشت... بگین از اینجا رفته و چاره ی دیگری نداشت... اگه سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین... بگین ک جا گذاشته بود پرسید کجا؟هیچی نگین... اگه بازم پرسید ازم اگه نکرد اشکاشو پاک... چاره ای نیس بهش بگین... فلانی رفته زیر خاک...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقویمها چه میفهمند تابستان رفتنت سردترین زمستان دنیا بود! آفتاب می سوخت من یخ میزدم ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگری جز تو مرا این همه ازار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد انچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد هیچ سنگین دل بیداد گر این کار نکرد این ستم ها دگری با من بیمار نکرد هیچ کس این همه ازار من زار نکرد گر ز ازردن من هست غرض مردن من مُردم و ازار مکش از پی ازردن من جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است چشم امید به روی تو گشادن غلط است روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است رفتن اولاس ز کوی تو ستادن غلط است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من مانده ام و انبوهی از اندوه و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نمیدانم رفتی یا فرار کردی..... بعضی ها می روند تا فرار نکرده باشند،بعضی ها فرار می کنند تا نرفته باشند..... ساده تر بگویم نیستی!!✔ [divider style="solid" top="20" bottom="20"]تلخ ترین لحظه وقتیه ک با ذره ذره وجودت عاشق یکی شده باشی. اما اون خیییییلی خونسرد بگه از چشمش افتادی. بدونه اینکه دلیل خاصی داشته باشه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نمی آیی ببینی ؛ که با رفتنت .... باتمام زنانگی ام ! چه مردانه کنار آمدم ... !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی می آید که سنگینی رد پاهایم را در درونت حس میکنی....رد پاهایی که دور میشوند,![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده خدا گرفتی عشقمو خودت جواب قلبمو بده[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گفت فراموشت میکنم گفتم نمیتونی رفت بعد از یه ماه برگشت گفتم دیدی نتونستی؟ گفت شما؟؟؟؟؟؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]عزیزم من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم ، فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]در کار عشق ما همیشه اما بودبی جانی ریشه از ساقه پیدا بودآن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم دلواپسی های من از صبح فردا بودآن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست باورم نکردم گرچه این جمله زیبا بوددر عمق دریا یک قطره پیدا نیست پایان عشق ما پایان دنیا نیست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ ,ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻲ,ﺗﺎﺁﻣﺪﻡ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻧﺮﻭ,ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻱ,ﺗﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﻓﺮاﻣﻮﺷﺖ ﻛﻨﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺭا ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تغییر را احساس کنید... روی قلبت خواندم وقتی واردشدم وباورکردم وقتی داخلش را دیدم ووقتی از آن خارج شدم....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه چیز زودشروع شد عاشقی دلتنگی ورفتن تو،اما نمیدانم چرا تمام نمیشود عشق تودرمن؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آمدی چه زیبا، گفتم دوستت دارم چه صادقانه، پذیرفتی چه فریبنده، نیازمندت شدم چه حقیرانه، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه، و من سوختم چه عاشقانه.✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه رفتم نگو رفیق نیمه راه بود بگو خسته بود/ اگه رفتم نگو همه حرفاش دروغ بود بگو خیلى دروغ شنیده بود/ اگه رفتم نگو دلموشکست بگو دلش شکسته بود/ اگه رفتم نگو عاشق نبود بگو دیونه عشقش بود/ اگه رفتم نگو نامرد بودبگو توزندگیش فقط نامردی دیده بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم را اشتباهی بردی, فراموشم کن... حتی برای دادنش. هم بر نگرد از آن هم گذشتم...,[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فرقی ندارد من تو را نخواهم یا تو من را نخواهی تاریخ مصرف این رابطه مدتهاست به پایان رسیده بیا تمامش کنیم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]پیش از تو همه را با معیارهایم می سنجیدم ! بعد از تو همه را با تو می سنجم حتی معیارهایم را …[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برایت سنگ تمام گذاشتم افسوس که نمی دانستم با همان سنگ ها نابودم میکنی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]من پذیرفتم شکست خویش را، پندهای عقل دوراندیش را، من پذیرفتم که عشق افسانه است، این دل درد آشنا دیوانه است، میروم شاید فراموشت کنم، با فراموشی هم آغوشت کنم، میروم ازرفتن من شاد باش، از عذاب دیدنم آزاد باش، گرچه توتنهاتراز من میروی، آرزو دارم ولی عاشق شوی، آرزو دارم بفهمی درد را،تلخی برخوردهای سرد را[divider style="solid" top="20" bottom="20"]❤ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﯿﺮﯼ؟ ﮔﻔﺖ ❤ : ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﻨﻢ ❤ ﺑﯿﺎﻡ؟ ﮔﻔﺖ : ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ❤ﺟﺎﯼ 2 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ ❤ 3 ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻢ :ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﯼ؟ ﻓﻘﻂ ﺧﻨﺪﯾﺪ .❤ .... ﺍﺷﮏ ❤ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ ﺳﺮﻣﻮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ❤ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺯﯾﺮ ﭼﻮﻧﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ❤ ﻭ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩ ﮔﻔﺖ❤ : ﻣﯿﺮﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺖ : ❤ﻣﻨﻢ ﺑﯿﺎﻡ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﺟﺎﯼ ❤ 1 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ 2 ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺖ❤ : ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ : ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ❤ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ❤ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ❤ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ❤ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻭﺑﺎ ❤ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺧﺎﮎ ﻣﺰﺍﺭﻣﻮ ❤ ﺷﺴﺘﺸﻮ ﻣﯿﺪﻩ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به اولین شخصی که گفتم "دوستت دارم" تو بودی ، ولی آنقدر دل شکستن برایت راحت بود ، که دل ما رو هم شکستی ،،، مشکلی ندارد دل من آنقدر شکسته که ضدضربه شدهــــــــــ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقصیر تو نیست مقصر معلم دستور زبان فارسی بود: که به من نگفت.... .من با هر تویی ما نمی‌شود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﯽ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ : ﺍﻻﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ﺍﻻﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ ﺍﻻﻧﻪ ﮐﻪ … ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺍﻝ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﻓﺘﻪ …[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه ی رفتن بگیری میشه با هر کی که میخوای بجوشی اصلا هرچی دلت میخواد بپوشی میشه به هر کی که میخوای دل ببندی یا با غریبه ها بگی،بخندی وقتی دیر میکنی یا میری جایی دیگه نیستم بهت بگم:کجایی؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تنم داره مىلرزه تو اىن هواى هرزه گاهى نداشتن دل به داشتنش مى ارزه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﯾﺎدﺗﻪ روز اول ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯽ ﺧﻮام ﺑﺎ ﯾﻪ دروغ ﺑﺰرگ ﺣﺮﻓﺎﻣﻮ ﺷﺮوع ﮐﻨﻢ؟ !ﺗﻮ اﺧﻢ ﮐﺮدی ﮔﻔﺘﻢ : دوﺳﺘﺖ ﻧﺪارم ﺑﻌﺪ ﻫﺮدو ﺗﺎﻣﻮن زدﯾﻢ زﯾﺮ ﺧﻨﺪه اﻣﺎ دﯾﺮوز ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮای ﺑﺎ ﯾﻪ دروغ ﺑﺰرگ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻨﯽ و ﺑﻌﺪ ﻓﺮﯾﺎد زدی : دوﺳﺘﺖ دارم ﻣﻦ ﺑﻐﺾ ﮐﺮدم و ﺗﻮ رﻓﺘﯽ ﺑﺮای ﻫﻤﯿﺸﻪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام خیالی که باتو بافتم به شرط خواستن تو بود، افسوس که تمام بافته هایم بی اساس بود. ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]*روزهای دور ازتو را هرگز نخواهم شمرد تاهمیشه بگویم "همین دیروز بود..."[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از من خواست حلالش کنم! همان کسی که... با بی رحمی... محبت هایم را حرام کرده بود![divider style="solid" top="20" bottom="20"]...آهـــــــــای تــــــو .... ..............................تــویـــی که وقـــتی نگـــاهت میــکنم .. ..........نگـــاهت را ازم میـــــدزدی...... ......زمـــــانی تمـــــــوم وسـعتـــــــــ ِ نـــــــگاهـت .. ....................................................................مـــــالِ مـــن بـــود..! ... ....میــــفــــهمی ؟웃◎ .. ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بـــرو!!!!ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ وقتیـــــ یقینـ دارم بیشتر از منـــ کسی دوستت نخـــــــواهد داشت بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را نداردبـــرو!!!!ترس برای چه؟؟وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی به رویــ تمام آن هایی که به خاطرشـــان من را از دستــ دادی....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی آنکه بدانم راست میگفتی یا دروغ،دل به حرفهایت بستم! حالا که میدانم همه اش دروغ است، بازهم باورشان میکنم! دل است دیگر،چیزی را میخواهد که به نفعش باشد![divider style="solid" top="20" bottom="20"]"دیگه از مهربونیهات از این حس تو دلسردم اگر چه پیشمی اما تورو یک عمره گم کردم" اگر رفتی نیار یادت، چه قولایی به من دادی بفکر من نباش اصلا، برو عشقم تو آزادی همیشه بدرقه ات بودن، همین چشمای مرطوبم برو هرجا بدون من، تو خوش باشی منم خوبم... ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادته اومدی تو اتاقم و گفتی وای چرا همه چیزت قلب داره...گفتم واسه اینکه احساسیم....اما از وقتی تو رفتی هیچ احساسی تو من نیست...قلبم و با خودت بردی....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻟﺤــﻈﻪ ﯼ ﺭﻓــﺘـﻦ   ﺳــﮑـﻮﺗـﻢ ﻋـــﻼ‌ﻣﺖ ﺭﺿـﺎ ﻧـﺒـﻮﺩ   ﻣــﯽ ﺧـــﻮﺍﺳـﺘـــﻢ ﻣﺜـــﻞ ﻫـﻤـﯿﺸـﻪ   ﺭﻭﯼ ﺣــﺮﻓﺖ ﺣــﺮﻓﯽ ﻧﯿــﺎﻭﺭﻡ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چقدرحرف دارم برای رفتنت. . . ولی چقدرسخت است نوشتن حرفهایم درغم رفتنت. . .✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای کسی که لیاقت روش نداره اشک نریز... ولی مگه میشه آدم عاشق باشه و برای عشقش اشک نریزه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این چنین با این دل تنگم مکن/پیش هرکس نازنین رنگم مکن/تاابدگفتم می گویم به موهایت قسم/خاک پایت می شوم اماچنین سنگم مکن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن ! ولـــی... کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ... خـود زنــدگــی ام بــود....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نرو،حالا که می خوای بری بیا یادت رو هم ببر.،این یادت یه روز کار منو تموم میکنه.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻫﻮﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بازی را من برده ام نتیجه را ببین : اشک؛ هیچ به نفع من[divider style="solid" top="20" bottom="20"]با من بمان آنان که رفتنشان را طاقت اوردم، تو نبودی.... **********************[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ابر می بارد و من می شوم از یار جدا/چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا/ابر و باران و من و یار ستاده به وداع/من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / یوسف عوض شده ست ، زلیخا عوض شده ست / خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم / خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است / حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق / من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از روی دستخط قشنگش که مانده بود دیشب به احتمال قوی شعر خوانده بود اسمش بهار بود ولی موج انفجار پروانه های روسری اش را پرانده بود پرتاب ناگهانی خون روی صورتش چندین گل شقایق کوچک نشانده بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻫﺮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻓـــــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ! ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔــﺘﻪ ﺍﺳﺖ ! ﺑﻬــــﺎﻧﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ! ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺧـــﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﻟـــﺪﺍﺭﯼ ﺩﻫﺪ ! ﻓـــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ! ﺗﺎ ﺍﺑـــــﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ! ﻗﺼﻪ ﺩﻟـــﺪﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﻋــــﺎﺷﻘﯽ ! ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﻨــــﻔﺮ ﺷﻮﯼ ! ﺑﺒُــﺮﯼ ! ﺩﻭﺭ ﺷﻮﯼ ! ﺳﺎﯾـــﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﯿــــﺮ ﺑﺰﻧﯽ ! ﺑﺎﺯ ﻫـــﻢ ﻫﺴﺖ ! ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﯾﮑـــــ ﭼﯿﺰﯼ ! ﯾﮏ ﺟــــﺎﯾﯽ ! ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺗـﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃـــــﺮﺍﺕ ﺧـــــــــــﻮﺏ ! ﻭ ﻓﻘـــــﻂ ! ﺣـــﺴﺮﺕ ﺑـــــﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧــــﺪ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]سخت ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترین داستان زندگی است که مجبورت میکنن ان را به جدایی به سرانجام برسانی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بگذار دل همسایه ها شور بزند که مدتهاست کسی به این خانه رفت و آمد نکرده است بگذار متروکه شود یادمان در خاطر دیگران دنیای من وسعت آغوش توست آنرا تنگ تر کن...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر زندگىم در ىه کاسه آب خلاصهمى شد ,,,اونو بدرقه راهت مى کردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]"قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود تیر های نگاهت مشقی باشد! اما ببین... یک جای سالم بر قلبم نمانده است!!!‏"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]gahi mayelam mahi basham.... mahi hafezash8 saniye ast..!!!bi hich khaterhi....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهم گفت دوستت دارم دنیا رو گشتم مثل تو بیدا نکردم;نگاهی بهش انداختم وگفتم تومنو دوست نداری اگر داشتی که نمیرفتی بگردی بهترازمن پیدا کنی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برف ببارد یا باران!!! برای باور زمستان؛ همین جای نبودنت کافی ست...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام روزهایی که سرگرمیت بودم ، زندگیم بودی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]احساس میکنم بازی راباختم..هیچکس حواسش نیست من یاربودم ، نه حریف...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینجا زمین است-زمین گرد است-تویی که مرا دور زدی فردا به خودم خواهی رسید...حال و روزت دیدنی ست!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بازی تمام شد! تو بردی... حالا نقابت را بردار! بگذار ببینم، زندگی ام را به که باختم؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو ! رفتم ولی با چشم هایت لحظه ای گفتی بمان! ماندم اگر بار گران بودی... اگر نامهربان بودی ... تو گفتی می روی اما من ای نامهربان ماندم ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]منتظر نباش.... تو خودت رفتی...... دیگر از دلتنگی هم بمیرم.. صدایت نمیکنم که برگردی. [divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی انصافی بود راحت بگی برو.. حداقل میدیدی پاهای زنجیر شده ام را,الان فقط با سر افتادم رو زمین[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تجربه ی تلخی بود... کاش هیچوقت تجربش نمیکردم... عشق رو میگم... دیگه نمیخوام یه حضور گرم سرمای وجودمو محو کنه بعد بذاره بره و دوباره تنم یخ کنه... دیگه به نگاه هیچ عاشقی دل نمیبندم و دیگه به هیچ سلام مهربانی پاسخ نمیدم تا اینجوری نشکنم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آسون وداع کردم باهات با اینکه میمردم برات کاشکی نمیزاشتم بری کاشکی می افتادم به پات خواستم بگم ترکم نکن پیشم بمون ای نازنین شرح پریشونیمو تو چشمای بارونیم ببین هر شب با کلی اشتیاق زل میزدم به اسمون فرصت نمونده واسه ی ابراز احساس جنون رفتی و من تنها شدم با این غم نا مهربون هر جا پیت گشتم ولی هیچ جا نبود از تو نشون دلخوش به این بودم تو هم گاهی کنار پنجره ماهو تماشا میکنی با کوله باری خاطره[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه کسی ازم پرسید یارت چگونه بود؟ میگم:نامرد نبود،تا آخرش بود اماقسمت نبود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی؟خداحافظ تمام خاطرات من.....حرومم خاطرات تو....حلالت خاطرات من.......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]با کدوم لالایی،وجدانت را خوابانده ای که اینچنین بیخیال من شده ای؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باران یا دوشِ آب. . . چه فرقی می‌کند؟ وقتی عاشقی زیرِ هیچ‌کدام آواز نخواند...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﻗﺘﻲ ﻛﺴــﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘــﺶ ﺩﺍﺭﻱ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔــﻲﺍﺕ ﻧﻘﺸـﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ، ﻣﻲﺭﻭﺩ، ﻣـﻲﻣﻴﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴــﺴﺖ، ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﮔﺮﮔـﻮﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﭼﻪ ﺑﺨــﻮﺍﻫﻲ ﻭ ﭼـﻪ ﻧﺨــﻮﺍﻫﻲ . ﺁﻥ ﭼـﻪ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ، ﻛﺘـﺎﺏﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻧـﺎﻣﻪﻫﺎ ﻭ ﻋﻜـﺲﻫﺎ . ﻳـﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫـﻲ ﭼﺎﺭﻩ ﻧـﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﮔـﺎﻫﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﻮﺷـﻪﺍﻱ، ﺧﻴـﺎﺑﺎﻧﻲ، ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒــﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ " ﺍﻭ " ﻣﻲﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒـﺎﻟﺶ ﻣـﻲﺩﻭﯼ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گفتش ن من ن تو ،دستاتو از من جدا کن،فک اینو نکرد ک دیگه بعد اون لحظه سرد سرد شدم،حس کردم بیکس ترینم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینها نمیدانند "تورم" یعنی چی!؟تورم یعنی پارسال این موقع چقدر پیش تو ارزش داشتم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش عشقم منوبه اندازه گوشی موبایل دوست داشت! چون بدون اون جایی نمیره یه لحظه دستشوازش رها نمی کنه! لحظه به لحظه بهش نگاه میکنه ودر آخر سرش رو کنارش میذاره و میخوابه. تازه اولین نگاه صبح رو هم تقدیمش میکنه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلی ک بردی... احساسی ک پژمردی... دستانی ک گرفتی... نان ونمکی ک خوردی... همه حلالت باشد! جز لرز دلم در اولین بوسه حرامت باشد لحظه ای ک مرا ب گناه عادت دادیو رفتی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه راحت وسادست نوشتنه گذشتنت ولی سختی تجربه اش به همون قدریست که سادست! چه ساده منو گذاشتی تنهابا این دردو غم هام، فراموشت نخواهم کردتاروزیکه دراین دنیام ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻧـــــﻔــــــﺮﯾﻦ ﺑــــﺮ ﺩﻭ ﭼـــﯿﺰ!!!… ﻟـــﺤﻈـﻪ ﯼ ﺁﺷــﻨﺎﯾﯽ … ﻭ … ﻟـــﺤـﻈـﻪ ﯼ ﺟــﺪﺍﯾــﯽ ………… ؟؟!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮﻭﺩ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻗﺼﺪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینبــار ضَــربــه چِنـــان سَهمگیــن بــود... کـِـه زَخمــی نَشـُـدمـ! فــَــرامــوشــی گـِــرفتـــ وجـــودمـ ـ ـ ـ ـ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این که در آن ، جا خوش کرده ای دل است نه شهربازی تاب ، بازی ندارد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]In gone ast -Payan Ou ra Be khodash mirsani Va khodat Sargardane khodat mimani...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺯﻣﺎﻥِ ﺟُﺩﺍﻳﯽ . . . ﻫر ﺩﻭ ﮐﺸﻴﺪﻳﻢ . . . ﺗـــﻮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ . . . ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎی ﺗـــﻮ . . . ★[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻩ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ‌ﺍﺕ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ‌ﻫﺎ ﭘﺎﮎ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فکـــرتـــــ از ســـرم افتـــاد ... بــه همیـــن راحتــی !! نــه آسمــان بــه زمیـــن آمــد و نــه دنیـــا تیـــره و تــار شــد .. ســاده تــر از آنچـــه کــه فکـــرش را می کـــردم از ســـرم افتـــادی ! افتـــادی درستـــــ وســط چشمــانــم .. بــا هـــر قطـــره ی اشکـــم فـــرو مـی ریـــزی ... و عـاقبتـــــ تمـــام می شـــوی !! تمــام می شـــوی !! و ... تمــــــــــام می شـــــــــوم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت واژه امید از چشمان من دزدید و رفت او که عمری با غزلهای دلم خو کرده بود عاقبت از ایل چشم شاعرم کوچید و رفت کوچه کوچه بغض هایم شد مسیر رفتنش هق هق این کودک احساس را نشنید و رفت دفتر غم های من در پیش چشمش باز بود خاطرات تلخ و شیرینی به من بخشید و رفت گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی می امدی حیاط پر از عطر ترنج و حالا تو رفته ای....وفقط فقط رنج مانده است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]لحظه آخر مى خواستم روى ماهتو نگاه کنم اما تو رفته بودى,دیگه با کى وداع کنم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نمیدانم کجا?تاکی?برای چه?ولی رفتی وبعد رفتنت باران چه معصومانه میبارد برمن!همان باران شبانه عاشقانه....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعضی وقت ها شریک تمام خاطراتم فقط یک شماره ی خاموش است .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺣﺎﻻ ﮐﻪ رﻓﺘﻨﯽ ﺷﺪﻩ ای ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ات ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺒﻮل…ﻻاﻗﻞ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را ﺑﺪان: آﻫﻦ ﻗﺮاﺿﻪ ای ﮐﻪ ﭼﻨﺎن ﮔﺮم ﮔﺮم ﮔﺮم در ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺗﭙﯿﺪ، دﻟﻢ ﺑﻮد... ﻧﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎن. ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـــمــامــ دارمـــ هــــــایــم را گــــرفــــتــی دیـــگـــر هـــیــچ چـــیـــز نــــدارم ؛ ..... حتـــیــــ ــ ـ دوســـتـــتـــ را . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میخواهی بروی؟..خب برو...انتظارمراوحشتی نیست شبهای بی قراری راهیچوقت پایانی نخواهدبود...برو...برای چه ایستاده ای؟..به جان سپردن کدامین احساس لبخندمیزنی؟...برو...تردیدنکن نفسهای آخراست...نترس برو...احساسم اگرنمیرد..بی شک مابقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهدنشست...برو...یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهدبودپس راحت برو...مسافری درراه انتظارت را میکشدطفلک چه میداندکه روحش سلاخی خواهدشد...برو...فقط برو[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﭼﯿﺰِ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺸﻘﻢ ... ﻏﺮﻭﺭﻡ ... ﺩﻟﻢ ... ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ... ﺑﺎﻭﺭﻡ .... ﻭ ...ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ! ﺑﻪ ﺟﺰ " ﺗــــﻮ " ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻡ ... ﺑﻪ ﺳــــﻼﻣﺖ ﺑــــــــﺮﻭ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی و فایی کردی و گفتی نفرین میکنی ؟ گفتم نه ...فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه.... هنوزم از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام تنم هنوز هم می لرزد. . . ! این آب پاکی ، که ریختی روی دستم خیلی سرد بود. . . (︶︿︶)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نرو تو که میدونی من جز تو کسیرو ندارم بمون تا من هر روز فدای چشات بشم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه ببینم تو با یکی دیگه خوشحالی منم خوشحالم:''''( :''''( :''''([divider style="solid" top="20" bottom="20"]از بعد رفتنت همه چیز طعم غم می دهد... از بعد رفتنت ... چای تلخ هم... غم پهلوست نه قند پهلو....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]Be aghab ke barmigardi,mibini jaye ba''''ziha tu zendegit khali ke nist hich,hamun moghasham ezafi bude!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی و در باورم باران گرفت. . . خاطراتت در وجودم جان گرفت. . . در عبور از فصل باران های سرد. . . باتو بودن نقطه پایان گرفت. . . باتو بودن عادتی دیرینه بود. . . روزگار از من تو را آسان گرفت. . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک را تـرک می گـویــد دل، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلى بستم به آن عهدى که بستم... تو آخر هر دورا باهم شکستى...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]با من بمان آنانکه رفتنشان را طاقت آوردم"تو"نبوده اند![divider style="solid" top="20" bottom="20"]پیمان بسته بودی که تنهایم نگذاری اما رفتی ای یار مهربان اولین دیدارمان چه خوب بود و چه زود گذشت اینک بهار آمد اما باز تنهایم درد دلم را به مرغی عاشق گفتم شاید پیدایت کند مانند شمع سوختم و ساختم اما هنوز پیدایت نکردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه ی بیدهای دنیا را به نام مجنون کرده اند! هیچکس آشفتگی مرا بعد از رفتن تو ندید!! آنوقت شاید نام آشفته ترین بیدها دیگر مجنون نبود!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش نجابتم را بهانه رفتنت نمیکردی تا با دیدن هر هرزه ای به خودم نگویم اگر مثل این بودم نمیرفت ...........!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم رو شکستی نمی بخشمت تو دنیا پرستی نمی بخشمت به زهری که با بوسه ات میزنی به کامم نشستی نمی بخشمت نمی بخشمت، عاشقت نیستم تو هر کی که هستی نمی بخشمت دلم رو شکستی نمی بخشمت تو دنیا پرستی نمی بخشمت شراب نگاهم چقد تلخ بود به یک جرعه مستی، نمی بخشمت تو تنهائیم رو ندیدی چرا؟ تو از من گسستی نمی بخشمت دلم رو شکستی نمی بخشمت تو دنیا پرستی نمی بخشمت دلت رو سپردی به هر کی که شد شدی آلت دستِ دستی نمی بخشمت تو این روزها رو ندیدی ، بدون از اینکه تو پستی نمی بخشمت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی و بعد از رفتنت در خود شکستم از تو تنها چیزی که برایم به جا ماند خاطرات با تو بودن بودنست و این شکستن بابت رفتن تو پایان تمام حقایق زندگیم بود کاش شکستنم را دیده بودی !! کاش بودی و می دیدی که هنوز با دیده پر ز اشک چشم به در دوخته ام !! هنوز با تمام وجود حست می کنم... حس با تو بودن و در کنار تو بودن !! حال که نیستی با تنهایی خو گرفته ام .... دردهایم را برای دیوار زمزمه می کنم تا کمی غم دلم در فراقت سبک شود.....! نمی دانم آیا بازمی گردی ؟!! آیا فرصت شیرینی دیگر را به من هدیه می کنی ؟ کاش می آمدی و این بار تنهایی را با با تو بودن معامله می کردم! هر شب بالشم از اشک دیده خیس است یاد تو تنها خوابیست که هر شب به چشمان خسته من می آید هر شب احساس می کنم که در کنارم هستی اما هنگامی که چشم باز می کنم و خود را تنها می بینم جای خالیت را در آغوش می فشارم و می گریم !! ولحظات عمر من اکنون تبدیل به روزهای غمگینی شده است که مرا به اوج نابودی می کشاند با تمام وجود می دانم که دیگر باز نمی گردی اما باز می گویم با بغضی در گلو که از رفتنت در خود شکستم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯽ ﺗﻮ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﯿﭻ ... ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ !.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یــه وقـتایی هسـت که هــی بیــدار میــمونی با خــودت میگی: الانه که زنــــگ بـــزنه الانه کــه اس بــده الانه که... و همیـــن روال ادامــه پیــدا میـکنـه تا زمـانــیکه بــاورت میشــه ""واقعا رفتــه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی و دستامو سرما بغل کرده.. قلبم یه کوره ی آتیشه خونه ی تاریک و منو یه تقویم که داره از اسم تو پر میشه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دریای نگاهت آرام بود جذب موج های مهربانیت شدم... نمی دانستم در پس آنهمه آرامش طوفانی نهفته خشمگین چنان در هم کوبید احساسم را غرق شدم... خسته شکسته غمگین ببین چطور بازیچه ی جزر و مد احساست شدم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مهتابی اتاقم صاعقه می زند و چشمانم باران می بارند بهاری! دستی تکان می دهی از سر عادت و شاید کمی اجباری ... به سلامت اما این گونه خداحافظی نمی کنند!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیخیالش! وقتی اینجا آینه زندگی را به تو برعکس ظاهر میکند,از دوست انتظار راهنمایی نداشته باش!! بیخیالش...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش نبودنت را با خود برده بودی!!!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ببــین لعنتے وقتے بهم گفتے عاشقم نیستے وفقط به چشم ی سنگ صبور نگام میکنے پس چرا صدام میزنے عمرم؟ چرا صدام میزنے نفسم؟ ایــنا یعنے چے؟ من دل ندارم؟ به فکر این دل لامصب ماهم باش که وابســته میشه..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]Rafti ... be salamat ... Man khoda nistam ke begam: sad bar agar tobe shekasti baza... Toeike rafti be hormate harchike ba khodet bordi dg haghe bargashtan nadari, raftanet mardune nabud, laaghal mard basho bar nagard, khat keshidane to ruye man payane man nist, shurue bi liaghatie toe, unaei ke avaz shodaneshun baeide, avazi shodaneshun ghateie...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯾﻨـــﻮ ﺁﻭﯾــــــــــﺰﻩ ﮔﻮﺷﺖ ﮐــﻦ ﻣﮕـــﻪ ﻧﺨﻮاﺳﺘــﯽ ﺑــــﺮﯼ؟!! ﭘﺲ ﺍﯾﻨﮑــــﻪ ﮔــــﺮﯾــــــــه ﻣﯽ ﮐــــﻨﻢ ﯾــﺂ ﻧـــﻪ! ﺍﯾﻨــﮑﻪ ﺷــــﺂﺩﻡ ﯾــــا ﻧـــﻪ! ﺍﯾﻨﮑـــﻪ ﻣﻮاﻇﺐ ﺧــــﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘــﻢ ﯾـــا ﻧــﻪ! ﺑـﻪ ﺧــﻮﺩﻡ ﺭﺑﻂ ﺩاﺭﻩ ﺗـــﻮ ﮐـــﻪ ﺑـــﻪ ﺧــــﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺳﯿـــﺪی ﺭﻓﺘـــﯽ . . . ﭘﺲ ﺩﯾﮕــــــــﻪ ﺳـــــــاﮐﺖ ﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بین خودمان بماند . . . ! بعد از رفتنت خیلی دروغگو شده ام! به همه می گویم : خوبم . . . فراموشش کرده ام . . . اصلا برایم مهم نیست . . . (︶︿︶)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به دیوانه بیشتر شبیهم تا آدم در وقت نوشتن هم قلبم تند میزند حالم بد میشود از این بودنم بی تو بیزارم اما چه کنم من ماندم با همه بدی هایت ولی تو رفتی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تا اومدم بگم دور نرو... کنار دلم بمون... من جز اینها که مینویسم... نوازش هم بلدم... رفته بود... و من موندم یه دنیا حسرت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می‌خواهم با تو بگویم چگونه آن زمان توانستی در چشمانم خیره شوی و بگویی سخن از عشق دروغی با من.؟ قطعا چشمان مرا ساده پنداشتی که از عشقی دروغی قصری از رویا در قلب من ساختی تو گفتی تو را باور دارم درعاشق بودن اما چرا وقتی من از ته دل به تو گفتم که دوستت دارم قبول نکردی حرفهای مرا؟ مگر نگفت چشم‌هایم حقیقت وجودم را؟ یا شاید ترسیدی از باور عشق یاد دارم روزی گفتی در گوش من عشقم تا ابد همراه توست پایان بخش دفتر عشق من جز مرگ کسی دیگر نیست. و من متعجبم که چرا وقتی من زنده ام و تو نیز عشقی در بین ما نیست غیراین نیست که عشقت دروغکی بوده از آغاز اکنون نیز وقتی میگویم به تو (خداحافظ) به من می‌گویی رفیق نیمه راه چشمانت را باز کن تا ببینی عشق فرار کرده تو توان پیمودن راه عشق را نداری نمی‌خواهی آن را بپیمایی و شنیدم امروز که گفتی تو برایم غریبه ای بیش نیستی پس چه جای ماندن با توست به تو می‌گویم خداحافظ تا همیشه تا ابد.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد او یه صداى مزاحمى هیچ وقت ولم نکرد! یه صداى مبهمى که هر دم تو گوشم میگفت :.. باختى[divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی صد بار خداحافظی میکردیم اما افسوس.. معنای خداحافظی رو وقتی فهمیدم که تو را بخدا سپردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺟﺎﺩﻩ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﻭﻟﯽ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﺯﺟﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺴﯽ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﯿﺴﯽ ﺷﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻦ؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیل بیاورید... میخواهم دل بکنم...:([divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیهـــــودِه نَـقّـــاش بــــــودِه ام . . . ایــــــטּ هَمِـــــﮧ ســـــال بِـــــﮧ چَــــــــشم هــایَت ڪِـــــﮧ مے رِسَـــــم ، قَلَـــــــم مــــوهـــا خ ـــــیس مے شَــــوَنــد . . بِـــــﮧ لَــب هــایَت ڪِــــﮧ مے رِسَـــــم ، دَستَــــــم مے لَــــــرزَد . رَنـــگــ هــــا مے گــُــــریـــزَنــــد ، وَ قــاب هـــاےِ خ ــــــالے ، ، ، تَنـــ ــهـا . . . نَبــــودَטּِ تـــــو را . . . بِـــــﮧ دیـــــوارِ زِنـــدِگـــــے ام ، مے ڪـــــوبَنــــــد .♥[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من و تنها نذار جز تو کسی نیست با من حرف بزنه خواهش می کنم برگرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلت با من نیست برو برو به لیاقتت برس قد من به قد عاشقی نمیرسد تو یک صدا بودی که از دنیای بیکسی ام گفتی دوستت دارم تا برگشتم گم شده بودی جمع کن این جمعه بازار خیانت را![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه برگی که افتاده به شاخه برنمیگرده...کسی هم که رفته...برنمیگرده...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ : ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ . ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ، ﻭ ﺍﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﯾﻢ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای دلم زَهرِ جدایی رابخور,چوب عمری باوفایی رابخور,ای دلم دیدی که ماتِت کردُرفت,خنده ای به خاطراتت کردُرفت,ای دلم گفته بودم مردمان اینجا بَدَن,......آه عجب کاری به دستم داد دل,هم شکستم هم شکستم داد (دل)<[divider style="solid" top="20" bottom="20"]شکر خدا نشد که عاشقت شومتقدیر این نبود که من لایقت شومیاد توا کنار دلم چال کرده امتا بیخیال تو و هق هق ات شوم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باورکن عشقم باور کن می دونم که عاشقم بودی می دونم می دونم دوسم داشتی می دونم ولی مجبور بودی که خرابم کنی اره مجبور بودی مثل ادمای این دنیای ماشینی که عاشق طبیعت هستنن ولی مجبورن از وسط جنگل جاده بندازن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بـــه زِنــــدگـــیـــم پــــوز خـــــنـــد نـــزن ؛ . . . . . . . . . . . . . . . . . روزی کــســـی را داشــتـــم کــه بـــا تـَـمــامِ وجــود صِــدایــم مــیــکــرد.. "عـــشــــقم..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آنقدر نفس میکشم تا تمام شود...همه آن هوایی که سراغ تو را میگیرد!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادش بخیر ! چه قرارهایی داشتیم ، با رفتن تو بود که بیقرار شدیم !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]"تـــــــــو" تمــــــــام گذشـــــتهِ مـــــنی و "مـــــن"... میـــــــــدانم کـــــــــه گــــــاهی بایــداز گذشــــــته هـــــم گُـــــذشـــت...! اما چگــــــونه؟؟ نمیــــــدانم... و کــــــاش "تــــــو" میــــــدانستی واژه ها را... چگــــــونه به صلابه میــــــکشم تا چهــــــار خط عاشــــــقانه بنویــــــسم... کــــــه یک "تــــــو" کنار یک "مــــــن" ببینم... فقــــــط "تــــــو" و "مــــــن" افســــــوس حتی حریــــــف واژه ها هم نمیشــــــوم... اینجــــــا هم بیــــــن "مــــــن" و "تــــــو" فاصــــــله اســــــت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بگذار که فراموش کنم تو چه هستی جز یک.لحظه که چشمان مرا میگشاید در برهوت اگاهی مهسا[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ایـــن دل زخــــــمیــــــست... یــــــک خراش بیــــــشتر یا کمــــــتر فــــــرقی نــــــداره راحــــــــت بــــــاش...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ .… ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ !… ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻦ ; ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ !!.… ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ… ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﻩ .… ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ .…[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به من بگو بی وفا حالا یار کی هستی؟ خزون عمرم رسید،نوبهار کی هستی؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ  ﺍﯼ ﻗﺼﻪ ﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ  ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﺁﺑﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﻝ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﻋﻄﺮ ﺷﻌﺮ ﺷﺒﺎﻧﻪ  ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﺩﺍﻍ ﺑﺮ ﺩﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ  ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﯽ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یک نفر ازم پرسید : میشناسیش؟! خاطراتش باز جلوی چشمانم جان گرفت. . . . فقط یه لبخند تلخ زدم و گفتم : میشناختمش. . . . . ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]هیچکس تا تجربه نکند، نمی فهمد چه قدر نفس گیر است که پشت یک لبخند مصنوعی سعی کنی با آرامش بگویی : او رفت. . . . . . ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]: ﻗﺎﺗﻞ ﻋﺸﻖ ﺁﻣﺪ ، ﺑﻪ ﻃﻌﻨﻪ ﮐﺮﺩ ﺳﻼﻣﯽ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻪ ؟ ﮔﻔﺖ : ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﭙﺮﺩ ﻭﺍﻧﮕﻪ ﮔﺸﻮﺩ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﻋﺠﺰ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ، ﺑﻪ ﮐﻒ ﻧﻮﺭ ، ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به او بگویید این همه استخوان در بدنم بود... 
چرا دلم را شکست..؟؟!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺧﻮب ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ... از ﻧﺰدﯾﮏ !دﺳﺘﺎﻧﺶ را ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ !آﻧﻘﺪر ﻧﺰدﯾﮑﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺎی ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺶ را ﺣﺲ ﮐﻨﯿﺪ !ﺧﻮب ﻋﻄﺮش را ﺑﻮ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻮﺳﯿﺪﻧﺶ از ﺗﻪ دل ﺑﺒﻮﺳﯿﺪش... از ﺗﻪ دل ﺑﺒﻮﯾﯿﺪش ... از ﺗﻪ دل !ﻟﻤﺴﺶ ﮐﻨﯿﺪ !از ﺗﻪ دل ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯿﺪ ... از ﺗﻪ دل صداﯾﺶ ﮐﻨﯿﺪ ... !از ﺗﻤﺎم ﻟﺤﻈﺎت ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮدن ﻧﻬﺎﯾﺖ اﺳﺘﻔﺎدﻩ را ﺑﮑﻨﯿﺪ ... روزی ﻣﯽ رود .و ﺣﺴﺮت ﻫﻤﻪ ی اﯾﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ در دﻟﺘﺎن ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]dar dastres nabodanat digar barayam arzesh nadard. akonon na moshtarak hasti... na morede nazar...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]برام آش نذری اورده بودومن باچه شوقی گفتم قبول باشه...نمیدانستم برای رسیدن به دیگری نذر کرده بود![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تــــا آخــرِ عمـــــرت مـــدیونی. بـــه کـسی کـه بــــاعث شــدی، بــــعد از تــــو دیگـــــه عـــاشـقِ هیچـــکـس نشه. می فهــــمی؟!؟! این بزرگــــتریـن گناهه.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ساعت عشق از کار افتاد همه چیز تمام شد صدای قدم هایت را می شنوم که در خیابان دلم دور میشود دور تر میرود به جایی نمی رسد ومثل ماشینهایی که در جاده هاى کوهستانى سرنوشت را دور می زند وبه دره می افتند دلم می ریزد از تو خالی میشود وما تمام میشویم ومن تنها بر میگردم .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]‎ھرچی بین مابود دیگه تموم شد... اینم عکسی تکیت که پیشم داشتی /) /) ‎ @@ _____‎‏ ‏ ‎/. . / ______‎‏(‏‎ ‎''''-- '''' | | | |[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اهـــــورایی باشم یا اهـــــــریمنی از تیـــــــــرۀ پـــریان باشم یا آدمـــــــیان همچون دخترکی پاک و بـِـــــکر باشم یا هزار رنگ ، هــــــرزه ای….!!!!! هر چه باشم..و..نباشم و.. هر آنچه بودم..و..نبودم امـــــــــــــروز.. تـــــــو ..آنجایی.. و من .. اینجا .. بدونِ هم دیــــــــــگر مهم نیست… که چه..باشی چه….باشم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یکی می آید ؛ یکی می رود . . . این قانون بقای زندگی ست . . . اما تو که رفتی ؛ هیچکس نیامد . . . انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینقدر خودت رو نگیر … !اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …فکر نکن که فوق العاده ای !!!شاید اون کم توقعه ... Bentezar[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـ ـو بـ ـرو... مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تر بروی... می گویـ ـم : برو “خیـ ـالی نیسـ ـت “... امـ ـا… کیسـ ـت که ندانـ ـد... بی تـ ـو... تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت... “خیـ ـال توسـ ـت” ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی توهیچ نمیخواهم... نه آسمان نه زمین! نه باران نه خیس شدن... نه تازگی نه طراوت گرمای دستانت رابه من بده همه چیزراازمن بگیر![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﻢ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻭﻧﺪﯾﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺣﯿﻒ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﯾﻢ ﺣﺴﺎﺱ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻫﻢ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﭘﺸﺖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺭﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ!!!!.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یه زد و خورد ساده بود!!!! "تو" جا زدی ، "من" جا خوردم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر یکی دستتو گرفت و دلت لرزید ، زیاد عجله نکن ؛ یه روز با دلت کاری میکنه که دستات بلرزه...!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]همیشه .. وقت خداحافظی !.. حسودیم می شود !! به خـــــــدا .. که تو را به او می سپارم !! [divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو هرشب خودم وبه خلوت دلم می بردم/تو به یاد من نبودی اما من واست می مردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه زیبا بود لحظه ی اغاز دیدن،خیره شدن،عاشق شدن،خندیدن،و چه کریه است لحظه ی جدایی بریدن.ندیدن.گریستن.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می بینے؟؟؟ رفتنت برایم عادے شد... به همین زودے! عجیب است، نه؟!!!! اما هنوز هم گاهے دلم، بدجور هوایت را می کند... و ناخودآگاه بر زبان مے آورم :کاش بودے عشقم!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه دنیا رو هم که بدی، یه قطره از اشکهایی که واسه رفتنت ریختم جبران نمیشه ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺭﻭﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻣﻦ .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]احساس است.... مزرعه که نیست هی شخمش میزنی لعنتی....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تحمل تنها راه فراموشی...! عشقم رو تا چند روز دیگر از دست خواهم داد[divider style="solid" top="20" bottom="20"](سکوتی بوددرقلبم...) (که باآن میزدم فریاد...) (اگرازشهرغم رفتی...) (مرا هرگز نبر از یاد...)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بغض میکنی و نفسِ عمیـق میـکشی و آرام زیر لب تـکرار میکنی قصه ی ما تـمام شده Bentezar[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســات ایــن دل لـعـنـتـی را‌ به جـــای آن احســـاسی که کـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم‌[divider style="solid" top="20" bottom="20"].لاک غلط گیر را برمی دارم و “تو” را از تمام خاطراتم پاک می کنم …“تــــــــــــو”غلط اضافیِ زندگیم بودی …[divider style="solid" top="20" bottom="20"]امشب بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم زنگ زدم بهش... یعنی بازم من برگشتم برای دوستی دوباره مون... اماخاموش بود... بعضی وقتاشریک تمام خاطراتت فقط یه شماره خاموشه!!!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادت هست.؟ گفتی برو به......... راستی کلام آخرت "بسلامت" بود یا "به جهنم "؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میروم تا در آغوش خاک قرارگیرم و تــــــمام خاطراتمان را به خاک بسپارم چون دیگر بعدِ تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم.باورکن♥[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه ی وجودم . . . روح و احساسم . . . لطافت زن بودنم . . . قلبم را . . . تسلیم کردم..همه را با خود بردی و رفتی . . برگرد .. خاطراتت را هم ببر تا این تن مسخ شده را به خاک بسپارم.. برگرد ..![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بدتر از رفتن گندیست که انسانها به باور همدیگر میزنند[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها بازار خداحافظی گرم است کلاغ ها با مترسک برگ ها با شاخه و چترها با خانه مگر نمیدانی پاییز شده ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺑﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ. .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از سرم ک بیوفتی دست وپای غرورت خواهد شکست! آن روز درد شکستن را خواهی فهمید.. روزی ک ازچشمت افتادم را ب یاد آر[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادم می آید... آن روز که رفتی... نمیدانم چه طور شد...میان همهمه ی این شهر شلوغ من گم شدم...شکستم...خم شدم ولی هیچکس نفهمید...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها شبیه شیشه ماشین شده ام! خرد و تکه تکه شده ام اما از هم نـــــــــمی پاشـــــــــــم ولی شکسته ام باور کن![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اهمیت اشکهای مرا روزی خواهی فهمید که خیلی دیراست درد دردهای مرا روزی خواهی فهمید دیگر منی وجود ندارد تو هستی خروارها حسرت ، حسرت من را داشتن (دلنوشته ای از p )[divider style="solid" top="20" bottom="20"]منتظر خداحافظی من نباش! خودت خداحافظی کن و برو..... من هرکه را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺘﺮﺳﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻤﺎﻧﯿﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻧﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ، ﺑﻠﻨــــــــــــــــــﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺭﻓﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام استخوان هایم زیر پای تو شکست تا پله باشم برای بالا رفتنت...! دردِ من،این زیر پا ماندن نبود...من آنجایی خُرد شدم که زیر پاهای تو ؛ دلـــم بدتر از استخوان هایم شکست...گله نمیکنم ! اما اشتباه از خودم بود که هر وقت خیال رفتن به سرت زد راه باز کردم تا بروی و تا خواستی برگردی میدان دادم تا راحت باشی! اشکالی ندارد...کم کم خواهم فهمید پشتِ کسی که می رود آب نریزم! تو هم کم کم می فهمی که نمیخواهم برگردی...پس برو به جهنم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انگار دستام سرد سردن انگار چشمام شب تارن آسمون سیاه،ابر پاره پاره شرشربارون،داره میباره حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین.... ************************ خودتان را از کسی پس نگیرید،شاید تنها بهانه ی لبخندهایش وجود شما باشد....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میروی ومن فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو،یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تورا داشته باشم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست رفتنت ممکن شد…باورش ممکن نیست!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]با همه دروغ هایت اخرین کلامت حقیقت داشت خوب یادم هست که گفتی "کفش هایم که جفت میشود دلم هوای رفتن میکند" رفتی و پشت سرت هم نگاه نکردی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیشتر از آنچه سزاوارش بود بهم ضربه ضدی فقط برای اینکه بیشتر از آنچه سزاوارت بود عاشقت بودم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست در همین یک قدمی.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بر که نمیگردم هیچ ! عطر تنم را هم، از کوچه های پشت سرم جمع می کنم که لم ندهی روی مبل های "راحتی" با خاطره هایم قدم بزنى✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم میگیرد گاهی، در فضای اتاقی آبی من،عکس هایت و از ته دل آهی من و پرسه زدن های شبانه ی مهتابی من و سقوط یک زن از پله های اضطراری من هنوز منم، تو دیگر شمایی ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:بی کس بود ، اما کسی رو بی کس نکرد.تنها بود،اما کسی رو تنها نذاشت.دل شکسته بود ، اما دل کسی رو نشکست.کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد و شاید بد بود،ولی برای کسی بد نخواست ....!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]باورت نمیشود.... رفتنـت ویــرانم کرد.... در بـه در گشتـه ام.... از ایـن کوچـه به آن کـوچه.... امـا افســوس....! افـسوس کـه دوره ی بــا هـم بـودن به سـر رسیــده.... حال خــودت نیـستـی.... امــا خاطـراتت هنـوز مــرا میخــورنـد....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می گفت بیا حرف از رفتن نزنیم... انصافاً آدم اهل عملی بود ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭ ﻧﺤﺲ ﺍﻧﺪ ، ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ؟ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺭﺩﭘﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش نجابتم را بهانه رفتنت نمیکردی، تا با دیدن هر هرزه ای به خود نگویم اگر مثل او بودم نمی رفت![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو کنار این خاطره ها نشستن دل میخواهد... باور کن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر روزی داستانم را نقل کردی: بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد و شاید بد بود اما بدی کسی را نخواست...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همیشه تو را در نفس هایم احساس می کردم ،  تو همیشه همراه من بودی ! علت جدایی تو از من ، من بودم !!! بد جور دلمو شکستی...لا اقل میگفتی گناهم چی بود!!! تنها گذاشتن تنهاکسی که تنها کس او هستی ، تنها گناهیه که هیچ کس و هیچ وقت بخشیده نمیشه... [divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینجا بود که درد رو لمس کردم... وقتی دلم بودنش رو میخواست ولی مجبور بودم به نبودنش عادت کنم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دستم خالیست ازبودنِ تو...اما دلم ، تا دلت بخواهد؛از تو، پُر است ...! چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست! هیچوقت نمیبخشمتبه خاطر زمانهایی که باید میبودی ونبودیبه خاطر روزهایی که بی دلیل آزارم دادیبه خاطر شبهایی که برایت اشک ریختم و ندیدیبه خاطر حسی که به بازیش گرفتی...به خاطر تمام بی توجهی هایتبه خاطر بغض هایی که باید درکشان میکردی و نکردیبه خاطر تمام فریادهایی که نشنیدهگرفتی به خاطر غرور شکسته امبه خاطر اشتباهاتی که از آنها گله کردم و نفهمیدینفرینت نمیکنماما از خدا می خواهم که هیچوققت کسی به اندازه ی من دوستتنداشته باشداز خدا می خواهم که روزی کسی تمام کارهایی که با دلم کردیرا با دلت بکند!همین.. [divider style="solid" top="20" bottom="20"]انصاف نبود ... رفتنت باخودت باشد،فراموش کردنت بامن![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این آخرین بارم بود... دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم... صداقت یعنی حماقت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چرتکه می اندازم روز های نبودنت را این روز ها بدهی ات دارد زیاد می شود ... نمی خواهی بازگردی ؟ نترس ارزان حساب می کنم ! اگر برگردی قول می دهم تمام بدهی ات را به آغوش پرمهرت بفروشم !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺭﻭﺯﻫــﺂﮮ ﺳَﺨـﺘـﮯ ﺭﻭ ﻣـﯿـﮕـﺬَﺭﻭﻧـــَﻣــ ! ﻭَﻗــﺘﮯ ﮐـﮧ ﻧﯿﺴﺘﮯ ﻫَﻤـﮧ ﭼــﯿــﺰ ﺗَــﻨــﮕــ ـ ﻣـﯿـﺸَﻮﺩ ﻧـَـﻔَــﺴــﻤـ ﺩُﻧــﯿـــﺂﯾــﻤـ ﺩِﻟـَــ ـﻤــ ـ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من در یک ماموریتم ماموریتی برای دوری از تو ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام : ماموریت غیر ممکن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بر و!!!! ترس از هیچ چیز ندارم برو!!!! ترس برای چه؟؟ وقتی می دانم یک روز تُف می اندازی به روی تمام آن هایی که به خاطرشان من را از دست دادی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیـــــگر بتــــو فکـــر نـــمیـــکنـــم گنـــاه اســـت چـــــشم داشــــتن به مــــالِ غــــریبــــه هــــا[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تلخ تر از خود جدایی . . . .آنجایی است که بعدها آن دو نفر مدام باید وانمود کنند،که چیزی بینشان نبوده . . . . . .که هیچ اتفاقی نیفتاده . . . . .که از همدیگر هیچ خاطره ای ندارند. . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]قلبم گوشهایم را کر کرده اصلا حرف سرش نمیشود آرامش را ازم گرفته دیگر هیچ بهانه ای را قبول نمیکند راستش را بخواهی حق دارد دیگر بچه نیست می فهمد جدایی یعنی چه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی دلم شکستی این دل شکسته بهتر پوسیده رشته ی عشق از هم گسسته بهتر من انتقــام دل را هرگــــــز نگیـــــرم از تو این رفتــه راه ناحــق در خون نشستــــه بهتر[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣـــﻦ ﻣــــــﯽ ﺭﻭﻡ ... ﺗـــﻮ ﻣـــــﯽ ﻣــــﺎﻧــﯽ ... ﺑــﺎ ﺩﻧـﯿــﺎﯾـــﯽ ﺍﺯ ﺧــــﺎﻃـــــﺮﺍﺕ ... ﺭﺍﺳــﺘـــﯽ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐـــــﻪ ... ﺩﻟـــــﺪﺍﺩﻩ ﺗــﻮ ﺷــــﺪﻡ ﯾــﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ؟؟؟ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟــﺎ ﺑـــﻪ ﺑـــﻌــﺪﺵ ﺭﺍ ﭘـــﺎﮎ ﮐــــﻦ !!!...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این که من میکشم،درد بی او بودن نیست!تاوان با او بودن است! تقصیر او نیست! بنده ای بیش نبود من خدایش کردم![divider style="solid" top="20" bottom="20"]همراه باران بهار آمد و در پاییز درد با ریزش برگ ها رفت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من چیز زیادى از دست ندادم با رفتنت! کمى دلم شکست،شب ها گریه کردم یادگارش سر درد هر شبم شد. یکم از ارام زندگى کردن فاصله گرفتم چیز زیادى نشده باور کن! تو بیشتر ازمن باختى باور کن! تو عاشق ترین قلب دنیا را باختى هیچکس به اندازه من عاشقت نمیشود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم! مثل آتش زیر خاکستر می ماند... حساب از دستم در رفته... چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم....؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بگو خاطره هات دست از سرم بردارن ابنجوری نمیشه خوبیاتو فراموش کرد و دل کند :- ([divider style="solid" top="20" bottom="20"]بـــه هــــیچ عشقــی دیگــــر ایــــمان ندارم کــــافـر شده ام… گـــناهش پــــای تـــو✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش نبودنت را نیز با خودت برده بودی*[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑــــــــﺮﺍﮮ ﻫﻤﮧ ﭘــــــــﺎﯾﯿﺰ ﺑﺎ ﻣﻬــــــــﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣــــــــﺎ ﭘــــــــﺎﯾﯿﺰ ﺯﻧـﺪﮔﮯ ﻣــــــــﻦ ﺟــــــــﺎﯾﮯ ﺷﺮﻭﻉ ﺷــــــــﺪ ڪـﻪ ﻣﻬﺮ ﺗــــــــﻮ ﺗﻤﻮﻡ ﺷــــــــﺪ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از رفتـــــنت دلـــــــم شکـــــــست صداشو ابرا فهمیدند گریـــــــه میکردند واسه من دنــبال تــــو میدویدند با بغضی که تو سینه بود داد میزدم تنـــــــــهام نـــــذار به جون این شقایقا رو هر چی عـــهده پانذار میخوام که با دستای خود عقربه ها رو بگیرم غــــــــروب غــمناکی بشم به انتـــــــظارت بمیــــــــــرم میخوام که فریــاد بکشم شاید صدامو بشنوی دلـــی که پیش من داری نخواستی باخود ببری شدم اسیــــــر موی تو قربونیه غرورتو حالا که خورشید نمیخوای میخوام بشم غـــــــــروب تـــــو جای پاهات تو قلــــب من مونده هنوز به یادگار ساده بگـــم اگه بری رفتنیه این روزگار[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﭼﯿﺴﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺗﺎ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻢ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ؟ ﻣﮕﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺪﯾﺪ؟ ﻣﮕﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ؟ ﻣﮕﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﺸﮑﺎ ﻧﺪ؛ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ؟ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﻝ ﺭﺍ، ﺁﺭﺯﻭ ﺭﺍ، ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻠﺒﻠﮏ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻍ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺯﺍﺭ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺖ، ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻧﺖ ﻭ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺩﻧﺖ، ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺎ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺁﺭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺮﮐﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺷﺮﺭﻡ ﭼﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتیو بی تو دلم پره درده پاییز قلبم ساکتو سرده دل که میگفتم محرم بامن ... کاشکی میدیدی بی تو چکرده !!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تا میتوانی از من بد بگو آفرین ادامه بده اما نمیدانی با این کار هایت با این فحش هایت فقط ماهیت اصلیه خودت و نشون میدی و منم آروم تر میشم و با خودم میگم ارزش همراهی نداشتی ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑـﻪ ﺳـ ــ ــﺎﺩﮔـﮯ ﺭﻓــــــﺖ ... ﺑـﻪ ﺳــ ــــ ـﺎﺩﮔــﮯ ﺑﺨﺸﯿــﺪﻣــ ... ﺣـــﺎﻻ ﻣــ ـــﺎﻧــﺪﻩ ﺍﻣــ ﭼِﮕـــﻮﻧــﻪ ﺑـِﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﺑــِـﻪ ﺳــ ـــــﺎﺩﮔــﮯ ﺯِﻧــﺪﮔــﮯ ﮐﻨــﻤــ !...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گاهی وقتا یادت میره که لیوان چاییت روبروت داره یخ می کنه.... یادت میره که بین اشک ریختنات پلک بزنی..... یادت میره که شبها برای خوابیدن باید چشاتو ببندی... یادت میره که وقتی تلفن زنگ می خوره اون پشت خط نیست....! یادت میره که رفته.... یادت میره که مُردی.......... !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـو بـارون کـه رفتـی شبـم زیـر و رو شـد... یـه بغـض شکستـه رفیـق گلـوم شـد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من نمیگویم تو با رفتنت باختی چرا که تو بهترین بودی من بد شکستم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای بابا بیرونم کردی حالا برگشتی میگی برگرد....قیچی کردم تورو با اون لحظه های تلخی ک با تو داشتم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻠﺮﺯﻥ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺸﯿﺪﻡ .... ﭘﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ !!!...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای ساعت لعنتی بس کن دیگر آری / من کم آوردم خودمم میدانم که او دیگر نیست انقد با صدایت نبودنش را به رخم نکش...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هى لعنتى.... اون طوریم که تو فکر مى کنى نیست.... شاید عاشقت بودم یه روزى.... ولى ببین بى تو,هم زنده ام.... هم زندگى مى کنم.... فقط گاهى در این میان.... یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادت....... زهر می کند به کامم زندگی را.... همیــــــــــــــــــــــــــــــن.... من فراموش نکرده ام....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره ى من خواهی بود... میدانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از وقتی رفتی اشک هایم اواره شده اند... دیگر شانه ای ندارند که پناهشان باشد...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی من اگر آرامــــــــی ،،، من نمیخواهم کنارم باشـــــی . . ., با شکست قلبم تو اگر پیـــــــروزی ،،، آرزوی دل من نیز کامیابی توســـــــــــــــت . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تــــــــــه دیگ عشق اول را هر چقدر که بسابى چه با اسکاج دوست داشتن هاى بعدى... چه باسیم ظرف شویى عاشق شدن هاى بعدى از دلت پاک نمى شود... حـــــــــــــالا تو هى بساب واز صداى ناهنجارش....سر درد بگیر....✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها عجیب درد روحم را به دوش می کشم... خدایا; قرص های فراموشیم کجاست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش بود.وتنهایهایی که بهم هر روز به بهانه هایی هدیه میدادو می دید.اخه اینقدر زیادشدن جا ندارم واسشون...حداقل به بهونه ی بی لیاقتیم بیاپسشون بگیر...حاضرم بی لیاقت ببینیم امامنوبااین همه هدیه ها رهانکنی..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای عاشقان ای عاشقان/ان کس که بیند روی او/شوریده گردد عقل او/اشفته گردد خوی او/ چاووشی عزیز[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به احترام رفتنت کلاهی راکه بر سرم گذاشته ای برمیدارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر چه عاشقی پر شور بودیم به خود نزدیک واز هم دور بودیم شب و روز از جدایی می‌سرودیم من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . . ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وبعدازرفتنت شبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورابالهجه ی گلهای نیلوفرصداکردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم پس از یک جستجوی نقره ای درکوچه های آب احساس تورا ازبین گلهایی که درتنهاییم رویید''''باحسرت جداکردم وتودرپاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی ومن تنهابرای زیبایی آن چشم''''تورا دردشتی ازتنهایی وحسرت رهاکردم...همین بودآخرین حرفت ومن بعدازعبورتلخ وغمگینت''''حریم چشمهایم رابروی اشکی ازجنس غروب ساکت و نارنجی خورشیدواکردم... نمیدانم چرارفتی! نمیدانم شایدخطاکردم وتورفتی بی آنکه غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا''''تاکی''''برای چه! ولی رفتی وبعدازرفتنت باران چه معصومانه بارید وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعدازرفتنت دلم بی نوازش درغمی خواکستری گم شد وگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمیداشت''''تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد وبعدازرفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود وبعدازرفتنت انگارکسی حس کرد که من بی تو هزاران باردرهرلحظه خواهم مرد کسی حس کردکه من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت وبعدازرفتنت دریا چه بغضی کرد! کسی فهمیدتونام مرا ازیادخواهی برد ومن باآنکه میدانم توهرگزیادمن را باعبورخود نخواهی برد... هنوزآشفته ی چشمان زیبای توام برگـــــــــــرد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بــا خودم میگویــم: نــامـرد را برعـکس کنی درمــآﻥ میشــود پس میگــذارم در خیـــآلم همـاﻥ نـــامـرد بمــانی کسی چــﮧ میفهمــد ایـن نـــامـرد همــان درمــآن من اســﭞ همــان آرام جــاﻥ من اسـﭞ ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"](روزی به تمام این بی قراری ها میخندی و ساده ازکنارشان میگذری...)! این قشنگترین دروغیست که دیگران برای آرام کردنت به تو میگویند...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]فکر نکن گفتم " اگر میخواهی بری پس برو "یعنی همه چیز تمام من تا انتقام لحظه ب لحظه عمرم را ک به بازی گرفتی را نگیرم که آرام نمیشوم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه بی اعتنا رفتی... . . . . نمفهمیدم حسه من واست یه تفریجه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی هوا در هوایت بی تو با خاطراتت در کوچه پس کوچه های خیالت! قدم میزنم!!! حتی فکرش را هم نمیکردم دیروزم بزرگترین آرزوی امروزم باشد!!! ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]زدی برگردنم تیغ جدایی جدایی آی جدایی آی جدایی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بـی تو. . . تنهـاییـم را پک می زنم. . . تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد. . . و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم. . .✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آهای.....تویی ک میگى: دیگه مث من پیدا نمیکنى!! واقعا خیال میکنى بعد از تو......دنبال یکى مث تو میگردم؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اون گفت دیدار به قیامت، اما من هنوز منتظر روزی ام که برگرده شاید تا قیامت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اﯾﻦ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ وﻓﺎدار ﺧﻮاﻫﻢ ﻣﺎﻧﺪ ، اﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﯽ وﻓﺎﯾﯽ از ﺗﻮ ﺟﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ اﯾﻦ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ آﺧﺮش ﻣﯿﺴﻮزم ، اﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮوی و ﻣﻦ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎی ﺧﯿﺲ ﺑﻪ آن دور دﺳﺘﻬﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﯿﺪوزم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گاهی حرف ها روی زخم هایت سنگینی میکنند وتو فقط آرام دستت را روی قلبت میگذاری وبا یک لبخندی که حتی برای خودت غریبه است میگویی: شاید برگشت....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای چی گریه کنم؟ برای اونکه رفته؟ یه خورده ناراحت میشم اونم فقط یه هفته! خیال میکرد اگه بره من خودم و میبازم بده دو روز با گل میاد بالا سر جنازم خیال میکرد اگه بره من یه شبه پیر میشم یا اینکه از زندگی بدون اون سیر میشم برای چی گریه کنم؟ دنیا مگه چی داره؟ خیال بکن خدا داره سربه سرت میزاره! دنیا همش 3-4روزه تازه اونم میگذره یه روز اگه شادی باشه یه روز با غم میگذره رفتی ولی شکر خدا زندگیمون میگذره با اون گذشته بود حالا بدون اون میگذره نمی دونست اگه بره هیچی عوض نمیشه تو این زمونه هرکسی دنبال زندگیشه؟؟؟؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگررفتم،مگواوبی وفابود،مگوباعشق من ناآشنابود،توباعشقت مرادیوانه کردی،مگوراهش زراه من جدابود....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهش گفتم اگه مزاحمتم دیگه اس ندم اونم خیلی راحت گفت ممنون میشم،،،،،،،،،،،،چه ساده[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی رفتی وازدیدمحوشدی تازه فهمیدم که دیگه هیچوقت مال من نخواهی بودودیگه نمیبینمت وتازه شنواشدم ودرونم یه صدایی شنیدم اولش صدابرام عجیب بودامابعدفهمیدم صدای دلم بودکه شکست وهمراه من بغضش روشکست . . . . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از ماندن که چیزی نفهمیدی لا اقل درست رفتن را یاد بگیر[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باور کنید که فراموشش کرده ام... اما نمی دانم چرا... بعضی وقت ها... همین که اسمش را می شنوم... بی اختیار خاطره از چشمم فرو می ریزد!.!.![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بخداقسم بخداقسم بخداقسم الان اگه بازم تو بخوای من دیگه نمیخوامت سپردمت دست خدا اره فکر کن من دیوونم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه میرم نمیخوام زندگیو بعد از این برای تو سخت کنم درسه هیچی ندارم اما آرزوم بود تو رو خوشبخت کنم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دردنیا از سه آهنگ میترسم : صدای گریه کودکی از بی مادری صدای مجرمی از بی گناهی صدای گریه های عاشقی از جدایی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر مرده‌ای، بیا و مرا ببر و اگر زنده‌ای هنوز لااقل خطی، خبری، خوابی، خیالی ...بی‌انصاف راست می گفتی !من به درد تو ... نمی خوردم ! ولی به درد تو من ! نمی مردم ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺎﯾﯿـــــــــــــــﺰ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎ ﺑﻮﯼ ﻋﻄﺮ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻣﯿﺮﻗﺼﻨﺪ ﮐﻒ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺭﻓﺘﻦ ﺣﻖ ﺁﺩﻣﺎﺳﺖ... ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﻮﺩﯼ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﻢ ﻗﺸﺘﮕﺘﺮ ﺑﻮﺩ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺷﺐ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺠﺮﺕ ﺗﻮﺷﺐ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺷﮑﺴﺘﻨم ﺑﻮﺩ ﺷﺐ ﺑﯽ ﺭﺣﻢﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺷﺐ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻧﺸﺴﺘﻨﻢ ﺑﻮﺩ ﺷﺐ ﺑﯽ ﺗﻮﺷﺐ ﺑﯽ ﻣﻦﺷﺐ ﺩﻟﻤﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﺷﺐ ﺭﻓﺘﻦ ﺷﺐ ﻣﺮﺩﻥ ﺷﺐ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺳﻪ ﺟﺸﻦ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻣﺎ ﮔﻞ ﮔﺮﯾﻪ ﺳﺒﺪ ﺳﺒﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﻃﻠﻮﻉ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺯﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻫﺠﺮﺕ ﺗﻮ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻟﯿﺎﻗﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﮐﻮﺟﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﻬﺎﯾﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻧﺎﺟﯽ ﺗﺒﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭ ﻣﻦ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﺟﺰ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻣﻦ ﺗﻮﻫﺠﻮﻡ ﺷﺐ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﭘﺮﻭ ﺑﺎﻝ ﺧﺎﮐﯽ ﻣﻦ ﺷﻮﻕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮ ﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺷﺐ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﺳﻨﮕﺮ ﻭﺣﺸﺖ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ  ﻣﺮﻫﻢ ﺯﺧﻢ ﭘﯿﺮ ﻣﻦ ﮐﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺗﻮ ﺁﯾﻨﻪ  ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺳﺒﺰ ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﮐﻮ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻢ ﺷﺪ  ﺗﻮﻏﺒﺎﺭ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﺧﺎﮎ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻗﻠﻪ ﻓﺘﺢ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﺴﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺷﮑﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﺴﺘﯽﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ.........[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این دفعه واقعا صدای شکستن دلم را شنیدم وقتی درجواب همه ی حرفهایم گفت مگه من زورت کرده بودم؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]عهدمان این بود: بروی منتظر بمانم برگردی همین هم شد: رفتی... منتظر ماندم... منتظر ماندم... منتظر... گفتند : پایان عهدنامه را موریانه خورده است .....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دل شکستن و خیانت وقتی میری حواست و جمع کن یک ذره از غرورت و کم کن ببین کیه این که ازش گذشتی همونیه که آرزوش و داشتی وقتی میری سرت و پایین بگیربلبل زبونی نکن آروم بگیر...یکم نگاه بکن به حال و روزم حقش نبود که این طوری بسوزم برو ولی حرفی نزن دیگه نگاه نکن به من ...چه زود عوض شدی ولی قید من و دیگه بزن برو نزار یادم بیاد دوست داشتنات و گریه هات چه حرفایی که نشنیدم به خاطر موندن باهات داری میری یک ذره آروم باش از این تنه شکسته ممنون باش .اگه میبینی قامتم شکسته واسه اینه که پای تو نشسته.. داری میری اما یادت بمونه اونی که داری بهش میگی دیوانه یک روز واسش میمردی روزی صدبار..شبا تا صبح واسش میموندی بیدار..اینم از دل شکوندنها و خیانتها......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از آخرین بارے که گفتے و رفتے و تو را ندیدم روزها آمد و سالها گذشت و دقیقه ها رفت، من هیچ نفهمیدم که تو را چرا دیدم؟!...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگر بس است ...بس...زیادی تو راخواستم ..خیالت راحت !!!تو آزادی!!!مجنونی دیگر خواهم ساخت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه ظالمانه رهایم کردی وچه مظلوم همه چیز را با یک شعر به من سپردی فراموش کردی این تو بودی که همه چبز را رها کردی ... رفتی و من همان جا که بودم ،بودم. ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مدتی تورابه خدا میسپارم.....همان خدایی که هوایی هر2تایمان راحسابی دارد....اگربه هم رسیدیم آن مدتی به پایان میرسد...اگرنرسیدیم آن مدتی میشودتاابد...واینکه به پایان برسدویابشودتاابدبه توبستگی داره....پس تامدتی خدانگهدارت قشنگترین وباارزش ترین کس زندگیم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فکر من ،بگذر خیالت تخت باشد /من می توانم بی تو هم خوشبخت باشم/این من که با هر ضربه ای از پا در آمد/تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد/تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد/تصمیم دارد هم بسوزد ، هم بسازد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میدانم روزى تومرادرٱغوش خواهى گرفت.... پشیمان وباچشمانى پرازاشک خودم را که نه عکسم را... عکسى که درزیرٱن نوشته شده :"چهل روزگذشت از رفتنت ومرگ من"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی…[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای دلم دیدی ماتت کرد و رفت,خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت,من که گفتم این بهار افسردنیست,من که گفتم این پرستو رفتنیست,آه عجب کاری به دستم داد دل, هم شکست و هم شکستم داد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ،ﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ،ﭼﻮﻧﺎﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪﻧﺪ،ﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪﻫﺎ ... ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮ ﺣﺮﻓﻢ،ﻭﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻡ ﻋﻤﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯼ ﻻﻏﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﺩﻝ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ : ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ﺍﻣﺎﺩﺭ ﺻﻔﺤﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻘﻮﯾﻢ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ،ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺎﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻧﯿﺰ ﺭﻭﺯﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺷﺪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﻧﯿﺴﺘﯽ،ﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ،ﭼﻮﺍﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪﻧﺪ،ﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪﻫﺎ ... ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍﺳﺖ !...✘[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی توبودن راعادتی ساخته ام.. عادتی تکراری،،دیگربی توبودن سختم نیست..امااگریادت نکنم ازمن نفسی نیست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نگذاشتی این *من عاشق * به *تو* برسد... عیبی ندارد.. فقط دست از سر پلکهایم بردار... بگذار به هم برسند.... از وقتی رفته ای عجیب *بی خواب* شده ام!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فقط مونده بود اینو بخونه که خوند عجب رسمیه رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دل بکن ازمن وعشقم،بذار دستامون جداشن سهم من شبای تاریک،سهم تو فردایی روشن،مجبورم نکن بگم که به توهیچ حسی ندارم،آخه این دروغه،اما دیگه چاره ای ندارم،توبدون تاآخر عمر از دلم نمیری هرگز "نمیخواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آرزوی خیلیها بودم از آن دست نیافتنیهاش.. ساده اسیرت شدم که قدر نشناختی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]"چشم هایم را می بندم " کور بودن را به دیدن جای خالیت ترجیح میدهم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه یه هویی ها خوبن... یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سوپرایز شدن یهویی بیرون رفتن یهویی عاشق شدن اما امان از یهویی رفتن ها...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]این رسم روزگاره... کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی **از آنکه خوب نگاهش کنی. **از آنکه او را در آغوش بگیری . ** از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، **از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، و تو خیال میکردی تا آخر دنیا می تونی هر روز طلوع آفتاب را بااو تماشا کنی . رسم روزگاره: کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ، بدون اینکه حتی ردی و نشونی از خودش در دنیای تو به جا بزاره.چه آرزوهایی با او نداشتی ، چه آینده ی زیبایی را با او می دیدی،فرصت نشد که فقط یک بار سرت را بر روی شانه هایش بزاری و گریه کنی. رسم روزگاره: وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ، وقتی هنوز خوشبختی را در کنار او حس نکردی ، وقتی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای ، درکمال ناباوری می بینی که او را در کنارت نیست . چه فکر پوچی بود که دست در دست او خنده کنان تا اوج آسمان خواهی رفت واو صورتت را پر از بوسه میکند. رسم روزگاره: با خود گفتی اگر این بار ببینمش دست او را می گیرم ، خیلی محکم می گیرم و نمی گذارم که برود . او باید برای همیشه ** بماند . دستی را گرفتی اما این دست کیست که خیلی سرده ؟ تو دست در دست تنهایی دادی . اون دست رهات نمی کنه ! رسم روزگاره: او که میرود ، برای همیشه هم می رود .و آنقدر تنها می شوی که حتی نام روزها را فراموش میکنی و گذشت زمان را احساس نمی کنی ، از صدای تیک تیک ساعت بیزار می شوی و با آنکه تنگ دل تو شکست اما ماهیش آزاد نشد.راستی تو که او را خیلی دوست داری: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهایت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هدیه ای ، شاخه گلی بدهی و پس قدر لحظه لحظه ی این روزها را بدان. او را در آغوش بگیر و تا فرصت داری به او بگو : دوستت دارم.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﮐﺸﯿﺪﻡ .... ﻭ ﭼﻪ ﺍﺭﺯﻭ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺭﻓﺖ ... ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﻗﺼﻪ ﻱ ﻳﻚ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻋﺎﺷﻘﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺘﻨﻔﺮ !!... ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وَقتـــ رَفتـنـتــ یآدَمـ بیآور خآطـِرآتَـتــ رآ بدَهَمــ ببرے خودَتـــ که نَبـاشے به چه کارَمــ مےآیـَند؟! فـَقـط ذَره ذَره نـآبـودَیـَمــ رآ ضِـمـآنـَتــ مےکـُنـَنـد!!!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نقطه ضعفت موهای بلند من بود میخواهم کوتاهش کنم برنمیگردی![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام شدن من پایان من نیست… آغاز بی لیاقتی توست . فرشاد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مشکل ما از اونجایی شروع شد که خودش رفت اما یادش نرفت ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]az bad porsidam payane kare eshg chist,sari tekan dado goft,nefrin bar jodayi.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزگاری هـم اگــر ، دیـوانـه ات بــودم . . . گـذشـت.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﻗﺘﯽ ﻧــﯿﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﮐﺶ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ... ﺍﯾﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎ ﻋﺒﻮﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ .. ﺑﻪ ﺭﺥ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ .. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ ﻇﻠﻤﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ !...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺗﺮﺍﺯﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺍﺯﺗﻮﺑﻮﺩﻥ،ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]همیشه از آمدن “ن” بر سر کلمات می ترسیدم! ن داشتن تو... ن بودن تو... ن ماندن تو... کاش اینبار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبری میداد از ن رفتن تو...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اﯾﻦ دﯾﮕﻪ ﺑﺎر آﺧﺮﻩ دارم ﺑﺎﻫﺎت ﺣﺮف ﻣﯿﺰﻧﻢ / ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ ﻧﺎ ﻣﻬﺮﺑﻮن ﻣﯿﺨﻮام ازت دل ﺑﮑﻨﻢ ﺳﺨﺘﻪ وﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺳﺨﺘﻪ وﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ / اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ رو اﯾﻨﻘﺪ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻓﺮاﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مادرم گفت دیدی گفتم امتحانش را پس نداده عکست را برایش نفرست با خودم گفتم ای کاش عکسم را میدادم اما قلبم را نه... که اینچنین زخمی و شکسته پس فرستاده نمیشد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش میتونستم بهش بگم نرو اما اون مدت ها بود رفته بود و من نمیدونستم![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ستاره ی زندگی أم... چقدرراحت ازعشششششقی که به سختی بدست آوردی گذشتی من همان سخت دیروزام که راحت باختیش[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]"رفت" و حتی نپرسید چه میخواهی؟ شاید ترسید بگویم: "با من بمان"[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعضی وقتا بای آدم یک سیلی محکم به خودش بزنه و بگه:.....احمق نمی خوادت خودتو انقد خرد نکن!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمی شنوی یک روز من سکوت خواهم کرد وتو آن روز برای اولین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میدونی چیه؟! از وقتی باهاش تموم کردم ,میگم ازش متنفرم,دیگه دوسش ندارم, اون لیاقتمو نداشت,ولی آخه تو دلم یجوره دیگس!!! هنوزم دوسش دارم, عاشقشم, براش میمیرم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگردردسترس نبودنت برایم مهم نیست... اکنون دیگرنه مشترک هستی نه موردنظر!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﯾــــــــﺎﺩﺕ ﻫﺴــــــﺖ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻟــــــــﮕﯿﺮ ﻏـــــــــــﺮﻭﺏ .... ﺑــــــﺎ ﺩﻟــــﯽ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺧﺎﻃـــــﺮ ﺑـــﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟـــــﻮﺩ .... ﺍﺷﮑﻬﺎﯾـــﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗــــﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑــــﻪ ﺍﻣﺎﻧــــﺖ .... ﻭ ﺗـــــﻮ ﺍﯼ ﻫﺴــــــﺘﯽ ﻣـــــــﻦ .... ﭼـــــﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧــــﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﺗـﺎ ﺑﻪ ﻗﯿﺎﻣﺖ .... ﻫــــﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳـــﺎﺣﻞ ﺳﻨﮕـﯽ ﮔﺬﺭﯼ ﮐـــﺮﺩﻡ .... ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺟﻮﺍﺑﻢ ﺭﺍ .... ﺍﻣــــﺎ ﺗـــــــﻮ ﺭﻓﺘﯽ .... ﻭ ....ﺑـــــﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﯾـﺎﺩ ﻣــــﺮﺍ ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از من چی شنیدی.... پشت سرم چی برام زدن..... که بدون خداحافظی روتو ازم برگردوندی... برگرد تو که منو میشناسی این وصله ها بهم نمیچسبه......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]و ﺑﯽ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ای ﺣﺘﯽ دﻟﻢ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﻤﯽ آرد / و ﺑﺮف ﻧﺎ اﻣﯿﺪی ﺑﺮ ﺳﺮم ﯾﮑﺮﯾﺰ ﻣﯽ ﺑﺎرد ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬرم از ﻋﺸﻖ ، از دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﻢ ؟ / ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ روی ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ داﻧﯽ ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]سلام ای نازنین خوابتو دیدم تو گفتی نه رفیق دیگه بریدم خیال کردی بری بی تو می میرم تو رفتی من یکی دیگه می گیرم✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]. . این روزهــــایم به تظاهر می گذرد … تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیـــــالی به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست … .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باورم نمیشه دیگه خبری از تو نباشه نکنه خدا نکرده کسی تو دل تو جاشه ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از ایـن میعـادگــاه تکــراری خستـــه ام! بیـا اینبـار جـای دیگـــری قـرار بگـذاریم بــــرای بــــــاهــم بـــــــودن جـــایی جــز خیـــــــــــــــــالم...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتنت نتیجه ی خوبی برایم داشت ...اینکه دیگر برای کسی که برایم تب نمیکند نمیرم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻟﺒﺎﻧﻢ ،ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ،ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﯾﮏ ﺩﺭﯾﺎ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]bihode miravi…jodaieye to az man hichgah oskar nemigirad.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از من که گذشت .. اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی، از همان ابتدا سلامی نکن.. لطفا![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رابطه ای رو که مرده هر پنج دقیقه یه بار نبضشو نگیر! دیگه مرده...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺍﺷﺘﯿﺎﻗﯽ ... ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ... ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺷﺪﻧﻢ ... ﺟﻮﺍﺑﻢ ﻧﮑﺮﺩﯼ ... ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺑﻮﺩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]با یک دنیا ،غم و حسرت ، دل از آغوش تو کندم... دیگه حتی، یبارم من ،به عشقت دل نمی بندم... به آسونی یک قصه،تو از عشقم گذر کردی... دلم یک گوله آتیش بود تو اونو شعله ور کردی... میون این همه آدم،شدم تنها ترین تنها... منو اینجا رها کردی ،تو در این گوشه ی دنیا... با یک دنیا ،غم و حسرت.. دل از آغوش تو کندم... دیگه حتی،یبارم من،به عشقت دل نمی بندم... ببین بغض شکستم رو،نمی گم دیره یا زوده... اگه چیزی برام مونده ،یه مشتی خاطره بوده... واسه این عاشق ساده،یه روز مثل خدا بودی... نمی دونست دل ساده،که خیلی بی وفا بودی... با اینکه دل بریدم من،شکسته بال پروازم... هنوزم توی این غربت ،برات معنای آوازم.. با یک دنیا ،غم و حسرت دل از آغوش تو کندم... دیگه حتی ،یبارم من،به عشقت دل نمی بندم.. به عشقت دل نمی بندم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بدترین جمله اى که ى بىلیاقت میتونه در جواب اعتماد بده؛ همینى که هست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ب تعداد جملاتی ک دعاکردم اگرقدم برمیداشتم،اکنون کنارش بودم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتظار… شش حرف و چهار نقطه، کلمه ی کوتاهیست، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه. کاش منتظرت نبودم، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻗﺎﺏ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ … ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺑﻮﺩ ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻦ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقدیم بتوکه شایداتفاقی نوشته ام رامیخوانی... وباخودت حدس میزنی... یعنی ممکنست اوباشد؟ آری منم... آنکه شبهاراتاسحرباتوبیداربود بارهاخاکسترسیگار روی سینه اش افتاد ولی خندیدبااینکه جایش میسوخت... حالاخاکسترسیگارهیچ وقت ازدستش نمیفتد... چون نه توهستی ونه خوابهایش که تاابد بدنبالت آمدند...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]و چه تلخ به پایان رسید قصه ی من و تو...!! هفت پشت غریبه شده ایم... دریغ از یک سلام... فقط وقتی اسمم را میاوری که از تو می پرسند: مقصر کی بود؟؟!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺧﻂ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻭﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ... ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺁﺭﻧﺞ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻣﻦ ﮔﻮﺩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ارزو دارم مـرگـت را ببــینـم ، بر مــزارت دســته هـای گـل بچـیـنــم آرزو دارم ببــینم پــر گناهـــی ، مــرده ای در دوزخــی و روسیاهــی جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عــزادار تــو باشـــم بهتــر از هــر عاشـقی نازت کشیدم ، درعوض نامردمی ها ازتو دیدم هرکجایی راه خوشبختی نیابــی ، راحت و بی دغـدغـه هرگــز نخوابی هرکجایی آب خــوش هــرگزننوشی ، یالبــاس عافــیت هــرگز نپــوشــی جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عــزادار تــو باشـــم ای چپاولگر توای وحشی ترازبـــبر ، وحشتیانه هم بمیری گرکنی صبر عــاشـــقم کــردی و رفتــی ازکــنارم ، رنگ پائیزی کشیـــدی بر بهــارم ای پری وانس وجن باتو همه قهر ، مرگ آیینه بنـدان می کند شـهر جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عـزادار تــو باشـــم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی داشتم می رفتم، گفتم: از خیرش میگذرم... شنیدم که زیر لب میگفت: از شرش خلاص شدم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقویم عاشقانه ی مان اینطور رقم خورد بهار=اوج آشنایی تابستان=اوج عاشقی پاییز=اوج سردی و زمستان=اوج جدایی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای خودم متاسفم که چرا مزه ی عشـــــــق را .. از دست تو چشیدم تا همیشه در شک دروغ بودنش بمـــانم![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیستz[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗــﻮ ﺭﻓﺘﯽ ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﮕﺬﺷﺖ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهش گفتم دیگه نمی خوامت ! خندید و رفت .... تازه فهمیدم شوخی من حرف دلش بود .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای فرامـوش کردنت ، هـر شـب آرزوی آلـزایـمر مـی کنم ... خــوش بــه حــالِ تـو .. کــه وقتــی " او " آمـــد .. بـدون هـیچ دردِ سری ، فـرامــوشـم کـردی ...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]آرزودارم شبی عاشق شوی،آرزودارم بفهمی درد را،تلخی برخوردهای سرد را،میرسدروزی که بی من لحظه هاراسرکنی،میرسدروزی که مرگ عشق راباورکنی،میرسدروزی که بی من نامه های کهنه را موبه موازبرکنی.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه ‌ش‌ اضافه می خوندم تو به قلبم ‌عق ‌ زدی و من اونو ‌عشق‌ می دیدم تو برای دلم ‌ور‌ زدی و من اونو ‌شور‌ زدن دلت می دیدم تو اراجیفت رو ‌عر‌ می زدی و من همه اونها رو‌شعر‌ می دیدم تو ارزش یه ‌اه‌ رو هم نداشتی اما من تورو ‌شاه‌ می دیدم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هر کاری دلت خواست با دلم کردی ، هر راهی را که خواستی رفتی ، اما من اینجا تک و تنها مانده ام و برایت مهم نیست که بیمار مانده ام ! تنها خدا میداند راز تنهایی ام را بعد از رفتنت ، تو نمیدانی چه سخت بود لحظه جدایی ات ! غرورم نیز تسلیم عشقی شد که از تو در قلبم نشسته [divider style="solid" top="20" bottom="20"]بند دلم را با بند کفشهایت گره زده بودم,که هر جا رفتی مرا هم ببری.... افسوس.... آن روز پابرهنه رفتی و بیخبر!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خدا ی عاشقا قسم من نفرینت نکردم... هرکه مرا این روزها دید تورانفرین کرد...!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دردناکترین قسمت قصه اونجاست که برات آرزوی خوشبختی میکنه...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میگن هر سلامی یه خداحافظی داره،تو...سلام کردی اما...نمیدانم وقت رفتنت من آنقدر سرگرم آرام کردن غوغای دلم بودم که خداحافظت رانشنیدم یا وقعا سلامت بدون خداحافظی ماند...؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آرام در گوشه ای نشسته ام .. کار از چسب و باند و پانسمان گذشته زخم به روحم رسیده ...این چه بود با من کردى ها؟✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کسی پرسید... میدانی پایان دنیا نزدیک است؟؟ خندیدم!! نمیدانست.. دنیای من زمانی به پایان رسید که در چشمهای تو برق رفتن را دیدم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]eltemas male diruz bod... male vaghti k sade bodam.... emruz mikhay beri????!Hisss!!! faghat khodafez![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی پولی کار خود را کرد عشقم را از دست دادم تقصیرش نبود تا کی پای من لعنتی صبر می کرد. من از او گله ای ندارم. فقط خدا گریه رو از من نگیر حالا دیگه راست راستی تا قیامت دل من گریه می خواد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می روی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها اگر زیاد وفادار باشی..... با سگ اشتباهت میگیرند. . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هیسسسسسسسسسسس! ساکت! یک کف مرتب به افتخاره رفتنش بزنید چه با احساس منو گذاشت و رفت...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی... آفرین، درود..... چه اراده ای! لعنت بر دبستانی که در آن تنها تو درس تصمیم گیری اش را آموختی...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد از رفتنت فقط یک سوال...یک بغض خفه ام میکند...چگونه نگاهت کرد که مرا تنها گذاشتی؟؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد رفتنت دوچیز مرا گریاند،یکی رفتن بی بهانه ات و دیگری ماندن بیهوده خودم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رها کن این، پرنده های آسمون ندیده رو، برو رها کن این، تولد به انتها رسیده رو، برو جواب گریه های این دل شکستمو نده جواب حق حق دل به گل نشستمو نده دلم تو شک موندن و، پاهام تو شک رفتنه گناه این جدا شدن، نه از توئه نه از منه تحملم نکن ولی، نرو تو فکر باطلم، بمون برو ولی، نرو بمون، بمون بخاطر دلم، بمون اگه نشستم و عصا شدی به روی من نیا این از خودم بریدن و به پای بی کسیم بذار حالا که پلک عاشقانه های ما نمیپره سکوت کن سکوت کن، سکوت خیلی بهتره….[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باور کن! نه درگیرِ تو شده ام و نه حسی دارم به تو اصلا می خواهی همه چیز را برگردانم به روز اولش؟ تو یک دوست معمولی شوی و من نه ! ممکن است دوباره عاشقت شوم لعنتی!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]مگه بهت نگفتم نرو مگه بهت نگفتم بهت پا نذار رو قلبم چه ساده. عهدتتو شکوندی. حالا برگشتی چه دیر دلم دیگه پیر شد. برو خداحافظ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]در کافه .. کنج دیوار .. روبروی هم !! و چه خوب.. قهوه را نخوردیم ..! حرف هایمان .. به اندازه کافی .. تلخ بود ..!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]آخرین قهوه را هم به سلامتی تو خوردم که سیاهیش سیاه روزگارم بود وتلخیش تلخیه کامم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺎ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮید . . . . . . . . . . . . . . " ﺟــــــﺪﺍﯾﯽ " ﺧﺒﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﯽ ﺍﯾﻦ “ﻣﻦ ” ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻪ “ ﺗﻮ ” ﺑﺮﺳﺪ … ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮ ﭘﻠﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﺮﺩﺍﺭ ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﺳﻨﺪ … ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻋﺠﯿﺐ “ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ” ﺷﺪﻩﺍﻡ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ...ﭼﻘﺪﺭﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﻩ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺎﻧﯿﺴﺖ ... ﻫﻤﺶ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺗﻘﺪﯾﺮﻩ ﻧﮕﺎﻡ ﮐﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺭﻓﺘﻦ ... ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﭼﻪ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ...ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﭘﺮﺍﺯﺑﻐﻀﻢ ﭘﺮﺍﺯﮔﺮﯾﻪ ... ﭘﺮﺍﺯﺗﻠﺨﯽ ﻭﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ... ﻣﻨﻮﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﺩﺳﺘﺎﻡ ... ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺗﻮﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ ﺁﺧﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺶ ... ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻼﻑ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻣﻮ ... ﭼﺮﺍﻫﯿﺸﮑﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﻓﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﻋﺎﺷﻖ ... ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺩﻭﺭﺍﺯﺍﻧﺼﺎﻓﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ...ﯾﻪ ﺣﻠﻘﻪ ﺱ ﮐﻪ ﺗﻮﻭ ﺩﺳﺘﺎﻣﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ ﺍﺯﻣﻦ ...ﯾﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﯽ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻣﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺑﺮﯼ ...ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻟﺒﺮﯾﺰﻡ ﭼﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯼ ... ﭼﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ..... ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺑﺎﻣﻦ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]اِلتِمآس مآلِ دیروز بود مآلِ وَقتی بود ڪﮧ سآده بودم اِمروز میخوآی بِری؟؟؟ !!! هیس!!! بسلامت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها شنیدن صداى تو... تمام آرزوى من شده... به اشتباه زنگى بزن... شاید آرزویم برآورده شود....✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]عشقم خوشبخت باشی برو خدا پشت و پناهت ولی یادت باشه اون روزی که پشیمون شدی از این که ازمن جداشدی فقط درصورتی میبخشمت که برگردی پیشم برگرد قول میدم هیچی از گذشتع یادم نیاد اصلا بهش خاطرات قلبم و پاک میکنم فقط برگرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣـﻬـﺮﺑـﺎﻧـﯽ ﺗـﺎ ﮐـــــــﯽ ؟؟ ﺑـﮕـﺬﺍﺭﺳـﺨـﺖ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺳـﺮﺩ !! ﺑـﺎﺭﺍﻥ ﮐـﻪ ﺑـﺎﺭﯾــﺪ ... ﭼـﺘـﺮ ﺑـﮕـﯿـﺮﻡ ﻭ ﭼـﮑـﻤـﻪ !!! ﺧـﻮﺭﺷـﯿـﺪﮐـﻪ ﺗـﺎﺑـﯿـﺪ ... ﭘـﻨـﺠـﺮﻩ ﺑﺒـﻨﺪﻡ ﻭ ﺗـﺎﺭﯾـﮏ !!! ﺍﺷـﮏ ﮐـﻪ ﺁﻣـﺪ ... ﺩﺳـﺘـﻤـﺎﻟـﯽ ﺑـﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺧـﺸـﮏ !!! ﺍﻭ ﮐـﻪ ﺭﻓـﺖ ﻧـﯿـﺸﺨـﻨـﺪﯼ ﺑـﺰﻧـﻢ ﻭ ﺳـﻮﺕ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از من فاصله بگیر .... هر بار که به من نزدیک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت از من فاصله بگیر .... خسته ام از امیدهای کوتاه ... !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتنت باور من نیست هنوز.. ونخواهم سپرد دل به دنیای خیالت هرگز... من تورا میخواهم و همین یعنی بغض...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بســـ کن!!! خسته شدم از شنیدن کلمه مواظب خودت باش... تـــ♥ـــو اکر نگران حال من بودی که نمیرفتی!!! میـــ ماندی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]daghe sarde raftanat ra ba chaye dagh minoosham.baz ham sardam.chizi shabihe sardie yek SABR[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﻣﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ... ﺑﻪ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو را هیچوقت آرزو نخواهم کـــــــــــــــــــــــــــــــــــرد، هیچوقت! تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو را لحظه های خواهم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــذیرفت که خودت بیایی، بـــــــــــــــــــــــــــــــــــا دل خود، نــــــــــــــــــــــــــــــــــه با آرزوی من[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﺮﺍ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ……… ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ..……… ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ .……… ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺑﺎﺷﯽ ..………… ﻋﺠﺐ ﺍﺯ ﻣﻦ ..………!!! … ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻟﻤﺸﻐﻮﻟﯽ ﺍﻡ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ .……… ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﻗﺎﯾﻘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ……………………… ﺍﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻻﺑﻪ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻡ !..………!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]میگویند خوش به حالت از وقتی رفته خم به ابرو نیاوردی .... نمیدانند بعضی درد ها کمر خم میکنند نه ابرو..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]<چه قدر سخته تو تنهایی همش میگم که اون مرده/ولی نه ای دل ساده تورو از خاطرش برده/چه قدر سخته تو گریونی ولی اون داره میخنده/قسم میدیش که برگرده ولی اون از تو دل کنده[divider style="solid" top="20" bottom="20"]شنیدی میگن راضی باش به رضای خدا !!! آخه لعنتی ... خدا هم راضی به این جدایی و عذاب نبود ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیدی؟؟ سکه افتاد به شیر....... قرار گذاشته بودیم...... شیر آمد نروی...... دیدی سکه هم دلش سوخت به حال دلم؟؟؟ جز دل تو ....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻧﯿﺎ ؛ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ ، ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺑﺮﻭ ... ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺗﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ ، ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بااشک هایم درباره ی تــــــو حرف زدم اما آنها گفتند اگر دوستت داشت نمی گذاشت ما سرازیر شویم از اشکهایم هم خجالت میکشم میبینی بی معرفت.♥[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ ... ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ... ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﻌﺎﻝ ! ﻛﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺻﺮﻑ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعداز هربار دلشکستنت و دعوامون با این که کلی داغون بودم از رفتارت باز اومدم منت کشی و معذرت خواهی کردم توهم با هزار منت و ناز بخشیدیم ولی یادمه آخرین بارکه داشتم التماست میکردم که زندگبمون و بهم نریزی گفتی :دیگه نمیبخشمت خیلی سخته مقصراون باشه و تو برای این که ازدستش ندی بری معذرت خواهی کنی اونهم با اکراه قبول کنه اخرش هم بگه زیادی بخشیدمت دیگه نمیخوامت برو...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻧﻢ ﺁﻭﻳﺨﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺗﺎ ﮐﻪ ﮔﻢ ﮐﻨﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﻭﺍﺭﮔﯽ ﺧﻮﺷﻢ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ ﻧﺎﮐﺠﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه راحت زیر چترم امدی و چه شاد بودم از با تو بودن اما وقتی گفتی خدا حافظ برایم چه سخت بود باور اینکه بودنت بخاطر باران بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]با دلیل بچگانه قهر میکنی و میری...میخوای چیو به من ثابت کنی...اینکه مهم نیستم?اینکه باید برای داشتنت غرورمو از دست بدم?اینکه راحت ازم دست میکشی ?لابد الان ام انتظار داری بیام منت کشی...اما این و بدون جواب من به امثال تو یک کلمست...گمشـــــــــــــــو[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به زخم هایم می نگری؟ درد ندارد دیگر روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد مرده ها درد نمی کشند...! از تو خواهشی دارم برنگرد دیگر زنده ام نکن...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ... ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﯾﺎﺩﺗﻮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ... ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ... ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺎﺯﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ . . . ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﻌﯿﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻢ . . . ﺍﻣﺎﻣﮕﺮﻣﯿﺸﻮﺩ؟؟؟ ﻣﮕﺮﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ؟ "ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ" ﺍﺳﺖ .. ﺣﻮﺍﺱ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﺮﺕ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﻭﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﻌﯽ ﻣﻦ "ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ. . . " ﺩﻟﯿﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺯﯾﺎﺩﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ . . . ﻫﺮﭼﻘﺪﺭﻫﻢ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ "ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ" ﺍﺳﺖ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ... ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﻌﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭﻧﺒﻮﺩﻧﺖ "ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ" ﺍﺳﺖ . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آرزو هایی در زندگی هست که باید از آنها گذشت... گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد تا بروند و سهم دیگران شوند...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﺁﺷﻨﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻦ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺵ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺵ ﮔﺮﭼﻪ ﺗﻮ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻭﯼ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﯼ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺭﺍ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اونی که رفت اگه برگرده از رو دوس داشتن نیست . . . واسه اینه که بهتره شو پیدانکرده!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم که حتّی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیخـــــود منتظـــــرنباش ... تـــــو دیگر تـــــو نمیشوى... تـــــوخــــــودت رفتـــــی ! دیگــــــربمیــــــرم ازدلتنگــــــی هم. . . صـــــدایت نمی کنم که برگــــــــــردی ... !✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نــه نــفـرتــی بــود نـه کــینـه ای … فــقـط یــه دو راهــی بــود، دو تــا آدم ، دو تــا راه ، دو تــا انــتـخـاب . همین ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی انصاف. . . ببین چه بر سر دلم آوردی. . . من که قبلا حتی. . . نمی تونستم انشای دبستانم رو بنویسم. . . حالا در چشم به هم زدن. . . متن عاشقانه تحویل مخاطبان عام میدم...!!! خوب استعدادم رو کشف کردی. . . ولی ترجیح میدادم پنهان میموند...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگرروزی داستانم رانقل کردی بگو:بی کس بود،اماکسی روبی کس نکرد. تنهابود،اما کسی روتنها نذاشت. دلشکسته بود،امادل کسی رونشکست.کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد وشاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست ....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]عمیقترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگی است[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از تـو بـرایـم چه مانـده است ؟! صندوقی پـُراز گلایه ... قـاب عکسی خالی ... دقایقی که می خواهمت و نیستی ... حرفـهایی که می خواهـم و نمی زنی ... شنیدنی هایی که می خواهـم و نمی گویی ... سـردی آمـدن هـا و گرمی اشـک و تعلیـق و انتـظار ... و بی خبـری هـای پی در پی ! مـِهری که دارم می خـری وَ بی مِهـر دور می اندازی ... کـلامی که نیـاز دارم و مجـالی نـداری بـرای بیـانش ! و خـاطرات ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد بــــرو ! فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﯽ ﺗـــــﻮ ﺑﺎ ﺧـــــﻮﺩﻡ ﻗــــــﺪﻡ ﻣﯿﺰﻧﻢ , وﺟــــﺎﯼ ﺗﻮ ﮐﻨــــﺎﺭﻩ ﺷﻮﻧـــــﻢ ﺧﺎﻟﯿـــــﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ی مدت ﮔﺬﺷﺘﻪ،ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﮕــﺎﺭﯼ ی قرن وچند ساله...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چمدانت را بستی و چند بار پشت سرت را نگاه کردی و زیر لب گفتی : چیزی را جا نگذاشته ام چرا ؟؟؟؟!! برگرد.................. یک دنیا خاطره[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی رفتی هواست نبود منو شکستی... برنگرد تکّه هامو گم کردم... دیگه هرگز اونی نمیشم که بودم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیچاره دلم که شد اسیرت نفرین به دلی که لانه میخواست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]چه لحظه تلخی بود هنگامی که یک خداحافظی ساده، دل تمام سلامهایم را شکست...!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتی و برایم ستاره شدی اره مثل ستاره ی سهیل شدی و حتی اثری هم از خودت باقی نذاشتی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تنهاسوالم از تو اینست " او " مـــرا یادت نمی آرد ؟؟✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بازی قشنگی بود... اما ما قشنگ بازی نکردیم.... قبول کن که هردو باختیم.... من که "همه" را به تو فروختم... و تو که مرا به "هیچ "فروختی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]سلام.اس ام اس زدم تابرای همیشه ازت خداحافظی کنم.بدی،خوبی ازمادیدی حلال کن.من فردامیرم کره ماه تابرای همیشه دورت بگردم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ . . . ﻧﻪ ، ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای کسی که متوجه نبودنت نیست پرپر بشی . . . ولی وقتی بعد از یک روز در به دری و دلواپسی بهش میگی نگرانت بودم دلم هزار راه رفت تموم چیزی که میشنوی یک"مرسی" خشک و خالیه.....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺘﻤﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ِ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ !..✘[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بگذار که فراموش کنم, تو چه هستی, جز یک لحظه,یک لحظه که چشمان مرا می گشاید در برهوت آگاهی? بگذار که فراموش کنم. *فروغ فرخزاد*[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺮﺱ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯾﺴﺘـــــــ ... ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ....ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ..... ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯽ .... ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﻮﭼﮑﻢ ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺍﺍﺍﺍﻧﯽ ﻣﺮﺍ ﻭ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ ......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینجا جایی ست که بازی با احساست هم ، جزء بازیهای المپیک محسوب میشود !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]Faramoosh kardane kasi k doosesh dari mese ine k kasio b yadet biyari k hichvaght nadidish .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیخیال حرفایی ک تو دلم جا مونده بیخیال قلبی ک اینهمه تنها مونده اخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه..!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ ... ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺑﮕﺮﯾﻢ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻖ ﻫﻖ ِ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﻟﺸﻢ ، ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻢ ! ﺗﻮ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ !! ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ! ... ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ، ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﻢ ﺑﺪﻭﻥ ِ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ِ ﺗﻮ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ! ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ، ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ِ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﺮ ﮐﻨﻢ ! ﺗﻮ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ !! ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﺨﻨﺪﻡ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﯽ ﺗﻮ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ، ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ِ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ! ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ، ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ! ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﮏﯾ ﭼﯿﺰ ﻫﺴﺖ ، ﮐﻪ ﯾﺎﺩ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ !! ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ! ﺑﺮﺍﯼ ِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ، ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻢ ! ؟ ﻭ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ ... ﺗﻮ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ !! ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ، ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ .. . ﯾﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ... ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یارباش این رفیقان نارفیق اند گفتمت هوشیار باش[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اره من حسود بودم حسادتم به توجهی بود که به دور وبرت میکردی و دله منو زیر پات له کردی اره من امولم چون مثل دور وبریات نبودم و فقط یه نفرو میخاستم اون تو بودی تو و سکوت مانعی شد بر حرحاف[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مى خواهى بروى؟ بهانه مى خواهى؟ بگذار من بهانه را دستت دهم.. برو و هرکس پرسید چـــرا؟ بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود.. بگو فریاد مى کرد! همه جا فریاد مى کرد که فقط مرا مى خواهد.. بگو دروغ مى گفت! مى گفت هرگز ناراحتم نکردى.. بگو درگیر بود! همیشه درگیر افسون نگاهم بود.. بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد.. بگو او نخواست! نـخـواسـت کـسـى جـز مـن در دلــش خـانـه کـنـد......[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اون که پیشش هستی عشقم هالیشه؟اگه باز عاشق شی نگرانت میشه؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نه اینکه گریه کنم، نه. هر شب دستی از غیب میاید و کابوس رفتن تو را قطره قطره در چشمم میچکاند. [divider style="solid" top="20" bottom="20"].هیس !بگذارید برود ؛ ماندن التماسی نیست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آب نریختم پشت سرت که روزی برگردی ریختم تا پاک شود هرچه ردپای توست از زندگی ام خدافظ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دستت را بر روی شانه ام گذاشتی گفتم چه مهربان شدی، نمی دانستم این آخرین عکس یادگاری زندگی مان خواهد شد![divider style="solid" top="20" bottom="20"]har roz nabodanat ra bar divar khat keshidam.bebin in divare lamorovat dige jai baraye khat zadan nadarad,khosh be hale to!ke khodat ra rahat kardi. yek khat keshidi tanha,an ham roye man...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ببخشید آب نبود پشت سرت بریزم,اشکهایم بدرقه ی راهت!!!ب سلامت عشق من[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هــــی فلانــــ ـی ! رفتـــن حــــ ـق همــه ی آدمهاســت ... فقـــ ـط خواستـــ ـم بدونــی ، اگـــ ـه مونـــ ـده بـــودی ... پاییــــ ـزم قشنـــ ـگ تـــر بـــ ـود ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]. خسته ام! همه میگویند :مگر کوه کنده ایی؟ کسی نمیداند که دل کنده ام[divider style="solid" top="20" bottom="20"]گریه کن تو میدونی پیش اون نمیمونی اون دیگه رفته بسه تمومش کن گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته تو دله یکی دیگه نشسته تمومش کن چش به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون اون دیگه خوشه فک نکن حالتو میدونه [divider style="solid" top="20" bottom="20"]فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای… اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم… و اشکهای خداحافظی را!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]''''دُﻧﯿﺎی ِ ﻣﻦ'''' ﺷﺪه ﺑﻮدی می گفتند روزی ﺗﻤﺎم ِ دﻧﯿﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﻟﺮزﯾﺪ، اﻣّﺎ ﻫﯿﭻ جا ﻧشنیده ﺑﻮدم روزی دﻧﯿﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐُﺖ اش را ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ و ﻣﯽ رود. . . . . . . . !(︶︿︶)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تمام تلاشموکردم که نگهش دارم ازجسم گرفته تاجونمو بهش دادم اماغافل ازاین بودم که دلش ازهمین خواستن من زده میشه ومیره وبعدهم میگه ازاول اشتباهی بودیم.. ترسم از روزای بی اون بودن بود که سرم اومد.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتـــــــقآم مــے گیرَم از چشــم هآیَت... بـــه خــآطر تَمــآم لَحَظــآتــی کـــه... بَــهآنــه ے اشکــــ هـ ـآیَم تــو بــ ـودے..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آنگاه که دلت دریــا شد ،دانستـــم …که اقــامت در حــال و هـوای شرجـی نگاهت ،دیگــر به این سادگی هـا نیست !…[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ  ﺑﺎﺭ ﺁﺧﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻢ / ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻧﺎ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯﺕ ﺩﻝ ﺑﮑﻨﻢ ﺳﺨﺘﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺳﺨﺘﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ / ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هردو رفته ایم . . . ''''تو'''' از این جا ... ''''من'''' از دست .... این به آن در !... [divider style="solid" top="20" bottom="20"]ایـن روزهـــا از سـنـگ شـــدنـــم حــرف مـی زنــــند سنـگی کــه بــــرای ِ تـــو از هر خاکی خــاکــی تــــر بــــود ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣن ﺑـﺎ ﺗـﻤـﺎم ِ ﮐـﻨـﺎر "او" ﺑـﻮدن ﻫـﺎﯾـﺖ ﮐـﻨـﺎر ﻣـﮯ آﯾـَﻢ ... ﻣـﺤـﺾ ِ رﺿـﺎے ﺧـﺪا ﺣـﺪاقّـﻞ دﺳـﺖ از ﺳـﺮ ﺧـﻮاب ﻫـﺎﯾـَﻢ ﺑـﺮدار ﻟـﻌـﻨـﺘـﮯ. . . . ! (︶︿︶)[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺒﯿﻨﻤﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻡ ﺁﺧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﯽﭼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺩﻟﻢ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺗﻮﺭﻭ ﻣﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺁﺧﻪ ﻓﻘﻂ ﻗﻠﺐ ﺗﻮﺋﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭﻡ .. ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. ﺑﺎﻭﺭ ﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺳﻮﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بیزارم از این خواب ها که هر شب مرا به آغوش تو می آورند و صبح ….. با اشک از تو جدایم می کنند . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]...کـــــــــاش میـــــــــــــــــفهمــــــــــــیدی..! ..درد مـــــــن فقـــــــــط تمــــــــــــام عاشقــــــــــــــــانـه هایــــــم بـــــود.. ..کــــــــــــه ...لابــه لا ی بغـــــــــــــض هایـــــــم خامــــــــــــــوش شـــــــــــــــــد. . ...خـــــــــــــــدا جـــون تـــــو چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا.. ........چشمــــــــــــــــــهایت را بستـــــــــــــــی ؟؟ .. ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺑﻌﻀــﯽ ﻫﺎ "ﺑﯽ ﺻـــﺪﺍ" ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿَﺘـــــ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ "ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ " ﺑﺎ ﭘﺎﯼ " ﺑــــﺮﻫــــﻨــــﻪ " ﺭﻭﯼ " ﻧﻮﮎِ ﭘﺎ " ﭘﺎﻭﺭﭼﯿﻦ ... ﭘﺎﻭﺭﭼﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺻﺪﺍﯼِ " ﺗــــــــﻖ ﺗــــﻖِ " ﮐﻔﺶ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺁﮔﺎﻫﺘــــ ﮐُﻨـــﺪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ !... ﻭ !... ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺎﯾـــﺖ ﻧﺎﻣـــــﺮﺩﯾﺴــــــﺖ ....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﯾﻦ ﭼﺮﻧﺪﯾﺎﺕ ﮐﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ... ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺨـﻮﺍﻧﺪﺷـﺎﻥ .. ... ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻥ ﺑـﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯ ِ ﻣﺒـﺎﺩﺍﺳـﺖ .. ﻭﻗـﺘـﯽ ﺑﯿـﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭘــﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨـﻢ ﺟـﻠـﻮﯾـﺖ .... ﺗــﺎ ﺑـﺪﺍﻧـﯽ ﮐﻪ ﭼــﻪ ﻣﯿﮕــﺬﺷـﺖ ﻭﻗـﺘــﯽ ﻧــﺒــﻮﺩﯼ ....✘[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگرگاهى ندانسته به احساس توخندیدم,ویا ازروى خودخواهى فقط خودرا پسندیدم ,اگرازدست من در خلوت خودگریه اى کردى,اگربدکردم وهرگز به روى خود نیاوردى, اگرزخمى چشیدى گاه گاهى اززبان من,اگر رنجیده خاطرگشتى از لحن بیان من ...حلالم کن...وبعد ازآن دعایم کن.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه به تونمیگفتم حرفامو اگه نمیگفتم چقد دوست دارم آلان بودی... شاید اگه نمیفهمیدی اینو که تورو زیادی از حد دوست دارم الآن بودی... مثه یه سایه همرات اومدم مطمعن شم که تو آرامشی نمیدونستم خستت میکنم یه روز... تورو اگه کمتر میدیدمت اگه میذاشتم دلتنگم شی اینجابودی کنارم هنوز... بدون تو شبام پراز غم و سرماست آره بدونه تو ته راهمه ته دنیاس.. بدون تو شبام پراز غم و آهه اگه تنهابری میبینی آخرش اشتباهه آره این یه گناهه... نگرانت میشدم نمیدیدمت حتی چن ساعت به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت... ولی فایده نداشت اون همه تلاش تورسیده بودی به آخراش... ازخدامیخام روزات بگذره خوش حالو راحت از ته دلم زندگیرو باعشق میخام واست... باز خیسه چشام ولی نمیخام دل تو بسوزه دیگه برااام... بدون تو شبام پراز غم و سرماست آره بدون تو ته راهمه ته دنیاس... بدون تو شبام پراز غمو آهه اگه تنها بری میبینی آخرش اشتباهه آره این یه گناهه... ازخدا میخوام روزات بگذره خوش حالو راحت از ته دلم زندگیرو باعشق میخوام واست... باز خیسه چشام ولی نمیخام دل تو بسوزه دیگه برااام...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻭﻗــــــــﺘـــﯽ ﮐــﺴــــﯽ ﺗــــﺼـــــﻤــــﯿـﻢ ﻣـﯽ ﮔـــــﯿـﺮِﻩ ﺑــــﺮﻩ... ﺣـــــﺘـــﯽ ﺍَﮔــــــﻪ ﻧــﺮﻩ ﺩﯾـــــــﮕـﻪ ﭘـــــﯿـﺸـﺖ ﻧـﯿـــــﺴـﺖ!!!..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻟـﺞ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺪﺍﺧﻼﻕ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ! ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻣﻦ ﺗﻠﺦ ﺷﻮﺩ ... .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتظار، انتظار ک میگفتى همین بود؟! فقط شعرو ترانه؟ زمزمه هاى عاشقانه؟! پس کجاست دستى ک شود پشتم روانه؟![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ببیـــــــــــن.... با توام ... !میخواى برى بــــــــــــــرو ...دیگه هــــــــــى زر نزن که مواظب خودتباش و خوش بخـــــــت شى و این زرت وپرتــــا .....وقتى رفتـــــــــى...دیگه این چیزا بهت مربوط نیست...فـــهمیــــــدی نــــــــــــفـــــــــهــــــــم ؟میخوام سر به تنت نباشه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بفهم! اگر تلافی نمیکنم نه اینکه بلد نیستم! اگر تلافی کنم,به دوستت دارم هایی که به تو گفته ام توهین میشود! و این توهین به افکار خودم است..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دوباره من دنبال یه اتاق تاریکو یه تخت دونفره یه جایی که لو ندادنش یه زندگی مرفح که در حد هنرمنده همه روزام پر از خنده شدم مرد تو همدم تو پا میشم صب از تختت هه مزخرف بگو این چه وضع حال ماست . . میشینم تو خیالم روبه روتو درگوشم چیزای خوب بگو تو ولی فایده نداره ببین روبه روتو اره اینجا ته راه ماست.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ترک میکنم و تنهایت میگذارم... تا بیش از این انرژی ات را صرف نک8 برای صادقانه دروغ گفتن، خالصانه خیانت کردن و عاشقانه بی وفایی کردن... و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...! و چه حس پوچی بود این که می پنداشتم.لایق اعتمادی...!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بگو نباردبرف! اینهمه سپیدی برای چیست؟ وقتی ردپایمان کنارهم جفت نمیشود...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفت و نگفت... من بی او... میان ماندن و نماندن... بودن و نبودن... دست و پا می زنم مدام و غرق نمیشوم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اولین بار که صدای گامهایت را دوست نداشتم موقع رفتنت بود..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خاطر دوست داشتن خجالت نکش اونی باید خجالت بکشه که میدونه دوسش داری اما دوست داشتن بلد نیست. . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺮﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻨﺎﺭﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﻣﺪ... ﻗﺎﻧﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯﺗﻤﻨﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺍﺯﺗﻮ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﻭ ..............[divider style="solid" top="20" bottom="20"]عقل گفت: به مسافر دل بستن خطاست دل گفت: همه رفتنی اند[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خاطره بی خوابی هایم، پریشانی هایم، و این همه رنجی که میکشم خودم را سرزنش میکنم که ای کاش، آخرین روز نگاهت نمیکردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش می دانست در پس این نگاههای ملتمسانه من دلی آرام و آرامش طلب هست نه یه دله فرصت طلب. a.m[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کاش روزی که گفتی خدانگهدار نمیگفتی مواظب خودت باش... سالهاست که نتوانستم فراموشت کنم. از خودم می پرسم اگه دوسم داشت چرا تنهام گذاشت؟ اگه دوسم نداشت چرا گفت مواظب خودت باش... کاش میگفتی ازت متنفرم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دنیا عوض نمی شود با رفتنت،برو/روحت که رفته بود،بیا با تنت برو/با چشم های شعل ورت با دو کوه نور/با غنچه های عاشق بر دامنت برو/با هر چه حرف و زمزمه،با هر چه خاطره/با عطر عاشقانه ی پیراهنت برو/از خواب های رنگی من زود پر بکش/از روی روزهای خوش با منت برو/روزی شبیه تاج طلا بر سرم شدی/حالا برای از سرم افتادنت برو[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣــﯽ ﮔــﻮﯾــﻨــﺪ : " ﺧــﻮﺵ ﺑــﻪ ﺣــﺎﻟــﺖ ! ﺍﺯ ﻭﻗــﺘــﯽ ﮐــﻪ ﺭﻓــﺘــﻪ ﺣــﺘــﯽ ﺧـــﻢ ﺑــﻪ ﺍﺑــﺮﻭ ﻧــﯿــﺎﻭﺭﺩﯼ ... ! " ﻧــﻤــﯽ ﺩﺍﻧــﻨــﺪ ﺑــﻌــﻀــﯽ ﺩﺭﺩﻫــﺂ ﮐـــــﻤــﺮ ﺧــﻢ ﻣــﯽ ﮐــﻨــﻨــﺪ ، ﻧــﻪ ﺍﺑـــﺮﻭ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادم می آید گفته بودی : ساده و کوتاه نویسی را دوست داری ، ساده و کوتاه .. فقط دو کلمه: برگـــــــــــرد ، دلـتـنــــــــگم ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از اون گله نکن... وقتى تو جا خالى دادى... اون بغلم کرد تا زمین نخورم....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]منو با این همه درد تنها نزار، منو تو این بارون تنها نزار، منو با این اشک ها تنها نزار، برگرد و خنده رو برگردون، برگرد و این اشک هارو دور کن، برگرد و لذت رو به زندگی برگردون، زندگی اینجا بدون تو خیلی بی رحمه، عزیز من... بدون تو... نمیشه ادامه داد... نمیشه ادامه داد...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻓﺖ … ﮐﺎﺵ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺒﻮﺩ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روز ها دوستی با بعضی ها مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید ...شوق... ذوق... حتی گاهی له له....اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیــمان می شوید .....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هی تو!!! دلربای شهرآشوبم... دیگرعشق راازتوتمنانخواهم کرد... دیگرقلب رسوایم رانخواهم سوزاند... سکوت میکنم وزندگانی رازنده مانی...!!! همین را،هم که میدانی به وادی فراموشی خواهم کشاند...!!! برو ولی بدان روزی برخواهی گشت که دیگر نیستم...!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]چقدر سخته بدونی دیگه نمیبینیش ولی لحظه ی خداحافظی چشاتو ببندی...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نرو دردناک ترین التماس جهان است.. وقتی به تو میگویم....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮐﺎش ﺑﻪ ﺟﺎی ﺟﺪاﯾﯽ ﻣﺮدن ﺑﻮد ، ﭼﻮن ﻣﺮدن ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ اﺳﺖ و ﺟﺪاﯾﯽ ذره ذره ﻣﺮدن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نذر کرده ام... اگر برگردى سفره اى پهن کنم... از حرفهاى نگفته ى دلم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه اون که کنارته،تورو بیشتراز من میخواد اگه با همون راحتی،اگه باهات راه میاد اگه روزگار بد تورو ازم گرفته اگه خاطرات خوبمون از خاطرم نرفته...... خوشبختیت آرزومه،حتی با من نباشی،حتی از خاطره هام جدا شی.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻱ ﻓﻼﻧﻲ ! ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻮﺍﻱ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ ... ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭ ... ﻓﻘﻂ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺍﻱ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﺯﺩ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﺐ ﮔﺮﻳﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﻴﺮﻱ ... ﻭ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ... ﺑﺮﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ؟ ﻋﻄﺮ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﻴﻜﻨﻢ ،ﻛﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﻲ ﻟﻢ ﺩﻫﻲ ﺭﻭ ﻣﺒﻠﻬﺎﻱ ﺭﺍﺣﺘﻲ ،ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﻲ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هزار نفر هم که بیایند و بروند نه خودشان مثل تو اند نه آمدنشان و نه رفتنشان "تو" را میخواهم برگرد . . .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺧﻂ ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ، ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻓﺘﻨﻢ، ﺗﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﺍﻥ ِ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺍﻭ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]میبینی ؟؟؟ رفتنت برایم عادی شد... به همین زودی ! عجیب است، نه ؟!!! اما هنوز هم گاهی دلم ، بدجور هوایت را می کند... و ناخود آگاه بر زبان می آورم: کاش بودی عشقم!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به سادگی رفت به سادگی بخشیدم حالا مانده ام چگونه بدون او به سادگی زندگی کنم!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانهء دل ما در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگر نمیگویم بیچاره دلم که از این به بعد بدون تو چه میکند من انقدر خودخواه نیستم،میگویم بی چاره تو و سرنوشتت بی منو عشقم چه میکنی که دیگر کسی مثل من دوستت نخواهد داشت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]''''ﻣـﻦ'''''''' ﻣﻬــــــــﻢ ﻧﯿﺴﺖ '''''''' ﺗــﻮ'''''''' ﻫﻢ ﻣﻬــــــــﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻣﻬــــــــﻢ '''''''' ﻣــﺎ '''''''' ﺑـﻮﺩ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﺑﯿـــــــﻦ ﺭﻓﺖ ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فراموش کردن کسی که دوسش داری .. مثل به خاطر آوردن کسیه که اصلا ندیدیش و نمیشناسیش ...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اشکـــــ هـــــای شــــور مـــــن چـــــه بی حوصله ا نــد و حرفهای تــــــو چــــه تـــــلخ ... کــــــاش یــک جــــرعه از ایــــن تلخـــی می نوشیــــــدی ، و بـــــعد مـــــــرا به دستــــــــ خــــاک می سپـــــــردی ..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از بــــ ــوســـــ ه هــای قـلابــــی تلفنـ ــی خستـــ ــــه شـ ـدم از بغـــــــل هـــ ــای محکــــــم اس ام اســــــی از عشـ ـق بــازی هــــ ـای داغ چــت از همــه خستــــــه ام تـــ ـو کنــــارم بـــــ اش هـــوای تــنت کافیـ ــست .![divider style="solid" top="20" bottom="20"]کـاش حداقل انصـاف داشتی و مهربانـی ام را بهانـه ی رفتنت نمیکردی تا من مجبور نشوم هر روز سنگ را نشان دلــم بدهم و بگویم اگــر مثل این بودی او نمیرفت...✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینی که می کشم ، درد نبودنت تو این روزا نیست ؛تاوان بودنت تو اون روزاست ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از تـــو " دلـگیـــر نیستــــم. از دلـــم دلـگیـــرم.. کــــه بیوفاییت را صبــــورانــــه تحمـــــل میکـنــــد.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]هیچکس رانمیخواهم..بگذارید در این ویرانه ها با دلم باغم سنگینش تنها باشم..هیچکس مرانفهمید آنکس که دل به اوبستم مرا له کرد.دیگر به چه دل خوش کنم..![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از دست دادمت, به راحتی یک نفس, به آسانی یک پلک, سخت است؛ ولی انگار باید بگویم خداحافظ. ای تمام آنچه دارایی ام بودی در این روزگار سخت ...خداحافظ.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]...پایان راه کاملاً پیداست!
می دهم قابش کنند
کنایه هایت را به رسم یادگاری.
و به همان دیوار میاویزمش!
جای همان دستخط تماشائی .[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزهـــ ـ ـا درگیـــرم ... درگیـــــ ــ ـرعبــــ ــور از مرزهـــ ـ ـای بی نشـــ ــ ـان خــــ ـودم ... ... از تــــ ـو که می گــــ ـذرم انگار سبکتــــــ ــرم ... !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺍﺳﻤﯽ ﺍﺯﺕ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻫﺮ ﭼﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﻧﮕﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﻤﺶ ﻧﮕﻮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺴﻮﺯﻡ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﻫﻨﻮﺯﻡ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می دانم که رفته ای!! می دانم که مرا برای همیشه تنها گذاشته ای!! می دانم که دیگر هرگز برنخواهی گشت!! ولی نمی دانم چرا گرمای حضورت را هنوووز در کنار خود حس می کنم ، گویی که انگار کنارم نشسته ای و با آن دستان گرمت مرا نوازش میدهی...!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از آن شب بارانی تا همین حالا دقیقا یک عمر و سه دقیقه می گذرد… می بینی؟ حسابش را دقیق دارم! یادش بخیر… یک عمر و سه دقیقه ی پیش همین موقع! دست هایم پر از تو بود...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نامه رسان نامه من دیر شد کودک ولگرد فلک پیر شد عشق اگر مدد کند میمیرم اخر انکه رفته دگر بر گشتن ندارد بی همدم و دوست مگر شود زندگی کرد جانا دلم دیگر علاقه به دوست داشتن ندارد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯﺟﺪﺍﯾﯽ ﻣﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﯾﺎﺩﺕ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺟﺪﺍ ﻧﮕﺸﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﭘﻬﻨﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺭﺑﻮﺩ ﺣﺎﻻ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮﺩﻩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]من گفتم : صدای باد رو می شنوی ...؟ اومد و تمام این غم ها و اشک ها رو برد ... تو سکوت کردی! من گفتم : گریه نکن! دیگه همه چیز تموم شد! دیگه بخند ... بخند عزیزم ... صدای باد رو بشنو و بخند ...! اشکت رو صورتت غلتید ... من نمی دونستم ... باد تو رو هم برده بود ...![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺟَﺒﺮ ﺩﺍﺭﺩ . . . ﻣﻦ و ﺗﻮ ﺻَﺒﺮ ﺩﺍﺭﻳﻢ . . . ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﮔَﺮﺩﻥِ ﺟَﺒﺮ ﻧَﻨﺪﺍﺯ . . . ﺍِﺧﺘﻴﺎﺭَت ﻣُﻘَﺻِﺮ ﺑﻮﺩ . . . !! ★[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تموم زندگیمو به چشمای تو دادم عمری به پات نشستم دل به کسی ندادم منتظرم که روزی تو باشی در کنارم عاشق شدم به چشمات دادم دل رو به رویات رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرفات با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه،،،✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]نه از سفید و نه از سیاه . . . دیگر از هیچ یک نمی نویسم ! دیگر نه از تو می نویسم و نه از رفتنت . . . هیچ کدام را نمی خواهم ، همین چند سال خاطره برای گریه هایم کافیست ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]با یک حرف عاشق میشویم و با یک حرف جدا. چه عشق زیبایی. یا بهتر است بگویمت.چه عشق دقیقه ایی ایی وای خدایااا....! من باور نمیکنم که که عشقم را از دست داده ام تو چی باورت میشه? این همه احساسات را به خرج دادی و آخرش چ شد?!! یاتمام باشد که دیگر عاشق نشویم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺯﺟﺪﺍﺷﺪﻥ ﻧﻮﺷﺘﯽ ﺭﻭﺗﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﻫﺮﺑﺮﮒ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﯾﺎ ﺗﻮ ﯾﺎﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺗﻮﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﮐﻦ ﻣﯿﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺗﻮﺑﺎﺧﻨﺪﻩ ﻧﻮﺷﺘﯽ ﻫﻢ ﻗﻔﺲ ﺧﺪﺍﻧﮕﻬﺪﺍﺭ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ابراهیم درونم را بیدار خواهم کرد... تا فرو ریزد تمام بتهایی که از تو ساخته بودم ... آری تو ... شایسته ستایش نبودی ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی که دیدمت آرام خندیدم به خود گفتم:زندگی زیبا بود... آه... ... ولی افسوس او مرا هرگز ندید حتی پرپر شدنم را در جلوی پاهانش روزی که رفت من هم رفتم او به دوام و من به فنا کاش هرگز او را نمیدیدم کاش روزی که دیدمش دنیا آبی بود زیبا بود مثل خواب مثل برف مثل باران ولی رفتنی... اما حال دنیا سیاه است مثل کابوس مثل سرما مثل شب ولی تا کی؟ کاش هرگز نمیدیدمت کاش[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش فقط دوست عادی بودیم بره هم میگفتیم و میخندیدیم خوش میگذروندیم باهم شاد بودیم ولی حعیف عاشق شدیم حساس شدید بی قرار هم شدیم دعوا کردیم قهر کردیم گریه کردیم به همه چیز پشت کردیم حتی به "احساس پاک" ✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تــــــــــــــو مـــَــرا نــــادیــــده بـگـیــــر . . . . و ََ . . . . مـَـــــــن ْ بَـدَنَـــمْ روز بـــه روز کـبـــــودتـر مـی شــــود . . . . از بــــــس خــــودم را می زنــــــم بــِــــه نَفَهْمـــــــــــی. . . . ‧٠•◆●♦▶┃ℳ┃◀♦●◆•٠‧[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه میدونستی قطره بارون وقت دورشدن از ابرا چه حالی میشه........ اگه میدونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها میشه....... اگه میدونستی درخت کاج وقت پرکشدین پرنده ها چه غمگین میشه....... اگه میدونستی که رفتنت چه آتیشی به جونم می کشه...... اون وقن آنقدر راحت نمی گفتی....... می خوام برم.........[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺟﺪﺍﯾﯿﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﻪ ﺁﺧﺮﻡ ﺩﻭ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﻧﺮﻭ     ﺑﻤﻮﻥ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻠﺨﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﯼ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﻗﺎﺑﻪ ﻋﮑﺴﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻡ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﻪ ﻗﻄﺮﻩ ﻣﯽ ﭼﮑﻢ ﺗﺎ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﺑﻐﺾ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﻡ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻋﮑﺲ ﻭ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺣﺮﯾﻔﻪ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺸﻦ ﻣﯽ ﺭﯼ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﻪ ﺭﺍﻩ ﻗﺼﻪ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻋﮑﺲ ﻭ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺣﺮﯾﻔﻪ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺸﻦ ﻣﯽ ﺭﯼ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خاطرت از همه چی گذشتم... حالا به خاطرتو ... از تو میگذرم!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعضی چیزها نیاز بگفتن نداره!؟!از این جمله متنفرم.چون من ی زمانی دوست داشتم خیلی حرفها را از زبان تو بشنوم اما حالا حتی از صدایت بیزارم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگر خداوند ؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا انگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یادش بخیر یه زمانی یه شارژواسه یه روزم بود.... اماالان چی! اون رفت.... رمز شارژکردن هم ازیادم رفته....![divider style="solid" top="20" bottom="20"]از تو گله نمیشه کرد اگر نمیری ازدلم،اگرهنوز در حسرت یک آرزوی باطلم،ازتو گله نمیشه کرد شکایت از دله منه،شکستنم نتیجه ی اون همه دل سپردنه[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تـو را نـمـی بـخـشـم نـمـی بـخـشـمـت ، بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ..! بخاطر تمام غمهـایی کـه بـر صورتم نشاندی ..! بخاطر دلــی کـه بـرایـم شـکـسـتـی..! بخاطر احساسی که برایم پـرپـر کـردی..! ... بخاطر زخمی که بر وجـودم نشـاندی ..! بخاطر نمکی که بر زخمم گـذاردی ..![divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلم گرفت،بدورشم گرفته از دوستیها نیمه تمام -ای کاش میشد تمامش کرد دوستیمان را حداقل بایک بای،خداحافظ و...تمام کرد[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺩﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩ . . . ﺑﻪ ﺷﺐ ﺁﺩﻡ ، ﺍﻣﺎ . . . ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]شاید “من” بد کردم شایدم “تـو” … مهم شایدها نیست مهم اینه که ” من” و” تـو” دیگه ما نیستیم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]...ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﮐﻪ ﻏﺮورت روﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﺑﺸﮑﻨﯽ ...ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﺑﻌﺪﺑﻔﻬﻤﯽ دوﺳﺖ ﻧﺪاره ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯾﻪ ﻧﻔﺮازدﺳﺖ ﺑﺪی اﻣﺎ اون بگه دیگه نمیخوامت:''''([divider style="solid" top="20" bottom="20"]پیله کردنت به من بی دلیل نبود... میخواستی وقتی پروانه شدی بروی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دلگیرم از فردا ازتمام روزهایی که با نبودن تو آغاز می شود... چقدر باید بگذرد؟؟ تا من در مرور خاطراتم وقتی از کنار تو رد می شم. تنم نلرزد، بغضم نگیرد؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی "رفتن" همیشه حتی در دستور زبان فارســـی "لازم" است...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به دلم امد که می ایی... . . . . دیر امدی دلم رفت...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای شکستن سکوتت تمام غرورم را خرج کردم ولی حرفی از زبان تو نشنیدم مانده ام با این دل شکسته و خرد شده چه کنم ♡[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انقدر دلم از رفتنت بد شکست که نمیدانم اگر بیایی کدام تکه اش خوشحال میشود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بهـــــم گفتــــــ بخــــــــند .....ببخــــــش.....فراموشـــــ کن......نه مے خودم.....نه مے بخشـــــم.....نه فـــــراموش مے کــــــنم.....♥✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی تواما سرسپردن بی تو و عشق تو بودن,توغبار جاده موندن, بی توخوب من محاله, بی تو خوب من محاله,,,[divider style="solid" top="20" bottom="20"]باختم تا دل خوشش کنم تا بفهمدبرگ برنده اش سادگیم نبود...!دلم بود...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﻮ ﺑﯽ ﻣﻦ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ ! ﻣﻦ ... ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ, ﺗﻮ... ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﯼ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]یکباره دیگر برگرد نه برای ماندن نه..! از آغاز می دانستم مسافری --- می خواهم پیمانه ای اشک را پشت سرت بریزم .. دستم ک نمک نداشت شاید.. شوری ی اشک های غریبانه ام نمک گیرت کرد و چشم روی آن همه خاطره نبستی -------------------[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برایت گردنبندی از گریه ساختم یادت باشداگر فراموشم کنی گریه هایم گردن توست[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺮﻭ ﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ، ﻫﻢ ﺑﻐﺾ ﺩﺭﯾﺎ ﺷﻮ ، ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ! ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﺁﻭﺍ ﺷﻮ ، ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ! ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ » ﻣﺎ « ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻨﻢ ﺩﯾﮕﺮ ... ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ » ﻣﻦ « ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻤﺎﻥ » ﻣﺎ « ﺷﻮ ، ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]روزی زندگیم زیبا بود!! چون تو هم راه وهم پای من بودی[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت/ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت ای کاش یکی می آمد و غم ها را / از قلب اهالی زمین برمیداشت….[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این روزها ...شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه !![divider style="solid" top="20" bottom="20"]امروز باهمه ی دنیا قهرم ... اما توصدایم کن ... برمی گردم !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]بنظر می رسید که زندگی بی تو یعنی هیچ، حالا که رفتی فهمیدم که فقط به نظر می رسید.....!✔[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بعد از مُردنم ؛ سرم را جدا کنید بگذارید روی شانه ام ! شانه ای که سر می خواست ، سری که شانه می خواست .. هر دو را برسانید به آرزوشان ... !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب.. چی گذاشتیم از منو تو، به جز آرزوی برآب... به چه قیمتی غرور و سر راهمون کشیدیم.. چرا لحظه های باهم بودنامونو ندیدیم... خوب من، ما هر دو باختیم توی این بازی بیخود.. هر دوتامون کم گذاشتیم، که ترانه هامونم مرد... چیزی از لحظه نمونده، منو تو لحظه رو کشتیم.. حکم اعدام دلامون، با غرورمون نوشتیم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی رفت گفت: شاید برگردم رفتنش ازارم نمیدهد شایدش میسوزاندم.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]مـــثل هــــــر روز که دلـــم میگیرد دلـــم امـــروز شکــست... بـــا هزار غصه که بود کولـــــــــه بــــارش را بـــســـت... رفــــــــــت و رفت تـــــا دور دست... آن کـــسی را که تو دوســــــــتش داری دیگر نیست... عشقش هست... یـــــادش هست..[divider style="solid" top="20" bottom="20"]دیگه برات اشک نمیریزم دیگه دلتنگت نمیشم دیگه خودمو پیشت کوچیک نمیکنم دیگه باهات کاری ندارم . . عزیزم برو بسلامت[divider style="solid" top="20" bottom="20"]برای کسی مردم که برایم نه تب کرد! نه سرفه و نه حتی عطسه!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]رفتــــــــی.. درست زمانی کـــــه.. دوســـــت داشتنت را اعتراف کــــــردم. و هنوز مانده ام چـــرا همه معشـــوق ها، به این اعــــتراف حساسیـــت دارند....!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]همه میگویند جریان چه بود که او رفت ، آهای جماعت جریان این بود ، او برید و من نتوانستم بدوزم ، همه ی قصه همین بود ... •●•[divider style="solid" top="20" bottom="20"]این اشتباه من بود که کارهاى تو را با "ش"اضافه مىخوندم تو به قلبم "عق"زدى و من اونو"عشق"مى دیدم توبراى دلم "ور"زدى و من اونو"شور"زدن دلت مىدیدم تو ارزش یه"اه"رو هم نداشتى اما من تو را "شاه"مىدیدم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]می گویند سه چیز زاده ی عـــــشق نیست: جــــــدایی.سـ ـفر. فـــــراموشی ولی آن زمان که تومرا فراموش کردی ورفتی وتنهــــاگذاشتی من لحظه لحظه عاشقت شدم.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]آهای با تـــــ ـــ ــ ـ ــ ــــ ـــــوأم حرفی بزن تـــــ ـــ ــ ـ ــ ــــ ـــــو بگـــــــــــــو چگونهـ به تاولهای پایم بگویم تمام راهی که رفتم اشتباهـــ ــ ـ بود ... چگونهـــــ ــــــ ـــــــ ـــــــ ؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻫﻬﺎ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ... ﻣﺮﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻫﺎﯾﻢ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انتظار کشیدن سخت است، فراموش کردن هم سخت است، اما سختر این است که ندانی ... باید انتظار بکشی ... یا فراموش کنی.[divider style="solid" top="20" bottom="20"]به خدا من اولین اشتباه با تو شروع کردم که بیش از حد عاشقت شدم وابسته شدم به خدا بدون تو این خونه خیلی تنهام به خدا خیلی سخته بگی نبوده چیزی بین ما[divider style="solid" top="20" bottom="20"]فقط این کافه چی خیابان بغلی میداند ، ''''من'''' هم روزگاری ''''ما'''' بوده ام[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تقصىر تو نبود خودم نخواستم چراغ قدىمى خاطره ها, خاموش شود خودم شعرهاى شبانه اشک را,فراموش نکردم ,خودم کنار آرزوى آمدنت اردو زدم, حالا نه گرىه هاى من دىنى بر گردن تو دارند,نه تو چىزى بدهکارى[divider style="solid" top="20" bottom="20"]chetor mitavan be tavalhaye pa goft ke tamame masire tey shode eshtebah bode ast....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]" مرد روزهای سخت " چه اسم خوبی برای اس ام اسم پیدا کردم " مرد روزهای سخت " هه چی فکر میکردیم و چی شد . . . همه خوشحال و شادن من دلم تیکه و پارست . . . روزهایم مثل سنگی جلبک زده سرد و سخت هم شکل و کلیشه ای شده اند ، دیگر به سختی نفس میکشم هوای بی تو بودن برام سنگین و مسمومه . یاد فرداهای گرم و با احساس با تو بودن بخیر که امروز جز خاطره ای تلخ ، تجربه ای سخت ، بر پیشانی چروک افتاده و خستم یادگاری از تو برام نمونده و نذاشته . . . فردا همان امروزی است که دیروز بهش می‌گفتیم فردا اما با این حال دلم برای فردای با تو بودن دیگه داره تنگ میشه . . . !!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]به آسمان نگاه میکنم و سوت میزنم دستانم را هم در جیب میگذارم... واز کنار تو و او رد میشوم انگار نه خانی آمده نه خانی رفته.....[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﺮﮔﺮﺩﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﺮﻭ !... ﭼﺸﻤﺎﻢ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ ﻭﺍﺿﺢ ﻧﺪﯾﺪﻣﺖ !... ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ......................[divider style="solid" top="20" bottom="20"]بی خودی صدای گاو در نیار من و تو خیلی وقته دیگه "ما" نیستیم...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﻭ ﺍﺯﺕ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ . . . ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ : . ﺭﻭﺯﯼ ﻫــــﺰﺍﺭ ﺑــــﺎﺭ ﺑـــﺮﺍﺕ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘــــــﯽ ﻣﯽ ﮐﻨــــــﻢ ؟؟[divider style="solid" top="20" bottom="20"]انقضای خاص بودنت ب پایان رسید؟!! گناه است... چشم داشتن ب مال غریبه هارو میگویم ....!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻃﻌﻤﺶ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ... ﺟﺪﺍﯾﯿﺴﺖ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻠﺦِ ﺗﻠﺦ[divider style="solid" top="20" bottom="20"]" چشم هایم را میبندم " کور بودن را به دیدنِ جایِ خالیت ترجیح میدهم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]‎ﺩﻝِ ﺳﺒﺰﻡ ﺭﺍ ﮔﺮﻩ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺶ ﺑﺮﺳﺪ … ! ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺑﻮﺩﻡ ![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ارام میـگویی:با مـن بـازی نکـن.... و او ....... و او درسـت هـمـین کـار را میـکـند♥[divider style="solid" top="20" bottom="20"]تا عشق تو آمد در قلبم ،تو رفتى تا آمدم بگویم نرو،رفته بودى تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم[divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺁﻧﮑـــــــــﺲ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨـــــﯿﺴﺖﺑﮕـــــــــــﺬﺍﺭ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﻟﺘـــــــــــــﻤﺎﺱ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻧﺶ ﻧﮑﻦ ﺑﻮﺩﻧــــــــﺶ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺒــــــﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧــــــﺞ ﺩﺍﺭﺩ!!![divider style="solid" top="20" bottom="20"]ﺑﯽ ﺗــــــــــــــﻮ . . . پﺎﯾﯿﺰ . . . آﻧﻘﺪر زود ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﮔ ﻬﺎ روی درﺧﺖ ﯾﺦ زدﻧﺪ وﻟﯽ ﻧﺮﯾﺨﺘﻨﺪ . . . ★[divider style="solid" top="20" bottom="20"]وقتی خداحافظی میکنیم چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اگه همپرسه ی بادم...اگه آواره ترینم...آخه فرصتی نداشتم فصل پروازو ببینم....دست بی رحم زمونه...منو تا اینجا کشونده....قصه ی زندگی من هنوزم نخونده مونده....نقش من میون قصه....فقط آواره شدن بود....صفحه ی سیاه تقدیر....زندگی نامه ی من بود[divider style="solid" top="20" bottom="20"]اینجا زمین است،زمین گرد است!تویی که مرا دور زدی..فردا به خودم خواهی رسید!!!حال و روزت دیدنیست...[divider style="solid" top="20" bottom="20"]

آخرین کلمات ورودی

چه دردی میکشدد خدا که حرفهایش رااشتباهی متوجه میشوند

همچنین ببینید

قهر و آشتی

تسلیم نشو توروخدا یه کم دیگه فقط یه کم نباز نباز که آبروت میره عشقم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *