آموزش وردپرس
خانه / فکاهیات / منو میگی

منو میگی

کاملا واقعی
امروز دو تا پسر دیدم ک اولی تل خوشگل سرش بود دومی هم کش سر گذاشته بود.
دخدراااا بیاین همه دسته جمعی اردو بریم افق

کیشتَلَ کیشتو دینگَلَ دینگو
خوشحالیه من در حین خوردن ۱ لیوان اب خنک بعد از اذان صبح (روز فطر)
گربه دستش به گوشت نمیرسه بش میگه آبجی…
یادش بخیر یه زمانی مامور آبخوری بودن اُبهتی داشت واسه خودش!
هِی روزگار…!
یه بار تو بچگیام یکی از دوستام تو سر یک بچه آجر زدبعد منتظر موند دور سرش مثل کارتون ها ستاره ها بچرخن.
اصن یه وضی. منو میگی هاج و واج مونده بودم
یه روز یه کار اشتباه انجام دادم، مادرم فهمید، سرمو گذاشت رو پاهاش، بهم گفت :دخترم، گلم، عزیزم، مامان جان، چرا ٱخه بعضی وقتا حیوون میشی.
منو میگی :- (
یه سوال فنی :چرا “فوت” سرده و “ها” گرمه؟ مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا “فوت” میکنی سرده و “ها” میکنی گرمه؟؟؟ عاخه چرا؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟
یه ناشناس اس ام اس داده میگم “شما؟ ”
می‌گه “دوس داری کی باشم؟ ”
می‌گم ناتالی پورتمن!
ولی اگه به شانس منه که داداش حسین رضازاده‌ای
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!
یکی از فانتزیام اینکه قبل از مرگم تو مراسم سوم هفتم و چهلم خودم شرکت کنم ببینم کیا منو بیشتر دوست داشتن و از مرگم ناراحتن مثل فیلم چند میگیری گریه کنی
ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﮔﺮﺩﻥ ﻻﻣﭗ ﻣﻮﺩﻡ ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻯ ﺷﻤﺎﻡ ﻳﻪ ﻛﻴﻒ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﻭ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻯ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺳﻨﺪﺍ ﺭﻭ ﺗﻮﺵ
ﻣﻴﺬﺍﺭﻳﻦ؟!
ﻻﻣﺼﺐ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﻩ!!!!!!!!!
آغا یه جا بودیم گفتم من مخاطب خاص ندارم
مامانم برگشت گفت تو غلط کردی میخوای نامه هایی که تو۷سالگی برا سوباسا نوشتیو بیارم؟؟!!
منو میگی :-
آقا تو ماشین نشسته بودیم داشتم دنبال جا پارک میگشتم که یهو داداشم گفت :نگا اونجا پر فضای خالیه! منو میگی؟ آینه بغلو گاز میزدم
فک و فامیله ما داریم!
از بابام پرسدم شام چی داریم؟؟؟
گفت یخ پخته
منو میگی
منO_‌‌o
بابام ::)))
اب :-؟
پدر علم فیزیک 😐
از فاصله چند متری توی یه شیشه یه آدم خوشتیپ دیدن، رفتم جلو واضح تر ببینم که یهو فهمیدم شیشه رفلکسه
منومیگی!
از مخاطب خاصم میپرسم من واست چی هستم
میگه تویه حسی
مثل امپول زدن
خودتم گرگ بی دندونی
من,,
میگ میگ,,
تزریقاتی,,
از مهمونی برگشتیم مامانم اسپند دود کرده دور سر خواهرم چرخوند بعد ریخت دور میگم پس من چی؟ میگه آخه کی تورو چش میزنه؟؟؟؟؟
: Oo_O :-/ :' (
اسم بابام علیه. هر وقت ب مامانم میگم بهم پول بده میگه :برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن!!!!!
منومیگی 😐
اسم وای فای ام رو گذاشتم :(اگه میتونی هک کن)
صبح پا شدم دیدم اسم وای فای ام شده :(عن شدی)
منو میگی 😐
اصن یه وضی…
امروز یکی از گودزیلاها برگشته میگه اگه یه کرم رو سالم بخورم میره تو شکمم پیله میکنه بعد یه پروانه میشه؟!
منو میگی =-O
ایرانسل در اینده ی نزدیک :مشترک گرامی اومدم سر کو چتون در خونتون خونه نبودی راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی؟
بابام داشت به دوستش شنا یاد میداد
گفت :حالا پاهای عقبتو تکون بده!
باز هم آغوشه گرمه تو باز هم گرمیه عشقه تو…
بابا تو که ادعا میکنی خیلیی دوسم داری هنوز نمیدونی من از گرماااا متنفرررم…
; -‌|||||
بازی های پارالمپیک روداشتم ازکانال عربی میدیم، گزارشگر هرجمله ایی که میگفت مادربزرگم میگفت آمین!
باور کنید اگه نماز وضو نداشت تا حا لا کل نماز صبامو سر وقت میخوندم نه اب میزنی به صورتت برا وضو اصن کل حس خوابو از سرت میپرونه
به دوستم میگم کیف پولت چقدر قشنگه میگه چرم مشهد عموم از آلمان برام آورده!
به دوستم ی عکس از خونمونو نشون دادم. یه در آلمینیومی داریم که می خوره به حیاط. دوستم گفت اون در دستشوییه؟ منو میگیO_o عسن یه وئزی
به مامانم میگم " چرا من ُ بیدار نکردی، سرکارم دیر شد!!!!!
میگه :چه میدونستم سر کار میری!!!!
منومیگی 😐
به یارو میگم اسمت چیه؟ میگه مگه من شناسنامه ام؟!!!
من)،:
شناسنامه)،:
ثبط احوال (،:
بچه داداشم ۵سالش بود داشت با نوه عمم بازی میکرد یه دفه نوه عمم برگشت
به بچه داداشم گفت نرگس تو به من خیانت کردی!!!
منو میگی
بچه ها بابام الان اومده میگه بیا زیر پیرهن منو بشور. به نظرتون چیکار کنم؟ از سوسک بترسم عایا؟ عاغا احساسم میگه بشور… از خدا نمیترسه از اون سوسکه بترس…
تلویزیون داشت می گفت باید صبحا زود از خواب بیدار شد…….
نمی دونم چی شد همه داشتن به من نگاه می کردن……..
منو میگی…..
تنها افتخار داداشم تو دو سالی که میره دانشگاه اینه که :یه بار یکی از دخترا تیکه دانشگاه بهش سلام کرده و داداشم جوابشو نداده!!!!
منومیگی 😐
تو برنامه ویتامین ۳ علی ضیا از یارو پرسید چطوری با عروس اشنا شدی یارو گفت:
فامیلا زیاد تعریف کردن منم وسوسه شدم!!!!!!!!!!!!!!!!
خالم بارداره داشت خیار می خورد گودزیلای ۶ سالش برگشت گفت :مامان انقد خیار می خوری آخر بچمون شکل شرک می شه….
منو می گی ((:
خیرسرمون دوروز اومدیم شمال استراحت کنیما
پشه ها پدرمونو درآوردن
شیطونه میگه برَم ایدز بگیرم دهن پشه هارو سرویس کنما اااا
داداشم اومده میگه فرانسه کجاست؟ میگم پایین تر از آلمانه! بیچاره اینقد خندید یادش رفت اومده بود دنبال آچار فرانسه!
داداشم دیشب گفت رگبار دارم منم گفتم چیه خوب منم تک تیر دارم
برگشت بهم گفت ببخشیدا ولی دستشویی یه نفرس
منو میگی
داشتم با خواهرم تلفنی حرف میزدم، بچه هاش هی‌ میومدن از هم شکایت میکردن
خواهرم ام برگشت بهشون گفت :دارم با تلفن حرف میزنم، برین همدیگه رو بزنین!!!!
داشتیم ماه عسل میدیدیم:
بابام به مامانم میگه :پاشو بریم یه دونه از این بچه های یتیم بیاریم از اینکه خیری ندیدیم.
منو میگی X- (
دختر خاله م تصادف کرده ده میلیون دیه واسه ش بریدن،
هنوز پلاتین واسه پاش نذاشتن با خوشحالی میگه :پول عمل دماغم جور شد!!!!
منومیگی 😐
دختر یکی از فامیلامون وقتی داشتم فوتبال میدیدم اومده میگه سفیدایی میگم نه میگه پس کدومایی………….
آخه…..
بخدا…..
دختره استاتوس گذاشته:…انقدر بدم میاد از پسرهایی که میان فیسبوک برا علافی! انگار خودش هر وقت میاد فیسبوک عمل پیوند کلیه می کنه…! 😐 😐 😐
دوستم روزه بود برگشت بهم گفت وای از روزی که ماه رمضون بیفته تو محرم
من 🙁
ماه رمضون 🙁
دوستم:)
وض مارو باش
دوستم میگه میخام برم یه تبلت ویندوز بخرم بایه لپتاب بدون کیبورد لمسی به نظرت خوبه!؟؟!؟!
منو میگی: X (
چه دوستایی به به…
دیروز با دختر خالم تو ماشین نشسته بودیم آفتاب میخورد تو موبایلش چشمش اذیت میشد اونوخ دستشو گرفته جلو چشش
منو میگی 😐
اصن یه وضییی
دیروز به مادربزرگم گفتم ایول کجا بودی تا حالا، بهم گفت تو سطل آشغالیها دنبال تومیگشتم.
منو میگی :-/
دیروز داداشم چند ثانیه بهم نگاه کرد بعد با یه حالت دلسوزانه گفت :تو خونه هم که هستی آرایش کن!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیروز گوشیمو جاگذاشتم تو شرکت، امروز آمدم چک کردم می بینم همکارم اس داده" موبایلوتون جاگذاشتین"
ما با اینجور همکارهایی همکاریم
دیشب خواب دیدم بابام با کاپشن وسط سونا نشسته
از یکی پرسیدم جریان چیه?!!
گفت این عذاب روزهایه که بابات کولر رو وسط چله تابستون خاموش میکرد 😐
دیشب مهمون داشتیم، زنگ آیفون “اف اف” رو زدن… بابام به خواهرزاده ام میگه بدو ببین کیه… میگه ولش کن تک زنگ بود
رتبه کنکور ارشد پسر عموم رو سه رقم سه رقم از راست جدا کردیم که بتونیم بخونیمش
یه همچین فکو فامیل نابغه ای داریم ما!
رفتم پارکینگ ماشینو بگیرم، یارو میگه :میخای بری تو؟؟!! گفتم نه مزاحمتون نمیشم به ماشین بگید بیاد دم در منتظرشم!!
والاااااااااااااااا
رفتم پسر خواهرمو از مهد بیارم, ی دختر بور سفیدپوستی نشونم داده میگه خاله این دختره چرا انقده کمرنگه؟ منو میگی :-))))))
رفتیم ترشک و الو بخریم خاله ام یهو برگشت گفت اقا این جالو انگلی ها چنده؟؟؟
منو میگیییییی؟؟ فرار کردم اصن
زده دانلودجدیدترین فیلترشکن سال۹۲. قوی. صددرصد. تضمینی و…
کلیک کردم روش. اومد نماز بهترین فیلترشکن
ا۳ن ی وضیییییییییییییییییی
سرماخورده بودم صدام کلفتو دورگه شده بود حرف میزدم بابام میزد شبکه مستند رازبقا میگف حس سه بعدى بهم دس میده :-[
شما هم مث من موقع گرفتن کارنامه نگران عکس العمل مامانتونید؟؟؟
یا فقط من دچار این خودلرز گرائیم؟؟؟
شمام مثه من موقع های حساس زندگیتون که میخواید گریه کنید
وگریتون نمیاد
هرچی اهنگ غمناک دم دستتون رومیزارید؟؟
:/
شوهرخالم بعد دوسال اومده خونمون رفته تو اتاق من به اسپیکر های کامپیوتر نگاه میکنه میگه رادیوِ؟ منو میگی :۰oo… فک و فامیل داریم ما.
عاشقانه ترین پیامک
شپش میون سرتم، سرتو نشوری ویلونم کنی!!!
عجب مریضی هایی پیدا میشه ها!
طرف تو قسمت علایق پروفایلش نوشته بود باز و بسته کردن در یخچال!: D
فقط من موقع کوبیده خوردن ۹۰درصد حواسم به اینه که کوبیده و برنج با هم تموم بشن و ۱۰ درصد حواسم به مزه غذاست یا شما هم اینطوری هستی؟؟؟؟؟
فقط یه ایرانی میتونه طلای سفید نخره بگه مردم فک میکنن بدله؛ بعد بره بدل بخره بگه مردم فک میکنن طلای سفیده :|!
نه خداییش درووغ میگم، بگو دروغ میگی:))
قبلنا پشه ها پشت دست و گردن میخوردن جدیدا لب….. میترسم از آینده…… ماهم که خوابمون سنگین……
ما اول روحُ معرفتمون بلند شده
بعد
قدُ استایلمون!
خولاصه گفتم در جریانات باشید
قدِ بلند تنها یه عاپشن نیس
یه حسِ نابِ ^_^
ماست سِوِن :۸۰۰۰ تومان
ویندوز سِوِن :۲۵۰۰ تومان
یک دقیقه سکوت!
مامانم زنگ زده مغازه می‌گه :داداشت اونجاس هنوز؟
میگم :نه چن دقیقه پیش رفت.
میگه :یعنی کلاً رفت؟!
گفتم :نه هنوز نصفش اینجاست!
مامانم وقتی از دستم عصبی میشه میگه:
به خدا بیان خواستگاری به پسره میگم چه خری هستی ^-^
منو میگی وقتی به دنیا امدم این قدر جا خوردم تا دو سال قدرت حرف زدن نداشت
نمونه ای از توجه خانواده به من:
من :بابا! چرا کسی به من توجه نمیکنه?!
بابا :برو به داداشت بگو بیاد کارش دارم!! 😀
همین آلان یه حس بدی بهم دست داد. ولی من بهش دست ندادم و اینقدر ضایع شد!!!!:))))
پدرم اصلا بهم افتخار نمیکنه
یه روز ازم پرسید :چند سالته؟
گفتم "پنج سالمه" گفت :وقتی من هم سنت بودم شیش سالم بود!!!
پسره افتاده دنبالم میگه شماره بدم؟! هول شدم بجای برو گمشو گفتم :ترو شم شو!!! پسره بدبخت منصرف شد رفت! حتی پشت سرشم نگاه نکرد!
چند روز پیش رفتم تو یه مغازه
صاحبش پشت میز نشسته لپتابش رو به ماست
رو صفحشم صفحه اصلی فیسبوکه… 😐
عآقا منو میگی 😐

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *