طراحی سایت
خانه / عاشقانه / عاشقانه – ۲۷

عاشقانه – ۲۷

چیز دیگری نمی خواهم؛
شاید فقط سهمم را ..!!
از آغوش تو
که روزها به جنونم می کشد
شبها شاعر…!!

چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره…
کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره…
چیزی که بوسه ات
در من جا گذاشت
خواستن تمام تو
در امتداد نفس هایم بود!
چیشده که دیگه دل من به دل دیگه ای دیگه دل نمیده، از همه بریده
کابوس نبودی که رهایت بکنم، ازخاطره ی عشق جدایت بکنم، آنقدر عزیزی که دلم میخواهد، هرچه دارم و ندارم به فدایت بکنم.
کاتب سرنوشت برای هرکس چیزی نوشت نوبت ماکه رسید قلم افتاد، دیگرهیچ ننوشت پس خط تیره گذاشت وگفت تو باش اسیر سرنوشت.
کار سختی پیش رو دارم : بعد از رفتنت باید زنده بمانم!
کاردل عشق است و عشق است کار دل
دل بدون عشق بباشد خشت و گل
خانه دل را مصفا کن به عشق
عشق ایزد، عشق پاک و عشق و عشق
کارگران مشغول کار بودند
و پیچی را که تو از آن می‌آیی
اضافه آوردند
کاری به آلودگی هوا ندارم…
ماسک هم نمی زنم…
من در هوای تو تنفس می کنم…
تو نباشی, آن روز, آلوده ترین است…
کاری کن ای عزیز، زلیخا شود دلم.. یوسف اگر تویی، جگر غرق خون کم است..
کاش آدم ها می فهمیدند حالی که پریشان است به آرامش نیاز دارد نه سرزنش…
کاش آدما یه کم جرأت داشتن، گوشی و ور میداشتن، زنگ میزدن و میگفتن :ببین، دلم واست تنگ شده…! واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم…!
کاش از این فاصله حس میکردی لحظه هایم همه از غیبت تو دلگیرند…
کاش از خاطرم نروی و گر نه فنجان قهوه را به کدام بهانه بر گردانم!
کاش از یادم برود. آن غروب لعنتی را که بغض نگاهم، قدم های نیامدنت را شماره می کرد…
کاش ان روز در گلستان خیال… ای گل زیبا نمیدیدم تورا… تا نسوزم اینچنین من در فراق دوریت… کاش هرگز نمیدیدم تورا!
کاش او میدانست که جهنم بی او زیستن را به جان خریدم تا او راحت زندگی کند
کاش این زمان به قتل می رسید تاجرم من تنها وقت کشی بود به نفع تو… /, //
کاش این شب به صبح رسیدنهای بی تو را تا صبح نمیجنگیدم وقتی که تو با خواب در صلح و آرامشی…
کاش اینجا بودی ومن
نصفه نیمه نبودم
کاش باران بند نمی آمد!
تنها بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی…!!!
کاش بدانی نبض حیاتم بعد از خدا به امید توست که میزند…..
کاش بودم تک درختی در میان قلب تو، تا وجودم میوه میداد از محبت های تو
کاش بودنها را قدر بدانیم به خـــــدا قسم نبودنها همین نزدیکیهاست …
کاش بودی تا دلم تنها نبود *تا اسیرغصه ی فردا نبود *کاش بودی تافقط باور کنی* زندگی هرگز بی تو زیبا نبود
کاش بودی تادلم تنهانبود تااسیرغصه ی فردا نبود
کاش بودی تاتو هم باورکنی بیتو هرگز زندگی زیبانبود
کاش بیماریم مسری بود
"درد عشقی کشیده ام که مپرس"
کاش تو قحطی شقایق، بشینیم توی یه قایق/بزنیم دل و به دریا، من و تو تنهای… تنها!
کاش تو هم فرشته بودی ک رسم شکستن مرا بلد نبودی
کاش جای عروسک تو بودم تا
مرا در آغوش بگیری
نوازشم کنی
دماغم را فشار بدهی و من بگویم:
I love you
®
کاش جای پاییز تو با مهر می آمدی…
کاش جرئت لحظه ای را داشتم که حرف دلم را به تو بگویم
و آن وقت تمام میشد همه ی حس های مبهم.
کاش خدا مى اومد و میگفت
دیوونه ام کردى، بیا اینم اونى که میخواستى! ♥
کاش در بزم فروزنده تو/خنده ی جام شرابی بودم/کاش در نیمه شبی درد آلود/سستی و مستی خوابی بودم/myloveنازنین
کاش در بستر تنهایی تو/ پیکرم شمع گنه می افروخت
زین گنهکاری شیرین میسوخت/ریشهءذهد تو و حسرت من
کاش درآسمان سکوتت تکه ابری بودم تا برای همه دلتنگیهایت می باریدم.
کاش دستانم آنقدر بزرگ و قدرتمند بود که می توانستم چرخ دنیا را به کامت بچرخانم….
کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می ‌کشیدم ، تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی
کاش دل آدمها، بدون تجربه میفهمید :که دلبستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر زیبا دارد…!
کاش دل تو هم مثل مال من پر بود…
اونوقت شاید واسه خالی کردنش هر از گاهی خبری ازم میگرفتی.
کاش دلها انقدر پاک بود
که برای گفتن 'دوست دارم'
نیاز به قسم خوردن نبود… ♥
کاش دهخدا میدانست، دلتنگی… اشک.. فاصله… تنهایی… تعریفش دو حرف است"تو"
کاش دوست داشتن شکلی داشت تا تندیسی از عشق برات میساختم!
کاش زمان در دستانم بود تا زمان با تو بودن را انقد طولانی میکردم که زمانی برای بی تو بودن باقی نماند.
کاش سهم من از تو دست هایت بود تا بر چشمانم میگذاشتم و آینده را نمیدیدم…. کاش
کاش یادمان باشد که گاهی تمام
چیزهایی که یک نفر میخواهد،
فقط دستی است برای
گرفتن دست او و قلبیست برای فهمیدن دل او!
کاش یه موسسه برای احساسات مون بود، اسمش میذاشتن کانون فرهنگی اموزشی "بغل چی!"
کاش….
صدای بعضی ها رو
می شد بوسید..!!
مخصوصا وقتی…
اسمتو صدا می زنن…!! ♥
کاشک عاشقی دروغ نبود
کاشکى تلخى زندگى کمى الکل داشت شاید مستمان میکرد درد رانمی فهمیدیم!
کاشکی الان تو توی بغلم بودی…
یا حداقل من بغلت بودم…
کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم یه مشت خاک ناچیز ، افتاده زیر پاتم کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم
کاشکی شعر مرا میخواندی
و به من میگفتی که چه حالی داری؟
تو درآن لحظه مرا میخواندی…
منکه یک عمر تو را میخواندم
کاشکی ماه میدونست از بین این همه سیاره و ستاره فقط یکیش مشتریه
(نمیدونم کی این جمله رو گفته)
کاشکی می رفتیم عزیزم ،من وتو یه گوشه باهم. تو یک کیف به روی دوشت من یه کوله روی پشتم، واسه ی یه هفته ی کم با تو زندگی میکردم!
کاشکی میشد یه گوشه نوشت »خدایا امشب خیلی خسته ام فردا بیدارم نکن «
کاشکی یکی بود که من رو باهاش آشتی میداد
فقط برا اینکه دوباره بهم بخنده
حتی اگه الکی الکی
کاغذتم، احساستو روم بنویس، عصبانیتتو روم خط خطی کن، حتی اگ سردت شد بسوزونم تا گرم شی فقط دورم ننداز
کافی ست حرفِ تو باشد
هیچ واژه ای
روی پایش بند نمی شود
راهش را می گیردُ
تا دوردست ِ عطر تو
پروانه می شود!…
کاکتوس را بوسیدم گل داد
کبوترم، لانه ی من بام توست، کجا روم؟ مرغ دلم رام توست، پادشه کشور عشقم ولی، نگین انگشتری ام نام توست..
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب…
کجای بازی ما اشتباه بود؟
که تو همبازی من نیستی دگر و من هنوز گرگم به هوای تو…
کجای خاطره ها ایستاده ای…
که راز جوانی من در دستهای توست… √
کجایی که داره بی تو نفسم میگیره
تورو میخوام کنارم بی تو آروم ندارم
نمیتونه جاتو کسی تو دلم بگیره
فقط تورو میخوام من بی تو آروم ندارم
کدام غرورت را به رخم میکشی؟
غروری که با آن مرا از دست دادی؟؟؟
کدامین بوم و قلم، لبخند زیبای معشوق را تصویر تواند کرد؟!
کدوم رو دوست داری برات بفرستم!؟
قل (ب) م!؟
ر (و) حم!؟
ج (س) مم!؟
یا حروف توی پرانتز!!؟
کرطبیبانه بیایی برسربالینم/به دوعالم ندهم لذت بیماری را..
کره کجایی ببینی عزیزانت
نابود میشوند دور از چشمانت
کره کجایی ما چربی میخواهیم
ناز نکن با آن چشمان زیبایت
کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد
کاین شاخه گل طاقت آغوش ندارد
از عشق نرنجیم و گر مایه رنج است
با نیش بسازیم اگر نوش ندارد
کسانی را که دوست دارم مرور میکنم تا خاموشیم را به حساب فراموشیم نکذارند
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن وجود داشته باشد هرگز رهایتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت!!!!
کسانی که شمارو دوست دارند حتی اگر صددلیل واسه رفتن خودداشته باشند یک دلیل برای ماندن پیدامیکنند
کسی آیا می داند؟!
پس از یاد گرفتن نام تو، پس از “دوستت دارم”
به چه می نازد الفبا؟!
کسی سوال میکند برای چه زنده ای ومن برازندگی تورا بهانه میکنم
کسی چه میداند :که من زندگی ام را گم کرده ام
در لا به لای ته ریش مردانه ات
کسی که خنجر,
به پشتم فرو کرد…!
بوی تنش آشنا بود…
راستی…!
این عطر را,
خودم برایش خریده بودم……..!
کسی که دوست داری را ببوس، یا حداقل به او بگو دوستش داری، اینطوری شاید هم تو نجات پیدا کنی هم او ♥
کسی که دوستت داره همیشه نگرانته… به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم… میگه مواظب خودت باش
کسی که شما را دوست دارد آن کسی نیست که هر روز شما را میبیند
بلکه کسی است که هر روز شمارا می جوید…
کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
کسی که پی به ارزش های تو نبرده و فرق تورو با دیگران را نفهمیده نخواه که به هر قیمتی بمونه. این یه حقیقته.
کسی کِه واقعا دوستِت داشته باشه…
تو اوج اختلافات
نه میره؛
نه میزاره تو بِری…!!
شَک نَکُن…
کشاورز دعای ِ باران خواند و بــاران آمد
کاش تو را خواسته بود. کــــاش تو آمده بودی…
کف بینی نکن لعنتی…
این دستی که به سویت دراز شده…. طالعش تویی…!
کفش اگر تنگ باشد زخم میکند………….
وای به حال دل……!!!!
کفش هایت را بر قلبم بگذار تا ردپایت بر احساساتم بماند……..
کفش هایت کو؟؟
می خواهم آن ها را بر دارم تا دیگر هوس رفتن نکنی
کفش هایم که جفت می شوند، دلم هوای رفتن می کند!
و من کودکانه بی قرار تو می شوم
بی آنکه بدانم، لحظه ای به یادم هستی یا نه؟!
کفشهای پاشنه بلند
نمیخواااااااهم
شیرینی بوسه هایمان به خم شدن سرت است…
کفشهای کهنه را دور نیاندازیم… شاید باز به کوچه های قدیم برگردیم…
کفشهایم را نده……! پا برهنه میروم تا در حریم تنهایی خود با نگاه به تاولهای پایم عبرت بگیرم….. 
من کجا؟ عاشقی کجا…… … 
من کجا؟ عاشقی کجا..
کفشهایم که جفت میشوند
دلم هوای رفتن می کند،
من کودکانه بیقرار تو میشوم،
بی آنکه فکر کنم
آیا تو نیز دلتنگ من خواهی بود.
کفشی خریده ام….!
نه برای رفتن….
برایت می فرستم!
که برگردی
کل ایران و گشتم تا ادکلنی و که میزد پیدا کنم بالاخره پیداش کردم اما جرات استفاده کردنش و ندارم آخه تازه به نبودنش عادت کردم
کل دنیا به من حسادت میکنن که عاشق تو هستم _ عاشقتم با اینکه محلم نمیذاری
کل دنیا هم بگویند دوستم دارند ٫ فایده ندارد…
امااااااا
دوستت دارم های تو چه غوغایی می کند……!!!!!!!
کلاغها گر چه سیاهند واوازشان خوش نیست
اما انقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان
را در فصل سر زمستانتنها نمی گذارند تا قیامت کلاغتم!! @
کلافه ام… اندازه غربت زنی که دلش بغل کردن بچّه اش را میخواهد، امّا دست ندارد….
کلام بعضی ها… علم رازیرسوال میبرد! آنقدرآرامت میکنت که هیچ مسکنی جایش رانمیگیرد…!
کلمات از دستم
فراریند
می ترسن
دوباره دق کنم…
کلمات محبت آمیز کوتاه و اسان است ولی بازتاب انها واقعا بی انتهاست
کلمه ای نیست
هیچ!
میان «من و تو»
این «واو» حرف بی ربطی است.
کلمه هایی که با یاد تو می آیند، از قوم مغولند، آتش میزنند… می سوزانند.. و میروند…
کلمه ی عشق از سه کلمه تشکیل شده۱. علاقه۲. شدید۳. قلبی. اگه این سه کلمه رو در خودت دیدی بدون عاشقی
کلیدرازیر همان گلدان همیشگی گذاشتم
خیالت اگر به سراغم آمدپشت در نمانی
کم طاقتی عادت آن روز هایت بود، این روز ها برای خبر از من عجب صبور شده ای!!!!
کمترین آرزویم این است :هرگزباچشمان مهربانت، نامهربانی روزگاررانبینی…
کمی آرام تر باران… او دیگر کنارم نیست
کمی به من برس!
من از رسیدن به تو
حالم خوب می شود… ♥
کمی دورتر بایست لطفا…!
من دیوانه تر از آنم که ناگهان در آغوش نگیرمت…
کمی دورتر ‍، دورتر از این دل بیمار کمی دورتر از ترانه های خاموش سکوت را می شکنند
کمی نزدیکتر بیا… 
خسته شدم ازبس برای دیدنت تا مرز خیال آمدم…
کمی گیجم کمی منگم عجیب است
پریده بی جهت رنگم عجیب است
تو را دیدم همین یک ساعت پیش
برایت باز دلتنگم عجیب است
کنار برکه ای بودیم در خواب، تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدم از آن آب گوارا، تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
کنار تو در باران قدم میزنم, چتر برای چه؟! خیال که خیس نمیشود…
کنار حوصله ام بمان اگر نباشی دلم که هیچ دنیا هم تنگ می شود..
کنارآشنایی توآشیانه می کنم… فضای آشیانه راپرازترانه می کنم… کسی سوال میکندبخاطرچه زنده ایی؟!… ومن برای زندگی تورابهانه می کنم.
کنارت که هستم
عمیق تر نفس می کشم
هوای با هم بودنمان را می بلعم
و مبتلا تر می شوم…
کنارم بمان اگر می خواهی زنده بمانم…
کنارتو زیرباران قدم میزنم چتربرای چه…؟ خیال که خیس نمیشود…!!!
کنارحوصله ام بمان… اگر نباشی "دلم" که هیچ "دنیا" هم تنگ میشود…
کنارم هستیو اما دلم تنگ میشه هر لحظه….
کنارچشمه ای بودیم درخواب
توباجامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تونیلوفرشدی من اشک مهتاب
(سیاوش کسرایی)
کنترل فک کردن به تو را از دست داده ام
هر لحظه فکرم در تصادف باتو واژگون میشود
کوتاه ترین قصه ی دنیا:
"رفت… "
کوتاه میگویم
دوستت دارم
اما…..
کوتاه نمی ایم…..!
از دوست داشتنت………………!
کوتاهترین کلمه دنیا"I"
شیرین ترین کلمه دنیا"LOVE"
عزیزترین کس"YOU"
پس تقدیم به تو"I LOVE YOU"
کودک فال فروش را پرسیدند چه میکنی؟ گفت :به انان که در دیروز خود مانده اند فردا را میفروشم
کوزه در دست پیش می آید
یک نفر مست پیش می آید
عاشقی جرم نیست ای مردم
اتفاق است پیش می آید…
کوله پشتی ام آماده سفری طولانی است,
دیگر چوب خط اشتباهاتم پر شده است,
اکنون منم و خط سفید و بی نهایت جاده,
میروم,,,
کوه نیستی اما صدایت که می زنم ، شعر و شور و عشق به من باز می گردد
کوه نیستی
اما صدایت که می‌زنم،
شعر و شور و عشق
به من باز می‌گردد…
کوه ها جا به جا شدند وقتی که بسامد صدایم را با جمله"دوستت دارم"امتحان کردم!
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد … سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را
کوچ پرندگان به من آموخت
وقتی هوای فاصله سرد است
باید رفت…!!!
کوچه را دیده ای شب ها چقدر تنهاست؟ بی تو از آن هم تنها ترم
کوچه های قدیمی راباریک می ساختند، تا آدمها حتی دریک گذربه هم نزدیکتر شوند, اکنون چقدرآواره ایم دراین همه اتوبان سرد!
کوچک باش و عاشق…
که عشق، خود می داند آیین بزرگ کردنت را… بگذار عشق خاصیت تو باشد،
نه رابطه ای خاص تو با کسی…
کوک می کنم چشمانم را برای آمدنت…
نمی آیی؛
و " مَن " برای همیشه خواب می مانم!!!
کپی رایت را خدا رعایت کرد وقتی تورا بی همتا افرید
کی گفته از عشق تو دست میکشم دارم با خیالت نفس میکشم……!
گآهی دوست داری غافلگیر شوی…
مثلاً بفهمی
یک نفر آن دور دورها
آنجایی که فکرش را هم نمیکردی…
دوستت دارد…
گاه بی هوا هوس باران می کنم
و گاه بی هوا چون باران می بارم
فرقی هم ندارد
چه آسمان بارانی باشد / چه چشمان من!
گاه بی هیچ بهانه کسی را دوست داری. گاهی با هزار دلیل یکی را نمیشود دوست داشت…..

گاه سکوت یک دوست معجزه میکند و تو ان وقت می فهمی که بودن همیشه در فریاد نیست
گاه فریاد میزنم گاه آرام می خندم
سپس گریه می کنم آیا سزای دوریش دیوانگیست؟؟!
گاه می توان برای عزیزی چند سطر سکوت یادگار گذاشت، تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند.
گاه می گویم نفس ها را چه ها خواهم کرد… جان من کز تن من رفت برون, نفسم را هدیه به تو خواهم کرد
گاه چنان می اندیشم که مهم نیست چیزی نداشته باشم در این دنیا، همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران و انسان هایی در زندگی ام باشند زلالتر از باران.
گاه کسی که میخواهی کنارت تا ابد نمیماند

چه ۱ روز چه ۱۰۰ سال

پس قدرش را بدان و نهایت لذت را ببر

که وقتی رفت حسرتش را نخوری

گاه کوچکم میبینی گاه بزرگ…
نه کوچک هستم نه بزرگ، خودت هستی که گاه دور میشوی گاه نزدیک…
گاه گاه مرور میکنم خاطراتمان را…. اما حیف…. مگر کپی برابر اصل میشود
گاه گداری می اندیشم
به موجهای آرام دریای دلم
که بیتابی حظور تو
آنها را به خروش آوردو اما…
تو نیامدی…
گاهى وسط یک فکر گاهى وسط یک خیابان سردت مى کنند داغت مى کنند رگ خوابت را بلدند زمینت مى زنند!…
گاهى…
آنقدر واقعیت دارى
که دستهایم "هوایت"
را درآغوش میگیرد.
گاهگاهى سفرى کن به حوالى دلت
شایدازجانب ماخاطره اى منتظرلمس نگاهت باشد
گاهی "بیش از حد" روی تو حساس میشوم!
بگذار پای اینکه "دوستت دارم"…
بیش از حد!
گاهی "دوست داشتن" پنهان بماند قشنگ تر است
دوست داشتن را باید کشف کرد
درک کرد
و از آن لذت برد
گاهی آنقدر دل تنگت میشوم که میخواهم تورا از ذهنم بیرون بکشمت و در آغوشت جان دهم…
گاهی آنقدر دلتنگ میشوم که دلم میخواهد ببینمت حتی با دیگری…!
گاهی آنقدر واقعیت داری که دست هایم هوایت را در آغوش میگیرد…
گاهی آنقدر
دلم هوایت را میکند!
که شک میکنم به اینکه، این دل
مال من است یا تو…!؟
گاهی آنکه ازتوسراغی نمی گیرد دلتنگ ترین آدم برای دیدن توست
گاهی آهی از قلبم تمام شادی هایم را به غارت میبرد که در پس آن نگاهی خیره به کوچه های خیالم میماند که تو بیایی و دستانم را بگیری ای پادشاه عشق
گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک "خاطره" تبدیل شود نمی‌فهمیم!
گاهی از اینکه خوشحالی، خوشحال میشوم،
گاهی از اینکه با دیگری خوشحالی، غمگین…
این دوگانگی، بیچاره ام میکند…
گاهی از خواب می پرم
به عکسَ ت
خیره می شوم
یعنی اینقدر
طلوع نزدیک است

گاهی از خودم تعجب میکنم
که در گوشی می نوازم
که از موسیقی هیچ نمی داند…
گاهی از غم می شود ویران دلم/کاشکی دلها همه مردانه قسمت می شدند
گاهی از فکر کردن به تو فرار می کنم…… مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم………
گاهی اندیشه ی داشتن یک دوست خوب بهترین دلگرمی زندگیست و تو همان اندیشه ای.
گاهی انقدر دلتنگ کسی هستی که اگه خودس بفهمد از نبودنش خجالت میکشد
گاهی انقدر دلتنگش میشوم که دوست دارم ببینمش……. حتی با دیگری
گاهی انقدر دلم برای کسی تنگ میشود. که اگربفهمدخودش ازنبودنش خجالت میکشد….
گاهی انقدر مهربان میشوی که نمیدانم باید کجا به دنبال دسته گلی که به اب داده ای بگردم
گاهی اوقات آنقدرتنهایی که دوست داری کسی صدایت بزنه حتی اگر گدای سرکوچه باشد
گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی …

یکی دور می زند اما دیگری باید جریمه شود !.

گاهی اوقات دلم میخواهد خرمایی بخورم
و برای خود فاتحه ای بفرستم….
شادیش ارزانی کسانی که رفتنم را لحظه
شماری میکردند….
گاهی اوقات فکرکردن به بعضى ها ناخوداگاه لبخندی روی لبانت مینشاند. چقدرزیباست این لبخندهاوچه دوست داشتنی اند این بعضی ها………
گاهی اوقات،
حتی دو تا خط موازی هم بهم میرسن…
درست زمانی که،
یکیشون حاضر میشه بخاطر اون یکی خودشو بشکنه….
گاهی باران همه دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه تنها شدنش میبارد
گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک
بگذاری کف دستت
و
بسپاریشان به دست باد
تا
بروند و سهم دیگران شوند…
گاهی باید خلوت کسی را شکست تا بداند به یادش هستی و دوستش داری…
گاهی برای تو دلتنگ میشوم
از من مرنج نگفتم همیشه گیست
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
این حس من تداعی احساس بچه گیست ♥
گاهی برای خودم دلتنگ میشوم, برای خودم که به تو هدیه کردمش
گاهی برای رسیدن به عشق فقط باید غروررا کنار گذاشت و اعتراف کرد…!
گاهی برف
شالی سپید می شود
بر گردن باد
میبینی…؟
گاهی به جای عاشقت هستم باید گفت:
عادتت کردم.
زیرا که تنها این گونه توانستم معمای عشق های زنده به گور شده را حل کنم!
گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن … رفتن از دست “همـه” برمی آید
گاهی به فکرت هستم
اما
بیشتر
سرم به غیر تو
گاهی به قدری دلم برایت تنگ میشودکه حاظرم حتی بادیگری ببینمت…
گاهی به همسرت بگو دوسش داری اونوقت میبینی چقدر زندگی زیباست
گاهی بی بهانه دل م می گیرد
نمی دانم دلها بهانه گیرند
یا بهانه ها دلگیر…
گاهی تو را می خواند و نمی شنوی
تو را می بیند و نمی بینی
عشق همیشه جلوتر از توست…..
گاهی جلوی آینه می ایستم… خودم را در آن می بینم… دست روی شانه هایش می گذارم… و میگویم چه تحملی داری…!
گاهی حس می کنم عشق را نِسیه به من داده ای
گاهی دربرابر خاطرات توقف کن و یادآور دوستیها و رفاقتها باش امیدوارم سهم من از این تجدید خاطرات یک یادت بخیر ساده باشد.
گذشت و مهربانی یک زن به خاطر ضعف او نیست بلکه از لطافت روح اوست.
گذشتم از هر حوسی تا تو به مقصد برسی…
گذشتی از منو ساکت نشستم!
گذشتی از منو دیدی که خستم!
تو یادت رفته که توی چه حالی کنارت بودم و زخماتو بستم
گر با گرگ ها زندگی میکنی
زوزه کشیدن را بیاموز………
من در روزگاری زندگی میکنم
که تنها خدایش از پشت خنجر
نمیزند…….!!
گر تو آن میوه ی ممنوعه ی عالم بودی
من همان حوای بی پروا ز راندن میشدم
گر تو باشی می توان صد سال بی جان زیستن
بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن….
گر حال تو همچون منه آشفته خراب است
گرخواهش دلهای من و تو بی حساب است
ای وای به حال هر دوی ما…………..
گر در کنار او بنشینم چه می شود
از دست او ستاره بچینم چه می شود
گفتم چه وقت جان دهم پیش چشم تو؟
او ناز کرد و گفت ببینم چه می شود..
گر عشق نباشد همه مرده متحرک میشیم بزار عشق در جونت زنده باشه.
گر مستی چشمان سیاه تو گناه است
من طالب آن مستی و خواهان گناهم
گر مُرده ای، بیا و مرا ببَر…
و اگر زنده ای هنوز…
لااقل،
خطی، خبری، خوابی، خیالی،
بی انصاف…!
گر میان هر نگاهی سوت غمگینی شنیدی
یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد توست
گر میخواهی دروغی نشنوی، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن
گر چه چاه نبودی، ولی…
فرو بردی مرا در خودت..
گر چو فرهادم بتلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز مى ماند ز من
گرازیادم رودعالم*تواز یادم نخواهی رفت *به شرط انکه گهگاهی*تو هم ازماکنی یادی*تو شمعی هستی درقلبم *که خاموشت نخواهم کرد*فراموشم مکن هرگز*فراموشت نخواهم کرد*

گربیایی دهمت جان، گرنیایی کشته غم / من که بایستی بمیرم چه بیایی چه نیایی..
گرجفای روزگار تکه کندقلب مرا روی هرتکه نویسم اسم زیبای تورا…
گرجه از فاصله ی ماه ز من دورتری ولی انگار همینجا وهمین دور و بری، ماه میتابد وانگار تویی میخندی،، باد می اید و انگارتویی میگذری!
گردلت گرفت… سکوت کن…! این روزهاهیچ کس معنی دلتنگی رانمیفهمد
گردنم درد میکند!
از همان وقتى که همه چیز را به گردن من انداختى!
دوست نداشتنت را…
بى‌توجهى‌هایت را…
رفتنت را…
گرسنه ی عشقم گذاشتی ک حریصم نکنی!
اما ندانستی یک عاشق گرسنه حریص ک میشود ب هر آغوشی چنگ میزند!!!
گرغریبان به تمنای وصال توخوشند من شب وروز به یک وعده ی دیدار خوشم.
گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم
که صد دریای آتش از شراری می‌شود پیدا
گرفته دلم، کجایی که سرم را بگذارم بر روی شانه هایت،
تا پی ببرم به آن دل پر از نیازت،
تا تو را در میان بگیرم، تا همانجا در آغوشت برایت بمیرم…
گرم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم؛
تورا من چشم در راهم.
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم…
گرماى دست نوازشگر تو / مرحمه زخماى کهنه منه/
طپش چشمه ى خون تو رگ من / تشنه همیشه با تو بودنه.
گرمترین بوسه ها را نصیب کسی کن که در سرد ترین لحظه ها به یاد توست . . .
گرمیه دست نوازشگر تو / مرحمه زخماى کهنه ى منه /
تپش چشمه ى خون تو رگ من / تشنه همیشه با تو بودنه.
گرچه آب رفته باز آید به رود
" ماهی " بیچاره اما مُرده بود
گرچه آلوده دنیای غریبم اما / سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم
دستانم اگر عاطفه را می فهمند / با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم
گرچه الوده دنیا فریبم اما سینه ای پاک به
پهنای صداقت دارم دل من عاطفه را می فهمد
باکسی سبز تر از عشق رفاقت دارد
گرچه الوده دنیای غریبم اما…
سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم /دل من عاطفه را میفهمد…
خوشحالم با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم
گرچه ای دوست غرور دلت احساس مرا درک نکرد
آفرین برغم عشقت که مرا ترک نکرد
گرچه درمرام عاشقان صبر معنی ندارد…..
اما عشق بی صبر قطعاحسرت می آورد…..
گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها را
تو فراموش نکن آنچه میان منو توست…
گرچه سبزی، سبزم
گرچه شادی، شادم
من به شیرینی تو فرهادم
نازنینم، عمرم
عید آن روز مبارک باشد
که تو آبادی و من آبادم
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است ولی دلم دیگر طاقت فریادهای تورا ندارد کمی با من حرف بزن…
گریه نشانه ضعف نیست گاه نشانه یک بخشش است گاهی یک فداکاری گاهی یک ظلم گاهی هم نمایانگر عظمت یک عشق
گریه نمیکنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم میزنه
مرد برای رفع دلتنگیاش
گریه نمیکنه قدم میزنه
گریه نکرده ام از وقتی نیستی، هی گرد و خاک می رود تو چشمم
گریه هامو تو ندیدی
هر چی گفتم نشنیدی
من کدوم عهد رو شکستم
که تو اس ام اس نمی دی؟!
گریه هر شب من شده عادت تنهای عشق تو تو دل من شده باعث رسوایی وای از تنهای، قلب دیونه ی من هنوزم دوست داره همدم گریه من شب این در دیواره
وای از تنهای
گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت, دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر میکنم
گریه کردم تا بدونی زندگی بی تو نمی شه
اگه دستمو بگیری از غرورت کم نمی شه
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غرروره
مرحم این راه دوره..
گریه کن!
گاهی ابرها هم از ترس تنهایی می بارند
گریه کن… بشین
عکس عشقتو.. و ببین
ولی جای گله نیست
عاشقی یعنی همین
گستاخی خیالم را ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمیکند
گفت :بگو ضمایر را،
گفتم :من من من من من من
گفت :فقط من؟
گفتم :ترکم کرده اند، تنهایم…
گفت :دیوان ه وار دوست دارم
چه ساده بودم که نف میدم
به دیوانه اعتباری نیست
گفت دعاکن می آید, گفتم آنکه بادعا بیاید به نفرین می رود. خواستی بیایی بادعانیا…. بالد بیا!….
گفت سیکار نکش… دردهایم را برایش گفتم خودش کبریت کشید…
گفت فراموشت میکنم..
گفتم نمیتوانی..
رفت وبعد۱مدتی آمد
گفتم :دیدی نتونستی؟؟
گفت :شما؟؟!!
گفت ما ب درد هم نمیخوریم و رفت………………….
اما هیچگاه نفهمید که من او را برای
"دردهایم"
نمیخواستم
گفت من مجبورت نکردم عاشقم باشی… ولی… خودش مجبورم کرد دیگه عاشقش نباشم…!!!
گفت: دوستت دارم! هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد.
گفتم: خوب گشتی؟ گفت : آره
گفتم: اگه دوستم داشتی نمی گشتی…
گفتم :بیا! 
گفت :پاهایم یخ زده، رفتم به پایش سوختم گرم شدرفت بسوی دیگری..
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
به دلت کز دلم بدر نکنم
سخت تر زین مخواه سوگندی
گفتم برو چون می دانستم رفتنت بخاطرمن نیست بخاطردیگریست
گفتم دل ودین بر سر کارت کردم
هرچیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که هستی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بیقرارت کردم
گفتم دو لبت رابه چه تشبیه کنم گفت :نمک
گفتم دو لبت را بمکم گفت :نمک
گفتم شبای باستاره
گفتی ستاره بی ستاره
دلم واسه توجایی نداره
از وقتی گفتی میرم دوباره برمیگردم
فهمیدم یه عمر باید دنبالت بگردم
گفتم غم تو دارم، چیزی نگفت و بگذشت…
حافظ خوشا به حالت….
یارم گذشت و یارت….
گفتا غمت سرآید…
گفتم کاش این همه فاصله نبود
گفت حجم فاصله ها پر از شوق وصال اند
گفتم که ای غزال! چرا ناز می‌کنی؟
هر دم نوای مختلفی ساز می‌کنی؟
گفتا :به درب خانه‌ات ار کس نکوفت مشت
روی سکوت محض تو در باز می‌کنی؟
گفتم: فراموشت میکنم!
گفت: نمیتونی
رفت، بعد از یه مدت برگشت، گفت: دیدی نمیتونی!؟
گفتم: شما؟
گفتمت عاشق بگفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی خودت دیوانه ای!
گفتند دوسش داری؟
گفتم تمام زندگیمه.
گفتند دوست داره؟
گفتم این تنها سوال زندگیمه!!!!!
گفتند عشق چند بخشه؟
گفتم :ای آقا کارش ازبخش وروستا و شهر و کشور گذشته، عشق من یه دنیاست
گفتنِ “دوستت دارم ” نظر لطفم نبود!!
نظرِ دِلم بود…
گفته باشم! من درد میکشم، تو اما چشم هایت را ببند، سخت است بدانم می بینی و بی خیالی.
گفته بودم :که هیچ وقت بی من نرو… به خیالش به آبادی رسید؟ نه…!
چراغی که درسیاهی می درخشد،، چشم گرگ است…!
گفته بودم اگربروی بی تو می میرم واگررفته ای وهنوزنمرده ام ازبی کفنی زنده ام
گفته بودم با دلم بازی نکن حالا ببین خرابش کردی… دیگه عاشق نمیشه!؟
گفته بودم بدون تو میمیرم! نمردم! ولی زندگی هم نمی کنم دیگه!!!
گفته بودم بی تو سخت میگذرد بی انصاف!
حرفم را پس میگیرم
بی تو انگار اصلا نمیگذرد…
گفته بودم لب تَر کنى میمیرم برات…
اما نه اینکه لب هایت با لب هاى دیگرى تَرشود….
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر باره گناهی نکنم
بوسه دادی و چو برخواست لبم از لب تو توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
گفته بودی :چرامحو تماشای منی؟
انچنان مات که یک دم مژه برهم نزنی!
مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود
نازچشم تو به قدر مژه برهم زدنی
گفته بودی دستهایم از خودم تنهاترند…
دستهایم مال آن تنهاترین دستان تو…
گفته بودی لب ترکنی هرکاری
بگویی انجام میدهم….
امانگفته بودی لبانت رابرلبان
دیگری ترمیکنی…
گفته بودی پاییز که تمام شود
به سراغ رویاهایم می آیی
تا دلت را پیشکش عاشقانه هایم کنی
من جوجه هایم را شمرده ام
ببین تو نیامدی
گفته بودی ک چرا محو تماشای منی انچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که از دست نرود ناز چشم تو ب قدر مژه بر هم زدنی
گفته بودی که اگر بوسه دهی توبه کنم
و دگر باره ازین گونه خطاها نکنم
تا که برخواست لبم از لب تو
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
گفتَم: تَمامِ وُجودَم از آنِ تو بود
مُشکِلَم چیست که با مَن چنین می کُنی؟
گفت: آنقَدر خوبی که حالَم را بِهَم می زَنی
گفتی :فراموشی کار ساده ایست… تو فراموش کن! من این ساده ها را بلد نیستم.
گفتی :ما به درد هم نمیخوریم… اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخواستم…
گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا …….. جان عاشق ، چشم عاشق آب هست و خواب نیست..
گفتی اینقدر عذابم میدی تا پشیمون شم از دوستی با تو ولی نمیدونستی این عذاب کمتر از پاداش نیست وقتی شکنجه گر تویی
گفتی برو به زندگیت برس ولی هیچوقت نفهمیدی وقتی بری بهت نمیرسم
گفتی به شرفم قسم که تنهایت نمیگذارم…
شرفت ماند پیش من گرو…
حال بگو ببینم
بی شرف..!
کنار او بی من خوش میگذرد؟؟؟
گفتی به ماه نگاه کن یاد من باش به یاد لحظه های سرد من باش
انگار روزو شبم بی ماه نمیشه به خدا یادتم بی ماه
گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد شقایق هست اما تونیستی چه باید کرد?
گفتی دمی با من بمان
در ساحل ام پهلو بگیر
گفتم گرفتارم مشو
ای ماه خوب سر به زیر!
گفتی دور منو خط بکش کشیدم حالا تو در محاصره منی
گفتی دوست دارم ب تعداد تمام قطرات بارانی ک بر روی صورتم چکیده و بدان من هم دوستت دارم ولی تو چتر بر روی صورت داشتی
گفتی سحرشده هنوزبه عشقت بیدارم، گفتم ازسرشب تاحالاازدلتنگی ات بیمارم، بگوازآن حرفهای عاشقانه ات تابگویم که آرامم، تابگویم به هوای بودنت است خوشحالم.
گفتی شتاب رفتن من از برای توست / آهسته تر برو که دلم زیر پای توست..
گفتی قیدت را بزنم اما ندانستی که دوست داشتن من از اول هم بی قید و شرط بود!
گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ، دیروز گذشت و آخرش امروز است!
گفتی من خیلی حساسم
و تو یه خورده بی خیال
و نمیدونستی یه ذره بی خیالی تو چه آتیشی به جونم میندازه
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
گفتی که بی تو ماندن سهل است ای دریغا؟
تنها به عشق رویت، ای عشق زنده هستم… √
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
گفتی: بگوی عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق توام، تو بگو یار کیستی؟
گفتی:"منو فراموش کن"
اما بپرس "ارزش به یاد موندنو داری؟؟؟ "
گفتی:
شاید برگشتم..
هنوز زنده ام!
به امید همان “شاید”..
گل باغ منی، کاشکی بمونی
به امیدتوکردم باغبونی
اونوقت غنچه بودی، بویی نداشتی،
حالا که گل شدی بادیگرونی
گل را یک روز تو را هر روز گل را تا وقت پژمردن تو را تا وقت مردن دوستت دارم
گل فرستادم، تو بو کن، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن
اگر مردم فدای تار مویت، اگر ماندم، که باز آیم به سویت…
گل من غصه نخور گریه سهمه ادماست/ترو تازه بودن گل مال اشک شبنماست/ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه/اونی ک غصه نداشته باشه هرگز ادم نمیشه
گل نرگس فدای رنگ و بویت نصیب که می شود دیدار رویت
گل های بهشت سایبانت
یک دسته ستاره ارمغانت
صد باغ پراز سوسن و گل
با"عشق"تقدیم ب قلب مهربانت
گلاره چوم،یارخوش پوشم*زجر دورید هابان دوشم*دستت بی بلا ارا پیامد*ارا شیرینی لفظ کلامد*هر روزدعاگو خودوکسدم*ثانیه گردان ساعت دسدم
گلم، عمرم، نفس، جونم♡
من و ببخش…
خطا کردم…
من این زندگی رو بی تو
نه میخوام و نه میتونم
گلمی نازگلمی گل خوشگلمی به خدا هر جاباشی تودلمی!
گله من گلدون نو مبارک….!!!
گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من در روزهای بدون تو
گلهای جهان تقدیم به کسیکه نمیدانم دریادش میمانم یابرایش خاطره میشوم!
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
گلویم را ببوس!
بگذار بوسه ات، بدرقه ی راهی شدن این “بغض” باشد.
گلی جون
وقتشه
دیگه از راه برسیا
عزیزم
وقتشه
دیگه از راه برسیا
گم می شود
صدای قدمهای عشق
حوالی مرداب هوس
به شکوه عشق قسم که نیلوفر
ارزش چشمک زدن ندارد….

گمان کرده ای اشک هایم آب راکدند…
خیر… بعد از رفتنت
باهربادی طوفان به پا می کنند…!
گمان کنم به بوی عطرش حساسیت دارم, همین که در هوای ذهنم میپیچد…
از چشمانم اشک می آید…
گمم نکن!
درگوشه ای از حافظه ات آرام مینشینم. فقط بگذاربمانم…!
گناه نه! چاره ای نبود… طعم سیب می داد لبهایش! طاق زدم بهشت راباآغوشش…
گناه نه…..!!
چاره ای نبود….!!!
طعم سیب میداد…. لبانت!
من بهشت را با آغوشت طاق زده ام!!!
گناهانم را دوست دارم… بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام. می دانی! آنها واقعی ترین انتخابهای من هستند. مثل تو… زیباترین گناه من…
گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز
بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم…
من می گریستم به اینکه حتی او هم
محبت مرا از سادگی ام می پندارد…
گنجشکی برسر جنازه گربه ای میگریست،
که خدایا اکنون با اینهمه زندگی چه کنم…؟
گه گاهی دریا هوس میکنه سری به ساحل بزنه
مهم نیست که ساحل دستشو نمیگیره
مهم اثبات وفاداریه دریاست…
گهگاهی مرور میکنم خاطراتمان را…
اما حیف…
مگر کپی برابر بااصل میشود..!!!
گهگاهی هم به اسمون نگاه کن شاید پرندهی خسته ای مثل من محتاج اشیونه گرم دلت باشه…
گور پدر همه ی فال های قهوه
" من تو را دوست دارم.. "
بعد از این فقط چای می خورم……!!!!
گورپدراین صندلی ک میگویید :"من یک نفره ام"
هندسه ی عشق
جای مراباز میکند
کنارتو.
گوش تلفن کر, امشب"دوستت دارم"را در گوش "خودت"
خواهم گفت…
گوش کن لعنتی………!
اینی که من می کشم…. درد بی تو بودن نیست….
تاوان با تو بودنه…….!
گوشه ای می گریستم
عابری گفت:
حالتان خوب است؟
گفتم خوبم!
تنها تکه ای تنهایی
توی چشمم رفته است..
گوشه ندارد که یک گوشه اش بنشینم
و نفسی تازه کنم…
گرد گرد است
این زمین
این روزگار
گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی کافیست، متین جان من تورا به تمام نگاه خدا میسپارم
گوشه ی اتآقم، غرق ِ عطر ِ مرگ ِ گل هآیی ست،
که دآنه دآنه زندگی شآن رآ کش رفتم،
تآ فآل بگیرم، آمدنت رآ….
گوشیتو ۹۰ درجه بچرخون
() – –
– -؛ (
() _ _
این اشک دلتنگیه منه
گویند ز عشق کن جدایی
این نیست طریق آشنایی
پرورده ی عشق شد سرشتم
جز عشق مباد سرنوشتم
گویند غروب جایی است که آسمان زمین را می بوسد امشب برایت غروب میکنم آسمان من کجایی؟
گویند که خو ز عشق واکن/لیلی طلبی ز دل رها کن/یارب تو مرا به روی لیلی/هرلحظه بده زیاد میلی
گوینددل دادن دست تودیوانگیست اماندانستن کسی جزمن دیوانه تو نیست…
گوینــــــــــــــــــــــــــــــد : غروب جاییست که زمین و آسمان را می بوسد امشـــــــــــــــــــب برای تو غروب میکنم !!!!!
گویی رگ خوابم را زده باشی
غم ندیدنت بند نمی آید
ترسم از ان است
بی آنکه حتی خوابت را دیده باشم
از خواب به خواب روم
گویی پدر ژپتوی نجار از سرما، پینوکیوی عزیزش را در اجاق می سوزاند، اینگونه که تو مرا…

گیرم که تو عاقل…….
بزرگ و زخم خورده و پشت دست داغ کرده…!
با کودک درونت چه میکنی… که محتاج لبخندی بی ادعاست….!!!
گیس عشق ما بلند شده
می باید قیچی اش کنیم
وگرنه،
تو را و مرا می کشد.
گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش
معشوقه بودن است و بریز و بپاش ها
گیسوان تو شبیه است ب شب, اما نه
شب که اینقدر نباید به درازابکشد…
ھرچہ "دلم" را خالے میکنم باز پر میشود. عجب برکتے دارد… دلتنگیت.
ی تو اما عشق بی معناست، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم، بی جاست، می دانی؟
ی حس خوب یعنی..!
درست وقتی فک میکنی کسی به فکرت نیست عزیزت بهت اس بده*
ی خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
ی عاشق میگه:
اگه اتفاقی واست بیفته، میمیرم
اما…
ی رفیق میگه:
اگه بمیرمم نمیذارم اتفاقی واست بیفته..!!
یا ایها المخاطب خاص:
هر یک ساعت بدون تو برای من شصت دقیقه میگذرد…
بععععععععععععله…
یا رب به خدائی خداییت
و انگه به کمال پادشاهیت
از عمر من آنچه مانده بر جای
بستان و به عمر لیلی افزای
یا رب تو خودت محافظ عشقمان باش
یا رب مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من رسم به یار یا یار به من
یا هردو بمیریمو به پایان برسیم
یا من دنیا را سخت گرفته ام یا شاید هم دنیا تو را از من سخت گرفته است که اینگونه گریه میکنم……
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم، اعتباری داشتیم ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم!
یاد اون شب هایی بخیر که تا صبح اس ام اس بازی میکردیم!
و آخرش مینوشتی کاش الان پیشت بودم!!
یادمان باشد تاهستیم به یاد هم باشیم"موقع رفتن فریادهاهم صدایی ندارد…
یادمان باشد، از امروز خطایی نکنیم
ازاین پس به گذشته اعتنایی نکنیم
یادمان باشد، اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم…..
یادمان باشد؛
در این گرانی احساس مان را خرج بی احساسی های کسی نکنیم…
که سرانجامش ورشکستگی است…
یادمان باشدازامروزخطایی نکنیم
گرچه درخویشتن شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشداگرخاطرمان تنهاگشت
طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
یادنگاهت بر دل زخمی من اینگونه فرمان داد که بعد خدا عشق تورا بپرستم
یادکردن دوست "جرم" نیست، تو یاد کن. اگر"محکوم" شدی "حبسش" با من..!
یادکردن
"جرم"
نیست، تویادکن…. اگر
"محکوم "
شدی
" حبس"
بامن….!
یادگاری می نویسم بر. بربرگ گندم فراموشم نکن باحرف مردم
دوستدارشما وخاک کف پای شما
یادگاری هایمان را وقت جدایی یادت هست؟ تو قلب شکسته ام را هدیه دادی و من با اشک دعای خیرم را
یادگرفتم همیشه کسی رادوست بدارم که ویران کده قلبم رابه صد آبادی نفروشد
یاران این زمانه مثل گل انارند، از دور جلوه دارند، نزدیک بو ندارند
یاران ب خدا بی وفایی نکنید! باعاشق دل خسته جدایی نکنید! یا آنکه وفا کنید تا آخر! یا آنکه از اول آشنایی نکنید.
یارب تودل مراپر از غوغاکن/من گمشده ام زخود مراپیداکن/گرغیر تو دردلم کسی جای گرفت/ قلبم بشکاف ودرجهان رسوا کن/
یارو از زنش میپرسه :از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟
یافتنت را
هزار بهانه ساختیم
هزار بهانه داریم
تو را نه

یاقوت لب لعل تویاقوت مرا قوت
یاقوت نه هم نام لب لعل تو یاقوت
بردی دل من من از تو آن میطلبم
از گم شده خویش نشان میطلبم
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
مرجان لب لعل تو مرجان مراقوت
قربان وفاتم به وفاتم گذری کن
تابوت مگر بشنوم از رخنه تابوت
یعقوب نیستم اما بوی پیراهن تو قلبم را بینا میکند…
یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتى کنارت نیست
کور بودن بهتر است…!
یقین دارم وقتی میبوسمت خداهم دلش میخواهد جای من باشد…
یلدا جشن گرفتن ندارد وقتی سال من سیصد و شصت و پنج شب یلدا دارد…
بی تو…!!!
ین روزا بدون تو کابوس
داره از غصه دلم میپوسه
حتی فکرشم عذابم میده
ی نفر دیگه تورومیبوسه….
ین شعرها را باید گذاشت درکوزه
و آب شان را خورد
وقتی هنوزعرضه ندارند
تو را عاشق کنند!
ینقدر کﮧ برای "خر" کردن من سعے کردے
براے خودت وقت میگذاشتے حتما "آدم" میشدے
یه امشب جای من باش
جای اونی که چشماش
به در خشک شد ولی عشقش نیومد…
یه امشب مال من باش
مال مردی که دستاش
بجز دست تو همراهی نداره
بذار یادت بیارم چجوری بیقرارم
دل من غیر تو راهی نداره…
یه بوس برات کنج لبات یه چسب بزن که در نره از رو لبات!!
یه بوسه یه حقه عاشقانه‌ست برای وقتی که کلمات در بیان احساسات عاجز است . می‌بوسمت!
یه بووسه یه حقه عاشقونست برای وقتیکه کلمات
برای بیان احساسات عاجزاست…
یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه من بود
به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود 🙁
یه جوری دلم تنگ میشه برات
محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمی تونی حتی خودت
جای خالیتو تو دلم پر کنی….
یه حالی دارم این روزا
نه آرومم نه آشوبم!
به حالم اعتباری نیست
توکه باشی منم خوبم
یه خواهش بعد برو
,,
,,
,,,
,,,,,
پادزهر بوسه های سمی ات چیه???
یه دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم
پسره میگه :ممنونم از هشدارى که بهم دادى!!!
یه دقیقه سکوت"
به احترام اونهایی که در حسرت نگاه تو مردند.
یه دوست پسره ﻗﺪ ﮐﻮﺗﺎﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﺕ ﮐﻮﺗﺎﺱ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ…
ﺑﺎ ﻧﯿﻢ ﻭﺟﺐ ﻗﺪﺕ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻣﻮ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ!.
یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و دیگری آرامش کند
یه روز ستاره ی آرزوها از آسمون اومد پایین و به من گفت یه آرزو بکن. من تو رو ازش خواستم گفت :راستش شرمندم، من تو کار بنجل نیستم
یه روزی یه نفر وارد زندگیتون میشه و شما از اونایی که گذاشتن رفتن به خاطر رفتنشون تشکر میکنید..
یه زمانی میرسه که یه غریبه بدجوری برات آشنا میشه
دیشب هرچی نگاهش کردم که یه نشونه از غربت توچهره ش ندیدم
آشناترازمن بود…
یه سری چیزا هست که فقط تو داری مثل : دستای گرم چشمان زیبا صدای خوش لبهای شیرین قلبی اکنده از مهر و دوستی صمیمیتر از عشق..
یه عاشق میگه :اگه اتفاق واسه تو بیافته میمیرم…………….. اما یه رفیق میگه :اگه بمیرم هم نمیذارماتفاقی واسه تو بیافته (رفیقم)
یه عمری ضربه ها خوردم ولی بازم پیشش موندم
ما دو تا جفتِ هم بودیم، روو عشقِ هم قسم خوردیم
اما. رفت از پیشم ای وای… منو دل هر دومون مردیم…
یه قانونی هست که میگه اگه بری کره مریخ
اونجا یک نخ سیگار بکشی
بابات یهو اتفاقی از اونجا داره رد میشه! باور کنید
یه قطره اشک میریزم تو دریا تا زمانی که پیداش کنی دوست دارم
یه قلب برات کشیدم میون موج دریا تو ماسه هاش نوشتم دوست دارم یه دنیا
یه قلب ساده از تو/عشق و علاقه از من فقط و فقط تو گل باش / ریشه و ساقه از من
یه لحظه هایی تو زندگی آدم هست…
چند دقیقه بیشتر نیست ها….
ولی یادش تا آخر با آدم میمونه!
یه لوقمه نون یه کاسه ماست یه عشق پاک یه حرف راست رفاقت بی کم و کاست مرام ماست
یه مدت میخوام ول کنم زندگی رو.
بذارم کنارعشق و دیوونگی رو.
چشامو رواونی که میخوام ببندم.
یه مدت باهیچ کی نگم و نخندم.
یه مرتبه اى از عشق هست که دو طرف

در اون هزینه هایى که به خاطر هم پرداخت کردنُ یکى یکى میشمارن

بعد از این مرحله دیگه هیچ چیز مثل سابق نمیشه . . .

یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفرش بهم نخوره.
اگه کسی رو دوست داشتی برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن
یه مردی رو تصور کن که به دوستاش میگه:
بچه ها زندگیم عصبانی میشه… نمیتونم بیام…
یه نفر با انگشت روی خاک می نوشت:رفیق رفیق. پرسیدند:چه می کنی؟ گفت: چون میسر نیست من را کام او ،عشق بازی میکنم با نام او
یه هرکس که میرسی می گویی؛ آدم فقط یک بارعاشق میشود!!!
دروغ است
توباورنکن
مثلاخودمن…
هروزه، دوباره،
عاشقت میشوم
یه وقتا یه نفر باعث میشه حس کنی چیزی که تو رو رو زمین نگه داشته جاذبه ی زمین نیست…
یه وقتایی اینقدر حالم بده
که میپرسم از هرکسی حالتو
یه روزایی حس می کنم پشت من
همه شهر می گرده دنبال تو
یه وقتایی باید یکی کنارت باشه…
کاری نکنه، حرفی نزنه ها…
******فقط باشه…. ******
یه وقتایی حس آخرین بیسکویت مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم… شکسته وتنها…
یه وقتایی خیلی لازمه یکی "کنارت" باشه…
نه که کاری بکنه ٬
حرفم نزنه مشکلی نیست..
فقط باشه…
همین!!!
یه وقتایی دلت میخاد یکی از پشت سر چشاتو بگیره و ازت بپرسه که من کی ام؟ تو هم دستاشو بگیری و بگی که هر کی هستی بمون….
یکشب هوای گریه
یکشب هوای فریاد
امشب دلم
هوای تو را کرده است……
یکطرفه بودن همه چیز را نابود میکند….
از خیابانش گرفته تا احساسش….
یکی از بدترین چیزا تو زندگی انتظاره!
اما یکی از بهترین چیزا…
ﺩﺍﺷﺘنه ﮐﺴی یا چیزی، که ﺍﺭﺯﺵ این انتظارو داره!
یکی از زیباترین لحظه های زندگی گریه کردن از شدت خوشحالیه!
آرزوم اینه همیشه اشک شوقتو ببینم…
یکی از فانتزیام اینه ک برگرده و بگه که گذشته رو فراموش کن بیا بازم با هم خوب باشیم بعد دستشو بگیرم و برم تو افقه قلب ها محو شم
یکی از قشنگترین حس ها اینه که بعد دعوا
از نگاهش بفهمی
که هنوزم دوست داره…
یکی باش برای یه نفر…
نه خاطره ای مبهم در ذهن صدها نفر…
یکی بباید دست این خاطره هارو بگیرد ببرد گردش…. کلافه کرده اند مرا بس که نق میزنند به جانم…..
تنهایی…!!
یکی بود هنوزم هست، یکی رو دوست داشتم هنوزم دوسش دارم، آهای یکی، هنوزم تکی
یکی بود که اونم رفت…
کاش از اول غیر از خدا هیچکس نبود!
یکی بود'هنوزم هست'یکی رو
دوست داشتم 'هنوزم دارم 'اهای یکی'هنوزم تکی!
یکی بود، هنوزم هست!!!
یکی رو دوست داشتم، هنوزم دارم!
آهای " یکی "، هنوزم " تکی "!!!
یکی بود، یکی نبود مال قبلناست… حالا همه باشن و تو نباشی، هیچکس نیست..!
یکی بودیکی نبود زیراین سقف کبود۱غریبه آشنا دل و جونمو ربود، اینجوری نگام نکن گل یاس مهربون، اون غریبه خودتی همیشه باهام بمون!
یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش…
کلافه کرده اند مرا!!
بس که نق می زنند به جانم…
خسته شده ام از گذر خاطرات…
یکی داشت یکی نداشت
اونی که داشت توبودی
اونی که جز تو کسی را نداشت من بودم
یکی درد و یکی درمان پسندد…
یکی وصل و یکی هجران پسندد…
من از درمان و درد و وصل و هجران…
پسندم هر چه را جانان پسندد…
یکی دو روزبه که دارم ثانیه میشمارم / راستش بودن با تو تو سرم دارم / چه بیخیال چه ساده میگذری/بهم تهمت زدی خیانت کارم / خودت خوب میدونی خیانت تو کار من نیست
یکی را باور داشتن یک قدم بالاتر از دوست داشتن است. یک دنیا باورت دارم…
یکی را دوست دارم که میدانم او دیگر برایم یکی نیست، او برایم یک دنیاست
یکی من دادم و یکی من دادم و یکی من دادم و… آیا این رسم عاشقیست؟؟
یکی میگه :با عشق زمان فراموش میشه و با زمان عشق
یکی نوشت و دیگری خوند/بازم نوشت و دیگری خوند/یه روز اونی که مینوشت مرد واونی که میخوند موند/حالا من مینویسم تو بخون من می میرم تو بمون
یکی هست که میگه :زندگی خواب است………… وعشق رویای بی پایان آن……..
یکی پرسید اندوه تو از چیست؟؟؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟؟؟
برایش صادقانه می نویسم
برای آنکه باید باشدو نیست…
یگانه گنج که از روزگار میطلبم/دو گوهر است یکی عشق و دیگر آزادی/به راه عشق چو حاجت فتد سپارم جان/ولی نثار کنم عشق را به آزادی
۰ ۰
|/|/
//
دستاتو سفت گرفتم که یهو گمت نکم آخه بی تو من تنهام
۰من تو این دنیا سه تا دوست دارم… خورشید، ماه و تو. اولی رو واسه
خودم دومی رو واسه شبام ولی تو رو واسه تک تک لحظه هام می خوام
۱ :ﻟﻌﻨﺖﺏهمه ی قانونای دنیا
ک شکستن دل هیچ کسی پیگردقانونی نداره..!
۱بوس
۲بوس
۳بوس
۴بوس
از رونریاااآ… همینجوری بیا پایین.. بچه پرروووووو.!
۱همیشه ۱هست شاید در تمام عمرش نتونه بیشتر از یک باشه. اما بعضی وقتا میتونه خیلی باشه :۱نگاه ۱سرنوشت ۱خاطره ۱یار…
۲ چیز همیشه یاد آدمهاست :دوست خوب و روزهای خوب… اما یه چیز هرگز از یاد آدمها نمیره. روزهای خوبی که با دوستان خوب گذشت…
۲۰ نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنن لب نمیزنی ولی دوست داری تره ای رو بخوری که "اون" هیچوقت واست خورد نمیکنه…
۲۲nya ۱۲nee
نتونستی بخونیش
نوشتم :تو دنیا یه دونه ای
۳تاستاره تقدیمت میکنم. یه ستاره پربوسه که دلم بی تونپوسه. یه ستاره پرامید، واسه هرکی که تورودید. یه ستاره پررویا که قشنگه باتودنیا
۴فصل خداکه همیشه هستش… 
اماروزگارمن فصل پنجمی داره بنام تو، بهوای تو
‌عصر‌ى‌ که‌ شرم‌ و حق‌
حسابش‌ جد‌ا ‌است‌،
و ‌عشق‌
سوء تفا‌همى‌ ‌است‌
که‌ با «متاسفم‌» گفتنى‌ فر‌اموش‌ مى‌شود
’̿’̿ ̵͇̿̿̿з= (•̪●) =ε/̵͇̿̿/’̿’̿ ̿………. ▌…….. ……… / ……..
هیچکی از جاش تکون نخوره
بوس بده بیاد
“ دوستت دارم “ را برای هر دویمان فرستادی!
هم من، هم او، خیانت میکردی یا عدالت؟
“ عشق و محبت ” ردپای خدا در زندگیست امیدوارم زندگیت پر از ردپای خدا باشد
“تو بامن باش”
من دست همه اتفاق ها را میگیرم که نیفتند!
“دلم گرفته برایت” زبان ساده ی عشق است
سلیس و ساده بگویم دلم گرفته برایت!
“دوستت دارم” هایت را به کسی نگو
نگه دار برای خودم
من جانم را
برای شنیدنش
کنار گذاشته ام…
“عاشق” که میشوی،
همه چیز “بی علت” می شود…
و تمام دنیا “علت” میشود،
تا “عشق” را از تو بگیرد..
__________________
“عشق من”
تو تنها بتی هستی که شکسته هایت هم برمن، “خدایی میکند
” میخواهمت ” …
این خلاصه ی، تمام حرفای عاشقانه دنیاست …!!!
”عشق چیز عجیبی نیست.
همین است که تو دلت بگیرد
و من نفسم… ”

تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟؟ دو تا عاشق. دوهمراه که بی هم می میرن. با هم خاکی میشن, بدونه هم زیره بارون نمیرن, کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن.

له دلم پرسی بو وا رشپوشی له جیاتی شراب هه رغم ئنوشی وتی بو یارم زور به په روشم هینده م خوش ئوه زیاتر له خوشم

گاهی فکر می کنم کار تو “سخت تر” از من است!!

من یک دنیا دوستت دارم و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمی کنی…


روزهاست ازسقف لحظه هایم یادتومیچکد! اگرباران بندآید، ازاین خانه میروم..
♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡
هزار کلمه برجای خالی ات ریختم اماپرنشد…
به گمانم از جنس بی نهایتی..
♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡-♡

همچنین ببینید

عاشقانه – ۱۱

من ۶دنگ حواسم به نام توئه! بعد تو حواستو به یکی دیگه اجاره میدی!من پرستوی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *