خانه / عاشقانه / عاشقانه – ۲۵

عاشقانه – ۲۵

میخواستم که خواب و خیال خودم شوی
رویا شوی، امید محال خودم شوی
در من دوید لرزه و سرگیجه ام گرفت
آوردمت دلیل زوال خودم شوی

میخوام این بار با همه عاشقا فرق داشته باشم میخوام عاشقت باشم ولی خیلی متفاوت عزیزم من آشغطم متفاوت متفاوت
میخوام اینو بهت بگم که چقد عزیز شدی/شک نکن به عشق من سر چیزای بیخودی

میخوام دنیا رو بدم برام تنگ کنن.
به اندازه ی اغوش تو.
تا وقتی به اغوشت میرسم..
بدانم همه دنیا از ان من است….
میخوام دور تو بگردم همیشه
تو خورشیدی و من کل زمینم
میخوام کم شه از عمر من ولی باشم یکم پیشت/ ازم اغوش بسازیو بشم مغلوبه اتیشت

میخوام که وقتی خوابی کنار تو بشینم ♥ اگه یه وقت خوابم برد باز خواب تو رو ببینم♥عطر نفس های تو، به تنم بپیچه♥ کاش بدونی زندگی بی تو هیچه♥
میخوامت نه به خاطر رفاقتت، نه به خاطر صداقتت، نه به خاطر شرافتت، رشادتت، حسادتت…
میخوامت به خاطر خود کثافتت….!
میخواهم ازدست تو علف خوارشوم!!!!
بس که مرا خر فرض کردی….
میخواهم این راهی که من وتو آمده ایم را ازابتدا ویران کنم تا هیچ کس به اینجایی که ما رسیده ایم نرسد…
میخواهم با تو و به یاد تو محو بشوم
من هستم
افق هم هست
تنها تو فانتزی من باش…
میخواهم بدانم…
زیر نگاه های عاشقش چه میکنی؟
من..!
من چی؟ یادت هست؟
میخواهم بنویسم، از تمام دنیا، از تمام عاشقان دنیا، میخواهم بگویم اندکی از سپیدی عشق باقی مانده!!!!
میخواهم به یادم باشی…
اگر تو به یادم باشی
عین خیالم نیست
که همه فراموشم کنند…
(هاروکی موراکامی)
میخواهم مچاله و خیس
در آغوشت بمانم از پهن شدن بر بند خاطرات
متنفرم…
میخواهم و معشوق و زمانی و زمینی
کو باشد و من باشم و اغیار نباشند
میخواهم گره بخورم در تو!!!
آنقدر سخت که با دندان بازم کنی…
میخواهمت‌
ولی‌
دوری‌
خیلی خیلی دور…
نه دستم به دستانت میرسد
نه چشمانم به نگاهت…
میخواهی یواشکی بوست کنم بعدش بگم من نبودم لبم بود تقصیر این دلم بود
میخواھم از زیبایی چشمانت دنیایی بسازم کھ ھمھ عاشق دنیایم شوند.
میخورم خون دل و مردمک دیده سزاست
که چرا دل به جگر گوشه مردم دادم
میدانم از آن غریبه هایی اما هنوز به تو می اندیشم چه گناهکارم من!
میدانم از خود خواهی است که تو را برای خود می خواهم
و تو هم انقدر رئوفی که خود را متعلق به همه میدانی…!
میدانم خیلی وقت است که ارزان شده ام
چانه میزنم تا به مفت نفروشی ام
میدانم که تودر دوردست ها به من فکر می کنی. به این که هنوز وجود دارم. این فکر برای من کافیست ومرا به اینده پیوند می زند.
میدانی بهشت کجاست؟!
یک فضای چند وجب در چند وجب!!!
میان بازوان کسی که دوستش داری
میدانی!
عاشق روزهایی هستم که خوشحال ببینمت، حتی اگرنفهمم چرا!!!
میدونم یه روز مثله من اینجا تو هم با غصه هات هم تخت میشی …

من اونقد مرد بودم که ببینم تو داری با کسی دیگه خوشبخت میشی …

میدونى فرق تو با کبوتر چیه؟ اون از قشنگیش اسیر می شه ولی تو با قشنگیت اسیر می کنى
میدونی الان دارم چی می خورم؟ حسرت یک لحظه دیدنت؟
میشه نوازشم کنی؟
وقتی گرفته حالم
میشه ببندی بالمو؟
آخه شکسته بالم
میفرستم این پیامک را به دوست / ای پیامک صورت او را ببوس
میفهمم… احساس آن دخترکی را
که دید…
عروسک آرزوهایش را در دست دختر همسایه
میلادم… دوست دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم.
عاشقانه های ما پایانی ندارند..
میلرزم
سرد بود…
آب پاکی که روی دستانم ریختی…!!!
میلیون میلیون تُن صدا وجود داره…!
ولی فقط و فقط..
یکی شه که وقتی می شنوی..
دیونه می شی… فقط یکی… ♥
مینویسم (««دوستت دارم»»)…نمیدونم که میدونی؛ ولی میدونم که میخونی!!!!
مینویسم از تو ای زیبای من می سرایم از تو ای رویای من ای نگاهت سبز تراز سبزه زار مینویسم بی قرارم بی قرار
مینویسم دفتری با اشک و آه
در شبی غمگین و تاریک و سیاه
مینویسم خاطرات از روی درد
تا بدانی دوریت با من چه کرد.
مینویسم دیدار
تو اگر با من و دلتنگ منی
یک به یک فاصله ها را بردار
مینویسم شعری در وصف تو، عاشقانه هایم را مینویسم به عشق تو،
این هم حرف آخرم به تو: دوستت دارم بیشتر از دوست داشتنهای تو…
مینویسم" دوستت دارم" نگوو تکراریست..
شاید روزی نباشم که تکرارش کنم..
مینویسم….
د ی د ا ر
تو اگر عاشقو دلتنگه منی
یک به یک
فاصله ها را بردار
مینویسم، باز مینویسم، تا هستم تو را نفس میکشم و تو را مینویسم، راستی اگر برای تو ننویسم، کجا شانه های دلتنگی ام را بتکانم..
میکشم، میکشی، می کشد…
هر ۳ میکشیم اما
او ناز تورا…
تو دست از من…
و من…
میگفت تا ابد تنهایت نمی گذارم……… ابدش چه زود عفو خورد…..
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود…
اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید….
میگم :دوستت دارم
نگو نظر لطفته!
چون نظر لطم نیست، نظر دلمه…
میگم این یارو که اسمش افتاده بالای گوشیت خیلی خرابته….. هواشو داشته باش
میگم مر۳۰ بهش بر۳۰ با کمپر۳۰ نگی به ک۳۰ منو میبو۳۰ اگر نبو۳۰ خیلی لو۳۰.
میگم ی سؤال. من چرا نمی تونم ادد کنم
میگما
این یارو که اسمش افتاده بالای گوشیت خیلی عاشق خرابته
میگن :شبا فرشته ها, از ارزوی ادما, قصه میگن واسه خدا….! خدا کنه همین حالا, رویای تو هرچی باشه, گفته میشه پیش خدا…
میگن آدما دو دسته ان یکی دسته اول ودیگری دسته ی دوم!!!!
میگن اگه دلت واسه کسی تنگ شد :
نگاش کن! ندید
صداش کن! نشنید
دعاش کن…
میگن باران مظهردلتنگی های دوستان دورازهم است، ببین بادلم چکارکردی که توآسمونش برف میباره.
میگن بارون یعنی نقطه چین تا خدا، پس تا امتداد نقطه چین ها عزیزی……..
میگن بزرگترین ثروت هرکسی مهربونیشه… چطوری مایه دار؟؟؟
میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند راست میگن آخه یکی مثل تو میاد میشه قبلم.
تقدیم به فرشته گلی
میگن تو روزه محشر با کسی که دوسش‌داری همنشین میشی
چقدر واسه تموم شدن دنیا مشتاقم…
میگن تو زندگیه هر کس یه نفر هست که یواشکی دوسش داره.
آهای تویی که منو یواشکی دوست داری خودتو نشون بده
کصصصصصصافطططط
میگن خاک سرده مهر وعاطفه رو از ادم میگره عشقم مرد ولی جیگر هنوز داره اتیش میگیره…
میگن خدا به قلبهای شکسته نزدیکتره خدایا چندباردیگه بایدقلبم رو بشکنن تا صداش رو بشنوی وبیای پیشم؟؟؟
میگن دلتنگ نباش…
هه!
انگار به برف بگی سرد نباش…
میگن دلتنگی آخرش دوست داشتنه ، پس به خاطر همه ی دلتنگیام دوستت دارم !
میگن دوره اربابی تمام شد!
پس تو اهل کدوم تباری که من هنوز غلامتم.
میگن دوست داشتن بھ نگاھ آست….
من بآرھ آ نگاھ ش کردم تا شاید بفھ مہ…..
دوستش دارم
میگن زمین توقلب شما خیلی گرونه ماکه فقیرم میشه تودلتون چادر بزنیم. تقدیم به همه ی پسرای گل
میگن زندگی اشکی بیش نیست پس با اشک چشمم مینویسم :خدایا بهترینم را غم مده.
میگن زیباترین عشق، نگاه خدابه بنده هاشه…. سپردمت دست همون نگاه….
میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما قصه میگن واسه خدا
میگن عدد ۷ مقدسه
پس ۷ دفه دورت بگردم
۷۰دفه فدات بشم
۷۰۰دفه قربونت برم
۷۰۰۰دفه برات بمیرم
و اندازه ۷ آسمون دوست دارم
میگن عشق مثه یه ماسک میمونه؟ زمانی که از عشقت جدا میشی ماسکو میزنی تا نفهمه بدون اون چه زجری میکشییی♡♡♡
میگن عطر جدایی میاره…
اما من نمی دونم چه عطری بهت دادم که اینجوری ازت جدا شدم…
میگن غروب زمانیه که اسمون زمین رو می بوسه.. امشب میخوام غروب کنم اسمون من میشی؟؟؟
میگن وقتی قاصدک رو دوش گل سواره، خوشبختی میاره…
کاش بودی و میدیدی…
میگن پرنده ای راکه دوست داری رهایش کن؟.. اگه عاشقت باشه برمیگرده
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده
اشک که از آب زلال تره
پس چرا مسافر من برنمی گرده
میگن کلاغ ها خبرچین هستن، پس چرا خبر دلتنگی منو به تو نمیدن؟
میگن گرسنگی نکشیدی عاشقی یادت بره
روزه گرفتم فراموشت کنم
شدی دعای افطار و حاجت سحرم…
میگن یه ماه تو اسمون یه فرشته رو زمین، عزیزم خسته نمیشی دو شیفت کار میکنی.
میگه ابرها به آسمون تکیه میدن و درخت ها به زمین اما آدم ها به محبت همدیگه امیدوارم همیشه تکیه گاه هم باشیم.
میگه نگران نباش انگار به آب بگی خیس نباش!! مگه میشه؟
میگویم
اصلا مهم نیست…
اما
خودم میدانم
چقدر مهم است…!
میگویند "دل تنگت" نباشم! 
خدای من… 
انگار به آب میگویند خیس نباش!
میگویند :عشق آنست که به اونرسی..! 
ومن میدانم چرا..! 
زیرادرروزگارمن، کسی نیست که زنانه عاشق شودومردانه بایستد..!
میگویند آنکه تو را باور کند از آنکه تو را دوست دارد یک قدم جلوتر است… آنقدر باورت دارم که وقتى بگویى:
باران…
خیس میشوم..
نفسم ف
میگویند انسانها تنها یکبار عاشق میشوند و مزه ی عشق را میچشند…
دروغ است!
من هر روز چندین بار عاشق میشوم!
عاشق تو!
میگویند انکه تو را باور کند از انکه تو را دوست بدارد یک قدم جلوتر است، ان گونه باورت دارم ک بگویی باران خیس میشوم…
میگویند به یاد تو نباشم. خدای من! انگار به بگویند خیس باش…….
میگویند دنیا زندانی بیش نیست
کاش حبسِ اَبَد ببُرند برایمان
و تو هم سلولیِ من باشی…
میگویند دنیادارمکافات است..
دنیارابیخیال! فعلاکه دار وندار ماتوئى…
میگویند شکستنی رفع بلاست
ای دل تحمل کن حتما حکمتیست…
میگویند شیشه ها احساس ندارند. اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم آرام گریست…….
میگویند عشق خدا به همه یکسان است ولی من میگویم مرا بیشتر از همه دوست دارد وگرنه به همه یکی مثل تو میداد
میگویند نا امیدی از درگاه خداوند کفر است. من کافر نیستم!
و تو برمیگردی…
میگویندعشق خدابه همه یکسان است ولى من میگویم مرابیشترازهمه دوست دارد.. وگرنه به همه یکى مثل تومیداد.
میگویی:
عشق نیست!
برایِ من امّا…
انکارهایَت،
بهترین شعرهایِ عاشقانه اند…!
میگی دوستم نداری و میخوای بری باشد حرفی نیست. من که دوست دارم نمیزارم بری.
میگی: دوستت دارم
میگم: دوستت ندارم
این دروغ به آن دروغ در….
می‌ آیی‌ قایم باشک بازی کنیم؟
من چشم بر زیبایی‌ تو بگذارم
و تو
آرام در آغوشم پنهان شو!
می‌ روی!!!
و من،
نقشه‌های جغرافیایی را
مچاله می‌کنم…
شاید جاده‌ات، سمت من،
کج شود…
می‌خواهم خدا بین مرگ من و بوسه ‌های توگیج شود…
می‌ستایمت که وجودت برگرفته از وجود یکتای شایسته ستایش است.
مﻦ ﺭﺳﻢ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﻧﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺶ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺩﻝ ﺑﺎﺷﺪﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺎﺗﺶ ﺳﻬﻢ ﻧﻤﮑﯽﭼﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺣﻀﻮﺭﺕﭼﻪ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ…
ن پهلوان هستی، ن گردن کلفت محل! اما وقتی کنارم هستی.. در مقابل نگاه چپ غریبه ها_ چ پناه امنیست برایم "حضورت"
نا امید نشو، که امیدت از همین دور دستها نیز پیداست،
عمر عشق زودگذر نیست، تا آخر دنیاست.
در مرام عشق رفتن نیست، در مرامش دلشکستن نیست
نا امیدانه ز دل آه غریبانه کشیدم/نا امیدی نکشیدی که بدانی چه کشیدم/نا امیدانه زدم تکیه بر دیوار حسرت/درد دوری نکشیدی که بدانی چه کشیدم…
ناز و ادایت یکجا چند!؟
همه را به قیمته باهم بودنمان خریدارم!
نازم آن مشتی که بر فرق زور مندان بشکند.
بشکند دستی که دلهای ضعیفان بشکند.
نازنین دیگری:
ارام تر سکوت کن،
صدای گوش خراش بی تفاوتی ات،
ازارم میدهد……..
نازنین من اگر دوستم نداری. بهانه چرا؟ دیگر عادت کرده ام به دست به سر شدن…
نازنین هرجا باشی قصه نویس تو منم همه نارفیقن وتنها رفیق تو منم.
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با چرا؟
استاد شهریار
نازنینم چشمهایت را نبند نگاهت را ندزد تو که میدانی آیه آیه زندگی ام از گوشه چشمهایت تلاوت میشود.
نازنینم چه دعابهترازاین… خنده ات ازته دل، گریه ات ازسرشوق!! نبود هیچ غروبت غمگین
ناشنوا باش وقتی از محال بودنه آرزوهایت سخن میگویند…….
ناصحا بیهوده می گویی که دل بردار از او من به فرمان دلم کی دل به فرمان من است . .
نالهٔ من دل جماعت را میشکافد…
شاید شبی کوچه های یاد از غوغای من تهی شود
ومن در سکوت، سکوت شوم… √
نامت را با خط بریل مینویسم… صدا کردنت کافی نیست… شکوه اسم تورا باید لمس کرد…!!!
نامت را بر باد نوشته بودم
تا فراموشم شود
اما ندانستم
گردبادی از
نامت… یادت…
مرا به کام خود کشیده است
نشستی عاشقانه دردل من، کشیدی خط عشق برساحل من، شکستی حرمت دریا شکن را، چه کردی باوفا بااین دل من،
نشنیدن صدایت بهانه است…. فریادنزن….. نزدیکتربیا!
نعمت آسمان فقط باران نیست
گاهی خداعزیزی رانازل می کند
"به زلالی باران"
نفرین به عاشقی، وقتی یه بازیه
حتی دوست داشتنش، یه صحنه سازیه
نفرین به لحظه ای که عشقت به احساست میخنده…
نفس باد صفا/عشقی از جنس طلا/دوری و دفع بلا/روز پر سود و صفا/یاری از سوی خدا/همه تقدیم شما…
نفس راباتومیخواهم توکه ازنسل گلهایى
سیاهی رامکن باور، خودت خورشیدفردایى
نفس مصنوعی یعنی : تو نباشی و من به عکست خیره شوم …
نفس که می کشمت زمین آنقدر آرام می شود که عطرت قرن ها طول خواهد کشید
نفس که میکشم کنار تو
عطر تو تو دنیام میپیچه
میخوام که اعتراف کنم امشب
وجود من بی عشق تو هیچه
نفس! نفسم نفستو خیلی میخواد, اگه نفست نفسمو نخواد, نفسم واسه نفست بند میاد, پس نفستو با نفسم یکی کن که نفسم واسه نفست نفس نفس میزنه, نفسم!
نفس
شاید دلیلی باشد برای زندگی،
اما بی شک” تو “بهانه ی آنی…
نفست باران است. دل من تشنه ی باریدن ابر.
دل بی چتر مرا مهمان کن…..
نفسم را نفست زنده کند ای نفسم.چه کنم ای نفسم بی نفست میمیرم….
نفسم نفستوخیلی میخوهاد، اگه نفست نفسمونخواد! نفسم واسه نفست بندمی یاد، پس نفستوبانفسم یکی کن که نفسم واسه نفست نفس نفس میزنه نفسم!!
نفسم، تو درشمالى و من درجنوب کاش دستى نقشه را از میانه تا کند…
نفسهایت، حرفهایت به من حس تردیدت رامیدهند… تأمل کن… لحظه ای… بعد دوستم بدارشاید همه اش حس عادت است!
نفسهایم رابشمار…
آنهارا به قیمت دوس داشتنت از دست میدهم..
نه برای گذر عمرم..
نقاش نیستم ولی تمام لحظات بی تو بودن را درد میکشم..
نقاش نیستم!
اما…
دلم برایت پر میکشد…
نقاشی ات را میکشم وبه جای قلب فلزی ات ضد رنگ میزنم تا از اشک های من در امان باشد
نقاشیم خوب نبود ولی این روزها به لطف تو انتظار رو خوب میکشم
نم نم عشقت را با دریای محبت دیگران عوض نمیکنم حتی اگر در طوفان غمت بمیرم
نموندی پای قلبی که
نبودنت مرگه براش
تن به فروختنم دادی
حالا بشین پای سزاش
نمى خواهم که برگردى، این را براى همه گفته ام؛ حتى براى تو… براى خودم… اما نمیدانم چرا هنوز براى آمدنت فال مى گیرم! @°
نمی دانم وقتی صدای اس ام اس شنیدی دوست داشتی کی باشه ؟

متاسفم که اون نیستم !

ولی بیشتر از اونی که منتظرش هستی بیادتم

نمیدانم درکجای خاطراتم ایستاده ای که از حواس لحظه هایم پرت نمی شوی..
نمک پرورده ات شدم… بس که هر لحظه… به زخم هایم… نمک میپاشی…
نمی بینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم
نمی خواستم نبودنت ازشمار انگشتانم بیشترشود…!!! اما این روزها کاری ازدستانم برنمی آید.
نمی خواهد نقاش خوبی باشی
ناشیانه نقاشی کن
مرا شبیه ِ پریزاده ها
خودت را شاهزاده
نمی خواهم خاطره ی فردایم شوی!
امروزمن باش،،، حتی لحظه ای….
نمی دانم آلزایمر بودی یا عشق ! از روزی که مبتلایت شدم خود را از یاد بردم
نمی دانم می دانی یا نه … ؟ لحظه ی تولد من به همان ثانیه ای برمی گردد که تو برای اولین بار به من گفتی دوستت دارم
نمی دانم کجای خوب این قصه ایستاده ای…
که از حواس لحظه هایم پرت نمی شوی….
نمی دانم…
نهان از من چه نیکی کرده ای با “دل“
که چون غافل شوم از او, دوان سوی “تو“ می آید…
نمی دونم چه سری داره!
اسم کوچیکم هزار بار هم گفته شه…
به پای یه بار گفتن تو نمی رسه.
نمی شود کسى را فراموش کرد که با بودنش حتى خودت راهم فراموش میکنى…
نمی گذاشتم
به آسانی دلم را ببری…
اگر می دانستم
بعد از تو
زندگی کردن چقدر دل میخواهد…!!
نمی گویم شمع باش یا پروانه باش گر به فکر سوختن افتاده ایی مردانه باش.
نمیبخشمت……..
قبول کن"هیچ کس" جانش را………
به این راحتی نمیبخشد…..
نمیتونم ببخشم…
بخشیدن باید از ته دل باشه..
دل من شکسته دیگه سرو ته نداره…
نمیتونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مث خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام…
نمیخوام قلب تو باشم که با هر اتفاقی بشکنم
میخوام روح تو باشم که تنها لحظه مرگ از تو جدا شم
نمیدانم چرا با آنکه میدانم از آن من نخواهی بود….
چرا با تار و پود جان برایت خانه میسازم….
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفتی بی آنکه نباشی
نمیدانم خوشحال باشم یا غمگین وقتی جای زخمی را میبوسم که به خاطر دیگری ایجاد شده است…!!!
نمیدانم نهان از من چه نیکی کرده ای با دل
که چون غافل شوم از آن، دوان سوی تو می آید.
نمیدانم هم اکنون در کجا مشغول لبخندی! فقط یک آرزو دارم :که در دنیای شیرینت؛ میان قلب تو با غم نباشد هیچ پیوندی…
نمیدانم چرا با آنکه می دانم از آن من نخواهد بود برایش از از دل و جان خانه می سازم
نمیدانم چرا بیمارم امشب سکوتی خفته در گفتارم امشب غم اشک دلم آهسته می گفت پریشان از فراق یارم امشب
نمیدانم چرا بین این همه آدم فقط به تو پیله کرده ام؟؟؟ شاید فقط با تو پروانه میشوم…..
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشود، میگویند حساسیت فصلی است، آره من به فصل فصل این دنیای بی تو 'حساسم'
نمیدانم چرا!!! با اینکه میدانم از آن من نخواهی بود… چرا با تار و پود جان برایت خانه میسازم… آهای تویی که خودت میدونی عاشقتممممممممممم
نمیدانم چرا، کجا، تا کی، برای چه، ولی رفتی…
بی انکه به فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم چرا؟ بعد از سالها…
هنوز تو را نفس میکشم!
نمیدانم چرابین این همه آدم پیله کرده ام به تو!؟
شایدفقط باتوپروانه میشوم…
سنگینی گفته هایم به سنگینی گوشهایت در…
نمیدانم چه رازیست میان اغوش خیالیه تو و بغض من…
هر وقت که توی خیالی را بغل میکنم بغضم میترکد…
نمیدانم چون دوستت دارم عزیزی یا چون عزیزی دوستت دارم…
نمیدانم چگونه گم شد….. در شهری که تمام خیابانهایش را، باهم قدم زدیم….
نمیدانم کام فرهاد از چه تلخ بود؟!
او که همه ى زندگیش شیرین بود…!!!
نمیدانم کجاى خوب قصه ایستاده اى'که ازحواس لحظه هایم پرت نمیشوى!
نمیدانم که بودی یا چه بودی، ولی با حرف قلبم را ربودی// نمیدانم که هستم یا چه هستم ولی هر لحضه در فکر تو هستم.
نمیدانم گنجشک هاکه شبیه هم هستندچه جوری همدیگرومیشناسن؟؟!
نمیدانم چندنفرشبیه من هستندکه تودیگرمرانمیشناسی؟؟!
نمیدانم! دل من نازک است یل چشمان تو تیز,
هر چه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشه
نمیدانم!!!
دل من نازک است، یا چشمان تو تیز…!
هر گاه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشود…!
نمیدانم……. چرا بین این همه آدم پیله کرده ام به تو……. شاید فقط باتو پروانه میشوم.!!!
نمیدانم
چرا میان این همه آدم
پیله کرده ام
به تو…….
شاید فقط با تو
پروانه میشم…!
نمیدانی برای تو زن بودن چه کیفی دارد…
نمیدانی تماشایش چه آرامشی به من می دهد؛ در حالی که می دانم پشت این آرامش چه بی قراری سختی نهفته است
نمیدانی…!
چطور گیج می شوم…
وقتی هرچه می گردم…
معنی نگاهت…
در هیچ فرهنگ لغتی…
پیدا نمی شود…!
نمیدانی…!چطور گیج می شوم… وقتی هرچه می گردم… معنی نگاهت… در هیچ فرهنگ لغتی… پیدا نمی شود…!.
نمیدونم حس کردید یا نه؟ وقتی عشقت سرش رو میذاره روی شونه ات دنیا حقیر میشه برات.
نمیدونم خدا چگونه وبا چه مدادی چشمان زیبای تو را طراحی کرده که تا نگاهم میکنی هستی ام از دم فرو میریزد…
نمیدونم دیروز باد تو گوش پنجره چی پچ پچ میکرد
که امروز گلدون روی طاقچه گل داده!!!
نمیدونم شاید برای شما اتفاق نیفتاده باشد از سر سادگی "ساده" دل بدهید.
نمیدونم منتظر اس ام اس کی بودی…
متأسفم که من اون نیستم…
اما بدون بیشتر ازون به یادتم…
نمیدونم چرا بعضیا واسه خراب کردن یه عشق اینقدر خودشونو سر راه میندازن.. چرا نمیفهمید ما ماله همیم دیگه اینقدر سنگ نندازید بین نداریم که درش قرار بگیرید
نمیدونم چرا تموم نمیشی!
وقتی که دنیا واسه من تمومه.
نمیدونه که تنها توی آینه باید دنبال قهرمان بگرده
هنوز باور نداره ک با دستاش
جهانی میشه ساخت بی ظلم و پرده
نمیدونی تواین روزاچقدرحالم پریشونه دلم بارفتنت تنگودلم بابودنت خونه خراب حال من بی تو نمیتونم که بهترشم تودستای توگل کردم بذارباگریه پرپرشم….
نمیدونی خدا چقدر دوستم داره، دید دلم شکسته تورو بهم هدیه داد، من هدیه همه رو نگه میدارم تو که جای خود داری، هدیه خدا رو روی چشمام میذارم
نمیزارم ازبودنم خسته شی ییااین تو این جاده پاشو برو اگه ریشه هام پیر و کهنست ولی نمیزارم ازهم بپاشه ترو
نمیشه باور تو چقدر دلم تنگ شده
وقتی که نیستی انگار زندگی بی رنگ شده
نمیگم دوست دارم، نمیگم عاشقتم، میگم دیوونتم ک اگه روزی اذیتت کردم بگی بیخیال دیوونس…
نه احساسی بهت دارم، نه میخوامت، نه دنیامی
فقط تو خاطرات من، شبیه ارزوهامی
نه از تنهایی می‌ترسم،
نه از تنها ماندن!
ترسم از
تنها بودن،
در کنار دیگری ست…
نه اینکه تو را بخاطر آغوشت دوستت داشته باشم٬ نه٬ هرگز!
من چون بی حد و مرز دوستت دارم٬ آغوشت را میطلبم…
نه با قلم نوشته می شود….
نه با دکمه های سرد کیبورد…
دلتنگی را با اشک می نویسند….
نه تنها دوست دارم، دوستم بدارند
بلکه دوست دارم بشنوم که دوستم دارند
نه دستمال حریر نه ابریشم،
هیچ چیز جای دستان تو را نمیگیرد؛ وقتیکه اشکهایم جاری میشود
انصافا لطافت دستهای تو چیز دیگریست
نه روز… نه شب…! 
تنها شمارش نفسهای تو عمر من است…!
نه سرو ونه باغ ونه چمن میخواهم، نه لاله نه یاس نه نسترن میخواهم، خواهم زخدای خویش کنجی خلوت، من باشم وعزیزی که من میخواهم.
نه شاعرم تا بتوانم واسه نگات غزل بگم نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم/فقط اینو خوب میدونم تا زنده ام تا جون دارم دوستت دارم
نه شب عاشقانه است
نه رویا فشنگه
دلم بی تو خونه
دلم بی تو تنگه…
نه شیرینم
نه لیلا
من زن افسانه شدن نیستم
برگرد…
نه طبق ِ مُد دوستت دارم…
نه به حکم ِ سنت…! همه چیز بنا بر فطرت است…
"خوب"ها دوست داشتنی اند…
نه مثل هر کس!
مثل کسی که برایم کس دیگریست دعایت میکنم…
تو نیز در لحظه های زنده ذهنت برایم سهمی از دعا بگذار…
نه مثل هرکس!
مثل کسی که برایم کس دیگریست، دوستت دارم
نه من تورو واسه خودم / نه از سر هوس میخوام / عمر دوباره ی منی / تو رو واسه نفس میخوام
نه من سراغ شعر میروم
نه شعر از من ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به حیرت مینگرم عشقم
هرگز تا به این حد بیدار نبوده ام…
نه من مثل اون روزهای دورم
نه تو دیگه برای من همونی
نه می تونم از این "احساس" رها شم تا تو تنها شی…
نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی!
نه چای تلخ و نه تلخیه قهوه….! دیگر هیچ چیز تلخ تر از نبودنت نیست!!!
نه چَتر با خود داشتی
نه روزنامه
و نه چمدان
"من عاشقت شدم"
از کجا بایَد می فهمیدم مسافری؟!
نه که فکر کنی واسه خودم میگم ها!!!
اما حیف تو نیست که با من نیستی؟؛)
نه یادم میکنى نه میرى ازیاد"
عجب بردى تو ما را زود از یاد"
ببوسم حرف شاعر را که میگفت:
فراموشیست رسم آدمیزاد"
نه…!
تردست نیستی!
جادوگر هم نیستی!
تو تی پیامبر هم نیستی!
نمیدانم چطور با چشمانت معجزه می کنی!
نوازشم کن نترس تنهاییم واگیر ندارد.
نوجوانیم… چه خوش است وقتی به لبم میرسی
نوشتم (دوستت دارم اما پرانتز را نبستم، بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد
نوشتن از تو لذت
نقاشی کردن از چشمان توست
نوشتن می تواند آدم را بکشد
همیشه
دارم از تو می نویسم…
نوشته ها بهانست… فقط مینویسم که یادآوری کنم، به یادتم…
باورش باتو…
نوشته هایم را می خوانی و میگویی :چه زیبایی…!!
راستی؟… درد های آدم ها زیبایی دارد؟؟؟
نوشته هایم گریبان گیرت می شوند روزی آنقدر که بینشان ” آه ” کشیدم!
نوشته هایمان را میخوانی میگویی :چه زیبا!!……
درد آدمها زیبایی دارد؟؟؟؟؟….
نوشِ جوووونم که هر شب دلتنگم…
نوک انگشتانم سر شده…
از بس که نوشتمو تو نخواندی……..!!!!
نویسنده ها “سیگار” می کشند شاعرها “هجران” نقاش ها “تابلو” زندانی ها “تنهایی” دزدها “سرک” مریضها “درد” بچه ها “قد” و من برای کشیدن ، “نفسهای تو” را انتخاب می کنم
نیا باران! عاشقانه اش نکن. من و او،ما نشدیم…
نکند یوسف عمرم رود از چاه خیالت
باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی…
تقدم به عشقممم
نکندفکرکنی دردل من مهرتونیست،
گوش کن"نبض دلم"زمزمه اش باتویکیست…
نگاه تو عمر منه. خنده ی تو گنج منه. ندیدنت رنج منه.
نگاه تو
مانند نسیمی آرام
کشتی طوفان زده ام را
به فراسوی دریا های عاشقی کشاند
حیف که گردباد خیانتت مرا در هم درنوردید

نگاه ساکت مردم به روی صورتم دزدانه می افتدهمه گویندعجب شاداست عجب خندان، دل مردم چه میداندکه من دنیایی ازدردم
نگاه ِ تو
سیب است
و من؛
نیوتنی بیچاره،
بی خواب از کشف ِ جاذبه
نگاهت را به من بسپار که چشمانم برای توست” قدم آهسته تر بردار که قلبم زیر پای توست
نگاهت را بگیر از من***که میترسم درون دشت چشمانت**وجودم را رها سازم// و تو این اسب وحشی را**چگونه رام خواهی کرد؟
نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم.
نگاهت را که از من میگیری ، نَفَسها هم خودشان را برایم میگیرند
نگاهت رابه من بسپارکه چشمانم برای توست، قدم آهسته تربردارکه قلبم زیرپای توست
نگاهم به در، گوشه اتاق نشسته ام/باد می آید، زوق میکند دلم، با یک تکان در/برگ می افتد از درخت، زوق میکند دلم، آیا صدای پا می آید
نگاهم را به آسمان دوخته ام، به تنها ستاره شبم، ستاره اى که نیست ولى رده پایش را هر شب دنبال میکنم….!!!!!!
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. . .. نگاهم کرد دل به او بستم. . .. نگاهم کرد. . … . و بعدها فهمیدم که فقط نگاهم کرد. . . . .
نگاهم کن که چشمانت قشنگ است
صدایم کن که دل در سینه تنگ است
مرا با خود ببر آنسوی غربت
که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است
نگاهم کن…
نه نگاهی از سر نگریستن…
از تو نگاه میخواهم ب اندازه ی زیستن…
نگاهم، نوری از انوار عشق است
کلامم، آخرین مصراع عشق است
نفس هایم، همان انفاس عشق است
تمام هستیم سرشار از عشق است
نگذاردیرشود برای بازگشتت، روزی می رسد
که برگشتت تسکین قلب شکسته ام نخواهد شد
بلکه یادآوری دردهای گذشته ام خواهد شد
نگران اشک هایم نباش!
از لبخندم بترس که معنایش
اشک های فردای توست
نگران درهای بسته نیستم؛
باز می‌شوند همه‌ی‌شان!
نگران تو ام
که کدام طرف آستانه،
می‌ایستی…
نگران رفتن ها نباش…
زمین گرد است…
نگران من نباش توبه من تکیه کن من هم به خدا تکیه می کنم
قراربود این حرف راتو به من بزنی اما دراین رابطه من مجنون بودم
نگران نباش پاچه هایم را بالا زده ام تا فرق میان رعیت و عاشق معلوم نشود ♥♥♥
نگران نیستم
از رفتن اردیبهشت!
در هر فصل که
بذری می کارم
نام "تو" می روید…!!!
نگران ِ رفتن ها نباشید…
زمین گِرد است!
نگران پاهایش بودم وقتی اب از سرم گذشت.
نگران
منتظر
تنها
عصبانی
بهانه گیر
همه ی اینها من هستم!
کمی آرامم کن
فقط کمی…
نگفت دوستت دارم
نگفت برایت می میرم
نگفت ب پایت می مانم
نگفت ب امید دیداری مجدد
گفت خداحافظ
نگه داشتن دُم ماهی و قلب یک خانم
از مشکل ترین کارهای دنیاست
نگه داشتن شخصى‎ ‎درقلبمون خیلى‎ ‎راحته، ولى اینکه توقلب کسى خودتونگه دارى خیلى مشکله، پس قدرقلبى که توروتوخودش نگه داشته بدون.
نگهبان برجک قلبم! تا دلت میخواد اضافه خدمت بزن، من بیرون بیا نیستم.
نگو هرگز خداحافظ / که از تنهایی بی زارم
ز پیش من مرو هرگز / که من تنها تورادارم
نگوبارگران بودیم رفتیم♡نگونامهربان بودیم رفتیم♡دلیل بهتری بیار ای دوست♡بگوبا دیگران بودیم رفتیم♡
نیاز به هیچ غریق نجاتی ندآرَم…
وقتی…
در آغوشَت غرق میشوم…
نیازم….
نه دیگر آغوشت اس, نه دستانت, نه لبانت
با یک نخ سیگار تلخ… فرو میبرم حماقتم را که…
دوستت داشتم
نیازمند لبت،جان بوسه خواه من است / نگاه کن به نیازی که در نگاه من است
نیازو تو خودم کشتم که هرگز وا نشه مشتم زدم بر چهره ام سیلی که هرگز تا نشه پشتم
نیازکه توباشی..
تمام من.. میشود…..
" نیازمندیها "…!!
نیازی به مستی نیست. لیوان چای دیوانه ام میکند وقتی میزبان دلم توباشی.
نیامدی…
نگاهم،
"دست خالی " برگشت…
نیایی هم بهار می آید… آبرو داری کن و بیا…
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
میخورد خونِ دلم، مردمکِ چشم و سزاست
که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم؟!
نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
حافظ
نیست، نیست، به جون خودم نیست، گیر دادی می گم نیست، خب چیکارکنم نیست، عجب آدمیه میگم نیست باور کن لنگت تودنیانیست.
نیستی دارم دق میکنم
نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه
بر می دارم می بوسم
نیستی………….
امایادت پرچم صلح ایست
میان شورش این همه افکارتلخ!!
نیستی
به صحرا می روم
و آغوش ِ بی دریغ، گرمش را
پناهنده می شوم…
نیلوفر تنها گلیه که برای زنده موندن باید دور گلی دیگه بپیچه، پس اجازه بده نیلوفرت باشم.
نیمدانم روزهای قبل از آمدن تورا چه بنامم، اما روزهای بعد از آمدنت را می دانم که " زندگانیست "
نیمه شب صورت خودرابه خداخواهم کرد-ازخدا خواهش دیدارتوراخواهم کرد-تاکه جان دارم وازسینه نفس می آید-به تو و مهرتو ای دوست وفاخواهم کرد.
نیمه شبی من خواهم رفت، از دنیائی که مال من نیست
از زمینی که بیهوده مرا بدان بسته اند…
نیمه گمشده دیگری به اشتباه تمام من شده بود….
نیمکتهای یادگاری توی باغ رنگ شده، هرچی یادگاری داشتیم همه بی رنگ شده، نمیدونم تودلت چی میگذره، ولی من "دلم واست تنگ شده"
نیمی از یادت را به تمام دنیا نخواهم داد… بی آنکه بخواهم به یادم باشی…!
نیوتون اگر قبل از مرگش توو چشمای دختر ایرونی زل زده بود
اونوقت میفهمید جاذبه واقعا یعنی چی
ه عکس از چشات بفرست
یه آهو اینجاس می خوام روشو کم کنم!
هتوزم عاشقم دنیای دردم… مثل پروانه ها دورت میگردم
هدفم را نشانه گرفته ام….
قل[♥]ب تو…
بدون هدف دوستت دارم…!!!
هدیه ای که برای تولد من آورده بود یک تابلو بود که با خط درشت رویش نوشته بود :زندگی پوچ و بی معناست، در صورتی که او همیشه به من می گفت :تو تموم زندگی منی!
هذیان میگوید لبانت
چیزی شبیه "دوستت دارم"
بر خلاف چشمانت!!!
هر آدمی توی زندگیش یه نفرو داره، که نداره.
هر ادمی که میرود
یک روز…
یک جایی…
به یک هوایی… .. برمیگردد!
همیشه یک چیز برای جا ماندن هست!
حتی!
یک خاطره!!
هر از گاهی از خیال من می گذری…
بعد اشک می شوی…
رد پاهایت را می شود رو گونه هایم دید
هر انسانی، یک بار
برای رسیدن به یک نفر
دیر می کند
و پس آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله ای نمی کند…
هر بلایی سرم اومد، همه زجری که کشیدم، همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم!
هر ثانیه با نبودنت درگیرم
حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی
من یکطرفه برای تو میمیرم…
هر جا که باشم خورشید برای من فروزان است
ماه برای من میتابد
و نسیم برای من میوزد
همه ی این ها مال تو
ولی تنهایم مگذار
هر جای دنیا میخواهی
باش…!!!
من…!!
احساسم را…!!!
با همین
دست نوشته ها…!!!
به قلبت
میرسانم…!!!
هر جایی دور از تو
جان می دهد
برای جان کندن.
هر جور میتونی بمون…
من با تو سازش میکنم…
هر بار میگفتم نرو…
اینبار خواهش میکنم…
هر جور میخوای دلم رو بسوزون.
هر جور میخوای اسب دلو بتازون.
خسته نمیشم عاشقم یه عاشق.
همراز من شده گل شقایق.
هر حادثه ای که حادثه نیست!!!
حادثه یعنی
آمدن "ت♥و"
هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دروردست عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی
هر روز سر قرار مشکل دارم…
با این دل تازه کار مشکل دارم…!
دعوا سر دیر آمدنت نیست عزیز…
من با خود انتظار مشکل دارم!!!
هر روز سراغ دردسر میگردم
با عشق به دنبال خطر میگردم
گفتی که برو! چشم! ولی چون خورشید
شب میروم و سپیده برمیگردم
هر روز صفحه نیازمندی ها را زیر و رو میکنم، میدانم بالاخره
یک روز…
به من لعنتی نیاز پیدا میکنی!
هر روز طلوع میکنم به سادگی تولد یک بوسه، فقط با شنیدن (دوستت دارم)
از میان لبهایت
هر روز عاشقانه تر مینویسم…
تا تمام دختران این سرزمین…
تب کنند!
در حسرت داشتن معشوقه ای شبیه تو…….
هر روز عکس تو بر عکس تو در آغوش من است…
هر روز ملامتم میکنند که دیگر حضور ذهن ندارم ولی آنان نمیدانند تمام ذهم من پیش تو حضور دارد.
هر روز که به بهار نزدیک میشویم بیشتر عاشقت میشوم انگار بهار فصل عاشق شدن است!!!!
هر روزی که میشه دیروز دل تنگ تر میشم و باز غرق میشم تو خیال و خواب…
هر بار که میزنه بارون میبندم چترمو به یادت خیس میشم از قطره های آب….
هر زیبایی عزیزنیست این معرفت است که انسانها رو عزیز میکند تقدیم به تو که بامعرفت ترین عزیز روی زمینی!
هر ستاره شبیست که از تو دورم! آسمان چه پر ستاره است.
هر شب از بالاترین نقطه ی شهر .. توی گرگ و میش گریه میکنم

مث ِ اون کسی که سوخته “با یه حرف” همه زندگیش، گریه میکنم

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که…… ماهشون مال منه
هر شب تو رویاى خودم آغوشتو تن میکنم… آینده ى این خونه رو با شمع روشن میکنم…
هر شب مجوز اکران خاطره هایمان را صادر می کند روی پرده ی خیالم ، دلتنگی
هر شب من در چشم های آسمان خیره می شدم و می گریستم
دیشب آسمان در چشمان من نگاه می کرد و اشک می ریخت…
هرلحظه بهانه ی تورا میگیرم
هرثانیه با نبودند درگیرم
حتی تو اگر به خاطر من تب نکنی
من یک طرفه برای تو میمیرم
هروقت تونستی به کسی آرامش ببخشی
بدان عاشق شدی
و گرنه عشقی که آرامش معشوق را بگیرد
خودخواهیست…
هروقت پلک میزنی من یه نفس میکشم پس به کسی خیره نشو که من خفه میشم. ¿؟
هروقت ڪم می آورم… می گویم:
اصلا مهم نیست…
اما تو خوب میدانی
نبودنت چقدر برایم مهم است…
هروقت یادت میکنم…
فقط جای دستت تو صورتم میسوزه
هرچقدر فراموش کنی
عشق را
اما
هنوز هم
آن کوچه ی شاهد عاشقانه های ما
یادش هست……
هرچقدر هم که ضعیف باشی
گاهی میتونی تکیه گاه باشی…
هرچند ظاهرم خندان است…
ولی دلم…
هرچه با پاکن فراموشی روی اسمت کشیدم پاک نشد نمیدانم اشکال از پاک کن من است یا از قلم عشق تو؟؟؟
هرچه دلتنگی هست، حرفهایی که گره در گره است
تو بیا تا به همان بوسه اول برود…
هرچه دلم را خالى میکنم باز پرمیشود ازتو! عجب برکتى دارد دوست داشتنت..
هرچه قدم‌هایم را می‌شمارم
به آخر نمی‌رسم.
چه بی‌انتهاست شبِ چشم‌هات!
هرچه هستی بمان که من بی تو
هستی بی هویتی هستم
مثل ماه ای بدون زیبایی
مثل سنگی بدون سنگینی
هرچه کردم به ره عشق وفابود, وفا
وآنچه دیدم به مکافات جفابود, جفا
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم ز آن
حضرت عشق مولانا
هرچه"دلم"را خالی میکنم، بازپرمیشود از"تو"عجب برکتی دارد"دوست داشتنت"
هرچی آرزوی خوب مال تو..
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطزه داریم مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
هرچی داشتم برایش رو کردم اما لعنتی اسیر نشد، سیر شد
هرچیزقشنگی بازیچه نیست! 
این جمله را پروانه‎ای گفت که بالهایش دردست کودکی جامانده بود
هرچیزی زمانی دارد … نفس هم که باشی ؛ دیر بیایی ، رفته ام
هرچیزی که جلوی سقوطم رابگیرد "زیباست"
حتی اگر"طناب دار"باشد
هرکجا هستم باشم…
آسمان، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است….
هرکجا هستی به آسمان نگاه کن آرامم میکند اینکه آسمانمان یکیست…
هرکس روشنی دهد عاقبتش "دار" است
"لامپ های" خانه را ببین…!
هرکس زخم های دستم رادید پرسید :چراباخود چنین کردی؟
اما هیچکس زخم های بزرگ دلم را ندید تا بگوید :چرا باتو چنین کردند!
جکس
هرکسی یاشب میمیرد یا روز،
و من شبانه روز میمیرم در نبود تو…
هرکه با احساس باشدعاقبت خواهد شکت این جواب سادگیست!
مثل خاطراتت
هرگاه ازغروب بی عاطفه شب خسته شدی به یادتنهاکسی باش که به یادتوست
هرگاه به وسعت آسمان مینگرم
به یاد تومیفتم
زیرا به وسعت آسمان دوستت دارم
هرگاه دلم برایت تنگ می شود, پشت در قلبت در میزنم, پس هر وقت قلبت به صدا در آمد بدان دلم برایت تنگ شده.
هرگاه کودکانه دست کسی را گرفتم. گم شدم. آنقدر که در من هراس از گرفتن دستی هست، از گم شدن نیست
هرگز از یاد نخواهم برد، برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت.
هرگز از یادم نمیری پس هرگز خاطراتت رو برایم به یادگار نزار……
هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.
هرگز تمامت را برای کسی رو نکن، بگذار کمی دست نیافتنی باشی، آدم ها تمامت که میکنند رهایت میکنند…!!!
هرگز حدیث حاضر وغایب شنیده ای…
من در میان جمع ودلم جای دیگریست…
هرگز حسد نبردم بر منصبی و جاهی
الا بر آنکه دارد بر دلبری وصالی…
هرگز عشق را گدایی نکن، چون هیچ وقت به گدا چیز با ارزشی داده نمیشود……
هرگز فراموشت نخواهم کرد، مگر زمانی که بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی:
کاش زنده بودی…!
هرگز معنای مرگ را نفهمیدم
چون تا زنده نباشی
مرگ بی معنی است
من بدون تو
هرگز زنده نبوده ام
هرگز منتِ احساسی رو نکش که به زور داره برات خرج میشه…
هرگز نخواهم کوبید! بگذار همیشه بسته بماند، دری که پشتش تو نیستی
هرگز نمی توان باانداختن سنگ های پی در پی تصویر ماه را ازحافظه آب پاک کرد
پس هیچ وقت فکر نکن ازیادم رفتی
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تو را
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا

هرگزبرای عاشق شدن به دنبال باران وبهاروبابونه نباش
گاهی درانتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه رابه لبانت می نشاند
هزار بار آمدم خطت بزنم از "قلبم"..
خودِ خودت را؛
یادَت را؛
اسمت را؛
اما
فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه..
هزار بار بگو دوستت دارم…
نترس
عادت نمیکنم
امتحان کن
هر بار که میگویی… چیزیست در دلم که فرو میریزد
هزار تابلوی مونالیزا
به روی لب
و هزاران موزه هنر
درون چشمت داری
هزار ساله که رفتى من هنوز پشت شیشم/ موهاتو باد برده, عطرش جا مونده پیشم/ حال و روزم خوب و خوش نیست, بى تو نا آرومم/ به یادت که مى افتم؛ نگرانت میشم
هزار هزار قطار قطار
پاییز و بهار
دیوونه وار تو لاله زار
تو بیشه زار مثل بهار
بالا بری پایین بیای
دوستت دارم دیوونه وار!
هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود !
پــــــــس خواهم زد…
تنــــــــــها …
تمنای دستان تـــــــــــو را دارم …
هفت راز خوشبختی از زبان کوروش کبیر:متنفر نباش، عصبانی نشو، ساده زندگی کن، کم توقع باش، همیشه لبخند بزن، ببخش و یک عشق خوب داشته باش.
هم بازی قدیم
چشم نگذار
آنقدر دورم که
با شمردن همه اعداد هم
پیدایم نمی کنی!!
همانطور که عشق تو را به اوج می برد، همزمان تو را به صلیب می کشد…
همانند پلی بودم برای عبورت…. به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده من خود فرو میریزم….
همبازی قدیم!
چشم نگذار…
آنقدر دورم که با شمردن همه ی اعداد هم پیدایم نمیکنی…
همراه هر راه منی؛ همراه نباشی مقصدی!
همرنگ تمام آرزوهای منی…
غارتگر قلب و جان و دنیای منی…
دور از تو نفس کشیدنم ممکن نیست…
من ماهی تشنه ام تو دریای منی…
همسر عزیزم
اگه میدونستی دستای سرد من چقدر به دستای گرمت نیاز داره…
هیچوقت اونارو توی دماغت نمیکردی!!!
همسر مهربانم، برایت بهترینها را آرزو دارم! چون بهترینها را بمن هدیه دادی… عشقت را…
همسر نازنینم:
الماس وجودت بر شیشه دلم خطی کشید که پاک کردنش بدون شکستن ممکن نیست.
همسرعزیزم
میتوانم دنیارا یک دستی فتح کنم اگر……. دست دیگرم راتو گرفته باشی
همش هوس تورو داره دلم، دیوونته چاره نداره دلم، به تو دلو بسته دوباره دلم، عشق تو کار دلم.
همش چشمامو میبندم؛ شاید یادم بره چشمات…
همشه اونی که ارومت میکنه
داغونت میکنه…
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت :آنکه در خواب نرفت چشم منو یاد "تو" بود
همه آرام گرفتندوشب ازنیمه گذشت؛ آنکه درخواب نرفت چشم من ویادتوبود
همیشه آخر دفتر مشق هایم نام تو بود….
چون میدانستم آخرش میروی… :' (
همیشه آنچه زیباست عزیز نیست!
همیشه آنچه عزیز است زیباست!
تقدیم به تویی که عزیزی…
همیشه ابرها میبارند اما انسانها ستاره ها را دوست دارند، چه موجودات عجیبی! این همه گریه را به چشمکی میفروشند
همیشه احساس گرما میکرد ولی هرگز نفهمید که این عشق من بود که همانند شمعی در کنار آن میسوخت….
همیشه از اینهمه نزدیک بودن هاى دور میترسم
کاش لحظه اى از اعماق دلت در کنارم بودى
همیشه از روزی میترسم که وقتی بهم میگه دوست دارم یاد تو بیوفتم…
همیشه از فاصله ها گله داریم!
شاید یادمان رفت که در مشقهای کودکیمان برای فهمیدن کلمات کمی فاصله هم لازم بود…
همیشه انتظار داشتم من را بفهمی و این برای من رویا بود
همیشه انچه زیباست عزیز نیست! همیشه انچه عزیز است زیباست! تقدیم به تو که عزیزی
همیشه اولین کسی که در لحظه باز کردن چشم
بعد از خوابی طولانی به ذهنتان خطور می کند،
یا دلیل خوشبختی شماست
یا درد و رنجتان.
همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه؟
اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام…
همیشه ب عشق این عشقت
دل من زندست ب عشقت
کاش میدونستی کاشکی
میکشم نفس ب عشقت
همیشه با تو راهی هست ، حتی توی کوچه های بن بست
همیشه تو زندگی یه چیزائی هست که نبودنشون به بودنشون بی ارزه
بودن تو نبودن همه چی…..
همیشه تو زندگیت دنبال کسی نباش که با اون زندگی کنی، دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کن. (ویلیام سکسپیر)
همیشه حرارت لازم نیست… 
گاهی ازسردی یک نگاه… 
میتوان آتش گرفت!!
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم… سالهاست دارم حساب میکنم، چگونه من به علاوه تو… فقط شد من؟؟!!!
همیشه در حالی که یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده، یه عالمه اشک توی چشماته، یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده باید بگی: خب خداحافظ…!!!
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم. سالهاست دارم حساب میکنم چگونه!! من بعلاوه ی تو، شد فقط من
همیشه در قلبم بودی و هستی و خواهی بود
زمانی بود که قلبم در آرزوی داشتن تو بود
حالا به آرزویش رسیده است
قلبم تا ابد مال تو است…..
همیشه دلم مى خواست بدانم
چه حالى دارى…
وقتى که این همه دوستت دارم..؟!
همیشه رنگی از وابستگی را بر قلب خود خواهم زد تا راهی باشد برای رسیدن تو که لایق وابسته بودنی دوستت دارم
همیشه روزهایی است که انسان در آن…
کسانی را که دوست می داشته است بیگانه می یابد.
آلبر کامو
همیشه سعی کن عاشق کسی بهتر ازخودت باشی تا با تو زندگی کنه نه بازی!!
همیشه شعله های بزرگ حاصل جرقه های کوچک اند.
همیشه شیرین نباش!
فرهاد گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند…
همیشه عاشق پا بست بودم، رفیق ناب هرچه هست بودم.
به نامت میزدم رنگین کمان را، اگر با ابرها همدست بودم
همیشه عاشق کسی باش که اگه یه روز لباس کهنه تنت بود خواست معرفیت کنه بگه این دنیای منه…
همیشه عاشقت میمانم و دوستت دارم ای بهترین بهانه من…
همیشه فکر می کنم که آفریده این خدا تموم عشق عالم و برای عشق ما دوتا
همیشه ماندگار من، همه می خواهند تو از سَرم بیفتی غافل از اینکه من تو را در دلم پنهان کرده ام
همیشه مثل بارون باش….
اما هیچ وقت چشم کسی را بارانی نکن شاید برایش تنها ترینی….!!!
همیشه من به یاد تو هستم
اسیر ناز چشمان تو هستم
مرا پرپر نکن ای نازنینم
که من مشتاق دیدار تو هستم
همیشه می گفتم:
مواظب خودت باش
خدایا! مواظبش باش
اما یادم می رفت که بگم:
خدایا! مواظب دل من هم باش
همیشه میخواستم مالک قلبت باشم, نه مستاجرش :((
همیشه میگفتد :ترک عادت موجب مرض است، اما این بار موجب مرگ میشود ترک عادت با تو بودن..
همیشه همه توی بن بست زندگی برمیگردند به عشق اولشون…
وای به اون روزی که عشق اولت رفته باشه پیش عشق اولش
همیشه همه ساده ترین هارو بیشتر دوست دارن
پس دوست دارم
همیشه وقتی مرا در اغوش میگرفتی چشمانت را میبستی!
نمیدانم از احساس زیاد بود
یا خود را در اغوش دیگری تصور میکردی…
همیشه وقتی نگاهش میکردم یه لبخند کوچولو بهم میزد. وقتی با کس دیگه ای دیدمش فقط سرشو تکون داد
همیشه وقتی گریه می کنی، اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته…
همیشه چه زود دیر میشود و ای کاش بدانیم که باید زنده بود و زندگی کرد با عشق و بدانیم همیشه زود دیر میشود
همیشه کسی را دوست بدار که دهکده ی قلب تو را به صد آبادی نفروشد….
همیشه که تو آغوشم بودی چشماتو میبستی فکر میکردم داری لذت میبری، نمیدونستم داری دیگری رو تو ذهنت تجسم میکنی.
همیشه گفتن "دوست دارم" اول خیلی سخته…
ولی از اون سخت تر گفتن "دوست دارم" آخره…
همیشه یادمون باشه

از اومدن یکی توی زندگیمون….

ذوق مرگ نشیم…..

تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفت

دق مرگ نشیم…!

همیشه یک بهانه برای درد دل هست. هیچوقت دلى بی بهانه نمیتپد. نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیرندوچه قشنگ است بهانه دلتنگى!!!!
همیشه… همیشه قشنگترین حرفها در کوتاهترین جملات خلاصه میشودپس نیازی به ساختن داستان نیست…
همیشه
خاطره ای هست
که نفس آدم را برای لحظاتی می گیرد..!!
همین چند روز پیش فکر می کردم!!!
می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم!
از همین چند روز پیش…
هیچ کس!!!
شبیه تو نیست…
همین که با منت هم هستی کافیست!
نیستی ات نیست ام می کند…
همین که تو می دانی
“دوستت دارم”
کافیست…
بگذار
خفه کند خودش را
دنیا
همینجوری اشکام سرازیر میشن
دیگه از خودم اختیاری ندارم
من از عشق چیزی نمیخوام بجزتو
ولی از تو هیچ انتظاری ندارم
همینکه با تو خداحافظی می‌کنم دلم برایت تنگ می شود؛
تو با من چه کرده ای؛ که حتی وقتی با توام دلم هوایت را می‌کند…!؟
همینکه باورکنی توی این دنیای به این بزرگی یه نفر به یادته میشه خندیدو اوقات خوبی ساخت. شبت شاد
هناورترین، خطرناک ترین و ناامن ترین مکان، دنیای درون توست
به همین دلیل کمتر کسانی جرأت می کنند وارد آنجا شوند
هنر عاشقی من این بود که
بی تو
با تو بودم,,,,,,!!!!!!!!!
هنوز تنهایىم!!!! و تتهایى چه خوب حرفم را میفهمد…. آنقد با تنهایى جور شده ام که رویم نمیشود بگویید برو دیگر خسته شده ام….. هیچ کس تنهاییم را حس نکرد…
هنوز دروغ هایت را درگنجه دارم
گاهی باورشان میکنم و باز عاشقت میشوم!
هنوز دلخوشم به “خدانگهدارش”، اگر نمی خواست برگردد،
اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد
هنوز مرا به جان تو قسم می دهندمیبینی تنها من نیستم که رفتنت را باور نمیکنم.
هنوز هم با تمام نبودن ات، تنها پناهگاه من از این آدم هایی!
هنوز هم به زیبایی نگاهت نگاهی ندیده ام
دلم برای نگاهت تنگ شده
کاش هنوز کنارم بودی…
هنوز هم تمام رویایم بهم ریختن موهای توست!
هنوز هم نام تورا که می نویسم
روی کاغذم باران می آید….
هنوز هم…
از بین کارهای دنیا…
دل بستن به دلت…
بیشتر به دلم می چسبد…
هنوز هم، حوالی
خواب های شبانه ام پرسه میزنی
لعنتی!!
دیر وقت است، آرام بگیر
بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……
هنوز وفادار دستی هستم که هرگز لمسش نکردم..
و این یعنی "بی تو هرگز"
هنوز وقتی میاد بارو ن با این که چتر دارم خیسم….. چون از این که پیشم نیستی تو بارون اشک میریزم…..
هنوز کم خواب است… بی خیال. روزی اگر نباشم زیر قولم زده ام!
هنوز یادم نرفته…. پسرى را که در زیر آوار زلزله دیدن،. تلفن همراهش کنارش بود، اخرین پیامش را ه نگاه کردن نوشته بود"شب بخیر نفسم"
هنوزازبازی کلاغ پرمیترسم! میترسم بگویم رفاقت؟ آرام بگویی پر…
هنوزم تو شبهات
اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم
به تو یادگاری
هنوزم در تنهآ ترین لحظآت زندگی ام اسم تو رآ می خوآنم..!
هیچ خوشی بی تو کامل نمی شود
حتی اگر محض دل خوشی ات بگویم::: :خوش گذشت.
هیچ دلی بی بهانه نمی تپد نمی دانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر
هیچ فکر کردی اگه هر ماه قبض کارکرد قلبمون رو میدادن
کدوم یکی از ما عاشقتر بودیم!؟
هیچ لحظه ای به اندازه ی لحظه ی باتو بودن شیرین نیست…؟! همیشه در کنارم بمان…؟!
هیچ لحظه ایی ازاین قشنگ تر نیست که عشقت صورتتو تودستهاش بگیره وبگه دوستت دارم…..
هیچ موسیقی ای مرا شیفته نکرد جز صدای تو
هیچ میدانستی
زیباترین عاشقانه ای که برایم گفتی
وقتی بود که اسمم را با “میم” به انتها رساندی…
هیچ میدانی که سرّ شهرت مجنون چه بود؟
در کمان او نباشد تیر لیلایی دگر
هیچ میدانی؟ جای) عزیزم غصه نخور (های تو را دیازپام گرفته است…
هیچ نگو!! بیا و در بی کسی هایم قدم بزن….. دلم برای راه رفتنت تنگ شده!
هیچ وقت از خدا نخواستم همه ی دنیا مال من باشه… فقط خواستم اونی که دنیای منه مال هیچکی نباشه..

همچنین ببینید

عاشقانه – ۲۰

میدونی دلم چی می خواااآااد؟ یه شماره ی نا آشنا با بی میلی جواب بدم!! …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *