خانه / عاشقانه / عاشقانه – ۱۸

عاشقانه – ۱۸

بهترین نگهبان سعادت درخانواده عشق زن وشوهراست نسبت به هم
یه خانوادم نداریم به شوهرمون عشق بورزیم سعادتمندشیم

بهترین کس برایم خواهی بودحتی اگرسختی راه چشمانت را،ازمن دورکندوبهترینی حتی اگرطنین صدایت به گوشم نرسد.دلتنگتم

بهترین یاد مرا قاب کن وپشت نگاهت بگذار
تاکه تنهاییت از دیدن من جا بخورد
وبفهمد که دل من باتوست
درهمین یک قدمی……………..
بهترینم نمیدانم کجا مشغول لبخندی فقط یک آرزو دارم که در دنیای شیرینت میان چشم تو با غم نباشد هیچ پیوندی…. m
بهترینم، آرزویم این است :آرزویت، ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز…
بهترینها رانباید دیدوحتی لمس کرد؛ بایدآنهارامیان قلب خوداحساس کرد
بهروز وثوقی تو فیلمش میگه :اگه به یاد کسی باشی که یادت نیست
مرامم کشش کردی
پس بفرست برای کسی که به یادت نیست
بهش گفتم نرو نمیتونی فراموشم کنی.
چند قدم رفت بعد برگشت
گفتم :دیدی نمیتونی؟
گفت :ببخشید شما؟!؟!؟!؟!؟!
بهشت در کجای چشمان توست که اینگونه آرامم می کند؟
بهشت من آغوش توست آن را به سیب حوا نیز نمی فروشمش
بهشت همین جاست!!!
زمانیکه لبانم زیر لبانت احساس گناه میکند……
بهم بگو چی کار کنم دنیا پر از درد و غمه
تموم زندگیم توئی تو هم که اخمات تو همه!!
بهم میگی
"درکت می کنم"
و من
برای گفتن دروغ به این بزرگی
درکت می کنم
بهم گفت ما به درد هم نمیخوریم……. اما نمیدونست من اونا واسه دردام نمیخواستم!!!!!!
بهم گفت چجوری میشه عاشق کسی موند؟ گفتم هروقت عاشق کسی شدی دیگ ب کسی نگاه نکن دفعه ی بعدک دیدمش نگاهم نکرد؟!!
بهم یاد میدی صبوری کنم.. نمی ذاری از زندگی خسته شم…
با اینکه هوای جهان خوب نیست… به عشق تو دارم نفس می کشم…
به‏ ‏سه‏ ‏دوست‏ ‏صمیمی‏ ‏ام‏ ‏میگم‏ ‏که‏ ‏تحویلت‏ ‏‏ ‏نگیرن‏! ‏
غم. ‏ ‏حسرت‏ ‏و‏ ‏تنهایی
بودم!
دیدم با دیگری شادتری
رفتم
بودن و نبودنت مرا دلتنگ می کند
در بودنت هراس رفتن می رود
و
در نبودنت انتظار آمدن
چه دو راهی دشواری است
بودن یا نبودن رفتن یا نرفتن خوردن یا نخوردن همش بهانه های است جهت ابراز دلتنگی
بودنت ارامش من
دستانت گرمی من
نگاهت درمان دردهای بی تو بودن
دیوانه ام دیوانه ی با تو بودن از تو گفتن و شنیدن
بودنت زندگی ام را گرم میکند و نبودنت پیشانی ام را…
بودنت یک جور. نبودنت یکجور. در این دنیای جور وا جور. دوستت دارم بد جور
بودنت. تنهارمزشادی من است
بوس بوث بوs بوص بو۳ ب و س تنوع ازما انتخاب ازشما!
بوسه ابتکاری است از طبیعت برای زمانی که احساس در کلام نگنجد پس:
بوس بوس
بوسه به من داده و رنجیده ای
باز ستان گر نپسندیده ای
بوسه های مقدست بر پیشانی ام
انگار آرام ترین جای دنیا را در صورتم دارم
مغرورانه دوستش میدارم…
بوسه هایت را کش بده…
من می میرم که این لحظه ها را زندگی کنم
بوی خیانت میدهی وقتی بجای بمان میکویی…. هر جور راحتی
بى انتها ترین جاده دنیا
جاده معرفت است وکمتر کسى قادر به پیمودن آن است.
اى کسى که آخر این جاده
ایستاده اى
سلام
بى تو در کلبه ى گدایى خویش
رنجهایى کشیده ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامى رسیده ام که مپرس
بى تو که قدم مى زنم…
گم مى شوم!
گم شده ام بى تو…
منه گم را تو پیدا کن….
تو پیدا کن…….
بى هوا نفس کشیدن سخت است…
اى هواى دل من
من تمام دل خود را کندم.
بىهوا نفس کشیدن سخت است
بى وفا
دل کندن اگر آسان بود
فرهاد بجاى کوه، دل میکند.
بیا آبى باش به رنگ آسمان تا من همیشه سر به هوایت باشم.
بیا با پنجه راه برویم. . . روی تن این دنیا. . . بگذار خواب بماند. . . نفهمد از قانونش گریخته ایم و، دل باخته ایم. . . !
بَدترین دَرد، مُردَن نیست دل بَستن به کسیه که کنآرت نیست
بَهار وَ این هَمه دِلتنگی؟
نَه…!
شاید فِرشته ای فَصل ها را بِه اِشتباه وَرق زدِه باشد……
بپذیرنامه نوشتم که فقط یادتوام به خدامنتظرلحظه دیدارتوام درگلستان ندهدهیچ گلی بوی توراتوگل سرخ منی به خداخارتوام
بچشمانت که چشمانم بجز چشمت نمیخواهد تو من چشم آن دارم که از چشمم نیاندازی چقدر شیفت شب دیر میگذره!!!!!
بچه که بودم تا١٠ میشمردم فکر میکردم آخر همه چیزدهه و حالا نمیدونم آخر دوست داشتن چقدره ولی میخوام بگم دوستت دارم قد ١٠ تای بچگی هام.
بکش بسوز دفنم نکن خاکسترم بدرقه چشمانت….. این تنها باورم است
بکن مهر و مکن نامهربانی/
همیشه نیست ایام جوانی/
نه من میمانم دراین دنیای فانی/
نه تومیمانی در این حس جوانی/
بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند… نمیخام با آتش خیانتت بسوزم
بگذار آواز رفاقتمان در شهر بپیچد تا روسیاه شوند آنانکه برسر جداییمان شرط بسته اند.
بگذار این حادثه را بررسی کنیم
خیلی اتفاقی تو را شناختم
مساله سختی نیست
تمام زندگیم را طبق یک اتفاق ساده باختم
بگذار بخاری و شومینه برای آدمهای تنها باشد…
تو که هرشب تن تب کرده مرا داری!
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب
بگذار تا ببینمش اکنون که میرود
ای اشک از چه راه تماشا گرفته ایی
بگذار تا دل من بی انتها تکرار کند
که تنها تو را می خواهد
فقط تو را……..
بگذار تا قسمت کنم تنهایی‌ام را
هرگز ننوشم تلخ دیگر چایی‌ام را
آیینه‌ام؛ زیبایی‌ام را از تو دارم
من با تو پیدا می‌کنم زیبایی‌ام را
بگذار توی همین یک جمله دوباره عاشق هم باشیم! من نامت راصدا بزنم… توبگو جانم…
بگذار خیال کنم دوستم داری و از این خیال شبها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم…
بگذار در گوشت بگویم می خواهمت!
این خلاصه تمام حرف های عاشقانه دلم است…
تقدیم به عشقم…
بگذار دنیا از حسادت بترکد…
انگشتان من چه به انگشتان تو می آیند…
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
بگذار من بند کفشهایت را ببندم
تا تو همیشه "سربلند" باشی.
بگذار پرنده سرگردان نگاهم تا ابد در پناه مژگان مجنونت احساس آرامش کند و عطش مرا با جرعه ای که تاکنون هیچ کس از هیچ چشمه ای ننوشیده سیراب کن!
بگذار کمی سرم را روی شانه هایت بگذارم تا احساس کنم همه چیز زیر سر من است.
بگذار
כوست بمانیم
عشق همه چیز را פֿراب میڪنכ…!
بگذاردرامنیت آرام پلک هایت دمی "قراربگیرم"تا"قراربگیرم"
بگذاردرگوشت بگویم :میخواهمت! این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه ی دنیاست..
بگذارو، بگذر
بگذرزمن ای اشنا
چون ازتومن دیگرگذشتم!
بگو عاشقی تا سلامت کنم
تمام دلم را به نامت کنم
بگو قلبت بجز من دل به کی بست
همون روزی که می گفتم یکی هست
تو راست می‌گی زیادی بودم انگار
دروغ گفتی تو رو می بخشم اینبار
بگو نباردبرف!
اینهمه سپیدی برای چیست؟
وقتی ردپایمان کنارهم جفت نمیشود…
بگو که حضرتِ خالق خودش تو را وقتی که آفرید چه مدت نگاه کرد ؟؟!
بہِترین لذتےڪہِ توے בنیا ہِست اینہِ ڪہِ…
بدونے یہِ نفر خیلے בوسِت داره….
بی "تو"حتی باران هم بوی تشنگی میدهد.
بی آشیانه را شوق ماندن نیست…
سنگبر من نزن،
من خود می پرم…
بی آشیانه راشوق ماندن نیست سنگ برزمین انداز، من خودپریده ام
بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد
بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد
بی آنکه مرا بخدا بسپاری رفتی…
نمیدانم خدارا ازیاد برده بودی یا مرا؟!!
بی انصاف…
من برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت
بی انصافیست… به من بگویند ضعفیه… وقتی بارشکست این جدایی بردوش من است ومرد این خانه فقظ نظاره گر..
بی بهانه به خاطرم می آیی…..
شاید همین باشد معنی عزیز بودنت…..
بی تاب تر از جان پریشان در شب
بی خواب تر از گردش هذیان بر لب
بی روئیت روی او بلاتکلیفم
مثل گل افتاب گردان در شب
بی تابم نمیشوی… بی قراری نمیکنم… فراموشیمان مبارک
بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را
می نویسم بی تو بودن های من پایانم است / بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را
بی تو از چادر گلدار بدم می آید*از نگاه در و دیوار بدم می آید
آنقدر دیر رسیدی به شب راه آهن*که ز دهقان فداکار بدم می آید
بی تو اما به چه حالی از آن کوچه گذشتم
بی تو بهار، تکرار همان پاییزیست که رفته ای، اینبار با لباس سبز
بی تو تنهاییم را پُک می زنم. تا ریه هایم زندگی را کم بیاورد و شرعی ترین خودکشی را تجربه کنم!!
بی تو دنیا برسرم آوار شد
بین ما هرپنجره دیوار شد
بی تو دیگر خیلی وقت است خوش نمیگذرد… فقط میگذرد…!
بی تو نه کار دنیا لنگ می مونه
نه بین زمین و آسمون جنگ میشه
نه کوه آب میشه
نه آب سنگ میشه
فقط دل منه که برات تنگ میشه
بی تو هرلحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست…
بی تو هرگز با تو عمری
جمله ایه که وقتی تورو از دست دادم معنایش. رو فهمیدم!!!
بی تو هم میشود زندگی کرد
قدم زد
چای خورد
فیلم دید
فقط…
بی تو نمیشود به خواب رفت…
بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست
شب های پر از درد که فردا شدنی نیست
گفتم که برایت بفرستم دل خود را
افسوس که چون نامه دلم تا شدنی نیست
بی تو چمدانیست دلم که تنهاییم را در آن تا زدنم و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم، که رمزش حروف اسم توست…
بی تو!! انگار تمام دنیا خالیست… مگر تو چند نفری؟!..
بی تو… با خاطراتت چه کنم؟؟؟
بی تو، بهار من…!
زمستان هنوز هم نرفته است…!
من ماندم و شکوفه های قندیل بسته ای…
که خوزستان هم آبشان نمی کند…!!!
بی تومن برتخت شاهی یک گدای بیکسم
باتودراوج فلاکت پادشاه عالمم
بی توازچشمان خیسم اشک خون جاری شود
باتودرزندان زنجیردربهشتی کوچکم
بی خوابت کرده بود
دوستت دارمی
که پرنده ی درون سینه ام
فریاد می کشد
بی خیال است خیلی بی خیال…
همان کسی که تمام خیال من است
بی خیال اسم ها و حرف ها…
" م ن… "
خلاصه می شوم
در "ت و… "
همی ن…!!!
بی خیال عطر های گرون قیمت!
همه آدم ها باید مثل تو " بوی معرفت " بدن
بی خیال همه چی
پرت از دنیا میشم
ساده
رها
وکمی عجیب…
بی رحمی بزرگیست… که روزگاراجازه دوست داشتن و خواستن کسی را به مابدهد ولی اجازه داشتنش را نه…
بی شعور ترین موجود ِ دنیا دل ِ منه!
روزی هزار تا دلیل و منطق میارم براش، آروم میشه
اما باز دم دمای شب که میشه، میپرسه:
چرا؟
بی شک آغوش تو هشتمین عجایب دنیاست…
واردش که میشوی زمان بی معنا میشود
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند، چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو!
حسین پناهی
بی شک کپی رایت را خدا رعایت کرد! 
وقتی تو را بی همتا آفرید…
بی شک…
جهان را به عشق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهانی برای تو…
بی صدا، توام با سکوتی گوش خراش، تیک… تاک… تیک… تاک… این تنها صدای همدرد شبهای تنهااییم شد…
بی عشق اگرچه زنده ای، مرداری
بیعشق اگر عزیز باشی، خواری
بی عشق اگر شهنشینی، مسکینی
با عشق اگرچه عاجزی، سرداری
بی عشق حتی باران هم بوی تشنگی می دهد…
بی عصا به آب خواهم زد
موسی اگر ایمان داشت، من اُمید دارم…
بی قرار باش تا هرگزبی قرار نباشم.
بی هیچ بهانه ای به خاطر آوردمت…
"دوست داشتن" شاید همین باشد….
بی وجودت هر زمان احساس غربت میکنم
مینشینم آیه غم را تلاوت میکنم
در نیستان وجودم همزمان با مولوی
مثل آن نی از جدایی ها شکایت میکنم
بی وفایم که وفایت……….. برود ز یادم
بی" تو"
حتی
باران هم…
بوی تشنگی میدهد.
بی"تو"حتی باران هم بوی تشنگی میدهد…
بیا کلاغ پر بازی کنیم، کی پر؟ روز بی تو بودن پر، دوست داشتن غیر تو پر، عشق جز تو پر، اصلا همه چی پر، فقط تو نپر…
بیا ای بهترین درمان قلبم مداوا کن غم پنهان قلبم قسم برخالق دلهای عاشق توهستی اخرین سلطان قلبم….
بیا باران را دعوت کنیم، به جشن دلتنگی رازقی
بیا دوباره عادت کنیم، به بغض غریبانه عاشقی.
بیا باهم باشیم نه یک سال بلکه یک عمر،
بگذار آوازه ی باهم بودنمان چنان در شهر بپیچد که روسیاه شوند آنان که بر سر جدایی مان شرط بسته بودند…
بیا برای یکبار هم که شده…
دست به خلاف بزنیم…!
من اندوه تو را می دزدم…!
تو تنهایی مرا…!!
بیا تا آخرین نفس با هم باشیم
میخواهم همه بفهمند امکان داره دوتا عاشق به هم برسند
بیا تا با پنجه راه برویم
روی تن این دنیا،
بگذار خواب بماند
نفهمداز قانونش گریخته ایم
و…
دل باخته ایم..
بیا تنهایی هایمان را روی هم بگذاریم…
جمعشان کنیم…
آنوقت باز هم فقط تنهایی می ماند و بس…
باور کن بی تو اینگونه ام.
بیا حواس تقدیر را پرت کنیم
تو صدایش کن…
من فاصله ها را برمیدارم
بیا خانه عشقمان را از گل های زیبا بسازیم که اگر خراب شد پر از احساس شویم
بیا در یک غروب دلشکسته از این آوارگی قابی بگیریم، اگر این سرنوشت مارا جدا کرد، به یادهم برای هم بمیریم
بیا دلتنگی هامان را اندازه کنیم.. هر که دلش تنگ تر بود برنده!! کاش این بار تو برنده شوی…!
بیا دوری کنیم از هم… فاصلمون به اندازه ی خاطرات هر کدوممون باشه
بیا رها کنیم هر چه تهی از اوست…..
بیا مثل اون کسی شو
که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره
موندشو صرف نظرکرد
بیا وقتی برای عشق، هورامیکشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت بمب اشک آور بیندازیم
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم
اگر به خاطر هم عاشقانه برخیزیم
نمیرسیم به جایی که اشتباه کنیم.
بیا
و با خودت بهار بیار
این تقویم ها برای من
تنها یک مشت کاغذ پاره اند
فرودین
روی زیبای توست…
بیاحواس تقدیرراپرت کنیم، توصدایش کن من دزدکی فاصله هارابرمیدارم…
بیاد قلب شکسته ات حساری برای خود ساختم به رنگ تنهایی.
بیادت آرزو کردم که چشمانت اگرتر شد
به شوق آرزو باشد نه تکرارغم دیروز
بیادتم اما شاهدی ندارمجز کوچه پس کوچه های خلوت دلم
بیادتم تاروزی ک تابوتم چون قایقی روان بردوش مردم باشد وبگویی یادش بخیر
بیادتم حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام دنیا را بگردم…!
بیادتم حتی اگرقرارباشدشبی بی چراغ درحسرت یافتنت تمام کوچه هاراقدم بزنم
بیاقراری بگزاریم وتونیا!
همان دلهره رسیدن تا آنجا مراازخوشی خواهد کشت…
بیایدتاهستیم همدیگر را لمس کنیم…
سنگ قبراحساس ندارد…
بیب بیب بیب فکر کردی بوقه ؟؟؟ نه بابا میخوام بگم بی برو برگرد دوستت دارم …
بیخودی صدای گاو درنیار! من و تو خیلی وقته دیگه "ما" نیستیم…
بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم راگرفته بود ومیکشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت…..!!
بیرون ز حساب نام لیلی / باهیچ سخن نداشت میلی
بیرون نرود مهر تو گر خون رود از دل/مهر تو نه خون است که بیرون رود از دل
افسانه شد از بی خردی در همه شهر/گفت آنکه غم عشق به افسون رود از دل
بیستون بر سر راه است
مباد از شیرین خبری گفته
و غمگین دل فرهاد کنید
بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست/آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست/مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب/در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
بین بودن و نبودن تنها یک حرف فرق است
و من تمام هستیم را روی همین یک حرف اضافه گذاشته ام…..
بین ما، 
اگه خار باشه.. 
 ¥#¥#¥#¥#¥
یه عالمه کوه باشه.. 
 ΔΔΔΔΔΔΔ
یه دنیا راه باشه.. 
————–
بازهم به یادتم..
بین همه ی سازها
فقط
سازِ دهنیه تورو دوس دارم!
بیهوده فریاد مزن
هیچ گوشی به انتظار صدای تو ننشسته است
بیچاره " فرهاد "
نانوا هم جوش شیرین میزند
بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است/بیچاره تر، شیری که صید چشم آهویی…
بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم
توی این پس کوچه ها تنها نذارم
نیستی از تاریکی شبها میترسم
بی وفا دارم توی سرما میلرزم
بیچاره دل چیزی نگفت تاحرمتت رانشکند، سوگندمن برعشق توروزی که دل درگل نهند!
بیکار بودم!
چشمان تو…
کار دستم داد
بﻦ ﺑﺴﺖ دﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﺮای ﻣﻦ آﻏﻮﺷﺖ…
اوﻟﯿﻦ ﺑﺎرﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮاﺳﯽ ﻧﺪارم ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ رﺳﯿﺪﻩ ام!
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست
تا آخر با تو می مانمم تنها نمانی، به آن شرط که گرگ نباشی
تا آخرعمرت مدیونی…
به کسی که باعث شدی بعد از تو… .
دیگه عاشق هیچکس نشه…………
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
تا اطلاع ثانوی از عشق دم بزن
لطفا بدون فاصله با من قدم بزن!
گاهی به روی پنجره ی کوچکم بخند
گاهی جهان کوچک من را به هم بزن
تا به حالا گدایی کرده ای عشق را؟ /
تا به کجا تنهاییت را با خودم ببرم…
بس نیست دیگر توانی ندارم
تا ترا از دور دیدم، رفت عقل و هوش من
می‌شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا
تا تو دل می دهی به حرف دلم
می شود کم کم آب " برف دلم
در دلم ای عزیز عشق بریز
پر کن از حرف عشق
ظرف دلم.
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای تو شود این چه نگاه کردن است
تا تو هستی و غزل هست کسی تنها نیست. محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست. شب که آرام تر از پلک ترا می بندم. با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست.
تا جایی که من یادم می آید…
تو مرا ترک کرده ای…
پس چرا استخوانهای من از درد تیر میکشد..؟
تا حالا دلت خیلی گرفته؟؟؟ به خدا دلم گرفته بود برا اینگه از اون حال دل تنگی بیام بیرون آهنگ شاد گذتشتم ولی از همه اهنگا غمگین تر بودن
تا دلهایی داریم ک بیاد هم می تپد بهترین ثروت ها از آن ماست
تا دوباره دیدنت این تختخواب را وارونه خواهم خوابید، خیانت است بی تو سر بر کنار خیالت گذاشتن
تا روزی کــه بــود، دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد!
از روزی کــه رفــت، گــل هــای ســرخ بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد!
تا زمانیکه به عمق واقعی انسانها پى نبرده اى دوستشان نداشته باش زیرا عمیق ترین زخم ها، زخم خنجرکسانیست که باتمام وجود دوستشان دارى.
تا زیبایی خیال تو بامن است تلخی دلتنگیهایم رامیگذارم برای بعد…
تا شدم عاشق چشمات گریه شد، کارمو گریه….
تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ،رفته بودی ، تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم.
تا کجا باید سفر کرد،
تا کجا باید دوید
از کجا باید گذر کرد
تا به شهر تو رسید
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم
آهسته ز فرقت تو فریاد کنم
وقت است که دست از دهن بردارم
از دست غمت هزار بیداد کنم
تا گرمه آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
تا گفتم دوستت دارم قهر کرد
عجب روزگاری که دوست داشتن بزرگ ترین گناهه
تا یه حدی باهات راه میام،
از حدش که بگذره از روت رد میشم…!
بعدا نگی نگفت، گفتم یا نگفتم
تا یکی هست واسه غصه سر رو شونه هاش بزاری/اسمی هم به غیر اسمم که تو به زبون می یاری
تااخرین نفسسسسسسسسسسسسس اخ نفسم گرفت "دوستت دارم"
تابستان و زمستان ندارد تو که نباشی ۴چوب بدنم میلرزد
تاحالا فکرشو کردی؟ چه خوب میشه که برگردی؟
تاحالا هندونه دیدی عقب وانت وقتی میفته رو آسفالت!
همونجوری تیکه پارتم
تادیروز هرچه مینوشتم عاشقانه بود, از امروز هرچه مینویسم صادقانه است :عاشقانه دوستت دارم
تار
دو تار
سه تار
روسری‌ات را بردار
امشب اجرای زنده‌ی موهای توست.
تاریخ را کنار بگذار! جغرافیا مهم تر است! تو کجایی؟
تاریخ شارژ ارادت ما به شما تا وقتی که نفس باقیست اعتبار دارد!
"همراه آخر"
تاریکی را دوست دارم، چون پیامدش روشنایی است
سکوت را دوست دارم، چون آرام بخش است
تنهایی را دوست دارم چون تو را به یادم می آورد
تاوقتی باهمدیگر هستین فکر میکینید باهم نیستید
ولی وقتی باهم نیستید غصه با هم نبودنو رو میخورید…..
گرفتید..؟؟؟؟
تاکور نگشته دیدگانم تو بیا / تا مور نخورده استخوانم تو بیا / گر آمدی و ندیدی از من چیزی / از بهر تماشای مزارم تو بیا
تاکی به آهوها دل بندم وآه بکشم*عشق جرات میخواهدمیروم پلنگی دست وپا کنم؟
تایادی هست من به یادتوام, مگرآن روزکه؛ نه منی هست, نه یادی, نه خیالی…!
تب سختی است
سوزناک، غم انگیز
تب عشق را می گویم
هنوز دارم در تبت می سوزم
با اینکه مدت هاست ترکم کردی…
تبسم توتجسم تمام خوبیهاست،به تبسمت سوگندهمیشه شادبودنت ارزوى ماست
تحمل درد عشق واسه لاکپشتا راحت تره آخه حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه..
تحمل میکنم بی تو به هر سختى
به شرطى که بدانم شادو خوشبختى
تخت خوابم مرض قند گرفت!
اینقدر که رویاهای شیرین با تو بودن را به خوردش دادم!!!
تخت سیاه قلب من پر از نوشته های توست / نیمکت چوبی دلم واسه همیشه جای توست
ترجمه کردن حرف دل خیلی وقت میخواد اما خلاصش اینه که خیلی عزیزی…
ترجیح می دهم روزها به امیدِ آمدنش بگذرانم، تا اینکه بیاید و بسوزاند و برود…
ترس های شبانه ام تنها بهانه ای بود برای پناه بردن ب آرامش آغوشت…
قانع بودم؛
حتی اگر آرامش آغوشت را در رویا تصورمیکردم.
ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم،
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم،
لب آن کوزه بسازند ز خاک لب من،
بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم…!
ترسم از شبی است که بیدار شوم، خاطراتت هجوم بیاورند و پاکت سیگارم خالی باشد
ترسم پشیمان باشی و اما… نیایی.
ترک ما کردى ولى با هرکه هستى یار باش
این رفیقان نارفیقند ، گفتمت هوشیار باش
ترنم باران در کوچه پس کوچه های قلبم
صدای تک گنجشکی بر روی درخت دلم
نوید لحظه ای زیبا را میدهد
مرا به خاطر بسپار تا از خاطرم نروی
ترک عادت سخت است… مدام برگردی نگاه کنی کی می آید
ترک کردنِ آدم ها هم آدابی دارد؛
اگر آدابِ ماندن نمی دانید؛
حدِاقل درست ترکشان کنید؛
تا تَرَک بر ندارند…!
ترکت میکنم تا هر سه راحت شویم :من از قید تو… او از قید من… و تو از قید خیانت…
ترکم کردی و دستانت روحم را شکنجه میکرد! موهایم را تراشیدم…!
تسبیح میشوم زیر انگشتانت
دانه دانه میرانی ام
تا خودت را بالاببری….
تسلیت قلب صبورم…
تشنگی بهانه بود تا از لیوانه تو اب بخورم
تعجب نکن اگه چیز تازه ای برات نمی نویسم! مداد وقتی خیس میشه نمی نویسه
تعمیرگاهی باید ساخت از آغوشت،
برای غروب های جمعه،
که حالم بدجوری خراب است!!!
تعهد به سند ازدواج نیست!
تعهد به رینگ انگشت دست چپ نیست!
تعهد یه حسّیه توی قلب آدمها…
تــو از آن هــایـی هستــی کــه فکــر بـه تــو ، دیــدن تــوست
و دیــدن تــو فکــر تــو
تفاهم یعنی توانایی تحمل تفاوت ها..
تفریق تو ز هر چه، عذاب می کند آنرا
و نمیداستم خود، روزی عذاب خویش می شوم…!!
تفنگ نقره کوبم را فروختم
برای یار قبای ترمه دوختم
قبای ترمه ام را پس فرستاد
تفنگ نقره کوبم داد بی داد
تقدیر
بعضی اشکهاهستندنصفه شبی
بی دلیل…
بی بهانه…
عجیب ادم راارام میکنند…
تقدیم به او که به رسم جاده ها دور است اما به رسم دل با او هیچ فاصله ای نیست.
تقدیم به توکه نمی دانم درخاطرت میمانم یا برایت خاطره می شوم، دوستت دارم نه به خاطرآنکه دوستم بداری، به خاطرآنکه لایق دوست داشتنی
تقدیم به عشقم:
برای با تو بودن،
نه مهلت می خواهم…
و نه بهانه ای…
بودنت نیاز من است…
و تو همیشه در قلبم ماندگاری…!
تقدیم به کسیکه اسمش انتهانداره، محبتش پایان نداره، فراموشیش امکان نداره.
تقسیم میکنم ، سهم روزهای آینده ام را … یا در کنار تو یا در یاد تو …
تقصیر بَرگ ها نیست؛
آدَم ها همینند،
نَفَس میدَهی…
لهت میکنند!!!
تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی، با نمکی، دو چشم زیبا داری
تقصیر ه تو نیست.
سالهاست کسی مرا نمیفهمد.
پیچیده نیستم…
مرا پیچیده اند.
تقویم دل من نسبتی با تقویم های جهان ندارد.میان برگ ریزان خزان وسط چله زمستان هم می بینی در دلم نوشته اند بهار آن لحظه لحظه ایست که تو میخندی
تقویم غبارآلود خاطره ها را ورق زدم
راستی تو یادت نیست…؟!
روز دیدار ما چه روزی بود؟…
تلاش برای زنده کردنِ یک رابطهِ از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سردشده
رو با ریختن آب جوش گرم کنی نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش..!
تلاش بوسه نداریم چون هوس ناکان
نگاه ما به نگاهی ز دور خرسند است
صائب
تلخ ترین حرف :دوستت دارم اما…
شیرین ترین حرف:… اما دوستت دارم
به همین راحتی جابجایی کلمات زندگی ها را دگرگون می کند!!!
تلخ ترین دعای دنیا:
"با اون یکی خوشبخت بشی"…
تلخ میشوم وقتی تو نیستی اردیبهشت من اردی جهنم میشود
تلخ میگذرد این روزها که قرار است از تو برای دلم یک رهگذر معمولی بسازم..
تلخترین حرف : دوستت دارم ، اما … شیرین ترین حرف : اما دوستت دارم ! به همین راحتی جابه جایی کلمات زندگی را دگرگون میکند
تلخى دوریت را به دل میکشم، روى خیالت اشک میریزم، هیچ وقت خیال نکن تورا فراموش میکنم، مگه روزى که کوچ به سوى خاک کنم
تلخی قصه آنجاست…
وقتی دلم "سوخت"، دلش "خنک" شد!!
تمام «امن یجیب‌»های دلم را گره زده‌ام به کلماتت و روانه آسمان کرده‌ام…
!
من مطمئنم خدا تو را برای دلم نگه می‌دارد…
تمام آدم هابزرگند زیرا زندگی میکنند…
کوچکترینشان منم که زندگی مینویسم ..
تمام آدمها،
اگر " تو "…
هیچکدامشان نباشی!
فقط مرا تنهاتر میکنند…
تمام آرزوی امشب من
ندیدن فردای توست
با او…
تمام اشک هایم حرام شد!
وقتی فهمیدم
دوستت دارم گفتن های تو
به سبک گفتنِ خوبم های هر روز من است!
تمام تنم میسوزداززخمهایی ک خوردم، من ازدست رفتم،،، شکستم،،، میفهمی؟؟ ب انتهای بودنم رسیده ام، امااشک نریختم،،، پنهان شده ام پشت لبخندی ک دردمیکند…
تمام حجم خیالم از تو لبریز است خیالم کوچک نیست تو بزرگی!
تمام حکم های دل در دستم بود ولی باز هم به دستان تو باختند …
تمام خوبیها را برایت ارزو میکنم نه خوشیهارا.. خوشی انست که تو دوست داری وخوبی انکه خدا برای تو دوست دارد
تمام دردم این بود… عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود…!
تمام دلم برایت منتظر است
پس بمان تا دلم برای تو باشد
تمام دنیا را می دهم برای لبخندت،
هراسی نیست…
تو که شاد باشی دنیا از آن من است ♥ ♥ ♥
تمام دنیا منو نمی دیدند-من کنارتو تماشایی شدم
تمام دنیای من کوچک میشود به اندازه ی آغوش تو ولی ذره ای از دنیای کوچکم را با کسی قسمت نمیکنم.
تمام ذهن ام در گیر ِ نوشتن از توست…
باید اینجا بوده باشی
تا این شعر، شعر شود
تو، بهترین عاشقانه ی منی…
تمام راه های ممکن را بسته ام که مبادا دلت که یاد من کرد مرا صدا بزنی؛
اما…
اما تو پیدایم کن
از زیر سنگ هم شده پیدایم کن.
تمام روز می خندم تمام شب یکی دیگم
من از حالم به این مردم دروغای بدی میگم
تمام زندگی ام را شعر میکنم
و روی پیشانی تب دارت میگذارم
تا یک درجه از وجودت
تمام یخبندان های وجودم را آب کند…

تمام زیبایی ها، تمام روشنایی ها، تمام آرزو ها، تمام خوشی ها مال تو
به شرطی که که تا با من باشی نه تنهایی
تمام سال من بی تو، پر از سوز زمستونه…
تمام سبزه ها
چَشم به گِره ماندند،
راست ترین
دروغ سیزده بود رفتنت….
تمام سخنان عاشقانه دنیا به اندازه یک عمل عاشقانه ارزش ندارد……
تمام سهم من از تو آتشی است که از دور گرمم می کندو هر بار نزدیک می شود پایم پس می کشد حالا تو هی بگو می ترسی از سوختن؟
من از خاکستر شدن می ترسم…
تمام شعر های عاشقانه جهان شبیه تو هستند!
تو اما پشت استعاره ای ایستاده ای که به ذهن هیچ شاعری نخواهد رسید…
تمام شیرینی عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است
تمام عاشقانه ها، دوستت دارمها، و خوبیهارو برای تو میخواهم ای زیباترین مخلوق زمینی
تمام عاشقانه های عالم را هم به گوشم بخوانند حکم باد هوا را دارد…
هیچ حرف عاشقانه ای به زیبایی حرف های ساده تو عاشقانه نمیشود….
تمام عروسکهای دنیا یتیم میماندند
اگرخدا
دختر را نمی آفرید…………..
تمام عکاسخانه های این شهر را به دنبال یک عکس قدی شاید هم تمام رخ از عشق گشته ام ، فتوشاپ بیداد میکند این روزها..
تمام لحظه های دنیا واسه زمانیه که اصلا انتظارشو نداری و هیچ لذتی بالاتر از دوست داشتن نیست پس حالا که انتظارشو نداری ، دوست دارم
تمام نا تمام من با تو تمام میشود
تمام نفسهای امروزم را تقدیمت می کنم تا به دوست داشتن دیروزم شک نکنی
تمام نیمکت های پارک دو نفره اند…
خیالی نیست! روی چمن می نشینم….
تمام و ناتمام من با تو تمام میشود…
تمام ِ دنیا در آغوشت خلاصه شده است!
کودکانه
پناه می برم…
به خلاصه ی دنیا!…
تمام ِ ذهنم درگیر ِ نوشتن از توست
باید اینجا بوده باشی
تا این شعر، شعر شود
تو بهترین
عاشقانه ی منی…
تمام پرانتز هارا میبندم
دوست داشتنت توضیح اضافی نمیخواهد.
تمام پرانتزها را می بندم…. نبودنت که توضیح اضافه نمی خواهد
تمام پسوردهایم شماره توشده است… ومن دائم شماره تو رامیگیرم، بی آنکه صدایت رابشنوم…
تمام پنجرهای شهر، را به سنگ خواهم بست اگر غروب را با دیگری به تماشا بنشینی؟!
تمامه روزایی که سرگرمیت بودم…. زندگیم بودی…..
تموم دلخوشی هامو گرفتن
بیا تا درد این روزام کم شه
یکی پیدا شه تو تردید دنیام
همونجوری که هستم عاشقم شه
تموم لحظه های این تب سرد
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
تموم گل های قرمز دنیامال توو گل سفید مال من، اگرتوفراموشم کردی گل های قرمزپرپربشه واگرمن فراموشت کردم گل های سفید کفنم بشه.
تنت به دشت گل های وحشی می ماند
معطر و ناشناخته
بوسه ام هر جا می نشیند
پروانه ای بر می خیزد
تنفس شروع زندگی است، عشق قسمتی از زندگی است، اما دوست خوب قلب زندگی است!
تنفس: شروع زندگیست،
عشق: قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب: قلب زندگیست
تنم شرجی، دلم خرما پزونه
رخم از مهر تو رنگین کمونه
درون سینه ام گرمای عشقت
مثه تش بادظهر دشتستونه
تنم، پر از زخم هائیست…..
که قراربود وقتی بزرگ شدم،
یادم بره
تنها گفت :دوستت دارم
هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد
گفتم :خوب گشتی؟
گفت :آره
گفتم :اگر دوستم داشتی نمی گشتی…
تنها آرزوم اینه ک تنها عشقم هیچ وقت بهم خیانت نکنه. خیانت خیلی سخته بخدا آدم رو از پا در میاره
تنها برنامه اے که تِکرارش
آرزوےِ هر روز مَن است
پَخشِ زنده ےِ
نگاهِ توست… هَمین…
تنها ترین لحظات زندگیم را با یاد تو سپری می کردم
و بهترین خاطراتم را هم با تو سپری کردم
تنها تصویر یک ماه به این مرداب حس بودن می دهد…
نگاهم کن…
تنها خانه ی من قلب توست… آواره ام مکن..
تنها دارویی که دو خاصیت داره چشمای نازته که هم آرومم میکنه هم داغونم
تنها در دو هنگام است که می خواهم با تو باشم : هم اکنون و همیشه !
تنها در سایه ازدواج عشق محک می خورد
تنها راه دوست داشتن هر چیزی این است که درک کنیم هر دم امکان دارد آن را از دست بدهیم.
تنها راه ِ شناختن ِ یک نفر، دوست داشتن ِ او بدون ِ هیچ امیدی است.
(خیابان ِ یک طرفه – والتر بنیامین)
تنها روزی که "م" مالکیت را پسونده اسمم گفت, روزی بود که خواست زیر پایم را بکشد, آتو بگیرد, برای جدایی… دردناک بود احساسه عشقی که داشتم
تنها عشق است که اگر تا ابد آن را قسمت کنی، چیزی از آن کاسته نمی شود…
عاشقتم مهربون
تنها ماندن بهتر است از, گدایی عشق
تنها من عاشق گرمای نگاه تو نیستم، ببین…
پرنده ها هم به هر کجا که می روی کوچ می کنند!
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل‌وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش‌آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
تو اونی که روز به روز عزیزتر میشی منم روز به روز عاشق تر………..
تو اى گریخته ازمن!!! حصارخلوت تنهایى مرابشکن…
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام
تو اگر بخواهی
زندگی آغوشِ دوست داشتنی ای
خواهد شد
تو اگر فقط کمی مهربان تر باشی…
هر روز من عید می شود
و هر لحظه ام تحویل سال غم به شادی!
تو اگر ماندنی بودی با یکی از قبلی ها مانده بودی!
تو ای شهباز زیبای غزل ها
بیا دورم کن از اطراف غم ها
به روی بال هایت پا گذارم
ببر در شهر زیبای غزل ها
تو این دنیا آدمای زیادی.. با هم رو تختای ۲ نفره میخوابن…!!
اما قشنگ اینه که:
خیلیا رو تختا، دور از هم به یاد هم بیدارن…..!!

تو این روزا زندگی ساده نیست
"تو" باعث شدی من تحمل کنم
تو این سالهایی که بی ت♥وگذشت
همش با خودم از ت♥وحرف میزنم…
تو این شبا فرشته ها از آرزوی آدما قصه میگن واسه خدا، خدا کنه آرزوهات گفته بشه پیش خدا
تو اینه خودمو بغل کردمو گریه کردم ناگهان کسی که تو اینه بود گفت چته من پیشتم هیچ وقت تنهات نمیذارم
تو با این زیبایی
بهت اصلا نمیاد که مقصرباشی
توبا این زیبایی
نمیتونی از عشق متنفر باشی….. .. برفی…
تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستی
تو با عشق موندی کنارم که من
یه جایی تو این زندگی گل کنم
تو رو دوست دارم همین کافیه
یه دنیارو با تو تحمل کنم
تو با همه ی بدیهات، بهترینه منی…
تو بارانی و من باران پرستم – تو دریایی, من امواج تو هستم – اگر روزی بپرسی باز گویم :تو من هستی و من نقش تو هستم..
تو باشی .باران باشد. ویک جاده ی بی انتها…
به تمام دنیا میگویم:خداحافظ
تو باشی همه چیز زیباست، دیگر دلتنگی در دلم نیست،
تو هستی و یک دنیا خوشبختی!
تو بامن باشی زهرمار هم می چسبه
امسال هم که سال ماره
تو بد تا می کنی و من
یجورِ بد دوست دارم
نمی دونم چقدر اما
زیاد از حد دوست دارم……….
تو برای من مثل سیب سرخ حوا باش…
مهربانم…
من چیدن تورا به خلوت بهشت ترجیح میدهم…
تو برو، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :باشد، برو خیالی نیست…
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست!
تو بشو ساحل قلبم / من میشم ماهی مرده / تا بگن به عشق ساحل / لب دریا جون سپرده.
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم به چشمان مردم بود که عاشق خنده ات نشوند.!
تو به من بگو زشت! من به تو میگم قشنگ بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم.
تو بهترین شرایطم حالمو بهتر میکنی
تجربه بهشتو واسم میسر میکنی
کنارتوهریه نگاه مثل یه شعر فاخره
نگاه من نگاه تو چه خوبه این مشاعره
تو تغییر نور را در آسمان تماشا می‌کنی ,من چشمهای تو را.
تو تموم لحظه های تلخ و شیرینی که دارم یکی انگار تو قلبم میگه که تنهات نمیزارم.
تو تنها دلیل نفس کشیدنم بودى!
دیگران فقط عابران خسته اى بودند
که شاید گاهى براى پرسیدن آدرس
کنارم مى ایستادند!!!
تو تک ستاره منی منم اسیر بودنت از ته دل داد میزنم میمرم از نبودنت
تو جا زدی
من جا خوردم
او جا گرفت…
تو جاده ی عشق اون قدر عقب عقب میرم تا وقایع با تو بودن دوباره تکرار شه برام……!
تو جانمی
چه خوش است
وقتی به لبم می‌رسی
تو حتی سر برنگردوندی ببینی که روحم بیتو داره پرپر میشه, قبل تو دلم ازین دنیا خون بود بعده تو ازینم بدتر میشه<۳
تو خوبی! تو بهترینی! تو تکی!
تو خوشحالی/دلم حال بدی داره /نگاهت میکنم، نور نمیزاره/برق چشاتو از من نگیر/صدایم کن، نگاهم کن/در این خانه با من بمیر
تو در شمالی و من در جنوب…
نقشه را تا کن تا شاید به هم برسیم.
تو در هوای تمام شعرهایم جا مانده ای!
خودت را که میگیری از بیت هایم، هوای جملاتم ابری میشود…
با من بمان، تا پاییز شعرهایم با تو اردیبهشت شود
تو در کدام ثانیه می آیی
بگو ساعتها را
در همان لحظه نگاه دارم
میخواهم
سیر تماشایت کنم
تو دروغ می گویی تا
من خوشحالشوم!
و من احمق می شوم…
تا تو دلگیر نشوی
تو دریا بودی و من قایقی خرد/که هرجا خواست امواجت مرا برد/دلم پارو زن بیچاره ای بود/که در امواج عشقت یک شبی مرد…
تو دلم مونده یه بار که گوشی رو بر میدارم، یه صدای ظریفی بگه "سلام عزیزم خیلی دوست دارم، ببخشید که نمیتونم پیشت باشم"
تو دنیا آدم های زیادی رو تخت دونفره می خوابن. اما قشنگ تر اینه که:
بعضی آدما روی تخت های یک نفره ب یاده هم بیدارن.
بیادتم.
تو دنیا هیچ چیز قابل توضیح تر از این نیست که :انکه من بزرگش کردم کوچکم کرد :- (
تو دنیای منی اما به دنیا هیچ اعتمادی نیست.
تو ذهنم یه دنیا واست حرف دارم…
ولى تو دلم یه جمله بیشتر نیست:
دوستت دارم…
تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت! تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی، با دل خود نه با آرزوی من.
تو را انگار یک جا دیده بودم / میان خواب و رویا دیده بودم
نگاهت همچو شبنم، آشنا بود / گمانم بین گلها دیده بودم
تو را اهسته میبخشم اگر چه از تو دلگیرم /
به تو حق میدم عاشق شی اگر چه بی تو میمیرم//
تو را زیاد کشیده ام
به رُخ کاغذ
اینبار می خواهم
برای دل خودم بنویسم
که
دوستت دارم
تو را عاشقانه، عارفانه، صادقانه، بی بهانه، تاقیامت، با صداقت دوستت دارم
تو را عاشقلانه نه عاقلانه و نه عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش میکشم عدل مگر نه آن است که هر چیز در جای خودش قرار بگیرد؟!
تو را من "زهر شیرین" خوانم ای عشق
که نامی خوش تر از این ات ندانم
وگر هرلحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرین ات نخوانم.
تو را میخواهم، به تو نیاز دارم،
ای دنیا لحظه ای سکوت کن که من فریادی در سینه دارم
(دوستت دارم عشق من)
تو را همین طور که هستی دوستت دارم، نه ان چیزی که دیگران میگویند.
تو را چه به فرهاد؟؟!!
یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی…
تو همین یک وجب دیوار را بردار من قبولت می کنم!
تو را
خُودم چشم زَدم!!!
بس که نوشتمت میان شعرهایم،
بی آنکه "اسپند" بچرخانم میان واژه هایم..!
تو رابطه هاتون "اخلاق" داشته باشید "غرور" واسه غریبه هاست…
تو رفته ای؛
و من
عاشقانه های بی مخاطبم را…
به حراج گذاشته ام
تو رفتى تازه فهمیدم، نگات زندست نفس داره…….. واسه تو تویى این قلبم، تمام عمر جا داره…
تو رنگین کمان باش!
من اما بی تو این روزها تیره تر از همیشه ام…
تو رو به رخ تموم شقایق های دنیا میکشمو میگم تا گل من هست زندگی باید کرد.
تو رو رنجوندم با حرفام…
چقد حس میکنم تنهام…
چه احساسه بدی دارم…
از این احساس بیزارم…
نه نرو تنهام نذار…
تو رو می کشیدم که یادم نره
من شاعر و عشق نقاش کرد.
تو رو واسه خودم نمیخوام…
تو رو واسه خودت نمیخوام…
تو رو واسه قلبم میخوام…
که هر شب بهونه ات را میگیرند…
تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست،
تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست
تو روزایی که خیلی خسته میشم
واسه رفتن هوای تازه میخوام
درست هر سال این روزا که میشه
تو رو بی حد و بی اندازه میخوام
تو روشن میکنی خورشیدو هرروز….
تو هرشب توی جلد ماه میری…
بگیر دستامو محکم تا نیفتم…
زمین میلرزه وقتی راه میری…
تو زندگی همه یکی هست…… که نیست.
تو زندگی هیچی آزار دهنده تر از این نیست که بدونی
تاریخ مصرف داشتی
تو زیباترین احساس در قلب منی
تو سراپا ادعایی عزیزم…
انکار نکن
عشقت را چشیدم طعم کشک میدهد
تو سنگ شدی من شیشه!
آخه اینجور نمیشه!
بذار بگم چی میشه!
دوستت دارم همیشه!
تو سنگی!
و من یک تکه شیشه!
"سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد
"ولی شکستن من"
جدی است!
تو سکوت کردی و این واسه باختن بس بود
انگاری بازنده از قبل مشخص بود
به خودت باختمت از خودم جا موندم
آرزو ها داشتم اما تنها موندم
تو شاد باش و شاد بمان…. من همه غصه ها را خواب خواهم کرد….
تو شب بغض و سکوتم
وقتی که رو به سقوطم
تو رو دارم تورو دارم
وقتی دلتنگی باهامه
یه غمی توی صدامه
بیقرارم بیقرارم
تو شهر ما هر خانمی از شوهر جدا میشه با پول مهریه یه ۲۰۶ سفید میندازه زیر پاش تا دخترای دیگه یاد بگیرن و ما پسرا عبرت بگیریم. چقد دلسوزن این خانوما..!!
تو صادقانه
دروغ بگو
من عاشقانه
کاری خواهم کرد
ماه
همیشه پشت ابر بماند…!!!
تو صمیمی تر از آنی که دلم میپنداشت / دل تو با همه آینه ها نسبت داشت تو همان ساده سرسبز نجیبی که / خدا در میان دل پاکت ، صدف آینه کاشت . .
تو غافل گیری رگبار بودی و
من
مردی که چتر به همراه نداشت…
تو فرار می کنی
و من
زلیخایی که عبرت گرفته
دست به پیراهنت نمی زنم
تو فقط آدم باش من قول میدهم همه جوره حوایت باشم…. 😐
تو فقط بخند، خنده هایت تجسم خوشبختیست، اشک ها سهم من، خیالت راحت من عادت دارم…… تقدیم به عشقم سوگند
تو مال منی، بگو خب!
تو ماه را دوست داری من ماه هاست که تو را …
تو مثل دعای مادرم از ته دل می آیی …
تو مثل گنگی رمز توی یک کتیبه ای…
تو مثلث سیب تکامل، رسیده می آیی و من شبیه سرخی خواهش پر از نیاز توام. بیا و لحظه‌ای از عشق، آسمانم باش که در کنار تو پرواز را بنوشم…
تو مخاطب نبودی که خاص بشی خاص بودی که مخاطب شدی…!
تو مدرسه زندگی سر کلاس دنیا
سر زنگ املا یادم باشه واسه محبّت تشدید بزارم تا حتی نیم نمره از محبتم بهت کم نشه.
تو مغازه ی قلبم تنها گلی هستی که روش نوشتم دست نزنید، فروشی نیست…..
تو مگه کارو زندگی نداری اومدی لم دادی تو قلب من ی تکونم نمیخوری!!!
تو می خواستی بشی " سنگ صبورم ".. تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم
تو می ری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم،
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست
تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه
کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت
یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت
تو نام گذاری کردی!
من ماه بودم و تو ستاره…
حالا چه شده؟!!
این شبها ماه ندارد یا ستاره اش ناپدید شده که انقدر دوریم؟!!!
تو نباشی
آنقدر گریه می‌کنم
که خدا دنبالت بگردد و دعوایت کند
بعد خودم برایت زبان در می‌آورم
تو نبودی دل به دل راهی نداشت
ارخیال عشق آگاهی نداشت
تو نباشی تا قیامت بی کسم
در تمام زندگی دلواپسم
تو نجابت سلامت منو از خود بی خودم کرد.
اگه رفتی خوب بدون که بعد تو میمیرم از درد.
تو نزدیکی، دنیا دور میشه
آدم با عشق تو مغرور میشه
خیالم راحته هستی و هرشب
تو آغوش خودم خوابی همیشه
تو نه عشقانه و عاقلانه و نه حتی عاجزانه، که عادلانه در قلب منی عدل مگر نه این است که هرچیزی سر جای خودش باشد؟
تو هزاران آرزو داری و من یه آرزو، که اون هم رسیدن تو به آرزوهاته
تو هستی یار دلبندم بجز تو برکه دل بندم
تو هستی یار خوشخندم بجز تو من چه خوش خندم
تو هستی، هر کجا زوزه های گرگها با باد به سرزمین آهوها سفر کند، اما هیچ ترسی از شکار نباشد، چون بی عشق زندگی، عشق بی زندگیست..
تو هم برو… مبادا ازآنهایی که مرا تنها گذاشتند جا بمانی!!!
تو همان جرعه ی آبی که نشد
بزنم لب به تو و زود اذان را گقتند
تو همان شقایق شعر سهرابی، تا تو هستی زندگی باید کرد….!
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را/تو که هرگز نتوان یافت همانندش را/منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد/غزل و عاطفه و روح هنر مندش را..
تو همیشه دعوتی، رأس ساعت دلتنگی.
تو همیشه شلخته ای!!!!! 
با آمدنت دلم را بهم ریختی…. 
با رفتنت ذهنم را…
تو هیچ وقت خیاط خوبی نخواهی شد ببین باز هم دلم راتنگ کرده ای.
تو و جـــاده ها دست در دست هم داده ایــــد تـا . . . بــــی انتهـــــا بمانــــــد طول دلتنگیهــــــای مـــن . . .
تو چرا روز به روز چاق تر میشی؟ میدونی از کجا فهمیدم؟ آخه هر روز جای بیشتری توی قلبم باز میکنی!
تو چرا هر روز چاق تر میشی؟!!!
میدونی از کجا فهمیدم؟
چون هر روز جای بیشتری تو قلبم میگیری.
تو چه باشی چه نباشی، پیشم بمونی یا جدا شی من واست عوض نمیشم…….
دستاتو میگیرم تو بگی بمیر میمیرم…
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من، چه جنونی چه نیازی چه تبیست؟!
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند… قایقت برای یک نفر جا دارد؟ منم از همهمه اهل زمین بیزارم…
تو که از مهرو وفا دم میزنی، طعنه بر دلهای عالم میزنی، پس چرا به زخم کهنه دلم هی نمک به جای مرحم میزنی? هاااا با تواما…
تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی؟
مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی…؟
تو که بیدار میشی صبح من آغاز میشه! چشمای تو که باز میشه برای من طلوع میشه! لعنت به مردمی که خورشید واقعی رو گم کردن!
تو که خیالت گرم آفتاب فرداست
جرعه ای امید از کولبارت نثار ما کن
باشد که همره نسیم گردیم
مسافر امروز و همراه فردای تو باشیم
تو کیستی که من اینگونه بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم
تو گفتی تا شقایق هست باید زندگی کرد، شقایق هست تو نیستی چه باید کرد؟؟!!
تو گفتی خیالت تخت.. وفادارم… ومن چه ساده بودم…
خیالم را تخت کردم برای عشق بازی تو با دیگری!
تو “آدم” من “حوا”
سیبی در کار باشد یا نه
با تو و در آغوش تو بهشت جاریست
بوسه هایت…….. طعم سیب میدهند
تو……
قشنگ ترین تیتر زندگی من هستی
تو
ماه را دوست داری…
من
ماه هاست که تو را…
تو، چه می فهمی! حال و روز کسی را که، دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند…!
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست/ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
تیغ روزکار شاهرک کلامم را جوری برید که سکوتم بند نمی اید…
تیمور وار پای دلم لنگ میزند….
ثانیه ها عاشق شده بودند زیر باران بهار
اما لبان تو
هنوز پاییز را می سرودند
ثانیه ها می گذرند، چشم به ساعت دوختم
تو در یک قدمی من از من فرسنگ ها دوری، کاش می توانستم گامی بردارم…
ثانیه های با همسر و فرزندم را به هیچ نمی دهم، امروز هم دلتنگشان بودم، فردا چه کنم.
جا برای من گنجشک زیاد است اما……………………………………………
به درختان خیابان تو عادت دارم.
جا گذاشتی…!
رد خاطراتت را جا گذاشتی
مال ناراضی از گلوی ما پایین نمیرود
بیا برش دار……….!
جااااااانم باش تا به لبم برسی…
میخواهم همه ببینند، با تو جان به لب شدم…
جابرای من گنجشک زیاداست ولی… 
به درختان خیابان توعادت دارم. عادتم داده خیال توکه یادم باشد… یادمن هم نکنی بازبه یادت باشم.
جاده ی خوشبختی در دست تعمیره…. دور بزن برگرد این اسمش تقدیره…
جادوگری یا پیشگویی میخواهم این روزها چیزی ورای بودن می خواهم معجزه ای در نفس هایم جاری کن من این روزها برای بودن تو را می خواهم
جامه ای بافته بودم از عشق خواستم به تو هدیه اش کنم. لیک دیدم که در گوشه ی باغ، لاله ای پنهانی به نسیمی می گفت :جامه ی عشق، برازنده ی هر قامت نیست.
جان سپردن به خموشی ز هم اموخته ایم…
عشقبازان همه شاگرد دبستان همند!!!
جان فدای آن که یادم میکند / یاد او هر روزه شادم میکند مهربانی های او شیرین شکر / با مرامش کیش و ماتم میکند
جانباز ِ چند درصد است…
کسی که در یک حادثهء عشقی قلب و غرور خود را از دست داده است؟!
جانم باش تا به لبم برسی…
می خواهم همه بدانند
که با تو
جان به لب شده ام…
جانِ غمگین، تنِ سوزان، دلِ شیدا دارم، آنچه شایسته ی عشق است، مهیا دارم/ سوزِ دل، خونِ جگر، آتشِ غم، دردِ فراق، چه بلاها که ز عشقت منِ تنها دارم…
جانی که خلاص در شب هجران تو کردم…
در روز وصال تو به قربان تو کردم….
معنی رو بگیر.. ببین چقد دوست دارم.. توجه کن..
جاگذاشته ام دلم را…
هرکه یافت مژدگانی اش تمام زندگیم!
جاگذاشتی-ردخاطراتت راجاگذاشتی مال ناراضی ازگلوی ماپایین نمیرودبرش دار
جای تو خالیست
خالی خالیست زندگی بی تو وشاید زندگی نیست بی تو
بی تو
تمام لحظه ها پوچ اند و همه چیز غریب
جای تو فکر و خیالت
شبا میاد پیشم……..
با این که تو دوری از من
بازم دلواپست میشم…….
جای خالی تورا با عروسکی پر می کنم، همانند توست:
زیباست
مرا دوست ندارد
احساس ندارد
اما هر چه هست دل شکستن بلد نیست…..
جای خالیت تو دلم مرگ رو بهونه میکنه
تو نباشی روزگار منو دیوونه میکنه
جای خالیت را با"فرض"پرکرده ام
حرامش آنکه پر کرد جای مرا….
جای دستات وقتی برای بار اول گرفتمشون روی دستم…
و جای چشمات وقتی برای بار آخر نگام کردی روی قلبم…
هردو میسوزه…
جای دوری نرفته ام
جای دوری نمی روم
می روم
کمی باران را با دلم
یا دلم را با باران
یکی کنم
جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه
جای پای نفست مانده ب صحرای خیال/ای فراسوی تجسم، اینجا.. نزدیک ترین چیز ب من دوری توست.
جایی بایدباشد…
غیر ازاین کنج تنهایی!!
تا آدم گاهی آنجا جان بدهد..
مثلا "آغوش"تو….
جداشدن ازکسیکه دوستش داری فرقی بامردن نداره پس عمری که می گذرد مرگیست بنام زندگی
جدید ترین جمله عاشقانه:
عزیزم یارانه م برای تو…!!!
جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه…
که باید ببخشی و فراموش کنی
وگرنه محکوم می شی به کینه ای بودن…!
جدیدترین متن عاشقانه
این آخرین قرار است، دیگر بی قرارت نمی شوم…
جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
جریان چیست هرگاه دلتنگ میشوم گونه هایم نمور میشود؟…..

همچنین ببینید

عاشقانه – ۱۹

جز تو درد و دل کردن با دیگران مشکل است، پر شدن جای تو با …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *