خانه / عاشقانه / عاشقانه – ۰۶

عاشقانه – ۰۶

برگ زردی بودم در سکوت و تنهایی شب تو شدی خورشیدم،تو مرا سبز کردی از تو ای عشق واقعا ممنون واقعا ممنون

برگرد ، این آخرین بخیه ایست که به گلویم میزنم … .
برگرد و بزار دوباره چشام تو چشای تو واشه برگرد و نزار بدون تو زندگیم ازهم بپاشه برگردو بگو تو هم مثل من ب کسی دل نبستی برگرد و بگو هستی
برگرد… بیا در خزان آرزوهایم کمی قدم بزن،دلم برای راه رفتنت تنگ شده است! دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر چو دیدم دوست میدارد دلت دلهای ویران را…
بزرکترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمونی… نمی ارزیدی! دیرفهمیدم….!!!
بزرگ ترین رقیب من تو عشق با تو آیینه ست که دیر یا زود اونم از بین میبرمش………
بزرگترین متهم تاریخ کسى است ک نمیدونه قلبش واسه کى میتپه
بزرگترین پروش مار در سطح خاورمیانه، آستین بنده هست…!!
بزرگترین بازنده زندگی کسی است که نمیداند قلب چه کسی برایش می تپد
بزرگترین درد زندگی دلبستن به کسی است که به تو تعلق ندارد.
بزرگترین هدیه ای که میتوان به کسی داد زمان است!وقتی برای یک نفر وقت میذاری قسمتی از زندگیت را دادی که پس نمیگیری !دقت کن واسه کی وقت میذاری…
بزرگراه های مهندسی ساز ما را به هم نمی رساند ، عشق با قوانین بیگانه است ، از بیراهه ها بیا ، برای دیدن کسی که عمریست دوستت دارد .
بزرگرین نامردی این است که مردی شعله های عشق را درون یک زن بدون اینکه قصد دوست داشتنش را داشته باشد،روشن کند
بزرگواری در چشمهایت می درخشد و مهربانی در قلبت موج می زند، ای نگاهت آفتاب و دلت دریا ،وجودت می ارزد به کل دنیا
بزن باران که امشب مست مستم ، حکایت نامه عشقم رو بستم ، بزن سازی بر آن چشمان مستش ، بزن تا قیامت با تو هستم!
بس کن ساعت…دیگر خسته شدم…آره من کم آوردم…خودم میدونم که نیست…آنقدر باصدایت نبودنش را به زخم نزن
بس کن ساعت .دیگر خسته شدم اره من کم اوردم خودم میدونم که نیست … انقدر با صدایت نبودنش را به رخم نکش…!!!!
بس که صدا نزدی اسمم را
“جانم” ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !
بسلامتی اونی که دوست داشتنو باتمام وجود یادش دادیم و
اون رفت و
به یکی دیگه امتحان پس داد …
بسلامتی شبای تنهایی که من باگریه میگذرونم تو باسکوت چشات و آشوب دلت بسلامتی ت
بسوزد خانه ی لیلی و مجنون که رسم عاشقی درعالم انداخت ، اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد…
بسی گفتند: دل از عشق برگیـــر / که نیرنگ است و افسون است و جادو است ولی ما دل به او بستیم و دیدیم / که این زهر است امّا نوش دارو است (فریدون مشیری)
بسی گفتند دل از عشق برگیر، که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم، که او زهر است اما نوشداروست
بسی گفتند:دل از عشق برگیر که نیرنگ است وافسون است وجادوست!! ولی ما دل به او بستیم ودیدیم که او زهراست اما……نوشداروست!
بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی / کس از برون شیشه نبوید گلاب را
بعد از رفتنت تمام زندگی ام را فروختم… به جز یک صندلی شاید برمیگردی خسته باشی!
بعد از مرگم تکه یخی را بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید به جای یار برایم اشک بریزد….
بعد از من و تو عاشقی . شاید به قصه ها بره !
شاید با مرگ من و تو . عاشقی از دنیا بره !
بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین! با این همه امید محال عاشقم هنوز . . .
بعد از گرفتن دست هایت تمام دنیا را لمس میکنم ، تا شاید عشق ، به همه سرایت کند…  
بعد تو ﻳﮧ صداﮮ مزاﺣﻣﮯ هیچ وقت ولمــ نکرد ﻳﮧ صداﮮ مبهمی ڪـﮧ هر دمــ تو گوشم ﻣﮯگفت : … باﺧﺗﮯ .
بعد یه مدت وقتی باهمیم بدیهای هم رو میبینیم و ساده جدا میشیم ولی از اون به بعد خوبی های هم رو به یاد میاریم و سخت میشکنیم
بعدمرگم تکه یخی روی سنگ قبرم بگذاریدتابااولین طلوع خورشیدبجای یاربرایم گریه کند
بعصیا هستن خیلی خوبن ماهن یه پا یانگوم ان اینا^_^ فرشتن اینا بخدا از طرف خدا میان..وقتی یکیشونو داری انگار دنیا رو داری خیلی حس خوبیه..من یکیشونو دارم…
بعضــــــیا رو باید همیشه تشنه محبت نگه داشت!! سیـــــــــر که میشن هـــــــــــــــار میشن!!! قبول دارید؟؟!
بعضــی حرفـــــا رو هـــر چقـــــدر هـم بقیــــه بگـــن تـــا خـــودت تجــربــه نکنـــی و بـــه غلــط کـــردن نیفتـــی بــــاور نمــی کنــــی …!
بعضـی وقتـا آدمـا یـه کـاری میکنـن کـه دیگـه نمیتـونـی دوسشـون داشتـه بـاشی ولــی عجیـب دلــت واسـه دوسـت داشتنشــون تـنـگ میشــه !!
بعضی آدم ها از زندگی ما میرن و با رفتنشون درسایی رو بهمون یاد میدن که اگه بودن هیچوقت یاد نمی گرفتیم……
بعضی اشک‌ها هستند، بی‌دلیل، بی‌بهانه، یک‌دفعه‌ای، نصف‌ شبی … عجیب، آدم را آرام می‌کنند … می گویند این اشک های بی بهانه سندشان به نام خـــــداست…
بعضی وقتا دوست دارم کنارم باشی محکم بغلم کنی. بزاری آروم اشک بریزم راحت بشم بعد آروم تو گوشم بگی دیوونه من که باهاتم.
بعضیا میگن دنیا ارزش نداره ، مکه میشه دنیایی که تو رو داره بی ارزش باشه…
بعضی آدما……………. حتی نفس کشیدنشون هم، هوا رو آلوده می کنه! قبول دارین؟
بعضی از اس ام اس ها مثل چاقوای میمونه که تو دلت فرو رفته و دستش از تیغه نمیتونی پاکشون کنی ، با خوندن هر بارشون نابود میشی
بعضی از نگاه ها ، صدای قشنگی دارند !
بعضی ترانه ها را می توان بارها و بارها گوش داد بعضی انسان ها را می توان بارها و بارها دوست داشت مثل تو عزیزم
بعضی زخمها را باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما بعضی زخمها باید باقی بمونه که راهت رو هیچ وقت گم نکنی…
بعضی وقتا باید یقه ی احساست را بگیری . با تموم قدرت سرش دا بزنی و بگی : . . . تو رو خدا بـسه بسه دیگه تا حالا هرچی کشیدم از دست تو بود
بعضی وقتا خداحافظ یعنی نذار برم یعنی برم گردون یعنی سفت بغلم کن و بگو خداحافظ و زهرمار بیخود کردی میگی خداحافظ
بعضی وقتا دعوا فقط باید نگاه کنی . سکوت کنی فحشا شو بده و بهونه هاشو به جون بخری تموم که شد بغلش کنی و اروم در گوشش بگی با من بجنگ . من دوست دارم
بعضی وقتا هست که دوست داری کنارت باشه…محکم بغلت کنه…بزاره اشک بریزی تا سبک بشی…بعد اروم تو گوشت بگه:چته دیوونه من که باهاتم…
بعضی وقتا”دردات”انقدشخصی میشن…که دیگه حتی باخودتم حرفشون رونمیزنی…(نمیدونم تاحالااین جمله روازته دل حسش کردین یانه؟)
بعضی وقتها آدما یه کاری میکنن که دیگه نمیتونی دوستشون داشته باشی ، ولی عجیب دلت واسه زمانی که دوستشون داشتی تنگ میشه !
بعضی وقتها مشکل از خود ماست..! واسه کسی که یه قدم واسمون بر میداره دو کیلو متر پیاده میریم…
بعضیا با غصه پیرن ، بعضیا با غم رفیقن . . .
بعضیا از بس عزیزن از دلها نمیرن .
بعضیا میگن دنیا ارزش نداره. مگه میشه دنیایی که تو رو داره بی ارزش باشه؟
بعضیا هم هستن که تصادفی وارد زندگی آدم میشن تکلیفت باهاشون روشن نیست…. ولی نفست به نفسشون بنده !!!
بعضی‌ وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ، نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن . بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی‌
بغض میکنم از ترس روزهایی که سهم مان از هم فقط یک یادش بخیر ساده باشد . . .
بغض هایت را برای خودت نگهدار ، گاهی ” سبک ” نشوی ” سنگین ” تری …
بغض کن اما..نبار
خشک شو اما..نریز
دیر کن اما..بیا
بغض، یعنی: نرو …..
بفهم!!!
بغضهایم را به ابرها می دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم باران که ببارد آواز قلبم شنیدنی است..
بـایـد حـواسـم را بـیـشتـر جـمـع کـنـم آن قـدر جـاذبـه داری کـه تـا بـنـد افکارم را شـل مـی کـنم تـنـهایم مـی گـذارنـد دور تـو جـمـع مـی شـونـد !
بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . . از بـس خـودم را مـی زنـم . . بـه نـفـهـمـی
بـعضـى هـارو از دور کـه مـیبـینى مـیدرخـشنـد جلـو که میـان…میبـینى درخـششِ شون مال خورد شـیشـه هاشـونـه..!!
بــ ـی قــرار هــ یـچ قــراری نـبـــوده ام
مــگــ ر قــراری* کــ ـه با تــ ـو داشـــ تــ ـه ام
و هــ ر گـــز نـیامــدی
 
بـــا قلبـــی ازعـــشق
بـــا خطــی ازحریر محبت
بـر روی یک برگ کهنه از یــاس
مـــینویسم : دوستـــت دارم
تقدیم به عزیزتر از جانم
بــــرایــت ون یکاد میخـــوانم و آیـــت الکـــرسی…!! این هــاهم که نبــــاشند سلـــــامت خواهی مـــاند.. نگــــاه عــــــ♥ـــاشق دعاست..(!)
بـــــارهــــا گفتم به تو ؛ چـشمــها ، بــــرای ِ نـــگاه اسـت … امّــــا .. تـــــو .. هــــر روز بـــا آنـها .. حـــادثــه مــی آفــــریـــــنی !
بـــــاز هم داغ زخم های کهنـــــه ! نــمــکـــــ بــپـــاش… اینجا آخـــــر راه است. “لعنت به این زندگی ”
بــــــرایم ، از بازار … یک بغــــض خوب بخــــر ! این بغضـــــی که من دارم ؛ هــــر روز میــــشکند !!
بـــــــا قلبــی از عــــــشق”
“بـــــــا خطـی از حریر محبت”
“بـر روی یک برگ کهنه از یــاس”
“مـــینویسم : دوستــــت دارم”
بـــــــــــــــــــــــــــــرو…ازهیچ چیز نمیترسم…وقتی یقین دارم کسی بیشتر ازمن دوستتــــ نخواهد داشت…
بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن… ! و بــه نبــودن هـا ، زود …! آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد
بــه ســلامتــی عشــق های یــک طــرفــه ای کــه میــدونن نمیشه اما دســت از تلــاش نمیکشــن.
بـه شـــوق ِ دیــــدارت … چه آب و جـارویــی راه انـــداخــتــه انـــد ! چشـم هـا و مـژه هـایـم …
بقربون موبایل توی دستت که بوسه میزنه انگشت شستت الهی من بشم صفحه موبایلت که تو سیرم کنی با چشم مستت
بلاخره یک روز از هم جدا می شویم،بیا سعی کنیم مرگ ما را از هم جدا کند نه …. شاید بعد از مرگ باز هم به هم برگشتیم.
بلامیسر چیست؟
کلمه ایست که گیلکها به جاى I Love you بکار مى برند.
پس بلامیسر
بلبلى نیستم که بر هر شاخه اى غوغا کنم/ شمع هستم میسوزم و جان را فدایت میکنم
بنام قایقی که باامواج می جنگدتابه انتهای قلبم برسد، ازدوربرایت دسته گلی میفرستم که نامش هست (سلام)بویش عطردوستی وپیغامش غم دوری.
بند بند دل بنده به بند بند دلت بنده دلبند بنده دلم برات تنگه
بند کفشهایش را گره میزنند… محکم !!! باز کردن با خود اوست هنوز نمیداند… زندگی همین است برایش گره میزنند و او در باز کردن تنهاست!!!
بندبنددل بنده به بندبنددلت بنده دلبند بنده دلم برات تنگه!
بنگر که بزرگ ترین ارزوی من چه کم حرف است "تو"
به "سگ" استخون بدی ..
دورت میگرده
واست دم تکون میده !!!
من به تو "دل " داده بودم … لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!
به آدم گفتم همه تقصیرتوبود
زیرلب زمزمه کرد
سیب دندان زده ازدست توافتادبه خاک ….
به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست فرو رود به زمین دلی که به یاد تو نیست..
به آسمون سپردم چشم از تو برنداره، مراقب تو باشه ، بلا سرت نیاره، تا تون خوای نتابه ، دلت گرفت بباره ، سپردم با تو باشه ،هرگز تنهات نذاره.
به آمارمشکوکم
جمعیت دنیای من
دونفراست…
به آن و این نزن، درد تو عشق است دم از تسکین نزن، درد تو عشق است صدای تلخت از چرک هوا نیست پنی‌سیلین نزن، درد تو عشق است
به احترام رفتنت.. کلاهى که بر سرم گذاشتى را برمى دارم
به امید اون روز که هیچ کس احساسِ تنهایی نکنه. حتی خدا
به امید چتر فردایت خیس بارانم از طلوع عشق تا غروب سرنوشت دوستت دارم.
به امید نگاهت ایستادن به روی شانه هایت سر نهادن مرا خوشتر از اینها آرزوییست دهان کوچکت را بوسه دادن‎ ‎
به اندازه ترانه های خراطها دوست دارم!!! . . کمه ولی میگن مجید خدای احساسه!
به اندازه مژه کوچک ردیف پایین چشم چپ پشه ، دلم برات تنگ شده
به اندازه چشمان کفتربازی که کفترش بربام دیگری نشسته بیقرارتم.
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم فکر نکن کمه .گنجشک وقتی گریه می کنه ، میمیره!
به اندازه ی “چاے داغ” شبهای امتحان دوست دارمت…
اما اضطراب نمیگذارد
نه “گرمایت”را حس کنم،
نه “آرامشت” را…
به اندازه یک عمر عمیق است میان من و تو من به عشقی و تو به نفرت . .
به اندزه دل بزرگ زمستون که خودشو فدای دل یارش کرد دوست دارم !
به او جز از هوس چیزی نگفتند در او جز جلوه ظاهر ندیدند به هرجا رفت در گوشش سرودند که زن را بهر عشرت افریدند بعضی از اقایون واقعا همینن!!! فروغ فرخزاد
به او که روزی دوستش داشتم بگویید: … … … … ……….هنوز هم دوستش دارم……….
به این مدت ز دل دارم گلایه ز دلدارم که دائم میزند اتش به لانه به اتش افروختنش شکی ندارم ولیکن ان بداند که دگر شاکی ندارد
به این که راحت دروغ می گی …عادت کردم !ولی … دلم می سوزه وقتی برای اثبات دروغت … می گی به جون تو که دوستت دارم …
به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین … دنیام می نویسم دوستت دارم
به بعضیا باید گفت: عزیزم من کارگردان همون فیلمم که تو داری واسم بازی میکنی…
به بعضی ها باید گفت :به سگ استخون بدی دورت میچرخه، دم تکون میده..! من به تو دل داده بودم لعنتی!!!!!
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی … اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن … .
به سلامتی اخلاق سگیم که هیچ گربه صفتی رو توی زندگیش راه نمیده..!!!
به سلامتی خود سلامتی که قد همه دنیا ارزش داره …
به سلامتی خودم که سلطان غم هستم
به سلامتی دلامون که هروقت میشکنه صداشو در نمیاره
به سلامتی زنجیری که صدسال زیربرف وبارون می مونه،می پوسه، ولی ازهم جدانمیشه، امیدوارم بمونیم، بپوسیم، ولی ازهم جدانشیم
به سلامتی سلام هایی که بعد از والسلام یه دوستی میشه و جیگر ادم و میسوزونه
به سلامتی مخاطب خاصی که ارزششو داره یه عمر تنها باشی ولی نزاری کسی جاشو بگیره !
به سلامتی همه کسایی
که یه روزی یه حلقه ای رو خریدن برای تعهد ولی
حلقه شون موند و ….
آدمش نموند ………
به سلامتی پیرمردی که وقتی ازش پرسیدن عشق چیست؟ گفت: همونکه پیرم کرد!
به سلامتی چون تویی که التماس مرا پایی ضعفم نوشت و به سلامتی چون منی که در همان لحظه تورا بخشید از فرط عشق!
به سلامتیه دلمون ، جیبمون و یخچال خونمون که هیچی توش پیدا نمیشه …
به سلطان حقیقت ها فراموشت نخواهم کرد تنها شعله ای هستی که خاموشت نخواهم کرد.
به سینه تا نفسی هست بیقرار توأم…
به شراب دیدگانت که از آن همیشه مستم ، گل من تو را نه اکنون ، همه عمر میپرستم .
به شوخی گفتم دیگر نمیخواهمت …. خندید و رفت!!!!!فهمیدم شوخی من حرف دلش بود…..
به صدایت معتاد شده بودم … رفتی ! حالا هر روز “یادت” را تزریق میکنم !
به طرزتلخی آرامم…
 لحظه های سکوتم پرهیاهوترین دقایق زندگی ام هستند… 
مملو از آنچه میخواهم بگویم و نمیتوانم…
به عشق دیدنت من دیوونه
نشستم روی پله های خونه
امیدوارم تا وقتی برمیگردی
نفس کشیدنو یادم بمونه
به عشق میگن دلدار ولی به عاشق ،بی دل. چرا ؟؟؟؟ چون دلشو داده به عشقش و دلی نداره…
به عمل شکستی و به دل بستی کدامین عشق؟ نگو که ان کس خدا خدا میگفت کلاه بر سر میکرد
به فکرنوازش دستهای منی بی آنکه بدانی این دلم است که تنها مانده دستهایم دوتایند گل من ..
به قلب مهربانت بگو هیچ چیز یاد تو را از خاطرم نخواهد برد،حتی وجود فاصله ها…
به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا ، یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا
به قول اردلان…! تو دلم ول وله ست واسه خواستنت 🙁
به قول بابای مریم دل اگه جایی گیر کنه تموم زندگی ادم نخ کش میشه……
به قول داداش کیان ازلذتهایی که دیگه ندارم: زندگی کردن …
به قول رضا صادقی:همه چی خوبه فقط دلتنگم/ آخه هیچی مثه دلتنگی نیست/دو تا دریاچه تو چشماته ولی هیچ دریاچه ایی این رنگی نیست
به قول شازده کوچولو: وقتــی آدم خیـلی دلش گـرفتــه بـاشــد، از تـماشـــای “غـروب” لـذت مـی بــرد …
به قول محسن چاوشی عزیز : ” چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد “
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم / به غرور و ناز گفتی که مگر هنوز هستی؟
به لحظه های نبودنت هرگز عادت نخواهم کرد اگر باور نداری می توانی از چشمانم بپرسی آنها دروغ نمی گویند
به مدت دلتنگی هایم به من بدهکاری ؟؟؟ وعده ما باشد ؟؟؟ روزی که دلتنگم شوی …
به من بگویید
فرزانه گان رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشیدی را تصویر می کنید
که ترسیمش
سراسر خاک را خاآسترنمی کند ؟
به من رحم کن من دلم نازکه ب حدی ک با گریه عاشق شدم تو هر جای دنیا بری شک نکن باید بازبرگردی پیش خودم
به من شک کن.. اگه هنگام بارون؛ روی یه پنجره پرده کشیدم
به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی… دیگر نیستم که یادآوریت کنم !
به من نگویید مجرد، بگویید ﺑﯽﻣﻌﺸﻮق خدایا دلم عاشق شدن می خواهد.عاشقم کن…
به من گفتند عشق را بخش کن !!!! من هم نگاهی به عشق کردم دلم اتش گرفت گفتم عشق را بخش نمیکنم خورد میکنم خورد
به نام خدائی که هستی را با مرگ / دوستی را یک رنگ / زندگی را با رنگ / عشق را رنگارنگ / رنگین کمان را هفت رنگ / شاپرک را صد رنگ / و مرا دلتنگ تو آفرید
به نام قایقی که باامواج میجنگدتابه انتهای قلبم برسد.ازدوربرایت دسته گلی میفرستم بویش عطردوستی وپیغامش غم ودوری است!
به نام نگاهی که پروردگار ماست و ما آفرید و عشق را بر دلهایمان هدیه ای نهاد تا دوست بداریم هرآنچه را که او دوست می دارد.
به هرکی حالمو از من بپرسه ، میگم با این که دوری “رو به راهم ” چشام مونده به راهی که تو رفتی ، می بینی من چجوری “رو به راهم”؟!
به هرکی درددلم راگفتم گفت درست میشه,درست میشه! ای کاش یکی میگفت درست نمیشه! اونوقت شایدبه خودم میومدم!
به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .
 
به همین زودی ها اعدامت میکنن..میدونی چرا؟ چون مهربونیت منو کشته قاتل
به همین غروب غم انگیز دلخوشم اگر بدانم تو هم یک جایی نشسته ای پشت پنجره و دلت برای من تنگ شده…
به هنگامی که میخواهی بخوابی ازم میپرسی از جانم چه خواهی؟ به خنده گویمت گیرم درآغوش تورا، این را بدان خواهی نخواهی
به هوای ارزوهایت اسپندی دود میکنم که دور باشد چشم بد از چشمهای مهربانت
به هیچ روزى پس ات نمیدهم،
به هیچ ساعتى،
به هیچ دقیقه اى،
به هیچ هیچى،
سخت چسبیده ام تمامت را.
به وسعت قلب کوچکم به یادت هستم،شاید کم باشد اما قلب هر کس تمام زندگی اوست
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام ، چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را.
به ویرانه های این دل متروک سرکی بزن گاهی… دیریست که زلزلهء رفتن اش، تمام حجم عشق را، بر سرم فرو ریخته است! رمقی نیست د
به یادتم چون دوست دارم
به فکرتم چون برام عزیزى
از دور میبوسمت چون بهترینى
ناراحتم چون ازم دورى
دلم گرفته چون نمى بینمت
به یادم باش که دریادم بمانی”
که ما با هم رفیق بودیم زمانی”
گذشته ها اگر رفت و گذشتند”
ولی در قلب من باز هم همانی”
به ٣ چیز تکیه نکن:غرور،دروغ و عشق.آدم با غرور میبازه و با عشق میمیره….!
به چشم هایَت بگو انقدر برای دلم رجز نخوانند من اهل ِ جنگ نیستم،شاعرم خیلی بخواهم گرد و خاک کنم شعری می نویسم آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر …!
به چشمانت که رنگ آب دریاست، به آن نازی که در چشم تو پیداست به گلهای بهار و عشق و مستی ، فدایت میشوم هر جا که هستی
به چشمای تو دل بستم،اینو هرگز نفهمیدی
تو رویاهای شیرینو تو چشم های دیگه دیدی…
به کجا باید رفت؟ من به هر جا که قدم بردارم من به هر جا که نظر می دوزم همه جا خنده توست همه جا خاطره دارم با تو
به کجا میروی ؟ صبرکن !… صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو ! یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !
به کدامین شهر نگاهت بخشم دل بی تابم را
تو تمنای دلی هر شب و هر خوابم را
به کسی که با توست
حسادت نمی کنم،
من آن قدر با تواَم
که نمی توانی
با کس دیگری باشی…
به کلبه قلبم دعوتت میکنم تابدانى دراجاق سرد دلم چیزى جز یاد تو نمیسوزد…
به کلبه ی قلبم دعوتت میکنم،تاببینی اجاق سرد دلم باچیزی به جز یادت گرم نمیشه…
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
به کوتاهی لحظات با تو بودن منگر
به وسعت لحظه هایی نگاه کن که به یادتم
به گمانت نرسد مهر تو در این دل نیست / چونکه درقلب منى دورى تو مشکل نیست
به یاد بودن کسی،قشنگترین هدیه ای است که نیاز به باهم بودن ندارد
این هدیه تقدیم تو که همیشه در یاد و خاطرم جاویدانی
به یاد هم بودن قشنگترین هدیه ای است که نیاز به با هم بودن ندارد!
به یاد یاری که یادش در یادها به یاد ماندگار خواهد ماند
به یادت افتادم اشک از چشمانم سرازیر شد
یادم رفته بود حتی بزرگی یادت هم در ذهنم نمیگنجد
به یادت بودم حتی در شهر قریب
مردمان را مثل تو می دیدم در انجا
به یادت بودم
به یادت نوشتم که از جنس بهاری/ که در اعماق قلبم همیشه ماندگاری
به یادت هستم حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم.
به یکی میگویند: عشق یعنی…
میگوید: فشار دو قلب به دیگری…
میگویند: عشق یعنی…
میگوید: نشان دو قلب
بهار دارد مى آید…. ترسم اما ازنرفتن سردى توست!!!
بهار را به تـو تبریک نمی گویم ، تـو را به بهار تبریک می گویم تـو از هر بهار ارزنده تری …. عیدتان پیشاپیش مبارکــــ .
بهار من مرا بگذار و بگذر / رهایم کن برو دلدار و بگذر
من عادت می کنم اینجا به غمها / مرا پر کن از این اجبار و بگذر
بهار..
در جوانه ها شادی میبینی ، دل آسمان را ابری میبینی ، در این باران عشق ، دل من را خالی میبینی
بهانه ها چه بی رحمانه تو را از من میگیرند بی آنکه بدانند تو تنها بهانه من برای زندگی کردن هستی……..
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد من تو را در قلبم دارم نه در دنیا
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم !! من شرمسار این همه تحملم …
بهای دوست نه از زیبایی اوست نه از دارایی اوست بلکه به وفاداری اوست………..
بهای سنگینی دادم تا فهمیدم کسی را که قصد ماندن ندارد باید راهی کرد
بهت گفتم کم با این دلم بازی کن ببین خرابش کردی دیگه درست نمیشه!!
بهترین چیز درمورد من تویى
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق،تر است….
بهترینم
گر دل سپردن به تو یک خطاست
به تکرار باران خطا میکنم
بهترینم؛ آرزویم این است: آرزویت ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز…
بهترینها را نباید دید و حتی لمس کرد ؛ باید آنها را میان قلب خود احساس کرد.
بهترینی…
بهترین آرزوها را برای آشنایی دارم که باعث شد زیباترین ها را درون قلبم احساس کنم.
بهترین بیت شعری که تا حالا خوندم,فقط خواهشا با دقت بخونید صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را-ولی من باز پنهانی تو را هم ارزو کردم.
بهترین روز هایت را به کسانی هدیه کن که بدترین روز ها در کنارت بودند وهیچ وقت راه رفتن رو بلد نشده باشن
بهترین لحظه لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم
بعد یک اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته:
میمیرم برات
بهش گفتم شمارتو حذف میکنم تا اگه هواتو کردم بدونم نیستی اتیشم فقط داره خودمو میسوزونه اما در جوابم فقط سکوت کردو رفت دیگه هیچی وللش
بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم؛ وقتی حقیقت رو گفت کلا" خاموش شدم …!!
بهش گفتم دیگه بهم زنگ نزن!(خیر سرم میخواستم امتحانش کنم) ولی خوب شد!!!!!میدونی چی گفت؟! گفت:””به درک بای”” و بازم سکوووت…
بهش گفتم عاشقت شدم،بهم خندید و گفت بیخود کردی،قرارمون این نبود!
بهش گفتم میدونی حاضرم بخاطرت از همه بگذرم؟گفت آره گفتم گفتم دوسم داری؟گفت کم وبیش گفتم همه چی تموم؟گفت تموم.از اون روز شدم یه مرده متحرک
بهشت برین آسمانی گمشده من…
بودن با "تو"
در همین زمین خاکی ست.
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو / به این امید زنده ام که بشنوم صدای تو
بهم نگى «ندیدبدید» / نگى منو«دیدوپرید» / بمونه بین خودمون / دیوونتم خیلى شدید
بهم گفت میسپارمت دست زمان یا بهم میدتت یا ازم میگیرتت اما خبر نداشت که زمان هیچوقت نداشته ها رو نمیده
بهم گفت:شما؟؟؟همانی که اگر بهم (تو) میگفتند زمین و زمان را یکی میکرد…!
بودن اینجا که منم مرگ بی چون و چراست همه چی از بد و خوب قصه رنگ و ریاست میام اونجا که برام خانه خاطره هاست تو فقط به من بگو پل نشکسته کجاست
بودن چه خشن وقتی تو بشی ، دیوونت ابم مه از بس که خشی
دنیا چه خشن اگه تو یارم بشی ، توی دلم همیشه موندگار بشی
(به زبان بندری)
بودنت را دوست دارم وقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنی و به آغوشت سفت مرا مے فشارے و وادارم مے کنے که به هیچ کس فکر نکنم جـــــــز تــــــو … !
بوسه هـ ـای مجازی هـــوس های سرد آغوش های خیالــی احساسات از جنس دکمه های کیبرد نسل من نسلی است که احساساتش پشت همین کابل سیم ها قربانی میکند
بوسه یعنی عشق من با من بمان
بوسه‌هایت انار را می‌ترکاند نفس‌هایت سیب را می‌رساند آغوشت ابر را می‌باراند پائیز ترینی تو !
بوسیدن قول ماندن نیست ، شروع با هم بودنه ، درک و هم را فهمیدن و حس بهم رسیدنه
بوی یوسف میدهد پیراهنت _ پیر کنعانم براى دیدنت
بوی تنت بوی گله بوی گلای اطلسی مثل شکوفه های سیب قشنگ و دور از دسترسی وقتی میای بهار میاد بوی گل انار میاد عطری که با نسیم صبح از روی سبزه زار میاد
بى بهانه درخاطرم هستى شاید معناى دوست داشتن همین است.
بى تو با بیگانگى و سکوت میمیرم!
انتظار: گم کردن توست!
غربت: غم دورى تو!
اضطراب: درد بى تو ماندن!
و غم: داغ بى تو زیستن!
بى تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است! مثل شهرى که بر روى گسل زلزهاست
بى خبر از همدیگر آسودن چه سود/ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را باید به فریادش رسید/ ور نه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟
بی انصاف ببین دونه به دونه این اشکارو واسه تو ریختم. واسه تویی که به قول خودت تحمل دیدن یک قطره ش هم نداشتی
بی تابم نمیشوی که بی قراری نمیکنم فراموشیمان مبارک……….
بی تـــــو چشـــــم دیدن چیــزهایی را که با تـــــــو دیده ام را نــــدارم
بی تـــــو
چشـــــم دیدن
چیــزهایی را که
با تـــــــو دیده ام
را نــــدارم
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند / سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند
بی تو شکوفه میکنم تو فصلی از نیاز و غم …
کنار رد پای تو ویرونیمو حس میکنم…
بی تو نه شعر می چسبد
نه مرور خاطره
نه سیگار
من دلم آغوش می خواهد
می فهمــــــــــــــــــی…
بی تو پیمودن شبهاشدنی نیست, شبهای پر از درد که فردا شدنی نیست, گفتم که برایت بفرستم دل خودرا،افسوس که چون نامه دل تاشدنی نیست .
بی خجالت بگویم من اسیر تازتم ، گر بخواهی یا نخواهی ، نازنینم ، یادتم.
بی درد وا نشد این دل غفلت گرفته ام
قفلی که زنگ بست شکستن کلید اوست
بی سر و پایم سر وپایم توباش
مانده ی راهم ره و هادی تو باش
گر برهند عالم و آدم ز من آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تانقض کندقانونی راکه هنوز علت می طلبد
بی پنجره ‌ای، غریبه‌ای، در وهمی عشق است، اگر از آن نداری سهمی فهمیدن عشق، عاشقی می‌خواهد یک روز بزرگ می‌شوی، می‌فهمی
بیا برای یک بار هم که شده، دست به خلاف بزنیم….! من اندوه تو را می دزدم ….! تو تنهای مرا…..!!
بیا جاهامون رو عوض کنیم
دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشه
بیاندیش!!
چه چیز بهترین است؟؟!!
همیشه آنرا برایت آرزو میکنم……..
بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت
زنده یاد استاد بزرگم حسین پناهی
بیمار عشق توست پرستوى روح من ، از این مریض خسته عیادت نمیکنى ؟
بَس کــہ بــہ پاے تـــو نشـسـتم ایســتـاבטּ را از یــاב بُــــرבه اَم !
بچه که بودم تا ده میشمردم، فکر میکردم آخرهمه چیز دهه. حالا نمیدونم آخر دوست داشتن چنده، ولی میخوام بگم دوستت دارم قد ده تای بچه گیام
بچه که بودیم ، “دل دردها ” را به یک زبان نالخ می کردیم ، همه می فهمیدند ، بزرگ که شدیم “درد دلها” را به صد زبان میگوییم ، کسی نمی فهمد . . .
بگذار اکثر اوقات دیگران فکر کنند، حق با آن هاست؛ به جای محق بودن، مهربان بودن را انتخاب کن …
بگذار این مردم هر چه دل شان می خواهد، بگویند ، تو خورشید منی … حتی اگر از پشت کــــوه آمده باشی !
 
بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت. . .
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب / بیمار خنده های توام بیشتر بخند
بگذار تا شیطنت عشق چشمانت را به روی عریانی خویش بگشاید” هرچند انجا هیچ چیز جز درد و رنج نخواهد بود…..
بگذار در همین یک شعر دوباره عاشق هم باشیم من نامت را صدا میکنم تو بگو”جانم” دنیا نا امن تراز ان است که فکر میکنی…..
بگذار دیوانه صدایم کنند،من از آن لحظه که تو دیگر اسمم را صدا نزدی تمام هویت خود را فراموش کردم…
بگذار شعرهایم برود به جهنم! وقتی هیچکدامشان تو را به من برنمیگرداند
بگذار طلوع کند آفتاب از هر طرف که دلش میخواهد … من روزم را با خاطره ی “تو” آغاز کنم ….
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
بگذار غرورم در تمام کوچه پس کوچه های این شهر هر روز بدون تو بشکند… من تنهایی ام را بعد از تو به هیچ کس حواله نخواهم داد …
بگذار مچاله و خیس تو اغوشت بمونم.ازپهن شدن دربند خاطرات بیزارم…!
بگذار هرچه نمی خواهیم بگویند بگذار هرچه نمی خواهند بگوییم باران که ببارد کاری از چترها ساخته نیست ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم
بگذار همان ×رفیق×بمانیم….×عشق×همه چیزرا خراب کرد……
بگذاربگویندخسیسم،
من دوستت دارم هایم را الکى خرج نمیکنم،جزبراى مهربانى خودت.
بگذر زمن ای آشــنا چون از تو من دیگر گذشتم دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم میخواهم عشقت در دل بمیرد میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد …
بگزار تا ببویمت ای نوشخند صبح
بگزار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بگزار سر به سینیه من تا ببویمت,اندوه چیست عشق کدام است,غم کجاست
بگزار تا ببویمت,این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست
بگــذار فاصلـــه ها غوغـــا کــنند ..!! وقتــی تو در میــانهء قلبـــــم نشستـــه ای … چــه باک از دوری؛ چــه باک از دوری ..؟
بگم ،نگم -بذار بگم میشه بگم،باشه میگم، میخوام بگم :دوستت دارم عزیز دلم.
بگو ای عشق که مرا دوست می داری ، بگو ای عشق ، بگو که عاشق منی و در این دنیای بزرگ تنها مرا داری بگو تا احساس کنم بیش از عشق بر من عاشقی عزیزم.
بگو تا کجاى قصه تو مى خواى قسمت تکرارى مرگمو بخونى؟ دیگه بسه.. تمومش کن.. حالا هرطور که میدونى..
بگو چه مخدری بود در بودنت که اینهمه نبودنت را درد میکشم!؟
بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی من که عطر یاد تو پر کرده آشیانه ی من عزیزم… تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی به جای ماه تو پرتو فکن به خانه ی من…
بگو کی اومده ما تو کلاست نبودیم؟! سر تا پامون قیمت مارک لباسش نبودیم؟!
بگو… چه مخدری بود، دربودنت که این همه نبودنت را درد میکشم؟!!
بگو…تمام تو مال من است!! دلم میخواهد حسادت کنم به خودم..
بیا بلبل از این کوچه گذرکن / بزن چهچه رفیقان را خبر کن / اگرگفتند رفیقان در چه حالند / بگو درکنج دل چشم انتظارند…
بیادتم
بیا به دور از واهمه ی زشت مردم،چون یاران کهف بخوابیم. اینجا روزگارش بد است، می رویم… قرنی دگر می آییم، شاید عشق رنگی دگر یابد…
بیا تا بریزیم… تو استکانی چای برای من من زندگی ام را به پای تو
بیا جهان رو قسمت کنیم،آسمون واسه تو ابراش واسه من،دریا واسه تو موجاش واسه من،خورشید واسه تو ماه واسه من……… اصلا دنیا مال تو، تو مال من
بیا حواسمان را پرت کنیم،مال هرکس دورتر افتاد عاشق تر است،اول خودم،حواسم را بده تا پرت کنم…
بیا در کوچه های تار و غمگین بگیریم مشعلی از نور مهتاب بیا تا دنیای عشق باقیست بگیریم دستها را با تب و تاب بیا تا دردی در دل باقیست بخوانیم قصه شیرین و فرهاد
بیا دلامونو محکم به هم گره بزنیم و آرزو کنیم این گره هیچ وقت باز نشه حتی با دندون روزگار!
بیا عشقمون رو محکم به هم گره بزنیم تا هیچی نتونه بازش کنه حتی…. حتی دندون روزگار !!!
بیا غصه هامونو تقسیم کنیم.. دو تا من.. هیچی تو.. میبینی؟؟ من هنوزم که هنوزه خسیسم!!‏
بیا وداع کنیم.. اگر بنا باشد کسی از ما بماند همان به که تو بمانی “کینه ی تو” به کار این دنیا بیشتر می آید “تا عشق من”..
بیا یک شب جاهایمان را عوضــــ کنیــم.. مـن معشوقــه مـی شومــــ و تو عاشــــق باشــــ مـن خیانــت مـی کنــم و تــو فراموش کـن… سـختــــه نــه؟
بیاعشقمون رومحکم بهم گره بزنیم، تاهیچی نتونه بازش کنه حتی دندون روزگار
بیاگل شدن را رعایت کنیم ز پروانه ماندن حمایت کنیم اگرباد غم شاخه ای را شکست ز دست هجومش شکایت کنیم
بیاید با آنان سخن نگوییم فقط به آنان بنگریم و بگذریم.(دانته)
بیایی و خانه بوی تـو بردارد
بیایی و آینـــه روی تو بردارد
بیایــی و نمانــی و بماند بو
بیایی و نمانی و بماند رو
بیخیال حرفهای مردم.. بیا منو ببوس… آنها پشت سر خدا هم حرف میزنند.. وای به حال من و تو..!!
بیخیال عطر های گران قیمت . . . . . . دلم بوی معرفت تو را می خواهد
بیستون بخوره تو سرت،تو همین یک وجب دیوار رو بردار من باورت می‌کنم !
بیستون کنده شدو عشق به جایی نرسید دیگر از تیشه ی فرهاد بدم می آید……………………..!!
بیشتر از دیروز.کمتر از فردا. بیشتر از خودم.کمتر از خدا. بیشتر از خورشید و عمیق تر از دریا بیادتم.
بیشتره وقتا…… عشق…فقط شبیه عشقه بعده یه مدت میفهمی عشق و عاشق و معشوق واقعی فقط تو غصه هاست!
بیــــراهہ هم… براے خوכش راهیســـت !! وقتے… قــــرار باشـכ ! مـــرا بہ تـــــو برسانــכ…!
بیمار عشق توست پرستوی روح من ، از این مریض خسته عیادت نمیکنی؟
بیمارخنده های توام،
بیشتر بخند،
خورشید آرزوی منی،
گرمتر بتاب…‏‎‬
بیمارستانم، دکتر گفته اگه نفست نیاد میمیری، اس ام اس دادم بگم(نفسم) بیا..
بین لک رژ لب روی یقه تا لک سیاه ریمل روی شونه یه دنیا حرفه،یه دنیافاصله
بین ما اگه خار باشه
یه عالمه کوه باشه
یه دنیا راه باشه
بازم واسم عزیزی
بین یار و بار یک نقطه اضافی است تو کدامی؟
بیهوده تحریمم نکن
من ایرانی ام
برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد…
بیهوده
نیست
عشق
این را از آن دو چشم
و از آن نگاه
که هیچگاه ندیدم
دانستم
بیهوده
نیست
بیچاره دلم با دیدنت باز هم لرزید نمیدانست تو همان بی وفای دیروزی بیچاره دل است عقل ندارد
بیچارہ من……. کسے را پاشویہ میکردم کہ از تب دیگرے مےسوخت!!!
تا آبی عشق بر گشودن زیباست هرلحظه تو را ، تو را سرودن زیباست منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ یعنی همیشه با تو بودن زیباست .
تا ابد یاد عزیزان زدل و جان نرود/جان اگر رفت ولی خاطر خوبان نرود.
تا به تکرار لحظه های با تو بودن میرسم آزاد میشود رویایی که برای رسیدنت در سر میپروراندم
تا به دستای تو عادت کردم تورو غصه ها ازم دزدیدن خیلی طوفانیه دریا امشب مگه موجا تورو با کی دیدن
تا به دستای تو عادت کردم تو رو غصه ها ازم دزدیدن خیلی طوفانی دریا امشب مگه موجا تو رو با کی دیدن
تا تو رو دارم زندگی بهشت برام انگار خدا عشق تو رو نوشته برام تو مال منی تو فال منی دنیا دنیا تو رو می خوام تو یاس منی احساس منی جز تو کسی رو نمی خوام
تا جان به تنم باشد ، یادت به سرم باشد * تاسر ندهم بر باد , هرگز نروى ازیاد *
تا حالا دیدى کسى به sms حسودى کنه..!؟ من حسودیم میشه! چون sms میتونه بیاد پیشت اما من نمیتونم بیام
تا حالا شده از جنبه عقلی از یکی خوشت نیاد اما از نظر قلبی حاضر باشی براش جونتو بدی …….
تا حالا فکرش رو کردی آرامش یعنی چی؟
آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینه کسی که دوستش داری،یه خونه گرم داری
تا حالا کفشاتو نگاه کردی ??? دو تا عاشق دو همراه که بی هم میمیرن.. با هم خاکی می شن .. بدون هم زیر بارون نمی رن .. کاش آدما کمی از کفشاشون یاد بگیرن ..!
تا حالا یه هندونه از عقب نیسان می افته کف خیابون دیدی ؟ اونجوری تیکه پارتم
تا دست به قلم می‌بَرَم سراغِ تو را می‌گیرند کلمات. چه بنویسم؟
تا زمانی که دلم سوی خدا پرنکشد / تا زمانی که اجل خط و نشانی نکشد / دارمت دوست به حدی که خدا میداند / راز این قصه فقط باد صبا میداند..
تا زمانی که به عمق واقعی احساس کسی پی نبرده ای؛دوستش نداشته باش.زیرا عمیق ترین زخمها زخم خنجر کسیست که با تمام وجود دوستش داری
تا شیرینی خیالت با من است تلخی دلتنگی هایم را میگذارم برای بعد….
تا عشق بدون حیله ی من باشی باید که درون پیله ی من باشی دنیا همه بی قرار ما خواهد شد وقتی که تو هم قبیله ی من باشی…
تا غروب این سرزمین تا طلوع واپسین درکتاب خاطراتم ماندگاری نازنین.
تا کى به تمناى وصال تو یگانه/ نذرى بپزم؛ پخش کنم خانه به خانه؟؟
تا وقتی دستاش تو دستام بود جام بالای ابرا بود اما دیروز غروب ساکت دیگه هیچی نگو
تا وقتی برای قربانی شدن آماده نیستی، به زبان آوردن “فدایت شوم” افزودن دروغی محض به باقی دروغ هاییست که تا به حال به همدیگر گفته ایم…
تا وقتی هستی توی این خونه …. منو هیچ چیزی ، نمیترسونه هوامو داری ، من هرجا باشم …… یه لحظه حتی نذار تنها شم
تا وقتی که دوسم داشت چشام برق خاصی داشت.. رو ابرا بودم.. وجودم از عشقش پر بود.. اما همچین رفت که برق از چشمام پرید!!!!
تا ولوله عشق تو در گوشم شد/عقل و خرد و هوش فراموشم شد تا یک ورق از عشق تو از بر کردم/سیصد ورق از علم فراموشم شد (ابوسعید ابوالخیر)
تا کدوم ستاره دنبال تو باشم / تا کجا خبر از حال تو باشم مگه میشه از تو دل برید و دل کند / بگو میخوام تا ابد مال تو باشم
تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد ، دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود .
تا کور نگشته دیدگانم ، تو بیا / تا مور نخورده استخوانم ، تو بیا / گر آمدی و ندیدی از من چیزی / از بهر تماشای مزارم تو بیا .
تا کی تکاپو برای فرو بردن بغض ؟ ببار دلم . . . تا باران بداند آنقدر حقیر است که حتی ارزش خیس شدن هم ندارد
تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت شبنمی غمزده از گوشه ی چشمان من آویخت دوری بین من و تو،دوری باغ و تماشاست دوری بین من و تو،دوری ماهی ودریاست
تا یادی هست من به یاد توأم… مگر آنروز که نه منی هست، نه یادی، نه خیالی…
تابستان داغی ست من اما دلم دیگر به این زندگی گرم نمیشود . . .
تاتماشای توراهی نمانده بودپنجره کم اوردم کاش این همه دیوارنچیده بودی
تاتوهستی که دستانم رابگیری،آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!کاش تابستانهاهم برفی بود…..
تاجدایی ها نباشد کس نداند قدریاران را کویرخشک میداند بهای قطره باران را…
تاجنون فاصله ای نیست ازینجا که منم..محض یک خاطره دل باس به دریابزنم..ته دریاهمین ساحل شوم است دگر..محض عشق توازاین وادیه باس دل بکنم.
تاحالاشده…. دلت براش به حدی تنگ شه که بی اختیار راه بی افتی و بری جاهایی که باهاش قدم می زدی قدم بزنی …. فقط به این امید که شاید ببینیش……
تار مویت بر پیراهنم… آغوشت از عطر من….. چگونه فراموشت شد آن روزها؟!؟
تاریک بــاد ! خـانـه ی مــــردی که نــمی جنـگـــــد بـــرای زنـی که دوستـــش دارد!
تازمانی که دلم سوی خدا پرنکشد.تازمانی که اجل خط ونشانی نکشد.دارمت دوست به حدی که خدا میداند.راز این قصه فقط بادصبا میداند.
تازگی بیقرارم انگاری ورقم قصد کرده برگردد وعده وصل چون شود نزدیک آتش عشق تیز تر گردد
تازگیا به خیانت میگن دوستی های اجتماعی
تامیرودخشک شودعرق قلبم…دوباره نامی ازتو وبازهم تب میکندقلبم… اگه خوشت نیومده لایک نکن…مهم نست…فقط خاستم حرف دلم بزنم…
تداعــــــی نشو ایـــــنقدر ! … در این همه خیابان ؛ در این همه آدم
ترا با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
نشستم باده خوردم،خون گریستم
تحمل میرود اما شب غم سر نمی آی
ترجیح میدهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند
ترسم آخر زغم”عشق”تو دیوانه شوم* بیخود از خود شومو راهی میخانه شوم* آنقدر مست شوم که در این کنج خراب* نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب*
ترک دین و دل نمودم / ترک جان هم می کنم هرچه گویی غیر عشقت / ترک آن هم می کنم
ترکت میکنم تاهر۳راحت شویم:
من ازقیدتو
اوازقیدمن
وتوازقیدخیانت
تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستان تو…
تشنه ام ناجور…تشنه ی تو…مهربونی های تو… یا حداقل برای اینکه نپره تو گلوم… تشنه ی یه کوچولو اهمیت بیشتر از سمت تو!!…
تشنه ی چشمانت هستم … نگاهت را تعارف کن …
تشنگى بهانه بود! اب را با لیوان "تو" میخواستم…
تصمیم می گیرم از یادم بری! نمی روی و جدیت مرا به سخره می گیری . . . و من هر بار که از تو حرف می زنم؛ برای چندمین بار عاشقت می شوم!
تصور کن بهاری را، که از دست تو خواهد رفت خم گیسوی یاری را، که از دست تو خواهد رفت شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن نسیم بیقراری را، که از دست تو خواهد رفت
تصورکن من مردم اگه روزی حرفی ازمن بودمیگی یادش بخیرآدم خوبی بودولی عیبش این بودکه….
تصویر چشمان تو در رویاها کشیدم ، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم ، تو گم شدی در جاده های ساکت دور ، من اما به دنبال نفس هایت دویدم .
تظاهر زشت ترین حالت دوست داشتنه !
تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تو نمی نویسم !
هیچ مدادی، وقتی خیس میشود … نمی نویسد . .
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم ، تعجب نکن مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
تـ ــ ـو بـا این دل کـنـدن…کـجـا رفـتـى بـى مـن…?! بـگـو … نـزدیـکـم به شـبــــ رسـیـدن تـ ــ ـو …!
تـ ـو سـ ـرا پـا اِدعایی عزیزم
اِنـکـار نـکــ ـن!
عـشـ ـقـتـــ را چـشـیــ ـدم
طـ ـعـ ـمِ کـشـکــ مـیـ ـدهـ ـد
تـا چـند روز بـعد از رفـتنش… گــوشـی کـه هــیچی..!! اِم پــی تـری أم ویــبره مـیزنـه…؟؟! تـوهـــمـه احــمـقــانـه ایه…
تـــــــــــو کیستی؟؟؟؟
که سفـــــر کردن از هوایت را نمیتوانم
حتی به بالهای خیــــــــال…..!
تـــو رو با هـــر پکی که به سیگــار می زنم فـــراموش میکنم و تـــو می شوی بهــانه م برای روشــن کردن سیگــارهای دیگه..
تــو را که از دلــم کم میکنــم ، باقیمانده صفــر میشــود …
تــو زندگــی یه جــاهــایـی هســت، بعــد از کــلـّی دوئیــدن وایمیســـتی، ســرتـو مینــدازی پائــین و آروم میگــی: «دیــگــه بَسـّه…کـــم آوردم…»
تـو زنـدگـیم فـقط دنـبال یــه دخــتــــر میـدو اَم اونـم زمانـی که دخــتــــرم مـیخواد راه رفتـن یــاد بـگیره!
تقدیم به آن نگاهى که تمام هستى و دلم فداى اوست ، طلایى ترین روزها ، ارزانى نگاه مهربانت و بغل بغل گل مریم پیشکش قلب مهربانت…
تقدیم به کسی که هیچ وقت نفهمید بودنم را….
تقدیر را برای نماندنت بهانه نکن… مرد باش و بگو نخواستی و نماندی…
تقدیم به آنکه قالیچه یادش را هرگز در ایوان فراموشی پهن نخواهم کرد!
تقدیم به تنها صدف دریای دلم که به بیکرانگی اقیانوس عشق دلتنگشم…
تقدیم به لابستر عزیز…. چه میکنی باد…… عطر موهایش را جای دیگر بپاش.. این خانه خودش ویران است..
تقدیم به هیچ کس چون از همه بیزارم،فقط تقدیم به خودت چون خیلی دوستت دارم.
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .
تقدیم به چشمی که اشکش منم .تقدیم به اشکی که غمش منم . تقدیم به شمعی که پروانه اش منم تقدیم به گلزاری که گلش تویی …و تقدیم به عشقی که که عاشقش منم
تقدیم به کبوتری که بالش منم،به گلی که خارش منم،شبه که زنده دارش منم،دوستی که خواهانش منم و بر عزیزی که چشم انتظارش منم…
تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد.
تقریبا همه رو متقاعد کردم که دیگه دوستت ندارم حالا وقتشه که خودم رو متقاعد کنم ! سخت ترین کارش مونده…. یعنی می تونم؟؟؟؟
تقصیر تو نیست . . .
میترسم از سلام دوباره عشق
میترسم تکرار شود تنهایی و شکستن در راه عشق
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست، حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست/ من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم، افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
تقویم امسالم پر شده از قرمز های بی دلیل،تو که نباشی زندگی تا اطلاع ثانوی تعطیل است…!
تقویم روزهایم شکسته و گم است
بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است…
تکرار همه چی توی دنیا خسته کننده است،اما تومثل نفسی…تکرارت زندگی منه
تکرار همه چیز تو دنیاخسته کننده است، اما تو مثل نفسی، تکرارت تضمین زندگی است
تکیه بر دیوار کردم خاک بربختم نشست / خاک بربختش نشیند هر که با یارم نشست
تلاش برای خشنود سازی همه ی آدم ها، کلید همه ی شکست هاست !
تلاش نکن زندگی را بفهمی……زندگی را زندگی کن تلاش نکن عشق را بفهمی……عاشق شو
تلخ ترین خاطره ی فرهاد ؛ شیرین بود.
تلخ ترین قصه دنیاست : صبح تا شب بخندی اما شب تا صبح تنهایی سیگار بکشی …
تلخ میگذرد این روزها را میگویم.. که میخوای از تو.. که تمام وجودم هستی یه آدم معمولی بسازم…
تلخی این سیگار شیرین تر از دروغ های توست…!
تلخی روز گار اینه که خیلی چیزها رومیشه خواست ولی نمیشه داشت
تلخی شراب را به جان میخرم تا وقت خوردن آن بگویم به سلامتی تو…… عشق من همیشه دوستت دارم
تماخیم یلیخ یلیخ
زور نزن
از چپ بخون جیگر
تمام “ناتمام” من…….. ………..با”تو”……….. تمام می شود……….
تمام احساسم در نگاهم جاری بود نگاهی که هیچ کس را لایق نمیدانست جز تو….. و تو از همه نالایق تر بودی میدانم روزی تمام حسرتت همین نگاه ساده ام میشود
تمام حرف مجنون یک کلام است،
نفس بى یاد"لیلایم"حرام است.
تمام خستگی هایت را یک جا می خرم! تو فقط قول بده ……صدای خنده هایت را به کسی نفروشی……!!!
تمام خنده هایم پوچ شد…
از وقتی که در دستانت
گلی برای لبخند امروزم نبود……..!
تمام خوابهای من / تمام این شبها / به تلافی روزهایی که فراموشم می کنند/ همرنگ روز مبادا. . . همرنگ خورشید. . .
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها رازیرا خوشی آن است که تو میخواهی و خوبی آن است که خدا برای تو میخواهد
تمام دلم را برایش حراج زدم … !!! اما اون نامرد رفت و به همه گفت : هیچ ارزانی بی علت نیست !!!!
تمام روزهایی که سرگرمیش بودم ، زندگیم بود…
تمام سرمایه ام دو سکه محبت است، یکی مال تو و دیگری صدقه به نیت شادی دلت.
تمام سپاس من ؛
از کسی است که به من نیاز ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﺍﻣﺎ .. ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﻧﮑﺮﺩ .. !
تمام سپاسم از آن کسی است که به من نیازى نداشت اما فراموشم نکرد…
تمام شد . . . به جز این اشکها ، برای باختن ، دیگر چیزی ندارم… بریزم به پایت، می مانی؟
تمام غزل هایم را سرودم که خداحافظیت را نبینم . . . که دیدم. . . وتو رفتی. . .
تمام ماجرای من سه واژه شد برای تو سه واژه جدا جدا من و.. شب و.. هوای تو..
تمام مزرعه کافر صدایش می زدند
گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود
تمام وجودم را در قلبم، قلبم را در چشمانم و چشمانم را در زبانم خلاصه می کنم و می گویم تا انتهای هستی دوستت دارم…
تمام پیــاده رو های جهــان اگـر گذر نــامه بخواهنــد ، چشمان تـو را نشانشان می دهم !
تمام گلهای قرمز دنیا مال تو و گلهای سفید مال من ، اگه تو فراموشم کردی گلهای قرمزت پرپر بشه ، اگه من فراموشت کردم گلهای سفید کفنم بشه
تمام‌ پیاده‌روهای‌ جهان‌!
اگر گذرنامه‌ بخواهند …
چشمان‌ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌‌!
تمامِ دلخوشُ دنیایِ منَ بهُ اینَ استِ کهِ ندانیِ و دوستتُ بدارم و قتی میفهمیَ و میرانی امَ چیزی درونَ دلمَ فروَ میریزدَ…….. چیزیَ شبیه”غرور”ََََََََ ََََََ
تمامی سپاسم از آن کسی که نیازی به من نداشت ولی فراموشم نکرد…
تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم! بـــالا مــی آورم طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد…!
تموم حرف من اینه یه عمره مونده تو سینه کسی که عشق میکاره چرا خوبی نمی بینه؟
تموم سال من بی تو پر از سوز زمستونه،صدای خنده رو هیچکس نمیشنوه از این خونه..
تنایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریک کردم . نگفته بودی بازرگان عشقی !!! من از کجا میدانستم سود من “تنهاییست”
تنها بودن قدرت میخواهد این قدرت را کسی به من داد که میگفت تنهایت نمیگذارم…
تنها جایی که میتونی زنده باشی توی حبس اتاق خودته! خارج ان مردم دندان تیز کردن واسه عمیق کردن زخمهات…
تنها صدای پایت کافی ست تا دوباره در هوای آمدنت جان بگیرم! تو همیشه دعوتی! راس ساعت دلتنگی
تنها یک خداحافظی بی دلیل دل تمام سلام هایم را شکست…
تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست: فرو افتادن در عشق
تنها پاهای سست می دانند چه بار سنگینی است وسوسه بوسیدن تو !
تنها چیزى که فروغش به خاموشى نمیگراید، خاطرات خوش به یاد هم بودن است.
تنها چیزی که از تو برایم باقیست اشکهای خشک شده بر گونه هایم است شاید کم باشد کهنه باشد امابه اندازه تمام لحظه های بی تو بودنم غم دارد
تنها کسی هستی که من بدجور بهت وابسته شدم تنها کسی هستی که من از نبودت خسته شدم تنها کسی هستی که من عاشق و دیوونت شدم مثل تو هیچکسیُ من هیچ جای دنیا ندیدم
تنها یک خداحافظی بی دلیل ، دل تمام سلام هایم را شکست !
تنها یک خداحافظیه بی دلیلت دل تمام سلام های عاشقانه ام را شکست !! سلام بچه ها
تنها… دل دیوونه اینقد ساده نباش اینفد بهونش رو نگیر اون دوست نداشت تنهات گذاشت رفت اینقد منو به گریه ننداز…
تنهاترین آدم دنیا کسی است که دلش زندانی دیگری باشد.
تنهام حتی با اینکه اینجام حتی با اینکه دستامو میگیری حسی بین ما نیست این روزا خوبه که داری از خاطرم میری !
تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد. اما تو نرو… بگذار من نادان بمانم!
تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد اما تو نرو بگذار من نادان بمانم…
تنهایی را باکسی قسمت نخواهم کرد ؛یک بار قسمت کردم چندین برابر شد…..
تنهایی مرامادرم ساخت اری اگربجای گذشت به من جنگیدن رامیاموخت کل دنیایه من دفتروقلم و یه دل پرنمیشد
تنهایی یعنی اینکه وقتی برات اس ام اس میاد ، مطمئن باشی که از طرفه ایرانسله !
تنهایی یعنی هنوزم سعی میکنی از تو رفتارش و حرفهاش یه نکته ای پیدا کنی که بخودت تلقین کنی داره به تو فکر میکنه…! 😐
تنهاییم در اون حده ک وامیستم جلو آینه ب خودم میگم طاقت بیار من ک نمردم!!!! دوستت دارم mj…
تنهـــایی راه رفتــن !!! اصلاً سخـت نیســـت… ولـی !!! وقتــی همـهـ راهـو باهـــمـ رفتیـــــمـ… تنهـــایی بــرگشتــن خیلـــی سختـــهـ ….
تو رنگ می‌دهی به لباسی که می‌پوشی بو می‌دهی به عطری که می‌زنی معنا می‌دهی به کلمه‌های بی‌ربطی که شعرهای من می‌شوند …
تو “آدم” و من “حوا”
سیبی در کار باشد یا نه در آغوش تو بهشت جاریست بوسه هایت طعم سیب می دهند…!
تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ….
چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟!
تو آدم.. من حوا.. سیبی در کار باشد یا نه؟ در آغوش تو.. بهشت جاریست.. بوسه هایت طعم سیب میدهند.. همین کافیست..
تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته:
یه لحظه با تو بودن ، بالاتر از بهشته…
تو آشیانه چشمام جای تو مونده خالی! من اینجا به یادتم تو اونجا در چه حالی؟
تو از باغ نرگس فریباتری، ز لبخند خورشید زیباتری، تو آن شعر نابی که حافظ سرود، ولی از غزل هم تو زیباتری
تو از من دوری اما من دچار عطر دستاتم محاله خیس بارون شم که زیر چطر دستاتم
تو اى زیبا ترین شعر رهایی / تو اى گلبرگ سرخ آشنایی میان کوچه هاى قلب تارم / به دنبال تو میگردم کجائی؟‎
تو ای جاذبه ی لطیف عطش که دشت خشک را دریا میکنی حقیقتی فریبنده تر از دروغ و زیبای ات باکره تر از فریب که اندیشه ی مرا از تمامی آفرینش ها باور میکند.(شاملو)
تو این روزای تکراری هنوزم تو تنها فرصت دیوونگیمی،خیالت از سرم بیرون نمیره،چه باشی چه نباشی زندگیمی..
تو اگر در طپش ابر خدا را دیدی.
همتی کن وبگو
ماهی ها.حوضشان بی آب است
تو اگر دلگیری، لحظه ای چشم ببند، اندکی اشک بریز، و بخوان نام مرا
تو ای زیباتر از خورشید زیبا , تو ای والاترین مهمان دنیا, بدان آغوش من باز است , شروع کن ، یک قدم باتو , تمام گامهای مانده اش با من.
تو ای زیباترین شعر خدایی
تو ای گلبرگ سرخ آشنایی
میان کوچه های قلب تارم
به دنبال تو میگردم کجایی؟
تو این دنیای آرومی که میبینی فقط آغوشتو هر لحظه کم دارم همش دلتنگتم با این که اینجایی نمیخوام لحظه ای چشم از تو بردارم
تو این من ها را از خودت منها کن
من می میرم برای باقی مانده ات…
تو باش باران باشد وجاده ای بی انتها به دنیا خواهم گفت خداحافظ …..
تو باشی زهر مار هم می چسبد ، امسال هم که سال مار است !
تو برای همیشه می روی و من چقدر کار روی سرم ریخته خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم …
تو برس به داد قلبم که دیگه نفس نداره
ای قرار خستگیهام دل من هواتو داره
تو بشو یاس قشنگ لحظه های بی قرارم … من میشم زلال بارون تا کنار تو ببارم
تو بمان… آنان که رفتنشان را طاقت آوردم “تو” نبودند.
تو به احساست بیاموز نفس نکشد هوای دلها الوده است اینجا… فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است!!!
تو به این افتخار کن که منو تنها گذاشتیو رفتی… منم به این افتخار میکنم که یه شبی یه جایی این قلب شکسته من دوباره عاشق شد…
تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش… من به فکر یه اتاق, اندازه تو واسه خواب
تو تصویر تموم آرزوهامی نری از من بگیری آرزوهامو
تو تک ستاره منی منم اسیر بودنت از ته دل داد میزنم میمرم از نبودنت..
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی تو تموم لحظه ی گرم عاشق بودنی
تو تنها آشنا هستی که قلب مهربان داری ، دلی با وسعت دریا به رنگ آسمان داری
تو تنها دعای قشنگ منی مبادا کسی از خدا بی خبر برای خودش دعایت کند………………
تو توی دماغ منی.
.
.
بیجنبه جنبه داشته باش میخواستم بگم تو نفس منی.
تو جاده ای که انتهاش معاوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نداره ، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه.
تو حضورت حادثه ست وقتى ازعشق بگى
سفر یک طرفه ست رو به جاودانگى
با تو که باشم جهان زیر پلک هاى منه
ثانیه به ثانیه وقت عاشق شدنه

همچنین ببینید

عاشقانه – ۲۱

دلم تنگه برای گریه کردن کجاست مادر کجاست گهواره مندلم تو را میخواهد ت بوی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *