آموزش وردپرس
خانه / رسم زمانه / رسم زمانه – ۱۳

رسم زمانه – ۱۳

وقتی رفت
قرصهای رنگارنگ جایش را گرفتند
اما هیچکدام،
به اندازه ی او آرام بخش نبودند…

وقتی رفتی، نه بزار مثبت فکر کنم…
وقتی آمدی برایم فاتحه بخوان!
وقتی زیادی باشی آدم هاترش میکنن. حیف ومیلت میکنن! باید کم باشی تامز مزه ات کنن….
وقتی زیادی به کسی بگی دوست دارم. خیال میکنه احساستو به حراج گذاشتی. تو حراجی هم چیزخوبی گیرآدم نمیاد. پس بهتره یه کم جلو این زبونمو بگیرم
وقتی سایه ها بوی انسان نمیدهند پس همان بهتر که سایه ای بالا سرت نباشد
وقتی سر دعواها و مشکلات همش تو کوتاه میای،
کم کم اینقد کوتاه میشی که بعضی ها فکر میکنند صندلی هستی و
سوارت میشن وپایین هم نمیان…
وقتی سرفه ام میگیرد همه با لیوانی آب به سراغم می آیند اما وقتی دلم میگیرد… بیخیال بگذریم…
وقتی سگها در بیابان از گرگها رشوه می گیرند و مترسکها در مزارع با کلاغها تبانی میکنند از وفاداری ادمها چه انتظاریست…
وقتی سیگار پدر را کشیدم، فهمیدم او چه می کشد!
وقتی شخص سعی می کند آنچه که نیست باشد، بیشتر همان فرد قبلی خواهد بود!
وقتی شیرها پاکتی اند!
وقتی پلنگ ها صورتی اند!
ایراد نگیر…
عشق ها ساعتی اند…!
وقتی عشقت تنهات گذاشت.. نگران خودت نباش که بدون اون چیکار میکنی؟
شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد….
وقتی عشقت رو از دست دادی دیگه سعی نکن به دستش بیاری درست مثل چینی شکسته می مونه که حتی اگه بندش هم بزنی دیگه به زیبایی گذشته نیست
وقتی عصبانی هستی مواظبِ
حرف زدنت باش…
عصبانیت فروکش خواهد کرد
ول ی
حرفهایت برای همیشه باقی می مانند…
وقتی فقر بشر را وادار کند که از دیوار یتیم خانه ای بالا بروت.
انجاست که میفهمیم "دزد" غلط املایی کلمه ی "درد"است…
وقتی فقط من و تو هستیم میدانم معنی لبخندت چیست حتی اگر بگویی من همه چیز را فراموش کردم
وقتی قبلا بهترین ها را در یک نفر دیده باشی… سخت می توانی خوبی ها را در دیگری پیدا کنی!!
وقتی قراره بری.. برو دیگه چرا هی میری میای
نبودنت بهتر از بودنته.
وقتی ما آدمها بی رحمانه گل ها را می چینیم باید خدارا شکر کنیم که دستمان به ستاره ها نمی رسد….
وقتی ما منتظر دیگرانیم که برایمان کف بزنند یعنی اینکه خوشبختیمان را به دست آنها داده ایم
وقتی مادرم کودکی ام رازیرچادرسیاهش قایم میکرد شایدنمیدانست که روزگار جوانی ام راسیاه ترازچادرش خواهدکرد.
وقتی مث من زیاد بخندی هیچکس غمتو جدی نمیگیره…
وقتی مرا شما خطاب میکنی!
منی که تا دیروز عزیزدلت بودم!!!
درد دارد…. درد
همین…
وقتی مرابوسید گفت :همیشه بامن میماند…
راست می گفت; هنوزهم بامن مانده…
طعم تلخ آن بوسه شیرین
وقتی مردم از کسی تعریف می کنند
کمتر کسی باور می کند
ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند
همه باورشان می شود
وقتی مشترک مورد نظر هست ولی در دسترس نیست ناچار میشی به مشترکی رو کنی که مورد نظر نیست اما در دسترس است
وقتی مغرورانه گفت بروبدان بهترازتوراپیداکرده وقتی برگشت بدان دیگرلیاقت توراهم ندارد.
وقتی منتظر شب بخیرشی، منتظر شب بخیرته…
غرور همه چیز رو خراب میکنه… 🙂
تمام…
وقتی مَردا، نامرد میشن، زَنا مجبورن مَرد باشن!
وقتی می رفت..
گفت :تو را هم می برم
پرسیدم :کجا؟
گفت :از یادم!
وقتی میخوام عاشق شم عاشقی رو بلد نیستم… ولی حالا که عاشقی رو یاد گرفتم فراموش کردن رو بلد نیستم…
وقتی میدونی داری میمیری همه چیزرو جور دیگه ای میبینی
وقتی میرفت! گفت تو را هم میبرم… گفتم کجا؟! گفت از یادم…!!
وقتی میروی حواست باشد حتما *خدانگهدار* بگویی. تا خداحواسش را بیشتر به من بدهد….. آخر میدانی؟ خدابه هوای تو مرا رها کرده است.
وقتی نخواستنت…
آروم بکش کنار…!
غم انگیز است اگر تو را نخواهد؛
مسخره است اگر نفهمی؛
احمقانه است اگر اصرار کنی
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن، خاموش باش. تو محکومی به زندگی کردن
تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی!
دکتر شریعتی
وقتی نیازت دارن بالا میبرنت…… وقتی نیازشون برطرف شد بالا میارنت!!!!!
وقتی نیستی اشک میریزم
حواست باشد وقتی آمدی با خود قایق بیاوری
وقتی نیستی خاطره ها آزارم میدهند،
کاش
آنها به جای تو رفته بودند
وقتی نیستی همه چیز آرومه و منم راحتم تو رو خدا نباش بدار آروم بمونم
وقتی هر دقیقه گوشیمو چک میکنم تا پاکت نامه ای با اسمت توی گوشیم باشه و نیست، تنها حسی که دارم "حماقته"
وقتی هیچی یه این زندگی باب طبع من نیس چرا واسه توجیه کردنش میگین:
واسه تو مرغ همسایه غازه؟!
وقتی واسه خاطر اون جلو روی همه ایستادم و گفتم یا این یاهیچکس
فکرشم نمیکردم یه روزی بره یار دیگری بشه و من بمونم با همون هیچکس که گفتم
وقتی پروانه ای درتاری بیفتدکه عنکبوتش سیرباشد, تازه قصه زندگی آغازشده، چون نه می تواند پروازکند نه بمیرد….
وقتی پروانه در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد تازه قصه ی زندگی آغاز میشود!! نه میتواند پرواز کند نه میمیرد…
وقتی پروانه عشق در تاری بیفتد؛ که عنکبوتش سیر است. تازه قصه زندگی آغاز شده است! چون نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد.
وقتی پشتت حرف زیاده که یا آرزوشونه جات باشن یا اینکه می خوان باهات باشن
وقتی پیش من نیستیو با اونایی که با تو هستن حسودیم میشه
همین…..
وقتی ک بن بست غربت سایه سار قفسم بود،
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود، وقتی از آزار پاییز برگ وبا غم گریه میکرد، قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد
وقتی کسی بهت گفت نمیتونم بی تو زندگی کنم! یعنی به نبودنت فکر کرده!
وقتی کسی دیربه دیر یادم میکنه نگرانش نمیشم چون شادبوده که ازیادش رفتم..!
وقتی کسی را فریب دادی
قبل از اینکه بگی چقدر احمق بود
بگو چقدر آدم بود که به من عوضی…
اعتماد داشت
وقتی کسی ماروترک می کند. دلیلش این است کس دیگری قراراست بیاید
وقتی کسی گفت :دوستت دارم
تحقیق کن..
شاید تکیه کلام او باشد!
وقتی که اولین حس مادرم به من تهوع بود
دیگر از دیگران توقعی ندارم… ب
وقتی که تمام شیرها پاکتی اند!
وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند!
وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد!
ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند…
وقتی که خیلی دیره تازه می فهمی که اونی که از همه ساکت تر بود از همه بیشتر
دوستت داشت اما تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود
وقتی که دلم پیش دلت بود گرو….. دستان مرا سخت فشردی که نرو….
وقتی که دلت به دیگری مایل شد… کفشان مرا جفت نمودی که برو…..
وقتی که رفتو منو از یاد برد…
هرجی که داشتم همرو باد برد…
وقتی که سرت شلوغه! وقتی که داری خوش میگذرونی!! اون موقعه اگه به یادش بودی، دوست داشتنت رو نشون دادی.. وگرنه همه تو تنهاییشون دنبال یه همدم میگردن……
وقتی که نیستم میخندی، من اینگونه عاشق رفتن شدم
وقتی که کره زمین رو دورش جو گرفته دیگه از تو انتظار ندارم که جو بالا بودن نگیرتت…
وقتی که کودک بودم می‌نالید که کفش ندارم ولی مردی را دیدم که پانداشت خدایا شکرت
وقتی که گوش ها زنگ زده اند
عاقلانه ترین کار، سکوت است…
وقتی که یه اتفاق خیلی بدی میوفته و واست مهم نیست همه میگن بی خیالی اما نمیدونن که بزرگترین بلا سرت اومده و دیگه به ته خط رسیدی
وقتی کوچک بودم میگفتندهمه رادوست بدار
اماحال که عاشقانه یک نفررادوست دارم
میگویندفراموشش کن… چرا؟؟؟؟؟؟
وقتی گلدونه خونمون شکست، داداشم گفت کاش دوتاداشتیم، خواهرم گفت؛ قشنگ بود مادرم گفت؛ حیف بود، پدرم گفت؛ قسمت این بود، اماوقت دله من شکست کسی به فکرش نبود.
وقتی گنده تر از دهنت حرف میزنی منتظر جرخوردن رابطمون باش لعنتی!!!
وقتی یارقدریارنداند
غریبه جفت شش می اورد
به همین سادگی…
وقتی یه آدم رو دنیای خودت میکنی
کوچکترین اشتباه اون آدم
دنیاتو داغون میکنه
وقتی یه ادم میگه هیچکس منو دوست ندارو منظورش از هیچکس یک نفر بیشتر نیست… همون یه نفری که برای اون همه کسه…!
وقتی یه رابطه داره تموم میشه, اونی که بهتر حرف میزنه کمتر عاشقه!
وقتی یه پسر فقط به هیکل و قیافه یه دختر توجه میکنه، باید منتظر اینم باشه که اون دختر به مدل ماشین و حسابش توجه کنه…
وقتی یک خانوم سوالی از شما میپرسد، بهتر است حقیقت را به او بگویید، چون احتمالا به آن دلیل سوال را میپرسد که جوابش را از قبل میداند.
وقتی یکی بهت میگه "تو دیگه عوض شدی"
یعنی اینکه: تو دیگه خر خوبی نیستی!!!

وقتی یکی ترکت میکنه شاید بتونی رفتنشو تحمل کنی اما چیزی که آتیشت میزنه اینه که همه حالشو از تومیپرسن"
وقتی ۲ تا خر با هم دعوا مکنند:
اولی :خیلی انسانی
دومی :انسان باباته
وقتی ” سگ ” می شیم هیشکی دوستمون نداره!
ولی وقتی ” خر ” می شیم همه عاشقمون می شن!
وقتی‌ خیلی‌ نرم شدی, همه تو را خمّ میکنند…
وقتےپیام عاشقانہ برایم میفرستادفکرمیکردخوشحال میشوم… نمیدانست تمام فکرمن این بودکہ چہ کسےاین پیام ھارابرایش میفرستد…!!!
ولـنـتاین امـــسال برای مــن زیــاد خــرج برنــداشــت..
یــه پاکـت ســیگـار… مفت…!!!
ولم کنید!
تب نکرده ام…!
هوا سرد شده و من بیشانی ام را برای دست های یخ او
داغ نگه داشته ام…
ومن دختری که فرو میرود و انگشتهایش فضا را چنگ میزند، از وقتی عشق بوی لجن میدهد به ایینه هم اعتماد ندارم
وِلت میکنم و می رم……
نه اینکه دوستت نداشته باشم ها…
بین خودمون باشه…
از نخودی بودن متنفرم
ویکتور هوگو:
به کسی که دوسش داری زیاد نگو دوست دارم!
ویگتور هوگو غلط کرده، دوست دارم… دوست دارم!!
ى روز میبینن گلمراد زیر ى خر خوابیده. بهش میگن اینجا چیکار میکنى؟؟؟ میگه بابام وصیت کرده زیر سایه عموم باشم…
پا بند کفشهای سیاه سفر نشو یا دست کم بخاطر من دیرتربرو.. هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر. مجبور نیستی بمانی اماااااا نرو….
پارسال با او در زیر باران راه میرفتم
امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم
شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود
پاره ی تنم، به تن دیگری رفتی؟ 
عادتم راکه میدانی، چندشم میشودلباسی که برتن دیگری بوده بپوشم… 
دیگرنمیخواهمت!!
پاک ترین هوای دنیا همان لحظه ای است…. که دلهایمان هوای هم را میکند…!!!
پای سگ بوسید مجنون، گفتند این چه بود! گفت این سگ گاه گاهی سوی لیلی رفته بود!
پایان فلسفه عشق، یا ارزوی مرگ است یا مرگ ارزوها….
پایانم نزدیک است…
نبودنم را تمرین کن…
پاییز فصل رسیدن انارهای سرخ است و انار چه دل خونی دارد از رسیدن…
پاییز همون فصلیه که یادت میندازه دستاتُ واسه گرم شدن باید بکنی تو جیبات…
پتروس… وفاداری بس است. انگشتت را بیرون بیاور! مردمی را که خواب برده، بگذار آب هم ببرد…
پدر مادرهای خیلی سختگیر، بهترین دروغگو ها رو تحویل جامعه میدن!
پدر و مادر، رفیق خوب و معشوقه.!! هر کدوم از اینارو نداشته باشی احساس تنهایی میکنی…
پدران و مادران گرامی، افت رقم قبض ‌های موبایل فرزندانتان را جدی بگیرید.
«ستاد حمایت ازبیماریهای خاص»
پدرجان، تا وقتی بودی یک شاخه گل هم برایت ندادیم اما حالا سر خاکت را گلباران میکنیم. به راستی که ما مردمان زنده کش مرده پرستیم.
پدرم رفت حرف نبود دنیای درد بود. دل بی پدر یعنی همیشه خدا دلت دربه در قدرپدروبدونیدچون تکرارندارن. پدرم دوستت دارم
پدرم دوستت دارم}
پدرم فقیر بود. پدر بزرگم هم فقیر.
من فرزندی ندارم شاید فقر تمام شود
پدرومادرهای ما میخواستن با بچه های مردم ماراتحریک کنن تا بهتر باشیم حتی کک ما نیز نگزید.
پر از توام، به تهی دستی ام نگاه نکن،
مگو که هیچ نداری
ببین…..
تو را دارم…
پر از ناگفته هایی که خیال کردیم یکی دیگه دلش طاقت نمیاره همه حرفامونو می گه…
پراز تو هستم
به تهی دستی ام نگاه نکن
مگو هیچ نداری
ببین تورا دارم
پرده را کنار میزنم، باران خودش را میزند ب شیشه من خودم را ب آن راه! 
و این تمام چیزی ک باید از زندگی آموخت…
پرسید سیگارت را ترک کردی؟
گفتم نه، کبریت را ترک کردم؛ حالا دیگر سیگار را با سیگار روشن می کنم.
پرسید چرا آسمان بارانیست؟
گفتم…
تونبودی…
با او درد دل کردم…
پرسید چند سال سن داری؟
گفتم اگر تعداد روز های تکراریم را بشماری نوزادی بیش نیستم.
پرسیدند اینجا زندگی میکنی؟ گفتم نه… نشانی ام عوض نشده! هنوز در همان خانه ام، فقط دیگر زندگی نمی کنم…!
پرسیدند بیداری؟ آری بیدارم. چرا که اگه داری داشتم یا قالی زندگی خودم را میبافتم یا زندگی ام را به دار می اویختم وخلاص…… پس بیدار بیدارم
پرم از هیچ هر گوشه از ذهنم را مرور میکنم جز چند تیکه حرف خاک خورده و تکراری پیدا نکردم چه بگویم؟
سکوت خود را حتی نمیتوانم معنا کنم
پرنده ای که رفت بگذار برود،
هوای سرد بهانه است…؛
هوای دیگری به سر دارد.
پرنده نیز, زمانی که برایش دانه ریختم, با ترس می آمد نزدیک, یعنی او هم فهمیده است که دنیای آدمها چه گونه است??!!
پرنده ها چون بی گناهیشان را نمی توانند ثابت کنند
محکوم به حبس ابد پشت میله های قفس اند.
پرهایم را چید که تنهایی جایی نروم… اما… خود بی من با غریبه ها کوچ کرد.
پرواز کرد عاقبت…
ماهی که شوری دریا کافی نبود دریا برای نمکگیر کردنش…
پروانه زندگی من اسیر تارهای عنکبوتی ست
که عنکبوت ان سیر است
نمیتواند پرواز کند
نه میمیرد..
پروانه ی من در تاری افتاد که عنکبوتش سیر است، نه میتواند پرواز کند نه بمیرد.
پرچم کمک داور مدت هاست به نشانه ی افساید بودن شادی هایم بالاست.
پریشان کرده ای مویت که ویران خانه ام سازی*نمیدانی که من جغدم به ویران خانه میسازم
پریشب سر میز شام به داداشم گفتم یه لیوان واسم اب میریزی؟
گفت برو بابا، هر چی کار سخته از من میخوای!!!
من خودم از تشنگی دارم ماست میخورم 😐 😐
پزشکان اصطلاحاتی دارند که ما نمی فهمیم!
ما دردهایی داریم که آنها نمی فهمنند!
نفهمی بد دردی ست…
خوش به حال دامپزشکان!
پس این همه دردکشیدن فهمیدم هیچ دردی بدردنمی خوره
پست ترین انسان ها کسانى هستند که راز دوران دوستى را به وقت کدورت. فاش سازند…!
پسته رسید به زعفرون
خدا برس به دادمون
پسر :با من ازدواج می کنی؟ دختر :واسم چیکار میکنی؟ پسر :همین که از ترشیدگی درت میارم کار بزرگیه ((((((:
پسر بودن یعنی…
بعد از ۱۸ یا سربازی یا سربار!!!!!!
کیا موافقن؟؟؟؟؟
پسر معتادی که روی بازوش اسم مادرش رو خال کوبی کرده بود برای پول موادش مادرشو کتک میزد
پسرا :من فقط از تو خوشم میاد عزیزم
فقط از تو→ از تو↑ تو ↗ تو↓ و تو ↘!!!
پسران هموطن:
چه اصراریه به پوشیدن لباسای بچگیتون؟ که هم بینندگان حالت تهوع بگیرن هم خودتون راحت نتونید بشینید! این وضعیته عایا؟؟؟
پسره قیافش حاصل جفت گیریه ۵ تا اسب با ۱ میمونه اما به خاطر BMW زیر پاش شده مردرویاهای همه 😐
پسرها راست میگویند!
هیچکس جز خدا دخترها را نمیفهد!
چون هیچکس غیر از خدا دروغ هایی که تحویلمان دادند را نمیفهد!!!
پسرک به آرامی پارچه برزنتی تبلیغات را پاره کرد و روی خودش کشید و خوابید… روی آن نوشته شده بود هیچ کس تنها نیست…
پسورد تمام چیزهایم شماره ی ت و شده است!!
و من دائم شماره ی تو را میگیرم بدون آنکه صدای ت را بشنوم….
پشت این بغض……. بیدی نشسته است! که خیال میکرد با این بادها نمیلرزد….
پشت سر بعضی ها باید جای آب تف ریخت…!:|
پشت سر بعضیا نباید با کاسه آب بریزی…
باید سیفون رو بکشی…;)
پشت سرت زیاد حرف میزنن؟!؟
مهم نیس…
سگی که تورو نمیشناسه زیاد واق واق میکنه!!
پشت سرم حرف بود…
حدیث شد…
میترسم آیه شود…
سوره اش کنند به جعل…
بعد تفسیرم کنند این جماعت نااهل…!
پشت سرمون زیاد حرف میزنن…!!!
اشکال نداره!!!
سگی که مارو نمیشناسه زیاد واق واق میکنه
پشت سره بعضیا نبایدکاسه آب بریزی،
بایدسیفون وبکشی..!
پشت هر اهنگ مورد علاقه ات یک داستان ناگفته وجود دارد
منتقدین
پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه چون که دیدم شب و روز در پی آزار منه هر که دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم دیدم این دست محبت حلقه دار منه…!!
پشت پیکان نوشته بود" منم بابا بزرگ سمند"
پشت چراغ قرمزی زنی گل میفروخت
ولی کسی حواسش به گل نبود
پشت چراغ قرمز بعدی زنی تن میفروخت
کسی حواسش به چراغ نبود…. ‼‼‼
پشت یه ماشین آشغالی نوشته بود :واسه هر آشغالی خودتو کثیف نکن
پشت یه کامیون نوشته بود:
بمیرد روزگار با خاطراتش..
پشه ی عزیز ی سوال داشتم ازت. کف پا خوشمزست عایا؟ ن جان من هیچجا بهتر پیدا نکردی خونشو بخوری؟ خو لعنتی من کف پامو میخارونم قلقلکم میگیره!!! 😐
پلکهای مرطوبِ مرا باور کن
این باران نیست که میبارد
صدای خسته ی من است که از چشمانم میبارد….
پنجرم.. روبه خورشید هست.. امامن هیچ وقت نمی توانم اونو ببینم.. این هست قصه های تاریکی چشمان من
پنجره ای که رو به تو باز نشود…
پرده اش را نکش!!
بگذار بسته بماند…
پنداشت اگر شبی ز سر مستی
در دامن عشق او سحر کردم
شبهای دگر که رفته از عمرم
در دامن دیگران به سر کردم…
ای داد بیداد..
پنهان شدم پشت لبخندی که درد می کند….
پول نداریم…. لباسمون داغونه….
دل شاد که داریم…. بخند عزیزم…. بخند
پیرمرد همسایه آلزایمر دارد…
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود از خواب بیدار شود…!

پک عمیقی به سیگارم میزنم و نیستی که ببینی چه میکشم.
پیاز هم که خورد می کنی اشک میریزی
از پیاز کمتر بودم که, خوردم کردی و خندیدی
پیامبراکرم (ص) :انسانهاخوابند، وقتی مردندبیدارمیشوند.
پیدا کردن یه آدم نرمال واسه دوستی یا زندگی مشترک سخته،،،
تو باید خودتو با شرایط اون وفق بدی!
پیدا کردن یک مردوفادار از پیدا کردن یک مارمولک پرنده سخنگوی یهودی سرخابی نجار شاخدار۵۵ساله در اقیانوس ارام سختتره……
پیداکردن کسی که بهت بگه دوست دارم سخت نیست, پیداکردن کسی که بهت ثابت کنه دوست داره سخته…
پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده!؟
پیرمرد خسته خرده پولی از جیب در آورد.
نزدیک تر شد
رویش نوشته بود
صدقه عمر را زیاد می کند
پول را در جیبش گذاشت و آرام گذشت
پیرمرد همسایه آلزایمر دارد…
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود
از خواب بیدار شود…!
پیرمرد همسایه مان آلزایمر داشت
دیروز بی خودی شلوغش کردند
او فقط یادش رفته بود از خواب بیدار شود…
حسین پناهی
پیرمردی به امید گرفتن ماهی دل را به دریا زد ولی نمی دانست دیگر در دریا چیزی جز کوسه نیست…
پیش از اینکه به دنیا بیاید
با یکی از رگهای مادر خودش را دار زد!!!!
شنیده بود بابا دختر نمیخواهد…!!!!
پیش از خواب
می‌چرخم به سمتش
حرفی نمی‌زنیم
به هم نگاه می‌کنیم
من و
دیوار رو به ‌رو…
پیش از سحر تاریک است اما تا حالا نشده که خورشید طلوع نکند….
پیش خودم دلبستمو…..، بهش نگفتم حرفمو…… حتی نگاه عاشقش، بازنشکست طلسممو….. خواستم بگم هرچی که هست…. مهر سکوتم نشکست….! این حکایت منه بی عرضست…
پیش هم بودن ها اگر دیروز لطفی نداشت…
ارزش دیروز ها را امروزباور میکنیم…
پیش هیچ آدمی به خطاهایت اعتراف نکن
آدمها جنبه ندارند ژست خدایی برایت میگیرند..
پیشانی ار زداغ گناهی سیه شود
بهتر از داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از ان به که زیر لب
بهر فریب خلق گویی خدا خدا…
پیشانیم… چسبیدن به سینه ات را میخواهد
و چشمهایم خیس کردن پیراهنت را…
عجب بغض پرتوقعی دارم من امشب…
پیکاسو هم میدانست روزگار ما روزگار دو رویی هاست…
روزگاری که چهره ها را نمیشود ساده کشید
هرکس چهره هایی دارد بس عجیب،
بس غریب. /
چ آزمون دشواریست, قلبت را در سمت چپ قرار دهند و از تو بخواهند ک ب راه راست بروی….
چ حکایت جالبیست..
کلمہ ی زندگی با'زن'اغاز میشود.
وکلمھ ی مردن با'مرد'…
مینالم ب خودک پایانگرزندگی ھستم
چ زخم هایی از تو بی صدا خوردم…..
چ کرده ای بامن ک این روزها تورا فقط ب اندازه ی یک اشتباه میشناسم…
چابلوسی خوراک ابلهان است.
چارلی چاپلین در وصیت نامه اش به دخترش میگه:
دخترکم هم آغوشی هایت را با عشق مقایسه نکن همه مردها در رختخواب مهربانند
چارلی چاپلین یه سخن داره که میگه افسوس هر چه سعی کردم مردم بفهمند ، فقط به من خندیدند…
چارلی چاپیین یه سخن داره که میگه افسوس هرچی تلاش کردم مردم بفهمند فقط لبخند زدند!!!!!!!!!!!
چانه میزنی چرا؟؟؟
ارزان شده گرانیت برایم دیگر…
چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند
‎… برای بادها
چایت را "تلخ" بخور, وقتی که "شیرین" هم اسطوره ایست که میخواست با دو نفر بخوابد….
چایت را تلخ بخور!
وقتی شیرین هم اسطوره ایست که میخواست با دو نفر بخوابد
چتری برای لحظه های دل دلتنگی توام… باران که سخت شد.. تنها قدم نزن
چرا آدما وقتی میفهمند دلی واسشون تنگ میشه
جنس دلشون از سنگ میشه؟؟!
چرا ادما عاشق میشن و عشقا همدیگرو دوست دارم اما یه نفر این وسط چوب لا چرخ میکنه واقعأ چرا؟!؟!؟؟!
چرا باید کسی جز من
تویه قلب تو بشینه
تو سرت یه جایی گرمه
فرق من با تو همینه
چرا به بعضیا وقتی میگی"، بگوبه خدا"میگن
ولی وقتی میگیم بگو"بجون مادرم"میگن مگه ارزش داره
چرا بودنت راست و ریست نمی شود؟
من که تمام پازل های تنهایی ام را درست چیده ام؟!؟!
چرا تابستون یه روزه اما مدرسه چند سال؟؟؟؟؟؟؟
چرا در اقتصاد راکد احساس این مکاره بازاران صداقت نیز دلالی است…؟
چرا دلت گرفته قاصدک؟!
اشک هایت هستند، غمهایت، دردهایت… ببین تنها نیستی
چرا شیعه که از حج می آید از خرید و بازار و ضبط صوت می گوید
و در بازگشت از کربلا, سخن از زیارت و احساسی که داشته است!؟
چرا عشق ها نمیمونند تو این دورزمونه دلها با هم نمیسازن دایم میگرن بهونه
چرا عقل آدما که از رایانه پیشرفته تره نباید واسه خاطرات تلخمون سطل زباله داشته باشه تا واسه همیشه از خاطرمون محو بشن…؟
چرا ما تنها زمانی رو به خدامیکنیم که بخواهیم از غیره ممکن ممکن بسازیم
چرا مرا خا ک نمےکنند؟!!!
تَنَم که سَرد است
چرا مردان, زنان باهوش را دوست دارند؟ به خاطر اینکه دو قطب غیر همنام یکدیگر را میربایند..
چرا ناراحتی؟! خدا به این بزرگی رو نیگا! اونقدر بزرگه که…
اجازه داده بهت بگن آدم…
چرا همش ممکنه نشه!!!!!!! ۵۰ و ۵۰ باشه… ((فرصت های خوب زندگی))
چرا همه میگن لعنت به نفر سوم؟ اون تقصیری نداره
لعنت به اونیکه به نفر سوم چراغ سبز نشون داد
چرا همه ی شخصیت های بد آقایون هستن مثل آقا دزده ولی شخصیت های خوب خانوما هستن مثل خورشید خانوم
چرا همیشه از اونی که دوستش داری شکست میخوری و باید از صفر شروع کنی
چرا هیچ کس به داد سکوت آدم نمیرسه!!
همه منتظرن به فریاد آدم برسن…
چرا والدین ما فکر می کنند ما ازشون می ترسیم در حالیکه تنها احساسی که واقعا ما داریم احترام و محبته؟ یعنی درک کردن ما اینقدر براشون سخته؟
چرا وقتی عاشق کسی نیستیم میگیم اگه عاشق شیم همه کار واسه عشقمون ولی بعد یه مدت ازچش هم می افتیم؟
چرا پسرا وقتی کسی رو نمیخوان میگن تکلیفم با خودم معلوم نیس؟
مث آدم بگو نمیخوامت
چرا کسی که نسبت به ما بی تفاوته رو دوست داریم و کسی که دوسمون داره ما نسبت بهش بی تفاوتیم؟؟؟!!!
چرا ” دوست داشتن ” نسبت به حساب نمیاد؟؟
مثلاً بپرسن :شما چه نسبتی دارین؟
من جواب بدم :دوسشون دارم!!!!
چراغانی ستاره هاست چشمان"تو"….
ومن…
برای خودم فال "اشک"میگیرم!
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند؛ مشکلی گر تو را، راه ببندد تو بخند؛ غصه ها فانی وباقی، همه زنجیر به هم؛ گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند.
چشات ارامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست میدونم که توی قلبت به جز من جای هیشکی نیست
چشم حسود که نباید کور شه خدا باید دو تا چشم دیگه هم بهش بده که قشنگ بسوزه
چشم دیدنش را ندارم؛
زنی که هر روز
در گوشم تکرار می کند
The Mobile Set is Off
چشم سفید نیستم…
اما چشمم سفید شد…
به در…
به روز…
به شب…
چشم ها رو شستم
جور دیگر دیدم
باز هم سود نداشت.
تو همان کره الاغی بودی همچنان هم هستی
چشم هایم را ب بیمارستان میبرم؛ نمیدانم چ مرگشان شده است!
هرشب در خواب جایشان را خیس میکنند!
چشمام رو بستم و فهمیدم یه نابینا نه میتونه فیلم میبینه، نه فوتبال، نه غذایى که میخوره و نه حتى صورت کسانى که دوستشون داره، بگذار یکبار هم شکر کنیم!
چشمان عروسکم رو می گیرم، نمی خوام
مثل من ببیند و حسرت بکشد
می ترسم بهانه گیر شود!
چشمانت سگ داشت
اخلاقت هم سگی بود
هار هم که میشدی
دوست و دشمن نمی شناختی
کاش وفایت هم مانند همان بود…
چشمانت همرنگ قهوه است… تلخ اما…. اعتیاد آور*
چشمانم را باز میکنم
و تو نیستی…
این بیرحمانه ترین اتفاق هر روز است
چشمانم را به تو می بخشم
چرا که حس بودنت
قشنگتر از دیدن دنیاست!
چشمانم را روی بند انداختم پس چرا!؟ خشک نمی شود؟؟؟؟
چشمانم،
به غم نشسته…
این روزها
دلم می خواهد،
با تمامِ وجود
خودم را به مردن بزنم…
چشمها بی فایده اند وقتی ذهن کور باشد!!!
چـه اشتـباهِ بـزرگـی ،
مـُردن بـرایِ کـسی که واسـه خیـلیـا کـفـن پوسـونـده ….
چقد بده زود قضاوت کردن…. زندگیتو ب باد میده…. خواهشا زود قضاوت نکنین…. تاوانش سنگینه خیلی سنگین…
چقد تلخ بود اون لحظه ای که گریه هاتو دیدم ولی نتونستم کاری کنم همه فکر کردن خیانت میکنم. ولی با گذشت دوسال هنوزم شبا با گریه میخوابم. ببخش منو
چقد سخته زندگیتو به پای طرف بریزی بعد طرف در کمال پررویی برگرده بهت بگه که مگه من گفتم بریزی…؟؟!!
چقد. دعایت زود گرفت مادربزرگ… زود پیر شدم
چقدر این جمله غمگینه
" تمومه قصه بازی بود "
تمومه عشق تو چشماش
بفهمی صحنه سازی بود.
چقدر باید بگذرد تا من در مرور خاطراتم
وقتی از کنار تو رد میشوم، تنم نلرزد… بغضم نگیرد…
چقدر بدهکاریم به "دوست دارم های" نگفته ای که بلعیدیم و پشت دیوار غرورمان پنهان کردیم تا ثابت کنیم آدمهای منطقی هستیم!
چقدر بهت گفتم با دلم بازی نکن ببین خرابش کردی لعنتی، دیگه عاشق نمی شه
چقدر تغییر زیباست!
اما متاسفانه!
بعضی ها، عوض می شوند!
بعضی ها، عوضی! بعضی ها، عوضی تر
چقدر تند دوید کودکی های بازیگوش من!
دلگیرم از تمام الفبای زندگی؛ میخواهم برگردم به کودکی اما کفشهایم بزرگ شده اند.
چقدر خنده دار است… 
شناسنامه ام را می گویم، امروز نگاهش میکردم… 
صفحه ی وفاتش سفید است…!! با اینکه سالهاست من مرده ام!!
چقدر خنده داره ک یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی ۹۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال یا یک فیلم سینمایی مثل باد میگذه!!!
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی!!!
چقدر خوبه کسی رو داشته باشیم که باهاش زندگی کنیم. این یه نیازه اما چقدر زیباست که کسی رو داشته باشیم که نتونیم بدون اون زندگی کنیم.
چقدر درد داره "امروز"حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که "دیروز"تمام حرفها و درد دلهایت را فقط وفقط به او می گفتی.
چقدر درد ناکه که به عشقت زنگ میزنی تا صداشو بشنوی اما اون تو رو با یکی دیگه اشتباه میگیره
چقدر دلتنگ خودم هستم…
کجا گم شدم…
نمیدانم…
دعایم کنید.
چقدر دلم تمام شدن می خواهد…
از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه سرِ خط…
و آنگاه دیکته تمام شود!
و من دیگر آغاز نشوم…
چقدر دلم هوایت را میکند! حالا که دیگر هوایم را نداری…
چقدر دلم هیچ کس رو نمیخواد… امشب!!
چقدر ساده نوشتیم بابا نان داد اما نفهمیدیم که بابا برای نان تمام جوانیش را داد.
چقدر سخته بعد از مدتها نیمه گمشده ات راکامل پیداکنی…..
چقدر سخته به حرف های کسی گوش بدی که دوست داری با پشت دست محکم بزنی تو دهنش……………!!!!!!!!!!!!!!!!
چقدر سخته دستای عشقتو تو دست دیگه ای ببینی
و آروم زیر لب بگی:
آهای غریبه مواظب عشقم باش.
چقدر سخته دل کندن واسه تو سخت باشه و واسه اون آسون…
چقدر سخته دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمیوزد.
چقدر سخته عشقت برای دیدن قلبت, دکمه ی مانتویت را باز کند….
چقدر سخته منطقی باشی در حالی که احساساتت داره خفت میکنه….!!!
چقدر سخته وسط هق هق گریه هات نفس کم بیاری، اونوقت عشقت به یکی دیگه بگه نفسم…
چقدر سخته وقتی گل ارزوهاتو تو باغچه دیگیری ببینی… و هر بار خودتو بشکنی و زیرلب زمزمه کنی… "گل من باغچه ی نو مبارک"
چقدر سخته که زَن باشی و بخوای به یه مرد مردونگی یاد بدی..!
چقدر سخته!
دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده!
چقدر سخته, تو دنیا هیچ چیز غیر قابل توضیح تر از این نیست که آنچه من بزرگش کردم, کوچکم کرد
چقدر سخته…
گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی
اونوقت زیر لب آروم بگی: گل من! باغچه ی نو مبارک…
چقدر سیاه است….!!! دلت را نمیگویم……..
با چشمهایت هم نیستم……..
موهایت حلقه حلقه، زنجیروار، پای بندم کرده
چقدر عجیب است..
به هرکس گفتم دوست دارم برای دیدن قلبم دکمه هایم را
باز کرد..
چقدر غریب! هیچ کس انگار هوای هیچ کس را نمی کند…
یخ کرده زمین از بی هوایی ها!
چقدر مردم این شهر خوبن دیدندکفش ندارم برایم پاپوش دوختند!!!
چقدر نیستی…
از این همه نبودن حوصله ات سر نمیرود
چقدر پابند بودن سخت است وقتی خیانت درب تمام خانه های شهر را میکوبد…
چقدر پست شدن ادما
بهشون که محبت میکنی یا فکر میکنن خیلی شاخ هستند یا فکر میکنن عادتته
بعضیا لیاقته نگاه کردن هم ندارن چه برسه محبت….
چقدرباید بگذردتا من درمرورخاطراتم وقتی ازکنار توردمیشوم تنم نلرزد.. بغضم ن گیرد
چقدرتلخ شده ای… این روزهاقندهایت را در دل چه کسی اب میکنی…!!!
چقدردیرمتوجه میشویم که زندگی، یعنی همان دقایق وساعاتی که با کمال شتابزدگی وبیرحمی انتظارگذشتن آن راداشته ایم.
چقدرسخت است بعدازسالهاانتظارنیمه ی گمشده ات را
کامل ببینی!!!
چقدرسخته همه روخط بزنى تابه یه نفربرسى! غافل ازاینکه تو لیست اون; اولین کسی باشی که خط خوردی!
چقدرسخته که تمام توانت دو بذاری برای این که لحظه ای شادباشه وآخرش بفهمی با یکی دیگست
چقدسخته دستای کسی روکه دوسش داری تودستای کسه دیگه ببینی و نتونی چیزی بگی جز اینکه بگی :آهای غریبه مواظب عشقم باش….
چمدانت انقدرهم بزرگ نبود…
چگونه با خودت بردی تمام وجودم را…
چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود – ژان پل سارتر –
چند روزیست سیگار هم دلم را میزند میلی ندارم بهش….. اما بی انصافیه انطور که مرا ترک کردند… ترکش کنم
چند وقت مثل این کامپیوترها
کمی که آزادم میگذارند
با چشمانی باز به خواب میروم
نمیدانم اگر کسی صدایم نکند
چه میشود؟؟؟!
چند وقتیست به جای یک جرعه آب خوش، بغض از گلویم پایین میرود…. ایهاالناس ای زیبارویان عالم، با شمایم دلم را لگدمال نکنید
چند کارت شارژ خریده ام، امشب پیش تو کلی اعتبار دارم!
چندان هم دورنیستی فقط به اندازه یک نمی دانم ازمن فاصله گرفته ای, آری… نمی دانم کجایی…!
چندباری مردمو زنده شدم! اما بازم رو پاهام وایستادم!
میبینم که جون نیست که، جون خره من دارم!
چندی قبل ازدیدنم خواب نداشت حالا خودش رابخواب می زندتا مرا نبیند
چنگ اعلام شده
شهامتم را
دودستی گرفتم
وخفه اش کردم
چنین است نژاد انسان،‌ جای تعجب دارد که چرا نوح از کشتی جا نماند.
مارک توآین
چه احساس قشنگی بین ما بود
قرارمون عبور از لحظه ها بود
تو از دنیای مت خیری ندیدی
لیاقتت پریدن با خدا بود…
چه احمقانه است…
از قهوه تلخ…
انتظار فال شیرین داشتن…
چه احمقانه زنده ام چه وحشیانه نیستی
چه ارزشی دارد! عاشق شدن وقتی که عاشقت می شوند تا از جسمت مجسمه ای بسازند برای به ظاهر زیبا کردن لحظات خودشان و روحت را رها کنند برای تنهایی های فردایت.
چه اشتباه بزرگیست!
تلخ کردن زندگیمان
برای کسی که در دوری ما
شیرینترین لحظات زندگیش را سپری می کند
چه با قاطعیت حکم میدهی که “حواست رو جمع کن” و من میمانم که چطور جمعش کنم وقتی تمامش پیش توست!
چه بر سر عشق آمد؟؟؟؟
که از افسانه ها…..
رسید به صفحه حوادث روزنامه ها؟؟؟؟؟؟
چه بسا افرادی که حتی رانندگی بلد نیستند…
ولی به چه زیبایی دور زدن را بلدند…
چه بمانی،
چه نمانی
منی دیگر وجود ندارد!
یا در تو حل می شوم
یا بی تو گُم..
چه بگویم؟! وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند!…
چه بی ارزش است مردی که برای دیدن قلب عاشقت دکمه های لباست را باز کند………..
چه تراژدی غمناکیست…. وقتی برای همه کست هیچکس نباشی.. "هیچکس"
چه تفاوتی میکند آنسوی دنیا باشی یا فقط چند کوچه آن طرف تر!
پای محبت که در میان باشد، دلتنگی دمار از روزگار آدم در می آورد..
چه تقدیر بدیست
من اینجا بی تو میسوزم
ت و انجا با او میسازی
چه تلخ بود لبهایش طعم سیگار میداد و تلخ تر اینکه میدانستم سیگار نمی کشد!!!
چه تلخ هست:
علاقه ای که عادت شود…
عادتی که باور شوود…….
باور های که خاطره شود…
وخاطره ای که درد شود…
چه تو حرم امام حسین بمب بذارن چه تو دیسکوی دبی نصف کشته ها ایرانی هستند, به این میگن ملت همیشه در صحنه
چه جالب، دوست داشتن شبیه مسابقه صندلی شده… دیربجنبی سرجایت نشسته اند!
چه جمله عجیبی است (دوستت دارم) هرکس میگوید عاشق تر می شود و هرکس میشنود بی تفاوتر…..
چه جمله ی عجیبی است دوستت دارم!!!! 
(دوستت دارم) 
هرکس که میگوید عاشق تر میشود
وهرکس که میشنودبی تفاوت تر!
چه حال عجیبی دارد… کبریتی که میداند…
ساخته میشود… تا بسوزد….
چه حس قشنگیه
وقتی خرد و داغونی.. یکی با تمام وجود بپره و بغلت کنه
و بگه :مگه من مردم عشقم..
چه خوب است ادم ها یک نفر را هر روز دوست داشته باشند نه هر روز یک نفر را!
چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس
و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان.
چه خوب میشد بعضی آدمارو شیفت دیلیت کرد تا دیگه حتی تو سطل آشغال هم اثری ازشون نباشه
چه خوب!
که من بهشت را
به بوسه های تو بخشیدم!
حالا
همه جا بوی بوسه بهشت دارد و من، عطر بوسه های تو!!
چه خوش خیال است! فاصله رامیگویم! به خیالش توراازمن دورکرده… نمیداندت
چه خوشبخت است خفاشی که برسقف زندگی می کند به گمانم این دنیا وارونه اش زیبا تر است..
چه خیال خامی؛
برای من که بال ندارم،
رسیدن به تو که آن همه بالایی..
چه داروی تلخی است……
وفاداری به خائن…
صداقت با دروغگو…….
مهربانی باسنگدل…..
چه درد بدی ست بزرگ شدن دردهایت، قبل از خودت…
چه درد دارد زمانی که میفهمی عشقش بودی وقتهایی که عشقش پیشش نبود…
چه دردناک که ناراحتی یه نفر بشه ناراحتی تو!:- (
چه فرقی می کند که عاشق تو باشم یا رنگین کمان…
وقتی که هر دو هفت خطید….
چه فکر میکنی می توانی چه فکر میکنی نمی توانی در هر صورت حق با شماست…
چه قانون ناعادلانه ای…
برای شروع یک رابطه باید هردو طرف بخوان…
ولی واسه پایانش یه نفر که نخواد کافیه…!!!
چه قدر تلخ شده ای
این روزها…
قندهایت را
در دل ِ چه کسی آب می کنی؟!
چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند و اراده دوست داشتن، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن!
چه قدر سخته براى کسى که همه کسته کسى نباشى و بدون اون بى کس بشى!
چه قشنگ است…
شناسنامه ام رامی گویم…
امروزبرگه ی وفاتش سفیدبود…
درحالی ک سالهاست فراموش شده ام…
چه قصه ی تلخیست؛
مرده هایمان را، به یاد میسپاریم…
و زنده هایمان را، به خاک…
چه محکومانه دار عشقت را آویختی و گفتی بیا تا با هم تاب بازی کنیم…
چه مردمان پستی هستند کسانی که به خاطر جلب توجه دیگران خود را هم عقیده و هم فکر آنها نشان میدهند…
چه مسخره ست سوال امتحانی که می گوید جاهای خالی راپرکنید… من اگه بلدبودم جای خالی تورو پر میکردم
چه میکنی باد؟ عطرتنش راجای دیگه ای بپاش.. این خانه خودش ویران شده است!
چه میگویند که یکی بود و یکی نبود؟!
پس چرا برای من فقط یکی نبود مصداق دارد؟!
چه نسل غم انگیزی هستیم
دنبال یک اتاق خالی
که موزیک گوش کنیم
و چایی بخوریم
و حسرت
همین…
چه نمایش زیبایی بود روباه مکار، هرگز تصور آن نمیبردم که روزی در اطرافم تجسم شود…. جای پی نو کیو خالیست :- (
چه هراس انگیز است چراغ برافروختن درجایی که جز زشتی چیزی نیست!
چه کسی برای عشق ما شعر اتل متل خواند!
که پایت را به این راحتی از زندگیم ورچیدی؟
چه کسی فکر میکرد روزی غریبه از کنار هم عبور کنیم…
چه کسی می گوید حمل سلاح جرم است؟
کسی را میشناسم در همین حوالی…
چشمانش سلاح سردی ست
و آزادانه حملشان میکند
چه کلمه ی مظلومیست "قسمت"
همه ی تقصیر های ما را به عهده می گیرد…
چه"شوری" میزنددلم…… وقتی درچشم دیگران"شیرین"میشوی.
چو دیدم برگ مرده ای را در ره باد آگه شدم از برگ ریز زندگانی
هرجا که دیدم غنچه ای از شاخه افتاد یادم آمد عمر کوتاه جوانی
چو عاشق می شوی چاره نداری
به هرجا می روی درمان نداری
چوب همیشه سوختنی نیست، خوردنی ام هست
ماگاهی اوقات چوب سادگیمون رو میخوریم..!
چوبی ب استینم کردروزگارکه معنای سکوت تلخ مترسک راالان میفهمم…
چوعاشق دید کارخویش مشکل*به زاری بادل خود گفت :کای دل/مشو دربند او کز مهر دور است*نمی خواهد تورا، آخر نه زور است…
چوپانی را پرسیدند :چرا گرفته ای؟! گفت :گرگ شد آن بره ای که نوازش اش میکردم!
چکیده توضیح المسائل :به طور کلی هرچیزی که انسان را شاد کند حرام است
چگونه باورکنم بودنت را..
دوست داشتنت را..
وقتی حتی درفالم هم نیستی..
چگونه تکه تکه های سهمم از تو را
کنار هم بگذارم؟
چگونه بسازمت؟
آدم ها… فراموش نمیکنند…!!…
فقط…
دیگر ساکت میشوند…
چگونه حیف شد…
تمام عمرم، پای پنجره ی انتظار گذشت،
و تو اما، پشت در خانه ام __به انتظار_ایستاده بودی!
چی میشد دانشمندا یه قرص خوش اخلاقی درست می کردن میدادیم به بعضیا…..
چیز زیادی از زندگی نمی‌دانیم،
فقط می‌دانیم حالمان خوب نیست و از هیچ چیز راضی نیستیم، اما نمی دانیم چرا…
چیزهایی که دست کم میگیرید..
کسی دیگر برای بدست آوردنشان راز و نیاز می کند!!!
چیزی شبیه به “معجزه” است.
وقتی هر شب به خیر می گذرد
بی آنکه کسی به تو بگوید
“شب به خیر”
چیزی نمونده بین مااااا
من اینوری، تو اونوری
ببین دارم ساده میگم
* تو اشتباه آخری *
چیزی نو بیاور
حرف تازه ای بزن
حالم را بر هم مزن
تو دوستت دارم را به همه میگویی..
چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد……
جز تو…..
تو هم که نیستی….
ژاپنی ها میگن :ما میتونیم، مگر اینکه بلایی نازل بشه!!
ما (ایرانی ها) میگیم :ما نمیتونیم! مگر اینکه فرجی بشه!!!
کا شکی یکی بود که
فقط با یکی بود…
کااااااااااش دلت می شکست….
اینگونه می فهمیدم که از سنگ نیست…..
کاااااش میشد بعضی آدمارو هم 
شبا ساعت ۹ گذاشت دم در…
کابوس می دیدم…
از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم…
افسوس…
یادم رفته بود ک از نبودنت به خواب پناه برده بودم…
کار سختی ست دوست نداشتن تو….
باید برای خودم کار دیگری پیدا کنم…….
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ…..
کارما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم………
سهراب سپهری
کارسختى راپیش رودارم :بعدازرفتنت بایدزنده بمانم!
کارشناسان ایتالیایی اعلام کردند:
سرعت حلزون قطع نخاع شده، ۱۵ درصد از سرعت اینترنت ایران بیشتره…
کارگر خسته اى سکه اى از جیب کت کهنه اش در آورد تا صدقه دهد، ناگهان جمله اى روى صندوق دید و منصرف شد؛
"صدقه عمر را زیاد میکند! "
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تا صدقه دهد، ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد، "صدقه عمر را زیاد می کند".
کارگر خسته سکه ای از پیراهن کهنه اش درآورد تا صدقه دهد، ناگهان جمله ای روی صندوق دیدو منصرف شد! صدقه عمر را زیاد میکند…
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه.. ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه.. وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره.. چطور تو اغوشی بره وقتی حسی نداره؟؟؟؟؟
کاش ﻣﯿﺸﺪ ﻗﺼﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﻭﻗﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ…
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﺖ ﻭ ﺑﺮ ﮐﻒ
ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺩﺍﺩ
کاش آدمابعضی وقتا که بلایی سرشون میاد بفهمن از کجا خوردن. قلب کیو با نگاهشون یا با زبونشون یا حتی تو فکر شون شکوندن اون وقت شاید خیلی چیزا تغییر میکرد…
کاش آدمها هم بشرط چاقو بودند!! تا قبل از راه دادن به حریمت، از سرخی قلبشان مطمئن می شدی!
کاش اسم بابام نعمت بود واسم مامانم نازی
اینجوری دلم خوش بود که حداقل
با ناز ونعمت بزرگ شدم..!
کاش اعتماد هم المثنی داشت…
کاش ان لحظه که تقدیم تو شد هستی من میسپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است پر از عشق و غرور است مبادا بازیچه شود… میشکند.
کاش انکه دلی برای دوست داشتن آفرید
دلی را هم برای تحمل دوریها مآفرید.
کاش باران به کویر دلمان ببارد :تا از رنگین کمانش پلی بسازیم برای دیدار
کاش باران میدانست گنجشک لباسی برای عوض کردن ندارد…..
کاش بجاى اینهمه باشکاه زیبایى اندام مایه باشکاه زیبایى افکار هم داشتیم
مشکل امروز ما اندام ها نیستن افکار ها هستن…..
کاش بجای دختروپسرا، مرداروازنامرداجدامیکردن…
کاش بجای نگرانی برهنه بودن موهای سر دختران کمی نگران پاهای برهنه بودیم….
کاش برای بودنت انقدر نمیجنکیدم شاید خودت برمیکشتی وقتی از همه جا بریده بودی
کاش بعضی مامان باباها یاد بگیرن که دل خوشی بچه هاشونو، ازشون نگیرن….
کاش به آن روز برگردم که بزرگترین اندوهم شکستن نوک مدادم بود!!!
کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام یه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن، افکارها هستن!…
کاش به خودمان قول بدهیم
وقتی عاشق شویم که آماده ایم
نه وقتی که تنهائیم
کاش به دورانی برمیگشتم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود……
کاش بودی……
کاش بودی و مثل همیشه برای گونه های خشکو تو رفته ام گریه میکردی
اخ امشب بدجوری خرابم,
خدایا دلتنگم
کاش بچه داهات بودم با اینترنت هم آشنا نبودم
الان تویه خواب راحت بودم داشتم به دختر کدخدا فکر میکردم!!!
کاش بیاید… مرا باخور ببرد جایی که مثل خواب هرشب با من باشد…
کاش تمام بودنت سهم من بود و مجبور نبودم در آینده ای که مرا نابود خواهد ساخت تورا با دیگری تقسیم کنم… ای کاش…
کاش تنهایی را با کسی قسمت میکردم که تنها بود….
کاش تو زندگی آدما هم یکی بود که بعد از یک اتفاق تلخ میگفت :"کااات… خوب نبود این صحنه رو از اول میگیریم"
کاش جنس دلها از کاغذ بود نه از شیشه! آری، سوختن بهتر از شکستن است!!!
کاش حد اقل جوان مردی میکردی
و مهربانی ام را بهانه ی رفتنت نمیکردی…
تا مجبور نشم هرروز سنگ رو نشون دلم بدم و بگم اگه مث این بودی نمیرفت..
کاش حداقل جای خالیم را تنها با یک گزینه پر میکردی نه با تمام موارد!
کاش حروف فارسی ۳۰ تا بود.
(غ) و (م) رو نداشت.
کاش خدا تو زندگی مثل داور فوتبال بود
وقتی زمین میخوردی و از درد به خودت می پیچیدی میومدکنارتومیگفت میتونی ادامه بدی یانه؟
کاش خدا هم عاشق شود..
به عشقش نرسد..
آخخخخ چه دیدینی میشود حالش
کاش خداتوزندگی مثل داور فوتبال بود!!!!
وقتی زمین میخوردی و زخمی میشدی میومد بالا سرت و میپرسید میتونی ادامه بدی؟
کاش خودت هم مثل خاطراتت برای ماندن سرسخت بودی
کاش خیال با تو بودن رویا نبود!
کاش در می یافتیم دوست داشتن شخص یا افراد اهمیت ندارد وقتی خدا هست که دوستمان داشته باشد.
کاش در همان کودکی می ماندیم
که تنها زمانی میسوختیم…
که سنگمان روی خط می افتاد…
کاش در کودکی می ماندیم جایی که تنها تلخی زندگیمان شربت تب برمان بود.
کاش دلها آنقدر پاک بود که برای گفتن دوست دارم احتیاجی به قسم خوردن نبود…..
کاش دلی گرو محبتی نمیشدوانسان فراترازاحساس نمیرفت، عمریست رنج انسان بودنم رابه دوش میکشم وسنگ بی جان کنج باغچه حسادت میکند. کاش….
کاش دنیا برعکس بود آدما عاشق نمیشدن عاشقا آدم میشدن
کاش دنیا
یک بار هم که شده
بازیش را به ما می باخت
مگر چه لذتی دارد
این بردهای تکراری برایش…!
این حرفهای منتقدین
کاش دنیای ماهم مثل شطرنج بود آدمای توش یا سیاه بودن یا سفید…
کاش دهخدا می دانست
دلتنگی… اشک…. فاصله…. بی وفایی….
تعریفش فقط دو حرف است
"تو"
کاش راه خانه ات انقدر طولانی نبود/ من که در بندم کجا؟! میدان آزادی کجا؟!
کاش روزی انسانها بفهمند عشق همان عادت است.
کاش زندگی هم نام کوچکی داشت..
مانند مرگ که نام کوچک دلتنکیست
کاش زندگیم ctr+z داشت تازه گیا دارم خیلی گند میزنم.
کاش سرزمینم به جای گربه شبیه سگ بود. شاید آنگاه مردمانش کمی باوفا بودن…
کاش عشق را از پلک های خود می اموختیم
پلکهایی که تا وقتی خون در رگهایشان جاریست، هر دم بر هم بوسه میزنند…
کاش عشق مثل پفک تو سوپر مارکت عرضه نمیشد
که اگر از اشی مشی خسته شدی بری سراغ چی توز و جدید ترش رو انتخاب کنی…
توروخدا آبروی عشقو نبرید…
کاش غم و غصه هم قیمتی داشت…
مجانی است لعنتی
همه می خورند!
کاش قسمتمان جدایی نبود..
هر روز له میشوم زیر سنگینیه این درد…
در چشمانم پیداست این روحه له شده؟؟!!!
کاش ما آدم ها هم مثل گربه ها بودیم با چند لحظه بوکشیدن میفهمیدیم که هر آشغالی ارزش این همه وقت گذاشتن رو نداره!!!!
کاش ماه میدانست ازاین همه سیاره وستاره تنها یکی ((مشتری)) است…
کاش ماه،
همیشه پشت ابر بماند
نمی خواهم بدانم،
شب مهتاب،
بی من چه می کنی……
کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی
کاش موقع دیدن تو حرف مغزمو قبول میکردم. وبه حرف دلم یه مهر باطل میزدم. از ماست که بر ماست..
کاش مَن دیگَری بودم….
می نشستم روبِروی خودَم
سر تا پا گوش می شدَم
تا ببیَم حَرف حسابَم
چیست؟
کاش می دونستی و می فهمیدی برای داشتنت…………. دلی رو به دریا زدم که از اب واهمه داشت!!!!
کاش می شد تورامیان آدمها قسمت کرد..
حتما یک مژه ات سهم من می شد…
کاش می فهمیدی قهر می کنم که دستم را محکم تر بگیری وبلند تر بگویی بمان نه شانه هایت را بالا ببری و آرام بگویی هر طور راحتی…
کاش می موند منو به ارزوم میرسوند
اونی که دلمو می سوزوند
اشکامو که دید، باید می موند
باید
کاش میدانستم بعدازمرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری میشودوآخرین سیاه پوشم چه زمانی مرابه فراموشی می سپارد؛ چه کسی خواهد بود؟
کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت ان وقت به او میگفتم یقه را انقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو بدهم!
کاش میدانستى چِه لِذتى دارد
وقتى کِه میشود خِیانَت کرد…
و نَکرد..
کاش میدانستی جهانم بی تو "الف"ندارد…!
کاش میشد آدما رو مثل اسکناس جلو نور گرفت و واقعی هاشو تشخیص داد…!
کاش میشد از ته دل فریاد زد:
ای مردم جواب دوستت دارم مرسی نیست…
کاش میشد به زمانی باز گردیم که بزرگترین غممان شکستن نوک مدادمان بود
کاش میشد جای رویا با واقعیت عوض کرد مخصوصا شب ها که تورو تو خوابم میبینم. اما تو واقعیت ندارمت… کاش!
کاش میشد زندگی یکبار هم که میشد به ما میباخت چه ارزشی دارد این همه برد های تکراری
کاش میشد قصه رفتن را وقت گفتن بى صدا تغییر داد/کاش میشد سرنوشت خویش را خود نوشت و بر کف تقدیر داد…..!!!
کاش میشد همیشه یه رنگ بود
قالی واسه صد رنگ بودنش زیر پاست…
کاش میشد… کاش میشد…. ادما به پای هم پیربشن
نه از دست هم….. کاش کاش
کاش میفهمیدی قهر میکردم تا دستامو محکمتر بگیری و بلند بگی دوست دارم.. نه اینکه شونه هاتو بندازی بالا و بگی هرجور راحتی..
کاش نقشه ى کشورم بجاى گربه شبیه سگ بود، شایدکمى مردمانش باوفاتربودند.
کاش همانند آب پاک، صاف، زلال، روان و یک رنگ بودی…!
کاش همه می فهمیدند وقتی ناراحتی وزن یک آه کشیدن
چقدر سنگین است…
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن بهطاووسیست که تنها زیبایی دارد…
کاش همه چیز عین قدیمااا بود.
کاش سرنوشت از سر می نوشت…
کاش همیشه در کودکی می ماندیم
تا به جای دلهایمان
سر زانوهایمان زخمی میشد!…
کاش هنوز هم تنها غممان شکستن نوک مدادهایمان بود…
کاش هیچ وقت واسه هیچ عاشقی اینقد مانع وجود نداشت
که آخرش مجبور نشن بیخیال عشقشون شن
مثل من..
کاش هیچوقت آرزو نمی کردم که کفش های مادرم اندازه ام شود!
کاش واژه حقیقت انقدر با زبان ما. صمیمی بود که برای گفتن:
دوستت دارم نیازی ب قسم خوردن نبود………
کاش وقتهایی که دلم را شکستند…
تکه هایش را جمع میکردم!!!!
که حالا نگویند :دل نداری
کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با اشک
باران تر کنیم، کاش وقتی که تنها میشویم،
احظه ای یاد یکدیگر کنیم…
کاش پدرو مادرامون درک می کردن که بعضی وقتا گریه، دلیل مشخصی نداره
البته دلیل که داره ولی هیچکی غیر از خودمون درک نمی کنه درد ما رو…
کاش پشت پاکت سیگار بجاى تصویر ریه بعد از کشیدن سیگار، تصویر اعصاباى خراب قبل از کشیدن سیگارو میذاشتن!
کاش کودک بودم که به هربهانه ای به آغوشی پناه می بردم وآسوده اشک می ریختم!
بزرگ که باشی بایدبغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی…
کاش یاد تو
به سان فلفلی زیر بینی که تحریکت میکند عطسه کنی،
قلبم را تحریک میکرد
تا هرآنچه از تو در قلب دارم
بیرون بریزد…
کاش یکی ب این پسرا میگفت هی فلانی دست بالا دست زیاده…. روزگار نشونت میده… 🙁
کاش یکی باشه…
که فقط مال یکی باشه…
کاش یکی پیدا میشد روح خسته ام رو به دوش میکشید، کشیدن تن زخمیم با خودم.
کاشکی زندگی ما هم مث فیلما بود…!!!
آخرش خوب تموم میشد…!!!
کاشکی زندگی مثل مترو بود، هرموقع که دیدی ایستگاهو اشتباه رفتی همون جا پیاده میشیو میری سراغ یه ایستگاه دیگه!!!!!!!!
کاغذ سفیدراهرچه هم زیباباشد، کسی قاب نمی گیرد، برای ماندگارشدن بایدحرفی داشت…
کافر همه را به کیش خود پندارد.
کافه چی قهوه ام را شیرین کن آن زمان که تلخ میخوردم روزگارم شیرین بود!
کافه چی…..
دراین ساعت روی میزت ازقول من شعری بنویس:
اینجاطعم دلتنگی تلخ ترازقهوه است…
کافیه از یکی خوشت بیاد
یا میمیره
یا فلج میشه
یا برمی گرده به رابطه قبلیش
یا عاشق یکی دیگه اس
در بهترین حالتم میره خارج!!!
کاهو کیلوی ۴۰۰۰هزار تومان!! سال حماسه اقتصادی مبارک!!
کبریت نمیخواهم… همین که دردهایم رابرای سیگار بگویم آتش میگیرد
کبریت های سوخته هم روزی درختان شادابی بودند، مانند ما که روزگاری می خندیدیم قبل از آنکه عشق روشنمان کند…!
کبوتر با کبوتر…..
باز تنهاست…
کتاب سرنوشت برای هرکس چیزی می نوشت نوبت به ما که رسید قلم افتاد دیگر هیچ ننوشت و خطی تیره گذاشت و گفت اسیر سرنوشت
کتاب عشق من با احساس تو جوهر زندگی میگیرد ولی بعد از تو من صفحات تورو از کتابم کندم ولی اسمت هنوز تو فهرست قلب من هستی.
کثافت را با هر جوهر خوش بویی بنویسی همان معنارا می دهد
مانند کسانی که با هزاران لباس های شیک به خود ارزش می دهند!
کثیف ترین چاپلوسی زمانیست ک مردی بخاطر طبیعی ترین نیازش، با دروغ ب معصومی بگوید:
"دوستت دارم"…
کلا هروقت عجله داشتی باشی به چراغ های قرمز میخوری ولی اگه بخوای یه اس ام اس رو تا آخر بنویسی، همه چراغا سبز میشه!!
کلاغ جان!!!!
قصه ی من به سر رسید.
سوار شو، تو را هم به مقصد میرسانم….
کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه افریده شدند، طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ به رضای خدا راضی شد، اکنون طوطی در قفس است و کلاغ ازاد
کلاغها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست اماآنقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان را درفصل سرد زمستان تنها نمی گذارند
کلافه که باشی…..
دلتنگ کسی هستی که نیست و حوصلهی کسی را نداری که هست…
کلمات نیشدارجراحاتى ایجاد میکنند ک جراحان هم قادربه التیام آن نمیباشند
کلکلکسیونی از خنجرها دارم…
که روی تیزتریتش نوشتم:
"هدیه بهترین رفیقم"
کلی سوال توی بازی زندگی هست
اگه نتونی برای سوالاتت جواب پیدا کنی بدون بازنده ای…!

همچنین ببینید

رسم زمانه – ۰۲

. … قصه نیست.. . حقیقت است که سر به زانو گرفته.. .. … و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *