خانه / رسم زمانه / رسم زمانه – ۰۵

رسم زمانه – ۰۵

بعضی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربندن
همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !

بعضی از آدما جاشون تو قلب ما نیست…
جاشون ساعت ۹ شب، جلو دَره 😐
بعضی از آدمها مارو پشیمون میکنن از اینکه بهشون بدی نکردیم!
بعضی از اتفاقای خوب
اینقدر دیر می افتن
که باید رو به آسمون کرد وگفت:
وقتش گذشت،
مال خودت.
بعضی از انسانها با قوانین خودشان قانونی شده اند!
بعضی از درد دل ها رو به هیچ کس نمیشه گفت
قبول دارین
بعضی از دست ها محرم نیستند اما مرهم اند
بعضی از زخم ها است که باید هر روز روشو باز کنی و نمک بپاشی که یادت نره نباید سراغ بعضی از ادم ها رفت نباید!!!!!!
بعضی از فامیلهای آدم چنان از موفقیتت ناراحت میشن! که دشمن آدم از سر به نیست شدنت، اینطور نمیشه!:-|
فامیله ما داریم؟!!:- (
بعضی اشکها هستند
بی دلیل
بی بهانه
یک دفعه
نصف شبی
عجیب، آدم را آرام میکنند…
بعضی اهنگها و ترانه هابرای گوش دادن ساخته نشده…
اونهابه وجوداومدبرای کمک کردن به ادمها
برای یه دل سیر گریه کردن…
بعضی اوقات لازمه گیاه باشی و فتوسنتز کنی ولی محتاج بعضیا نشی..
بگو خب..
بعضی جاها عقل حکم میکنه که از خر شیطون بیای پایینو سوار اسب شیطون شی!
بعضی جمله ها هستن به مرور تبدیل به دروغ می‌شن
مثله » پنیر تازه رسید» رو شیشه‌ی بقالی
یا مثله «دوست دارم»
حالا هر جایی.
بعضی حرف ها را نباید زد
بعضی حرف ها را نباید خورد
بیچاره دل چه می کشد میان این زد و خورد!
بعضی حرفا مث چایی داغ میمونه که تو دهن مونده، نه میتونی تفش کنی نه قورتش بدی…. فقط باید بسوزی
بعضی حرفا گفتنی نیست.. …………..
اینم یکی از همون حرفاس…
بعضی حرفها گفتنی ست
بعضی ها شنیدنی
وبعضی ها هیچ کدام
این روزها به هیچ کدام نزدیک ترم…
بعضی درخت ها واقعن بیشعورن… خیلی..
چشمشون کوره امروز صبح یک درخت بیشعور زده بود به ماشین یه دختره…
درخت بی ادب..
بعضی درد ها از تنها بودن نیست..
تاوان با یکی بودن است..!!
بعضی دردها و چیزها
چقدر دیدن و شنیدنش تحمل میخواد…
خالی ام از حرف…
پرم از دلتنگی…!
بعضی روزها
انسان فقط خسته ست
نه تنهاست
نه غمگین
و نه عاشق
فقط خسته ست
(ایلهان برک)
بعضیا باید مثل پاکت سیگار, برچسب هشدار داشته باشن, تا فراموش نکنی دوست داشتن اونا فقط واسه تو ضرر داره….
بعضیا بصورت کاملآ شیک و مجلسی گاو تشریف دارن..!
ما هم مثل مردم هند واسشون احترام قائلیم…
شیک و مجلسی!!!
بعضیا به ما نمیخوردن جا خالی دادیم خوردن به شما مبارک باشه
بعضیا تو زندگى آدم نقش هله هوله رو بازى می کنن. ظاهره شون قشنگ و با مزه، اما جلو رشدمون رو می گیرن!
بعضیا حتی ارزش خاطره شدن هم ندارند….
بعضیا دستشان 'رو' میشود… 
ولی رویشان کم نمیشود!!
بعضیا دستشون رو میشه، اما روشون کم نمیشه!
بعضیا دستشون هم روبشه روشون کم نمیشه، چقدرهم زیادن این بعضیا!
بعضیا سادگیشونم از روی زرنگیشونه…!
بعضیا سیگار می کشن…
تا بوی شیر دهنشونو از بین ببرند…
بعضیا طواف نمیکنند فقط خدا رو دور میزنند…
بعضیا فکر میکنن ناب ناب نابن
ولی
گاو گاو گاون
بعضیا مث آخرای سس مهرام میمونن, فقط تر تر میکنن بدون اینکه بازدهی داشته باشن! اینا ته مهرام هستن, نه ته مرام!!
بعضیا مث دسته صندلی سینما میمونن
معلوم نیست مال توان یا بغل دستی!!!!!
بعضیا مث صفر سمت چپ اعداد میمونن. باعث زیاد شدنش نمیشن بلکه به صفر نزدیک ترش میکنن………..
بعضیا مثل دستگاه سی تی اسکن می مونن دنبال عیب تو وجود بقیه ان
بعضیا مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن؛
فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد،
اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی…
بعضیا مرگ مغزى شدن انگار!
هر روز قلبشون رو اهدا میکنن به یکى
بعضیا هستن پابرهنه میان تو زندگی آدم
اما وقتی می رن لباس مارک دار تنشونه!
مبارکشون باشه ولی رسمش این نیست
بعضیا هستن که فکر میکنن ما احمقیم…
عیب نداره بذار به واسطه ی ما هم که شده، یکم تو زندگیشون فکر کنن…
بعضیا هم مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن؛
فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد،
اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی…
بعضیا همون "بعضیا" بمونن خیلى بهتره!!!:|
بعضیا هیچی نیسن به جز ۴ حرف:
ا د ع ا
بعضیا واسه همه اقیانوس ارامن
به ما که میرسن تنگه هرمزن
بعضیارو انگار تو بچگی سه بار انداختن بالا
دوبارگرفتن!
ی همچین وض و اوضاییه!
بعضیام هستن فک می کنن کین، نه عموو!
من اسم تورو که می شنوم یه هفته بد شانسی میارم
چه برسه بخوام در موردت حرف بزنم
بعضیام هستن پا برهنه میان تو زندگی آدم اما
وقتی میرن لباس مارک دار تنشونه
مبارکشون باشه ولی….
رسمش این نیست..
بعضیام هستن که دوس داری مچالشون کنی بد انقد با لگد بزنیشون که بعدش اعتراف کنن دوست دارن!
والا!
به بعضی هابایدگفت:
پروانه یادته چه کرم زشتی بودی….!!!
به بعضی هام باید گفت :دیگه اینقدر زور نزن هر کاری کنی از اینی که الان هستی بیشتر ازت بدم نمی آد. بی خیال شو.
به بعضی هاهم باید
بگی اونی که زدی خیلی راحت
شکستی دل بود
دل……
به بعضیا باس گفت :تو آسمونا دنبالت میگشتم, تو مکان دیدمت
به بعضیاهم باس گفت
مشکل از بقیه نیس ک باو 😐
خودت یه مرگته :||
به بودنها دیر عادت کن،
و به نبودنها زود،
آدمها نبودنها را بهتر بلدند.
به بی قراری هایم خرده مگیر….. دل است! شعور اگر داشت نمی گرفت..
به تازگی فهمیدم، مرگ خاطره ها، واقعیه…!!!
به تاوان نمو ریشه هایش… درخت بید باغی را یریدند…. عجب ان بود کز انانی تبر خورد… که زیر سایه اش می ارمیدند…
به تاوانِ دلِ شِ کَسته اَم،،،
"هِ زاران دِل خواهَم شِکَس ت"
گُن اهَ ش
پ ایِ کَسی ک ه دِلَ م را شِکَس ت
به تقاص دل شکسته ام، هزاران دل را خواهم شکست
به تمام باجه های شهر زنگ زدم
هیچ جا
نبودی
به تمام خاطرات پشت میکنم و فقط میگویم ببخشید پشتم به شماست…
به تمام دنیا بگویید سیر شده ام اگر متغاضی باشد زندگیم را اهدا میکنم.
به تن من لباس خفت نمیاد
من زندگی رو با آه و حسرت نمیخوام
من میمیرم تو تلخی های دنیای خودم
ولی یه ذره از دنیای تو لذت نمیخوام…
به تو سپرده بودمش
با هزار و یک امید
و حالا برای هزارو یکمین بار
دلم را می برم
تا شکستگی اش را
گچ بگیرند
به تو هجوم می آورند آدم ها نیمه شب!
با همه آنچه در پس ذهن تو برایت باقی گذاشته اند…
آدم ها تمام نمی شوند…
به تو که فکر می کنَم
بی اختیآر به حماقَت خود لَبخند میزنَم
سیآه لَشکری بودم در عشق تو
و فکر می کَردم نَقش اولَم
افسوس…
به توحسودیم میشود…
زیرچترت این همه راجاداده ای ومن خیسم ازتنهایی…
به جای شانه هایت بالش خودم را ترجیح میدهم!
شانه هایت مثل بالش مسافرخانه ها می ماند…! خوب میدانم سرهای زیادی مهمان بودن…!
به جایی رسیده ام که..
نه خودت به کارم می آیی…
نه خیالت..
به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی حوا…!
پس از تو همه تا توانستند آدم شدند…!
چه صادقانه حوا بودی…
و چه ریاکارانه آدمیم…
به جرم چی باید تقاص عشقو داد؟
کدوم تب شومی تو فال ما افتاد؟
کدوم نگاهی خواست من از تو برگردم؟
کدوم دلی می خواست بگی که دلسردم؟
به جنگل که میروی برایم "عصا" بیاور!!
بی تو بودن مرا پیر کرده است…
به جهنم که پیر می‌‌شوی دیوانه!!!!!
چروکِ زیر چشمانت
همانقدر زیباست
که چینِ رویِ دامنت…..
به حرمت نان و نمکی که باهم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه؛؛؛ نمک رابگذار برای من که میخواهم این زخم تا ابد تازه بماند
به حساب خیالبافی ام نگذار…
اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها!
فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما
به خاطر بسپاریم که، همراهی خدا با انسان مانند نفس کشیدن است. آرام، بی صدا و همیشگی…
به خاطر تو مقابل لشگری می ایستم!!!
هر چند که تو هم میان آن لشگری…!!!
به خاطر سه چیز، هیچگاه کسی را مسخره نکن:
چهره
پدر و مادر
زادگاه
چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آن‌ها ندارد
به خاطر مردم تغییر نکن این جماعت هر روز تو را جور دیگری میخواهند.
به خاطر پابرهنه بودنم از من گذشت..
همان کسی که در راهش کفش هایم پاره شد..
به خاک سپردن یک جسدازخواباندن یک قاب عکس آسانتر است! 
لعنت به خاطرات…
به خدا اگه شما ناظرین یه کم فقط یه کم درک میکردید که ما این متن هارو با چه ذوق و شوقی میذاریم اینجوری الکی ردش نمیکردید…….. اه
به خدا بگید زحمت نکشه. این جهنم رو نیازی به قیامت نیست
به خیالت نمیفهمم یواشکی مرا در خاطرت مرور میکنی!
کاش تو انقدر مغرور نبودی…
به دخترکی که سر چهارراه التماس میکرد چسب زخم بخرم گفتم اگر تمام چسبهایت راهم بخرم نه زخمهای تو خوب میشود نه من
به درخت های جنگلی گفتند چرا از تکه چوبی به نام تبر می رنجید؟ گفتند :رنجش ما از خود تبر نیست، از دسته ی ان است که از جنس خودمان است
به درختان جنگل گفتم شما با این عظمت چرا از تکه آهنی بنام تبر میرنجید؟ گفتند :رنج ما از تبر نیست بلکه از دسته ی آن است که جنسش از خود ماست…
به دلم میگویم: آن یوسفی که بازگشت به کنعان استثنا بود!
تو غمت را بخور….
به دنبال همراه اول نیستم این روزا اول راه همه همراهند…. باید به دنبال همراه اخر گشت….
به دنبال ویلچری میگردم برای روزگار…
انگار پایی ندارد برای راه آمدن با من!
به دنیا اومدنمون دستِ ننه بابامونِ… مُردنم ون هم دستِ خدا… ما این وسط نقشِ گلابیُ بازی میکنیم..!!!
به دور دست ها می نگرم
آنجا که تو ایستاده ای!
به راستی
کدامین آرزو
ما را…
این قدر به هم
نزدیک می کند؟!
به روز ها دل مبند
به فصل که می رسند
رنگ عوض می کنند
با شب بمان
گر چه تاریک است
ولی همیشه یک رنگ میماند
به زبان سکوت فریاد زدم…. چیزی که به التماس آغشته باشد را نمی خواهم حتی زندگی را…….
به زندگیم پوزخند نزن!
روزی کسی را داشتم که با تمام وجود صدایم میکرد… عشقم…
به زور، چهره ی خودرا شکفته می دارم/چو پسته ای که کند زخم سنگ، خندانش…
به سرنوشت بگو کمی ارامتر…
اسباب بازی هایت ادمند… می شکنند!….
به سرنوشت بگویید :اسباب بازی هایت بی جان نیستند… آدمند، میشکنند، آرامتر
به سفالگر بگو ید از خاگ قبرم برا اون کشاورز خسته کوزه ای بسازد تا شاید اودیگر تشنه نماند
به سلامتب اون مادری که اشک بچه اش رو دید و رفت پی عشقش. باید اونقدر سالم بمونه تا بچش اشکشو ببینه
به سلامتی مادری که بخاطر بچه اش یک عمر با کسی که دوستش ندارد زندگی میکند
به سلامتی اون دوستی که گفت دل عشقت رو به دست نمی یارم تا به دوستیمون خیانت نکنم.
به سلامتی اونایی که می خندند؛ اما…. یک عمر بغض داشتن و هیچکس نفهمید…!!!
به سلامتی اونی که اشک چشاش داشت میچکید رو کیبورد
اما باز برای خندوندن شماها پست طنز گذاشت…
به سلامتی تو که به صلاحته ازم دور باشی……….
به سلامتی خودم
چراشو نپرس
اشکت در میاد
به سلامتی رفیقم که رو سینه ش نوشت آرام بشور مرده شور این تن خاطرات دارد….!
به سلامتی رفیقی که وقتی سودی براش نداری…..
خبری ازش نیست……..
به سلامتی زندگی، که اگه خوش بگذره اسمش میشه " خاطره " اگه پدرت دربیاد اسمش میشه " تجربه "!!
به سلامتی مگس که یادمون داد اگه زیاد دور کسی بگردی میزنه تو سرت
به سلامتی پسری که رفت سربازی تا مرد بشه ولی وقتی برگشت عشقش خانم شده بود…
به سلامتی کسی که دوسش داری……. ولی دیکه مال تو نیست…
به سلامتیه خودمون که همیشه همونى بودیم که هستیم اماهرکى بامابوداونى نبودکه نشون میداد
به سلامتیه هر کى زدیم "رفت
"
اینبار بزنیم به سلامتیه "غم"شاید اونم رفت…
به سلامتی‌ مترسک
که با لبخندی به پهنای وجودش
و دستهایی باز به فراخی آرزویش
در حسرت یک آغوش گرم جان داد…
به سکوتم…
به قوی‌ترین سلاحم احترام بگذار!
طنینش را می‌شنوی؟
از زیباییِ آنچه می‌گویم، لذت می‌بری!؟
به سیم آخر
ساز میزنم امشب
به کوری چشم دنیا
که ساز مخالف میزند
با من…
به شانه ام میزنی که تنهاییم رابتکانی… به چه دل خوش کرده ای تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟..
به شهری که مردمانش عصا از کور دزدیدند
من از ناباوری آنجا محبت جستجو کردم…
به شیشه باران خورده بنگر
تو از پنجره بیرون را میبینی و من قطره های روی شیشه، میبینی… بین نگاه من و تو هم فاصله ی زیادی هست…
به صلیب هم اگر کشیده شدی… مسیح باش!!! نه مترسک شالیزار…..
به طور ِ خِیلی تَلخی آرامَم…!
به عشق در یک نگاه اعتقاد ندارم، اما…
به اینکه یه نفر در یک لحظه از چشمت
بیافته شدیدا معتقدم…!!!
به غیر از لاشه ی پوسیده ی دل، دراین خانه کسی همبسترم نیست
به فرداها امیدی نیست وقتی امروز هم نیامدی
به فرزندان خود پرواز بیاموزید،
مملکت رو هواست!
به فرزندانمان در کودکى وقت بیشترى براى عروسک بازى بدهیم تا وقتى بزرگ شدند با آدمها بازى نکنن…!
به فقر احساس انسانیت دچار شدیم… نسلی که دردش را کیبورد ها… پیامک ها… و تلفن های پی در پی می فهمند
به فقر احساس"انسانیت"دچار شدیم
نسلی که دردش را
کیبورد ها…
پیامک ها…
و تلفن های پی در پی میفهمند…!!!
به قٌولِ یاس»»کٌمَک؛ ضَربٌ المَثَل شٌد!!! ««
به لطف و حرمت خاطره هامون
نگو همیشه یاد من می مونی
که نه من مثل اون روزای دورم
نه تو دیگه برای من همونی
به لطف کارگزاران عهد ظلمت و دود
که از عنایت شان می رسد به گردون آه
کبوتران سپید
بدل شوند پیاپی به زاغهای سیاه
به ما نیومدی…
گفتی به تو نمیخوریم…
لااقل به خودت بیا
یبار به خودت بخور!
تا بفهمی چه دردی داره….
از خودی خوردن…!!!
به مادرم میگم زن میخوام!
میگه برو نون بگیر نمیخواد زن بگیری!!
به مادروغ گفتندکه خواستن، توانستن است!
گاهی خواستن داغ بزرگیست که تاابدبردلت می ماند.
به مخاطب خاصم میگم :چه خوشگل شدی امشب;)
میگه :اسکل الان ۱۲ظهره
بعدشم بلند شد و بی خدافظی رفت
من که نفهمیدم چی شد آیا :-۰
به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است
به مدت دلتنگیهایم به من بدهکارى،
وعده ى ما باشد روزى که دلتنگم شوى
به مردم این شهر نگو :
"غلامتم"
 ساده اندباور میکنندتو را میفروشند…
به من "عشق" تعارف نکنید. همین چند وقت پیش "گول" خوردم….
سیرم!!!!
به من حق بده
که میل به خوردن نداشته باشم
این بغض‌ها که
تو به خورد من می‌دهی
سیر سیرم می‌کند…
به من شلیک کن!
حتی اگر به هدف هم نزنی……. برایت خواهم مرد!!!!!!
به من مجوز چاپ نمیدهند میگویند :داستانی که نوشتی قابل باور نیست!.. اما من فقط خاطراتم را نوشتم!!!!!!!!
به من میگفت به برادرت هم اطمینان نکن!!
ولی هیچوقت نگفت به خواهرت اطمینان نکن!!
سالهاست که بادیگریست و به دیده خواهر می نگرمش…
به من میگویند که دعا بخوانم تا بیماران شفا یابند. اما دیگر همه ی مردم جهان بیمارند. برای کدامشان دست به دعا شوم؟
به من گفت بترس از روزی که بروم
گفتم مگه مردنم ترس داره؟؟؟
به نام خدایی که در این نزدیکی…
نه نه! خیلی دور است خیلی…. صدایم را نمی شنود!!
به نانوایی هم که رفتم،
گفتند:
صف یک دانه ای ها جداست
عجب دردی است
تنهایی
به نسل های بعد بگویید :نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز…. نسل ما خود پیاز بود که هر کی دیدتمون، گریه کرد!!!
به نسیمی همه راه به هم می‌ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد
سنگ در برکه می‌اندازم و می‌‌پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد
به نظر شما این آقا پسرایی که تو ماه رمضون کلشونو از شیشه ماشین میکنن بیرون و سیگار میکشن چه منظوری میتونن داشته باشن؟؟؟
به نظر من باید برای بچه های ترم اخر یه چند تا کلاس دو بزارن.
بلاخره باید آماده بشن بدوووان دنباله کار.
?!?!?! 🙂
به نیوتن بگویید هرعملی را عکس العملی نیست وگرنه این همه عاشقانه های من بی جواب نمیماند…
به هر دری که زدم سری شکسته شد/به هر جا که سر زدم دری بسته شد/نه دگر در زنم به سر، نه دگر سرزنم به دری/که روح در به درم از سر و در زدن خسته شد.
به هر کس بال و پر بدی
درست مثل مرغی میشه که احساس میکنه عقابه :-/
به هر که می نگرم در شکایت است
در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست…!!!
به هرکی بال دادیم اوج گرفت و جای تشکر رید رو سر خودمون.
به هرکی درددلم راگفتم گفت درست میشه, درست میشه! ای کاش یکی میگفت درست نمیشه! اونوقت شایدبه خودم میومدم!
به هرکی دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری برام بفرستی!!!!!
به همه میخندی باهمه دست میدی دستتومیگرم دستمو پس میدی اما دوست دارم……
پشت من بدمیگی حرف مردم میشم دسشومیگری عشق دوم میشم اما دوست دارم..
به هیچکس در این دنیا وابسته نباش،
حتی سایه ات هنگام تاریکی تو را ترک میکند.
به وحشی ترین حیون محبت کن جواب محبتتو میده؛ ولی بعضی آدما محبت میبینن وحشی میشن
به پای مردی بشین که روژ لبتو حروم کنه نه ریملتو.
به پسری که ته صف نانوایی ایستاده.
به دستان پدرت…..
به مجری نیم شب رادیو…..
به پسرکی که ادامس میفروشد وتوهرگز نمی خری….. نخند…
به پشته سرنگاه میکنم شایدهنوزکسی مرادوست داشته باشد! اماافسوس همه کاسه آب بدست منتظر رفتن من هستند!!
به چه آید این دل من که کسی نگاه دارد
نه به درد آشنایی نه به دلی راه دارد
به چیزی که دل نداره، دل نبند!!!
به کجا بگریزد
ادم برفی ِ پیر
در این بهار ناگزیر؟!
به کجا می روم؟!
نمی دانم…
راستی خدا! چند روز دیگر مانده تا رخت سپید مردگان تن پوش همیشگی ام شود؟
حوصله زنده ماندن را ندارم… 😐
به کدامین گناه ازبهشت آغوشت رانده شدم…
من که حتی هوس سیب هم نداشتم……
به کرمهای اطرافتان پیله نکنید
توهم پروانه شدن میگیرند
به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق چون تشنه عشق یه روزی سیراب میشه
به کسی نگویید :که برگردد…. آدمی که به خاطر شما برمی گردد؛ به خاطر دیگری هم می رود…!!!
به کلاغها بگویید قصه ما، اینجا به پایان رسید!!! یکی….. بود و نبود مرا با خود برد
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
به غرور و ناز گفتی که مگر هنوز هستی؟
به کنار من اگر می آیید، نرم و آهسته بخوره تو سرتون…!
همون بیاین خودش کلیه…
به گمانم همان وقتی که سرم بر زانوهای مادرم بود، زندگی را دستکاری کردند
وگرنه… نه وقتِ رفتنِ تو بود، نه پایانِ من…
به یاد آرزو هایم…
سکوتی می کنم بالاتر از فریاد
به یاد داشته باش اگه سنگی در راه رودخانه ها نباشد صدای آب چندان زیبا نخواهد بود!
به یاد دو بوسه :اولی وقتی بچه به دنیا میاد پدر می بوسه و بچه نمیفهمه و دومی وقتی پدر از دنیا میره بچه میبوسه پدر نمیفهمه 🙁
به یاد سه کوهنورد ایرانی که چه درکشورشان/چه در قله هشت هزار متری/تنها و غریب ماندند…..
به یاد لحظه ی تلخی که نشسته بودم کنارش داشتم گریه میکردم میخاستم سر رو شونش بدارم
ولی
اون هرگز……………..
به یاد ندارم نابینایى به من تنه زده باشد اماهر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند :" مگه کورى "
به یاد کودکی های گم شده در غبار بزرگی، به یاد زمین خوردن و زخم شدن سر زانو… تو هم با من بخوان لالا لالا لالا
به یاد.. ارزوهایم.. سکوتی میکنم.. بالاترازفریاد….
به یادت هستم، اما شاهدی ندارم،
بجز کلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت رابه تکه پنیرى میفروشد!
به یادتان میاورم تا همیشه بدانید که زیبا ترین منشا آدمی محبت اوست، پس محبت کنید چه به دشمن چه به دوست که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.
به یارو میگن :فهمیدی زلزله اومد؟
میگه :نه من روم اونور بود!
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
به یک عدد shift جهت همکاری باdelete برای پاک کردن کمی خاطره نیازمندیم.
به یک یار دبستانی جهت تحمل ضربات چوب الفبابر سرمان نیازمندیم
به یکی میگن:
نماز میخونی؟ میگه عادت ندارم
روزه میگیری؟ گفت :طاقت ندارم
گفتن :زن صیغه میکنی؟ گفت :آره بابا اونقدرها هم کافرنیستم!!
به یکی نبودِ قصه‌هایی فکر می‌کنم که مرا به پایِ خودم پیر می‌کند…
به یکی گفتم قلب شکسته میخری؟ گفت اگه ارزشی داشت که کسی اونو نمی شکست؟
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی، اونی که زود میرنجه، زود میره، زود هم برمیگرده.
اما اونی که دیر میرنجه، دیر میره، اما دیگه برنمیگرده!
به “سگ” استخون بدی..
دورت میگرده
واست دم تکون میده!!!
من به تو “دل ” داده بودم… لعنتی!!!!!
به"او"بگوییدنگران شبهایم نباشد! سکوتم، قرصهایم، لرزش دستانم همه هستند! تنهانیستم…
بهار و این همه دلتنگى؟؟
شاید فرشته اى به اشتباه فصل ها را ورق زده است…
بهانه را دو دستی تقدیم ب کسی کن
ک برای عبور از تو
در ب در دنبال بهانه میگردد…
بهانه گیر زبان نفهم…!
دلم را میگویم…
اخر تورا از کجا برایش بیاورم…!
بهبودی زخم شمشیر بسیارتندتر از زخم دل آزرده است.!
بهت گفتم
با "دلم" بازی نکن!
ببین…
خرابش کردی!
دیگه عآشق نمیشه…
:(((
بهتر از جمله "دوست دارم"؛ جمله " بهت اعتماد دارمه "هر کسی میتونه هر کی رو دوست داشته باشه، ولی به هر کسی نمیشه اعتماد کرد…
بهتر است در زندگی به دنبال شادی باشیم،
غم خودش به سراغ انسان خواهد آمد
بهتر است نداشته باشیش! تا اینکه داشته باشیشو ندونی با چند نفر شریکی….
بهتر است نفر اول در یک کار کوچک باشی، تا اینکه نفر آخر در یک کار بزرگ باشی… (&&&)
بهتره از اولش غصه بیخودی نخوریم
آدما آخرش همدیگه رو ترک میکنن…
بهتره نداشته باشمت!
تا این که داشته باشم و ندونم با چند نفر شریکم!
بهترین دوست اونیه که شب اول قبرت به دادت برسه….
نه این دوستای دنیایی.
تازه خیلیاشون نامرد بی معرفتن……
بهترین روزایه عمرم رو صرف تو کردم
و منتظر حضورت شدم
اما نمیدونستم بر میگردی و مثل یه متر سک فقط از کنارم رد میشی و بهم میخندی
بهترین لذتى که توی دنیا هست اینه که بدونى یه نفر خیلی دوست داره
البته منو که کسى دوس نداره در حد تئوری عرض کردم
😐
بهترین مترجم کسی است که:
سکوت دیگران را ترجمه کند!
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…
بهترین مرکب برای راندن هوس ((واژه عشق)) است.
بهترین ها را برایت از خدا خواستم…
غافل از تیری که از پشت، برایم راندی…
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
بهروز دمأغ بزرگى داشت اوباهوش، کوشا، مهربان، فداکآر، زحمتکش، خوب، نیکوکار بود امأ تمام محل به او میگفتن بهروز دماغ… »اندکى تامل«
بهش دست نزن اینا تیکه های قلب خورد شده ی منه نمی خوام تو هم زخمی شی
بهش گفتم حقیقت روبگوتا روشن شم، وقتی حقیقتو گفت :کلأخاموش شدم!.
بهشت بهانه ایست برای جهنم کردن دنیا
بهشت چشماش مال تو
من تو نگاش گُر میگیرم
تو مهربونیشو میخوای
من واسه اخماش میمیرم…
بهم هر روز میگفتی خیلی گُلم
خودم فهمیده بودم..
میدونستم یه روز پژمرده میشم..
بهم گفت :یه آرزو دارم برام دعا کن..
چه شب هایی که اشک ریختم و برای آرزوش دعا کردم اما حیف که نمیدونستم آرزوش جدایی از من بود…
بهم گفت تا ابد تنهات نمیذارم… ابدش چه زود عفو خورد…!!!!
بهم گفت قبل هرکاری سه تا سوال از خودت بپرس :برا کی؟ برا چی؟ به چه بهایی؟… بعد اگه دیدی ارزششو داره؛ تو اون را ه قدم بذار…
بهم گفت من عشقشم"زندگیشم میگفت بدون من میمیره ولی حالا تنهام گذاشته رفته حتی نگفت چرا میره……… خدایا منوببر پیشه خودت از ادمات خسته شدم…
بهم گفت پابرهنه! همان کسی که درراهش کفشهایم پاره شد..!
بهم گفت کمى از حال و روزت بگو
و من سکوت کردم
اونقدر سکوت کردم که مطمئن شدم
چیزى رو از قلم ننداختم!
بهم گیرمیده که چرا ظرف ماست و می لیسی
والا ماست چهارهزارتومنی که سهله من اگه کارگرای کارخونه‌شم ببینم می لیسم!
والا…
بود…
دیگر هرگز نخواهد بود…
به خاطر بسپار…
بودنت را حس میکنم
درکنارم
و لحظه ای درنگ
تو همین جایی
با همان چشمان سیاه و نگاهی مملوء از خواهش
بودنت رو به تلخی می کشد
نبودنت اما…
رو به مرگ… شاید!
یاد حرف مادر بزرگ می افتم…
” می دونم تلخه! اما باید مثل دوا بخوریش! “
بی تو نه شعر میچسبد….
نه مرور خاطره….
و نه سیگار….
من دلم آغوش میخواهد میفهمی؟؟؟؟
بی تو
چشم دیدن چیزهایی که
با تو
دیده ام را ندارم!
بی جا نبود که رفتی…
بی جا من بودم که جایی برای ماندن نداشتم…!
بی حس شده ام از درد! از بغض! فقط گاهی خط ِ اشکی… میسوزاند صورتم را
بی حوصله ام!… دست خودم نیست… کمی دلتنگ فردایم! که تو می آیی؛
شاید……. من نباشم…
بی خوابی، از همان جا شروع شد
که داستان شبهایم
شد قصه ی چشمان تو
ماجرای اشکهای من
بی رحمی این دنیا وقتی بهم ثابت شد که کبریتی که روش نوشته بودن بی خطر دستمو سوزوند!
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
بی قرارعشق دریک جا نمی گیردقرار. کوه اگرلنگرخورددنیانمی گیرد قرار.
بی لحساس ترین ادم های امروز…
با احساس ترین ادم های دیرزند…
بی مادر حتی باران هم بوی تشنگی میدهد.
بی معرفت من فقط خاطرت را میخواستم!
نه، خاطراتت را…
بی منطق ترین عضو بدنم چشمهایم اند!
میبینند که دیگر دوستم نداری، اما هنوز تشنه ی دیدنت هستند!
بی وفا باشی شکایت میکنند
با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گرچه آیین خوشیست
مهربان باشی رهایت میکنند…
بی وفا!!
این روزها نه مجالی
برای دلتنگی دارم
و نه حوصله ات را..
ولی با این همه،
گاه گاهی دلم هوای تو را میکند!
بی وفاتر از روزگار ندیدم بی "تو" دارد می گذرد!
بی گمان چون شمع بسوزد وخاموش شود*هرکس که بخنددبه شب تا کسی*بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند هر که یک بوسه ستاند زلب یارکسی
بی گناهی پای چوبه دار میخندید،
نمیدانست دوره ضرب المثل گذشته است…
بی گناهی کم گناهی نیست درعاشقی…
بی ﭽﺎﺭﻩ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ! ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﮔﻞ
ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ…
بیا ای مرگ امشب راحتم کن سخت دلگیرم ملول از ننگ هستی هستم و از زندگی سیرم
بیا با هم بشماریم!
سپیدى موهاى تو بیشتر است…
یا سیاهى روزگار من…!!!
بیا به جرم عاشقی بکش منو نرو
نگاه کن این تن نحیف و زار و خسته رو
تو رو به جون خاطرات خوبمون بمون
تو رو به جون خاطرات تلخمون نرو…
بیا خر هایت را بگیر… دیگر توان عبور دادن آنها را از پل ندارم… وقتی می دانم در آخر مثل همیشه خواهی گفت "ما بدرد هم نمی خوریم"
بیا غم هایمان راتقسیم کنیم!
دوتامن! هیچی تو!
میبینی??
"من"هنوزم خسیسم!
بیا یک شب جایمان را عوض کنیم
من معشوقه میشوم
و تو عاشق باش
من سردی میکنم و تو فراموش کن
سخته نه؟؟!
بیاک لحظه لحظه های انتظار
تمام وجود خسته مرا ب نیستی کشانده است. X (
بیایید دوست بمانیم عشق همه چیز را خراب میکند
من تو را او را کسی را دوست می دارم.
بیاییم زنده بودنمان رابه بیداری سپری کنیم چرا که سالها به اجبار خواهیم خفت.
بیجاره اهویى که صید بنجه ى شیریست
بیجاره تر شیرى که صید جشم اهویى است
بیخیال حرفای مردم اونها پشت سرخداهم حرف میزنند
بیدادگران کوردل و گمراهند
باظلم زعمر خویش می کاهند
در کشور خود هرکه بیداد کند
مردم زخداهلاک او می خواهند!!!!
بیدارکردن وجدان درتو، مانند زنده کردن مرده است….
معجزه میخواهد.
بیدل و خسته در این شهرمو دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد….
بیزارم از افرادی که
صدای عرعرِ خود را نمی شنوند؛
درحالیکه گوش های تو را دراز می بینند…!
بیزارم از این خواب ها
که هر شب مرا به آغوش تو می آورد
و…
صبح ها با اشک از تو جدایم میکند…
بیزارم از مرغی که دانه خوردنش با ما بود وتخم گذاشتنش جایه دیگری. بگذار برود می اید روزی که بویه کباب شدنش به مشامم برسد
بیزارم….
از هر مسئله ای که تنها راه حلش
گذر زمان است!
بیستون برسر راه است مبادازشیرین
خبری گفته و غمگین دل فرهادکنید
بیستون کهنه شدوعشق به جایی نرسید-دیگرازتیشه وفرهادبدم می آید.
بیشتر احترام هایی که واسه آدما میذارم، مثل احترام به نیسان آبی تو رانندگیه
بیشتر از این نمیشه توی" برزخ "معطل موند حتی اگه ایستگاه بعدی "جهنم "باشه
بیشتر مواقع پشت جمله ی (عیب نداره, مهم نیست) یه دله شکسته خوابیده…
بیشتروقتاحس آخرین بیسکوییت مونده توبسته ی ساقه طلایی رو دارم… شکسته وتنها
بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام، این کلمه است…… خوبم
بیماری نادری ست…
این که نگاهت
به هرچه بیفتد،
دلت برایش تنگ شود…!!!
بین این مردم باید عاقلانه زندکی کرد نه عاشقانه….
بین تمام آنلاین ها جای تو همیشه خالیست… می بینی، توحتی در دنیای مجازی مرا چشم به راه میگذاری…
بین هزاران دیروز و میلیون ها فردا فقط یک امروز وجود داره! امروزو از دست نده…!!
بیهوده است اینهمه فریاددرگوش های کر، دیوانه میزندحرف ازنورباموشهای کور…
بیچاره دستگاه کپی همه جور جرم و جرایم و عاشقانه و غمو خنده و کارت عروسی و عزا را چاپ میکنه ولی خم به ابرو نمیاره
چه می کشد، چه بار سنگینی به دوش
بیچاره دلم
با دیدنت باز هم لرزید
نمیدانست تو همان بی وفای دیروزی
بیچاره دل است
عقل ندارد…
بیچاره رختخوابامون…
بچه ک بودیم جامونو خیس میکردیم… بزرگم ک شدیم متکارو خیس میکنیم..
گرفتی؟
بیچاره عروسک دلش میخاست زار زار بگرید ولی خنده را بر لبانش دوخته بودند!
بیچاره من…
کسی را پاشویه میکردم که ازتب دیگری میسوخت…!!
بیچاره پیرمردی که هنوز انتظار رسیدن همسر مرده اش را میکشد :((
بیچاره گل فروش! تنها کسی است که، وقتی با گل وارد خانه می شود همه غمگین میشوند…
بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم…!
همسایه ایم و خانه هم را ندیده ایم…!
بیگناه پای چوبه دار میخندید انگار نمیدانست دوره ضرب المثلها تمام شد…
تآ آخرِ عمرت مدیونی
به کسی که بآعث شدی
بعد از تو دیگه عآشقِ هیچکس نشه
می فهمی؟!؟!
این بزرگترین گناهه
تا آخر عمر مدیونی…. به کسی که باعث شدی…. بعد از تو عاشق هیشکی نشه….
تا ابد عاشقت میمانم..!
مخاطب خاص (مریم, مینا, سارا, رزیتا, بهار, نگار, عسل, بیتا, ساناز, پارمیدا و و و..)
تا به خودت میای میبینی نصفِ فیلترم کشیدی!
تازه اگه سیگارت پایه بلند باشه!
کاریش نمیشه کرد…
بعضی خاطره ها اینجوریَن دیگه!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم…
مهدی اخوان ثالث
تا حالا به این فکر کردى با اینکه سگ به وفادارى معروفه اما چرا میگن مثل سگ پشیمون میشى؟؟؟ چون ته وفادارى پشیمونیه…
تا حالا شده با یه ادامس خاطره داشته باشی. با مزه اش با عکساش حتی با اسمش.،… ای کاش هنوزهم ادامس لاویز بود
تا حرف از صداقت شد…..
صدا قطع شد……
تا دلت بخواهد بغض دارم
تا حدی که به بغض هایم خمس تعلق میگیرد…
تا دیروز میگفتن :هر کی تا چهل روز گوشت نخوره کافره!!
امروز میگن :گوشت واسه بدن مضره!!
فردا میگن مرغ از بلاد کفر میاد هر کی بخوره میره جهنم..
تا زمانیکه بهتر فکر نکنید؛
هیچ چیز بهتر نخواهد شد
تا سنگ نباشی واسه کسی بت نمیشی
تا صبح به نگاهت نگاه میکنم.. اما نمی دانم دلیل آتشی را که در عمق نگاهت میبینم چیست! می بینم که می سوزد اما هیچ کاری از دستم بر نمی آید.. مرا ببخش!
تا عاقلان راهی برای خندیدن پیدا کنند ما دیوانگان هزار بار خندیده ایم.
"به افتخار خودمون"
تا هست جهان جهل عرب می ماند
او "خلیج فارس" را عرب می داند
گر آب رَود ز برکه ها بالاتر
یک زشت وزغ ابوعطا می خواند
تا وقتی می توانی بخند چون روزی که زیر خاکی نزدیک است
تا وقتی گوسفندی وارد بازی گرگها نشو؛ اگر گرگ شدی وارد بازی گوسفندها نشو.
تا چند سال آینده اینم از تلوزیون میشنویم:
ادامه پیام بازرگانی بعد از ١دقیقه و ٣٠ ثانیه فیلم سینمایی!!
تا یه حدی باهات راه میام، از حدش که بگذره از روت رد میشم
تابدین لحظه نمیدانستم یاس انقدر اصالت دارد؛ من برایت گل یاسی چیدم چون گل یاس به اندازه یک عشق صداقت دارد…
تابه حال چوب دلت را خورده ای؟؟؟
خیلی درد دارد…. خیلی..!
تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد چشم مپوشان این مرده همان است که بیمار تو بود.
تاتویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام
باخیالت همنشین بادوریت دیوانه ام!!!
تاجوانیم, نمیدانیموقتی پیرمیشویم, نمیتوانیم.
تاحالا دقت کردین پسرای امروزی قشنگ تراز ما دخترا ابرو ور میدارن؟
آدم حسودیش میشه دلش میخواد بپرسه کجا ابرو ور میدارن!
تاحالا کفشات و نگاه کردی? دو تا عاشق, دو تا همراه, که بی هم میمیرن.
تاحالادقت کردین اونایی که باطنزصحبت میکنن ازهمه احساسی تروغمگین ترند 😐
تارهای سفید لابه لای موهایم تاوان حرفهایست که نمیتوانم بزنم…!!
تاریخ انقضای *خاص* بودن هایت فرا رسید..
بالا می آورم تمام دوست دارم هایی را که به خوردم دادی…
شاید که دیگر در من تمام شوی..
تاریک سرنوشتم فانوس من شکسته
امشب به بغض سنگین راه گلومو بسته
از شب به شب رسیدم از کوچه های بن بست
تو قلب مهربونت جایی برای من هست؟
تازه حکمت بازی های کودکی را فهمیدم زوووووووووووو تمرین رو زهای نفس گیر زندگی بود!!!
تازه فهمیدم نفسم تیکه کلامش بوده………….
تازه فهمیدم؛
چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزند،
چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد…!!!
تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت
زووووووووو….. تمرین روزهای نفس گیر زندگی بود
تازه میفهمم حرف معلممو که میگفت یاد گرفتن درس برای امتحان کنکور مث یاد گرفتن رانندگی با پراید و امتحان دادنش با هواپیماست.
تازگی ها از خواب که بیدار میشوم، تازه کابوس هایم آغاز میشود…
تازگی ها فهمیده ام علاوه بر دست تقدیر یک شصت تقدیر هم داریم، که عجیب حس می کنم رو به من است…..
تازگی ها
از خواب ک بیدار می شوم
تازه کابوس هایم شروع میشود
تازگی یا کهنگی فرقی نمی کند،
"ماهی را هرموقع از آب بگیری فقط می میرد"
تاس من جفت ۶ هم که می آورد باز هم خانه ی مارها سهم من است…..
تاشدیم!!!!!…… تاشد
تاعمر دارم این دل شکسته را تحمل میکنم وباخودم همه جا میبرم، تاشاید یه بند زن پییدا بشه بتونه مثل قبل درستش کنه!!!
تامیای گناه کنی شرایط یه گناه تپل فراهم میشه
تاهمینجا که آمدی کافیست
توکه دورزدن راخوب بلدی
ازهمین جا راهت را کج کن
تاوان بعضی چیزا هنوز اختراع نشده…
تاوان حرف هایی که نزدیم…….
تار های سفیدی است……
لا به لای موهایمان……..
تاوان حرفهایی که نمیزنم و بغض هایی که فرو میدهم موهای سفیدی است که لابه لای موهایم دارم.
تاول زده پاهایم…
راه به تو رسیدن در خواب هم طولانی است!!!!!!!!!
تجربه مثل شونه ای هست که… زمانه وقتی بهت میده که دیگه کچل شدی!!!!
تحمل تنهآیی بهتر از گداییِ محبته..
ترجیح میدم همرو غریبه صدا بزنم که وقتی
از پشت خنجر میزنن بگم بیخیال غریبست
ترجیح میدهم همه را غریبه صدا کنم تا وقتی از پشت خنجر میزنند بگویم بیخیال… از غریبه بیشتر از این انتظار نیست……
ترجیع میدهم همه را غریبه صدا کنم
تا وقتی از پشت خنجر میزنند
با خودم بگویم :بی خیال
از غریبه بیش از این انتظاری نیست
ترسم از آن است که بیایی و نباشد جسدم، کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم. لبه آن کوزه بسازد ز خاک لب من، بی خبر لب گذاری به لبان جسدم
ترسناک ترین چیز ترس و گریه ی آدم هایی است که روزی ترسناک ترین بودند و شجاع ترین و کم احساس ترین.
ترسو بودی،
جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام
اما…
چه شجاع شده ای..
ترک برداشت..!!
دلم را میگویم.. بس که در مسیر دوستی سرد و گرم شد..
ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد!
اگر آداب ِ ماندن نمیدانید
لااقل
درست ترکشان کنید
تا تَرَک برندارند…
ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم
من، تو، رقیبم
من از قید تو
او از قید من
و تو از قید خیانت!!!
تسلیت قلب صبورم اون دیگه دوستت نداره/سهم اون یک عشق تازه سهم تو طناب داره.
تصمیمم را گرفته ام..
آنقدر دور میشوم..
که خواب آمدنت را هم نبینم!
تعجب مرا نگاه کرد و با خنده گفت :روزهای خوشت کجاست؟…………
تعجبی ندارد! وقتی به هوای بارانی می گویند خراب، به صیغه های ساعتی هم می گویند ثواب!
تعریف علمی مرگ چیست؟
نفس نکشیدن؟
من از زنده بودن فقط نفس کشیدنش را دارم…
تعطیلی روز جمعه اونقدرها ارزش نداره که بخوای غروب دلگیرشُ ببینی
تعقیبت کردم رفتی کوچه علی چپ هر کاری کردم نتونستم بیشتر بیام واقعا جای تم و امثالت
تعلق که نداشته باشی…. به جایی.. به کسی… به چیزی…
تمام شدنت راحت تر از چیزی میشود که فکرش را میکردی….
این روزها من هم تعلق ندارم….!!!
تف به بی پولی تف…
تف تو صورت اون دختری که بخاطر یه گوشی اپل همه ی عشقمو زیر پاش گذاشت
شاید منم اپل داشتم الان پیشم بود
اپل بگیرید عشق با شماست
تفاهم عجیبی داشتیم…
من بخاطر او خودم را زیر پا گذاشتم و او بخاطر خودش مرا زیر پا گذاشت!
تفاوت ما دهه ۶۰تی ها با بچه هامون در اینه که ما دریاچه ارومیه رو تو کتاب جغرافی دیدیم، اونا تو کتاب تاریخ میبینن!:|
تفاوت مربیان ایرانی و خارجی :گواردیلا بعد قرارداد با بایرن دنبال یاد گرفتن زبان المانی رفت مربی ایرانی بعد قرارداد دنبال پیداکردن دلال میره
تفاوت من و تو در این است که من برای تو خاطره شدم و تو برای من رویا…
تفاوت یک ساعت تا امتحان و یک ساعت تا برنامه ی مورد علاقت توی تلویزیون مثل تفاوت ثانیه با روزه
تفاوتِ نسلِ ما با بچه هامون در اینه که ما دریاچه ارومیه رو تو کتاب جغرافی دیدیم، اونا تو کتاب تاریخ میبینن…
تفصیر یک چوپان از زندگی:
وقتی پشم گوسفندانم را گرفتم
دیدم همه گرگ بودند!!
تقاص دل کشی های یه آدم تو همین دنیاست/بذار مارو بسوزونن جهنم تو همین دنیاست…
تقدیم به کسی که کنارم نیست
ولی حس بودنش به من شوق زیستن میدهد…
تقریبا همه مردم بخشی از عمرشان را در تلاش برای نشان دادن ویژگی هایی که ندارند سپری می کنند.
تقصیر او نیست… بنده ای بیش نبود! من خدایش کردم…
تقصیر برگ ها نیست
آدم ها همینند!
نفس می دهی
له ات می کنند…
تقصیر برگها نیست! ادمها همینند…. نفس که میدهی لهت میکنند!!!
تقصیر تو نیست. سالهاست کسی مرا نمیفهمد. پیچیده نیستم… مرا پیچیده اند
تقصیرتونیست، مقصرمعلم دستور زبان فارسی بود :به من نگفت که من باهرتویی ما نمیشود!
تقصیرمن نبودتوباپاهای خودت ازچشم من افتادی….
تلاش برای خوابیدن، خیلی خیلی آسانتر از منتظر کسی بودن است که نمیدانی می آید یا نمی آید…!!
تلاش برای یک رابطه از دست رفته مثل اینکه بخوای یک چای سرد شده رو با ریختن اب جوش گرم کنی…. نه رنگش عوض میشه و نه طعمش
تلخ است این روزها…..
که قرار است از این به بعد از او برای دلم یک رهگذر " معمولی " بسازم
تلخ است!
باور نبودن آنها که…
می توانستند باشند و رفتند!
و تلخ تر است امروز…
باور آنها که ادعای ماندن دارند!!!
تلخ ترین بوسه ها
بوسه ایست که بر صورت یار مینشیند
بر دلش نه!
تلخ ترین جای قصه وقتی شروع میشه که اشکات خشک میشن
زار میزنی اما بغضت نمیترکه…
تلخ ترین حقیقت اینه که بدونی حقیقتای زندگیت تلخن…:' (((
تلخ ترین دارویی که در تاریخ بشریت شناخته شده
“صبوری” است…
تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه آدم به خودش میگه:
چی فکر می کردیم و چی شد!!
تلخ ترین لحظات رو از سوی کسی تجربه میکنی که شیرین ترین خاطرات را با او داشتی
تلخترین لحظه عمرم وقتی بود که از کنارم رد شدی و منو ندیدی…
تلخم مثل یک چای که ساعت ها نگاهش کرده باشی و ننوشیده باشی..
تلخم…
تلخی روزکار اینه که
خیلی جیزارو میشه
خواست ولی نمیشه
داشت………………..
تمآمِ ترسِ من از روزی ست که بیآیی…
بخوآهی…
امآ من نبآشم…
تمام ادم هایی که با دیوار حرف میزنند دیوانه نیستند، شاید از بی تفاوتی ادم ها خسته شده اند_ _ _
تمام انسانها بدون استثنا دروغگو هستن…
به کسی اعتماد کن که نتونه خوب دروغ بگه!
تمام خستگی هایت را به جان میخرم…
فقط تو قول بده صدای خنده هایت برا به کسی نفروشی…
تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت، دلتنگی ام را به باد می سپارد…
تمام خود را در تو جا گذاشته ام… حالا تو… هم تویی… هم ﻤن… و ﻤن خالی از ﻤن
تمام روزهایی که بازیچت بودم، همه ی زندگیم بودی.
تمام زخم هایم را
مرهم
لبهای توست…
بوسه نمی خواهم
حرفی بزن!!
تمام شد……
این هم از"خیالت" بر دار و برو…..
شاید باز بخواهی ب کسی هدیه اش دهی….
تمام شهر خوابیدن…
من اما…
از فکر تو بیدارم!
تمام عاشقانه هایم بوی نفرت گرفتند…
وقتی که دستت را در دست دیگری دیدم…
تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که ندویدند و رسیدند…. پس ایستادم و شکستم!! لعنت بر این بودن…
تمام غصه هاى دنیا رو میشه بایک جمله تحمل کرد :خدایا تو میبینى…
تمام غصه هایی ک برایت خوردم را
بالا آوردم…
طعم بیهودگی میداد…
دلم را بالا می آورم…
با این انتخابش…
تمام لباس عروس های دنیا
را هم که بیاورند
برای من چون لباس عزاست
وقتی عروست دیگریست…!
تمام لحظاتی که سرگرمیت بودم…
زندگی ام بودی لعنتی…
تمام مزرعه را مترسک ها خوردند، بیچاره کلاغها زیر بار تهمت سیاه شدند…
تمام مشکلات من با این خانومست که میگه مشترک مورد نظر در دسترس نیست. همش بین من و عشقم فاصله میندازه اه
تمام وجودم را فدای وجودش کردم…….
اما او وجودش را نداشت.!
تمام چیزی ک باید از زندگی آموخت، تنها یک کلمه است`میگذرد`ولی دق میدهد تا بگذرد…
تمام کتاب های رمان رو کنار بینداز عزیزم, زندگی من هر صفحش غوغای هزاران رمان غمگین هست!!
تمامی فعل هایم ماضی اند
ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
دلم برای یک حال ساده تنگ شده است…..
تنت بوی عطر زنانه میداد
محکومت کردم به خیانت
تو رفتی و من بعد سالها
جعبه عطری که برایم خریدی را
پیدا کردم!!
تنت بوی غریبه گرفته، سگ های محله بی دلیل پارس نمیکنند..
تنت درآغوش کسی باشدودلت پیش دیگری/هزارخطبه هم که بخوانندخیانت است
تند رفت کودکی ام… با ان دوچرخه ی غراضه اش
که همیشه پنچر بود…!!!
تنم لرزید وقتی فهمیدم… شبها بخاطر نگرانی من قرص های سردردت را نمیخوردی!!! مادر
تنم، پر از زخم هائیست که قرار بود وقتی بزرگ شدم یادم بره.
تنها باش ولی با هر کس نباش…
تنها بهانه بودنم ماندن تو بود!!
تو بودی که امید می دادی به دل نا امیدم!
تو بودی که می ساختی قصر خوشبختی را در شهر متروک قلبم!
تنها بودن قدرت میخواهد و این قدرت را کسی ب من داد که قسم میخورد تنهایت نمیذارم.
تنها تر از باتلاق ندیده ام و این تنهایی چه بلایی به سرش آورده که نتواند از رهگذرش دل بکند
تنها ترسم از آن دنیا این است که مردم اینجا، آنجا هم می آیند…
؟:؟
تنها تو ایران وقتی ماشین جلوییت راهنما راست میزنه، دوبه شکی میخواد بپیچه کدوم طرف
تنها جایی که حجاب داشت… 
هنگام نماز خواندن بود…! 
گویا تنها کسی که به او محرم نبود، "خدا" بود…!
تنها در صورتی فراموشت میکنم "هنگامی که بر سر مزارم بیایی وبگویی :کاش زنده بودی…..
تنها دلیلم برا تنهایی…
اینه که کسی دلمو نشکنه همین…
تنها فرق ما با دیوانگان این است که ما در اکثریتیم
تنها ماندن با اینحجم سنگین تنهایی حق من نبود ولی انتخاب خودم بود…
عجیب است که این همه درد وجودم را پُر کرده ولی ذره‌ایپشیمانی نه!
تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت:
کجایی جوانی که یادت بخیر…
تنها هستم واین تقصیر تو نیست
شاخه ی خشک درختی که از بهار جا مانده
انتخاب هیچ پرنده ای نیست…..!
تنها پس از مرگت دنیا برایت "سنگ تمام" خواهد گذاشت…….
تنها چیزی که باید به آن عادت کنی این است که به چیزی عادت نکنی…
تنها کسی که اگر با دسته گل برود خانه سرزنش می شود دختر گل فروش است.
تنها که باشی گاهی آرزو می کنی یک نفر اسمت را صدا کند،
حتی اشتباهی.
تنها گناهی که بسیار سخت بخشیده می شود دل شکستن است
تنها یک جهنم هست وآن جهنم در همین دنیاست
تنها ” که باشی؛
نه دلت دستمالی میشود
و نه خیالت انحصاری…
تنهابودن قدرت می خواهد…
و این قدرت را کسی به من دادکه روزی می گفت :تنهایت نمیگذارم!
تنهاترین تنهایانم؛ حتی خدا هم این روزها با من قهر است!!!
تنهایی از بدترین دردهاست که باعث میشود به هر بی سرو پایی محبت کنی
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد…
یکبار قسمت کردم…
چندین برابر شد!
تنهایی ام
استکانِ چای‏ی به نیمه رسیده
نه میداند که تمام میشود
نه میداند که نیمه رها میشود… ‏
تنهایی بد است، اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…
تنهایی بهتر از اینه که با کسی باشی که باعث بشه حس کنی که تنهایی
تنهایی تقدیر من نیست……. ترجیح من است…….
تنهایی خوبه، اما دو نفره..!
تنهایی را دوست دارم…
بی دعوت می آید
بی منت میماند
بی خبر نمیرود.
تنهایی راباخط بریل بنویسید
دیدنی نیست لمس باید کرد… بسلامتیه همه اونایی که واقعا لمسش کردن
تنهایی راه رفتن سخت نیست…
ولِی…
ما که این همه راهو با هم رفتیم..
تنهایی "برگشتنش" سخت شُد…
تنهایی سر کردن که هنر نی…
هنر، دوری از تنهاییه…
تنهایی شاخه درختی است پشت پنجره ام،
گاه لباس برگ می پوشد و گاهی لباس برف
اما، همیشه هست.
تنهایی شاید همان چوب خدا بود که هیچوقت صدایی نداشت…
تنهایی عار نیست، اتمامِ حجت است با
آغوش‌های بی در و پیکری که جز به وقت بی کسی
به رُویت گشوده نمی‌شوند!
تنهایی من از اون جایی شروع شد که میونه این همه بود منتظر یکی بودم که نبود
تنهایی من بهتر از گدایی محبت هاست…
تنهایی هم عالمی دارد………….
یک عالمه غم………
تنهایی هم مد شده…
همه به هم خیانت میکنن بعد داد میزنند تنهاییم
تنهایی هم مدشده.. همه ب هم خیانت میکنند و بعد فریاد میزنند که تنهایم.
تنهایی همین است…!
تکرار نامنظم من بی تو.. بدون آنکه بدانی برایت دلتنگم…!
تنهایی چیزهای زیادی به من آموخت
اما تو بمان
بگذار من نادان بمانم!
تنهایی یعنی :ذهنم پر از تو و خالی از دیگران..
واطرافم خالی از تو و پر از دیگران…
تنهایی یعنی اینکه تو بزرگسالی دلت بغل بخواد! حتی بیشتر از وقتی که بچه بودی.
تنهایی یعنی حال این روزهای من…. حال آفتاب گردانیست ک درروز بارانی به دنیا آمده…
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور… بوسه ای در کار نیست!…
تنهایی یعنی وقتی میری بیرون.. برات مهم نباشه گوشیتو میبری یا نه..
تنهایی یعنی یه شارژ هزار تومنی وارد کنی تو گوشیت و تا یه هفته هم تموم نشه
تنهایی یعنی…
یه بغض کهنه و یه چشم خیس
و یه موزیک لایت و
یه فنجون قهوه ی تلخ!
تنهایی یعنی: عاشقش هستی…… ولی حق نداری بهش نزدیک بشی… چون اون دیگه تنها نیست!
تنهایی یعنی
بین آدمایی باشی ک میگن دوستت دارن
ولی
کناردلتنگیات نیستن!!
تنهایی ینی گوشیتو به بهانه ساعت چک کنی
تنهایی" با ارزشه"… چون خالی از انسانهای "بی ارزشه"
تنهایی… 
ریشه ی تمام رنج ها
گناهان و دردهاست؛ 
چوپان را
تنهایی دروغگو کرد…
تنهایی…
شاخه ی درختی است، پشت پنجره ام، گاهی لباس برگ میپوشد، گاهی لباس برف میپوشد، اما همیشه هست….
تنهاییت را پیش فروش نکن! وقتش برسد به قیمت میخرند!!
تنهاییم را با کسی قسمت نمیکنم. یکبار قسمت کردم چندین برابر شد.
تنهاییم را فریاد زدم……….
تنهاتر شدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تنهاییم را گردن کسی نمی اندازم گردن هیچ کس تاب این همه سنگینی را ندارد…
تنهایے یعنے :بیטּ آבمآیے بآشے؛ کہ میگטּ בوستت בآرטּ! وَلے…. کِنار בلتنگیآت نیستَטּ.
تنگ میپوشم تا دلتنگی ام را ببینند، مو سیخ میکنم تا اضطرابم را بشنوند، لنز میگذارم تا دنیارا به رنگ دلخواهم ببینم.
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند!
تو انجا…. من اینجا….
تفصیر من و توو نیست
نیمکت های دنیا را بد چیده اند…!!
تو اوج زمستون پشت درخونتون هیچ سرمایی حس نمیکردیم…
الان بهاره…. داریم از سرمای بی هم بودن یخ میزنیم…
دلتنگتم…
تو اگر ماندنی بودی…..!
بایکی از قبلی ها مانده بودی…
تو این ''دیار'' برد با اوناییه که از مخشون کار میکشن. بخوای از دلت مایه بذاری سوختی!
تو این دنیا از یه نفر که معذرت می خوای
بقیه زودی وایمیستن تو صف………..!!!
تو این دوره زمونه صداقت یعنى=حماقت
تو این دیار بُرد با اوناییه که از مُخشون کار میکشن؛ بخوای از دلت مایه بذاری سوختی.
تو ب افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم ب چشمان مردم شهر بود ک عاشق خنده ات نشوند..
تو با من باش من دست اتفاق ها رو میگیرم که نیفتد….
تو باعث شده ای تمام پست هایم حقیقت تلخ باشد
تو برام قصه ی تلخی، نمی خوام مثل تو باشم
نمی خوام آخر قصه حرفامو نگفته باشم…

آخرین کلمات ورودی

پیام رسم زمانه

همچنین ببینید

رسم زمانه – ۰۴

اینجا دنیاست.. هیچ چیز جای ِخودش نیست! زندگی آدم ها قلب ها یا یکی بی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *