خانه / رسم زمانه / رسم زمانه – ۰۱

رسم زمانه – ۰۱

ابراهیم ک نیستم میگذاری ومیروی!!
این آتش نبودنت برمن گلستان نخواهدشد..

ابله ترین دوستان ما بزرگترین دشمنان ما هستند
اتش بگیرتابدانی چه میکشم…
احساس سوختن به تماشا نمی باشد….
اتل متل فسنجون! یه بوس میدی عزیزجون؟ بوس نمیدی، قول میدی! اس ام اس خوشگل بدی
اجازه خدا؟؟
میشه من ورق مو بدم؟
میدونم وقت امتحان تموم نشده ولی من دیگه خسته شدم…..
احساس آن سیگار را دارم، که همه حرف از ترک کردنش میزنند…
احساس را فلک نکنیم
این طفل معصوم که چه میداند
منطق چیست…
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن "فقیر" بودی….!
احساس میکنم بازی را باخته ام! هیچ کس حواسش نیست! من یار بودم نه حریف!!
احـترام گـذاشتن به بعضیـا، مثه تکـون دادن پارچـه ی قرمز جلوی گــاوه!
احمق بودن از جایی شروع میشه که بگی :این یکی با بقیه فرق داره..!
احمقانه ترین کار را من کردم گفتم خداحافظ…
عاشقانه ترین کار راتو کردی گفتی هرچی تو بگی……
اخ که چه زود فصل بهار دیر شد
غنچه نشکفته به گل پیر شد
روز و شب این فکر رهایم نکرد
این گل من از چه زمن سیر شد?
اختلاف یعنی =زنی برای اجاره خانه کلیه اش را میفروشد
زنی به خاطر زیباى کلیه بدنش را عمل میکند
اخر اعتماد پشیمانیست…
اخرین حقیقت عشق
عشق چیزیست که حس شدنیست نه گفتنی نه دادنیست نه فروختنی… موقعی میاد که انتظارشو نداری و موقعی ترکت میکنه که بهش احتیاج داری…
اخرین سنگر سکوته وبعضی از حرفا گفتنی نیست
اخرین نخ سیگارم به حرف اومد….
منو نسوزون تنها میشی….
اخلاق حکم میکند یهت چیزی نگم، وگرنه دلم خیلی پره.
اخلاقت سگیست… کاش همه ی اخلاقهات سگی بود؛
کاش… بودن وماندنت هم مثل سگ می بود…!
اخلاقم اینطوریه ک… تا جایی باهات میام ک باهام رو راست باشی… و اگه نباشی… ادامه مسیر رو از روت رد میشم شک نکن…
اخلاقم سگه، چون تو ترس حمله ی گرگ بزرگ شدم.
اخیرا دل به تبعیت از گوش از قانون فیزیکی همه یا هیچ پیروی میکند!
ادعای بی تفاوتی سخت است!
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را،
با او تجربه کردی….!
ادعای داشتن شعور فراوان
اولین اقدام یک بیشعوره!
ادم نامرد زیاده،
ولی خوبیش اینه که دست هم بالا دست زیاده..
ادم ها خیلی زود عوض میشوند.. انقدر زود که تو فرصت نمیکنی به ساعتت نگاهی بیاندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده…
ادم ها که تنها نباشند، می روند…. 
تنها که می شوند، بر می گردند…. 
وقتی که برگشتند، تنها لایق یک جمله اند :"هرررررررررری"
ادما بازیو دوست دارن…… انتخاب باتوست
که هم بازیشون باشی
یا
اسباب بازیشون
ادما وقتی بزرگتر میشن بیشتر به بغل احتیاج دارن.
ادمها برای همدیگر نقش سیگار را بازی میکنند… همدیگررا میکشند… لذت میبرند… دود میکنند… تمام میکنند… وبعدازاندکی زمان… سیگار دیگری….!
ادمیست دیگر!
یک روز حوصله
هیچ چیز ندارد
دوست دارد بردارد
خودش را بریزد دور!
ارام باش امارات تو فقط ۳۸سال سن دارى این دریاى پارسى به اندازه ى تمام شن هاى سوزانت قدمت دارد
ارام باش رفیق. هیچ گرسنه ای باقی نمیماند شک ندارم همین روزها همه سیر می شوند
ارامترسکوت کن… صدای بی تفاوتی هایت ازارم میدهد…!!!!!
ارتباطات توی ایران اینجوریه که اول به طرف ایمیل میزنی بعد باید اس ام اس بفرستی “ایمیلتو چک کن” بعد باید زنگ بزنی بگی که “اس ام اساتو چک کن”!
ارزان تر از آنچه فکرش را بکنی بودی اما برای من گران تمام شدی…
ارزش "دل" قد یک "مورچه" است!!!
هر دو "خواسته" یا "ناخواسته" زیر پاله میشوند.
ارزش دل قد یه مورچه است.. هر دو خواسته یا ناخواسته زیر پا له میشوند!!
ارزش یک بودن را فقط هنگام نبودن میتوان فهمید
اری.
رو زگار چه با من مهربان است
زیرا هرروز به دور من می چرخد و مرا دور می زند
از آتش روزگار چنان دهانم سوخت که از ترس، آب یخ را هم فوت میکنم.
از آش نخورده روزگار چنان "دهانم" سوخت که از ترس "آب یخ" را هم فوت میکنم……..
از آن بالا مگر ابرها چه میبینند…
که می ایستد و به حال ما زار زار می گرید…؟
از آن ما کوکوی دو شب مانده
از آن ما ملی پوش بازنده
از آن ما کپی پدر خوانده
از آن ما شاید که آینده
از آن ما…. شاید که آینده….
بعضیام همیشه همسفر بادن…!
بعضیامرگ مغزی شدن انگار!! هرروزقلبشونرواهدامیکنن ب یکی!!
بعضیاهم مثه هندزفری میمونن، هارت وپورتشون فقط توگوش ماست وگرنه واسه بقیه صدای پشه هم نیستن.
بعضیها مثل کبریت میمونن…
خودشون ارزش چندانی ندارن،
ولی میتونن زندگیتو آتیش بکشن!!
بعضیها یار نیستن.. بارَن!!
وقتی که میرن، آدم سبک میشه…!
بعضی‌ انسان‌ها با چشمهاشون گریه نمیکنن، پا میشن، یه سیگار بر میدارن و میرن تو بالکن…
بغض از بزرگترین نوع اعتراض دربرابر ادم هاست اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه
بغض تو گلومه…
خدا هم پهلومه…
به خودش قسم…
بد جوری خستم…
بغض یعنی کنارت باشم ولی دیده نشم
بغضم میگیرد وقتی میبینم من هستم و اوهست؛ اما قسمت نیست!
بغضهایم را نگه میدارم! بعضی وقتها سبک نشوم سنگین ترم…
بلاخره جسد اونایى که میگفتن برات میمیرم پیدا شد
در اغوش دیگرى جان داده بودند…!
بلاخره هم قد شدیم …
خدا میداند چه چیزهایی را زیر پاهایم گذاشتم!
بلافاصله پس از مرگم… مرا به خاک نسپارید:
دوستانم عادت دارند که… دیر بیایند…
بلند شو ایستادن کسی که زمینش زده اند, از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است.
بمن میگویند دل تنگت نباشم…
خدای من..
مثل این است که به آب بگویند خیس نباش…
بمیرم من
فهمیدم نمی مانی..دیدم می روی..رفتی
باز هم ایستاده ام نگاه میکنم
آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی…
بن بستی که اشتباس تش
حتما میشه قصه هاش تلخ
بنام خدای که واسه همه دنیا نفسه کاشکی فردا نرسه…
بند دلم رابه بند کفشهایت گره زده بودم که هرجارفتی دلم راباخود ببری غافل ازاینکه توپابرهنه می روی…
بندبند وجودم به بند بند وجود تو بسته است. —–بااین همه بند چه قدر از هم دوریم
بنظرشما چراتمام اشتباهات داوری بنفع سپاهانه
بنویس بر یاس سپید
بنویس از عشق و امید
بنویس از من بنویس
بنویس، بنویس، بنویس
بنی آدم اعضای یک دیگرند
ولی چشم مشکی ها و مو مشکی ها از همه سرترند…
به "من"چه که بعداز"تو""او"می آید
مشکل ازدستورزبان ماست
به آدم ها
پا داد
این همه رفتن
وای به حالمان
اگر به آدم ها
بال می‌داد
به آن کسی عاشق شو که برات از جونش بگذره
به احترام آرزو هایم سکوتی میکنم بلند تر از فریاد
به احترام آزادی، یک دقیقه سکوت کردیم ولی خوابمان برد.
ارنستو چگوارا
به احترام مرگ ازادی سکوت کردیم، خوابمان برد.
به احساست بیاموز نفس نکشد…
هوای دل ها آلودست اینجا….
فاصله یک عشق تا عشق بعدی…
یک نخ سیگار است….!!!!
به افتخار دو بوسه:
موقعى که فرزند به دنیا میاد پدر بوسش میکنه فرزند نمیفهمه
دوم موقعى که پدر فوت میکنه فرزند صورتشو میبوسه و پدر نمیفمه
به اندازه دلتنگی هایم به من بدهکاری وعده ما باشد روزی که دلتنگم شدی
به اندازه ی همه" نه " هایی که باید میگفتم و نگفتم… امروز باید بگم غلط کردم…!
به اندکی انگیزه جهت ادامه زندگی نیازمندیم…
به او بگویید :کمتر برایم بمیرد! دیگر نمیدانم…
کجا خاکش کنم…!
به او گفتم غمگین ترانه را برایم بخوان
چشهایش را بست و آرام گریست…
به این فکر میکنم لالایی های مادرم زیر کدام بالشتک کودکی هایم جا مانده…؟؟؟ شاید هنوز بشودآسوده خوابید…!!!
به باران بگویید
دیر آمدى
درختان خشکیدند
گلها پژمردند
و من…
ومن رفته ام
به بزرگی گفتند خوش میگذره؟؟؟
گفت خوش میگذره مال قدیم بود…
الان فقط خوشیم که میگذره…
به بعضای باید گفت :فرق سرت می دونی کجاست؟
دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجا
والااااه
به بعضی از عزیزان هم باید گفت :بعد از اینکه بازیتون با احساسات من تموم شد، بزارینش سر جاش لطفا
به بعضی ها باید بگی عزیزم! این جایی که تو داری روش اسکی میکنی اعصابه نه پیست دیزین…!!
روزایی که عشقت و همه ی دنیات, سرحاله و دوستت داره از خدا میخاییم که بذاره یه روز بیشتر نفس بکشیم…
ولی روزایکه……….
روزهآی خوبی که در رآه بودند… یا سقط شدند یآ مرده به دنیآ امدند
روزها را سپری کریم تا به خوشبختی برسیم، افسوس خوشبختی همان بود که گذشت
روزها فقط می گذرند
دیگه حتی خاطره هم نمی شوند…!
روزهاست
از سقف لحظه هایم
یاد تو چکه می کند
روزهای ابری گلهای افتابگردان بلا تکلیفند
مثل روزهای عمر من
روزهای خوبی که در راه بودند… یا سقط شدند یا
مرده به دنیا آمدند!!
روزهای سخ تی رو میگذرونم!!!
وقتی که نیستی همه چیز تن گ میشود
نفس م
دنیای م
دل م!
روزهایم
بدون تو می گذرند
برایم شعر بگو
دلتنگم
روزهایی که به امید آینده نشسته ایم هرکدام برگهایی از فصل عمرمان است که ناخوانده ورق میخورند.
روزهایی که بی مادرم شروع شد، اصلا نمی ارزید به شب برساندمش…
روزهایی که من نخواهم بود
زندگی لطف دیگری دارد
دلم از عشق و عاشقت بودن
کارهای مهم تری دارد!
روزى بودو روزگارى /من بودم ودردخودم/خودش رافرشته ى نجاتم کرد ووارد زندگیم شد /شد بزرگترین درد زندگیم /تو فقط لباس فرشته بر تن داشتى…
روزگار سخت که تموم بشه؛ میرم میزنم رو دوش خداومیگم :من ساختم.. ولى دیگه باکسی اینکارونکن؛ خیلی سخته.
روزگار عجیبی است من به تو " معتادم" تو مرا "ترک" میکنی!!!
روزگار عجیبی شده؛ حتی وقتی می خندیم منظورمان چیز دیگریست!!!
روزگار عجیبیست من به تو معتاد شده ام و تو سعی در ترک من داری….
روزگار غریبی است نازنین
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی…
روزگار مدتیه همه ى غذاهاشو با پیاز فراوون درست مى کنه…!
براى همینه که چشم هامون مدام خیسه…
روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره ی من باز می شود صفر
هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام
روزگار,
زمان,
ساعت,
دقیقه,
ثانیه….. و من.. دویدیم….
چه سرعتى دارند!!!!
باز هم.. از همه عقب ماندم…
روزگار، روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر خموشی کرده
هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم
روزگاربرخلاف آروزوهایم گذشت…
روزگارمو سیاه کردند میگویند شب است
روزگارى مردم دنیا دلشان درد نداشت/ هرکس غصه اینکه چه مى کرد نداشت/ چشمه سادگى از لطف زمین مى جوشید/ خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
روزگاری بیدی را شکستند به نامردی تبر بر ریشه اش بستند ولی افسوس همان هایی شکستند که روزی زیر سایه اش مینشستند
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت، هرکسی غصه این که چه می کرد نداشت، چشمه سادگی از زمین می جوشید، خودمانیم زمین اینهمه نامرد نداشت
رویاها را ول کن دلم! 
هیچ “تو”یی دوستت نداشته، حتی “تو”های رویاهایت نیز با “تو”های دیگر رفته اند.. 
بلند شو.. رؤیا دیدن بس است..،!
رویاهایم را میگذارم پشت در…
بیچاره رفتگر…
چه بار سنگینی دارد امشب.
رویای مرگ شاید بهانه ای باشد برای تحمل کابوسی به نام زندگی…
رَعآیَت حآلِ هَر ڪیو ڪَرבیم، رَعآیَتُ و פآلُ و פֿوבمونو بآ هَم ڪَرב 😐
رگ غیرتم باد نمی کند! تعصب بیهوده است وقتی دستت دست دیگری را می فشارد!!!
رگم را به خاطرش زدم….
از کنارم رد شد وگفت :قثر با ادم چه
کاره ها نمیکنه
رﻣﺰ آراﻣﺶ اﯾﻨﻪ ﮐﻪ :ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺷﯽ؛ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮت ﻧﯿﺴﺖ…!!!
ز حقیقت های تلخ خسته ام…
یک دروغ شیرین بگو
بگو دوستت دارم
ز خوش یاران عالم هر که را دیدم غمی دارد ای دلا دیوانه شو که دیوانه گی هم عالمی دارد
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایى رسیدست کار
که تاج کیانى کند آرزو
تفو بر تو اى چرخ گردون تفو
[فردوسى]
ز هوشیاران عالم هرکه را بینی غمی دارد
بزن بر طبل بی عاری که آنهم عالمی دارد
زانو هایم را در اغوش گرفته بودم وقتی تو برای اغوش دیگری زانو زده بودی……..!!!!!!!
زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قویست که بتواند قلبی را بشکند!
زتدگی مانند شبنمی روی برگ گل می ماند که می لرزد ومیچکد
زخم سادگی ام نوش نمک نامردی تو….
زخم شمشیر رفیق درمون نمیشه.
عشق عاشق تو چشاش پنهون نمیشه.
دل من شیشه و دل یارم از سنگه.
زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.
زخم هارا باید بست…
زیر تیغ باید رفت
فکر را خاطره را زیره تیغ باید کشت
زخم هام به شوخی میگن. دوستات چه با نمکن
زخم های کهنه
خیلی وقت است که خوب شده اند…
ولی "خوب"
با
"مثل روز اول"
فرق دارد!!!
ازاینکه بعضیانمیان سمتت ناراحت نشو، ایرادازتونیست
مگس هیچوقت سمت گل نمیره، همیشه میره سمت عنی مثل خودش..
ازبچگی بهمون گفتن از خدا بترس, ولی اشتباه گفتن
تو این دنیا از همه کس وهمه چی باید ترسید الا خدا…
ازترس فاسد شدن دلت راحراج نکن، هنوزهم خشک شدن جواب میدهد…
ازتنهابودنم راضی نیستم. اما…. اماخوشحالم که باخیلی هانیستم….!!! یادم نرودکه من تنها هستم اماتنها من نیستم…!!
ازتنهاییم راضی نیستم. اما…. خوشحالم که باخیلی هانیستم!!…
ازتکرار “دوستت دارم” خسته شدم، کمی هم تو بگو تا من ناز کنم!
نترس…
باورم نمیشود
ازحقیقت های تلخ خیته شده ام یک دروغ شیرین بگو!
بگو… بگوبیادتم!
ازدست این زمونه مجنون دیوونه میشه، زخم زبون مردم فرهاد کشت باتیشه
ازدواجی که با آزمایش شاش شروع بشه باید رید توش!
ازساختار دنیا اطلاع زیادی ندارم ولی، من هم دوست داشتم دنیای کسی باشم!
ازشنبه درون خود تلنبار شدیم
تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر دیداریم
جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم…
ازشیشه باش، امابه همه بگوازسنگم،مردم این زمانه فقط دنبال شکستنند.
ازصدای گذرآب چنان میفهمی تندتر از آب روان، عمر گران میگذرد…
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست! آنقدرسیر بخند که ندانی غم چیست!
ازعصبانیت آدمایی که همیشه مهربونن خیلی بترسید
چون وقتی عصبانی میشن
دیگه نمیتونن لبخند بزنن..
ازمردن نمیترسم فقط ازاین میترسم که بعدازمردنم دیگری عشقم را ببوسد.
ازمن خاست حلالش کنم! همان کسی که بابی رحمی تمام محبت هایم راحرام کرده بود
ازمن پرسید تومال منی؟ گفتم اره ماله خودخودت هرکاری دلت میخواد بکن!! تنهام گذاشت ورفت!!!!!!
ازهمان اول پلکهای توبامن بدبود.. مثل پلکهای من..
اینها به خوشبختی چشمهایمان حسادت میکنند
ازهیچ کارِبچگیَم
پشیمان نیستم،
جز
آرزویِ "بزرگ شدن"
ازپشت چشمهایش را گرفتم
دیدم طاقت اسم هایی را که می گوید ندارم..!
ازچرخش این روزگار سیر شده ام از روز و شبم خسته دلگیر شده ام چرا مرگ مرا نمیگیرد در آغوش به خیالش جوانم به خدا پیر شده ام……
ازکودک فال فروش پرسیدند :چه میکنی؟!
گفت :به آنانکه درامروزخودمانده اند فردامی فروشم!!!
ازگرگهای درنده نمی هراسم که به جسمم حمله کنند تمام ترسم از آدمهای گرگ نمایی ست که روحم را پاره پاره کردند…!!!
ازگلوی خود بریدن وقت حاجت، همت است… ورنه هرکس وقت سیری پیش سگ نان افکند…
ازیه جای به بعددیگه بزرگ نمیشی پیر میشی…
ازیه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی میبری…
از یه جایی به بعدهم دیگه تکراری نیستی زیادی ای…
اسباب بازی هایت را جمع میکردم…
ماتم برد، وقتی دلم را در میان آنها دیدم
استاد شدم..
درد هایت را..
در کلاس من..
پاس کن..
استادگفت:
شکست؟!
اشکال نداره دل نشکنه!!!
اما نمی دانست "دل" این واژه ی بی نقطه
سالهاست بی دل شده…
استغفا ر می کنم…
از آن دوستت دارم هایی که… حرامت شد…
اسطوره مقاومت نه گاندی است
نه چه گوارا
اسطوره مقاومت دختران سرزمین من هستند که همه چیز برایشان جرم است ولی باز مقاومت میکنند.
اسمت چی بود؟ می خواهم بن بست های زندگی ام را به نامت کنم………..
اسمم را سنگی نگه می دارد…
خودم‌را گوری…
و یادم را… نمیدانم………..!!!!!!
اشتباه از من بود! پر رنگ نوشته بودمت، سخت پاک میشوی…!
اشتباه من این بود، هرجا رنجیدم، لبخند زدم، فکر کردند درد ندارم، ضربه ها را محکم تر زدند… @@@
اشتباه می تواند حتی از یک شکاف بگذرد، ولی حقیقت در یک دروازه گیر می کند
اشتباهم اینجا بود هرجا رنجیدم. لبخند زدم _فکر کردن درد نداشت مهکم تر زدند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اشتباهی که همه عمر بشیمانم از آن
اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
اشک بهترین هدیه دنیاست
اما تا زیباترین چیزها رو از انسان نگیره
خودشو تقدیم نمی کنه…!
اشک زن دل [♥] را می سوزاند ولی‌ اشک مرد، کوه را آب می کند [! ]
اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتی هستند
که می افتند فقط به خاطر اینکه پیدا نمی کنند
کسی را که معنی این کلمات را بفهمد..
اشک هایم بوی گلاب
دلم بوی قبرستان میدهد!
آهای سرنوشت!!
اسکار حق توست سال هاست مرا
فیلم کرده ای…
اشکهای تلخی که بر گورها می چکند، حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می آمدند…
اشکهایم که سرازیر می شوند،
دیری نمی پاید که قندیل می بندد،
عجیب سرد است هوای نبونت..
آهاااااااااااای نامردها! چند بغض به یک گلو؟!
انسان ها بازی کردن را دوست دارند این به دست تو است که بازیکن شوی یا بازیچه
بالا رو نگاه می کنی که کلاه سرت نره؛ بعد می فهمی داشتن تو پاچت می کردن…!
بی خیال… دیگه خسته شدم! یه سیگار روشن کردمو چشمامو بستمو خودمو سپردم به قایق شکسته ی سرنوشت… به هرجا برد بدون منزل همون جاست…
حسش نبود برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم “
خوب است بدانیم که گاهی آنچه می کشیم، درد بی او بودن نیست! تاوان با او بودن است…
خوبی با خوشی تفاوت دارد. برای رسیدن به خوبی باید از خیلی از خوشی ها گذشت
در دستور زبان عرفان، فعل این‌گونه صرف می‌شود: من نیستم، تو نیستی، او هست…
در زندگی کسانی هستند که اگه کم باشی ولت می کنند، زیاد باشی حیف ملت می کنند.
در نبرد بین روز های سخت و انسان های سخت، این انسان های سخت هستند که باقی می مانند نه روز های سخت.
دیشب که باران امد, میخواستم سراغتش را بگیرم! اما خوب میدانستم بازهم که پیدایش کنم, زیر چتر دیگران است…
رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است
روزی فرا خواهد رسید که شیطان فریاد برآورد آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد…!
زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست!
زندگی سر گذشت درگذشت آرزوهاست.
ساعت ها را بگذارید بخوابند. بیهوده زیستن نیاز به شمارش ندارد.
ما فقیر نیستیم…. فقط مجبوریم که لباس های پارسالمان را به اندازه ی امسال دوست بداریم…..
مراهیچ چیزعذاب نمیدهد. جزاینکه همیشه دانسته خطاکردم؟ ندانسته آلوده شدم؟ نشناخته وابسته شدم؟ ونخواسته رانده شدم..!
هر کس روشنی دهد عاقبتش “دار” است!! 
سقف خانه را ببین! 
اعدام دسته جمعی چراغهاست!!!
هروقت گفتم انتقادپذیرم؛ همه خواستن بهم ثابت کنن که اشتباه میکنم!
همه عمرم به یک آرزو و یک حسرت گذشت، آرزوی بزرگ شدن و حسرت کودکی!
همیشه از سمتی که تکیه میدیم، زمین میخوریم پس باید بیشتر مراقب تکیه گاه هامون باشیم.
هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همان کسی که فکر میکنی با همه فرق دارد یک روز مثل همه تنهایت می گذارد…
هیچ کس مرا باور ندارد حتی خودم در باورم، خودم را باور ندارم.
وقتی بهم گفتی که تا آخر دنیا باهاتم تازه فهمیدم که چرا میگن دنیا “دو روزه”
وقتی رفتم خواستگاریش، مهمترین خواستش”صداقت”بود. اما الان میبینم از اول بهم دروغ گفته.
چقدر تلخه به هَمه آرامش بدی ولی وقتی خودت یه شونه ی گَرم بَرای دلتنگیهات بخواهی هیچ کَس کنارت نباشه…!
چی میشد حسودا وجود نداشتن، عاشقا به هم میرسیدن!!!
کسی که یک بار رفته، اگر هم برگرده، یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو یاد گرفته…
گاهی احساس میکنی که اگه وقت بذاری و به یه سیب زمینی پخته عشق بورزی بیشتر جواب میده تا به بعضی آدما…
ﺑﻪ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻣﺮدم در اﯾﻦ زﻣﺎﻧﻪ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﮑﻦ ﺗﻌﻈﯿﻢ آﻧﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻢ ﺷﺪن دوﺳﺮ ﮐﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰدﯾﮏ ﺗﺮ ﺷﻮد ﺗﯿﺮش ﮐﺸﻨﺪﻩ ﺗﺮ اﺳﺖ.
ﺻﺒﺮ ﮐﺮدن دردﻧﺎک اﺳﺖ، و ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮدن دردﻧﺎﮐﺘﺮ، وﻟﯽ از اﯾﻦ دو دردﻧﺎک ﺗﺮ.. اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺪاﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ ﯾﺎ ﻓﺮاﻣﻮش
آنقدر به روزهای تلخ عادت کردم که وقتی میخندم قلبم تیرمیکشد…
آنقدر که بوی آدمیزاد نمیدیم؛ گرگ‌ها هم واس خوردنمون ناز میکنن!
آه و آواز از یک حنجره بیرون می آید.
اگه تمومه غم وغصه ها جمع بشن یه موشک میزنم وستشون.
اینکه پولمون بی ارزش ترین پول دنیاست خودش ناراحت کننده است، از اون ناراحت کننده تر اینه که همین پول بی ارزش هم ما نداریم 😐
برو پیچک من، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن، رو پیشانی من چیزی نیست، غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی
بنویس هر چه که ما رو به سر اومد بد قصه ها گذشت و بدتر اومد بگو از ما که به زندگی دچاریم لحظه ها رو میکشیم نمی شماریم
به علت گرانی مواد شوینده، از این پس نظافت یک پنجم ایمان است
تو زندگی از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی پیر میشی، از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی میبُری، از یه جایی به بعد دیگه تکراری نیستی زیادیی!!!
تو زندگیه همه ما، یکی هست که نیست.
خدایا فقرای کشورم را به سومالی منتقل کن تا از کمک های ما برخوردار شوند!
خیال بافی بیش نبود آدم بودنت…. خودم را گول میزدم که در حد منی….
عجیبه…یه جای کار اشکال داره! یه عده نه به پدرشون رفتن نه به مادرشون اونا فقط و فقط بر باد رفتن…
همیشه در گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم و اکنون نا خواسته در تمامی بازی ها گرگیم، بی آنکه از خودمان بترسیم!
وقتی به دنیا اومدیم، داشتیم گریه میکردیم اما اطرافیان میخندیدن، وقتی هم که یه روز این دنیا رو ترک میکنیم، اطرافیان گریه میکنن، خدا کنه ما بخندیم!!
چند وقت دیگه به جا پراید تو خیابون ها مثل هند از اون متور سه چرخه ها تو خیابون ها پر میشه
چه حس بدی داره با تمام وجودت یکی رو دوست داری ولی اون برای دیدن قلبت بخواد دکمه های لباست رو باز کنه
گاهی باید شیطان راستود که میان این همه نامردی جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن ادم نکرد!
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق
از دیگران بپرسید یک شب چند روز میگذرد؟مطمئن باشید کسانی که به شما میخندند آدم های تنهایی نیستن
امروز کسی از من پرسید چند سال داری، گفتم روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله ام!
ای ﻧﺎرﻓﯿﻖ… ﺑﻪ ﮐﺪاﻣﯿﻦ ﮔﻨﺎه ﻧﺎﮐﺮده.. ﺗﺎزﯾﺎﻧﻪ ﻣﯽ زﻧﯽ ﺑﺮ اﻋﺘﻤﺎدم، زﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ را زود ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮدی. ﺳﻼم ﭘﺮ ﻣﻬﺮت را ﺑﺎور ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﭘﺎﺷﯿﺪن زﻫﺮ ﺧﯿﺎﻧﺘﺖ را!
ایران که هستیم دنبال جنس خارجی هستیم، ولی وقتی که خارج از کشورمون هستیم دنبال جنس ایرانی هستیم…!
این روزها ؛
گویی انسانها بیشتر به دست هم پیر میشوند، تا به پای هم.
بجز کودک درون، گاو درون هم وجود دارد. همیشه بجای ما تصمیم می گیرد!
بعضی ها گریه نمی کنند اما… از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه چشمشان به کمین نشسته…
تو به احساست بیاموز نفس نکشد، هوای دل ها آلـوده است…
حرف های دلم را انبار میکنم، این روز ها هرچه را انبار کنی گرانتر میشود…
خاطرمان باشد؛ شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم عبور کنیم و بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود…!!!!
خدایا… یه چیزی میگم ولی دلگیر نشو! به خودت قسم، دنیات ته نامردیه…
خوشبختی کالائی است که روزگار به قیمت بسیار گرانی به ما میفروشد…
زمانی شعر میگفتم برای غربت باران ، ولی حالا خودم تنهاترم… تنهاتر از باران
سر راهت که می روی من را هم جمع کن بګذار پشت در! شکسته ام…
سلام مرا به پیرترین پیرمرد شهر برسان بگو: باختی ! یکی از تو خسته تر است…
شاید میان این همه “نامردی” باید شیطان را بستایم که “دروغ” نگفت، جهنم را بجان خرید اما “تظاهر” به دوست داشتن آدم نکرد…
شما یادتون نمیاد یه زمانی بیرون میرفتیم به جای تخمه پسته میخوردیم.
طبل! بزن، بزن که نابود شدم بر ”تار” غروب زندگی، ”پود” شدم عمرم همه رفت، خفته در کوره ی مرگ آتش زده، استخوان بی دود شدم…
عادت ادم هاست. سیگارهم که کامش راداد, زیرپا لهش میکنند.
قدیما خیلی با حال بود ولی ما نبودیم بعدنا هم خیلی باحاله ولی ما نیستیم!
قصه ی اصحاب کهف شوخی بود. اینجایک روزبخوابی ازیادهمه خواهی رفت.
می گویند مثل بچه ی آدم رفتار کن. ومن هنوز مانده ام بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم…!
نه سه نقطه ایم که یعنی ادامه داریم نه یک نقطه که یعنی تمام شده ایم،دو نقطه مانده ایم میان زمین و هوا!
کاش خدا سرنوشت را از سر می نوشت…
یکی می گفت زندگی توپی ست که همه دنبالشیم،وقتی بهش می رسیم شوتش می کنیم.
ﻣﻌﻤﻮﻻ آدﻣﺎ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻌﺪ از ﻣﺮگ ﻓﺮاﻣﻮش ﺑﺸﻦ وﺣﺸﺖ دارن… وﻟﯽ ﭼﻪ ﺳﺨﺘﻪ زﻧﺪه ﺑﺎﺷﯽ و ﻓﺮاﻣﻮش ﺑﺸﯽ
آقا قبول. شما با کلاسی،همش لباس های مارکدار میپوشی. اما اینو بدون گاوم پوستش چرم خالصه. ذات آدم مهمه.
از اومدن یکی تو زندگیتون ذوق مرگ نشین. تا وقتی که تنهاتون گذاشت و رفت، دق مرگ نشین!
از میان تمام موجودات از گاو بیشتر از همه باید ترسید. زیرا عقل ندارد ولی شاخ دارد!
از یه جایی به بعد آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه. دوسـت داره همــه چــی تمــوم بشــه !!!
امروز دردهایم را به رودخانه سپردم. چه صیدی کرد ماهیگیر از ماهی های دق کرده.
اى کاش آدم از خنده میمرد، اونوقت انگیزه اى واسه خندیدن داشتم….
این روزها میگذرند ولی من به آسانی از این روزها نمیگذرم.
جدیدا رفاقتا دو حالت بیشتر نداره. یا تو آویزون رفیقتی ، یا رفیقت آویزون تو !
خدایا! بمن رفیقی بده که با من گریه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد!
داروخانه هم می داند که ما زخمهایمان زیاد است که بقیه پولمان را چسب زخم می دهد !
دیروز پینوکیو ادم شد. وامروز، ادم ها پینوکیو. من از عاقبت مادربزرگ میترسم، اگر فردا شنل قرمزی گرگ شود
سخت یعنی: بعد از سه ماه زنگ بزنی به کسی که یه زمان لیلی مجنون بودید. بعد وسط حرفش بگه: مممممم…… راستی اسمت چی بود؟؟؟
ملت فکر میکنن پراید شده ۲۰ میلیون، خبر ندارن ۲۰ میلیون شده یه پراید…
هر چی میرم، نمیرسم! بعضی وقتا با خودم فکر میکنم، نکنه من همون کلاغ آخر قصه ها باشم؟!!!
پدر ژپتو : پینوکیو چوبی بمون دنیای آدما سنگیه …!
گاهی به بعضـــــیا باید گفت: اگه برام بـــزرگ شده بودی، فقط به خاطر خطـــای دیــدم بود!
یه آدمایی رو توی زندگیمون راه دادیم که مادراشونم به زور تو خونه راشون می دادن !
آدمها در ارتباطاتشان یک آستانه ی تحمل دارند. یک آستانه ی تنفر. و یک آستانه ی تهوع !
این روزها احتمال برخورد شما با ” گرگ ” در کلان شهرها بیشتر از صحرا و جنگل است!
بعضی از اداما یک مدت کنارت هستند بعد از اون از کنارت به روی اعصابت نقل مکان میکنند
به سلامتی سیگارم که حداقل اینو میدونم که قبل از خودم هیچکس لباش بهش نخورده
تجربه نام مستعاریست که بر اشتباهاتمان میگذاریم
خدایا! یا خیلی برگردون عقب یا بزن بره جلو! اینجای فیلم زندگیم خیلی خش داره
خودت باش،کسی هم اگر خوشش نیامد، نیامد… اینجا مجسمه سازی نیست !!!
زخم ها خوب می شن! اما خوب شدن با مثل روز اول شدن خیلی فرق داره …
سوت پایان را بزنید! سادگیم حریف هرزگی زمانه نمیشود! قبوله باختم….
شش ماه به دوستت مهربونی می کنی، خوبی باهاش، هر کاری میگه می کنی که بفهمونی دوستش داری… دو روز که اعصاب نداری، میگه: حالا شناختمت
قدیما اگه به پای کسی می نشستی بهت میگفتن “وفادار” الان میگن “سیریش”
ما ها همیشه صدای بلند را می شنویم. فقط پر رنگ ها را می بینیم و سخت ها را میخواهیم. غافل از آن که آدم های خوب آسان می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.
مشکلات از جایی شروع شد که به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعا اربابه!!!
من به خود میبالم که در این گوشه دنیا به امیدی زنده ام که فقط خود میدانم
وضع نت یه جوری شده که هفت هشت تا تب باز می کنی , بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه از اون اول تا آخر بهشون سر میزنی ببینی در چه وضعیه , لود شده یا نه !
کارمان به جایی رسیده که طوری باید دلتنگ شویم که به کسی برنخورد
یکی از رسالت های فلش مموری گم شدنه! اصن آفریده شده واسه گم شدن
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧسلت ﺭﻭ به ﺟﺎﯼ۱۴۴ ، ﺑﺎ ۱۴۱ ﺷﺎﺭﮊ ﮐﻨﯽ
بعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی;
بعضی زخمها،
باید باقی بمونن تا هیچوقت راهت رو گم نکنی…!
ش ک رانه…
بعضی زخمهاست که هرروزصبح بایدپانسمانش روبازکنی و روش نمک بپاشی تایادت نره دیگه سراغ بعضی از آدمهانباید رفت!!!!!
بعضی زنا هستن که نر نیستن اما مردن
اما بعضی مردا نر هست اما مرد نیستن
بععععله
بعضی ها از دور می درخشند!!!!
نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته بیشتر نیستند.
بعضی ها با بودنشان نشان میدهند که تنهایی چه نعمت بزرگیه.
بعضی ها خیاط نیستند اما….. خوب وصله هایی به آدم می چسبانند……!!
بعضی ها سیگار میکشن تا بوی شیر دهنشون رو از بین ببرن!
بعضی ها شب ها با موهای عشقشون بازی میکنن که خوابشون ببره
بعضی ها هم مثل من با چراغ قوه ی موبایلشون!!!
بعضی ها عددی نبودن و ما آنها را به توان رساندیم…
بعضی ها مثل قطار شهربازی هستن در کنارشون لذت میبریم ولی ما رو به هیچ جا نمی رسونن…
بعضی ها میتونن خودشونو گاو فرض کنند. ولی دل ما رو نمیتونن طویله فرض کنند
بعضی ها هستند که: بی غذا، دو ماه دوام می آورند. بی آب، دو هفته. بی هوا، چند دقیقه. و بی "وجـــدان"، خـیلی!!!
بعضی ها وقتی حوصلشون سر میره خیال میکنن دلشون تنگ شده..
بعضی هاروکه ازدورمیبینی میدرخشند، امانزدیک که میشن میبینی درخشششون مال خرده شیشه هاشونه.
بعضی وقت ها از خودم خسته می شم دلم میخواد از خودم فرار کنم! یه آدم دیگه ای بشم! ولی فایده نداره… خودم مثل کنه به خودم چسبیدم
بعضی وقتا آنقدر دلتنگ کسی میشی…
که اگه بفهمه…
خودش از نبود خودش…
خجالت میکشه…!!!
بعضی وقتا آنچنان کیشت میکنن ک سال های سال مات می مانی….
بعضی وقتا اینقد دلت از اونی که دوسش داری میگیره که حاضری بمیری ولی اون چیزی که ازش تو ذهنت ساختیو خراب نکنی..
بعضی وقتا باید از کنار همه چیز رد شد… بگذار بگویند نفهمید…
بعضی وقتا بعضی از رفقا مثل گنج میمونن!
اما این فقط محدود به همون بعضی وقتاست…
بعضی وقتا در زندگی مشکل ما اینه که از همه کرمها انتظار پروانه شدن داریم
بعضی وقتا دلم واسه مامانم میسوزه
وقتی میام تو اتاقم و غرق دنیای مجازی میشم
و اون تنها نشسته تلویزیون می بینه
چه نسل بی عاطفه ای شدیم ما
بعضی وقتا شنیدن یه
” بگو ببینم چه مرگته ”
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای “عزیزم چی شده”
بیشتر میچسبه….!
بعضی وقتا طرف فکر میکنه من دیوارم آخه هی با در صحبت میکنه تا من بشنموم
امیدوارم گرفته باشی چی میگم.
بعضی وقتا مشکل از خود ماست! واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره، دو کیلومتر پیاده می ریم…
بعضی وقتا نمیشه یه کاریو کرد…
نه که نخوام یا نتونتم یا اینکه اجازه نداشته باشم… فقط نمیشه
بعضی وقتا وقتی یکی میگه :"ببخشید، اشتباه کردم"! بهتره قبول کنید!!
چون"خوب کردم اشتباه کردم"آپشن بعدیه که بهتون ارائه میده!!!
بعضی وقتا
یکی طوری میسوزونتت که هزار نفر هم نمیتونن خاموشت کنن
گاهی وقتا
یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر هم نمیتونن روشنت کنن
بعضی وقتادلم میخواهد وقتی بغضم میگیره خدا بیاد اشکامو پاک کنه و دستمو بگیره و بگه:
آدما اذیتت کردن؟؟؟؟؟؟
بیا بریم…
بعضی وقتهآ…
از شدت دلتنگی،
گریه که هیچ…!!!
دل♥َت می خوآهَد؛
هآی هآی بمیری…!
بعضی وقتها اونقدر دلتنگ کسی میشی که اگه خودش بدونه از نبودنش خجالت میکشه
بعضی وقتها باید روی کاغذ بزرگ بنویسیم تعطیل است و بعد نصب کنیم پشت سرمان!!!
بعضی وقتها مشکل از خود ماست
واسه کسی که یه قدم بر میداره
دو کیلومتر پیاده میریم 😐
بعضی وقتها هم در دیزی رو باید عمدا باز گذاشت؛
تا سطحِ حیای گربه رو سنجید….!
بعضی وقتها یکی طوری میسوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن
بعضی وقتها…
از شدت دلتنگی،
گریه که هیچ…!!!
دلَت می خواهَد؛
های های بمیری…!
بعضی چیزها به دست آوردنی نیست بیخیال شدنیه….
بعضی چیزهارو با پول باباهم نمیشه خرید..!!
مث برگشتن ب روزهای شیرین….
بعضی یا مثل صدای مته میمونن!!
آخه دائم رو اعصابن!!
بعضیا انگار مرگِ مغزی شدن! قلبشونو هر روز به یکی هدیه میدن!!!
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج آب را نمیشنوند
چ تلخ است روایت غم بار عادت…
سحر تو راهه و تو دوباره بی تابی
چه مرگته دلِ من چرا نمی خوابی
سحرخیزان گرامی تاهنگام اذان صب ٣دقیقه باقیست، شایسته است تن لش خودراتکان داده و بیدارشوید کوفتی زهرماری میل کنید! ماه رمضونه مثلا. سحرخیزی نمونده ک
سخت است آزاد کردن نادان هایی که زنجیر خود را می پرستند
سخت است اینکه نمرده باشی و از تو بخواهند گورت را گم کنی!!!
سخت است دنیایت یک نفر باشد وتو همان یک نفر را نداشته باشی
سخت است هنگام وداع، آنگاه که در میابی چشمانی که در حال عبور است پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد…
سخت است که باشی ونباشد
که بخواهی و نخواهد
که به گویی و نفهمد
به دنبال چه باشم
در این سراب دلتنگی و تنهایی……
سخت است…
خوشبختی تو با من باشد…
و… تو با دیگری…
سخت است
میان هق هق شبانه ات…..
نفس کم بیاوری……
و او به عشق جدیدش بگوید…..
نفس………
سخت است، میدانی؟
این همه دل در دنیا است که هیچکدام
برایم تنگ نمیشوند
سخت است؛ خیلی سخت است!
وقتی بدانی او کجای زندگی توست، اما ندانی تو کجای زندگی او هستی!
سخت بالا بروی ساده بیایی پایین..
قصه ی تلخ مراسرسره هامیفهمند…
سخت بد شدن ولی من عوض شدم.. تو دروغ گفتی و من بلد شدم…
اولین دروغم :ازت متنفرم
سخت بود فراموش کردن کسی که با او…
همه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم
سخت ترین درد دنیا دل بستن به کسی است که بدانی هرگز به تو تعلق ندارد.
سخت ترین عذاب وقتیه که به خاطرش توی روی خیلیا وایسی، ولی انقد بیمعرفت باشه که تنهات بذاره و تو بمونی و اون خیلیا که هر روز با چشماشوون به تمسخر بگیرنت
سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم………..
عمرم بود…………
سخت ترین لحظه ی زندگی اون لحظه ای است که
بدونی واسه کسی که دوستش داشتی فقط یه تجربه بودی.
سخت ترین چیز تو دنیا اینه که دیگه اون لبخنده با شنیدن اسمش رو لبت نشینه
سخت میترسیدم من از نژاد شیشه باشم شکستنی او از نژاد جاده باشد رفتنی آری همان شد روزها گذشت او رفت و من شکستم…
سخت میگذرداین روزها…
قرار است دردلم ازاویک آدم معمولى بسازم…!
سخته بدونی بهت اصلا فکر نمیکنه، اما اصلا از فکرت بیرون نمیره…
سخته دست سردتو بذاری تو دست کسی ک دوسش نداری تا ب ی بیمعرفت ثابتکنی منم میتونممممممممممممممممممممم………………..
سخته روبروت باشه،
چشاش تو چشات باشه،
بگی مال من باش،
بگه مال یکی دیگم…
سخته میفهمی؟
سخته هنوزم دوستش داشته باشی ولی از اجبار خودت رو به فراموشی بزنی.
سخته وقتی از شدت بغض گلو درد بگیری ولی همه بهت بگن لباس گرم بپوش….
سخته وقتی تو اس ام اس ازت میپرسه خوبی? توهم با بغض ۵خط تایپ میکنی, ولی به جای send همرو پاک میکنی و مینویسی :خوبم مرسی تو خوبی?….
سخته کسی رو فراموش کنی که با اون همه رو فراموش می کردی…
سخته!
خیلی سخته وقتی از بغض، گلو درد میگیری و همه بهت میگن:
لباس گرم بپوش…
سر به گوش من بگذار و بگو
دوستت دارم
از چه میترسی…؟
فردا دوباره می توانی انکار کنی!!!
سر سفره چیزی نبود… یخ در پارچ، پدر سرسفره… آری هر دو آب شدند!!!
یخ از گرمای خانواده
پدر ازشرمندگی، خانواده
سر شام یادت که میوفتم بغض میکنم.. اشک تو چشام حلقه میزنه.. و همه با تعجب نگام میکنن..
لبخندی میزنم و میگم…
چقدر داغ بود..
سر گذشتم این چنین شد:
ما به دنیا آمدیم;
دنیا به ما نیامد!
حالا که ما بیخیال دنیا شدیم…
دنیا بیخیال ما نمی شود!!!
سراسر خواب من کابوس، کابوس
ندارم در شبم فانوس، فانوس
به دل آمد بگویم من تو را دوست…
ولی لب وا نشد، افسوس، افسوس
سراغ هیچ مسافر را از کلاغها مگیر،
این کلاغ ها سالهاست که برای تکه پنیری دروغ می گویند….
سربازها به دشمن شلیک نمی کنند.!!!
سربازها فقط به سربازها شلیک می کنند..
این رازی است که هیچ فرمانده ای به سربازها نمی گوید"
سرت گرم است
مزاحمت نمی شوم اما بدان
حرارت سرگرمی هایت “مرا” سوزاند…
سرد است اما
سرما نمی خورم
تو نگران نباش
کلاهی که سرم گذاشتی
تا گردنم را پوشانده است
سرد بودنم را بگذار
به حساب گرم بودنت با دیگران…
هربارمشق میکنم نبودنت وبه خودمیرسم به پایان سهم عاشقی
هربارصرف میکنم فعل رفتنت وبه خودمیرسم به مفهوم سادگی
//, /
هرجا دلت شکست، قبل رفتن خودت جاروش کن! تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره.
هرجا نوشته است خواستن توانستن است اتش میگیرم یعنی او نخواست که نشد
هرجه میروم نمیرسم………… کاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم……… کلاغ اخر غصه ها…..
هردم از آیینه میپرسم ملول
چیستم دیگر به چشمت چیستم؟
لیک در آیینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم!
فروغ فرخزاد
هردو میبافیم
توبرای من دروغ تا دلم گرم شود
من برای تو کلاه تاسرت گرم شود…
هرردپای آهویی راکه دیدی دنبالش نکن!! این روزها زیادند گرگهایی که با کفش های آهو تو را به قتلگاه می برند!!
هرروزبرایت مینویسم
درست مثل پسرک نابینا که هرروز
برای ماهی مرده اش غذامیریخت…
هرشب برای دیدن هم دیر میکنیم وقت قرارها همه تاخیر میکنیم اول برای عشق همه تند میدویم اما اواسطش همه گیرمیکنیم.
هرشب نازهایت را من میکشیدم… در آغوش دیگری آرام میگرفتی!!!
هرشمعى که پروانه به دورش بود سوخت :ماکه پروانه نداشتیم چرا سوختیم
هرصبح خورشید فریاد میزند، آهای آدما، کتاب زندگی چاپ دوم ندارد، پس تا میشودعاشقانه زندگی کنید
هرصبح مادرم میگوید باز که دیشب آب دهانت بالشت راخیس کرده!
من لبخندمیزنم ومیگویم خداروشکر که هنوز از گریه های شبانه ام بیخبر است.
هرقدر بیشتر آدما رو میشناسی.. تنهاییت دلچسب تر میشه!

هرنفس درد است که میکشم
ای کاش بودی یا اصلا نبودی
این که هستی ولی کنارم نیستی
دیوانه ام میکند
هروقت احساس کردی یه کوه غم رو دوشت سنگینی میکنه، بدون اون کوه از تجمع تک تک سنگهاییه که به قلب دیگران زدی.
هروقت توزندگی یه موقعیت خوب گیرمون اومد وخواستیم ازش استفاده کنیم یه دفعه سرمونو بالا گرفتیم و دیدیم پرچم خدا به نشانه ی آفساید بالا رفته۰۰۰
هروقت زندگی یه ضربه بهت زد، آروم لبخند بزن و بهش بگو ~جوجه، همه زورت همین بود~
هروقت شدیدا احساس تنهایی کردین
خودتونو به تخت ببندید
چون امکان شروع یک رابطه ی احمقانه ی دیگه هست
هروقت من کلید موفقیت رو پیدا میکنم یه نفر قفل رو عوض میکنه!
هروقت گلی روبوکردی هرگزبهش نگاه نکن چون اگرنگاهت روبه خاطربسپاره شوق دوباره دیدنت اون روپرپرمیکنه; -)
هرچقدر بیشتر انسان را می شناسم،‌ انتظارم از او کمتر می شود. من اکنون حاضرم در شرایط راحت تری نسبت به گذشته به یک نفر بگویم آدم خوب.
ساموئل جانسون
هرچقدرهم عطرت را عوض کنی….
بازهم تنت بوی کثیف خیانت میدهد…
عزیز لعنتی ام…
هرچقدرکه بعضی آدمارو بیشتر میشناسی تنهاییت دلچسب تر میشه
هرچه آید به سرم باز بگویم گذرد/وای از این عمر که با میگذرد، میگذرد
هرچه از دست میرود بگذار برود.
آن چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم
هرچه باشد……. حتی زندگی.
هرچه بیاندیشیم همان خواهیم شد. (بودا)
هرچه را که می گفتی راست است،
دروغ از آب در آمد،
کمی دروغ بگو شاید این بار درست باشد.
هرچه عمیق تر به زندگی بنگری بیشتر رنج می بری
هرچه می روم، نمی رسم…
گاهی با خودم فکر می کنم نکند من باشم، کلاغ آخر قصه ها…
هرچه مینویسم ناخوانده می ماند، تازه آنها هم که می خوانند نمی فهمند
هرچه نادیدنی بود از دنیا دیدم!. حالا باورم گشته آرامش نابینا از چیست!
هرچه گشتم. و گشتم درد و رنجی بزرگتر از تنهایی و بیکسی ندیدم ایکاش منم همدمی داشتم. ایکاش….
هرچه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی
هرچه گشتیم دراین شهر نبود اهل دلی///که بداندغم دلتنگیوتنهایی ما.
هرچی بزرگتر شدم، رنگای بیشتریو شناختم، هرکس ی جسمو هزار رنگ…
هرچی فکر میکنم میبینم یوسف جزء فرار از دست زلیخا نداشت چون فکرشو بکنید یکی که حکم مادرتون را دارد تو تنهایی بخواد…. جز فرار راهه دیگه ای هست
هرچیزى زمانى دارد…!
نفس هم که باشى،
دیربیایى،
رفته ام….!
هرچیزی زمانی دارد….
نفس هم که باشی دیر برسی….
من رفته ام…..
هرکجاسازشنیدی
ازدلی رازی شنیدی
شعرواوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن وقت آه از دل کشیدن
یاد من کن یاد من کن
هرکجاهستی بمون این اسمون مال خداست
هرکس از ین دنیا چیزی برمیدارد… اما من فقط دست برمیدارم…
هرکس ازم پرسید چطوری گفتم رو به راهم……. اما هیچکس نپرسید کدام راه……
هرکس بدما به خلق گوید
ماسینه ی او نمی شکافیم
ماخوبی او به خلق گوییم
تاهردو دروغ گفته باشیم…
هرکس به سهم خوداز دنیاچیزی برمیداره!.. من ازدنیا دست برداشتم!!!
هرکس توی زندگیش یه زخمی داره . زخم زندگی من تو هستی.همه به زخمشون دستمال میبندن اما من به زخمم دل بستم
هرکس درکش بیش
دردش بیشتر
هرکس دل به کسی داد دلی گرفت! محبوب من تو چرا دو دلی؟
هرکسی فکرکنه لیاقت دوست داشتنو نداره همیشه تنها میمونه
هرکسیو که میبینی از درد خیانت و بی وفایی داغونه…
نه! من از شما میپرسم، پس اونایی که خیانت میکنن کیان؟؟؟
خو سواله دیگه پیش میاد
هرکه می خواهی باش
این عادت مشترک انسانهاست
تو نیز، روزی, ساعتی, لحظه ای
احساس خواهی کرد که
هیچکس دوستت ندارد
هرکی جرعت عاشق شدنو داره باید پای تمام سختیاشو امضا بزنه. ""ب سلامتی تمام عاشقایی ک تاحالا ۵۰۰ بار خاکستر شدن""
هرکی عاشق میشه میگه :میمیرم برات، چرا یکی نمیگه :می مونم باهات!!!
هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشتن :ساده بودم باختم
هرگاه دوست انسان شروع به تعریف از این کند که او چقدر جوان به نظر می رسد، او مطمئن میشود که دارد پیر می شود.
هرگاه صدای جدیدی سلام می کند
تپش قلب می گیرم!
من دیگر کشش خدا حافظی ندارم
مرا ببخش
که جواب سلامت را نمی دهم!!…
هرگاه مرا دوست نداری.
فریاد نزن……..
آرام در گوشم بگو تا آهسته بمیرم…..
هرگز این ۴ چیز را درزندگی ات نشکن
:اعتماد….. قول…… رابطه…….. قلب
زیرا این ها وقتی میشکنند صدا ندارند اما درد بسیار دارند.
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
هرگز به آشنا اعتماد نکن…!
هرگز به دیگران اجازه نده، قلم خودخواهی دست بگیرند،
سرنوشت را ورق زنند، خاطراتت را پاک کنند
و پایانش بنویسند قسمت نبود…!!
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین جمع نمیشود که در این سه واژه جمع میشود..
((او دوستم ندارد!))
هرگز داشته هایت را به نداشته هایت نفروش شاید وقتى به نداشته هایت رسیدى. حسرت داشته هایى را بکشى که ارزان فروختى…!
! تمام حرف هایت راقاب گرفتم چون تمامشان عکس شدند!
! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺟﺮﯾﺎﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭﻭ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯽ‌ﺫﺍﺭﻩ
''مرد که گریه نمیکنه''
نامرد ترین جمله که بغض رو تو گلوم نگه داشته.
'گفتمش دل میخری پرسید چند گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل زه دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود جای پایش روی دل جا مانده بود
< بزرگترین عبادت نماز نیست لبخند به پسرک کفاشی است که نان آور خانه است که به جای کیف قاپی کفش آدمهای پولداری را برق می زند >
<هست>را اگر قدر ندانی <بود> میشود، وچه تلخ است هست کسی بود شود.
" " مردانگی " " را در وجود پسربچه ای دیدم که هنگام بازی، برای اینکه دوست فقیرش خوراکی هایش را بخورد، نقش فروشنده را بازی کرد…!
" با یک جلاد راحتتر می توان کنار آمد تا با یک عاشق گریه آلود، دل نازک و فراموشکار"
" به سادگی " رفت!!!
" به سادگی " بخشیدم!!!
حالا مانده ام چگونه بدون او " به سادگی " زندگی کنم!!!
" تنهایی " را دوست دارم!
بی دعوت می آید،
بی منت می ماند!
بی خبر نمی رود…
" دلتنگی " بخشی از روند فراموشیست…
پس نگذار دلتنگی باعث شود خود را در آغوش کسی بیندازی که هیچ آینده ای با او نداری…
" فقط مردها غیرت ندارند "…
باورکن زنها هم رگ غیرتی دارند…
که اگر گل کند….!
همه ی مردانگی ات زیر سوال میرود…!!!
" نیمه گمشده " را بیخیال شو لطفا، اگر سهم تو بود که گم نمی شد
" نیمه پیدا شده " را دریاب!!!
" هر وقت حرف چشمای آدما رو فهمیدیم
شاید اون روز حقیقت وجود آدما رو درک کنیم… "
" ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﯽ ” ﺑﻮﺩﯾﻢ..
ﺁﻣﺪﻧﺪ “ ﺧﺮﻣﺎﻥ ” ﮐﻨﻨﺪ…
“ﮔﺮﮒ” ﺷﺪﯾﻢ…!!!
"اونم سلام میرسونه"
پر کاربردترین دروغ، پشت تلفن
"با هیچ کس نبودن" بهتر است از، حضور اشتباه در کنار کسی بودنه…
"باشه بیخیال" چیست؟
جمله ایست به شدت پرکاربرد در مواجهه با کسانی که در مقابل فهمیدن، با تمام توان مقاومت میکنند
"بی بی " ها هم یک روز "نی نی " بودند که گذر زمان نقطه هایشان را جا به جا کرد.
"تو"
اگرماندنی بودی…!
با یکی از قبلی ها
مانده بودی
"تَنگ" می شود گاهی دلم…
به اندازه دل تنها ماهی قرمز "تُنگ"…
"تک پرم"نماند… خیالی نیست بگذار برود.
دیگری پرپرش میکند….
"تک پرم"نماندی…! خیالے نیست!
دیگری پرپرت میکند… شکے نیست…
"خوبی؟ " با تمام تکراری بودنش غوغا می کند اما در جوابش باید بزرگترین دروغ ها را گفت… "خوبم".
"در سرزمینِ من هر چه را نمی‌فهمند "مسخره" میکنند
"در گیر زباله ها نشو…
آن ها دوست دارند با لمس شان تو هم آلوده شوی… "
"درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی راقناعت، بی عرضگی را صبر وبا تبسمی بر لب، این حماقت را حکمت خدا میدانند. "
"گاندی"
"درد" تنها چیزیست که به من نشان می دهد :من هنوز زنده ام
"دروغ گفتن" عرضه میخواد…
ما هم ک همیشه عاشق آدمای باعرضه میشیم…
"دلم" تنگ شده… واسه روزایی ک "دلم" برای چیزی تنگ نمیشد…!!!
"دیوار" که باشی
عاشقِ کسی می شوی
که یادش نیست
کِی، کجا
به تو «تکیه » داده است…
"راحت گریه کنید، راحت!!! "
اینجا عشق و احساس بوی اسکناس گرفته"
"زوزه"کشیدنم از ادعا نیست، زخمی چنگ بره ای شدم، ک فقط بانگاهش سیرمیشدم!
"زیادی " اعتماد نکن…
چون همون "زیادی" بعدا "زیادی" داغونت میکنه..
"ساده" که باشی زود "حل" میشوی میروند سر وقت
"مساله" بعدی
"سرم" راشایددیگران درنبودنت گرم کنند اما…
"دلم" راهرگز…
"شما " گرچه واژه محترمی ست…. ولی "" تو "" شدن لیاقت می خواهد…. "
"صبر"یک فریب بزرگ است! سالهاست با غوره ها کلنجار میروم، حلوا نمی شوند!
"عشق" و"شنا
یک وجه اشتراک دارند
تاوقتی توش نیوفتی یاد نمیگیری!
"عمریست"به اسم گرگ خطابم میکنند… ولی براى"داشتنت"حاضرم دندانهایم را باج دهم…
"لبخند تو"
تمام تعادل شهررابه هم میریزد
توبخند! 
من شهررادوباره میسازم!
"مرگ" چه بی غیرت شدی!
زندگی دارد کار تو را میکند…. حواست باشد..
"مشروب هایم" 
نیز دیگر فقط
 سگیست… 
مثل حال این "روزهایم".
"من بازمانده یک قصه ام
همان که "یکی" نبود…! "
"همه چیز بازیچه نیست"
این جمله را پروانه ای گفت که بالهایش در دستان کودکی بازیگوش جا مانده بود.
"گوسفندی"بر جنازه ی "گرگی"می گریست, که اینک با این همه زندگی چه کنم!!!
"‎‫اگر “ضربه فنی” شدی، دوباره شروع کن……
“ضربه مغزی” که نشدی……!! ‬‎"
"‎‫خیلی دیر باریدی باران
من مدت هاست که
در غم نبودن "او"
خشکیده ام. ‬‎"
"‎‫در دسترس بودنت دیگر برایم ارزشی ندارد اکنون نه مشترک هستی نه مورد نظر‬‎"
"‎‫ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﮕﻪ:
:
ﮐﺎﺕ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﻦ ﭘﻼﻥ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ!
ﺣﺎﻻ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺮ ﭘﻼﻥ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ!!! | :‬‎"
(سرد بودنم) را بگذار به حساب…
(گرم بودنت) با دیگران…!!!
) خوشبختی من پیدا کردن"تو"از میان این همه ضمیربود
* کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.
* گلایه ها عیبی ندارد، کنایه هاست که ویران می کند!
*
درد یعنی:
آدم از اووووووووون همه آرزوی بچگی فقط بزرگ بشه…
همین!
*این روزها به جای" شرافت" از انسان ها *
* فقط" شر" و " آفت" می بینی! *
*هیچ خوشی بی تو کامل نمی شود، حتی اگر محض دل خوشی بگویم خوش گذشت *
++ من حرمسرایی دارم از درد "تو" سوگلی آن هستی!
++ هر روز بی "تو" خط عمر کف دستم کوتاه تر میشود!
—————————————–
و این بود روزهای خوب من….

همچنین ببینید

رسم زمانه – ۰۴

اینجا دنیاست.. هیچ چیز جای ِخودش نیست! زندگی آدم ها قلب ها یا یکی بی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *