خانه / دلتنگی / دلتنگی – ۱۴

دلتنگی – ۱۴

تو زندگیت…
هر چی میخوای باش…
فقط نفر سوم یه خلوت دو نفره نباش…

تو سراپا ادعایی عزیزم… انکار مکن عشقت را چشیده ام، مزه ی کشک میداد…
تو سکوت شب تنها شدم اسیرقفس غمها شدم
امروز هم گذشت باز منتظر فردا شدم
تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمی شنوی
یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز
برای اولین بار
مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید
تو سیب سرخ کدامین بهشت گمشده ای!
که باز با تو میشکند…
توبه آدم…!؟
تو عشق بودی
این را
از رفتنت فهمیدم…!
تو قلم اشعارم من خودکاری تموم شده برای تو
تو منو گذاشتی رفتی اما میخوام بنویسم چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده
تو میروی انگار من از اول نبوده ام
اما من میمانم انگار تو تا آخرش هستی…
تو میگفتی تا آخر دنیا باهامی
حالا فهمیدم چرا میگن دنیه دوروزه!
تو هم میخت را خوب کوبیده بودی… هنوز هم جای خاطراتت تیر میکشد..
تو همه رابطه ها یکی خرتره
سلامتی اون خرتره..
تو و فاصله با هم یکی شدین…
من و پاهام به رسیدن نا امید…
کاش میشد میرسیدم تا بدونم،،،
تو و فاصله به هم چیا میگین؟؟؟
تو چشام زل بزن بیا ببین بغضو
تاحالا اینطوری دیده بودی تو من تخسو
تا حالا دیده بودی که اینقد داغون بشم
با صد تا قرصو دری وری آروم بشم
تو چه میفهمی از روزگارم….
از دلتنگی ام…
گاهی به خدا التماس میکنم…
خوابت را ببینم…
میفهمی؟!!
فقط خوابت را!!!
تو ک نباشی
حتی
باران هم بوی تشنگی میدهد…
تو که برای جدایی یک قلب سنگی داشتی
ای کاش واسه تنهاییم یه کم دلتنگی داشتی
تو که میتونستى
این همه بد باشى
غلط کردی
اوایل اون همه خوب بودى…
تو که نباشی:
"بهشت" هم…
برود به
"جهنم"!!!
تو کور بودیو من کر و لال, من برایت دست تکان دادمو تو مرا صدا زدی… برای همین بود که ما هرگز به هم نرسیدیم
تو گفتی دوستت دارم
و من باور کردم
گناه کدام یک از ما
سنگین تر بود؟
تو ی بزرگترین خوشی هام به یادت بودم
ولی تو حتی موقع تنهایی و بی کسیت هم یادم نبودی…
تو ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ
ﻧﻴﺴﺖ
ﻣﻦ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﺳﻨﮕﻲ ﺍﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﻲ ﺯﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺻﺎﺩﻕ ﺑﻮﺩ.
تورایادمیدارم
"همه هنگام"نه چون نیماکه میگویدشباهنگام
تورو با همه بدیات… تو رو با همه نامردیات… تورو با همه دوست نداشتن هات… تورو با همه بی وفایی هات… حتی با بی تفاوتی هات… یک روز دوستت داشتم
تورو خدا نذار یه امشبم با گره های من تموم شه
قراره دیدنت از امشب اخه ارزوم شه
نذار که اشک چشم من بریزه پشت پای تو
کی میاد جای تو؟؟
توزندگی به بعضیا باید بگی :من چشم میذارم تو فقط برو گمشو.
تومی دانی آن هاکه ازچشم می افتنددقیقأکجامی افتند؟ چندیست دنبال خودم میگردم…
تووو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد…
توی این زمونه باید به دخترا گفت :مگه پسری که ابروهاتو برداشتی.
تک پرم نماندى، امیدوارم دیگرى پرپرت کند…
تک پرم نماندی خیالی نیست!!
اما دیگری پرپرت میکند…
تکلیفم روشن شد
خاموش می شوم
شیرینم….
فرهادوار، اینبار به جای کوه دل میکنم..
تکیه داده ای به دیوار
و می خندی..
انگار نه انگار
که تو
توی عکسی
و من
آویزان این زندگی بی تو..
جاده من یه طرفه شد وقتی بهش گفتم بمون کنارم…
جای خای توراباعروسکی پرکرده ام، همانندتوست، مرادوست ندارد، احساس هم ندارد، اماهرچه هست دلشکستن بلدنیست.
جای هیچکس را هیچکس نمیتواند پر کند…
جایت انقدر خالیست که هیچ گزینه ای ان را چر نمیکند! حتی " تمام موارد"…
جایزه بهترین بازیگر در زندگی من میرسد به بالشتم که هر شب نقش تو را عالی بازی میکند…
جایه خالیه تو داره همه دنیامو میگیره…
جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم،
تو به "فراغت"
من به "فراقت"
یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست…
جدایی از تو
مرا شاعر کرد…
شاید روزی شعرهایم به دستت برسد
جمع شوید….
بیایید…
امروز در میدان قلبم عشقم را به دار میکشم…
تا عبرتی شود برای انان که برای رفتن آمده اند!
جمله "بی تو میمیرم" را هیچ وقت باور نکن.
من بی تو هنوز زنده ام!
زنده ای که روزی هزار بار آرزوی مرگ دارد…
حال هواپیمای توپولفی رو دارم……
که بعد از عمری خر حمالی و جا به جایی مسافر
تنها چیزی که به دست آورده….
بدنامیه
حال و روز زندگی من را،
وقتی نباشی یک کلمه توصیف می کند
الفاتحه…
حال که میخواهی بروی برو. نگران تنهایی من نباش…
من تنها نیستم
هق هق گریه هام، بی کسیهام، لرزش دستهام
همه هستند…
حالا برگشتی چقدر دیر و چقدر دیر
حالا که سفید شدن موهام! دلم پیر
نمیدونستی بری میمیره این عشق
تو بری خونه نفسگیره نفسگیر
حالا دیگر نبودنت یعنی کسی بودن خود را در زمین عزادار است…! :(((((
حالا دیگه نگران تو نیستم…
حالا نگران من هستم…
همون منی که هرگز ما نشد…
حالا که رفته ای…
ببین… دیگر آن کودکی نیستم که دهانش
بوی شیر میداد
حالا بزرگ شده ام…
دهانم بوی سیگارمیدهد…
حالا گله هایمان بماند برای بعد؛ تمام اشکهای من؛ دلتنگی هایم وتمام اعتماد من برایم تعریف کن با او چگونه میگذرد که با من نمیگذشت…
حالاکه تااینجاآمده ام، حالاکه چیزی تارسیدن به او نمونده خداتازه یادش افتاده که ماقسمت هم…….. نیستیم.
حالم حال گرگی است که خداوند توبه اش را پذیرفته ولی مردمان میگویند :توبه گرک مرگ است!
حالم خیلی بده رفتم دکتر گفته دو راه بیشتر نداری یا icu یا I see you
حالم… مثل درختی است که کنار کارخانه چوب بری روییده است…
حتی اگه ترکم کنی باز هم میبینمت!!! چون تو ب جرم دزدیدن قلب من… و من به گناه پرستیدن تو راهی جهنم میشویم…
حجم خالی تو با وجود هیچ کس پر نمی شود;
حالا هی بگو "دوستان به جای ما"!!!!
حرف زدن با تو از عشق
انگار که آب دادن به گلهای پلاستیکی است…
حرفهایم تکراری شده اند….
تکراری تر از تکرار…..
مانند من برای تو………..
حرفهایم…
دلخوریهایم…
وتمام اشکهای من…
بماند برای بعد
تنها به من بگو
با او چگونه میگذرد که بامن نمیگذشت
حرفی نیست…
فقط مینویسم رفت ان احساسی که تو را دوست میداشت!!
حس خوبی نیست در رویای کسی گم شوی که فکر تو حتی در خوابش هم نمیگنجد…!
حسرت دوباره دیدنش به دلم مونده..
حتی یه شب، دیدن خوابشو..
قدر مادراتونو بدونید…
حسرت… غم… اشک… و آه…
و نگاه های منتظر به راه…
ببین…
این بهای آن روزهای دلبستگی است…
حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست / من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
حسی داری نسبت به اینکه من شبها بیدارم، یا اینکه از فکر تو صبح فردا میخوابم؟!
حضور هیچ کس در زندگی اتفاقی نیست خداوند در هر حضور برای ما جادویی نهان کرده است. خوش آن روزی که در یابیم جادوی حضور یکدیگریم
حق با کشیش ها بود گالیله! زمین آنقدر ها هم گرد نیست… اگر گرد بود پس چرا معشوق من رفت و دیگر برنگشت؟؟؟
حلالم کن اگردورى اگردورم/اگرباگریه میخندم حلالم کن که مجبورم/نگوعادت کنم بیتوکه میدونى نمیتونم/که میدونى نفس هاموبه دیدارتومدیونم…
حوا که بغض کند…
خداهم برایش سیب بیاورد…
باز چیزی جز آغوش آدم آرامش نمیکند…
حواست باشد وقتِ رفتن,, همه کسِ یک مرد نباشی‌…
حواست نیست، به این حالی که من دارم… حواست نیست، که من چقدر دوست دارم… حواست نیست همش گریه شده کارم
حیف که روی تو غیرت دارم،
وگرنه روسریت را
از همین سطر باز می کردم
که همه ببینند
چه خیالی بافته ام
از موهایت…
خاطرات :رنج آور ترین چیزی که خدا خلق کرده است.
خاطرات عجیبند!
گاهی گریه می کنیم برای روزهایی که با هم خندیدیم……
خاطرمان باشد به یاد هم باشیم. شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم وبگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود…
خاطره هارا رشوه میدهم به روزهایم..
تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید!!
خاطره هایی که بی تو هنوزم زندن همه شبهای که بهونه تو میگیرم ببین چه آسون زدی قلبمو شکستی
خدا تنهاست دوتا نمیشه دل اگه دل باشه ازهم جدا نمیشه
خدا جون، دیدی اینهمه بارون فرستادی تا این لکه ها رو از دلم بشوری،
اثر نکرد…!
من که گفته بودم…
اینا لکه نیست، زخمه…. ♥♥
خدا رو شکر نه آرزوی کسی هستیم
نه آویزونه کسی…
خدا قسمت داشتنت را از من گرفت…
گمانم،
کسی بیشتر از من دعا کرده بود..!!
خدا لعنتتان کند سام و نرگس که نام جدایی خودراعشق گذاشتید!
وگرنه چه کسی به خود اجازه میداد درمعنی اسمم (غزل) پس ازعشق جدایی رابکارببرد?
خداجون، بیا یکمی درباره ی تنهاییمون حرف بزنیم، "مرا" او، "تو" را چه کسی تنها کرد!!؟؟
خداحافظ ای برگ و بار دل من…..
خداحافظ تو با اینکه هنوزم میمیرم برات/خداحافظ تو میسوزنه دلم آتیش خاطرات/خداحافظ تو تا قلبم ب تنهایی عادت کنه /تا اشکم ب چشمام خیانت کنه خداحافظ تو
خداحافظ نوشتن کار من نیست، آخه خیلی باهات ناگفته دارم، اگه گریه بذاره مینویسم، اگه مهلت بدی یادت میارم…
خداحافظی ات عجب خرابه ای به بار آورده!!
نگاه کن…
مدتهاست در تلاشند تا مرا
از زیر آوار تنهاییم بیرون بیاورند!
خدارو شکر بعد این همه زندگی منم یه چیز شدم:
“فراموش”
خدانگهدار عزیزم
اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکنین لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد
چشماتو گریون ببینم
خدایا ببخش… ولى به نظرت??!
کافى نیست??!
خدایا بخاطر آن روز که سرت داد کشیدم متاسفم به خاطر انسانی که تو میگفتی ارزش دوست داشته را ندارد و من پا فشاری می کردم.
خدایا به قولت وفا نکردی. گفتی حق انتخاب دارم پس چرا انتخابم در آغوش دیگریست؟؟؟؟
خدایا تاحالا لبخند یه دلشکسته رودیدی که چقدر شیرینه؟! کاری کن این لبخند هم روی لب های ما هم بشینه…..
خدایا تنها تویی که ارامش دهنده ی همه ی قلبهایی
همه ی قلبهای شکسته…
و همه ی قلبهای تنها…
خدایا حرفی ندارم فقط یک دعا
کسی را آنقدر تنها نکن که تنهاییش را با اینترنت پر کند.
آمین
خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم…
خدایا من هیچ از تو نخواهم…
جز اینکه…
کسی که من عاشقش هستم و دیگر او با من نیست دوباره به من بگوید دوستت دارم :' (
خدایا منو ببخش ک هر شب با تنهاییم می خوابم!!
خدایا چشمه ی چشمانم خشکیده است، بارانی بفرست تا بداند که من هنوز میگریم در نبودش…
خدایا کمی بیا جلوتر…
میخواهم در گوشت چیزی بگویم…
این یک اعتراف است…
من بی او دوام نمی آورم…
حتی تا صبح فردا…
خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار…
خسته ام،
یا طلبم را بده؛
یا طلبت را بگیر…!
خدایا! برای داشتنش با قسمتت میجنگم پس خط و نشان جهنمت را به رخم نکش که جهنم تر از نبودنش سراغ ندارم!
خدایا! به تو سپردمش. اما یه خواهش :یه روزی یه جایی بغل یه غریبه بدجور یاد من بندازش…
خدایا! خط و نشان برزخت را برایم نکش! جهنم تر از نبودنش جایی سراغ ندارم…
خدایا! کاش قیامتت همین امروزبود…
چون وقته رفتن وعده دیداربه قیامت روبه من داد…
خدایا!
خط و نشان دوزخت را برایم نکش!
جهنم تر از نبودنش
جایی سراغ ندارم…
خدایا…
این روزها!..
حرف هایم بوی ناشکری می دهند!
اما تو ب حساب درد دل بگذار!
خدایا، مانده ام
نمیدانم
از دست داده ام
یا از دست رفته ام
که روزگارم این چنین است
خدایا؟؟
بغض روزه را باطل میکند؟؟؟:' (
خدایاااااااااااا
خسته شدم…
از بس ارزو کردم و دیگران به ان رسیدند….
خدایی تو وجود تو احساسی بود اصلن؟؟؟
خرابم…
خراب…
به اندازه ی قاضی که متهم اعدامی اش رفیقش بود… ☺
خریدار ندارد…
دلی که برایت " لک " زدہ است!.!.!
خسته ام از همه دنیا
خسته ام از لبخندهای بی رمق
خسته ام از تکرار مکررهای زندگی
دردم دوا نمیشود وقتی او کنارم نباشد
خسته ام همانند بیدی که سالها در برابر طوفان ایستاد
اما وقتی دل به نسیم سپرد
شکست….
خسته ام…. نه از راهی که آمده ام!!!
یاانتظاری که گاه امانم را میبرد…
خسته ام از تکرار ندیدنت…!!!
خسته شدم از بس به ادمهایی که میخواهند جای تورا در قلبم بگیرند گفتم:
ببخشید، اینجا جای کسی است، الان برمیگردد…
خسته شدم ازتکرارِ شنیدن
''مواظب خودت باش''
تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی
می ماندی……
خط فقر جایست میان بود و نبود تو…
جایی میان دار و ندار من!!!
خطَت را که عوض کردی من ماندم و "دوستت دارم" هایی که هرگز دلیور نشد…
خنده دار است نه؟؟
که تو هی مرا دور بزنی
و من دلم را خوش کنم به این که……
در محاصره ی توام
خنده هات پیشکش همون که تو رو از من گرفت…
فقط خواهشا وقتی حالتو گرفت، برنگرد زار بزن
خنده هایت پیشکش همانکه تورا از من گرفت فقط خواهشا وقتی"رید"بهت برنگرد…!
خواب بودم… کابوس میدیدم… از خواب پریدم… خواستم به اغوشت پناه ببرم اما… یادم امد از نبودنت به خواب پناه برده بودم…
خوابهایم همیشه… زیباتر از زندگی ام می شوند… کاش… برای همیشه خواب می ماندم…!!
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمیبینی
توی خواب گلای حسرت نمیچینی
خواستم با یکی درد دل کنم… اول ازش پرسیدم سیگار داری؟… گفت :میخوای بکشی..؟ گفتم :نه! تو بکش طاقت حرفامو داشته باشی
خواستم خودمو گول بزنم، همه ی خاطراتم رو انداختم ی گوشه ای و گفتم
فراموش,,,
یه چیزی ته قلبم خندید و گفت،، یادمه
خواستن….
توانستن نیست!
هر چقدر فراموش کردنِ تو را خواستم….
نتوانستم…!!!
خواهش میکنم،
تودیگه نرو…
طعنه های "مادرم " آزارم میده..!!
خوب، مردمان حسود.! چرا ساکت ایستاده اید؟ بروید به کار هایتان برسید! نگران نباشید؛ او دیگر خیال بازگشتن ندارد!
خوبه که بدونیم این چیزی که الان داریم میکشیم درد بی او بودن نیست
تاوان با او بودن است
خودت باش!
کسی هم خوشش نیامد به جهنم…
اینجا که مجسمه سازی نیست.
خودم پَراندمش…
وقتی در شعرهایم بالَش دادم!
حالا رنگ آسمانهای دیگر را به رخم میکشد.
خوشحالم
اونقدر آدم حسابت کردم
باورت شده آدمی!
خیابان نیست که از همان جایی که امدی برگردی…
بفهم این لامصب اسمش "احساس" است…
خیالبافی ای بیش نبود آدم بودنت…
خودم را گول میزدم که در حد منی!
خیالت را میفرستی در میان رویاهایم که چه شود؟ که نبودنت را به رخم بکشی؟!!؟
خیالت راحت در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را هم با تمام دنیا معامله نمیکند…. چه برسد باتو بودن را…..
خیالت راحت، نفرین هایم نمیگیرد. نفرین باید از ته دل باشد، دل شکسته ته ندارد.
خیانت را خواهی فهمید وقتی قایقت برای هم آغوشی با موجی حقیر سرت را
زیر آب خواهد کرد
خیانت نکردم..
گله نکن..
وقتی"تو"جاخالی دادی"او" بغلم کرد تازمین نخورم!
خیلی حالش خراب بود رفتم تو زندکًیش خیلی طول نکشید حالش خوب شد و رفت
خیلی سخته بخوای بخاطر خدا رو عشقت پا بذاری!
پیر میشی جدا
خیلی سخته بعدسه سال توچشمات نگاه کنه وبگه :توزندگیت سه چیزروتجربه کن دوست داشتن روبرای تجربه عاشق شدن روبرای هدف وفراموش کردن روبرای قبول واقعیت :- (
خیلی سخته، سخته اگه عشقتو فقط بتونی تو یه جای مشخص ببینی، اما به خاطر حرف پدر و مادرت، مجبور باشی اون جا رو برای همیشه ترک کنی…
خیلی ها دلم رو شکستن ولی تو با همه فرق داری
آخه یه ضرب المثلی هست که میگه:
“کار را که کرد، آن که تمام کرد
خیلی وقت گذشته…
ولی نیستی ببینی که هنوزم چقدر دلتنگم نیستی ببینی چقدر تنهام چرا رفتی قرارمون این نبود یادته میگفتی واسه همیشه همیشه
خیییلی سخته روز بارونی همه بیان زیر چترت افتاب که در اومد ببینی تنهای تنهایی.
ای خدا اینم شد زندگی
دار زدم خاطرات کسی که مرا دور زده
حالم خوب است
اما…
گذشته ام درد میکند
دارم فکر میکنم…
کسی که با رفتنش خوشبختی رو ازت می گیره
چه جوری می تونه بهت بگه
روزی هزار باربرات ارزوی خوشبختی می کنم
داستانم را به هر کسی گفتم
اشک هایش بی اختیار از چشم هایش را خیس کردو سرازیر شد
تصور کن حتی بچه که از عشق وعاشقی نمیدونه!
داشتم با خودم رفیقهای بامرامو میشمردم
دیدم تازه با تو میشه
یکی…
داشتم زندگیمو میکردم اومدی حالمو عوض کردی
این همه راهو اومدی که بری که خرابم کنی و برگردی؟!!!
داغونم….
به اندازه همان قاضی که،
متهم اعدامی اش، رفیقش بود…
دختری بودم تنها بی تو تنها تر شدم
آتشی افسرده بودم لیک خاکستر شدم
باغ جانم از بهار مهر تو گلخیز بود
فصل پاییز و جدایی آمد و پر پر شدم
در آخر گفت بازی برد و باخت دارد زبانم بند آمد به او بگویم :بی انصاف کدام بازی؟ من با تو زندگی کردم
در آغاز مرا به خانه ی دلت دعوت کردی و گفتی همه اش مال تو. اما حالا مرا در این خانه ی متروک رها کردی و برای خود کاخی نو ساختی.
در آغوش خودم هستم…
من خودم را در آغوش گرفتم!
نه چندان با لطافت…
نه چندان با محبت…
اما وفاداره وفادار….!
در آغوشم بکش!
میخواهم عطر تنت را برای تمام نبودن هایت
ذخیره کنم…
در تمامی سالهایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باش… دیگر نیستم که یادآوریَ ت کنم.. برفی….
در تنهایی خیالم تو را مهمان رویاهایم کرده ام و به آرامی میگویم:
دلتنگتم…
در تنهاییت….
مراقب آدمهایی که نزدیکت میشوند باش…
گاهی دورتر از این حرفهایند!
در خواب من دست دیگری را نگیر!! حرمت نگه دار لعنتی…!!
در خیال دیگری میرفت و من چه عاشقانه کاسه آب را پشت سرش میریختم…!!!
در دلم آرزوی آمدنت را می کنم،
رفته ای اینک، امّا، آیا باز می گردی؟!
چه تمنای محالی دارم….
غصه ام می گیرد!
در دنیای که
خندیدن جرم
نگاه کردن گناه
بوسیدن نا پاکی
محبت کردن مزاحمت
پس به من بگو چگونه ثابت کنم که دوستت دارم.
در زندگیم به هیچ کس خیانت نکردم، جز خودم…!
پابندی به تو خیانت به خودم بود لعنتی…!
در زندگیم
به هیچ کس خیانت نکردم… جز خودم
وفای به تو خیانت به خودم بود!!!!
در عجبم از خودم
ساعت ها به کسی فکر می کنم
که خودم ترکش کردم…
در عجبم؟ من که راننده نیستم….. چرا هرکس که به من میرسد مسافر است…..
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد. در یک ساعت میشه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد…
در نگاه کسی که درکی از پرواز ندارد هرچه اوج بگیری کوچک تر می شوی…
در کوچه باد می آید…
این ابتدای ویرانی است…
آنروز هم که دستهای تو ویران شدند
باد می آمد….
در یک لحظه تمام شد
او رفت…
دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد!
درآغوش خدا گریستم تانوازشم کند، پرسید :فرزندم حوایت کو؟ اشک هایم راپاک کردم وگفتم :درآغوش آدم دیگریست
دراین زمانه که شرط حیات نیرنگ است
دلم برای رفیقان بی ریامثل توتنگ است
دربازوبسته شد حتما باد باز شوخیش گرفته است
باز ادای آمدنت را درمیاورد تادلم رادر قفس دلتنگی بلرزاند
افسوس نمیداند که صدای پایت را حفظم
درحبس زمینم*ماه من یادم کن به نگاهی *به پیامی*سخنی شادم کن
درخت رابطه به ماآخرش میوه داد
اسم این میوه تلخ… اینه رفتن بی وداع
میفهممت عزیزم برات هضمش سخته
ولی درعوض خیالت ازعشق تخته
درد جدایی خیلی بدتر از درد تنهایی است.
درد دارد برای مخاطب همیشه خاصت
یک مخاطب عام باشی…
درد دارد من صادقانه اسمم و اسمت را نوشتم و تو تبهکارانه اسم خودت را خط کشیدی و گفتی دور مرا خط بکش!
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را مینویسم، و دیگران یاد عشقشان می افتند و تو بیخیالی…
درد دارد…
وقتی با نسیمی برود…
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…
درد دلت را به کسی نگو
چون یاد می گیرند
دلت را از کجا
به درد آورند
درد دلم زیاده تو هم به جز جدایی هیچی به من ندادی
یادی نکردی از من عشق و صداقت این نیست.
درد دلهایت را به هیچکس نگو چون یاد میگیرد چگونه دلت را به درد اورد.
موافغی؟
درد عجیبیست اینکه نگاهت به هرچه بیفتد به یاد او میوفتی و دلتنگش میشوی…
درد مرا انتخاب کرد
من، تو را
تو، رفتن را
آسوده برو! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
درد یعنی هرچی خواست براش انجام بدی هر کاری در توانته براش بکنی آخرش بهت بگه :نمیخوام با هم باشیم خداحافظ..
درد یعنی چشمانت…
درد یعنی منحنی های صورتت…
درد یعنی چند قدمیه آغوشت…
لعنتی من درد دارم… درد تو…
میفهمی…؟؟؟؟
دردم این نیست که او عاشق نیست…..
دردم این نیست که معشوق من از عشق تهیست……
دردم اینست که با این سردی ها…..
من چرا دل بستم….؟؟؟
دردناک است عاشق باشی و گمان کنی عاشقت هستند
حال آنکه
او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او…!
درست مث تقویمی که عوض میشه سر یهار
میذارمت یه گوشه و دیگه میذارمت کنار…
(مریم حیدر زاده)
درسِ عبرتی شدی برایَم..
این بار
پُشتِ دستم را نه!
پشت قلبم را داغ می گذارم
درشکستن شیشه ی دل احتیاجی به سنگ نیست، این شقایق بانگاهی سردپرپر میشود
درنگ
عجب دنیای عجیبیست!
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
زمانی که گفتی”برو”
چقدر عاشقانه می شد، اگر نقطه اش بالا بود…
درکوچه های دلم"مشکوک"قدم نزن!
"اینجا"جز'خودت'هیچکس نیست…!
دست هایم خالی اند.
جای خالی تو را هیچ کس برایم پر نمیکند. راست می گفت شاملو :دست خالی را باید بر سر کوبید.
دستانت آنقدر گرم بود که دستانم را سوزاند، این دستان سوخته را دیگر که می خواهد…
دستگاه مشترک مورد نظر از دست "دوستت دارم"های دروغ تو خاموش است.
لطفا دیگر تنهایش بگذار…
دعای باران چرا!…؟
دعای عشق بخوان. این روزها دلها تشنه ترند تا زمین.
خدایا! کمی عشق ببار.
دفتری که بسته شد، دیگه بازش نکنید…
دلی که شکسته شد، دیگه نازش نکنید!!!
دقیقه های آخره داری میری واسه همیشه
منم همون که عشق تو تموم زندگیشه
همون که دلخوشی نداره بعد تو تموم میشه
کی مثه تو میشه
دل اگر بستی!
محکم نبند…؟
او میرود و تو میمانی با یک گره کور…
دل بستن و دل کندن
مثل برچسبی است
که به جلد کتاب می زنند
می توان آن را کند
اما تکه تکه می شود!
دل به دلم که ندادی!
پا به پایم که نیامدی!
دست در دستم که نگذاشتی!
سر به سرم دیگر نگذار که قولش را به بیابان داده ام!!!
دل تنگم/دل نشکن/غمگینم/دل نشکن/دلدارت دلگیره/نباشی میمیره ه ه ه ه ه 🙁
دل عزیز و محترم!!!!!!
لامصب…….. یاد بگیر!
اگه کسی بهت گفت دوست دارم..
لزوما به این معنی نیست که کس دیگه ای رو دوست نداره..
دل قصر عاطفه است، اگر مهر خوبان زینتش نباشد ویرانه ای است تاریک…
دل من به تیغ کسانی زخم برداشت که ازانهاانتظارمحبت داشتم نه فراموشی…
دل من سکوت کن¡
بگذار بغض هایت سر بسته بماند°°°
گاهی سبک نشوی سنگین تری¡¡¡
دل من فقط به بدونت خوشه/منو فکر رفتن تو می کشه/لحظه هام تباه بی تو/زندگیم سیاه بی تو/نمی تونم بمون
بمون از محسن یگانه
دل نبند که تش تلخیه / / میشی مثه من نفس تخلیه
دل نزد توست اگر چه دوری زبرم جویای توام اگر نپرسی خبرم خالی نشود خیالت از چشم ترم در قلب منی اگر چه جایی دگرم.
دل چو روگرداند
برگردان او مشکل است
روی دل تا بر نگردیده ست
برگردان مرا
"صائب تبریزی"
دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم…
منو به جایی رسوند که حالا
توچشمای یکی دیگه زل بزنم و بگم:
عاشقمی؟؟؟ خوب بدرک!!!
دلت به ماندن نیست برو، عشق که گدایی ندارد
مگر یادت نیست؟؟؟
این نذر من بود، که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم
دلت طفل بود…
قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی
عظمت عاشقانه هایم را…
دلتنگ نشدی ببینی خوبترین خاطره ها چطور بی رحم ترینشان میشود
دلتنگم انقدرکه همیشه دلم به یاد توست
دلتنگم برای عشقی که حضورش لحظه ای بود وخیالش عمری…
دلتنگم نمیشوی… بی تابی نمیکنم
فراموشیمان مبارک!!!
دلتنگم…! همچون پرنده ای که به دانه های روتله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد؟ گرسنه و آزاد،
یا
سیر و اسیر!
دلتنگم…
نه برای هر کس…
برای کسی که هیچ کسم نبود وهمه کسم شد…
دلتنگی بدنیست :یادگاریست ازآنهاییکه دوستشان داریم ودورند.
دلتنگی رودی نیست که بهدریا بریزد! دلتنگی ماهی کوچکی ست که برکه اشرا از چهار طرف سنگچین کرده باشند…
دلتنگی هایم را امشب میگذارم بشت در
بیچاره رفتگر
چه بار سنگینی دارد….
دلتنگی همانندآتش زیر خرمن است فکر میکنی که تمام شده است امایکدفعه همه تنت را آتش میزند
دلتنگی همیشه به خاطر نبودن کسی نیست
گاهی ب خاطر بودن آدمیه ک حواسش به تو نیست
دلتنگی واژه ای است، که این روزها دلم فریاد می زند…
دلتنگی یعنی:
روبه روی دریا ایستاده باشی و خاطره بیابان خفه ات کند…
دلتنگی
تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت….
دلتنگی، خیابان شلوغی است، که تو در میانه‌اش ایستاده باشی. ببینی می‌آیند ببینی می‌روند و تو همچنان، ایستاده باشی…!
دلم اس ام اس از نوع نصفه شبی می خواد؛ همونا که یهو از خواب بیدارت کنه تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته…
دلم برای خودم سوخت وقتی صدایم کردی “شما”…
دلم برای عشقم بد جور تنگ شده 🙁
تا الان ۸ماه و ۱۸ روز و ۱۲ ساعت و ۲۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه است…
شد ۳۱. ۳۲. ۳۳…
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می اید…..
می ماند…… و به تنهاییم پایان میدهد.
آمد…….
رفت…… و به زندگیم پایان داد
دلم بشکنه حرفی نیست فقط کاش لایقت باشه میرم از قلب تو بیرون تا عشقش تو دلت جاشه…
دلم تنگ شده برای روزهای کودکی
که بهانه گریه کردنم داشتن یک عروسک بود.. نه یک آدم…
دلم تنگ صدایی شده که نمی خواهم بشنومش…
باز هم غرورم کار خودش را کرد…:| 🙁
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود
ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود
دلم در این چند روز بارها شکست، تهدیدش کردم اگر بار دیگر بشکند، خرده هایش را در سطل زباله خواهم ریخت و جایش سنگ خواهم گذاشت!
دلم را از تارهای چسبنده خاطراتت پاک می کنم، عنکبوت یادت مدام در پی
شکار آرامش از من است. یادم باشد، دلم خانه ی اشباح نیست….
دلم را اشتباهی بردی… فراموش کن! حتی برای دادنش هم برنگرد… ازآن هم گذشتم.
دلم را می پیچم لای پتو شاید سرما نخورد
از بس که رفتار این روزهایت سرد است…
دلم غرق تماشا بود، رفتی
میان اشک و آه و دود رفتی
کنار حسرتی دیرینه ماندم
بهار من، گل من، زود رفتی
دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام
دلم میخواهدازگربه های له شده کف خیابان بپرسم آن سوی خیابان چه داشت!
که این سو نداشت.؟
دلم واسه شیطان میسوزه…!
دروغ نگفت. تظاهر نکرد…
حتی به قیمت اخراجش از بهشت…
دلم پر است از جای خالیت در چشمانم…
دلم چِه کودکانه بَهانه ی تو را میگیرد،
اما تو بزرگانه بِه دِل نگیر…
فقط بگو :کودک است، نِمی فهمد…
دلم گرفته آسمون…
از خودتم خسته ترم…
تو روزگار بی کسی…
یه عمر که در به درم…
دلم گرفته…
بدجوری هواشو کردم….
دلم یک اتفاق می خواهد…
یک تلفن ناشناس…
با بی تفاوتی کامل جواب می دهم،،،،
و صدای او………
دلم
نیامدنت را باور دارد
چشمهایم اما
خیره به راهند هنوز…
دلگیرم از تمام الفبای بی کسی
به خصوص این پنج حرف :ف ا ص ل ه
دلی بستم به آن عهدی که بستی، تو آخر هر دو را با هم شکستی…
دلی را که شکستی
بند زدم…
افاقه نکرد!!!
گل گرفتمش…
دیگر برنگرد
دلیل سکوتم بی جواب بودنم نیست دارم حرفای تورو با دیگری گوش می کنم وخودم را به جای اون میزارم!
دمش گرم خیلی با معرفت بود با شارژی که من براش خریده بودم همسر خودشو انتخاب کرد…
دنبال بهانه نباش عزیزم!
چشم که گذاشتم برو…
و هروقت که خواستی برگرد
من تا بی نهایت شمردن را بلدم…
دنیای عجیبیه!!
لالایی شو من خوندم…
اما رفت بغل یکی دیگه خوابید…
دنیای من تویی…….. دنیا ولی میگن…………. زندون مومنه
آخه چجوری از……….. خیر توبگذرم………….. این غیرممکنه
دوباره برای دیدنت
این رختخواب را وارونه خواهم خوابید…
خیانت است به تو……!
سر بر کنار خیالت گذاشتن…
♥♥♥
دوباره فال حافظ می گیرم
دوباره توی فالمی
همیشه در خیالتم
اگر چه بی خیالمی
دور از تو
به بیابانی میمانم
که اهل هیچ وطنی نیست
دور دورم از تو خیلی دورم از تو،،،، وقتی به هم نمی رسیم مجبور به عبورم از تو،،،،
دورى فقط تعبیریست که فاصله هامیگویند
اماآنهابی خبرندازنزدیکى دلهایمان
دوری آزمون دلهاست
یا دلتنگ میشوی یا فراموش… 
دلتنگم…
دوری زمنوزدوریت میسوزم
نزدیک منی ازآتشت میسوزم
آخرچه کنم چه خاکی برسرریزم
ازدیدن وازندیدنت میسوزم
دوریه بین منو تو دوریه ماهیو دریاست
دوریه بین منو تو دوریه ماه و تماشاست
دوست دارم آنقدر در خاطرت بمانم که اگر روزی نباشم، آهسته بگویی"یادش بخیر"
دوست دارم تا ابد یادت کنم
باصدایی خسته فریادت کنم
دوست دارم باتو باشم هرزمان
گرنباشی، کن نبارم بی زمان
دوست داشتن سخت است
براى کسى که
فراموش کردم برایش ساده ترین کار است!
دوست داشتنت جریمه کدامین گناهم است که هرشب در چشمانم نوشته میشود، خواب بی خواب….
دوست ندارم جای خالی یکی دیگه رو پر کنم
دوسدارم جای خالی خودمو پر کنم تو دلت 🙁
دوستت دارم هایت را پس میدهم!
بر دلم سنگینی می کند این همه دروغ…
دوستت داشتم…
زیاد…
کمش کردی…
کمترش کردی…
بی تفاوت شدم…
لااقل دیگر مرا به نفرت نرسان لعنتی…
دوستم گفت زود زود می ایم پیشت ولی الان سه ساله منتظرم چرا نمی ایی پیشم
دیدی آخر مرا لمس کردی…!!
ولی چه حیف…
سنگ قبر من احساس ندارد
دیر باریدی باران… دیر… من مدت هاست در نبودن کسی خشکیده ام…
دیرامدی…
تمام شده ام دیگر..
"میبخشمت"باانکه هزاران شب بیخوابی طلب دارم ازتو…
دیروز تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم، امروز هرچه میگردم خودم را پیدا نمیکنم
دیروز دست هایش میان دست هایم بود
امروز عکسش
و فردا سیگار
دیروز که فریاد میزد دوستت دارم گفتم نمیشنوم بلندتر بگو… اما امروز که به آرامی گفت :دیگه دوست ندارم گفتم :هیسسسسسس…. چرا داد میزنی؟؟؟
دیشب سر میز شام به یاد تو افتادم… بی اختیار اشک در چشمانم حلقه زد…. همه بهت زده به من نگاه کردند….
لبخندی زدم و گفتم :چقدر داغ بود..
دیوارها همیشه متهم به فاصله اند..
اما دستان دیوارساز چه زود تبرعه میشوند…
دیوانه ام می کند..
فکر اینکه.. زنده زنده..
نیمی از من را.. از من جدا کنند..
لطفا..
تا زنده ام بمان
دیوانگی های دلم را ب دل نگیر، دست خودش نیست طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را…
دیونم دیونه چشاتم
بگو کجای من بی تو نمی تونم
دلم گرفته از این دنیا که تورو دور از من نگه داشت
حالم بی تو خرابه برگرد
دیوونگی
مثه دیوونه ها گیجم…
همش بیهوده میخندم…
دوتا عاشق که میبینم…
سریع چشمامو میبندم…
دیگر احتیاط لازم نیست….
شکستنی ها شکست،
هرطور مایلید حمل کنید…!!!
دیگر استفاده نمیکنم از
"میم مالکیت"
شب بخیر "عزیزش"
دیگر برای داشتنت سماجت نمیکنم، پرنده ای ک مال من نیس قفس هم برایش بسازم باز هم میرود…
دیگر برای رفته ها اشکی نخواهم ریخت آن کس که رفت اگر می ماند فاجعه تر می بود…
دیگر صاف راه نمی روم
مهم نیست بگویند؛ سالم نیست
مهم این است که تو می دانی غم نبودنت
کمرم را شکست
دیگر مدتیست که خوابهایم قسمت بعدی ندارد
الان طعم تکراری بودن را درک میکنم.
دیگر نمیگویم گشتم نبود، نگرد نیست! بگذار صادقانه بگویم؛ گشتم! اتفاقا بود، فقط مال من نبود. بگذار دیگری بگردد، لابد مال اوست….
دیگر نوای ساز هم دوایم نمیشود،،،
دیگران میپرسند :بیداری؟ آری بی“دارم“…. چراکه اگر “دار“ی داشتم… یا قالی زندگیم راخودم میبافتم یا زندگیم را به“دار“می آویختم وخلاص. پس بی “دار“بی“دار“م
دیگرکمتراشک میریزم
دارم بزرگ میشوم
یا
سنگ
خدامیداند……….
دیگه ب کشیدن سختی عادت کردم!! منو ب خودش معتاد کرده!!
دیگه برو واسه همیشه ک قیدتو زدم، خب منم دیگه عین تو بدم؛ دروغ میگفتی دوسم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به تو ندم :(((
دیگه شبا نمیام پشت خطی
خوشحالم که کنار اون خوشبختی
خوشحالم که یه حساب سوا روش کردی و
به خاطر اون منو فراموش کردی…
دیگه هرچی بین ما بوده بسه
هر بلاییم سرم اوردی ناز شستت
دیگه همه چیز تموم شد.!!
دل بسته اش بودم و رفت
اما خوشبختیش آرزومه…
راحت از من گذشت…
اگر خدا هم, راحت از او بگذرد…
قیامت را…
من به پا میکنم!!!
راست است…
آدم سحرخیز میشود
شاعر میشود
دیوانه میشود
آدم…..
از زور دلتنگی…… آدم میشود!!!!!!
رفاقت ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست، رفاقت آن است که یکی برای دیگری
چتر شود و دیگری نفهمد که چرا خیس نشد
رفت و آخرین جمله اش این بود:
تو را هرگز فراموش نمیکنم اما فقط به عنوان یک ” آشنا “
رفتم دلت تنگ بشه سنگ شد. خواستم دلم سنگ بشه تنگ شد
رفتم ولی قلبم هنوز
هواتو داره شبو روز
من هنوزم عاشقتم
بدل میگم :بساز. بسوز
رفتن یه راهه کهنس ولی نه واسه هر کس. رفتن یعنی شکستن رو دیوارای زندگی شعار مرگ نوشتن
رفتنت دنیایم را زیرو رو کرد…
امشب هم رویایم، تو را بر پرده خیالم اکران ویژه دارد…
من هنوز دلواپس توام…
رفتنت مردانه نبود
خودت گفتی دیگر نمی ایی
پس دلیل نگاه هایت چیست؟
رفتنت، نبودنت، نامردیت هیچکدوم اذیتم نکرد! واسم سوال نشدفقط یه بغض داره خفم میکنه! چطوری نگات کرد که منو تنهاگذاشتی!؟؟
رفتی دیدم دنیا داغون شد
با دنیا داغونم چه کنم
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
رفتی و ستاره ها به من خندیدند.
من مردن عشق را باور کردم رفتی
رفیق روزهای خوب
رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من
همیشه در هنوزها…
رهایم نمیکند
حتی در خواب
حتی در سفر
یادت مرا تعقیب میکند
حتی در خلوت
رهایم کردی، چرا که برهنگی ات را نجوییدم، بوسه هایت را نطلبیدم و طعم گس گناه را نچشیدم، رهایم کردی چون عشق ورزیدم… نه هوس!!!
روحم که هیچ، حیف تنم ک بخاطر تو خط خطی کردم.
حیف تنم که پر از نام توست…
روز قیامت باید جواب خالکوبی هایم را بدهی…!؟!؟
روز مرگم اخرین جمله که به عشقم میگم اینه
" اینجورى میرن, نه اونجورى…… "
روز مرگم در آخرین نفسم
فقط یک چیز میخواهم به او بگویم:
اونطوری نه…
اینطوری میرن!!!
روز های دور از تورا هرگز
نخواهم شمرد…
تا همیشه بگویم همین دیروز
بود…
روزمرگم، درآخرین نفسم فقط یک چیز به او خواهم گفت:
اونطوری نه :اینطوری باید رفت…
روزهایم را تلف کردم
روزهایت را حرام کردی…
حیف بودن های من و نبودن های تو!!!
روزهایی که در کنارم بودی لحظه لحظه با تو بودن برایم هدیه ای بود از سوی خدا… نمیدانم این روزها که نیستی دلم از تو بگیرد یا از خدا؟!
روزى بودنم آرزو میشود… اما من دیگرنیستم. آن روز، جاى من خوب است و حال تو خراب… و به گمانم آن روز نزدیک است….
روزگار را میبینی..
روی هرکس که دست گذاشتیم….
روی ما "پا" گذاشت…!
روزگاری که دیوانه ات بودم گذشت….
روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست؟
گفتم بر آورده شدن آرزوی تو!
ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است…
روزی به عقب برمیگردی ومی بینی جای بعضی هاتوزندگیت خالی نیست بلکه ازاولم زیادی بوده
روزی درویشی را گفتن چرا دوست نمیطلبی
آیا دوستی را دوست نداری گفت دوستی را دوست
دارم اما طاقت جدایی دوست را ندارم
روزی دلت برای من تنگ خواهد شد روزی که در آغوش دیگری هستی اما کسی کنارت نیست حتی خودت
روزی فکر میکردم اگر او را با قریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما… امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم تا ببینم کجاست!!!
روزی که ازتو جداشم روز مرگ خنده هامه. روز تنهایی دست و فصل سرد گریه هامه.
روزی که داشتی میومدی پیشم اینقدر خوشحال شدم که حواسم نبود شاید داری از کنار یکی دیگه میای.
ولی الان فهمیدم چون دارم رفتنت رو می بینم.
روزی که دست یکدیگر را فشردیم و به هم قول دادیم
فقط دست تو مردانه بود و قول من!!
روی صورتم داره خاطره چکه می کنه :" (
رویِ سنگ قبرش نوشتند اولین باری نَبود که مُرد….
ز باغ خاطرم هرگز نخواهی رفت،
و من هرگز نخواهم داد نگاه مهربانت را به گلهایی ک می ایند و می خشکند…
زدی تو گوش آبروم نگو دلت نمییاد
فازه پشیمونی نگیر اصلا بهت نمییاد
فکر من و نکن بزن، عین خیالت نباشه
میخوام برم یه دنیایی که خیانت نباشه
زمانی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش نفسم قطع روحم در اسمان وتنم در زیر خاک.
زمانی فراموشت میکنم
که بالای سنگ قبرم بگویی:
کاش زنده بودی
زن ها به انگیزه ی قویی برای خیالنت کردن نیاز دارن
و مرد ها برای خیانت نکردن!!!
زندگی این روزها بی دلیل سخت شده؛ سختی اش یک حقیقت محض است و بی دلیل بودنش دروغی بزرگ… آخر همه فاصله من و تو را میبینند!
زندگی باید، شاید فراموشت کنم/شایدی در کار نیست"باید فراموشت کنم"
زندگی همینه.. انتظار یه آغوش بی منت..
یه بوسۀ بی عادت..
یه دوستت دارم بی علت.. باور کن…
زندگی همین دوست داشتنهای ساده ست…
زندگی، کتابی است پرماجرا هیچ گاه ان را به خاطر یک ورقش دور مینداز….
پس خدایا کمکم کن که اگر چیزی راشکستم دل کسی نباشد….
زیباترین لباسى که می تواند زن را بپوشاند؛ بازوهاى مردیست که دوستش دارد……
زیباترین کلماتى که با یک قلب شکسته میتوان گفت این است که هرگز از دوست داشتنت دست نمیکشم, فقط دیگر نمیخواهم ان را به تو نشان دهم
زیر آوار اخرین حرفت جا مانده ام…
لعنتی نمیدانی "خداحافظت"،
چند ریشتر بود…
سؤال‌های زندگی‌
می‌‌مانند،
پیر و پیرتر می‌‌شوند،
و هیچ کاری نیز
از دستِ جواب‌های تازه و تازه تر
برنمی‌‌آید!
ساختم، آمدی، ویران کردی و رفتی…
میسازم، بیا ویران کن و برو
فقط بیا…!
ساده بګم..
بایکی دیګه چرخ میزنه،
بامنم حرف میزنه..
ساعت های نبودنت روی مچم بسته نمیشود، حلقه می شوند دور گردنم!
ساعتم رو برداشتم وعکس تورو جاش گذاشتم، حالا تو شدی تموم لحظاتم.
سالها بعد وقتی از کنار یکدیگر رد شویم خواهی گفت:
این شخص چقدر شبیه خاطرات من است!!!!
سالها ست که معنی این جمله را نفهمیدم، رفت و آمد
نمیدانم آدمها میروند که بیایند یا میایند که بروند.
سالها، ماهها و روزها میگذرد!
تو بی من و با او خوشحالی، همین برای دل تنهاییم کافیست…
سالهاست که مرده ام
بی تونه
بوی خاک نجاتم داد، نه شمارش ستاره ها تسکینم…
چرا صدایم کردی؟
چرا؟
سالیان سال است که در این حوالی پرنده‌ای نمی‌پرد…
وای به حال دل مترسک‌ها….
ستاره های اسمون فدای یک لحظه نگات
کجایی تک ستاره ام که من دلم تنگ برات
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی آیا اصلا دوستت داشت؟؟؟؟
سخت است وقتی که دلت می رود
و تو می مانی و
جای خالی قلبت…
سخت میترسیدم از اینکه
من از نژاد شیشه باشم و شکستنی..
و او از نژاد جاده باشد و رفتنی..
روزها گذشت.. همان شد
او رفت… من شکستم..
سختته نفس بکشی, گریه کن سبکتر بشی, بی دلیل رفت حقداری دورت رو قفس بکشی, بی گناه گریه کن, هی بگو آه گریه کن.
سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟ چته؟ چی سخته؟ نترس من هستم
سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی
سختی تنهایی را وقتی فهمیدم که دیدم مترسک به کلاغ میگوید :هرچقدر دوست داری نوک بزن"فقط تنهام نذار"
سر همین دوراهی راهتو کج کن… جدایی رو پذیرفتم
سرفه هایم صدای خرده شیشه میدهد. ب گمانم بازهم دلم شکسته
سرم را بالا مى گیرم!
چون؛ بازى را به کسى باختم که با خیانت برد..
سرم را به نشانه ی خجالت تکان میدهم و با سرعت از آن جا دور میشوم، نمیتوانم ببینم دست کسی را گرفته که روزی بهترین دوستم بود…
سرم را شایددرنبودنت دیگران گرم کنند اما…………؟ دلم راهرگز.
سرما زده و سوزه و پاییز فراری
در حسرت روزهای بهاری بغ کرده قناری
اجاق خونه میسوزه وسرده
ببین سرما چه کرده
سرنوشتم مثل قلیون شد… تا طعم داشتم با من بودند از طعم که افتادم گفتند :سوخت… بریم!!!
سروده هایم را خواند گفت بی محتواست نمیدانست انها تمام احساساتم به اوست دنبال سروده هایی می گشت که بتوان فروخت و زندگی کرد….
سرِ صبحه و از خواب تازه تو پا میشی… ولی من هنوز بیدارم و تو باعث و بانی شی
سریعترین نقاشی بود که در عمرم دیدم…
در یک چشم به هم زدن
روزگارم را سیاه کرد…
سفر را بهانه نکن
فاصله از دستانمان
آغاز می‌شود.
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعرشبهای روشن
سلام بر مهدى (عج)
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا/دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا
سِر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست/ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا
سلامتی خودم که عشقم ترکم کرد به جرم مبتلا شدن به سرطان، شکستم اما بخشیدم…
سلامتی اونایی که
هنوز تو شوک رفتن کسی هستن
و نمی خوان باور کنن
اونی که رفت باید می رفت…..!
سلامتی اونی که رفت…
سلامتی اونی که قلبم رو شکست…
سلامتی منی که قراره همیشه تنها باشم…
سلامتی همه اونایی که نیمه ی دومشونو فقط و فقط بخاطر نداری پدرو جیب خالی از دست دادن
سلامتی همه ی دلشکسته های شب بیدار
سنگ قبرم را نمیسازد کسی —————مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد ————– سوختم خاکسترم را باد برد……
سنگ هایی که من از یادِ تو بر دل میزدم
خانه ای میشد
اگر خانه بنا میکردم..
سنگین بود
بار نبودنت
افتاد
شکست
خرد شدم
سه نقطه های آخر جمله هایم دردهایی هستند
که حرف نشدند!
اشک شدند…
سه وقت دعا بر اورده میشه 
وقت اذان 
وقت بارون
وقتی که دلت میشکنه 
من وقت اذان
زیر بارون
دعاکردم 
هیچ وقت دلت نشکنه
سهم “من” از “تو” عشق نیست،
ذوق نیست، اشتیاق نیست
همان دلتنگی بی پایانی ست که
روزها دیوانه ام می کند
سهمیه هوای من هم برای تو!
برای نفس زدن در اغوش او لازمت میشود!!!
سهمیه ی هوای منم باشه واسه تو
میدونم
برای نفس نفس زدن تو بغلش
لازمت میشه…
سوختم خاکسترم را باد برد / بهترین یارم مرا از یاد برد / ماندم در کوچه های بی کسی / سنگ قبرم را نمی شناسد کسی
سوختن، قصه ى شمع است ولى قسمت ماست، شایداین قصه ى تنهایى ما کارخداست، آنقدرسوخته ام باهمه بى تقصیرى، که جهنم نگذارد به تنم تاثیرى.
سوم
هفتم
چهلم
سال…
چند سال دیگر
باید عزادار نبودن هایت باشم…؟
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیش دار است…
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
"سرنوشت"
به شما خواهد گفت….
سکوت سنگینی است
انگار فقط غم و درد سکوت را میشکنند
گاهی یک آه
چنان فریادیست که دل می لرزد از ترس
سیگار میکشم
تا دود کنم خیال بودنش را…
ریه هایم بی تقصیرند
فقط دارند تاوان ندانم کاری های دلم را پس میدهند…
سیگارت را پشت دست من خاموش کن؛ بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن ها!
سیگارمیکشم
ناراحت باش
عذاب بکش
همه یادگاری هات تلخه
سیگاری ام کردبارفتنش… کسی که به قلیان کشیدنم گیرمیداد…
سیگاری نیستم اما گاهی دوست دارم بلند بلند سیگار بکشم
و دود کنم نبودنت را
و تمام کنم
تمام بودنم را
شانه هایت ک رفت،
سرم افتاد، دلم شکست…
شاید بعضی وقت‌ها…
باید در اوج دلتنگی، دل کَند!
ولی…
بگذریم..
چه راحت است حرف زدن!
شاید روزی برگردی و جای خالیم دلت را بسوزاند
آنوقت فکرت جای دیگری نرود روزی تو رفتی دل من سوخت
شنیده ای دنیا چقدر کوچک است.
شاید روزی…
در گذر زمان به یکدیگر برسیم
آن روز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد!
تو را از دست میدهم
اما غرورم را نه…
شایدفاصله هابتونندچشم ها ونگاه هاراازهم دورکندولى قدرت این راندارن که قلبها ویادهاراازهم جداکنند
شب هایم درد دارد… وقتی ندانم چراغ اتاقت را کدامین دست خاموش میکند!
شب هایم
بروز شده اند!!
دردهایم آنلاین
به مغزم کلیک که می کنم!
یا بالا نمی آید!
یا بالا می آورد
شبیه گازهای بی اثر شده ام…
تمام عنصرهای جدول مندلیف را هم که فعال کنی
بی تو…
ترکیب نمی شوم هرگز!
شعرتنهایی من قافیه انگارنداشت/دل بیچاره من همدم و غمخوار نداشت/من همان خسته ترین آدم دنیابودم/حیف این خسته که یک محرم اسرارنداشت…
شعرهایم به شرط چاقو!
اصلا دفتر شعرهایم را سفید میگذارم، این لحظه ها نوشتن ندارد!!!
درد دارد…
شما هم آخرین اس ام اس مخاطب خاصتون رو پاک نمیکنینو با دیدنش حسرت میخورین؟
شما که غریبه نیستین!
وقتی منو خواست،
هیچ چیز جلودارش نبود!
و وقتی هم که منو نخواست!
هیچ چیز "نگهدارش" نبود!!!
شنیدی که دلم گفت بمان ایست، نرو؟
به خدا وقت خداحافظی ات نیست، نرو؟
نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست،
گوش کن نبض دلم چیست، نرو…
شهری بود پر از غم/سهم من از اون بود هر دم/از دوری دستهای گرمش سرد سردم/وقتی اشکام و دید گفت که برمیگردم/سفید شد موهام و هنوز پر دردم…!
شیرین بودم تو تلخم کردی، خوشحال باش، خسرو بودن که کاری ندارد مردی فرهاد باش….
شیشه دلم نازک شده حتی بایک نفس تو ترک بر می دارد بعد تو به من می گویی دلتنگ دیگری شدی. چقدر ساده فرو می ریزم و نمی بینی!!!
شیشه نازک احساس مرا دست نزن!
چندشم می شود از لک انگشت دروغ
آن که میگفت که احساس مرا میفهمد…
کو کجا رفت؟ که احساس مرا خوب فروخت!!!
شیطان مسئول فاصله هاست، مجنون نه دیوانه بود و نه زنجیری، این نام را شیطان بر او گذاشت، لیلی ماند؛ زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.،.،.،
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
صبر کن منم دارم میام
چاقویی پنهان ته گنجه…..
دستان سردم, رگهای سبزم……..
اومدم…….
صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست، صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”
عادت نکن….
قرارمون جداییه….
عادت کردم… عادت کردم به تمام نبودن هایت، دیر کردی، از همان راهی که امدی بازگرد
عجیب است دریا! همینکه غرق میشوی، پس میزندتورا، درست مثل آدمها!!
عذاب میکشم و از یاد تو میرم
با خاطرات خوب تو آروم میگیرم
نه میدونی چقدر داغونم از دوریت
نه میفهمی با چه زجری میمیرم
عذابم میده این جای خالی زجرم میده این خاطرات و
فکرم بی تو داغون و خستست کاش بره از یادم اون صداتو
عزیزم :دوستی من مثله زنبورعسل نیست که ازگلی به گل دیگه میره, دوستی من مثله ماهی که وقتی از آب جدا میشه میمیره…
عشق این نیست که آینده ی خودت رو با کسی در نظر بگیری. عشق اینکه الان واسش بمیری، چون فردا شاید دیر باشه.
عشق با یه نگاه شروع میشه، با یه بوسه رشد میکنه و با گریه هم تموم میشه…:(
عشق را آن بی وفای سنگدل
در مسیری سد راهم کرد و رفت
عشق مثل کِشی می مونه که دو نفر دارن میکشن
اگه یکی ولش کنه دردش فقط واسه کسیه که هنوز اونو نگه داشته
عشق من از من گذشتی خوش گذر. بعداز این حتی تو اسمم را نبر. خاطراتم را تو بیرون کن ز سر. دیشب از کف رفت فردارا نگه…
عشق نگهداری میخواد
شبها بیداری میخواد
وقتی تنگه دل یار
از تو دلداری میخواد
عشق نیمه کاره، رابطه ای که تکلیفش معلوم نیست… مثه سیگار نصفه میمونه، دلت نمیاد بندازیش دور اما میدونی تا آخرشم بکشی اتفاق خاصی نمیفته…
عشق های امروزی بی نام قابل انتقال به غیر
و معاف از احساس میباشند…
عشق و محبت مثل انرژی می مونه از بین نمی ره فقط از شخصی به شخص دیگه منتقل میشه، بدونید اگه روزی از تون دریغ شد، حتما داره واسه یکی دیگه خرج میشه
عشق یعنی اگه از دورترین فاصله برای کوتاهترین مدت با قشنگترین حس به چشمای عشقت نگاه کنی، وجودت سراسر آرامش بشه…
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره در دریا شدن
عشق یعنی دیده بر او دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یک وازه زلال است. تو باید باشی، قلب من زیر سوال است توباید باشی، فال حافظ زدم، ان رند غزل خوان هم گفت :زندگی بی تو محال است تو باید باشی…
عشقت را از من نگیر
بگذار من هم مثل سهراب بگویم، دلخوشیها کم نیست…
عشقت راهرگزامتحان نکن، زیرا دلش بشکند دیگر عشق نمیشود…
عشقم خیلی باگذشت بود…
حتی از من هم گذشت…
عضی وقتهآ…
از شدت دلتنگی،
گریه که هیچ…!!!
دل♥َت می خوآهَد؛
هآی هآی بمیری…
عطر تو در هواست!
میایی یا رفته ای…؟!
عطر های خوب, شیشه های خالیشان هم بوی خوبی می دهند.!
مثل جای خالی تو.
عطرهای خوب، شیشه خالیشان هم بوی خوب میدهد، درست مثل جای خالی تو…
علآوه بَر اینکه مَن و تو، ما نَشدیم
نصف مَنَم ازبین رَفت…!!
عمری دیوار بودیم و تکیه گاه رفقا اکنون خراب شدیم و خاک پای رفقا…
عمری گذشت تا باورمان شد آنچه را که باد برد "خودمان" بودیم!
عکس تو بود و قصه
قاب تو بود و انکار
کوبیدمش به دیوار
سیگار پشت سیگار,,,,,
عیبی نداره باشه، میرم که راهت وا شه، میرم که تا بهت ثابت کنم نبودی عاشق، عیبی نداره میرم قلبمو پس میگیر، اما بدون من بی تو داغون میشم میمیرم
غروب عاشقان رنگش حنایی اولش دوستی و آخرش جدایی
غرورت نذار دیگه خستت کنه
اگه نیست باید دلشکستت کنه
نمیتونی پنهون کنی داغونی
نمیتونی یادش نباشی
به این آسونی…
غریبه ها ک هیچ…
دوستان هم گاهی ب اندازه ی دو سه خط بیشتر حوصله ات را ندارند…
غصه نخور………… کنار آمده ام با نبودنت.
خیلی که دلم بگیرد……
گریه میکنم.
غم رفتنت پیرم کرد زمینگیرم کرد
نبودنت از زندگی سیرم کرد باشه میرم من
افسوس دیگه دوسم نداری
غمگین میشوم…
وقتی میبینم…
او هست…
من هستم…
اما
قسمت نیست!!!
غمگینم مانند مرد هزار چهره که می گفت:
نمیدونم تو زندگیم چرا هی نمیشه…
غمگینم مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد!
غیرت دارم روی
خاطراتمان
برای هر کسی
تعریفشان نمی کنم
تو فقط مرد باش و
انکارشان نکن…
فاسد بودن فقط به تن فروشی نیست
گاهی وقت ها به فروختن خاطرات قدیمی به بهای ورود یک تازه وارد است…
فدای سرت که رفت
فدای سرت که نشد
هر چه زودتر راهیش کن آنکه میدانی ماندنی نیست…
فراموش نمیشوی
"جای پای تو"
مانده بر تمام
من!
فراموش کردن کارآسانی است!!!
کافیست دراز بکشم, چشمانم را ببندم وبمیرم…
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ازهمان آبهایی که میپرد توی گلو وسالها
سرفه میکنم.
فراموش کردنت کار سختی نیست!
کافیست دراز بکشم…
چشمهایم را ببندم و برای همیشه بمیرم…
فراموشت نخواهم کرد چرا که با وفا هستی
در گنجینه ی قلبم همیشه طلا هستی
فراموشم نکن که فراموشت نخواهم کرد درونم آتشی هستی که خواموشت نخواهم کرد
فردا همان می شود که امروز به آن می اندیشی
فرق من با تو این بو که من با تو عاشقی میکردمو تو با من بازی
تفاوت ما این بود که من هم یار میخواستمو تو همبازی….
فرق نمیکند به کدام سمت رفته باشی سفر همان سفر است
چه یک قدم از دل
چه هزار قدم از خانه
فرهاد قصه ام شدی و تیشه را… ولی
دل بود انچه کندی ازم، کوه غم نبود
فرهنگ لغتها
نیاز به ویرایش دارند
برای معنی دلتنگی
احتیاج به اینهمه کلمه نیست,
دلتنگی یعنی
تو…
فریاد زدم بدونی، بیزارم از جدایی، دلم برات تنگ شده، عزیز دل کجایی؟
فریاد زدم بمان، ولى حیف چه سود
بر سرعت گام هاى خود مى افزود
از نقطه هنوز هم تنفر دارم
او دور شد و نقطه شد و بعد… نبود…
فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد….
فقط رفت بدون نکاهی که رنک حسرت داشته باشد…
فقط رفت ومن شنیدم ارام کفت :اخیش راحت شدم..!!
فقط مانده ام که در چشمان به ان زلالی چگونه جا داده بودی ان همه دروغ را…؟
فقط چند قدم مانده بود
برسم به "تو"
اگر این خواب لعنتی دیشب ادامه داشت….
فقط یک پیک از شراب لبانت خوردم
چند ساله بودند این لبانت؟
عمری گذشت
و هنوز وقتی به تو فکر می کنم
تلو تلو می خورم…..!
مرا ببخش…
اگر به تو پیله کردم…
قدری طاقت بیاور پروانه میشوم و میروم…

همچنین ببینید

دلتنگی – ۱۱

بی حس شده ام از درد!! از بغض!! فقط گاهی… خط اشکی میسوزاند صورتم را..بی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *