خانه / دلتنگی / دلتنگی – ۰۴

دلتنگی – ۰۴

اونایی که شما باهاشون می گردی.. راه رفتنو از مایاد گرفتن!

اونقدر برای بچه هایتان عروسک بخرید و بزارید اونقدر با انها بازی کنن تا وختی بزرگ میشن با ادما بازی نکنن
اونی که آرزوته… آویزونه یکی دیگست. اونی که آویزونته… آرزویه یکی دیگست.
اونی که همدردمه، اونی که هم صحبتمه، یار تنهایی هامه، با صداش بهم ارامش میده، و بعضی موقع ها بهتر از هر کس دیگه ای میتونه باشه (گوشیمه) دوستت دارم…
اى زمانه من ازاین گردش توسیرشدم. بس که آزرده شدم خسته ودلگیرشدم. اى مرگ چرادرآغوش نمیگیرى مرا، به خیالت که جوانم به خداپیرشدم…
اى کاش روز قیامت خداوند به ما بگوید:
بس کن، توضیح نده، بخشیدمت
اى کاش زندگیم در یک کاسه ى آب خلاصه میشد تا آن رابدرقه ى راهت مى کردم…
اکسیژن میخواهم چکار?!?
وقتی دلیل نفس کشیدنم براحتی از من گذشت…..
اگر ابی هرز نمیرفت
علف هرز نبود……..
عباس کیارستمی
اگر افتخارت دل شکستن است
به عزیزانت بگو اسپند دود کنند…
این بار افتخار که نه…
حماسه آفریدی…!
اگر بخواهم صادق باشم
دیگر
به دنبال کسی که درکم بکند نیستم!
من از ابتدای کودکی روروَکم را شکستم
تا روی پاهای خودم بایستم!!!
اگر بخوای من اون منی بشم که تو میخوای، پس دیگه من من نیستم…
اگر بودنتون به زندگی کسی معنا می ده،
زندگیش رو بی معنی نکنین…!!! ‬
اگر در شبی تاریک تیری به سمت آسمانن شلیک کنی اگر به ماه نرسد حتما به یک ستاره برخورد می کند
اگر دل کندن آسان بود فرهاد به جای بیستون دل میکند
اگر دنیا برعکس بود آدم ها عاشق نمیشدند… عاشقها آدم میشند!
اگر سکوت کرده ام به روی زندگی پای خوب بودنم نگذار روزگار با ضربه هایش مرا لال کرده است فقط گاهی لبخند میزنم تا بداند هنوز برای ضربه هایش زنده ام.
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید
اگردلت گرفته سکوت کن این روزها هیچ کس معنای
،،،، دل تنگی را نمیفهمد
اگرزندگی زیبا بودچراهنگام تولدگریه کردیم؟؟!
اگریه روز یه شاپرک
تو خونتون کشید سرک
یه خورده یاد من بیفت
نگو ولش کن به درک
اگه اخلاقم سگه چون با گرگ جماعت سر کار دارم.
اگه از تمام قلب های دنیا خسته شدی به یاد قلبی باش که هرگز از یاد تو خسته نمیشه…
اگه از یه نفر متنفری از شخص اون نیست:
از قسمت از خودته که تو وجود اون نقش بسته….
پس خوتو تو دیگران قشنگ بکش…..
(ناپلئون بناپارت)
اگه انسان ها همیشه راه بیوفتند زمین خوردن مانعشون نمیشه
اگه این زندگی باشه من از مردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا شاید مردم حواسم نیست
اگه به زنت خیانت نکنی…!!!
به خودت خیانت کردی..!!
(دکتر شریعتی در تایلند)
اگه بهش گفتی، دوست دارم..
پای حرفت بمون، بهر قیمتی.
اگه بودنتون به زندگی کسی معنا می ده؛ زندگیش رو بی معنی نکنید!
دل کندن اگر کار آسانی بود، فرهاد به جای بیستون دل مى کند….
اگه تا حالا تنها بودم واسه اینه که کسی که لیاقتم رو داشته باشه رو پیدا نکردم، اشتباه نکنید…
این جا مهم نیست کجاست. بی تو همه جا دور است
این جمله "به تو چه" بین مردم جا بیفته تقریبا خوشبخت میشیم! :/
این دخترایی که جمعه صبح تو خیابونن و مانتوشون چروکه, یه کمم خواب آلودن…
اینا رو اذیت نکنید
اینا قلم چی داشتن, خستن:)))))
این دغل ذوستان که میبینی مگسانند گرد شیرینی :-S
کیا قبول دارن??
این روز ها جسارت زیادی می خواهد که خودت باشی…
این روزا آدم جرئت نداره با یکی درددل کنه.. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ول نمی کنه که 😐
این روزا با هر کی دردودل میکنی؛ یا دنبال مقصر میگرده یا نصیحتت میکنه، باباجون فقط به دردام گوش بده همین…
این روزا دور و برم پره از آدمائیه که دوس دارم بهشون بگم:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.
این روزا شدم مثل آمریکا!! وقتی میرم خرید، هیچ غلطی نمیتونم بکنم!!!
این روزا هر زوج جوونی رو که میبینم دستشون تو دست همه
یاد خودمون میفتم که میتونسیم من و تو، ما بشیم
اما افسوس…
این روزا هوای منو نداری، خفه نمشوی؟ بی هوای من!
این روزا هی دخترا ابروهاشون رو پهن تر می کنن، پسرا نازکتر!
این روزای سخت که تموم شه، میرم میزنم رو شونه ی خداو میگم:
جنبه رو حال کردی؟
این روزها از حوالیِ تو، بوهایی به مشامم می رسد
نکند بوی خیانت جایش را به عطر خوشت داده باشد…
این روزها اگر کسی پیدا شد
که شماره تلفنت رو حفظ بود
حتماً قدرش رو بدون
خیلی باید خاطرت براش عزیز باشه…
این روزها بعد از درد و دل، دل درد می گیریم… سنگ صبورها هم چینی شده اند!…
این روزها تنها دری که به رویم باز میشود!
در پاکت سیگارم است…
این روزها درد زیاداست.. درمان هم هست اما.. دیگر کسی حال خوب شدن ندارد..
این روزها رفتنو دل شکستنه
این روزها مرگو بهونه کردنه
این روزها شدم معادله چند مجهولی. هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد!!!
این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی بشه ولی…..
با دلش نه!!!
این روزها عمیقامایلم ماهی باشم، ماهی حافظش ۷ ثانیه است
بدون هیچ خاطره ای
این روزها غصه ها یکی یکی نمیان، اژانس میگیرن همگی باهم میان
این روزها هر کس می بیند دلم شکسته است می آید و تکه هایش را به بازی می گیرد در صورتی که نمی دانند شاید بتوانند تکه هارا دوباره وصل کنند…
این روزها هم میگذرد…
اما من از این روزها نمیگذرم…
این روزها همه آدمها درد دارند…
درد پول
درد عشق
درد تنهایی
این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم!!!
این روزها هیچ چیز سر جایش نیست جز تو! چه زیبا جا گرفته ای در دلم…
این روزها, اگر خون هم گریه کنی, عمق همدردی دیگران با تو…
یک کلمه است
آخی
این روزها, روزهایم شکلاتی اند…. آن هم از نوع تلخ تلخ
این روزها….. شیشه شده ام
زود می شکنم…. اما بد می برم
این روزها؛ یخچال خانیمان مثل من شده…
حرف برای گفتن دارد اما کسی سراغش نمی آید….؛
این روزهاخراب هرکسی باشی فکرمیکنن تاریخ مصرفت گذشته…
این روزهاخوابم نمی آید… فقط میخوابم که بیدارنباشم…
این شب هاچقدردلم میخواهد کسی آرام بهم بگوید :"بمیری انشاالله"و من فریاد بزنم "آمین"
این شعرها عوارض جانبی نبود توست
به دل نگیر
فقط مرا
ذره ذره میمیراند..
این قاعده ی بازی است…. اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری… باختنت حتمی است… مراقبِ آخرین جمله‌ی آخرین دیدار باشید؛ دردش زیاد است!
این منم اینجا؛ میون عابرایی که از لباس پوشیدنم بیذارن::.
من از آدما نمیترسم و آرومم…
نمی خوام از اینجا برم یه جای دور::.
این نیز بگذرد…
اما بعضی چیزها هست که هر چقدر هم بگذرد،
“نمی گذرد”
و داغشان تا ابد بر دل آدم میماند!
این هوا هم مى بینه ما یه نفریم، هى دو نفره میشه….
این چه رسمیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پیراهنش را من خریدم, دیگری از تنش در اورد….
این کدامین ملت است،
این کدامین مذهب است،
که کشند عاشقی را
به بهانه گدایی.
بعضی از متن هارا با بغض نوشتم
لطفا
با درد بخوانید…
بعضی اشکها هستند بی دلیل، بی بهانه، یک دفعه ای نصف شبی عجیب آدم را آرام می کند
بعضی جملات دختر پسر ها رو که می خونم… امیدوار میشم که هنوز هم مثل من پیدا میشه…
پس سلامتی همه ما… که فقط در ظاهر جوونیم ولی در باطن…
بعضی حرف ها را ‌نباید زد‌
بعضی حرف ها را ‌نباید خورد‌
بیچاره دل چه میکشد میان این ‌زد‌ و‌خورد‌
بعضی دردا مثل چایی می مونن؛ با گذشت زمان سرد میشن ولی تلخیش از بین نمیره…
بعضی ها آب را گل آلود می کنند، تا عمیق به نظر برسند…
بعضی ها رو باید از تو رویاهات بیرون بکشی
و محکم بغلش کنی
و بعد آروم در گوشش بگی
اخه تو چرا واقعی نیستی…!!!
بعضی ها گریه نمیکنند اما از چشمهایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه چشمشان به کمین نشسته…!!!
میدونی که چی میگم…
بعضی وقت ها این قدر تو جمع ضایع میشم….
که تو دلم میگم خدا همین الان یه دریچه باز کن ازین زندگی برم بیرون 🙂
بعضی وقتا آدما یه کاری میکنن
که دیگه نمیتونی دوسشون داشته باشی
ولی عجیب دلت
واسه دوست داشتنشون تنگ میشه!!!
بعضی وقتا انقدر غم و مشکلات میاد سراغت که
طرفت دلقک هم باشه یادش میره خندش
بعضی وقتا به کسی انقد محبت میکنی میدونی که قدرشو نمیدونه ولی بازم میگی اشکال نداره عزیزمه :/
بعضی وقتا خندم میگیره به این حکمت روزگار که خیلی از تقدیر آدما رو برعکس رقم میزنه بی احساس به بااحساس بر میخوره و برعکسش، چرا؟!
بعضی وقتا دلم میخاد خدا بیاد دستمو بگیره، اشکامو پاک کنه بگه آدما اذیت میکنن بیا بریم پیش خودم…
بعضی وقتا هم هست چیزی که واقعا تو دلته رو تایپ میکنی اما بعد پاکش میکنی، واسه اینکه از جوابی که میدونی برات میفرسته میترسی…
بعضی وقتا که پدرت دستش رو رو شونت میزاره انگار تو اون لحظه کل دنیا رو حریفی. به سلامتی همه ی پدرا
بعضیا باهات کاری میکنن که وقتی یادت میاد چه لطفایی در حقشون کردی از خودت و همه کارات متنفر میشی…
بعضیا حریم خصوصی براشون مفهومی نداره، رفاقت یا زندگی با اونا مثل این می مونه که وسط چهارراه نشسته باشی!
بعضیا رو باید همیشه تشنه ی محبت نگه داشت
سیر که میشن هار میشن!!!
بعضیام هستن که باید بهشون بگی
عزیزم فهمیدم که خنجرتو فرو کردی
فقط دیگه لازم نیست هربار بیای یکم فشارش بدی
بقول یکی برو برو از خدا بترس!
بعضیام هستن
به بدبختی معتادن…
بغص هایم را به آسمان سپردم
خدا به خیر کند باران امشب را…
بغض هایم را به آسمان سپردم…
خدا به خیر کند باران امشب را…
بغض کنید…
گریه کنید…
دق کنید…
ولی با آدمای بی ارزش درددل نکنید!!
بلافاصله تا حس کردم دوستت دارم به زبان آوردم….
هر گاه این حس را داشتی بگو….
غرور باعث فاصله هاست!
بلیط ماندن است روی دستهای من؟ *دراین همه مسافرحرم نبودجای من؟ رفیق رفته درسفر فقط"سلام"من رسان*سفارش حقیر رابه حضرت رضا رسان!
التماس دعا
بنده شرم دیده را دوست نظر میکند، توبه اثر میکند… (حاج آقا ثانی در مادرانه)
خداجونم plzzzمنو ببخش :- (
به او گفتم که قلبم در اختیار توست،،، باور نکرد، به درک، حالا قلبم به اجبار جبر خود قلم می زند…
به بدترین شکل تکه ای از بدنم را کند!!!
تمساحی که روبرویم اشک می ریخت…
به بدرقه فکرمیکنم که" جیبی" باشد پنهان کند، لرزش دستانم را!
به بزرگی گفتن :زندگی چند بخش است؟ گفت :دوبخش. کودکی و پیری گفتند پس جوانی چی؟ گفت :بابی وفایی ساخت_باعاشقی سوخت_باجدایی هم مرد..
به بعضی از اینای که تازه واسه ما شاخ شدن باید گفت اون وقتی که تو داشتی آهوی دارم خوشکل رو میخوندی ما این درسارو پاس کردیم والا به غران!!
به بعضی باباهای پولدارم باید گفت :خیلی بی معرفتی که تو این شرایط سخت اقتصادی به بچه ت میگی برو نون از بازوی خودت بخور…!!!!!!!
به بعضی ها باید بگی باشه حق با توئه فقط ساکت شو… والا!
به بعضیا باید گفت اینجا نه اینجا زندگیه منه اون طرف تر دستشویی کن
به بعضیا هم باید بگی:
یه خورده راست بگو ببینم بلدى!
به بعضیام باید گفت :این آشغالی که الان خطابم میکنی یه روزی عشقت بود!!
به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد.
(حسین پناهی)
به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست گناهش پای کسی که دل مرا شکست!
به جان خودت بیفت!
خودت خودت را بساز!
وگرنه<<دیگران>>
به تو <<شکل>>می دهند…!
به جرم کدامین گناه…
به جهنم که نیستی..؛
مگر مغول ها یک قرن تمام حمله نکردند..؟
مگر نگذشت..؟
نبودن تو هم می گذرد..!
به حرمت نان ونمکی که باهم خوردیم، نان راتوببرکه راهت درازاست… نمک رابگذاربرای من که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند…!!!
به حساب حسودی من نگذار ک هر کجا دونفر هستند و من تنها دلتنگ میشوم…
هوای داشتن تو هوای من است برای زنده بودن
به خاطر من بخند حتی به دروغ!
گاهی باید به کسی تنفس مصنوعی داد…
به خاطراتت بگو اینقدر در دست و پای من نباشند… دیروز یکبار دیگر جلوی همان نیمکت همیشگی زمین خوردم..
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
به خدا گفتم از من در برابر دشمنانم محافظت کن، و من شروع کردم به از دست دادن دوستانم!
به خیالت نمیفهمم،
یواشکی مرا در خاطرت مرور میکنی؟!
کاش تو مغرور نبودی،
کاش….
به دختره تو چت گفتم :سلام جیگر
اونم پی ام داده :علیک سلام روده
ینی محبت به این دختر های امروزی نیومده…
به دریا شکوه بردم از شب دشت
از این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هرموجی که می گفتم غم خویش
سری میزد به سنگ وباز می گشت
به دلتنگی هایم دست نزن؛
یک وقت می شکند بغضم!
آنگاه غرق می شوی،
در سیلاب اشک هایی که،
بهانه ی روان شدنش هستی…!
به دلش گفتم عاشقم نشو
گفت باشد
گفتم زود است عاشقم نشو
گفت باشد
دوباره گفتم عاشقم نشو
گفت دیره عاشقت شدم…
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی… بگی میخوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس… چشام به نامت
به دنبال ویلچرى هستم براى روزگار!
ظاهرا پایى براى راه آمدن بامن ندارد
به روز بدرقه فکرمیکنم که" جیبی" باشد پنهان کند، لرزش دستانم را!
به زندگی ام پوزخند نزن… روزی کسی رو داشتم… که با تمام وجود صدام میکرد… عشقم
به سراغ من اگر می آیی
دگر آسوده بیا
چند وقتی ست که فولاد شده
چینی نازک تنهایی من
به سرم اگرشلیک کنند…
جای خون؛
فکر “تو”…
میپاشد به دیوار!!!
به سرنوشت بگویید اسباب بازی هایی بی جان نیستند… آدمند… می شکنند…!!!
به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم؟ انگشت بر لبانم گذاشت و گفت :صبور باش واگذارش به ما که هیچ احدی از سرنوشتش خبری ندارد
به سلام ها دل نمی بندم، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم، دیگر عادت کرده ام به تکرار این همه….
به سلامتى اون حرفهایى که:
پست نشد؛
ولى…
بغض شد
به سلامتی اون پدری که خنده های بی وقفه اش، حجابی بر روی قلب آکنده از غمشه…
به سلامتی اونایی که با هر چی بُر خوردن
آس موندن…
به سلامتی اونی ک نگفت من با بقیه فرق دارم…
ثابت کرد…..
به سلامتی خودتونو، تو دلی هاتون….
به سلامتی خودمون که
توی پلک زدنامون
که توی پیک زدنامون
یاد اونایی هستیم که بدکردن در حقمون…
به سلامتی عشقم که وقتی با دوستم رفتم پیشش اومدم خونه اس داد عاشق دوستت شدم دیگه به من زنگ نزن…..
به سلامتی کسی که اونقدر به یادشیم که اگه به یاد خدا بودیم نصف بهشت مال ما بود!!!
به سلامتیه مادرم که گفت عشق وجود نداره، ولی حیف وقتی گفت که عشقم کشک شده بود.
به شدت و خیلی فوری به یه غلتک خوب و کار آمد نیازمندم
میخوام زندگیمو بنذازم روش!!!
به شوق ِ دیدارت…
چه آب و جارویی
راه انداخته اند!
چشم ها و مژه هایم…
به صلیب اگر کشیده شدی مسیح باش! نه مترسک سر جالیز
به فقر«انسانیت»دچار شدیم!
نسلی که دردش را، کیبورد ها… پیامک ها… و… تلفن های پی در پی می فهمد…
به قول حسین پناهی
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید….
روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز….
به قول شاعر :زندگیم ماله منه، خودم میدونم چی خوبه چی بده!!
قابل توجه والدین عزیز
به مردم این شهرنگو"غلامتم"ساده اند" باور میکنند تو را میفروشند!
به نظر من کسانی که آرایش میکنن با چهره خودشون کنار نیومدن.
حالا اینا میخوان با یه نفر دیگه و یه خانواده و یه فامیل جدید کنار بیان؟
به هر کس میکنم جان عزیزم را فدا
مثل عقرب می زند نیشم نمی دانم چرا
به هرکی خوبی میکنی…
چند برابرشو جبران میکنه!!!
با بدی…
به وقت غروب این دل، بی یار میگیرد…
به وقت حضور یار، این دلم چه بی خدا می میرد… /
به وقتایی هست که آدم خستس، اینقدر که میشه خوده معنیه خستگی.
بعد میگه لعنت به من، به دنیام، به همه چیز
من الان چند وقته همین جا گیر کردم…
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
به کدامین دلیل نگاه ها به هم گره میخورد
اما در مدتی کوتاه
نگاه ها سرد
خاموش
و همه چیز فراموش میشود
به کدامین دلیل…
به گمانم بغض هایمان هم " ساخت چین " هستند…!!!
لعنتی ها هر شب میشکنند…!!!
به یاد داشته باش :قلب تو امروز بر اشکهای دیشب خود می خندد، مانند درختی خیس که پس از عبور باران می درخشد!
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند :مگر کوری​​​؟ روزگارت بی نیاز از جماعت نادان……..
به یه سری آدما باید گفت نگران چی هستی؟ واسه چی ناراحتی!! دنیا که به آخر نرسیده!! من نشد یکی دیگه… توکه عادت داری عزیزم:)
به یوسف بگویید به این رهاشدن ازچاه دل نبندد…
اینبار میبرند که زندانیش کنند…
به یک معتاد جهت کشیدن درد هایم نیاز مندم.
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود…
چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بدون اجازه وارد آن شدی!
بهت گفتم دنده یک بودنت انگی نی عالیه اما یه دنده نباش
بهتر نیست حقیقت را با کسی در میان گذاشت، و این راز را برملا کرد وتا فرصت هست زندگی کرد؟
بهم بگو چه حالی داری؟!…
وقتی دستام از تو دوره…
تو میدونی شب و روزم…
بی تو خیلی، سوت و کوره…!!!!:(
بهونه نفس کشیدنم بود
نامرد میگه اگه قسمت هم شدیم چشم میام میگیرمت.
بودن با بعضی ها لیاقت نمیخوااااد اعصاب میخواااد!!!!
بوى سیگار میدهى
یا این سیگارها بوى تورا
بگذریم
به هر حال بوى خوبیست!
بى ارزش ترین انسانها کسی است که…..
خوب بودن دیگران را برحسب زرنگی خود بگذارد…..
بَهاے سَنگینے دادم تا فَهمیدم ڪَسے را ڪہ "قَصد" ماندن نَدارد باید راهے ڪَرد!!!
بچه داشتن،
عاقبت می فهمی –
اما دیر، دیر
بچه هه تا دیروز وآسه باباش چشم، چشم دوباره میکشید،، امروز شاخو شونه میکشه..
بچه که بودم چرخ و فلک که میومد تو کوچه، همه سوار میشدند ولی من پول نداشتم، فقط نگاه میکردم،
از همون بچگی چرخ فلک به کام من نچرخید…
بچه که بودیم اگرکسی بستنی مان راگاز میگرفت قیامت میکردیم چه بیهوده بزرگ شدیم…
دلمان راگازمیگیرنداماسکوت میکنیم،،،
بگذار با هم "دوست" بمانیم… عشق ♥ همه چیز را "خراب " می کند…. ‎
بگذار بگویند مغرورم
اما
من دوستت دارم هایم را
دیگر خرج کسی که لیاقتش را ندارد نمی کنم…
بگذار دیکتاتورترین دل دنیا براى من باشد و دموکراتترین عقل عالم مال تو
عقلم را به عشقت مجبور ساخته ام ودلت را به تنفرم آزاد گذارده اى!
بگذار سکوت قانون زندگی من باشد
وقتی…
واژه ها معنی درد را نمی فهمند…
بگذار گریه کنم. شاید اشک هایم بتواند آتشی را که عشقم در وجودم انداخت خاموش کند..
بگذار…. دیگران از حسادت بترکند انگشتان من… چه به انگشتان تو می آیند
بگذارهمه بیندیشند قلبم ازسنگ است، من ازنهایت درد، ب بی حسی رسیده ام….!
بگووو هنوز هم دوستم داری! لا اقل بگذار این امید های پوچ و واهی ام تنها رنگ تو و تظاهر به عشقت را بگیرند! نگذار امید هایم به این زوووودی بمیرند!!!
بی بی!
این سربازان، خاجند. آس پیک هم نشدند بیایند بالای ورق‌ها بمانند لااقل!
حکم از همان اول ” دل “ بود.
بازی کن!
بی تابم…..
دلم تاب میخواهد و یک هل محکم…
که دلم هُری بریزد پایین..
هرچه را در خودش تلنبار کرده…!!
بی تو در این حوالی، درختی سبز نمیشود.!
نفس تنگی گرفته ام.!
نبودنت بی چاره ام میکند.!!!
بی تو مهتاب شبی…….
نّه
بی تو آن کوچه دگر ماه ندارد…؛؛
بی تو…
این منم…
زنی تنها در آستانه فصلی سرد…
بی معرفتا, اونایی که یه عمری دستشون تو جیب ما بود و…
حالا مدعین ما حقشونو خوردیم…
والا…
توروح بعضیا…
بی نمک ترین مکان جهان احتمالا دست من است…
بی همگان به سر شود…. ومن خیلی نگران شده ام.
چون دیگر دارد بی تو هم به سر میشود انگار….
بی پناهی یعنی:
زیر آوار کسی بمانی که
قرار بود……. تکیه گاهت باشد!!!!!!!!
بی چشم می توان زندگی کرد ولی بی نفس هرگز، همه ی عالم چشم من ولی تو نفس من…
بی گناهی پای چوبه دار میخندید
بیچاره نمی دانست که دوره ضرب المثل ها به پایان رسیده
بیا برگردیم به روزای خوب
بیا برگردییییییییییم
بیا تا بریزیم…
تو استکانی چای برای من
ومن زندگی ام را به پای تو
بیا جایمان را با هم عوض کنیم… مدتهاست کسی عاشقم نشده
بیا دوری کنیم از هم…..
بیا تنها بشیم کم کم…..
بیا با من تو بدتر شو…..
بیا از من تو رد شو…..
بیا غصه هایمان را تقسیم کنیم دوتا من هیجی تو! میبینی? من هنوزم خسیسم!
بیا هی میگن قدیمی ها خوبند
مثلا همین باباطاهر عریان
خوب برو عزیز من لباس بپوش ابروی قدیمی ها رو هم نبر
بیا!
فقط میخواهم شادیهایم را با تو قسمت کنم؛
من غصه هایم را با هر که شریک شدم غمگین ترم کرد!!!
بیادوری کنیم ازهم. بیاتنهابشیم کم کم. بیافقط بیابه التماسه بدشدن. بیاگله نکن توردشدی ازمن… کم کم…
بیاید همیشه مثل درخت پر از میوه بشیم خمیده تر!!!
هه هه!! اره باید بتونی!!
بیایید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم… سنگ قبر احساس ندارد
بیایید رک باشیم!
برای آمدنت دعا میکنیم و….
برای نیامدنت کارهای بسیار آقا جان….!!!!!
بیدار شدم از خواب
آغوشم گرم بود از گرمای تو
جای بوسه ات بر پیشانی ام گرم تر ازقلبم
کاش کمی بیشتر میماندی چشمان خیسم را پاک می کردی
بیزآر میشم از خودم؛
وقتی تو ناراحتی و من نمیتونم آرومت کنم…؛
بیشتر از اینکه یه آدم باشی تو ذهنم یه احساس خوب بودی تودلم….
با فکر کردن بهت حالم خیلی خوب میشد…
با حرفات فقط اون حس رو نابود کردی…
بیشعور ترین موجود دنیا این دل منه روزی هزار بار هزار تا دلیلو منطق براش میارم اروم میشه دم دمای صبح هی ازم میپرسه چرا چرا؟؟؟ واقعا چرا؟
بیل بیاورید…
میخواهم دل بکنم…:(
بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست.
تا از کیسه تان نرفته تماشا کنید خوب؛ در آسمان شب پرواز آفتاب را….
تا بحال طمع حسرت را تجربه کردهای
وقتی با دوریت مخلوط می شود
بی مزه ترین مزه دنیاست
این مزه را دوست ندارم.
تا توانی یک دل و یکرنگ باش
قالی از چند رنگ بودن زیر پا افتاده است
تا جنون فاصله ای نیست… .. از اینجا که منم!
تا حالا برات پیش اومده!؟ تو اوج عصبانیت و دعوا… بازم حس کنی ک چقدر دوسش داری…!!
آخ ک نمیدونی باید بری خفش کنی یا… بپری بغلش کنی…!
تا حالا شده ازت بپرسن حالت چطوره؟ تو ی لبخند بزنی و بگی خوبم و تازه اون لحظه یادت بیاد چقدر دلتنگی و چقدر حالت بد و میخوای فریاد بکشی دلتنگم دلتنگ
تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مند کردی مسئولی…
(خسرو شکیبایی)
تا صبح با هم گپ زدیم
حرف های ناگفته ای که
لب های مرا سرخ
دهان او را تلخ کرد…
گفتمانی با طعم مارلبورو و توت فرنگی!!!
تا موقع مدرسه ها بهم میگفتن برو زود بخواب به مدرسه برسی الان میگن برو زود بخواب به ناهار برسی!!!
تا میتونید غصه بخورید
خلاصه هرکاری از دستتون برمیاد انجام بدید تا زودتر پیر شید
خانه ی سالمندان هنوز مختلطه
تا وقتی بچه ایم میگن نخند دلت درد میاد اما وقتی که بزرگ میشیم اینقدر دلمون پر درده که دیگه خندمون نمیاد
تا که تو بودی توی شهر مدام آدمهایی را می دیدم که حتی گاهی میشد اشتباهشان گرفت با تو… حالا اما که نیستی هیچ ردی از آن شباهت ها هم نیست…
تاحالاشده فقط باخداباشیدوهرلحظه به خودش فکرکنی توی این همه شلوغی زیرلب باخودش حرف بزنید؟! امتحان کنیدلذتی داره که هیچی نداره. آروم میشید
تازگی ها آدم ها آدم می درند……….
وگرگ های بیچاره بیکاره شده اند……………..
تاوان حرفهایی که نمی تونی بگی؛
تارهای سفیدیه که…
یه شَبه لابلای موهات به وجود میاد…!!!!
تجربه من از زندگی بعد چندسال اینه که باید برا گرفتن حقت بجنگی
حتی تا پای جون…
ترا به خدا… اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند
برایم بخر… تا در غذا بریزم
ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!
تراشکار ماهری شدم بس که تو نیامدی ومن برای دلم بهانه تراشیدم…
ترجیح میدهم روزه سکوت بگیرم در شهری که هیچکس حرفهایم را نمیفهمد.
ترجیح میدهم که شکستی صادقانه باشم تا موفقیتی پر نیرنگ
ترس از ان روزبیایی نباشد جسدم
کوزه گر کوزه بسازد زخاک جسدم
لب ان کوزه بسازد زخاک لب من
بی خبرلب بگذاری به لبان جسدم
ترسم ای مونس جانم که نبینم دگرت
آنقدر تا که رود خاطره ام از نظرت
یاد دارم سخن از مهرو وفا میگفتی
رفت از یاد تو، همچون سخنان دگرت… √
ترسم نوشته سنگ مزارم این شود :او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت….
ترکت کرده؟ شب ها به یادش گریه میکنی؟؟!! ناراحت نباش…. یه روز تو تنها آرزوی زندگیش میشی…. این بدترین انتقامه…!!
تشویق ها، رویاها، آه ها، آرزوها و اشکها از همراهان جدایی ناپذیر عشق اند.
تصمیم بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر، در بازی زندگی اگر عوض نشویم قطعا تعویض میشویم….
تصمیم گرفتم آنقدرسکوت کنم تادلی برایم تنگ شودافسوس که فراموش شدم
تصمیم گرفته ام آنقدر کمیاب شوم تا دلشان برایم تنگ شود، ولی افسوس که فراموش شده ام.
تصمیم گرفته ای که دیگر نیایی؟؟
افرین چه تصمیم با اراده ایی…..
لعنت به دبستانی که از درس هایش فقط تصمیم کبری را اموخته ای……
تظاهر به عادی بودن…
یعنی داشتن لبخند بر لب…
وقتی میل به گریه دارد آدم را می کشد…
تفاهم به معنا ی درک کردن نیست بلکه به معنای توانایی تحمل تفاوتهاست…..
تقدیم به چشم هایی که
در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند
تقدیم به اشک هایی که
غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست
تقصیر تو نیست…
مادرت نتونست تحملت کنه…
نارس ب دنیا اومدی
بدون قلب و وجدان
تقصیر خودمونه. بعضیارو که اصلا عددی نبودنو ما به توانرسوندیم..
تقصیر خودمونه…
بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم!!!
تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند
و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند
تلخ است…
با بغض بنویسی؛
با خنده بخوانند…
تلخ اینه که ببینی اونی که واسه تو ناز میکرده داره به یکی دیگه التماس میکنه
تلخ ترین خرید دنیا، خرید عصا برای مادرم بود…
تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه که آدم به خودش میگه :چی فکر میکردیم؛ چی شد…
آره واقعا……
تلخِ تلخم…
مثل قهوه هایی که سرد میشود و به آنها لب نمیزنی.
میبینی!!!
دور ریختنی شده ام
تلوزیون هاتونو خاموش کنید….
آهان. حالا با خیال راحت به زندگیتون ادامه بدید.
تموم شد. عامل فساد و بی فرهنگی رو تعطیل کردیم.
تمام استخوان های روحم درد می کند…
چه خماری دردناکی ست
نبودنت…!
تمام تاروپود هستیم برباد رفت،
اما نرفت عاشقی ها از دلم، دیوانگی ها سرم
تمام حرف هایم همان هایی هستند که نوشته نمی شوند!
همان سه نقطه های بیچاره…
تمام خستگی هایت را یکجا میخرم….
تو فقط قول بده….
صدای خنده هایت را به کسی نفروشی…
تمام خوشی هام رو بُرد ولی تو آخرین S بهم گفت خوش باش
نمیدونم پیش خودش چی فکر میکرد…
تمام دارایی من ازتو یک نگاه بود… راستی چشمانت چه رنگی است…
تمام درد دل هایم را به رودخانه گفتم، چه صیدی کرد صیاد از ماهی های دق کرده
تمام دلم رو وقف گرمای نگاهت میکنم مادر.
بذار تمام دنیا بدونه مادرم بهترین و صادق ترین دوست روی زمین و من به داشتنش می‌بالم.
تمام زندگی ام را میدهم که برگردی و همین که برگشتی بگویم نمیخواهمت
گمشو
تمام زندگی ایت به تمام لحظات عاشقانه مان نخواهد گذشت خائن.
سالروز حسرت خوردنت مبارک

تمام می شود
تمام ناگفته های من
فقط چند نقطه چین باقی می ماند
تا حرف های سادگی هایم را
دوباره تکرار کنی…
تمام نیمکت های شهر دونفره اند خیالی نیست روی چمن مینشینم.
تمام نیمکتهای پارک دو نفره اند!
بی خیال…
به درخت تکیه میدهم…
تمام ِ غصه هاے دنیآ را مے توان با یک جمله تحمل کرد:
خدایا! مے دانم که مے بینے…
تنت در بغل کسی باشد و دلت پیش دیگری، هزار خطبه هم بخوانند"خیانت"است…
تنم به لرزه مى افتد وقتی که مى گویی :برو به زندگیت برس….
مگر نمی دانی که همه ى زندگی منی؟!؟!!
تنها ارزوی ساده من اینه:
اگه یه روز نبودم بگی :یادش بخیر
همین
تنها ترسم از اون دنیا این که
مردم اینجا هم میان اونجا!!!
تنها دردم بی پدری……… خدایا مواظب بابام باش
تنها دردِ من، با او بودنِ توست…
تنها زیر درختی به یاد تو خرسکم را بغل کرده ام به خودم که آمدم دیدم خرسکم خیس خیس است
نمیدانم آسمان باریده یا چشمانم!
تنها شدم، باغمهام، با دردام، با دنیام
کاش بدونی، نبودنت،
دلیلی شده واسه ی اشکام…
تنها فایده گرفتن مدرک مهندسی واسه پسرا اینه که تو فوتبال دوستات داد میزنن:
مهندس پاس!
تنها چیزی که از تو یادم موند, اینه که, همه رو مغزم راه می رفتن, توی لعنتی رو قلبم….!
تنها ک باشی….. گاهی ارزو میکنی ک یک نفر صدایت کند حتی اشتباهی…..
تنها کسانی که ما را میرنجانند، عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند
تنها کسی که به ما پا داد بدبختی بود الانم باهام تیریپ ازدواجه…!!
تنها یه بار عاشق می شی پس اگه برای بار دوم حس عاشق شدن بهت دست داد بدون که عاشق نشدی "هوایی"شدی.
تنها یک "خداحافظی" بی دلیل، دل تمام "سلام هایم" را شکست…
تنهام گذاشتی اما غم تو ماند
هه غمت با وفاتر از تو بود
تنهایی :این قدرت را کسی به من داد که روزی می گفت :تنهایت نمی گذارم!!!
تنهایی ام را با تو قسمت میکنم
سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من، عالمی نیست
تنهایی تنبیهی است برای روزهای دوست داشتن تو…
تنهایی را دوست دارم… بی دعوت می آید… بی منت میماند… بی خبر نمیرود..
تنهایی شرف دارد به تن هایی که با دیگریست, دلم اغوشی میخواهد که نه زن باشد, نه مرد خدایا زمین نمیایی…!
تنهایی من از جایی شرع شد که میان این همه "بود" منتظر یکی بودم که نبود!
تنهایی پاداش نیکوکاریم بود
تنهایی یعنی اینکه هیچکس رو نداشته باشی باهاش دردودل کنی. با خودتم حرف بزنی بگن دیوونه شده :' (
تنهایی یعنی به خودت اس ام اس بدی…
تنهایی یعنی تصویری که هیچ وقت از ذهن پاک نمیشه..
تنهایی یعنی…
شب که میخوابی بالشتو بغل کنی و بخوابی!
تنهایی….
انتظار…..
پیاده رو….
هر چه دارم طول دارند.
دیگر عرضی ندارم!
تنهاییت را از تو گرفتم
در خنده هایم شریکت کردم
نگفته بودی بازرگان عشقی
من از کجا میدانستم سود من تنهاییست
تنهاییم از انجا شروع شد که میان این همه بودن دنبال کسی بودم که نبود. حالا یافته ام پس هستم به پاش..
ته دیگ هم نشدیم که واسه رسیدن بهمون کلی صبر و سعی و تلاش کنن
تو این دنیای وارونه/که هیچ چیزی نمیمونه/دل هرکی پر خونه/ که توی غصه زندونه/منم اینجا تک و تنها/دلم داره غم دنیا
تو این شبا واسه خوب و پاک موندن دوستیها دعا کنید..
واسه اونایی که عاشقن و نا خواسته عشقشونو اذیت میکنن…
تو این مملکت از یکی هم که معذرت میخوای، بقیه وایمیسن توی صف
تو بازی رفت انقدر گل خوردی که هر چقدرم تو بازی برگشت گل میزنی نمیبری…
این روزا همچین حسی رو به زندگیم دارم…
تو برعکس منی زیر حرفات میزنی من به موقش یکمی آره فوقش یکی یکمی کلاه رفته سرم وقتی بودی دور و برم
تو بوی سیگار میدهی…
یا این سیگارها بوی تو را؟؟؟
بگذریم…
""به هر حال بوی خوبیست""
تو بی تقصیر بودی
من مقصر بودم
که تو رو حساب کردم!
تو تنها بتی هستی که شکسته هایت هم برمن، خدایی می کند!
تو را من "تو" کردم وگرنه کلمه ی "هوی" هم زیادت بود…
واسه من "شما شما" نکن!
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه نه عارفانه و نه حتی عاجزانه
که تورا عادلانه در اغوش میکشم
عدل مگر نه ان است که هر چیز سر جای خودش باشد؟؟؟؟
تو زندگیت هرچی میخوای باش، فقط نفر سوم خلوتهای ۲ نفره نباش
تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست
من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود
تو ماه را دوست داری و من ماه هاست تو را… 
"چه شباهت بی رحمانه ای! "
تو مسیر زندگی یاد گرفتم
زیاد خوب نباشم…
زیاد هم دم دست نباشم…
زیاد که باشم، زیادی میشم…….
حتی اگه خوب باشم…
تو مغازه قلبم یاد تو تنها چیزیه که روش نوشتم سوال نکنید فروشی نیست…
تو مهربانی مهربان تر از تمام آوازهایی که هنگام دلتنگی هایم میخوانم
تو مى ایى به بالینم…
ولى اندم که در خاکم…
خوشامد گویمت اما…
در آغوش کفن گویم…
تو میدانی که من از میان همه ی نعمتهای این جهان
آنچه را برگزیده ام و دوست میدارم، تنهاییست…
تو هم تلخ بودی تلخ! درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دانند! غافل از اینکه این بار تلخی تو دلم را فلج کرد…!
تو هم گذشتی…
بگذریم……
تو چ میفهمی..
حالو روز کسی را ک دیگر هیچ نگاهی دلش را نمیلرزاند…
تو که سهلی من سیگارو هم ترک کردم!!!
امان از وقتی که آدم به ترک کردن اعتیاد پیدا کنه…
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو کیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم…
تو گفتی من به غیر از دیگرانم
چونینم در وفا داری چونانم
به غیر از دیگران بودی که امروز
نه میپرسی نه میدانی نشانم؟
تو یادت نیست :ولی من خوب به یاد دارم که برای داشتنت، دلی را به دریا زدم که از آب می ترسید!!!
تو" جا زدی…
"من" جا خوردم…
"اون" جا گرفت…!
توبه بر لب
سجده بر کف
دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید, ز استغفار ما
الهی العفو….
توجه کردین سخت ترین کار دنیا پاک کردن اس ام اس هایی که یه روزی برات یه دنیا معنی داشت؟!
تودست دردست دیگری
ومن درحال نوازش دلی که سخت شکسته است.
ومدام بر او تکرار میکنم
نترس دلکم این دستهابه هیچکس وفا ندارد.
تورا آرزو نخواهم کرد
هیچ وقت!
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خود بیایی…
بادل خود
نه با آرزوی من… √
تورو خدا واسه بالا بردن خودت کسه دیگرو
پا این نکش…
انسان باش جلو راهو وا کن صد نشو زندگی کن.
توقول بده که برگردی، منم قول میدم که دوستت نداشته باشم
هر دو دروغ بگوییم…
راست گفتن تلخ است…
توکه منو نمیکشی، لااقل لافشم نزن
توی آسمون آبی هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست، آسمون جایی نداره :' (
توی آینه خودتو ببین چه زود به زود
توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبارغم
بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
توی این بازی پنج جون داشتم هردفعه با بوسه هاش ی جون ازم میگرفت. تا اینکه بازی تموم من موندمو ی جونو ی زندگی چ کنم؟؟؟
توی این سایت همه دارن حرف از رفت میزنن… افسوس!!!
کاش یک نفر میان این رفتن ها با آمدنش غافلگیرمان کند!!!
اللهم عجل لولیک الفرج….
توی زندگیت هرچی میخوای باش!!
فقط نفر سومٍ خلوت های ۲ نفره نباش..
توی ماروپله زندگی مهره نباش، که هرچیزی گفتن بگی باشه…! تاس باش که هرچی گفتی بگن باشه!!!
تَرک برداشت…!
دلم را میگویم… بس که در این زندگی سرد و گرم شد.
تَنهآیی؛
قَشَنگ تَرین وَ بی مِنَّت تَرین حِسِّ دُنیآست..
چون بَرآیِ دآشتَنِش نیآز بِه هیچ کَس نَدآری…!!!!
تکرار نمیشود روزهایی که گذشته و لحظه هایی که هرگز از یاد نرفته اند، پس به احترام خاطراتم میگریم، تا روزگار بداند چه روزهایی را از من گرفت..
ثانیه ها چه غریبانه میگذرند
شانه هایم
بهانه گیر شده اند،
حرفشان هم این است،
حرف حساب حالییشان نمیشود،
جا برای من گنجشک زیاد است
اما…
به درختان خیابان تو عادت دارم…
جاده خوش بختی در دست تعمیره*دور بزن این اسمش تقدیره…
جالب است! ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است به جز احوالم!
حسین پناهی
جالبه که بتونی تقریبا آینده خودتو ببینی….!
جانم در میان ناله ها حبس شده
ای کاش جانم همراه ناله ها بیرون می امد….
جانم فلج می شود…
وقتی که صدایت میکنم و نیستی که بگی جانم.
جای خالی ات را
با فرض پر کرده ام
حرامش باد آنکه پر کرد جای مرا!!!
جای خالی تو…
داره همه دنیامُ میگیره :' (
جای خالیت مثل کفش سیندرلا، اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد، حتی به زور…….
جایی نرو، نرو از پیش من
تو نباشی دلم، پر خون می شه من
جایی نرو، منو تنها نذار
من بیچاره رو، نرو اینجا نذار
جدا بودن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن ندارد،
پس عمری که بی تو میگذرد مرگی است
بنام "زندگی''
جداکه شدیم هر دو به یک احساس رسیدم
تو به فراغت من به فراقت…
یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست..
جدیدا با دیوار حرف میزنم میدونی از شخصیتش خوشم اومده یه جورایی محکمه. ثابته. ارومه.
جدیدابادیوارحرف میزنم!!! 
میدونی… 
ازشخصیتش خوشم اومده یه جورایی محکمه… ثابته… آرومه…
جزو بزرگترین اساتید هستند
از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند
” هیچ شیرینی ای ماندگار نیست… “
جسارت میخواهد…
نزدیک شدن ب افکار دختری که روزها مردانه با زندگی میجنگد
ولی شبها بالشش از هق هق های دخترانه خیس است…
جعبه خاطراتم اجازه فراموشی نمیده، تو با مال خودت چکار کردی؟
دنبالش نگرد، پیش منه
جمعه ها دلم تنگ تر می شود. آنقدر تنگ، که حتی از خودم نمی توانم عبور کنم…!
جمله “بی تو میمیرم” را هیچوقت باور نکن…
من بی تو هنوز زنده ام،
زنده ای که روزی هزار بار آرزوی مرگ دارد
جنگل هم بود تمام میشد
دلم اما
می سوزد و می سوزد و می سوزد…
جه تلخه که بدونی دربرابر آنکه دنیایی دوستش داری ودنیای تو ودلیل بودن توست، هیچ سهمی، حتی ذره ای، نداری ونخواهی داشت! وبدونی هیچوقت به اون دست نخواهی یافت!!
جهان زیباست امااین زیبایی تنها عاشق خدا میتونه بفهمه قبول داری؟
جهان سوم جاییه که اگه کسی از کسی متنفر شد.. وبسایتشو هک میکنه…
جهنم اینه که هر روز صبح که از خواب پا میشی
ندونی برای چی زنده ایی…
جهنم را به جان خریده ام
تا بهشتت را به آتش کِشم
اگر کمتر از بهشت را نصیب مادرم کنی
جواب بعضی حرف ها
بعضی کارها
فقط
یه نفس عمیقهِ….
بذار تو دلت بمونه
جوانتر که بودم دعام این بود که قبل از پدرو مارم بمیرم.
ولی حالا که خودم مادر شدم میفهمم چه اشتباهی کردم.
جوانی ستاره ای ست که فقط یک بار در اسمان عمرطلوع میکنه……………. خوب ازش استفاده کن
جوانی هایت را
با بچگی هایم پیر کردم…
مرا به موی سپیدت ببخش مادر!!!
جوری زندگی کن که اگه تو اعلامیه ترحیمت نوشتن "جوان ناکام"… رفیقات نتونن پوزخند بزنن…
حاضرم در خلوت خویش گناه کنم، ولی تظاهر به دین داری نکنم
پروفسور انیشتن
حال متناقضی دارم:
یه نفرو واقعا دوست دارم ولی نمیتونم موندن در کنارش رو تحمل کنم.
به این حالت دقیقا چی میگن؟!
حال مرا لک لک با بال های شکسته میفهمد که کوچ یار خود را تماشا میکند اما نه توان رفتن دارد نه تاب ماندن…
حالا دیگر قلبم اجازه شکستن هم ندارد چون اگر صدایش شنیده شود یا متهم میشود به اینکه جنسش خوب نیست ویا محکوم به اینکه صدایش آرامش دیگران را برهم میزند!
حالا که همش خیاله
بذار دستاتو بگیرم
بذار تو فرض محالم
باتوباشم تا بمیرم
حالا که گدشته وحالم را برای اینده با هم بودن از دست دادم، بهم میگی برو می خوام ایندمو بسازم پس من چی، تو کدام کاخ را دیدی که بر کوخ دبگران بنا کنن
حالاکه به جای دلبستن یخ بسته ام… آهااااای… روی احساسم پانگذارید… لیزمی خورید!!!!!
وقتی خودتو شکل عروسک میکنی میری بیرون
انتظار اینو داشته باش که هر رهگذری باهات بازی کنه…
وقتی در یادت سیر میکنم غرق میشوم,,,,,,,,,
کااااااااااش,,,,,,,,,,
غواص جانم شوی با حضورت…
وقتی دلت با من نیست،
اصن هیچی…
به درک که نیست،
پاشو، پاشو برو کنار بزا باد بیاد!
میخوام سر به تنت نباشه!
وقتی دلت میگره از یکی تو فکرشی اما وقتی یکی بهت خوبی کرد بازم تو فکرشی اما وقتی یکی بهت ناز کرد از فکر میره
وقتی دلم برای آمدنت تنگ میشود
هر شب برای جادّه ها گریه میکنم.
وقتی دلم برای انتظارت تنگ میشود
هر شب برای ثانیه ها گریه میکنم.
وقتی دلم گرفته برام اسمون ریسمون نباف!
جوک نگو!
فیلسوف نشو!
فقط دستمو بکش و بغلم کن
وقتی زندگی رو از یخ می سازی، برای آب شدنش گریه نکن
نه آن باش که از تو سیر شوند نه آن باش که بر تو شیر شوند
وقتی سکوتت از رضایت نیست لطفا بگو…
وقتی عزم رفتن کردی اول پات رو خوب روی قلبم فشار دادی، بعد قدم بعدی رو برای رفتن برداشتی، درد قدمهای آخرت رو هنوز حس میکنم
وقتی فهمیدم مادر یعنی چی دیگه نبود من موندم و غم دوریش. ازتون میخوام قدرشو بدونین چون فقط یک بار تکرار میشه.
وقتی مادرم کودکی ام رازیرچادرمشکی اش قایم میکردشایدهیچوقت نمیدانست… زمانه روزگارم راسیاه ترازچادر مشکیش خواهدکرد!
وقتی می گویم برایم دعاکن… یعنی کم آورده ام یعنی دیگرکاری ازدست خودم برای خودم برنمی آید…! دعایم کن
وقتی نفهمی
کی سیگارت را روشن کردی
و کی کشیدی
و کی خاموشش کردی
یعنی یک جای کار می لنگد بدجور…
وقتی نمیشود رفت…..
همین یک پا هم اضافه است ((مترسک))
وقتی هیچکس هیچ جای دنیا در انتظارت ات نباشد.. نفس کشیدن یک تکراره بی اختیاره کسالت آور است..
وقتی چترت خداست، بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد. لحظه هایت آرام.
وقتی کسی دلتو شکوند صداشودرنیار.
یروز یکی دلش رومیشکونه وصداش درمیاد…
وقتی کسی که باید تو را بفهمد، درکت نمی کند
دوست نداری خودت را به هیچکس دیگر بفهمانی
وقتی کسی یادم نمیکندشادمیشوم چون میدانم شاداست که ازیادش رفته ام…………..
وقتی که دلت پیش دل من بود گرو، دامان مراسخت گرفتی که نرو. حالا که دلت به دیگری میل نمود، کفش کج من راست نمودی که برو!!!
وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من آموختی!
دوباره به من خواهی رسید، شک نکن…
وقتی یقین داریم روزی پروانه می شویم، بگذاریم روزگار هرچه می خواهد پیله کند
وقتی یه جمله یه لحن صدا یا یه حرکت تو رو یاد کسی میاندازه و بغضت بی اختیار می‌شکنه و نصفه نصفه قورتش میدی و حال و هوای دلت ابری و صورتت خیس…
وید و شوت و می و ماست
آره داشم اینم داستان زندگی ماست
پاره میکنم رشته محبت تو را شاید گره خوردو به تو نزدیکتر شوم…
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد.
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد…
پازل دل یکی روبهم ریختن هنرنیست،
هروقت باتیکه های شکسته ی دل یه نفر یه پازل جدید براش ساختی،
هنرکردی.
پایدار تا پای دار
پر میکشی…
و وای به حال پرنده ای, کز پشت میله قفسی عاشقت شده است!!!
پر که شدی. داد بزن جیغ بکش. جیگر این دنیا رو به سیخ بکش. سنگ گنده بردار. پرت کن سمت فردات زنده باش به دردات. نه مثل من یه مرده……
پرسیدم :چندسالته مادر؟؟
خندیدوگفت :دیگه آخراشه مادر..
سلامتی مادرا
پرنده ای نفرین شده ایم
که سهممان از پریدن تنها در بازی
کلاغ پر است…
پرنده ای که مال تو نیست هزار تا قفس هم بسازی بازم میره!!!!!!
پرنده هم که باشی…
وقتی عاشق قفس شوی….
پر زدن را فراموش میکنی….
پرندگانم را آزاد کردم چون که فهمیدم نداشتن تنها راه از دست ندادن است…
پرهایم را چید که "تنها " جایی نروم اما خود… 
"بی من" کوچ کرد!!!
پروانه شدن در این شهر تباهی است
وقتی خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند……
پروردگارا
پروانه بالش را داد و خورشید نورش را
من جانم را برایت میدهم پس اجابتم کن
پریدن باور پرنده ای است که به پرواز می اندیشد
وگرنه دلیل پرواز پر نیست…!!
پریدن سخته تا وقتی تو دسته ادما سنگه/ اگر هم دونه میپاشن یه جای کار میلنگه
پس بی صدا بگذار حرفهایم به جای پوسیدن با لبخند بر مردی که با سرعت داشت زندگی را از من میگرفت، خرج شود در این بازار مکاره!
پس خاطراتو نبر بزا برام یادگاری
بهونه اشکام باشه تووو شبای بیقراری..
پس چرا سکه ۲۵ تومنی گرون نمی شه؟
با خون دل یه عمر قلک پر کردم
پسرک با این که رهایش کرده بود و رفته بود بازهم دعای خیرش میکرد، با خود میگفت دل ما که شکست خدایا حداقل اونو خوشبخت کن
پشت این " بغض "…
بیدی نشسته، که حس میکرد با این باد ها نمی لرزد…!!!!
" افسوس "
پشت پاخوردم ازهرکسی که گفت یارمنه/چونکه دیدم روزوشب در پی آزارمنه/آنکه دستی از محبت حلقه کردبر گردنم/دیدم این دست محبت حلقه دار منه::
پولدار بودن بدیش اینه که, هیچکس تو رو بخاطر خودت نمیخواد
پیری میگفت :اگه میخوای جوان بمونی درد دلت وبه کسی بگوکه دوستش داری ودوستت داره. گفتم پس چرا توپیرشدی؟ خندیدوگفت دوستش داشتم، دوستم نداشت…!
عشق زاییده ی “تنهایی” است و “تنهایی” نیز زاییده ی عشق
عشق یعنی تو مرا میرانی
من به صد حوصله می آیم باز..
عشق چیست؟۳ثانیه نگاه,۳دیقه خنده ,۳ساعت صفا,۳ روزآشنایی,۳هفته وفاداری,۳ماه بی قراری,۳سالانتظار,۳۰سال پشیمانی…..
عکست را نگاه میکنم….!آخ که این عکس پیرنمیشود … اما پیرم میکند …!
غرق شدن زیادی در تو مانند خندیدن است خندیدن هایی که بیش از حد ان باعث سرفه های من می شود
غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای تنهایی من باشی
غریب تر از زنی که گریه میکند مردی است که نمیداند چگونه او را آرام کند
فال قهوه میگیرم‏!‏
انگشتت رابزن,راضیم حتی ب تلخیت…..
فراموشت نمی کنم تا جان در بدن دارم، دیدی فراموشت کردم بدان تن در کفن دارم
فریادها مرده اند ،سکوت جاریست ، تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است ، میگویند خدا تنهاست ، ما که خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم…
فــکر مـیکردم در قلب تو محــکوم به حبــس ابدم. خشکم زد وقتی زندانبان بر سرم فریاد زد “هــی تـو آزادی!” و صدای پای غریبه ای که به ســـلـولــم مــی آمد
فلاسفه درباره عشق خیلی حرفها زدند اما منطق هیچ کدامشان به پای منطق تو نرسید ! رفتی و گفتی : همینه که هست …
قانون دنیا “تنهایی” من است و “تنهایی” من قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست….
قلبم را عصب کشی کردم!دیگه نه از سردی نگاهی میلرزد و نه از گرمی نگاهی میتپد
کاش میشد لحظه اى با یار خود تنها شوم / بى غم و اندوه از تنهایى فردا شوم / سر به روى شانه ھاى مهربان او نهم / غرق خوبى هاى بى پایان آن زیبا شوم
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود. من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام
لعنتی هرچه داشتم رو کردم ! اما تو … اسیر نشدی… سیر شدی!
ما دهه شصتیا همیشه فکر میکردیم دهه هفتادیا خیلی رو مخند! همین جا از همین تریبون جا داره از این قضاوت عجولانه معذرت خواهی کنیم.. هنوز دهه هشتادیا رو ندیده بودیم.
مانند شیشه ”شکستنم” آسان بود…ولی دیگر به من”دست نزن”،این بار”زخمی ات” خواهم کرد!!
با من تنها بگو این قصه را / با من تنها خدا ، این بنده را

ای خدا تنها تویی تنها منم / من به تنهایی تو سر میزم . . .

با من ماند فقط خاطره هایش……….
با همیم اما این رسیدن نیست
اون که دنیامه عاشق من نیست
با همیم اما پیش هم سردیم
این یه تسکینه این که هم دردیم
باتو بودن تا یادتو بودن، یک نقطه فاصله دارد، ولی! باتو بودن کجا و یادتو بودن کجا!
تنهام…
باخود می گویم:
هرچه بادا باد…
امروز آنقدر راه می روم
تا بتوانم خیابانها را یکی یکی پرکنم از خیال تو..
و خود را خالی..!!
بارالها
"زخم"ها، "رحم"میخواهند
فقط این دو نقطه را بردار…
باران باشد
تو باشی
یک خیابان بی‌انتها باشد…
به دنیا می‌گویم… خداحافظ!
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم :من تنها نیستم, تنها منتظرم
باران که میبارد کار من این است:
بنشیم کنار خیابان و رها کنم بغضم را….
قسم خورده ام کسی اشکم را نبیند…..!
بارانی ات را بپوش و در آغوشم بگیر…

ابر ابر گریه دارم

بارانی نیست پس چرا من، خیسِ یادِ توام..!
باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام باز هم یا تو ماند و من و دیوانگی ام اشک در دامنم آویخت که دریا باشم مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم.
باز من ماندمو خلوتی سرد…
خاطراتی تلخ ز بگذشته ی دور…
یاد عشقی که با حسرت و درد، رفت و خاموش شد در جای گور…
فروغ فرخزاد.
باز هم شب
باز هم رویا هایی که بوی واقعیت گرفته
من… تخت… موهای پریشان…
من… اسبی باشکوه… دشتی بی انتها…
باز یاد تو، حرفای تو تو قلبمه بیا ای عشق من تنهام نذار دوستت دارم این حرفمه
بازار سنگفرش ها کجاست بدنبال سنگی کمیابم آیا سنگ صبور هم میفروشند…؟!
بازم به مسجد محلمون که وقتی میرم اونجا دلم آروم میشه.
بازم منو صدا کن منو از قصه رها کنم
از عشقت بی نصیبم منو ب عشقت مبتلا کن نیا نببن چشامو میترسم دلت بگیره میترسم این دفعه اخر ب حالم گریه ات بگیره
باغیندا بادامیم وار
یه مگه بادامیم وار
گل گاپیمدا دور گارداش
دسینلر آدامی وار
بالاخره یه روز خوب میرسه.
روزی که بالای عکسم مینویسن :"انا لله و انا الیه راجعون"
باهمه چشم انتظاری با پیامت دلخوشم/ای قرار بی قراری ساحل آرامشم /گاه گاهی پربزن در خلوت تنهاییم /تا ببینی در فراغت من چه رنجی میکشم…..
باید از اول می دانستم، که نامرد هیچ گاه مرد نمی شود، چون توبه ی گرگ مرگ است.
باید برای زمستان کتی گرم بخرم ،

با جیب هایی برای دست هایم ،

تن های تنها ،

زود یخ می زنند..

باید تنهایی تون رو مخفی کنید، این روزها از تنها چیزی که سوء استفاده میشه "تنهاییه"
باید یکی توی زندگیت داشته باشی که فاصله ی دلم تنگ شده
و دارم میام دنبالت بیشتر از چند ساعت نباشه
ببین خدا هم تنهاییش را فریاد میزند:
""قل هو الله احد""
بخاطر بسپار!
حفظ دروغ نیاز به انرژی دارد؛
و ترس از برملا شدن آن تولید اضطراب می کند،
و پوشاندن آن تلف کردن وقت است…!!!
بخاطرش درمقابل لشکری ایستادم! ولی افسوس خودش هم درمیان آن لشکربود…!
بخوام ازتوبگذرم من بایادت چه کنم, توروازیادببرم باخاطراتت چه کنم
حتی ازیادببرم تووخاطراتتو, بگومن بااین دل خونه خرابم چه کنم
بخوام فراموشت کنم هم

سردردای تضمین شده بعد از گریه های هرشبم نمیزارن!

بد بیاری مال وقتیه که "بد بی یاری"
بدترین درد این نیست که عشقت بمیره، بدترین درد این نیست که به اونیکه دوستش داری نرسی، بدترین درد اینکه عشقت ندونه دوستش داری!!!
بدترین درد اینه که:
اون کسی که صداش واست حکم لالایی داره، حوصله ی شنیذن صداتو نداشته باشه
بدترین درد مردن نیست دل بستن به کسیه که سهم تو نیست.
بدترین دلتنگی اینه که حضور کسی رو احساس کنی ولی کنارش نباشی
بدترین شکل دلتنگی ان است که در کنارش باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید
بدترین نفرینی ک بشه تصور کرد اینه:

الهی گرفتار عشق یک طرفه بشی:(

بدترین چیز در زندگی این نیست که سرانجام تنها شوید، بلکه آن ایت که سرانجام گرفتار آدمهایی شوید که باعث شوند احساس تنهایی کنید!!!

همچنین ببینید

دلتنگی – ۰۸

کم باش از کمبودنت نترس اونی که اگه کم باشی ولت می کنه همونه که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *