خانه / حکیمانه / حکیمانه – ۱۹

حکیمانه – ۱۹

ﭘﺸﺖ ﺳــــﺮﻡ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩ
ﺣﺪﯾــﺚ ﺷﺪ
ﻣﯿﺘﺮﺳــــﻢ ﺁﯾﻪ ﺷﻮﺩ
ﺳﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﻌـــــــــﻞ
ﺑﻌﺪ ﺗﻔﺴﯿـــﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧـﺎ ﺍﻫـــﻞ

ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ… ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ… ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﻫﺴﺖ، ﻧﮑﻨﺪ ﺗﻠﺦ ﺷﻮﻡ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺳﺮﺩ…
ﮔﺮ ﺭﻭﺩ ﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﻣﺮﻭ
ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﻳﺪﻥ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ, ﺗﻮ ﻣﺮﻭ… (ﻣﻮﻻﻧﺎ)
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺻﺒﺮ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻝ
ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺻﺒﻮﺭ ﮐﻦ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺮﺩﻩ ﯼ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺩﺭﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﻃﺮﺣﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻬﺮ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺗﻮ ﺟﻮﺭ ﮐﻦ
ﯾﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﺜﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺎﺯ
ﻣﺜﻪ ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻧﻤﺎﺯ
ﯾﻪ ﺷﻮﻕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺮ ﺯﺩﻥ
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﭘﺮ ﭘﺮ ﺯﺩﻥ
رضا صادقی (خدا با منه)
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺮﮒ ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
 ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﺮﮐﯿﻦ ﺍﺳﺖ
دکتر ﺷﻔﯿﻌﯽ ﮐﺪﮐﻨﯽ
 
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺏ و ﻋﺰﻳﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﺩﺍﻉ
ﺣﻴﻔﻢ ﺁﻳﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ!
ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﮐﻪ ﮔﻠﻮ ﭼﺎﮎ ﮐﻨﯽ
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺗﻘﻮاﺭﻓﺘﯽ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺣﺮﯾﻒِ ﻧﻔﺲ ﺭﺍ ﺧﺎﮎ ﮐﻨﯽ
ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺒﺮ ﻣﺮﺍ ﻛﻪ ﺷﺮﺍﺑﻢ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ…
ﺍﺯ ﻏﻢ ﺟﺪﺍ ﻣﺸﻮ ﻛﻪ ﻏﻨﺎ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ
ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﻏﻢ، ﻏﻤﻰ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ
ﺗﺎ ﻋﻬﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﻰﺷﺪﻥ
ﻏﻢ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﻭﻗﺖُ ﻭﻓﺎ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ
ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻭ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻧﺪﺭ ﺩﻝ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻏﻢ ﻭ ﻣﺎﺗﻢ ﺑﺎﺩ
ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﻓﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻢ ﺑﺎﺩ
ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﯾﺎﺩ ﻧﮑﺮﺩ
ﺟﺰ ﻏﻢ ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺑﺮ ﻏﻢ ﺑﺎﺩ 
ﻣﻮﻟوی
ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺷﻴﺮﻳﻨﻲ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺗﻠﺦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮ ﻛﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻏﺎﺯ…
ﺑﺮﻧﻴﺎﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﻛﺎﺭﺍﺯﻫﻴﭻ ﻓﺮﺩ/ﻣﺮﺩﻯ ﺍﺯﻧﺎﻣﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﺮﺩﻯ ﺯﻣﺮﺩ.
ﺑﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺗﻮﺍﻡ ﻭﺩﺭﺩﻝ ﺗﻨﻜﻢ ﻛﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﺁﻩ…. ﺑﻲ ﺗﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﻛﻢ ﺣﻮﺻﻠﻬﺎﺳﺖ
ﻣﺜﻞ ﻋﻜﺲ ﺭﺥ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻛﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺏ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﺑﻴﻦ ﻣﻦ ﻭﺗﻮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺨﺸﻴﺪ/ﻭﺭ ﻧﻪ ﻋﺒﺚ ﻣﺮﻭﺭﻳﺴﺖ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ
ﺗﻨﻢ ﺷﺮﺟﯽ ﺩﻟﻢ ﺧﺮﻣﺎﭘﺰﻭنه
ﺭﺧﻢﺍﺯﺷﺮﻡ ﭼﻮﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﻮﻧﻪ
ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ، ﮔﺮﻣﺎﯼ عشقت
ﻣﺜﻪ ﺗﺶ ﺑﺎﺩ ﻇﻬﺮ بیدخونه
ﺗﻮﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺧﺎﻟﻘﯽ
تحقیرراباور نکن…..
برروی بوم زندگی هرچیزمی خواهی بکش
زیباوزشتش پای توس
ﺗﻘﺪﻳﺮﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ
 
ﺗﻮﻫﻤﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺩﻝ ﻋﻈﻴﻤﺖ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭼﻴﺪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﻴﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻛﺮﺩ
ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺣﻖ ﺩﯾﺪﻧﺪﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﺩﯼ ﺣﻖ
ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻠﻐﺰﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﯼ ﻣﻦ ﻋﺼﺮ ﻏﻢﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﺪﯼ ﺳﺖ
ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺑﻬﺎﺭﻫﺎ ﭼﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﺪﯼ ﺳﺖ
ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ
ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﯼ ﺳﺖ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ
ﺗﺼﻤﯿﻤﻢ ﺑﻮﺩ
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ
ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ.
ﺷﻤﺲ ﻟﻨﮕﺮﻭﺩﯼ 
ﺩﻟﺒﺮ ﺑﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﻟﺸﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺒﺮ ﻧﮑﺮﺩ/ﻣﯿﺎﻥ ﺣﺮﯾﻒ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﺤﺮﺑﺎﻥ ﮐﻨﺪ/ﭼﻮﻥ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﺶ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﺮﺩ
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺷﻌﺮﻳﺴﺖ ﻗﺎﻓﻴﻪ ﻫﺎﻳﺶ ﺑﺎﻣﻦ, " ﺗﻮ" ﻓﻘﻄ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺭﺩﻳﻒ ﺑﺎﺵ
ﺳﺎﻗﻴﺎ اﻣﺸﺐ ﺻﺪاﻳم ﺑﺎ ﺻﺪاﻳت ﺳﺎﺯ ﻧﻴﺴﺖ
ﻳﺎ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺴﺘﻢ ﻳﺎ ﻛﻪ ﺳﺎﺯﺕ ﺳﺎﺯ ﻧﻴﺴﺖ
ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﻏﺮﻭﺏ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺩﻝ
ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﻃﻠﻮﻉ ﺳﺤﺮﮔﺎﻩ ﺭﻓﺘﻦ
ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﻏﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﺍﯾﯽ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺍﯼ ﺷﻌﺮ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺭﻭﺷﻦ
احسان خواجه امیری (سلام آخر)
ﺷﻌﺎﻉ ﺩﺭﺩ ﻣﺮﺍ ﺿﺮﺏ ﺩﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﮐﻨﯿﺪ
ﻣﮕﺮ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺭﻧﺞ ﻣﺮﺍ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ 
قیصر امین پور
ﺻﺒﺮﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺩﮔﺮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺳت
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻪ “ﻧﯿﺎﯾﺪ” ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﻦ ﺧﺠﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻪ “ﺑﯿﺎﯾﺪ” ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟
ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻘﻄﻪ ی ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ
ﻋﺸﻖ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ
ﻣﺜﻞ ﮔﯿﺴﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ
ﻫﺮ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻋﺸﻖ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ…
ﻣﻦ ﭼﮏ ﻧﻮﯾﺲ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﻢ، “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻦ
ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﻭ ﻣﻨﯿﺴﺖ
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺍﯾﻦ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﯿﺴﺖ ﻻﺟﺮﻡ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪﺑﺎﻻﺗﺮ ﻧﺸﺴﺖ
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺶ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ خواهد شکست
ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺸﻴﻨﯽ و ﮔﻴﺴﻮ ﺑﮕﺸﺎﻳﯽ
ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻏﻢ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﺍﻳﯽ
ﺩﺭ ﺁﻳﻨﻪ ﺑﻨﺪﺍﻥ ﭘﺮﻳﺨﺎﻧﻪ ی ﭼﺸﻤﻢ
ﺑﻨﺸﻴﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﺁﻳﯽ
“من کسانی را بدبخت ابدی دیدم که چشم به راه بودند تا دیگری آنان را خوشبخت کند

*این روزها به جای” شرافت” از انسان ها *

* فقط” شر” و ” آفت” می بینی

*راســــــتی،

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام

“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب

*ماندن به پای کسی که دوستش داری *

* قشنگ ترین اسارت زندگی است *

*مگه اشک چقدر وزن داره…؟ *

*که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم

*می دانی !؟ به رویت نیاوردم از همان زمانی که جای “تو “به “من ” گفتی :” شما

فهمیدم

*پای ” او ” در میان است

*می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما*

* بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند

*می‌دونی”بهشت” کجاست ؟ *

*یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب

*بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری

*وقتی کسی اندازت نیست *

* دست بـه اندازه ی خودت نزن

باز گریه کردم!!باز به هوای باتو بودن گریه کردم!!باز شکوه کردم!!باز از دوری تو شکوه کردم!! من که چنین مشتاق توام,,تو بگوکه در این دیار بی وفا مشتاق کیستی؟؟؟؟
بازهم بلند شو،ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است…
بازگشت یوسف به کنعان یک استثنا بود… ما غممان را می خوریم
باشی یا نباشی روزها شب می شوند! اما… این شب کجا و آن شب کجا…
خاطرات چوب های خیسی هستند که با آتش زندگی نه میسوزندونه خاکستر میشوند.
خاطره باشد و تو نباشی…!
خاطره ها خیلی زود فراموش میشن و آدما خیلی زود از یاد میرن ، ولی خدا کنه خیلی دیر زود بشه…
خاطره ها را حبس میکنم تا شاید راهى براى رهایى از خویش پیدا کنم
” برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم ” . . .
” خریت ” به ترتیب مخفف حروف اول این مراحله : ” خیانت دیدن ” ” رهاش نکردن ” ” یار و یاورش بودن ” و در نهایت ” تنها موندن! “
” کنار مشتی خاک در دور دست خودم تنها نشسته ام اوج خودم را گم کرده ام میترسم از لحظه ی بعد واز این پنجره ای که به روی احساسم گشوده شده….” سهراب سپهری
“آبى” باش مثل آسمان…..
تا عمرى به هواى تو سر به هوا باشم!
“ابر” براى سر سبزى… “آبروى” خود را گرو گذاشت!
چه با شکوه است، جارى شدن آبى “آسمان”…
و سر سبز شدن “زمین” !
“جـــوانی”هایت را با “بچـــگی”هایم پیــر کردم… مرا به مــــوهای سپیدت ببخش!! مـــــــــــــــادر! سلامتی همه مـــــادرها…
“خوش قول: به مادر قول داده بود برمی گردد. چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :‎ ‎بچه ام سرش می رفت قولش نمی رفت.”
“دروازه بان” دلمان باشیم.
“دلم” تنگ شده… واسه روزایی ک “دلم” برای چیزی تنگ نمیشد…!!!
“دنیا”را بغل گرفتیم گفتند: امن است هیچ کاری با ما ندارد،خوابمان برد.بیدار شدیم،دیدیم…..
آبستن تمام دردهایش شده ایم
“رفاقت” بار سنگینیست! کسی بر دوش می گیرد که یک دنیا “وفا” دارد….
“زخـم هـا” خوب می شن! اما “خوب شدن” با “مثل روز اول شدن” خیلی فرق داره …
“زندگی آن هنگام زیباست که بدانی فکری بخاطرت در هیاهوست”
“زندگی” رفیق نابابی بود که به “درد” معتادم کرد… آنقدر “کشیده ام” که یک روز نباشد، “استخوان درد” میگیرم…..!!!!
“شادی” پروانه ای است که هر چه تقلا کنی نمی توانی آن را شکارکنی،بایدآرام باشی تا روی شانه ات بنشیند، شانه هایت پر از پروانه‎.‎
“صبر”یک فریب بزرگ است! 
سه ماه است با غوره ها کلنجار میروم… 
حلوا نمیشوند..
“عشق” تنها گلی است که بدون نیاز به هیچ فصلی شکوفا می شود…
“مادر”تنها کسیست ک میتوان دوست داشتنش را باور کرد حتی اگر نگوید………..
“من از مرگ ماهی ها میترسم وگرنه درد دلهایم را به دریا میگفتم…!”
“من” “تو” و فقط… “یک قاب عکس” این تمام خوشبختی بود که از جیب خدا کش رفتـــــــــــــــــــــــــــم……………
سر خوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد
بی خبرباشی واز دوست پیامی برسد.
سر خوشانه می خندم شوخی می کنم سر به سرت می گذارم وتو نمیدانی…………………. چقدر سخت است احساس خفگی کردن پشت این نقاب لعنتی
سر سفره چیزی نبود، یخ‎ ‎در‎ ‎پارچ و‎ ‎پدر، هردو آب شدند! چه دنیای بی رحمیست…
سر سفره که رفتی شکم نگه دار خانه ای که رفتی چشم نگه دار سرسجاده که رفتی دل نگه دار و…نگه دار!!
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد؟ کجا دستاتو گم کردم که تقدیر من اینجا شد!
سراغ کلبه ى ماراکسى نمى گیرد، خوشا روزى که غم هم گم کند ویرانه ى ما را.
سراغم راازکلاغ بام خانه ات نگیرزیرا حقیقت بودنم رابه تکه پنیری میفروشد
سربازِ پیاده در شطرنج، اگر تا آخر ادامه بدهد، وزیر می‌شود………
سرت رو روشونه های کسی بذار که وقتی خوابت برد سرتو زمین نذاره
سردش بود دلم را برایش سوزاندم” گرمش که شد با خاکتسرش نوشت”خداحافظ”
سرزمین حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم حتی زمانی که از ما دورند.
سرعت گذر عمر!! نگاه کن… آره رد شد….
سرعت گیر جاده ها فرصتی هستند برای آرام بودن و دیدن زیبایی کنار جاده.
سرفه هایم صدای خرده شیشه میدهد ………………فکر کنم دلم شکسته!!!!!!!!!!!!!!!!
سرم درد میکند برای دردسر! و تو میدانی آنقدر دوستت دارم که حتی اگر سرم به سنگ بخورد یا سنگ به سرم !! از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت
سرم را سرسری کردی ،بسوزی به حقم کافری کردی بسوزی تا بودم سوزن دست تو بودم میون پنجه و شصت تو بودم اجل اومد که جون از ما بگیره ندادم چون که پابست تو بودم
سرمایه ام دو سکه محبت است. یکی مال تو و دیگری صدقه به نیت شاد بودن تو!
سرمشق های آب بابا یادمان رفت رسم نوشت با قلمها یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت
سرنهادم سرنهادم به این عشق و سودا حرفم راست است و از حرف خود برنمیگردم خدایا مرا او دوست دارد اگر بمیرم و بمانم نیز بر عشقش سر نهادم
سرنوشت ما رو همه می دونن به جز خود ما آدما…! توی گوگل کافیه هر کلمه ای رو سرچ کنی و فقط کنارش بنویسی فال. امکان نداره برات یه فال مخصوص اون اسم نیاره…!
سرنوشت ننوشت،اگر نوشت بد نوشت،اما باور کن نمیتوان سرنوشت را از سر نوشت.
سرنوشتم شده مثل ی کودک نابینا…. که هر روز واسه ماهی مرده اش غذا میریزد…..!!!!
سرنوشتم چیز دیگرراروایت میکند بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند .قلب من باهرصدا باهر تپش باهر سکوت یک نفس دارد دعایت می کند ..
سعادتی که محکوم به فناباشد” خواب وخیالی بیش نیست””
سعی نکن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه کافی متفاوت هست…
سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگتره سعی کن بدونی پیش کی قشنگترین ستاره ای
سعی کن راز ها رو تو دلت دفن کنی حتی اگر دشمنت باشه , وگر نه توچشم همه بی اعتبار خواهی موند
سعی کن هیچوقت عشق رو گدایی نکنی چون هیچوقت به گدا چیز با ارزشی نمیدن …
سـخت اسـت تـحـمل شـخـصی کـه ، اوایـــل طــور دیــگــری بــــود……..
ســـر سوزنــــی اگـــر مـــرا مـــیخواست….. زمــــــــین و زمـان را بــه هم میـــــــدوخـــتم!
ســـــــــــــاعت ها را بگــــــذارید بخــوابند ! بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست ! دکتر علی شریعتی
سـلامتـــ پسـری که تیـپ و قیافــشــــ بـه روزه ، ولــی غیــرتشـــ مـال زمــان پـدرشه ..! :)))))))))
سـکوت" خطرناکتر از "حـرفهای نیشدار" است! بدونِ شَـک کسی که "سُکــوت" مـی کــند؛ روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت…
سفر از فاصله ی دور حکایت دارد خسته بل رفتن احساس رفاقت دارد چه صمیمانه به درگاه خدا گویم که دلم از دوری دوست شکایت دارد
سقف آرزوهای ما ؛کف آرزوهای دیگریست دنیا ب طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است برگرفته از ی مببع خاص
سقف خونه‌ی خیلی‌ها امشب آسمون پر از ستاره‌ اس. کاش فقط بالش زیر سرشون سنگ نباشه…
سکوت جوابی غیر قابل پاسخ است !
سکوت را بر خودت تحمیل نکن. هیچ چیز را برخودت تحمیل نکن. شادی کن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت و آرامش واردت می‌شود.
سلام . هیچی فقط خواستم بی هیچ حرفی توی چشمت بیام
سلام ، خوبی ؟ یه سوال شرعی داشتم ، دیشب خواب تو رو دیدم ! آیا نماز وحشت بر من واجب است !؟؟
سلام ، یادها فراموش نخواهند شد حتی به اجبار و رفاقتها ماندنیست حتی به سکوت!
سلام از برنامه ۹۰ مزاحمتون میشم می خواستم بگم شما به عنوان بهترین گل سال انتخاب شدید!
سلام اى دوست گاه بیگاه در دفترچه خاطرات دلت یاد دلى کن که گاه بیگاه بیاد توست
سلام به اون اهل دلی که بی ریا و باصفاست / قلب پراز محبتش همیشه با یاد خداست / دور باشه از وجودتون هرچی غم و ه چی بلاست / گفتم سلامی عرض کنم نگید فلانی بیوفاست
بالا و پایین پریدنم ازشوق زندگی نیست… ماھی روی خاک چه مى کند؟
بالا و پایین پریدنم از شوق نیست…ماهی روی خاک چه میکند؟!
بامردمان این زمان فقط سلامو والسلام…..
بامش که نه…
اما برفش از همه بیشتر است:مرد کارتن خواب کنار خیابان…
باور نمیکنم خالق نظم دانه های انار، زندگی مرا بی نظم چیده باشد..!!!
باور کن جای یه آدمایی همیشه کناره آدم خالیه… حتی اگه خودت دورشون کرده باشی از خودت!
باور کن زندگی آدم گاهی لنگ می شود… لنگ کمی دلگرمی … فقط کمی…
باور کن فـرق زیادی سـت بین کـم آوردن با کـوتاه آمـدن…
باور کن
جای یه آدمایی همیشه کناره آدم خالیه…
حتی اگه خودت دورشون کرده باشی از خودت!
باور کنید مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش “زود برگرد ” طاقت دوری ات را ندارم…
باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد….
بایداسم غــــم جای میان وعده بود… صبحانه……غم……ناهار…..غم……شام….غم….. بــــــیــــــــــداری……غــــــــــــــــــــم…تاصبح فردا…آره
باید از خود بپرسیم پرا حجت حق خیمه را امن تر از خانه ما میداند… التماس دعا برا سلامتی و فرج آقامون*صلوات
باید به بعضیا گفت باید ژن ” آدم ” بودن رو داشته باشید نه ژستشو!!!
باید مهربان بود، عشق ورزید، زنده بودن هر لحظه احتمالیست!
باید مِثِ پُشت بالش باشی , سرد که باشی خواستنی تری 😐
ببخش جرم سادگی مرا
همانجور که از سر سادگی بخشیدمت
ببـــخش عـــزیز دوبـــاره دیـــر رسیــــــدم .. تـــــو رو بــه هر چـــی میپرســتی پــــاشو ..!! 🙁
ببندم شال و میپوشم قدک را بنازم گردش چرخ و فلک را بگردم آب دریاها را سراسر بشویم هر دو دست بی نمک را….
ببین دلخوری، باش،عصبانی هستی، باش، قهری،باش، هرچی می‌خوای باشی، باش !ولی حق نداری با من حرف نزنی، فــَمیــدی (زنده یاد خسرو شکیبایی- خانه سبز)
ببین پسر … زندگی من هم تلخ تلخه … اگه همه ی آدامس هاتم بخرم ، نه کام من شیرین میشه و نه زندگی تو …
بخاطر بسپار: در تقویم رفاقت روزی به نام فراموشی وجود ندارد×××
آنان که با افکاری پاک وفطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی ازفراموشی نیست چراکه جاودانند… (کوروش کبیر)
آنانکه تو را به خاطر هیچ خواسته ای دوست دارند، بخاطر بسپار
آنجا که باید سخنِ درست گفت، در خاموشى خیرى نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیرى نخواهد بود. امام علی (ع)
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد
آنجایی که باد نمی وزد آدم ها دو دسته می شوند: آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند و آنهایی که می دوند تا بادبادکشان بالا بماند….
آنرا که چاره تویى ؛ بیچاره نخواهد شد…السلام علیک یا ابوالفضل العباس*
آنروز که کار همه میساخت خداوند/ ما دیر رسیدیم و به جایى نرسیدیم
آنروز که همه دنبال چشم زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش…
آنسوى همه دلتنگیها “خدایى ست” که داشتنش تلافى همه ی نداشته هاست…
آنقدر سبزی در خاطرم ، که هزاران خزان برگی از یادترا زرد نمی کند….
آنقدر غرق در بزرگ شدن بودم که، یادم رفت پدر و مادرم در حال پیر شدن هستند…
آنقــدر فــــریادهایمـ را ســکــوــت کـــرده امـ . . . . کــه اگـــر به چـشمــانمـ بنگــری ” کَـــــر ” مـیـشــوی ..!!
آنکس که دوستش داریم هر گونه حقی بر ما دارد،حتی اینکه دیگر دوستمان نداشته باشد..
آنکه پای تیرک چوبی آب میریزد دیوانه نیست بلکه باغبانیست امیدوار.
آنهایی که به جای فریاد زدن سکوت میکنند یک روز به جای اینکه صبر کنند در را باز میکنند و میروند…
آنهایی که بی عاطفه هستند
روزگاری بسیار عاشق بودند . . .
آنهایی که حرف بـرای گفتـن کم دارند ….
درد بـرای گـفـتــن ؛ زیــاد دارنـــد . . . !!!
آنهایی که درزندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار ….
نه آنهایی که برایت نقــش بازی کرده اند … !!!
آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی, نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی…
آنچه از روزگار بدست میآید با خنده نمیماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمیشود؛خورشید فردا طلوع میکند؛حتی اگر ما نباشیم
آنچه تو سالها صرف ساختنش میکنی، شخصی میتواند یک شبه آنرا خراب کند،با این حال سازنده باش
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
آنچه را بر خود نمی خواهی نخواهش بر کسی
رنج یک سوزن بکش آنگه بزن بر دیگران
آنچه می خواهیم نیستیم، آنچه هستیم نمی خواهیم، آن چه دوست داریم نداریم، آن چه داریم دوست نداریم.. اما عجیب است که هنوز زنده ایم و امیدوار!
آنچه نامش"زندگی"بود مراکشت مانده ام آنچه نامش "مرگ"است بامن چه کند!
آنکه انتقام میکشد یکروز خوشحال است و آنکه میبخشد یک عمر.
آنکه برگشت و جفا کردو به هیچم بفروخت… به همه عالمش از من نتوانند خرید!!!!!
آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود ! از من هم گذشت . . .
آنکه می‌خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می‌باید ایستادن،
راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد، پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند!
آنکه”واقعا” تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز از تو نمیخواهد رقاصک ساز هایش باشی . . .
آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام. از طرف بهترین دوست تو: خدا (سوره بقره آیه ۱۵۲)
آنگاه که تنهایی تو را آزار میدهد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده است .
آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام از طرف بهترین دوست تو: خدا (سوره بقره آیه ۱۵۲)
آه می بینم؛ می بینم تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم
آه…
"عشق"
این واژهء سه حرفی چه راز ها در بر دارد…!
آهای ایوب کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیا تا برایت از صبر بگویم
آهای سرنوشت ….. "اسکار" حق توست سالهاست ک مرا فیلم کرده ای…
آهای تویی که منو در حال سقوط میبینی تا حالا بهش فکر کردی که شاید این تویی وارونه ایستادی ؟
آهای گاو ! این انسانها چیزی از ما شدن نمیفهمند ! حالا تو هر روز هی بگو : ما . . . ما . . . ما. . .
آهسته رانی یا که تند ، آرام جانم رفته است…!
من به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود !
آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت ، ولی آهنگ زنگت رو موبایلم مثل بقیه بود !!
تو به خاطر اینکه بفهمی منم و من به خاطر اینکه فکر کنم تویی …
آیین زندگی من بسیار ساده است و آن مهربانی است.
آی سهراب خانه باشدطلبت دل من سخت گرفته است بگو شانه دوست کجاست؟؟؟؟؟
آینه هم از من شکایت دارد! روی خوش میخواهد!!!!!! آینه جان=ندارم….
إی خدا… یه روزی فکر میکردم، قطعه ی ۳۰۴، آخر دنیاست… اما… نه.. وقتی “یگانه عشقت رو زمین هست و کنارت نیست”.. آخر دنیاست..
ا همیشه بخوان مثل پیامک های موبایلت، خدایا ما کجا هستیم…..؟!!
ا* این قاصدک ها روفوت کردم تا بیان بهت بگن به یادتم *******
ابرها به آسمان تکیه میکنند ، درختان به زمین و انسانها به مهربانی یکدیکر
اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر
اتل متل رفاقت دل به تو کرده عادت ، برات دعا می کنم ، اینم رسم صداقت.
اجبار عجیبی ست ، خوابت بیاید ؛ یک دنیا اما ؛ از درد تنهایی بیدار باشی ! از سکوت نافرجام ! شاید از حبس نفس !
احساس هایی که همچون طلایند،از آرامش ،از ماندن زنگ نمی زنند.
روزی به میخانه رفتم تا در غم یار شرابی نوشم قناری را دیدم به صاحبش گفتم فروشیه؟
گفت:نه رفیقمه.
به سلامتی هرکس که رفیقشو نمیفروشه
روزی خفـــــه خواهـم شد، بـس که دردهــــایم را نــــجویده قـورت میـدهم!
روزی خواهیم فهمید از زندگی هیچ چیز نداریم جز خاطراتی که رهایمان نمیکند.
روزی درویشی را گفتن چرا دوست نمیطلبی؟ آیا دوستی را دوست نداری؟
گفت: دوستی را دوست دارم اما طاقت جدایی دوست را ندارم.
روزی روزگاری خدا ما رو آفرید تا آدم باشیم…………قصه ما به سر رسید…خدا به خواستش نرسید
روزی میرسد.بی تفاوتی هایت را به جای خالی ام را حس کنی،وشایددردلت بابغض بگویی کاش اینجا بود،آن وقت است که میفهمی چقدر زود دیرمیشودومن حتی به خوابت هم نمی آیم…!
روزی گفتی ,کنم شبی دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت وز گفته خود هیچ نیامد یادت ‏ ((سعدی))
روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم ، واقعیت خنده دار ترین لطیفه دنیاست …
روشن ترین روز ها در انتظارت خواهد بود چون من آفتاب را برایت آرزو کرده ام!
رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را
اخبارودیدى؟بى انصافاهواى همه جارواعلام کردن جزدل من که بدجورهواتوکرده.
رفتی تو آغوش دیگری؟؟؟ من عادت ندارم یه لباسی که کسی پوشیده باشه رو بپوشم…. چندشم میشه…..
رفقا پدر و مادرتون رو راضی کنین تا امسال به احترام فقرا اصلا آجیل نخریم
رفقای امروز مثل انارند ، رنگ خوبی دارن اما وفا ندارن .
رفیق بی وفا را کمتر ز دشمن نمیدانم * شوم قربان آن دشمن که بویى از وفا دارد
رفیق دلبسته من همیشه چشم به راهتم توی کویربی کسی تشنه روی ماهتم.
رفیق معامله فسخ شد!!! در قبال دنیا یک تار مویت را میخواستند… ندادم!!
رفیق هیچ میدونی اکسیژنی؟ هر وقت میخم چند لحظه بیخیالت شم خفه میشم….
رفیقان آمدند دشمنان یه دادم برسید….
رمز تصمیم گیری های بهتر این است که باور کنی سزاوار وضعیت بهتری هستم و سپس بر پایه این باور عمل کنم .
رمز نو شدن را باید دانست وگرنه بهار یک فصل تکراریست.
رنج بردن،آموختن است ومن ازآموختن لذت میبرم،وسالهاست دررنجی بزرگ آموختم کوچک زندگی کنم تاهیچ وقت کوچک نشوم….§
رنج گل بلبل کشید و بوی آن رو باد برد. رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد
رنجشی نیست !!!
آدم ها همینند !!!
خوبند اما فراموشکارند .
رنگ و روی مرد و نامرد یکیست،آنقدر باید بگردی تا بدانی مرد کیست؟؟؟
رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که برخی آدمها بخشی از سرگذشتتان هستند نه بخشی از سرنوشتتان..
رو تو یه حساب دیگه میکردم ناراحت نشو ولی تازه فهمیدم مردم راست میگفتند تو آدم دو روی هستی …
یه روت ماه یه روت گل یکی از یکی بهتر و قشنگتر
رو فاصله U و I کسی که الفبا رو اختراع کرد یه اشباهه خیلی خیلی بزرگی کرد و اونم این بود که : میون انداخت!
رو پاکت سیگار نوشته بود “سیگار برای شما واطرآفیانتان زیان آور است” تو دلم گفتم :تو یه نفر اطراف من پیدا کن قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم…!
روز را خورشید می سازد و روزگار را ما.ما را قلب نگه میدارد و قلب را عشق. پس روزگار را عاشقانه بسازیم
روزانه هزاران انسان به دنیا میان…. اما انسانیت در حال انقراض است
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
روزهای تعطیل سخت تر میگذرند،چون میدانم وقت داری به من بیندیشی،اما نمی اندیشی!
روزی مجنون بوسید پای سگی را !
مردم گفتند چرا؟
گفت گاه گاهی سوى لیلی میدود…
روزگار به من یاد داد که با زندگی قهر نکنم …. چون دنیا منت کش کسی نیست !!!
روزگار سختیست!!!! مدتهاست روی جدول های کنار خیـــــــ ـ ــــــابـــ ـ ــــــان تمریـــــــ ـن نیفتــــــــــ ـادن میکنم
روزگار عجیبست…! این روزها انگار آدم ها بدست هم پیر میشن نه به پای هم..!!!
روزگار هم گله مندی شده است من بگویم تو بخندی شده است آشنایان زما یادی نکنند شاید احوالپرسی هم سهمیه بندی شده است
روزگار چه کردی با دلها؟ دیگر دلخوش نیست. همه دلخون شده اند یاکه دلسنگ. و اگر باشد مجالی دلتنگ ولی بیرنگ..بی رنگ
روزگارا ،تو اگر سخت به من میگیرى باخبر باش که پژمردن من آسان نیست، دارم دلخوشى ها کم نیست… زندگى باید کرد…
روزگارا: تو اگر سخت بمن میگیری! باخبر باش، که پژمردن من، آسان نیست.
روزگارت بر مراد، روزهایت شاد شاد، آسمانت بی غبار، سهم چشمانت بهار، قلبت از هر غصه دور، بزم عشقت پرسرور، بخت و تقدیرت قشنگ، عمر شیرینت بلند،
روزگارمان راسیاه کردند بعدبهمان میگویند شب است…
روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید / حالیا چشم جهانی نگران من و توست
روزگاری هـم اگــر ، دیـوانـه ات بــودم . . . گـذشـت !!
روزگاری یک تبسم یک نگاه
خوشتر از گرمای صد آغوش بود …
روزگذشته تو ازبین رفته وآینده مورد تردیدوامروزت غنیمت است،پس به امکان فرصت آن ، بشتاب ومبادا که به زمان اطمینان کنی. امام علی(ع)/غررالحکم/۱۰۴۶۴
روزی با خود فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما حالا حاضر نیستم حتی کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست.
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهید بود… تلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید
تومثل خواب نسیمی،به رنگ اشک شقایق،تومثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق!
تونلها هم راست میگویند از دل سنگ هم میشود راهی پیدا کرد.
توىِ “زندگــ ــ ــ ــیت” جــزءِ اون دسته از اَفـــ ـــرادى باش که :
اگه یکی از پُشت چشماتو گرفت ، فقط یه نفر تو ذهـــنت بیاد ، نه چند نفر !
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یاسواره بودن فرقی نمیکنه امااگر همراهی مثل خدا داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه…
توی مارپله ی زندگی،
مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه،
تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !
توی این سایت همه دارن حرف از رفت میزنن…افسوس!!! کاش یک نفر میان این رفتن ها با آمدنش غافلگیرمان کند!!! اللهم عجل لولیک الفرج….
تویی که مرا در حال سقوط می بینی ایا تا به حال اندیشیده ای شاید تو وارونه ایستاده ای
تیشه ام را آورده ام تو فقط بکو کدام کوه… . . . . فقط کمى ” شیرین ” باش…
تیغ تیزی گر به دستت داد روزی روزگار
هرچه میخواهی ببر،اما رفاقت را بذار
تکرار یک اشتباه برای بار دوم دیگر اشتباه نیست، انتخاب است!
تکلیف گفتنی ها که معلوم است … زحمت نگفتنی ها هم می افتد بر گردن سیگار …
ثانیه ها مى گذرند
چشم به ساعت دوختم
تو در یک قدمى من از من فرسنگ ها دورى
کاش مى توانستم گامى بردارم.
ثانیه ها را نگاه کردم سریع و بیرحم از پی هم می دویدند و من مات و مبهوت در حسرت گذشت ایام هستم سال نو می شود و من کهنه این است عاقبت دنیا
جا مانده است چیزی در جایی که دیگر هیچگاه هیچ چیز جایش را نمیگیرد نه موی سیاه و نه دندان های سفید…
جا گذاشتی……….!!!! رد خاطراتت را جا گذاشتی………. مال ناراضی از گلوی ما پایین نمیرود………… بیا برش دار و با خودت ببر…………
جاده ای که انتهایش معلوم نیست،پیاده یا سوار بودنش فرقی ندارد.
جاده ی خوشبختی در دست تعمیره ! دور بزن برگرد این اسمش تقدیره!
جاذبه سیب،آدم را به زمین زد وجاذبه زمین سیب را…. فرقی نمی کند،سقوط سیب یا آدم، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست… الا رحم ربی
جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرند و جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دورویی می کنند…
جان فدای آن که یادم میکند، یاد او هر لحظه شادم میکند،مهربانی های او شیرین شکر، با مرامش کیش و ماتم میکند.
جایى بنویس کسى دوبار زندگى نکرد و روزى دوبار به آن بیندیش!
جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام "زندگی ام"
جای آسمان با زمین اگر عوض بشود زیر پایمان چه آبی روانی خواهد شد راستی… دریا چه رنگی خواهد شد در بالای سرمان؟!
جای بعضی ها توی کتاب جغرافیا خالیه ، با عنوان ” پست ترین ” نقطه ی دنیا…
جای خالیت را نفس میکشم..! عطرت از تو با وفا تر است…
جای من کی شناخت تورو ، باید نوشت از نو صدای آب رو…
جدای از ( که؟) بودنت، هرکه هستی مبارکی…………
همین که در اندیشه ی ما و به یاد ما میگذرانی ما را بس است…….
جدیدا اسم خیانت شده اشتباه…!که باید ببخشیو فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!!!جالبه…
جدیدا با دیوار حرف میرنم. . .میدونی؟!از شخصیتش خوشم اومده،یه جورایی محکمه . . .ثابته. . .آرومه
جز دعا نیست مرا ، تا که کنم هدیه تورا، بپذیرش که دعا هدیه درویشان است….
جز من اگرت عاشق وشیداست بگو
ور میل دلت به جانب ماست بگو
ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو…!
 
جــواب یــه حـــرفایی فقــط یـه "نفــس عمـــیقه"
جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـم، آن طـور کـه تـو و مـرا آشـنـا کـرد. تـو شـدی خـاطـره سـاز و… مـن خـاطـره بـاز…
جلادی میگریست…همه میگفتند او که دل ندارد!چرا میگرید!؟…نمیدانستند که جلاد دلباخته ی دختری بود که زیر تیغش آماده جان باختن بود…
جلو کوه داد بزنی محبت برمیگرده محبت… یعنی تو از سنگم کمتری !!؟
جلوتر از من نرو، چون ممکنه تورو گم کنم…
پشت سرمن هم نیا، چون ممکنه راهنمای خوبی نباشم…
کنارم باش، مثل یک دوست واقعی…
جمعی بودیم هوای غم میخوردیم در فصل گرسنگی به سر میبردیم چون سیر شدیم دور گشتیم ز هم ای کاش در آن گرسنگی میمردیم
جمله “به تو افتخار میکنم” همانقدر به مردان انرژی میدهد که جمله “دوستت دارم” به زنان . . .
جنبندگان زمین، ماهی‌های دریاها، و هرکوچک و بزرگی در زمین خدا و آسمان او
برای معلم خوبی‌ها، استغفار می‌نمایند. امام صادق(علیه السلام)
جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست
جه نقاش ماهریست فکروخیال …
وقتی که دانه دانه موهایت راسفید میکند !!!
جهان اول جایی است که عکاسانش برای جایزه از گرسنگان جهان سوم عکس می گیرند…
هی تو..با توام… تو که هم نفسم بودی… داری تک تک نفسامو ازم میگیری…
هیس!!!!!! بگذار بروند !ماندن که التماسی نیست
هیــشکی ام نــیس بــهــمون بــگه : تــو دلـــم ول ولــه س واســـه خواستـنت… ! 😐
هیـــ ـــچ ثـروتی بـــ ـالاتـ ـر از مهـــــ ـــــربونی نیسـ ـت.یـ ـادت باشـ ـه خیـــ لــی ثـ ـروتمنــــــــ ـدی
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست… هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟؟؟
هیچ انتظاری از کسی ندارم ، و این نشان دهنده قدرت من نیست ! مسئله .. خستگی از اعتمادهای شکسته است … تنها تکیه گاهم تویی . . .
هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی یه خورده از ثروتت رو هم به ما بدی چی میشه آخه !؟
هیچ شکستی وجودندارد مگرآنکه تلاش از تدوام بازمانده باشد.
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد فروغ فرخزاد
هیچ عشقی عظیم تر از عشق مادر نیست هیچ حمایتی عظیم تر از حمایت پدر نیست !!!
هیچ میدانی ؟ جای قول و قرارهایمان امن است، زیر پاهای تو !
هیچ هم برای خودش عالمی دارد……. وقتی (همه هایت)هیچ میشوند…………….. آنوقت هیچ هم برایت یک دنیاست…………..
هیچ وقت از خدا نخواه که تمام دنیا رو بهت بده فقط بخواه کسی رو بهت بده که تو رو به تمام دنیا نده.
هیچ وقت به چشمانت رازدلت رانگو…چون رازنگه نمی داردوگریه میکند…
هیچ وقت حرفایی رو موقع عصبانیت بهت میزنن فراموش نکن چون…….حقیقته
هیچ وقت خودت را ۱۰۰%خرج کسی نکن که تا ۱۰بیشتر بلد نیست بشماره…
هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی چوب صداقت این همه درد داشته باشه…
هیچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند .
هیچ وقت نگو به آخر خط رسیدی، همیشه به یاد بیاور معلمت را که آخر خط می گفت: نقطه سر خط!!!
هیچ چیر به جزء اشک مادرم زمین گیرم نمیکنه!!!!!!!…..
هیچ چیز از دست نرفته است و همه چیز در دسترس ماست .تو جسور باش و مایوس مشو مالک همه چیز خواهی شد.
هیچ چیز واقعا خراب نیست ……….
حتی ساعتی که از کار افتاده در روز دو بار ساعت را درست نشون میده
هیچ کس با هیچ کس سخن نمی‌گوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد / برکه طوفانیم را حس نکرد او که سامان غزل هایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکرد
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی‌گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است
هیچ گاه به کوچه بن بست ناسزا نگو …
رنج بن بست بودن برای کوچه کافی است
هیچ گاه خط دلت را مشغول نکن شاید دلتنگی پشت خط باشه
هیچکس نفهمید: شاید شیطان عاشق حوا شده بود… که به آدم سجده نکرد!
هیچوقت از خدا نخواه که همه دنیا مال تو باشه ، همیشه از خدا بخواه کسی که همه دنیای توست مال کسی دیگه نباشه .
هیچوقت بچه ای از نسل خودم نمیگذارم پا به این جهنم دره بزاره هرکس تجربشو به یه نحوی به فرزندش انتقال میده منم اینجوریـــــــــــــــــــ……….
هیچوقت خودتو واسه کسی شرح نده…چون کسی که دوستت داره نیازی به این کار نداره…و کسی که دوستت نداره اونو باور نخواهد کرد.
هیچوقت ذره ی حسادت نمیکنم اگر با دیگری ببینمش؟مادرم ازبچگی به من یاد داد،اسباب بازی هایم را به بدبخت بیچاره ها بدهم!!!
هیچوقت مرا درک نخواهی کرد… و این بزرگترین درد من است…
هیچوقت و هیچگاه جرم ما فقیران ثابت نمی شود ! چون اثر انگشتمان را کارگری سائیده است… به سلامتی قشر ضعیف مملکتمون همه کارگرا
هیچوقت…هیچوقت کسی را با تمام وجودت دوست نداشته باش.یک تکه از خودت را نگه دار برای روزهایى که هیچکس را به جز خودت ندارى
هیچوقت…وقتی خودت نمیدونی کجای زندگیتی… کسی رو تو زندگیت راه نده!
هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی را به دیگران هدیه کند وهیچکس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخنددیگران نیاز نداشته باشد.
هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی‌ کار کردی؟” تو ۶ میلیارد انسان تو رو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه !؟
هیچکس نمیتواند زمان را به عقب ببرد و چیزی که خراب کرده است را درست کند،اما همه میتوانند امروز را بهتر شروع کنند و
یک پایان خوب داشته باشند.
هیچکسی بعد هیچ کس دیگه نمرده! ولی خیلیا بعد خیلیا دیگه زندگی نکردن.
هیچکـــس نمـی دانــد چقــدر جـایِ شـادمـانیهـای بـی سـبب در دل نســلِ مـا خـالیسـت …!
هیچگاه باخود نگو:اگرببخشم کوچک خواهم شد، اگر با گذشت کردن کسی کوچک میشد خدا اینقدر بزرگ نبود…
هیچگاه به واژه ها اعتماد نکن…اولین حرف الفبا سرش کلاه رفته…
هیچگاه عشق به همدم را پاینده نپندار و از روزی که دل میبندی این نیرو را در خود بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی چرا که آرام جان دیگری در راه است.
هیچی باحال تر از قدم زدن تو خیابون بعد از بارون نیست شما هم اینجوری اید یا فقط منم؟
هیچی زیباتر از این نیست که با کسی که دوست داری قدم بزنی . . . بعد ییهو بارون بباره و اون دستتو بگیره و دست هردوتاتون بلرزه . . . .
و اما اگر خواستی تنهایی ما را بنویسی………. یک خواهش صمیمانه و کوچک………. تنهایی ما را بکش تا بامداد قیامت….
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد
و این جهان پر از صدای حرکت مردمیست که همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند…
قرار است از تو که آرام جان لحظه هایم بودی برای دلم ، یک انسان معمولی بسازم …
قرار نیست که ارزش ها دفن شوند وقبرها بمانند
قرارمان بهشت؛پای درخت ممنوعه! تو بگویی سیب و من از لبت بچینم اینبار…..
قربون آدمایی که توی دریای مردونگی غرق میشن ولی از پل نامردی رد نمیشن.
قربون این همه خوبیت برم مادر … قربون این همه مهربونی و حوصله ات برم مادر … دلم برای تماشای نماز شب هات لک زده
قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم، نهایت قهرش بین دو اذانه.. دوباره صدام می کنه.. “خدا عشق است”…
قرمزی چشاتم نفازلین بریز فنا شیم
قشــنگ تــرین دیــالـوگــی کــه دیــدم: “قــانون مــاله فقــیرهاست آقــــا…..”
قشنگ ترین دیالوگ دنیا اونجاست که پدر ژپتو به پینوکیو بمان! آدم ها دنیایشان قشنگ نیست………
قشنگترین لحظات را کسی به تو میدهدکه بتواند غمگینترین لحظات را ازتو بگیرد
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی… من دردِ مشترک‌ام مرا فریاد کن. . . . . شاملو
قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم سرنوشتم هر چه بوده من پشیمان نیستم من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام سرنوشتم را به دستان خودم ساخته ام
قطار …
راهت راه بگیرو برو نه کوه توان ریزش دارد نه دهقان پیراهن اضافه …
هیچ چیز مثل سابق نیست …
قطار باید اسیر ریل بماند ! چون نتیجه آزادیش فاجعه خواهد بود
قطرات بارون ممکنه کوچک دیده بشه امایه گل تشنه منتظرباریدنشه ،یه SMSممکنه ساده به نظربرسه اماقلب فرستندش خیلی بیادته.
قــاصدک هــم به مــا رسیــد ، خــبرش یــادش رفــت ….
قـــدم نزن این جـــا… این شعـــر ها ، آن قدر بارانی اند که می ترســم تمام لحظه هایتـــ خیس شوند…!
قــــدر لـحـظـه ها را بـــدان زمـــانـی مـی رســد کــه تــــو دیـــگـر قــــادر نـــیستی بــگـویـی : ” جــــبـــران مــی کـــنم “
قلب آدما مثل یه جزیره دور افتاده میمونه ، مهم نیست کی واسه اولین بار پا به این جزیره میذاره، مهم اینه که کی واسه همیشه اونجا میمونه..!
قلب خانه ای است دارای دو اطاق ،‌ در یکی رنج و دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید وگرنه رنج در اطاق دیگر بیدار می شود.
قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن ! همان کـه خون “پمپاژ” کنی کافیست اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار . . . .
قلب معشوقت مثل صندلی خط واحده ، تو صاحبش نشی یکی دیگه صاحبش میشه . پس تا آخر خط باهاش باش …….
قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آنها انتظار محبت داشتم نه فراموش…….
قلب من تقدیم به کسی که هر از گاهی یادی از دل خسته ما می کند.
قلب من جایگاه رفیقى است که شقایق ها حسرت آن را میخورند
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند
قلب من در شهر چشمان تو جا مانده است قدر یک شب هم شده از آن پرستاری کنی
قلب پاک از تمام معابد جهان مقدس تر است!
برای داشتنش خرسند باش…
قلبم را گره زدم به بند کفشم تا زیر پای خودم له شود…. بهتر نیست….؟؟
قلبم رو دادم به تو مراقبش باش نه برای این که قلب منه برای این که تو توش هستی.
قلبم مثل قبرم فقط جای یکنفره……
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
قلبها دریچه نفوذند و آنکه صادقانه نفوذ کند پایدارترین مهمان است….!
امام علی
قلبی که یک لحظه دو صد عشق پذیزد،باید که چنین قلبی ز اندوه بمیرد،بی عشق و محبت نتوان زیست ولیکن یک قلب چگونه دو محبت پذیرد؟؟؟؟؟
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت جوهر از شیشه ی ذات کاغذ از صفحه ی دل نورش از شمع حیات تا بنویسم همه جا *روزگارت خوش باد*
قله ای که یه بار فتح شد تفریحگاه عمومی میشه! پس مواظب قله ی دلت باش.
قله ای که بیشتر از یک بار فتح شود تفریحگاه مردم میشود. مواظب قله دلتان باشید.
قهرورحمت را شکر!
کاش قلم دومی هم میساختی که وقتی تقدیر زمین را مینوشتی
جوهر قلمت تمام شد مجبور نشوی مچاله أش کنی. ما اینجا نیمه جانیم..
قوچ کیست؟
ارشدترین گوسفندگله که از طرف چوپان مفتخر به دریافت زنگوله شده وحق (؟) تمام گله را دارد.
 اگه گفتی جای علامت سوال چی بذارم.
قیمت خودکار ۳۰۰ تومن. قیمت غلط گیر ۸۰۰ تومن همیشه برای پاک کردن اشتباهات هزینه بیشتری باید پرداخت کرد .
کار اندکى که ادامه یابد، از کار بسیارى که از آن به ستوه آیى امیدوار کننده تر است. امام علی (ع)
کار سختی است دوست نداشتن تو……. این روزها…باید برای خودم…. کار دیگری دست و پا کنم.
کارم را تمام خواهد کرد یک روز! نه بی بهانه رفتنت نه انتظار برگشتنت تنها “تصور بی وقفه ی تو کنار او” کارم را تمام میکند یک روز!!!”آرام”
کاش آنقدرقدرتمند بودم که دنیارابه کامت بچرخانم، اما کسی رامیشناسم که قادر مطلق است، ازاومیخواهم برایت بهترینهارا.
کاش به جای حسادت، غبطه میخوردیم… حداقل اینجوری به خودمون میومدیم و تلاش میکردیم به اون چیز برسیم!
کاش بودن‌ها را قدر بدانیم؛ به خدا قسم نبودن‌ها همین نزدیکی‌هاست…
کاش دل آدم عین دماغ بود هر وقت میگرفت فین می کردی تا باز بشه
کاش دنیاساعت بود ومن وتوعقربه هایش تاهریک ساعت یکباربه هم میرسیدیم.
کاش دوستی آدمها مثل رفاقت چشم و دست بود وقتی دست زخم میشه چشم گریه میکنه وقتی چشم گریه میکنه دست اشکاشو پاک میکنه.
کاش فاصله هااجازه می دادندوقتی قلبهایی به یادهم می تپنددرکنارهم باشن..
کاش لحظه های بادوست بودن مثل خط سفید جاده ها بود! تکه تکه می شد ولی قطع نمی شد
کاش ما آدم ها هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم که :هر آشغالی ارزش وقت گذاشتن نــــــداره
کاش می شد “یکی بود،یکی نبود” را حذف کرد و “یکی همیشه هست” را نوشت…
کاش میشد قلاده دور گردن بعضی ادما بندازی هم هویت دار میشدن هم هار نمیشدن……
کاش میشدزندگى راهم عوض کرد،
مثل چایى،
وقتى که سردمیشود.
 
کاش همیشه مثل ماه رمضون منتظر اذون صبح باشیم…. کاش
کاشکی می شد که یک شب مهمون خواب من شی حتی واسه یه لحظه رویای ناب من شی “محمد اصفهانی”
کافه چی قهوه ام را شیرین کن آنروز ها که تلخ میخوردم روزگارم شیرین بود
کاهی شابرک میکیری ،خیلی آرام ،تا رهایش کنی … شابرک میان دستانت له میشود… نیت تو کجا وسرنوشت او کجا…
کدام دردناکتر است این که پرواز بدانی ولی اسیر باشی، یاانکه ازاد باشی ولی پرواز ندانی
کدام مقدس ترند برایت خدا 
دیوان دلتنگیهایمان که هرروزورق میزنی ومیخوانی یا دیوان دلخوشیهایمان که بوسیده ای و گوشه ای پنهانش کرده ای؟
کس نمیداند در این بحر عمیق/ سنگ ریزه قرب دارد یا عقیق؟
من همین دانم که در این کوى و بر/ هیچ چیز ارزش ندارد، جز رفیق
کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فردا…
چه میدانی تو از امروز
چه میدانم من از فردا…
همین یک لحظه را دریاب که فردا قصه اش فرداست. ‏
کــوروش بزرگ: من با هیچکــس بر سر آیین و باوری که دارد نمی جنگم چرا که خـــدای هر کس همانیست که خـــرد او می گوید
کفشهایم که جفت میشوند دلم هوای رفتن میکند.من چه کودکانه دلتنگ میشوم،بی آنکه فکر کنم چه کسی دلتنگ من میشود.
کلافه ام
درست شبیه لحظه ای که مادربزرگ
نمیتواند سوزن نخ کند…!
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند/از نیک و بد زمانه بگسل پیوند/می در کف و زلف دلبری گیر که زود/هم بگذرد و نماند این روزی چند
کو آن کسی که کار برای خدا کند
بر جای بی وفایی مردم وفا کند
هر چند خلق سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند
کو دل که آنچه دلش میخوانند یه قطره خون است و هزار اندیشه ….
*با دقت بخون و بهش فکرکن* وقتی که خیانت بکند پیرهنت انگار که غریب بوده یک عمر تنت سخت است بدون مرز عاشق باشی یکباره بفهمی فلانی و زنت…*
*به سلامتی نیمکت آخر کلاس که زمانی عالمی داشتیم……….
*مگه اشک چقدر وزن داره…؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…
*چکاوک پرنده ی احساس* آدما ب دو صورت میمیرن… یکی اونایی ک روحشون از اسارت تن خارج میشه و ب آسمان ها پرواز میکنه… یکیم اونایی ک فراموش میشن…
+اون سیگاره دستت؟ – آره + گفته بودی نمیکشم؟! – گفته بودی نمیرم.. ]
,وقتی ارزشها عوض میشن عوضی ها باارزش میشن
. * ./00. *. . * ('_') * . * . ( : ) . * . *( : )* . ببین چه آدم برفی نازی درست کردم! با این که خیلی دوستش دارم، مال تو.
. میدونی فرق من با برف چیه ؟ . . . . . . . برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .
آرامشم در این روزها مدیون همان”انتظاریست” که دیگر از “هیچکس”ندارم!
آرامم …. مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند ، دیگر از داس ها نمی ترسم ….
آرزو دارم بهاران مال تو/شاخه های یاس خندان مال تو/آن خداوندی که دنیا آفرید/تا ابد همراه و پشتیبان تو…
آرزو دارم فرو افتادن هر قطره ی باران ، آمینی باشد برای آرزوهایت
آرزو دارم:خورشید رهایت نکند،غم صدایت نکند،ظلمت شام سیاهت نکند، و تورا از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند.
آرزو می کنم می توانستم به تو نشان دهم که یاد تو در من تا چه اندازه شیرین است و تا چه اندازه دوست دارم که تو را دوست بدارم
آرزو میکنم افتادن هربرگ آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت.
آرزو میکنم بزرگترین آرزوت، کوچکترین چیزی باشه که خدا واسه ت رقم زده
آرزو میکنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی
آرزوها اگر اسب بودند، گداها سواره می رفتند!
آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس میکشند ، هنوز شعله ورند ، نسیم مهربانی تو کی می وزد ؟
آرزویم برایت این است: درمیان مردمى که مى دوند براى زنده بودن ، آرام قدم بردارى ، براى زندگى کردن!
آرزویم این است : که شوی بنده محبوب خدا و دعا میکنم آرام بمانی هر روز 
سربلند از همه واقعه ها ، شاد باشی و بخندی هر دم به دل انگیز ترین خاطره ها…
آرزویم برایت این است: در میان مردمی که می دوند برای "زنده بودن" ، آرام قدم برداری برای "زندگی کردن"
آرزویی کن, گوشهای خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه. شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد.
آرزیم این است که بهاری بشود روزو شبت، که ببارد به تمام رخ تو بارش لحظه ی شادی و شعف، و من از دور ببینم که پر از لبخند است،چشم و دنیا و لبت……….
آره شما راست میگین دنیا اونقدر تمیزه که تنها لکش منم …
آروم آروم … دوباره …. دل هوای گـــــــریه داره … بعدِ رفــــتنت … دلتنگـــــتم دوباره … جــــونمو میگیره عطر پیــرهنت ….
آری خسته ام وبه نرمی لبخند می زنم بر خستگی که فقط همین است-در تن آرزویی برای خواب،در روح تمنایی برای نیندیشیدن!
آری تو راست میگفتی . . . با تو بودن هم سر حدی دارد . . . تازه معنی ” سر حد مرگ ” را می فهمم . . . .
آسـمـــــان بــا هـمــــه خــــورشـیـــد و بـا مــا ابـــر دارد … مــی رســـد روزی بــه مـــا هـــم .. صـبـــــــر دارد !
آسمان شاهد عهدیست که با هم بستیم ابرها در سفرند آسمان اما هست.
آسمان هم که باشی بغلت خواهم کرد ! فکر گستردگی واژه نباش . . . همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند . . . پر از عاشقانه هستی ؛ دگر از خدا چه خواهم ؟
آسمان که گریه می‌کند انگار تو هم دلت می‌خواهد که ابر شوی و بباری… بباری و پاک کنی، زنگار دل سیاهت را
آسمانت بی غبار
سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور
بزم عشقت پر سرور.
بخت و تقدیرت قشنگ
 عمر شیرینت بلند.

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید …
آشنایان کهن راخبری ازدل تنهایم نیست غم دل باکه بگویم که کسی یادم نیست.
آشوب،. همان حس غریبیست که وقتی به لبهای تو لبخند نباشد، دارم…!
آغوش کسی را دوستــ دارم ک بوی بی کسی بدهد…نه بوی هرکسی….!
آفتاب که میتابد، پرنده که میخواند و نسیم که می وزد،
با خودم میگویم حتمأ حال تو خوب است که جهان این همه زیباست
آقای من تو آفتاب من شدی من آفتابگردان تو ، نه … من گرد دل خود گشتم و آفتاب حضورت در میان آسمان ابری دلم گم شد… فرجش “صلوات”
آلیس کجایی؟بیا…اینجا عجیب ترین سرزمین دنیاست..!
ارادت داشتن به خوبان همیشه گفتنی نیست گاه سکوت است گاه نگاه و گاه دعا
ارامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا،نگاه به اینده و اعتماد به خدا،نگاه به اطراف و جستجوی خدا،لحظه هاتان سرشار از بوی خدا
ارث شهید گمنام،گمنامی اش است، هر چه اخلاص بالاتر،گمنامی بیشتر…
ارزان تر از آنچه که فکرش را بکنی بودی ، اما برای من گران تمام شدی
ارزش قلب به عشق و ارزش سخن به صداقت . ارزش چشم به پاکی و ارزش دست به یاری .ارزش قدم به برداشتن و ارزش دوست به وفای اوست
ارزش هـر لـحـظـه رو بـا فـکـر کـردن بـه لـحـظـه بـعـد از دسـت نـده . . .
ارزشمندتربن مکانهایی که در دنیا میتوان حضور داشت در فکر کسی… در دعای کسی… و در قلب کسی
ارزن تر از آنچه که فکرش را بکنی بودی اما برای من گران تمام شدی….
ارزوی قشنگی است کنار ردپای تو رد پا داشتن بر دشت سپید پوشیده شده ازبرف هنوز اما نه برف امده ونه تو!
ارگ" را از "بم" گرفتید. حرفی‌ نزدیم. "جان" را از "آذربایجان" نگیرید، یک کلمه مگر چند حرف دارد؟!؟
از “سردی” نگاه مادرم ، سرما خوردم . .
از " مـانـدن " کــه چیــزی نـمی دانی
لااقـــل….
درســـت رفتـــن " را یــاد بگیـــر …..
از آش روزگار چنان دهانم سوخت که از ترس!!!!!آب یخ راهم فوت میکنم
از آن ترسم به پیری مبتلاشم ، از آن ترسم که محتاج عصاشم، از آن ترسم که دلدارم بگوید : نمیمیرد که از دستش رهاشم.
از آن وقتی که ماه نگهبان شب شد و خورشید نگهبان روز، اونا دیگه همدیگه رو ندیدن. احساس مسوولیت گاهی آدمها رو از هم دور میکنه…………….
از آهسته رفتن نترس، از بی حرکت ایستادن بترس. *** تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش. ‎
از اداره کشاورزی مزاحمت میشم لطفا به محبتی که تو دلم کاشتی رسیدگی کن !
از عالم کفر تا به دین یک نفس است/وز عالم شک تا به یقین یک نفس است/این یک نفس عزیز را خوش میدار/کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
از عجایب عشق همین است: تنها همان آغوش آرامت میکند که دلت را به درد می آورد
از عشق متنفرم. ؛ چون باعث شد مادرم را از یاد ببرم… و وقتى که دیگر عاشق نبودم، مادرم از پیشم رفته بود… حسین پناهى
از فریب انسانها دلگیر نشو، اینان روى زمینى زندگى میکنند که روزى یک بار خودش را دور میزند…
از قدیم گفتن مواظب باش چی آرزو می‌کنی، چون ممکنه برآورده بشه
از قورباغه ی ته چاه پرسیدند:آسمان چیست؟گفت:دایره ی کوچکی به رنگ آبی….
از مادرش قول گرفته بود بعداز شهادتش در قبری که خودش کنده بود دفنش کنند… موقع دفنش همه دیدن در قبر فقط جسم بی سرش جا می شود! قبر را به اندازه کنده بود!!!
از مرگ می ترسم……فقط به خاطر گریه های مادرم….
از مرگ پدرم نمیترسم ؟؟؟؟؟؟؟میترسم عزراییل خانه ام را بشناسد. پس نیکی کن تا………………………………
از مــــــــــــــــــرگ نترسید از این بترسیـــــــــــــــد که وقتی زنده اید چیـــــــــــزی درون شما بمیرد به نام انسانیــــــــــــــــــــــت
از من به شما نصیحت که بدبختی تون رو به کسی نگین خودتون یادتون میره اما بقیه خوب یادشون میمونه.
از من ناراحت نشو لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است !
از من که گذشت… اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی از همان اول سلام نکن
از میان کسانى که براى دعاى باران به تپه ها مى روند، تنها آنان که با خود چتر مى برند، به کار خود ایمان دارند!
از نهضت قاطعانه روح الله شد دست ستمگران ز ایران کوتاه با دست تهی و این همه پیروزی لا حول و لا قوت الا بالله دهه شکوهمند فجر مبارک باد
از نوشیدن این قهوه های تلخ
خسته که نمیشوم
هیچ
مشتاق تر میشوم
گویی نام تو
در ته فنجان بعدی دیده خواهد شد!
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود
از همینجا به تموم آقایون وقتی عشقت اخمیده ناراحته یه کمی تو صورت نازش نگرانی داره به هیچ چیزنیاز نداره،بجز یه کم نازکشیدن مردونه… فقط همین…
از هیچ کار کودکی ام پشیمان نیستم ، به جز آرزوی بـــزرگ شدن …
از پنجره روزگار به درخت عمرکه مینگرم،خوشتر از یاد عزیزان ثمری نیست مرا
از پیرمردی پرسیدند دوست چیست؟؟ گفت: همان که محبتش مرا پیر کرد.
از کال تا کمال یک “میم”فرق است… عمری را باید بدهی تا حرفی را بخری…!
از کربلای معلی؛ بین الحرمین؛‌کنار گنبد آقا امام حسین (ع)
دعاگوی شما سروران گرامی بودن
توفیق میخواهد که من ندارم ،دعا بفرمایید قسمتم بشه!!
از کسانی مباش که وقتی دربرار شهوت قرار میگیرند گناه را انتخاب می کنند توبه را به تاخیر می اندازند نهج البلاغه /حکمت ۱۵۰
از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟ آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره …
از کودک فال فروش پرسیدم: چه میکنی؟ گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم اینها از منی که در امروزم مانده ام فردایشان را می خواهند…
از گربه ملوس بودنش یاد بگیرید ن چشم سفیدیش…….
از گناه کردن در نهان بپرهیز که آنکه میبیند،همان کسی است که داوری خواهد کرد! (امام علی علیه السلام)
از یاد … از دست … از حال … از رو … از بین … ، به خودت که می آئی … می بینی رفته ای …
از”خوب”به”بد”رفتن به فاصله لذت پریدن ازیک”نهرباریک”است،اما،برای برگشتن بایدازاقیانوس گذشت
‏

همچنین ببینید

حکیمانه – ۱۱

مراقب تن صدای خود باشید! ۱۰ درصد از کشمکش ها به علت اختلاف عقیده است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *